فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
موضوعات

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 215

موضوع و حكم شرعى شركت هاى هرمى

سؤال 679.اخيراً نوعى شركت به نام شركت هاى هرمى در كشور و خارج آن رايج شده است و گروهى را به خود جذب كرده است حكم شرعى آن چيست؟

بسمه تعالى: نخست بايد ماهيت اين شركت تبيين گردد و سپس به بيان حكم شرعى آن پرداخته شود. رايج ترين صورت آن اين است كه شركتى تشكيل مى شود مثلاً به نام «شركت آفتاب». كسى بخواهد به عضويت اين شركت درآيد بايد برگى را از اين شركت، به قيمت خاصى مثلاً يك هزار تومان بخرد و در آن برگ اسامى پنج نفر به ترتيب نوشته شده است مثلاً: 1. زيد، 2. عمرو، 3. بكر، 4. عدى، 5. خالد نفر اول همراه با شماره حساب بانكى است. پس از خريد اين برگ بايد سه كار انجام دهد: اوّلاً: مبلغى مثلاً يك هزار تومان به حساب نفر اول كه شماره حساب بانكى دارد واريز كند. ثانياً: يك هزار تومان مثلاً به حساب بانكى شركت كه گرداننده اين امور است نيز واريز نمايد. ثالثاً: همه مدارك را با پست سفارشى به آدرس شركت كه عضويت آن را پذيرفته است بفرستد. و در انتظار بنشيند كه پاسخ شركت به او برسد. وقتى پاسخ شركت به وى رسيد چنين خواهد بود كه چهار برگ براى اين عضو ارسال مى شود و در آن برگ ها همان اسامى پنجگانه ذكر شده ولى اسم نفر اول حذف گرديده و اسم اين عضو در رتبه پنجم قرار گرفته است و طبعاً افراد ديگر نيز يك رتبه پيش افتاده اند.پس از رسيدن اين چهار برگ بايد اين عضو تلاش كند هر يك از اين برگ ها را به فرد ديگرى كه مايل است عضويت شركت را بپذيرد، بفروشد، در اين صورت هر يك از اين چهار عضو كه خريدار 4برگ شدند بايد راهى را كه عضو نخست پيموده است بپيمايند يعنى هر برگى را مثلاً به قيمت يك هزار تومان از عضو اول بخرند (در اين صورت با فروش هر چهار برگ به 4هزار تومان كليه هزينه هايى كه عضو اول انجام داده بود تأمين مى شود بلكه چيزى نيز افزون باقى مى ماند). سپس هر يك از اين چهار عضو مبلغى را مثلاً هزار تومان به حساب نفر اول ليست خود واريز مى كنند و مبلغى نيز مثلاً هزار تومان به حساب شركت كه اشراف بر اين كارها دارد نيز واريز مى نمايند، سپس هر كدام كارهايى را كه صورت داده به وسيله پست سفارشى براى شركت ارسال مى كند، در اين صورت هر يك از اين چهار نفر كه هر كدام سه هزار و اندى هزينه كرده بايد ناچار بسان عضو نخست منتظر باشد كه پاسخ شركت به او برسد. آنگاه كه جواب رسيد براى هر يك از اين چهار نفر بسته اى كه حاوى 4برگ ديگر است ارسال مى شود كه در آن برگ ها يك نام ديگر از نام اين عضو دوم در رديف پنجم و نام عضو نخست در رديف چهارم قرار گرفته است و بايد هر يك از اين چهار نفر كه در عرض هم مى باشند 4برگ ارسالى را به 4 نفر بفروشند و خريدار جديد علاوه بر اين كه مبلغى را بايد به عنوان خريد بپردازد دو مبلغ ديگر را نيز بايد هزينه كند مبلغى را براى فردى كه در رتبه اول ليست فروش قرار دارد ومبلغى را نيز براى شركت واريز نمايد سپس همه رسيدهاى بانكى خود را براى شركت ارسال نمايد و در انتظار پاسخ بنشيند. در اين صورت خواهيم ديد كه تعداد كسانى كه به وسيله عضو اول عضويت پذيرفته اند 4 نفر و كسانى كه به وسيله اعضاى رديف دوم دوم عضويت يافته اند به شانزده نفر خواهد رسيد. سپس اين شانزده نفر كه علاقه مندند عضويت شركت را بپذيرند بايد هر يك كارهاى پيشين را انجام دهند يعنى پس از خريد برگ به قيمت هزار تومان دو