فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
گروه های خبری
آخرین اخبار
در محضر طلاب و علمای میبد

بسم الله الرحمن الرحیم

در محضر طلاب و علمای میبد

توفیق الهی شامل حال این بنده ناچیز شد که در بیستم ذی‌الحجة الحرام سال 1440 برابر 31/05/98 برای افتتاح مدرسۀ علمیه کاظمیه در شهرستان دارالعباده یزد، دعوت شدم. شهری که پیش از شصت سال قبل یک ماه تمام در آنجا اقامت داشتم. اوضاع جغرافی شهر را در این دو دیدار بسیار متفاوت دیدم، بافت قدیمی شهر بر اثر توسعه، دستخوش دگرگون شده، و قیافه شهر کاملا تغییر یافته است. خانه‌‌های کم‌طبقه همراه با بادگیر‌های سنتی کمتر به چشم می‌خورد، صنعت نساجی رونق خود را از دست داده. جای آن را، صنعت کاشی‌سازی، سرامیک‌سازی گرفته است. و در عین حال در منطقه، بی‌کاری نیست. روحیه کاری بر اهالی حاکم است، و در برخی از مناطق استان، تولید طیور بالاخص بلدرچین رواج بیشتری دارد. سرانجام پیش از ظهر، مدرسه یاد شده با حضور عالمان و گویندگان و طلاب استان با سخنرانی گروهی از بزرگان و این‌جانب افتتاح شد، پس از آن مراسم عمامه‌گذاری و اعطاء جوایز برای برندگان انجام گرفت. برای اقامه نماز ظهر و عصر به مسجد مدرسه تشرف یافته و با اقامه نماز عملاً مسجد وقف شرعی پیدا کرد. پس از صرف نهار، به استراحت پرداختم.

متعاقب این برنامه، برنامه دیگری ترتیب داده بودند و آن سخنرانی در مصلای شهرستان «میبد» برای طلاب و فضلای آنجا. فاصله میبد با یزد حدود سی کیلومتر است. شهر پس از انقلاب از گسترش بیشتری برخوردار شده به گونه‌ای که برخی از آبادیها اطراف ضمیمه شهر گردیده است، حتی آبادی‌ای که زادگاه آیة‌الله‌العظمی حائری است در قلب شهر قرار گرفته است. مصلای «میبد» نیز بسیار زیبا و دلربا است.

برنامه با سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای اعرافی(دامت برکاته) آغاز شد. «میبد» زادگاه ایشان است و پدر بزرگوار وی از اعلام شهر به شمار می‌رود و به معنویت و پارسایی معروف است. موضوع سخنرانی اینجانب، هماهنگ با شرائط حاکم بر مجلس بود و اکثر قریب به اتفاق حاضران را اهل علم تشکیل می‌داد، سخنان این‌جانب پیرامون دو مطلب بود: 1. تهذیب نفس و 2. کسب دانش؛ هرچند خود گوینده از این دو موضوع بهره ناچیزی دارد ولی به حکم مضمون این شعر:

اُحبّ الصالحین و لستُ منهم                 لعـلّ الله یــرزقنـــی الصـلاحــا

«گروه صالح را دوست دارم هرچند از آنها نیستم. شاید خداوند مرا نیز از صلاح بهرمند سازد.»

امیدوارم در آینده توفیق بیشتری نصیبم شود.

عنوان سخن اینجانب حدیث رسول گرامی بود:

«مَن اخلص لله اربعین[1] صباحاً جرت ینابیع الحکمة من قلبه الی لسانه» حدیث یاد شده از احادیث معروف است و نیاز به بررسی سند ندارد.

هدف تعیین کننده مسیر است

انسان عاقل هر کاری را برای هدفی انجام می‌دهد؛ کار بی هدف، از گردونه کار خردمندان بیرون است، کودکان و افراد کم‌خرد مبدأ این کارها می‌باشند.

جوانی که پس از گذراندن دوره‌های ابتدایی و یا دبیرستانی وارد حوزه علمیه می‌شود قبلاً باید هدف خویش را مشخص کند تا آگاهانه در این راه گام بردارد. آنچه می‌شود گفت هدف از این کار دو چیز است: 1. تهذیب نفس؛ 2. آموزش علوم دینی. لذا پیرامون این دو موضوع سخن می‌گوییم:

تهذیب نفس، نخستین هدف

تهذیب نفس این است که انسان گرایش به خوبیها را که در آفرینش انسان نهادینه است پرورش دهد، در همین راستا به انزجار از بدیها را که آن نیز در نهاد انسان نهفته است، تحکیم بخشد. قرآن مجید به این دو نهادینه چنین اشاره می‌کند: (فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)[2]بدیها و نیکی‌ها را به او الهام کرد.

