درس: 68 سه شنبه 14/1/86مرحوم آخوند كتابش را بر يك مقدمه و هشت مقصد تقسيم كرده است، مقدمهاش داراي امور سيزده گانه بود كه همه را خوانديم، مقصد اول در اوامر است، مقصد دوم در نواهي است،مقصد سوم در مفاهيم است، مقصد چهارم عموم و خصوص است، مقصد پنجم در بارة مطلق و مقيد است، مقصد ششم در حجيت ظن ميباشد كه قطع را هم در اولش آورده، مقصد هفتم در اصول عمليه «برائت،اشتغال، تخيير و استصحاب» است. مقصد هشتم در تعادل و تراجيح است، در آخر كفايه يك خاتمهي
|
درس: 69 چهار شنبه 15/1/86بحث ما در اوامر است و اوامر نيز داراي فصول سيزده گانه است: الفصل الاول: في ماده الأمر وفيه جهات من البحث؛ فصل اول در مادة امر است، در آن (فصل اول) در چند جهت بحث ميكنيم:الجهه الاول: في معني ماده الأمر لغه؛ جهت اولش اين بود كه آيا مادة«امر» در لغت يا به معناي طلب است، يا به معناي شيئ است و يا مشترك است بينهما است؟ ما گفتيم مشترك است بين الفعل و الطلب،البته ما تعبير به بعث و فرمان ميكنيم به جاي طلب.چون در فرمان يك
|
درس:70 شنبه 18/1/86الجهه الثالثه: «في دلاله لفظ الأمر علي الوجوب و عدمها».چنانچه قبلاً بيان شد در فصل اول در مادة «امر» بحث ميكنيم، مرحوم خراساني در اين فصل، چهار جهت را مطرح كرده، دو جهت اول را خوانديم، جهت اول اين بود كه آيا ماده امر در لغت چند معنا دارد و آنها كدامند؟ ما معتقديم شديم كه ماده امر دومعنا دارد:1) به معناي فعل؛ 2) به معناي طلب، بعث، و فرمان است. جهت دوم اين بودكه آيا در مادة« امر» علو و استعلاء خوابيده يا نه؟ ما به اين نتيجه
|
درس:71 يكشنبه 19/1/86الجهه الرابعه: ما هو المنشأ بلفظ الأمر أو صيغته أو غيرهما؟ چهارمين جهتي كه مرحوم خراساني در ماده امر بحث ميكند، بيان منشأ است، كه با كلمة(أمر) مولا بفرمايد:«آمرك أن تفعل كذا»،چه چيز را انشاء ميكند، يا صيغة امر،مثلاً ميگويد:صلِّ، يا غير اين دوتا،مانند كتابت (مينويسد)، يا با سر و دست اشاره ميكند. (علي اي حال) مولا با ماده امر و يا صيغة افعل، يا با ايماء و اشاره، چه چيز را انشاء ميكند؟ مرحوم آخوند ميفرمايد:
|
درس:72 دوشنبه 20/1/86خلاصه كلام كفايه اين است كه آنچه با كلمة (أمر) انشاء ميشود، طلب انشائي و اراده انشائي است نه طلب حقيقي و تكويني. در حقيقت ايشان دو طلب و دو اراده قائل است،يعني طلب حقيقي و طلب انشائي، اراده حقيقي و اراده انشائي. فرمود آنچه كه انشاء ميشود، اراده انشائي وطلب انشائي است،اما طلب حقيقي و اراده حقيقي يك امر تكويني است و امر تكويني با لفظ درست نميشود. سپس اين مطلب را مطرح كرد كه: اتحاد الطلب والأراده في مراحل ثلاثه،يعني
|