يکشنبه 10 مرداد 1389 - الأحد 21 شعبان 1431 - Sun 01 August 2010
  • صفحه اصلي سايت
  • نسخه آر اس اس
  • ارتباط با ما
  • سايت عربي
 
 
 
 
 
113
بحث ما در قاعده(لاضرر) بود, براي حرمت ضرر از كتاب و سنت دليل داريم, نخست سراغ قرآن رفتيم , از قرآن چند آيه را متذكر شديم, وگفتيم كلمه‌ي ضرر فقط يك بار در قرآن آمده كه به معني نقص عضوي است, اما ماده‌ ضرار به صيغه‌هاي مختلفي آمده وهدف ما از خواندن اين آيات دو چيز مي‌باشد: الف) متعلَّق ضرر منحصر به مال نيست, بلكه گاهي مراد از ضرر, ضرر مالي است. گاهي مراد از ضرر, ضرر نفسي است, يعني انساني را در حرج وناراحتي قرار دادن است. ب) ضرار كه از باب
114
بحث ما در قاعده(لا ضرر) است, گاهي مصدر ومدرك ما راجع به اين قاعده, قرآن كريم است, گاهي هم روايات است, از قرآن مجيد, حدود هفت‌تا آيه را مورد بحث قرار داديم, سپس سراغ روايات آمديم, روايات هم بر چند قسم مي‌باشند: الف) قاعده لا ضرر با شأن صدورش وارد شده, واين قسم چهار روايت بود كه روايت اول را مشايخ ثلاثه نقل كرده‌‌اند, يعني حديث سوم, باب 12, از ابواب احياء الموات.,حديث دوم را مرحوم كليني نقل نموده كه در آن كلمه‌ي(علي مومن) نيز افزوده شده.
115
اگر كسي در باره قاعده(لا ضرر) بخواهد تحقيق نمايد, بايد چهار مسأله را روشن سازد: 1- آيا قاعده(لا ضرر و لا ضرار) فقط در حديث سمره آمده يا علاوه بر آنجا در مسأله شفعه و تقسيم آب چاه نيز وارد شده؟ 2- آيا كلمه(علي مومن و في الاسلام) هم در اين حديث هست يا نيست؟ 3- فرق ضرر وضرار چيست, آيا اين دوتا تعبير باهم فرق دارد يا ندارد؟ 4- مفاد هيئت تركيبيه اين حديث چيست؟ بنابراين, در قاعده(لا ضرر) اين چهار بحث مهم است, بعد از فارغ شدن از اين چهار بحث سراغ
116
بحث ما در قاعده(لا ضرر ولا ضرار) است وگفتيم كه راجع به اين قاعده, چند بحث مهم وجود دارد كه ما يكي از آنها را مورد تجزيه وتحليل قراردايم ونتيجه‌اش اين شد كه اين قاعده در واقعه‌هاي متعدد از لسان پيغمبر(صلي الله عليه و آله) صادر شده نه فقط در داستان سمره بن جندب, يعني هم در داستان فضل الماء آمده وهم در مسأله شفعه, وهم در داستاني كه دعائم الاسلام نقل مي‌كند, ايشان در دعائم الاسلام نقل مي‌كند كه دو نفر الماسي را شريك بودند, يكي از شركاء اصرار
117
در بحث(لا ضرر) بايد پنج كلمه را تفسير كنيم: 1- الضر: بفتح الضاد و تشديد الراء. 2- الضر: بضم الضاد. و تشديد الراء. 3- الضرر: بفتح الضاد و تخفيف الراء. 4- النفع. 5- الضرار(بكسر الضاد).ما از ميان اين پنج كلمه, چهارتاي آنها را معني نموديم , فقط كلمه‌ي(ضرار) باقي مانده, ما به اين نتيجه رسيديم كه ضرر به معني نقص است, خواه اين نقص در اموال باشد, يا در انفس و اعراض. ضر(بضم الضاد) به معني سوء الحال وبد حالي مي‌باشد, مثلاً يك حالت بدي كه به انسان دست
118
بحث ما را در باره فرق ميان ضرر وضرار بود, مختار ما اين شد كه ضرر اعم است از ضرر عمدي و غير عمدي, اما ضرار عبارت است از آن ضرري كه از روي عمد و لجاجت صورت بگيرد, اگر كسي آيات ورواياتي كه كلمه‌(ضرر) و(ضرار) در آنها آمده مورد مطالعه قرار بدهد, به اين نتيجه خواهد رسيد كه ضرر عبارت است از ضرر عمدي وغير عمدي, يعني ضرر اعم است, اما ضرار عبارت است از آن ضرري كه از روي عمد باشد. نظريه حضرت امام(ره): حضرت امام(ره) فرق ششمي بين ضرر وضرار بيان نموده, حاصل
119