سخنان امیر مؤمنان حاکی است که بخشی از تعالیم پیامبران، بازگویی اموری است که در آفرینش انسان نهادینه شده است آنجا که درباره وظایف آموزگاران آسمانی سخن می‌گوید، می‌فرماید: «فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»؛ «پیامبرانشان در میان آنان برانگیخت و رسولان خود را پشت سر هم فرستاد تا پیمان فطرت از آنها مطالبه نمایند، و نعمت‌های فراموش شده را به یاد آنها بیاورد. و از این طریق حجت را بر آنها تمام نماید»[3].

آیه مبارکه سوره نحل به برخی از امور نهادینه، از زیبایی‌ها و زشتی‌ها چنین اشاره می‌کند: (إِنَّ اللَّـهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)[4]«خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می‌دهد، و از فحشاء و منکر و ستم باز می‌دارد، خداوند اندرز می‌دهد شاید متذکر باشید» .

واژه‌های، «يَعِظُكُمْ» و «تَذَكَّرُونَ» حاکی است که امور ششگانه، نهادینه انسان است. ولی گاهی پرده نسیان میان انسان و امور نهادینه حائل می‌شود و قرآن با این آیه حائل را کنار زده و ما را با آموزه‌های فطری اندرز می‌دهد.

لزوم مراقبت در تهذیب نفس

در آفرینش انسان اگر چه گرایش به نیکی‌ها و انزجار از بدیها نهادینه شده اما در برابر آنها غرائز سرکش است که اگر تعدیل نشود مرزهای گرایش به نیکی را به هم می‌زند و یوسف پرهیزگار در مورد غریزه طغیان‌گر چنین می‌فرماید: «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ »[5] «من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است».

برای پیشگیری از سرکشیهای نفس اماره لازم است برای تثبیت و تهذیب نفس، برای ضبط اعمال روزانه خود، دفتر خاصی داشته باشیم که اگر لغزشی رخ داد، فوراً ضبط کنیم، و در پایان هفته بررسی نماییم. آنجا که لازم است استغفار کنیم و از خدا بخواهیم بار دیگر گرد آن نگردیم.

فرایند بازداری نفس از گناه

بازداری نفس از گناهان حتی در مدت کم برای انسان نورانیت خاصی می‌بخشد تا آنجا که اگر چیزی را نمی‌دید و یا نمی‌شنوید، می‌بیند و می‌شنود. یعنی چشم و گوش برزخی او باز می‌شود، عوالم برتر از عالم ماده را مشاهده می‌کند. قرآن به این حقیقت در سوره مبارکه «التکاثر» اشاره می‌کند: (كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ* ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ)[6] «شما اگر علم یقین داشته باشید قطعا شما جهنم را خواهید دید، سپس آن را به عین الیقین خواهید دید» .

رؤیت دوزخ در آیه، آن هم بر اثر ایمان و تقوی، مربوط به همین زندگی دنیوی است که پرده‌ها کنار می‌رود، انسان شعله‌های دوزخ برخی را مشاهده می‌کند. امیرمؤمنان می‌فرماید: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ»[7] «پرهیزگاران به کسانی مانند که بهشت را با چشم دیده و در آن متنعم است و همچون کسی است که آتش دوزخ را مشاهده کرده و در آن معذب است».

گویا محدث قمی تحت تأثیر حدیث نبوی قرار گرفته، چهل روز تمام به تهذیب نفس پرداخته و وظایف دینی را کاملاً‌ انجام داده بود. شاید نه ‌تنها گرد حرام نگشته حتی از مکروهات نیز دوری جسته بود.

می‌گوید در پایان روز چهلم برای زیارت قبور به وادی السلام نجف اشرف رفتم، در حال خواندن فاتحه بودم که مشاهده کردم که جمعی همراه جنازه‌ای وارد قبرستان شدند، من ناله‌های جنازه را که بر دوش می‌کشیدند می‌شنیدم در حالی که تشییع‌کنندگان از آن بی‌خبر بودند، تحقیق کردم، معلوم شد که مرده یکی از اراذل و اوباش نجف بود.

در این‌جا اثر تهذیب نفس و مضمون حدیث نبوی برای من مشهود گشت و روشن شد که انسان در سایه آن چشم و گوش دیگری پیدا می‌کند.

مرحوم آخوند كاشی (م1333ق) استاد فلسفه و عرفان و اخلاق در اصفهان، از نظر تهذیب نفس در درجه بالایی قرار داشت. مرحوم آیة‌الله بروجردی که جزء تلامیذ او بود نقل می‌کرد که آخوند کاشی پرواز فرشتگان را در آسمان‌ها مشاهده می‌کرد. وی بر اثر صفای نفس، می‌توانست وراء ماده را ببیند و صور برزخی را مشاهده نماید.

