welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار

نام کتاب : سجده بر تربت يا نهايت تواضع در پيشگاه خدا*
نویسنده :سيّدرضا حسينى نسبت (تحت اشراف آیت الله سبحانی)*

سجده بر تربت يا نهايت تواضع در پيشگاه خدا

1
    سجده بر تربت يا نهايت تواضع در پيشگاه خدا
   

2

3
سجده بر تربت
يا نهايت تواضع در پيشگاه خدا

4

5
سجده بر تربت
يا نهايت تواضع در پيشگاه خدا
تأليف
سيّدرضا حسينى نسب
زير نظر
آية الله العظمى جعفر سبحانى

6
بسم الله الرحمن الرحيم
(فَبِما رَحْمَة مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَولِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِر لَهُم وَشاوِرْهُمْ فِى الأمْرِ فَإذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّل عَلى اللهِ إنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ).
سوره آل عمران، آيه159.
(وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَأقامُوا الصَّلوةَ وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ).
سوره شورى، آيه38.

9

مقدمه از: آية الله العظمى سبحانى

سجده بر تربت عالى ترين تجليگاه تواضع

دانشمندان الهى با ژرف نگرى خاصى، به اين نتيجه رسيده اند كه حقيقت وجود امكانى، همان وابستگى آن، به مقام ربوبى است، و اگر اين واقعيت، از ممكنات گرفته شود، موجود ممكنى وجود نخواهد داشت، از اين جهت قرآن مجيد مى فرمايد:
(يا أَيُّها النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إلَى اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَميدُ).1
«اى مردم! شما نيازمند به خدا هستيد و خدا بى نياز و ستوده است».
از اين جهت مى توان گفت: «خودشناسى مايه خداشناسى است»، زيرا «واقعيت خود»، همان وابستگى به خداى بى نياز و ستوده است. چگونه مى توان خود را به صورت كامل شناخت، ولى وابستگى را نشناخت؟ و درنتيجه «خدافراموشى مايه خود فراموشى» است، چنان كه مى فرمايد:

1 . فاطر، آيه15.

10
(وَلا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللهَ فَأنْساهُمْ أنْفسَهُمْ...).1
«از آنان نباشيد كه خدا را فراموش كردند و در نتيجه خود را فراموش كردند».
اين مطلبى است كه ژرف نگران از طريق برهان و دليل به آن رسيده اند، ولى اهل معرفت، از طريق سير و سلوك و «درون گرايى» چنين تعلقى را مشاهده كرده، و آن را با ديده دل ديده اند. از آن دو گروه بگذريم، نوع مردم از طريق فطرت به چنين وابستگى پى برده و خدا شناخته اند، تا آن جا كه خداشناسى يكى از ابعاد روحى انسان ها را تشكيل مى دهد و در تمام چهره هاى تمدن بشرى، حس خداشناسى و خضوع در برابر قدرت بزرگ، و تواضع و فروتنى در قبال آن، براى خود تجلى داشته است. از اين جهت در تمام شرايع آسمانى، عباداتى به نام نماز و غيره تشريع شده كه دريافت فكرى انديشمندان، و شهودى عارفان، و فطرى انسان هاى عادى، را تجسم مى بخشند و آنان را به خضوع در برابر آن منعم بزرگ، وا مى دارند.
آيين مقدس اسلام كه كامل ترين شرايع پيشين و عصاره آنهاست، با تشريع نماز به اين حس، تجلى خاصى بخشيده است و چون نماز يك امر عبادى«توقيفى» است، طبعاً تمام خصوصيات آن در اختيار شارع مقدس است و در فقه اماميه ثابت شده است كه نمازگزار،

1 . حشر/19.