كار ديگر نيز انجام دهند يكى واريز مبلغى به حساب فرد رتبه يك ليست خود و ديگرى براى شركت، سپس مجموع فيش ها را براى شركت بفرستند و در انتظار پاسخ باشند. طبعاً نتيجه پاسخ، ارسال 64 برگ براى 16 نفر خواهد بود كه براى شركت 64 عضو جديد بيابند و هر يك از اين 64 نفر علاوه بر خريد برگ دو كار ديگر را انجام دهند و فيش هاى بانكى را براى شركت ارسال كنند و منتظر نتيجه باشند، طبعاً نتيجه اين خواهد بود كه براى اين 64نفر 256برگ خواهد آمد كه خواهان عضويت اين تعداد است. هرگاه آن 64 نفر توانستند(256=4×64) 256 برگ را بفروش برسانند و كارهاى پيشين را تكرار كنند قطعاً براى هر يك از اين نفرات 4 برگ خواهد آمد كه مجموع برگها 1024(4×256) برگ خواهد بود. در اين مرحله عضو نخست به تدريج از رتبه پنجم به رتبه اول ارتقاء يافته و از هر يك از اين 1024نفر يك هزار تومان بلاعوض دريافت خواهد كرد. و در نتيجه مالك يك ميليون و 24هزار تومان خواهد بود(1000×1024) بدون اين كه دينارى ضرر ببيند بلكه آنچه را هزينه كرده بود با فروش چهار برگ تأمين كرده و در نهايت اين مبلغ هنگفت را مالك شده است. و به همين ترتيب اگر عضويت پيش برود عضو دوم نيز پس از عضو اول مالك اين مبلغ خواهد شد و همچنين اعضاى ديگر به سان عضو اول بدون هزينه كردن چيزى مالك آن مبلغ خواهند شد. اين است واقعيت اين شركت كه نامش همه جا را پر كرده و در حقيقت خواب و خيالى است كه جهانخواران مى خواهند از اين طريق جيب خود را پر كرده و جيب ملت هاى فقير را خالى كنند، زيرا قطع نظر از ادله شرعى كه اين نوع شركت را حرام مى داند خيالى بودن آن را با ارقام رياضى روشن مى كنيم. عضو نخست در صورتى مالك اين مبلغ مى شود كه اعضاى رديف نهايى شركت به 1024نفر برسد ولى عضوهاى چهارگانه كه همگى در رتبه دوم قرار دارند اگر امكان تملك اين مبلغ براى آنها باشد بايد اعضاى رديف نهايى به چهار هزار و نود و شش نفر(4096=4×1024) برسد و همچنين اعضاى رديف سوم كه همگى در يك رتبه قرار دارند(16نفر) اگر امكان تملك اين مبلغ براى آنها شد بايد اعضاى رديف نهايى شركت به 16386نفر(4×4096) برسد و همچنين اعضاى رديف چهارم كه همگى در يك رتبه اند(64نفر) زمينه تملك اين مبلغ بستگى دارد كه تعداد اعضا به 65536نفر(4×16386) برسد، و اگر اعضاى رتبه پنجم كه تعداد آنها 256 نفر است بخواهند مالك چنين مبلغى شوند بايد تعداد اعضا به 262144 نفر برسد(4×65536). و در محاسبات تجارى چنين احتمالى با صفر مساوى است و چگونه اين شركت مى خواهد همه اعضا به چنين مبلغى برسند در حالى كه احتمال تملك مبلغ ياد شده حتى براى نخستين عضو بسيار بعيد است. و لذا گفته شد اين نوع شركت افسانه اى بيش نيست و هرگز نمى تواند در دل جامعه به صورت منطقى جايى باز كند جز اين كه اعضاى نخست بدون محاسبات رياضى فريب وعده هاى توخالى را مى خورند و مبالغى را خرج مى كنند. تاكنون ماهيت شركت بيان شد اكنون به حكم شرعى آن مى رسيم. دلايل نامشروع بودن اين شركت 1. كار و توليد اساس اقتصاد اسلامى است اقتصاد اسلامى بر اساس كار و توليد استوار است نه بر بخت و شانس. پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) فرمود:«آن كس كه بار زندگى را بر دوش ديگران بيندازد از رحمت خدا دور است».(1) از احاديث اسلامى استفاده مى شود توليد اساس زندگى اسلامى است. امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: «من در برخى از اراضى مزروعى خود كار مى كنم و عرق مى ريزم با اين كه كسانى هستند كه براى من كار كنند ولى من عملاً مى خواهم بگويم خدايا من دنبال روزى حلال هستم و من دوست دارم كه مرد در طلب روزى زير آفتاب سوزان ناراحت شود».