قدرت روحی او بدان اندازه‌ بود که نیمه شب که خدا را تسبیح می‌گفت، در و دیوار مدرسه صدر که محل سکونت وی بود، با او همنوا می‌شد.

آیة‌الله آقای حاج آقا رحیم ارباب که او نیز از تلامذ آخوند کاشی بود و در مدرسه سکنی داشت می‌گوید نیمه شب از خواب بیدار شدم، دیدم سراسر مدرسه خدا را تسبیح می‌گویند، حیاط مدرسه را دور زدم، دیدم استادم آقای آخوند مشغول تسبیح است.

این مسأله چندان دور نیست، هنگامی که حضرت داود به تسبیح خدا می‌پرداخت کوه‌ها به امر الهی با او هماهنگ می‌شدند، و خدا این موضوع را در دو آیه یاد آور شده است:

1. (وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ)[8]

«فضل بزرگی به داود عطا کردیم و گفتیم ای کوه‌ها و ای پرندگان در تسبیح خدا با او هم صدا شوید و آهن را بر او نرم کردیم»

2. (إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ)[9] «ما کوه‌ها را مسخر و رام کردیم که با او در شبانگاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبیح می‌کنند».

این مقدار سخن درباره موضوع نخست (اثر تهذیب نفس) شاید کافی باشد. اکنون به وظیفه دوم طالب علم می‌پردازیم.

***

وظیفه دوم تحصیل علم

وظیفه دوم دانشجوی علوم دینی، سعی در امر آموزش است، کوشش کند هر روز بر اندوخته‌های علمی بیفزاید، هر گاه دو روز تحصیلی، خود را از نظر پیشرفت علمی، یکسان دید، خود را خاسر و زیانکار تلقی کند.

در شبانه روز حداقل، هشت ساعت به کار علمی اشتغال ورزد، اعم از حضور در درس، مذاکره آن، مطالعه پیش از درس، نوشتن نکات علمی و ... حتی مجالس انس نیز نباید از مذاکرات علمی خالی باشد. در مواقع فراغت به حفظ برخی از سوره‌های قرآن و احادیث اخلاقی بپردازد. خلاصه به قدری در مسائل علمی فرو رود که در خواب نیز از او جدا نشود.

مطالعه درس پیش از حضور در محضر استاد و مذاکره آن با همدرسان در روز بعد، در تثبیت اندوخته‌ها مؤثر است. اگر عالمان بزرگ و پی‌افکنان دانشها، درهای دانش‌‌ها به روی ما گشوده‌اند و حقایق و دقائق را کشف کرده‌اند کار آنان نتیجه تلاش‌های خستگی‌ناپذیر شبانه‌روزی است. برای اینکه گفتار ما با گواه همراه باشد به تلاش‌های علمی چند عالم بزرگ به صورت گذرا اشاره می‌کنیم.

نگارش کتاب جواهر در کنار جسد فرزند

1. فقیه بزرگ جهان تشیع، آیة‌الله شیخ محمد حسن صاحب جواهر الکلام (1293-1362) دارای اثر فقهی بزرگ است و در بسیاری از مسائل فقهی، سخن اول را می‌زند. این کتاب در چهل دو جلد چاپ شده، و تاریخ فراغت از نگارش برخی از مجلدات آن، شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است. این نوع تلاش علمی حاکی است که وی حتی در شب‌های رمضان نیز از کار علمی باز نمی‌ماند، و تلاش علمی در آن شب نیز جزء عبادت به شمار می‌رود و مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح از صدوق نقل می‌کند که مذاکره علمی در این شب‌ها بسیار ستوده است.

استاد بزرگوار حضرت امام خمینی از استاد خود مرحوم آیة‌الله شاه‌آبادی، وی نیز از پدر بزرگوار خود که شاگرد صاحب جواهر بود سرگذشت ذیل را نقل کرد:

فرزند برومند صاحب جواهر به رحمت خدا پیوست، مراسم تغسیل و تکفین اتمام پذیرفت و دفن جنازه به خاطر فرا رسیدن شب به فردا موکول شد، و جنازه در یکی از مقبره‌ها گذارده شده تا طرف صبح مراسم تدفین انجام گیرد، شاگردان صاحب جواهر برای خواندن قرآن و فاتحه در مقبره حضور می‌رسانیدند. در این موقع خود صاحب جواهر وارد مقبره شد و برای فرزند، طلب مغفرت کرد، پس از فراغ از فاتحه و قرائت قرآن، مشغول نوشتن صفحاتی از جواهر شد، یعنی همان مقداری که هر شب می‌نوشت آن شب نیز از او فوت نشد.