11
تنها بر زمين (سنگ و خاك) و يا روييدنى كه خوردنى و پوشيدنى نباشد، بايد سجده كند.
رعايت چنين شرطى براى نمازگزار از نظر فقه اماميه لازم است، و فلسفه آن اين است كه سجده بر زمين و سپس بر نبات، عالى ترين تجليگاه تواضع و فروتنى است، كه نماز براى خاطر آن تشريع شده است. در برابر سجده بر طلا و نقره يا فرش هاى قيمتى و البته ارزشمند كه هرگز در آن چنين تواضع كامل نيست.
از آن جا كه غالباً چنين شرطى در خانه ها ومراكز كار و در وسايل نقليه فراهم نيست، پيروان اهل بيت، قطعه خاكى را در قالب هاى خاصى به همراه خود نگه مى دارند، تا به هنگام نماز، بر خاك سجده كنند و شرط لازم را تحصيل نمايند. و چنين كارى بدعت نيست زيرا در ميان سلف صالح چنين رسمى وجود داشت، بلكه فريضه است كه تا انسان، نماز خود را، در تمام شرايط به صورت كامل بخواند.
و اين كار، بسان حفظ مقدارى خاك در ميان كيسه در خانه هاست كه افراد مكلف به تيمم، در شرايط خاصى بر آن تيمم كنند، زيرا در همه شرايط، زمين پاك و به تعبير قرآن (صعيداً طيّباً)، در دسترس نيست، و از طرفى انسان بايد تيمم كند، چه بهتر مقدارى خاك پاك در ميان كيسه نظيف حفظ كند، تا در موقع نياز به تيمم به وظيفه خود عمل كند.
از آن جا كه براداران اهل سنت از فلسفه اين كار (سجده بر خاك و

12
يا گياه) اطلاع ندارند، از رائج بودن اين مطلب، در ميان صحابه و تابعان نيز ناآگاهند، در اين رساله، فلسفه سجده بر تربت از نظر شيعه اماميه تشريح شده است و اگر با ديده دقت بنگرند، ناچارند در كيفيت اداى فريضه الهى تجديد نظر نمايند.
شگفت اين كه بسيارى از افراد ناآگاه تصور مى كنند كه شيعيان تربت را مى پرستند در حالى كه شيعه بر خاك سجده مى كند، و از اين طريق عالى ترين تواضع و فروتنى را در برابر خدا ابراز داشته و فقط او را مى پرستد. همه گروه هاى اسلامى بر چيزى سجده مى كنند، چيزى كه هست شيعه بر يكى از دو چيز سجده مى كند:1. زمين، 2. روييدنى از زمين، در حالى كه ديگران بر همه چيز سجده مى كنند، همانطور كه سجده آنان بر پشم و ابريشم، دليل بر پرستش اين چيزها نيست، همين طور سجده شيعه بر تربت گواه پرستش تربت نيست.
شما مشروح اين بحث ها را در كتابى كه هم اكنون تقديم شما خوانندگان مى شود، مى خوانيد، و ما از مؤلف عاليقدر، و نويسنده دانشمند آن، جناب سيد رضا حسينى نسب كمال تشكر را نموده و بر رنج تتبع و دقت او ارج مى نهيم، و همچنين از دوست محترم جناب آقاى حاج حسن محمدى پرويزيان كه اين كتاب به درخواست اكيد ايشان نگارش يافته است سپاسگزاريم، و به حكم «الدال على الخير كفاعله» او نيز در ثواب و پاداش، با مؤلف شريك است. اميد است اين رساله، گامى در راه وحدت كلمه و حسن

13
تفاهم ميان مسلمانان باشد.
قم ـ مؤسسه امام صادق(عليه السلام)
جعفر سبحانى
25/5/1369 برابر 25محرم 1411

14

15

پيش گفتار

بسم الله الرحمن الرحيم
سجده از ديدگاه فرهنگ شكوفاى اسلام، تجلّى گاه تذلّل و فروتنى انسان در برابر آفريدگار جهان، و نقطه اوج آدمى در مسير «عبوديت» است.
از اين رو، قرآن كريم، نه تنها انسان را بلكه همه جهانيان را سجده كنندگان براى خدا قلمداد نموده و چنين مى فرمايد:
(وَللهِ يَسْجُدُ مَنْ فِى السَّماواتِ والأرْضِ).1
«هركه در آسمان ها و زمين است، براى خدا سجده مى كند».
همه مسلمانان جهان بر اين مسأله، اتفاق نظر دارند كه در هر ركعت از نماز، دو سجده واجب گرديده و انجام آن، از ضروريات اسلام مى باشد و تنها در كيفيّت و احكام آن، نقطه نظرهاى گوناگون به چشم مى خورد.
مسلمانان شيعه كه پيروان راستين قرآن، سنّت و سيره پيامبر

1 . سوره رعد، آيه 15.