بحث ما در باره نظريه شيخ انصاري است_ مرحوم شيخ( لا) را در (لا ضرر ولا ضرار) نافيه گرفته_ ايشان معتقد است براينكه (لا ضرر ولا ضرار) يا از قبيل مجاز در اضمار است ويا از قبيل مجاز در كلمه مي‌باشد, مثلاً( فاسئل القريه) از قبيل مجاز در اضمار و تقدير است, يعني كلمه‌ي(اهل) در اين جمله در تقدير است (فاسئل اهل القريه). مجاز در كلمه اين است كه انسان كلمه‌ي(اسد) را به زبان جاري كند, ولي مرادش رجل شجاع باشد نه حيوان مفترس. مرحوم شيخ انصاري معتقد است كه هيئت
120
بحث ما در مفاد هيئت تركيبيه(لا ضرر ولا ضرار) است, مرحوم شيخ انصاري فرمود كه از قبيل مجاز در كلمه است ويا از قبيل مجاز در اضمار و تقدير مي‌باشد, ومعناي (لا ضرر) اين مي شود كه (لا حكم ضرري في الاسلام), از آنجاي كه حكم, علت است وضرر هم معلولش مي‌باشد, پس نفي معلول نفي علتش نيز است. مرحوم آخوند خراساني مي‌فرمايد كه اينگونه تفسير كردن(خواه از قبيل مجاز در كلمه باشد و چه از قبيل مجاز در اضمار و تقدير), كلام را از بلاغت مي‌افكند. بنابراين, به جاي
121
بحث ما در قاعده(لاضرر) به اينجا منتهي شد كه معني و مفاد اين هيئت تركيبيه چيست؟ مرحوم شيخ انصاري فرمود كه معني ومفاد اين هيئت تركيبيه، نفي حكم ضرري است (لا ضرر), يعني (لا حكم ضرري), اما مرحوم آخوند فرمود كه نفي موضوع, به لحاظ اثر خود آن موضوع است, يعني ايشان (لا ضرر) را قياس نمود به (لا شك لكثير الشك, ولا رباء بين الوالد و الولد). قول سوم هم قول بعضي از فحول بود كه مي‌فرمود: مقصود از (لا ضرر), ضرر غير متدارك است, اما اسلام, تمام ضرر‌‌ها را با
122
بحث ما در باره مفاد قاعده( لا ضرر) است,چنانچه كه عرض شد در اين هيئت تركيبيه, پنج نظريه وجود دارد, در سه نظريه‌ي اول, نفي را به همان معناي خودش گرفته‌ بودند. در دو نظريه بعدي نفي را به معناي نهي گرفته بودند, بحث ما به نظريه حضرت امام(ره) رسيد, نظريه‌ي ايشان داراي سه مقدمه است: الف) پيغمبر و ائمه( عليهم السلام) دار اي سه مقام هستند: 1- مقام تبليغ و بيان احكام. 2- مقام قضاوت و داوري. 3-مقام سياست و اداره مملكت. ب) پيغمبر(صلي الله عليه و
123
نظريه‌ي ششم : نظريه‌ي كه مادر باره (لا ضرر و لا ضرار) داريم روشن تر از ساير نظريه‌ها مي‌باشد, هر چند كه مشتركاتي هم با آن‌ها داريم, مشتركات ما با مرحوم شيخ انصاري و آخوند داريم اين است كه ما نيز همانند آنها, لا را نافيه مي‌گيريم نه ناهيه, اما در عين حال يك اختلافاتي نيز با هم داريم و آن اين است كه آن‌ها مي‌گويند كه منفي حكم است, چنانچه شيخ مي‌فرمود, يا منفي موضوع ذات الضرر است چنانچه آخوند مي‌فرمود. ولي ما اصلاً اينها را نمي‌گوييم,
124
بحث ما در اين بود كه علما در باب عبادات مي‌فرمايند كه مراد از ضرر, ضرر شخصي است, اما در باب معاملات مي‌فرمايند كه مراد از ضرر, ضرر نوعي است نه شخصي, فلذا در باب معاملات نسبت به مواري, قائل به خيارند كه از نظر شخص ضرري نيست, اما از نظر نوعي ضرر محسوب مي‌شود, مثلاً اگر كسي جنس ده توماني را به سي تومان بخرد, اما در اثر تحولات اجتماعي و سياسي, همين جنس ده توماني كه به سي تومان خريده بود, الآن قيمتش در بازار به صد تومان رسيده, علما مي‌گويند كه
125
چنانچه قبلاً عرض شد بعضي از احكام وچيزهاي در اسلام وجود دارد تصور شده كه اينها احكام ضرري هستند, فلذا علما و دانشمندان اسلام در صدد توجيه اين احكام (كه به حسب ظاهر ضرري هستند) بر آمده‌اند و توجيهات آن‌ها را متذكر شديم. الوجه الرابع: يك توجيهي را ما داريم كه از همه‌ي آن‌ توجيهات عرفي تر است, و آن اين است كه بايد ببينيم (لا ضرر) را چه كسي مي‌گويد؟ لا ضرر را رسول گرامي اسلام مي‌گويد, اين رسول گرامي فرد خاص نيست, بلكه رسول خداست, و رسالتش
برو به درس: (1-13)