(2)در احاديث اسلامى كشاورزان گنج هاى خدا در روى زمين معرفى شده اند، آنجا كه امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «الزارعون كنوز الله فى أرضه». «كشاورزان گنجينه هاى خدا در روى زمينند».(1) امام در فرمان خود به مالك اشتر صنعتگران را مورد توصيه قرار مى دهد و درباره آنان چنين مى فرمايد: «فانّهم مواد المنافع وأسباب المرافق» «آنان ريشه هاى سود و وسيله استراحت مردم مى باشند».(2) و در مبارزه با تنبلى و دست روى دست گذاردن و انتظار كمك از ديگران نكوهش هاى زيادى وارد شده كه فقط به يك حديث اكتفا مى كنيم. پيشواى هفتم امام موسى بن جعفر(عليهما السلام) مى فرمايد: «انّ الله لَيُبغضُ العبدَ النوّام وانّ الله ليبغض العبد الفارغ».(3) بنابراين اين نوع شركت ها اگر در جامعه ريشه بدواند، نتيجه اين مى شود كه افراد با كاغذ بازى و بخت آزمايى در فكر درآمد بوده و كار و كوشش را تعطيل كنند. نه كشاورزى رواج پيدا مى كند و نه صنعت و نه ابتكار در علم و دانش. چگونه مى تواند چنين اقتصادى با اقتصادى اسلامى تطبيق كند. و در پايان بحث خواهيم گفت شبيه اين نوع بخت آزمايى در ميان عرب جاهلى رواج داشته و در قرآن از آن به نام «ازلام» ياد شده است. 2. اقتصاد اسلامى بر اساس اين است كه تجارت با اسباب عادى و عقلايى كه پيوسته در ميان عقلا رواج داشته پيش برود و هر نوع درآمدى را بر اساس امور واهى و باطل باشد حرام و غير مشروع اعلام فرموده است، چنان كه مى فرمايد: (يا أيُّها الّذين آمنوا لا تَأكُلوا أموالكم بينَكُم بالباطِل إلاّ أن تَكونَ تجارةً عن تراض مِنكُم). «اى افراد با ايمان اموال يكديگر را به باطل (از طرق نامشروع) نخوريد مگر اين كه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد»(1). ظاهر آيه اين است كه تملك اموال ديگران بايد بر اساس تجارت انجام گيرد و اگر بر غير آن اساس شد نوعى اكل مال به باطل است. ممكن است گفته شود انسان از طريق هبه مالك هديه مى شود، پاسخ آن اين است كه هبه از مقوله تجارت نيست بلكه يك نوع تكريمى است به بستگان ودوستان، در حالى كه شركت هاى هرمى با گستردگى عظيم خود رنگ تجارت به خود گرفته و ادعا مى كند كه مى خواهد مردم را از اين طريق ثروتمند كند. 3. چنين خريد و فروشى غررى است محدثان اسلامى از رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند آن حضرت از هر نوع داد و ستد غررى نهى كرده است و لفظ حديث اين است كه «نهى النبى عن بيع الغرر»(2) و غرر در لغت به معنى خطر است و اگر هم به جهل تفسير مى شود به خاطر اين است كه جهل سبب خطر مى گردد. چه معامله اى پرخطرتر از اين كه افراد در خريد اين برگها هزينه مى كنند در حالى كه طبق محاسبات رياضى رسيدن به آن هدف عالى(000،024،1تومان) جز يك احتمال مثبت در مقابل هزاران احتمال منفى نيست. 4. حكم قمار روح اين كار نوعى قمار و برد و باخت است كه در حقيقت مبلغى را خرج مى كند به اميد آن كه مبلغ گزافى نصيب او گردد. شگفت اين كه در دوران جاهليت صورتى ازاين قمار وجود داشته كه از آن به «ازلام» تعبير مى كردند و قرآن كريم در آيه اى به آن اشاره كرده و مى فرمايد:(يا أيّها الذين آمنوا انّما الخمر والميسر والأنصاب والأزلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلّكم تفلحون* انّما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العداوة والبغضاء فى الخمر والميسر ويصدكم عن ذكر الله وعن الصلوة فهل أنتم منتهون).