16
گرامى(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت آن حضرت مى باشند، به پيروى از سخنان رسول خدا و روايات عترت و روش عملى اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله)برآنند كه سجود براى خدا، تنها بايد بر زمين و آنچه از آن مى رويد (جز خوردنى ها و پوشيدنى ها) انجام گيرد.
از سوى ديگر مسلمانان اهل سنّت، دايره شمول محل سجده را گسترش داده و بر آنند كه لازم نيست كه سجده تنها بر موارد ياد شده صورت پذيرد، بلكه اشياء ديگر نيز (حتى خوردنى ها و پوشيدنى ها) مى تواند سجده گاه انسان در نماز باشد.
از آنچه بيان شد به روشنى معلوم مى گردد كه هر دو گروه مسلمان، تنها به منظور ابراز تذلّل و فروتنى در مقابل آفريدگار و امتثال فرمان وى، و براى خوشنودى او سجده مى نمايند و در اين زمينه، اختلافى به چشم نمى خورد.
بنابراين، سخن برخى از نويسندگان كه پنداشته اند سجده بر خاك و يا تربت شهيدان به معناى پرستش آنان و نوعى شرك مى باشد، توهّمى بى اساس بيش نيست.
اكنون، به منظور توضيح بيشتر، بحثى را كه بيانگر ديدگاه شيعه در اين زمينه مى باشد، از نظر شما مى گذرانيم:

17
ديدگاه شيعه   

1

ديدگاه شيعه
پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) كه سجود براى خدا را به پيروى از «سنّت و سيره»، تنها بر زمين و روييدنى هاى آن (مگر خوردنى ها و پوشيدنى ها)روا مى دانند، براى ابراز خشوع بيشتر به درگاه الهى، ترجيح مى دهند كه بر «تربت» سجده كنند، زيرا سجده بر خاك كه مظهر فروتنى انسان در برابر پروردگار است، آدمى را در مقام بندگى و «عبوديت»، استوارى بيشتر بخشيده و او را به هدف بلند آفرينش نزديك تر مى نمايد.
گروهى چنين پنداشته اند كه سجده بر تربت، به معناى پرستش خاك و نوعى شرك به حساب مى آيد و در مقام اعتراض مى گويند: چرا شيعيان، بر تربت سجده مى نمايند؟
در پاسخ اين پرسش بايد يادآور شد كه ميان دو جمله «السجود لله» و «السجود على الأرض» تفاوتى روشنى وجود دارد. ايراد ياد شده حاكى از آن است كه ميان دو تعبيرمذكور، فرق نمى گذارند. به طور مسلّم، مفاد «السجود لله» اين است كه «سجده براى خداست» در

18
حالى كه معناى «السجود على الأرض» آن است كه «سجده بر زمين صورت مى گيرد» و به تعبير ديگر، ما با سجده بر زمين، براى خدا سجده مى نماييم.
اصولاً تمام مسلمانان جهان بر چيزى سجده مى كنند در حالى كه سجده آنان براى خداست، و تمام زائران خانه خدا بر سنگ هاى مسجدالحرام سجده مى نمايند، در صورتى كه هدف از سجده آنان، خدا مى باشد.
با اين بيان، روشن مى گردد كه سجده كردن بر خاك و گياه و غيره، به معناى پرستش آنها نيست، بلكه سجود و پرستش براى خدا به وسيله خضوع تا حدّ خاك است. همچنين روشن مى گردد كه سجده بر تربت، غير از سجده براى تربت است.
در اين جا به منظور روشن تر شدن هر چه فزون تر نظريه شيعه، سزاوار است به فرازى از سخنان پيشواى بزرگ شيعيان جهان، امام صادق(عليه السلام) اشاره نماييم:
«هشام بن حكم مى گويد: از امام صادق(عليه السلام) درباره آنچه سجده بر آن صحيح است، سؤال كردم، آن حضرت فرمود: سجده تنها بايد بر زمين و آنچه مى روياند (جز خوردنى ها و پوشيدنى ها) انجام گيرد. گفتم: فدايت گردم، سبب آن چيست؟ فرمود: زيرا سجده، خضوع و اطاعت براى خداست و شايسته نيست بر خوردنى ها و پوشيدنى ها صورت پذيرد، زيرا دنياپرستان، بندگان خوراك و پوشاك هستند در حالى كه انسان به هنگام سجده، در حال پرستش خدا به سر مى برد. پس سزاوار نيست پيشانى خود

