يکشنبه 10 مرداد 1389 - الأحد 21 شعبان 1431 - Sun 01 August 2010
  • صفحه اصلي سايت
  • نسخه آر اس اس
  • ارتباط با ما
  • سايت عربي
 
 
 
 
 
پاسخ: امام در لغت به عبارت زير معنا شده است:ابن فارس مى گويد:«الإمام:كلّ من اقتدى به وقدم فى الأُمور،و النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) إمام الأئمّة والخليفة إمام الرعية والقرآن إمام المسلمين».([1])«امام كسى است كه به آن اقتدا شود و در كارها مقدم گردد، پيامبر امام امامان و خليفه امام رعيت، و قرآن امام مسلمانان است».ابن منظور در لسان العرب مى گويد: «الإمام من ائتم به من رئيس وغيره وفى التنزيل: (فَقاتِلُوا أَئِمّة الكُفْر)  أى
پاسخ: مقام امامت در مكتب شيعه يك مقام و منصب الهى است كه بايد متصدى و مسئول آن را، خدا مشخص سازد.به عبارت ديگر: همان طور كه مقام نبوّت، يك مقام و منصب الهى است و بايد نبىّو پيامبر را خداوند تعيين نمايد و هرگز امكان ندارد فردى از طريق گزينش مردم به مقام نبوّت برسد، همچنين مقام امامت، يك مقام الهى است كه هرگز فردى از طريق انتخاب مردم و يا انتخاب اهل حل و عقد وجلسه شورى به مقام امامت نمى رسد.مردم در برابر پيامبر به دو دسته تقسيم  مى شوند: مؤمن و
پاسخ: مقام امامت بالاتر از نبوت است زيرا اولاً:نبوّت، اخذ وحى است و رسالت بيان تبليغ آن. در حالى كه  امامت و زعامت و سرپرستى همه جانبه جامعه در پرتو اصول و تعاليم الهى مى باشد، شكى نيست كه هر يك از مقامات در گرو يك رشته لياقت ها و شايستگى ها است و «عطاياى» الهى به اندازه صلاحيت ها است و اگر تحمل نبوّت و رسالت در گرو شرايط است، تحمل امامت در گرو شرايط شديدترى مى باشد; زيرا انسان آسمانى در مقام نخست موظف به اخذ و بيان اصول و احكام است در
پاسخ: «نبى» از لفظ «نبأ» به معنى خبر خطير  و بزرگ گرفته شده و مفاد لغوى آن حامل خبر بزرگ و يا مخبر از آن، مى باشد.([1])لفظ «نبى» در قرآن مجيد درباره ى انسانى به كار مى رود كه وحى الهى را از خدا، به طريق مختلف مى گيرد و حقيقت«نبى» كه معادل آن در فارسى «پيامبر» است جز اين، چيز ديگرى نيست و هر نوع خصوصيتى كه براى «نبى» در كتاب هاى لغوى و يا تفسيرى وحديثى گفته شده است همگى خارج از مفهوم آن بوده و هرگز اين لفظ بر آنها
پاسخ: بر امام واجب است پيراسته از گناه باشد زيرا بدون داشتن عصمت نمى تواند اعتماد مردم را به گفتار و رفتار خود جلب كند والگويى براى مردم باشد همچنان كه بدون مقام عصمت نمى تواند در قلوب و ارواح نفوذ كند، بنابر اين امام به خاطر دو جهت ـ جلب اعتماد مردم، نفوذ در افكار وانديشه ها ـ بايد از تمام لغزشهاى عمدى و سهوى مصون بوده باشد.([1])همان طور كه در اين مكتب، شرايط امام افزايش يافت ـ علاوه بر لياقت و كاردانى و عدل و دادگرى دو شرط ديگر به نام «علم
پاسخ: با اينكه مى دانيم امامان (عليهم السلام) معصوم از گناه هستند وهيچ گاه از آنها گناه صادر نمى شود، در عين حال در برخى از دعاهايى كه از آن بزرگواران رسيده است، ديده مى شود كه آنان در ظاهر اقرار به گناه خود كرده و از پيشگاه پروردگار، خواستار آمرزش گناهان خويش شده اند.نمونه هامثلاً در دعاى معروف «كميل» على (عليه السلام) به پيشگاه خدا عرض مى كند:«اَللّهُمَّ اغْفِر ليَ الذُّنُوبَ الَّتي تَهْتِكُ الْعِصَمَ... اَللّهُمَّ اغْفِر لِيَ
پاسخ: واژه «اهل» اگر چه عربى است ولى  به خاطر ورود آن به زبان فارسى و انس ما با اين لفظ در طول قرون آن را در رديف ديگر كلمات فارسى درآورده است ووضع هر نوع معادلى براى آن در اين زبان مفيد نبوده و از خود آن واضح تر نخواهد بود و از مجموع استعمالات آن به صورت «مضاف» مفاد واقعى آن را مى توان به دست آورد.عرب مى گويد:«أهل الأمر: زمامداران».(أَهْلُ الإِنْجِيل)([1]): «پيروان انجيل» .(أَهْلُ الكِتابِ)  ([2]): «پيروان كتاب هاى