فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
«بداء»، از باورها و عقاید شیعیان است و از سویی ادعا می‌کنند که امامان غیب می‌دانند. آیا امامان از خداوند بزرگتر و بالاترند؟
«بداء»، از باورها و عقاید شیعیان است و از سویی ادعا می‌کنند که امامان غیب می‌دانند. آیا امامان از خداوند بزرگتر و بالاترند؟

پاسخ
گرد آورنده پرسش‌ها می‌خواهد جوانان شیعه را هدایت کند و مدرک تهمت او، کتاب شیخ ناصر قفاری از همفکران خودِ اوست. آیاصحیح است از قول دشمن بر ضدّ گروهی از مسلمانان شاهد بیاوریم و درباره آنان قضاوت کنیم؟ قضاوتی که به حرمت جان، مال و ناموس آن‌ها، در گذشته و حال ارتباط دارد؟
کتاب شیخ قفاری پر است از هتاکی و ناسزاگویی به شیعه که آن را از پیشوایش ابن تیمیه آموخته است؛ چنان‌که سراسر تناقض و افترا است.
اکنون نمونه‌ای از آن را نقل می‌کنم:
او می‌نویسد:
« (امام) خمینی در اذانِ ایران نام خود را وارد کرده و آن را قبل از شهادتین قرار داده است.» «1»
کسی که با کمال وقاحت تا این حد دروغ و افترا می‌بندد، مدرک گردآورنده این پرسش‌ها است!
گذشته از این، او دو مطلب را در اینجا آورده که به ظاهر بی ارتباط هستند:
1. شیعه به بدا عقیده دارد.
2. شیعه مدعی است امامان از غیب آگاهی دارند.
و نتیجه گرفته است که امامان شیعه از خدا داناترند!
به خدا پناه می‌بریم از دروغ و افترا بر هر انسانی، تا چه رسد به متهم کردن مسلمانان!
اکنون هر دو را توضیح می‌دهیم:
1. «بداء» آن است که انسان با اعمال بدِ خود، سرنوشت نیکش را عوض می‌کند. همچنین با اعمال نیک خود، سرنوشت بدش را دگرگون می‌سازد و آیه: یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ «2»
ناظر به همین معنا است.
محدث بزرگ اهل سنت، جلال الدین سیوطی در کتاب الدر المنثور، در تفسیر این آیه، روایاتی از پیامبر خدا آورده که انسان با اعمال نیک خود، مانند نیکوکاری به پدر و مادر وصدقه، قسمتی از تقدیر را عوض می‌کند و حدیث معروف «الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ» ناظر به همین است. «3» «بداء» به این معنی، مورد پذیرش همه مسلمانان است و هرگز به معنای نسبت ناآگاهی دادن به خداوند نیست. برای نمونه، قوم یونس بر اثر نافرمانی، مستحق نزول عذاب شدند و پیامبرِ آنان (یونس) از پشیمان شده، به پیروی از قول یک عابد، رو بهصحرا نهادند و گریه و زاری کردند و خداوند توبه‌شان را پذیرفت و عذاب از ایشان برگشت.
اینجا است که قرآن کریم می‌فرماید:
فَلَوْ لا کانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِیمانُها إِلَّا قَوْمَ یُونُسَ لَمَّا آمَنُوا کَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلی حِینٍ. «4»
«چرا هیچ یک از شهرها ایمان نیاوردند تا ایمانشان برای آن‌ها سودمند گردد؟ جز مردم یونس که چون ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را از آنان برداشتیم و تا پایان عمرشان آن‌ها را بهره‌مند ساختیم.»
گویند: قرار بود بر قوم یونس عذاب فرود آید، لیکن بدا رخ داد و به تعبیر عربی «بَدَا للَّهِ أَنْ یُعَذِّبَهُم». به یقین این تعبیر، مجازی است؛ یعنی از دیدگاه مردم، که از گذشته و آینده آگاه نیستند، چنین به نظر آمد که نظر خدا برگشت و در اراده او- جلّ جلاله- دگرگونی رخ داد. در حالی که تغییری رخ نداده و به تعبیر علمی «ابداء» بوده؛ یعنی پرده برداشته شد و حقیقت آشکار گشت و در حقیقت «بداء» نیست بلکه «ابداء» و اظهار چیزی است که بر دیگران پنهان و برای خداوند روشن بوده است که آن‌ها توبه خواهند کرد و آنان را عذاب نخواهد فرستاد. حال چرا «بدا للَّه» می‌گویند این به خاطر پیروی از پیامبر گرامی است که در چنین موردی کلمه «بدا للَّه» به کار برده است. وبخاری آن را درصحیح خود نقل می‌کند. «5» و عجیب این است که وهابیان خود در باب توسل به عملصالح حدیث «بدا للَّه» را نقل کرده‌اند که رسول اللَّه فرمود:
«سه نفر از پیشینیان، برای فرار از باران به غار پناه بردند، ناگهان سنگی آمد و درِ غار را بست. آن‌ها به یکدیگر گفتند: به خدا سوگند، شما را جز راستگویی نجات نمی‌دهد. هرکس کار نیکو کرده، از خدا بخواهد که به خاطر آن کار، ما را از مرگ نجات دهد ....»
تا اینجا روشن شد که اعتقاد به «بداء» نسبت جهل و ناآگاهی به خدا نیست؛ زیرا بر خدای عالمِ مطلق، جهل راه ندارد. این مردم‌اند که پدیده‌ای را می‌بینند ولی از پدیده‌های دیگر ناآگاهند و در مواردی که پیش‌بینی رخ ندهد، می‌گویند: «بَدَا للَّهِ» و این نوعی استعمال مجازی و از دیدگاه خود انسان است و گرنه از جانب خداوند، جریان آگاه ساختن چیزی است که بر مردم مخفی بوده است.
بنابراین، اعتقاد به بدا، با علم خداوند منافات ندارد.
از اینجا روشن می‌شود: اگر بگوییم امامان غیب می‌دانند، نشانه برتریِ آن‌ها بر خالق آن‌ها نیست؛ زیرا اعتقاد به «بدا» مستلزم جهل خدا نیست تا چنین برتری تصور شود.
گذشته از این، علم غیب امام، با علم غیب خدا قابل قیاس نیست.
آگاهی خدا از غیب، نامحدود و آگاهی امامان محدود است و نیز آگاهی خدا از غیب ذاتی و آگاهی امامان، اکتسابی و از خداست. «6»

1- اصول مذهب الشیعه، ج 3، ص 154
2- رعد: 39
3- الدر المنثور، ج 6، ص 661
4- . یونس: 98
5- صحیح بخاری، ج 4، ص 172، کتاب احادیث الأنبیاء، حدیث شماره 3465، وکتاب البیوع، حدیث شماره 2215
6. پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 242