19
را بر آنچه كه معبود دنياپرستان خيره سر است، قرار دهد. و سجده نمودن بر زمين، بالاتر و برتر است، زيرا با فروتنى و خضوع در برابر خداى بزرگ،تناسب بيشتر دارد».1
اين سخن گويا، به روشنى گواه آن است كه سجده نمودن بر خاك، تنها بدان جهت انجام مى گيرد كه چنين كارى با تواضع و فروتنى در برابر خداوند يگانه، سازگارى بيشتر دارد.
بر اين اساس، دانشمند بزرگ شيعه، علاّمه امينى(رحمه الله) در كتاب ارزنده خود (سيرتنا وسنّتنا) به اين حقيقت اشاره نموده و چنين مى فرمايد:
«از آن جا كه سجده، جز فروتنى، و تذلّل در برابر عظمت و كبريايى خدا نمى باشد، سزاوار است كه زمين، به عنوان سجده گاه برگزيده شود و نمازگزار، صورت و دماغ خويش را بر آن نهد تا از رهگذر سرشت پست نخستين خويش كه از آن آفريده شده و به آن باز خواهد گشت و دوباره از

1 . بحارالأنوار، ج82، ص 147، باب ما يصحّ السجود عليه (آنچه سجده بر آن جايز است)، طبع 2، بيروت، مؤسسة الوفاء، سال 1403هـ.ق ـ 1983م، به نقل از «علل الشرايع»:
«عن هشام بن الحكم قال قلت لأبى عبد الله(عليه السلام): أخبرنى عمّا يجوز السجود عليه وعمّالا يجوز؟ قال: السجود لا يجوز إلاّ على الأرض أو ما أنبتت الأرض إلاّ ما أكل أو لبس. فقلت له: جعلت فداك، ما العلّة فى ذلك؟ قال: لأنّ السجود هو الخضوع لله عزّوجلّ فلا ينبغى أن يكون على ما يؤكل ويلبس، لأنّ أبناء الدنيا عبيد ما يأكلون ويلبسون، والساجد فى سجوده فى عبادة الله عزّ وجلّ، فلا ينبغى أن يضع جبهته فى سجوده على معبود أبناء الدنيا الذين اغتّروا بغرورها، والسجود على الأرض أفضل، لأنّه أبلغ فى التواضع والخضوع لله عزّوجلّ».

20
آن برانگيخته خواهد شد، به ياد خدا افتد و موجبات پند و اندرز وى فراهم گردد و فرومايگى اصل وى را به او گوشزد نمايد، تا در او خضوع و فروتنى و انگيزه بندگى خدا و پرهيز از خودخواهى ها حاصل شود وبه روشنى دريابد كه مخلوق، قرين و سزاوار خاك است (در مقابل آفريدگار جهان) همراه با تذلّل و نيازمندى آفريده شده و جز اين نيست».1

1 . سيرتنا وسنّتنا، ص 125:
«والأنسب بالسجدة التى إن هى إلاّ التصاغر والتذلّل تجاه عظمة المولى سبحانه ووجاه كبريائه: أن تتّخذ الأرض لديها مسجداً يعفّر المصلّى بها خدّه ويرغم أنفه لتذكر الساجد لله طينته الوضعية الخسيسة التى خلق منها وإليها يعود ومنها يعاد تارة أخرى، حتى يتّعظ بها ويكون على ذكر من وضاعة أصله، ليتأنّى له خضوع روحىّ وذلّ فى الباطن وانحطاط فى النفس واندفاع فى الجوارح إلى العبوديّة وتقاعس عن الترفّع والأنانيّة، ويكون على بصيرة من انّ المخلوق من التراب حقيق وخليق بالذلّ والمسكنة ليس إلاّ».