فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
از نظر شیعه، امامان علم غیب می‌دانند و از مرگ خود آگاه‌اند و با اختیار خود می‌میرند، در اینصورت آیا امامی که جام زهر نوشیده، نوعی خودکشی کرده است؟
از نظر شیعه، امامان علم غیب می‌دانند و از مرگ خود آگاه‌اند و با اختیار خود می‌میرند، در اینصورت آیا امامی که جام زهر نوشیده، نوعی خودکشی کرده است؟

پاسخ
اوّلًا گاهی شهادت در راه خدا و گزینش اختیاری مرگِ سرخ، برای امام علیه السلام یک تکلیف، بلکه عین تسلیم نسبت به خواست خدا است.
حسین‌بن علی علیهما السلام با کمال آگاهی و اختیار، راه کربلا را در پیش گرفت و می‌دانست که کشته می‌شود. امّا شهادت برای او یک تکلیف بود تا مسلمانان را با ماهیت واقعی امویان آگاه سازد، و حالت بی تعهّدی را از میان ببرد و روح جهاد بر ضدّ حاکمان وقت را زنده کند؛ حاکمانی مانند یزید که وحی را انکار می‌کرد و نبوت پیامبر را زیر سؤال می‌برد و در پی انتقام جویی از کشتگان خاندان خود در جنگ‌های بدر و احد بود؛ چنان که در شعر خود می‌گوید:
لعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلا خَبَرٌ جاءَ وَلا وَحْیٌ نَزَلْ
لَسْتُ مِنْ خُنَدفٍ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ مِنْ بَنی أَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ
لَیْتَ أَشْیاخی بِبَدْرٍ شَهِدُوا جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الْأَسَلْ
لَأَهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً ثُمَّ قالُوا: یا یَزیدُ لاتُشَلْ
«بنی هاشم با حکومت بازی کردند و بر محمد، نه وحیی نازل شده و نه کتابی آمده است!
من از فرزندان خندف نیستم، اگر از فرزندان محمد انتقام کارهای او را نگیرم.
ای کاش پدران من در جنگ بدر شاهد بودند که خزرجیان (مردم مدینه) چگونه از زخم شمشیرها و نیزه‌ها ناله می‌کردند.
اگر آن‌ها اینصحنه‌ها را می‌دیدند، شادمان می‌شدند و از شادی فریاد برمی‌آوردند که ای یزید دستت درد نکند!»
در مقابل حکومت جائر، امام با علم قطعی به مرگ، باید به استقبال شهادت برود و به تکلیفش عمل کند.
درباره دیگر پیشوایان، باید گفت مسمومیت آنان، ناشی از جهادهای لسانی و قلمی آنان بر ضدّ ستمگران و خلفای جور بوده است.
واکنش این جهادها جز این نبود که دشمنان بر ضدّ آنان به‌پا خیزند و آنان را به هر وسیله‌ای نابود کنند. پس اگر می‌گوید: شهادت و مرگ آنان به اختیار خودشان بود، مقصود همین است که آنان با اختیار کامل به نبرد با ستمگران برخاستند و نتیجه قطعی آن، همان شهادت و مسمومیت آنان بوده است و اگر ایشان دست روی دست می‌گذاشتند و یا ستایشگر ستمگران و خلفای اموی و عباسی می‌شدند، هرگز به استقبال شهادت نمی‌رفتند.
زندگی پیشوایان، زندگی انزوایی و گوشه‌گیری نبود. آنان در متن اجتماع به تبلیغ احکام، بیان عقاید و دیگر وظایف می‌پرداختند و نتیجه قطعی این نوع رفتارها شهادت و مسمومیتشان بود و آن‌ها با اختیار کامل
پذیرای این مسمومیت بودند و این کار به خاطر پیشبرد مقاصد اسلام بود.
ولی در مواردی که در خانه خود مسموم شدند، به خاطر این است که آگاهی آنان از غیب در گرو خواست و اراده آن‌ها بوده است. اگر وضعیت ایجاب می‌کرد، از این علم و آگاهی بهره می‌گرفتند. در روایات هم آمده است که: «إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ یَعْلَمَ عُلِّمَ»، «1»
بنابراین، ممکن است در این موارد، از این علم غیب بهره نگرفته‌اند، شاید هم مصلحت نبوده است.
بنابراین، آگاهی پیامبر و امام از غیب، مانند کسی است که نامه‌ای همراه دارد و هرگاه بخواهد از محتوای آن آگاه گردد، می‌تواند بگشاید و از مضمونش آگاه گردد. اگر پیامبر و امام در مواردی هدف تیر حوادث ناگوار و مصایب قرار می‌گرفتند، به خاطر آن بود که روی مصالحی نمی‌خواستند به علمی که در کانون وجود آنان هست توجه کنند و مصلحت الهی اقتضا می‌کرد که در این موارد از اختیار خود بهره‌مند نشوند. اگر هم به آن علم توجه می‌کردند، چون تسلیم محض خواست خدا بودند، به استقبال شهادت می‌رفتند.
پاسخ این پرسش، با مراجعه به روایاتی که در باره علم شخصیت‌های الهی وارد شده، به سادگی به دست می‌آید. در این مورد به کتاب‌های نامبرده در پاورقی مراجعه فرمایید. «2»«3»

1- الکافی، ج 1، ص 258
2- در کتاب مفاهیم القرآن، ص 337 و آگاهی سوم، صص 235- 212 برخی از این پاسخ‌ها به گونه‌ای وارد شده است.
3. پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 58