این همت‌های والا است که در دامن خود چنین شخصیت‌های عظیمی را پرورش می‌دهد که حتی مصیبت فرزند، آنان را از کار علمی باز نمی‌دارد.

سرگذشت آیة‌الله بروجردی

استاد بزرگوارمان مرحوم آیة‌الله العظمی بروجردی (1292-1380) در بحث اصول، در مسأله «ترتب» این سرگذشت را نقل فرمود: شبی در اصفهان در مدرسه صدر پس از ادای فریضه مغرب و عشاء، مسأله «ترتب» را پی‌گیری کرده و مشغول نوشتن افکار و اندیشه‌های خود بودم، گاهی می‌نوشتم، و گاهی قلم می‌زدم، یک‌مرتبه صدای مؤذن را شنیدم که از طلوع فجر خبر می‌دهد و من از سر شب تا آن لحظه مشغول مطالعه بودم و اصلاً احساس رنج نکردم.

***

 

برنامه حضرت امام (قدس سره) در تابستان

استاد عزیز و بزرگوار حضرت امام در فصل تابستان به خاطر گرمی قم، به نقاط نزدیک‌تر سفر می‌کرد و در سال 1332ش، به محلات رفته بود. از حضرتش پرسیدم در این مدت چه اشتغالی داشتید؟ فرمود: « ساعت 6 صبح قالیچه‌ای در کف حیات می‌انداختم و مشغول مطالعه می‌شدم، اگر هم خستگی دست می‌داد، نوشته‌ها را پاکنویس می‌کردم. این کار تا ساعت 12 از روز ادامه داشت».

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

عزیزان! سربازان علمی امام زمان، از قدیم الایام گفته‌اند: «نابرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود».

تلاش و کوشش مستمر، وسیله‌ای برای گشودن درهای علم و کشف افق‌های تازه است و به قول دوست از دست رفته جناب آقای اثنی عشری:

دانشـــوران بــالاتــــر از عنـــقـــا پــریـــد               آری کند دانشور این‌سان پرفشانی

دیداری از خانه آیة‌الله حائری

پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در مصلی به راهنمایی حضرت حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای اعرافی(دامت‌برکاته) از خانه آیة‌الله حائری مؤسس حوزه علمیه قم دیدار کردیم. پس از عبور از چند کوچه به خانه‌ای رسیدیم که دیوارهای آن با کاهگل مرمت شده، خانه بسیار کوچک، اما در عین‌حال به صورت بیرونی و اندرونی بود. گویا در آن زمان رسم چنین بود که خانه‌ها به صورت بیرونی و اندرونی می‌ساختند که نشانه حفظ عفاف است.

پس از درنگی، خانه را با خواندن فاتحه ترک گفته، سپس در مجمعی حضور یافته که شاعر شیرین سخنی در آنجا حضور داشت. از او پرسیدم حافظ و شهریار هر دو غزل سرای بزرگی هستند، تفاوت این دو در چیست؟ پاسخی فرمودند که عصاره آن این بود که فکر و اندیشه یکی است، حافظ در آسمان، و شهریار در زمین سیر می‌کند.

پس از صرف شام، با کسب اجازه از محضر عالمان و دوستان، عازم قم شدیم، و پیش از اذان وارد شهر شدیم. و خدا را برای نعمت بزرگ سپاسگزارم.

چند روز بعد پیام سپاس از حضرت اعرافی رسید که خطاب به فرزند عزیزم علیرضا بود، اینک متن پیام:

بسم الله الرحمن الرحیم

                      بفضل الهی سفری سرشار از برکات و حضوری لبریز از لطائف و اشارات و مایه خیرات بود.

                      به نام خود و حوزه و روحانیت استان صمیمانه از محضر شریف والد معظم (مدظله الشریف واستمر علینا فیضه الغزیر) تقدیر و سپاس و اعتذار دارم.

                     ابلاغ سلام و امتنان و اعتذار نمایید.

                                                               علیرضا اعرافی

اینجانب نیز از الطاف و محبت‌های همگان بالاخص معظم‌له سپاس‌گزاری نموده و عزت و موفقیت دوستان را از خداوند منّان خواهانم.

 جعفر سبحانی

 

.......................................................................

[1] در برخی از نسخه‌ها واژه «في عبادته» نیز آمده است.

[2] شمس؛ 8.

[3] نهج البلاغه، خ 1.

[4] نحل؛ 90.

[5] یوسف؛ 53.

[6] التکاثر، 5 و 6.

[7] نهج البلاغه، خطبه همام.

[8] سبأ؛ 10.

[9] ص؛ 18.