فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
گروه های خبری
آخرین اخبار
پاسخ به یک پرسش قرآنی: آیا ورود به دوزخ برای همگان است؟
نوشتاری از علیرضا سبحانی

سؤال: آیا ورود به دوزخ برای همگان است؟

از دو آیه یاد شده در زیر استفاده می‌شود که همه انسان‌ها به سوی دوزخ فراخوانده می‌شوند و همگان وارد دوزخ می‌شوند، گروهی در دوزخ می‌مانند و گروهی نجات پیدا می‌کنند:

اینک متن آیه نخست:

(وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا)[1] .

«و همه شما (بدون استنثناء) وارد جهنم می‌شوید. این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت».

آیه دوم:

(ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا)[2].

«سپس آنها را که تقوا پیشه کرده‌اند از آن رهایی می‌بخشیم و ظالمان را در حالی که از ضعف و ذلت به زانو در آمده‌اند در آن رها می‌سازیم».

در حالی‌که از دو آیه دیگر استفاده می‌شود که گروه خاصی بدون ورود به دوزخ به سوی بهشت می‌شوند و اصولاً صدای دوزخ را هم نمی‌شنوند. اینک هر دو آیه:

(إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَىٰ أُولَـٰئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ)[3].

«اما کسانیکه وعده نیک از سوی ما به آنها داده شده (مؤمنان و صالحان) از آن دور نگاه داشته می‌شوند».

(لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ)[4].

«صدای آتش دوزخ را نمی‌شنوند و در آنچه دستشان هست جاودانه و متنعّم هستند».

بنابراین چگونه بین دو گروه از آیات که گروه نخست از ورود همه به دوزخ خبر می‌دهند، در حالی‌که گروه دوم، آن‌چنان از آن دور می‌باشند که صدای دوزخ را نمی‌شنوند. جمع بین این دو گروه چگونه ممکن است؟

پاسخ:

اساس سؤال را یک مطلب تشکیل می‏دهد و آن این که تصور شده که ضمیر در جمله (وَاِنْ مِنْکم اِلاّ واردُها) خطاب به تمام انسان‏ها است، اعم از موحّد و مشرک، نیکوکار و بدکار، در این صورت سؤال یاد شده مطرح می‏شود که از یک طرف چگونه همگی وارد دوزخ می‏شوند، از طرف دیگر گروهی آنچنان دور می‌باشند که صدای آن را نمی‏شنوند!

ولی با توجه به سیاق آیات باید گفت مرجع ضمیر لفظ «منکم» خصوص مشركان و موحّدان گنهكار است.

و گروهی که قرآن از آنها با جمله(إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَىٰ) یاد می‏کند در این گروه داخل نمی‏باشند و آن انسان‌های والامقام از مؤمنان و متقیان هستند که از عصمت و یا قریب به آن برخوردارند و این حقیقت با توجه به آیات ماقبل کاملاً روشن می‏گردد چنان که می‏فرماید:

(وَيَقُولُ الْإِنسَانُ أَإِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا)[5].

«انسان می‏گوید: آیا پس از مردن، در آینده زنده از قبر بیرون خواهم آمد».

(أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا)[6].

«آیا انسان به خاطر نمی‏آورد که ما او را از پیش آفریدیم، در حالی که چیزی نبود».

(فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا)[7].

«سوگند به پروردگارت همه آنها را همراه شیاطین محشور می‏کنیم و همه را گرداگرد جهنم در حالی که به زانو درافتاده‏اند حاضر می‏سازیم».

(ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّا)[8].

«سپس از هر گروه و جمعیتی، کسانی را که از همه در برابر خداوند رحمان سرکش بوده‏اند، جدا می‏کنم».

(ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا)[9].

«بعد از آن به خوبی از کسانی برای سوختن در آتش اولویت دارند، آگاهم».

با توجه به این آیات که درباره منکران معاد و گنهکاران از مؤمنان سخن می‏گوید، باید گفت: مرجع ضمیر همین دو گروهند که وارد دوزخ می‏شوند ولی در عین حال افراد ، به حکم آیه بعدی به دو قسمت تقسیم می‏شوند.

گروهی نجات یافتگان پس از سوختن در دوزخ به اندازه محدود نجات می‌یابند، و گروه دیگر برای ابد در آنجا می‌ماند.

(ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا) .

«از میان آنها، موحدان متّقی را نجات می‏دهیم».

گروه دوم: رد شدگان در آتش برای ابد می‌مانند.

(وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا)[10] .

«ظالمان مشرکان را در حالی که زانو درافتاده‏اند رها می‏سازیم».

با توجه به این پاسخ، سؤال دیگری مطرح می‏شود و آن این‏که: هرگاه آیه ورود به دوزخ، به حکم آیات ما قبل، مربوط به گنهکاران است، پس جمله نخست(نُنَجّی الّذین اتَّقُوا) چه معنی دارد؟ و اصولاً تقوا چه تناسبی با گنهکاران دارد؟

پاسخ آن این است که مراد از تقوا در آیه، تقوای نسبی است،یعنی کسانی از پرستش بت پرهیز نموده‏اند، یعنی موحدان از این گروه را پس از ورود به دوزخ و دیدن کیفر، از آتش نجات پیدا می‏کند،و مشرکان به‏طور جاودانه در آنجا می‏مانند. بنابراین همه گنهکاران وارد آتش می‏شوند ولی از میان آنان متقیان (موحدان) پس از اندی نجات پیدا می‏کند.

و در قرآن، تقوا در مورد تقوای نسبی نیز به کار رفته مثلاً درباره مشرکان می‏فرماید:

(وَإِذْ نَادَىٰ رَبُّكَ مُوسَىٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ*قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ)[11].

«به موسی گفتیم سراغ ظالمان قوم فرعون برو، وبگو چرا تقوا را پیشه خود نمی‏سازند یعنی چرا از بت‏پرستی دست برنمی‏دارند».

از این مثال روشن می‏گردد که مراد از ظالمان در آیه (وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا) همان مشرکان است که برای ابد در آتش باقی خواهند ماند، و ظلم در قرآن در مورد مشرک به کار می‏رود چنان که می‏فرماید(إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ)[12].

ازاین بیان نتیجه می‏گیریم:

میان دو نوع آیات کوچکترین مخالفت نیست.

1.ضمیر «منکم» مربوط به مشرکان و موحدان گنهکار است نه همه انسان‏ها.

2. در میان موحدان گنهکار، نجات پیدا می‏کنند.

3. ظالمان که همان مشرکانند در دوزخ می‏مانند.

4. انسان‌های والامقام که قرآن از آنها به (سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَىٰ) تعبیر می‌کند و قبلاً به آنان وعده‏ی نیک داده شده است، از مورد آیه خارج می‏باشند.[13]

.......................................................................

[1]. مریم؛ 71.

[2]. مریم؛ 72.

[3] . انبیاء؛ 102.

[4] . انبیاء؛ 102.

[5]. مریم؛66.

[6]. مریم؛67.

[7]. مریم؛68.

[8]. مریم؛ 69.

[9]. مریم؛ 70.

[10]. مریم؛ 72.

[11]. شعراء؛ 10و 11.

[12]. لقمان؛ 13.

[13]. منیة الطالبین  ج17، ص 352.