(1) «اى كسانى كه ايمان آورده ايد شراب و قمار و بتها و ازلام(= نوعى بخت آزمايى) پليد و از عمل شيطان است از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد. شيطان مى خواهد به وسيله شراب و قمار در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد آيا (با اين همه زيان و فساد و با اين نهى اكيد) خوددارى خواهيد كرد». قرآن كريم در آغاز سوره مائده، آيه3، آنجا كه محرمات الهى را مى شمارد و مى فرمايد:(حُرّمت عليكم...)به اين مسأله نيز اشاره مى كند كه:(...وان تستقسموا بالأزلام)«بر شما حرام شده است، قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه هاى تير مخصوص بخت آزمايى».جريان از اين قرار بود: ده نفر با هم شرط بندى مى كردند و حيوانى را خريدارى و ذبح نموده، سپس ده چوبه تير كه روى هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در كيسه مخصوصى مى ريختند و به صورت قرعه كشى آنها را به نام يك يك از آن ده نفر بيرون مى آوردند، هفت چوبه تير به نام هر كس مى افتاد سهمى از گوشت برمى داشت و چيزى در برابر آن نمى پرداخت ولى آن سه نفر كه تيرهاى بازنده را دريافت داشته بودند بايد هر كدام يك سوم قيمت حيوان را بپردازند بدون اين كه سهمى از گوشت داشته باشند. اين چوبه هاى تير را «ازلام» جمع «زلم»(بر وزن«قلم») مى ناميدند. (2)اسلام، خوردن اين گوشت ها را تحريم كرد نه به خاطر اين كه اصل گوشت حرام بوده باشد بلكه به خاطر اين كه جنبه قمار و بخت آزمايى دارد و مى فرمايد:(وان تستقسموا بالأزلام) روشن است كه تحريم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حيوانات ندارد بلكه در هر چيزى انجام گيرد ممنوع است و تمام زيانها و فعاليت هاى حساب نشده اجتماعى و برنامه هاى خرافى در آن جمع مى باشد. 5. مايه نزاع و جدال در جامعه است قرآن مجيد يكى از علل تحريم شراب و قمار را اين مى داند كه در جامعه دشمن پرور و موجب ستيزه جويى است اكنون با توجه به همين مطلب در رسانه ها مى بينيم پرونده هايى در قوه قضائيه مطرح است كه همگى مربوط است به شركت هاى هرمى كه بسيارى از آنان فريب سراب را خورده و تصور كرده اند كه به آب خواهند رسيد. 6. حقيقت يكى است شيوه هاى مختلف اكنون براى جلب مشترى شيوه كار را عوض كرده مسأله الماس فروشى را مطرح مى كنند كه اگر كسى الماسى را بخرد و ضمناً 4مشترى معرفى كند براى او پاداش چنين و چنان خواهد بود در حقيقت الماس بهانه است و حقيقت همان است كه از اين طريق افراد را براى عضويت جلب كرده و همگى در انتظار بخت و شانس باشند. بنابراين هر چه هم شيوه شركت را عوض كنند روح شركت همان است كه گفته شد. 7. ريشه در خارج بسيارى از اين شركت ها به ظاهر ايرانى است و گردانندگان با چهره هاى دينى مشغول كارند و از اين طريق مردم را فريب مى دهند كه كاملاً شركت ايرانى و دينى است اما پشت سر آنان قدرت ها و يا شركت هاى خارجى هستند كه از اين طريق مى خواهند سرمايه شركت را به خارج منتقل كنند و فقر را براى ما به ارمغان بياورند. 8. ورشكستگى كشورى كه مجوز داده بود پيش از ما كشورهاى ديگر اين كار را تجربه كرده و جز ورشكستگى چيزى نصيب آنان نشده است، از قرار اطلاع كشور آلبانى يكى از اين كشورهاست كه براى تأسيس اين شركت ها مجوز صادر كرد چيزى نپاييد كه با شورش مردمى روبرو شد و همگان احساس كردند كه اقتصاد كشور در سراشيب نابودى است و دولت كنار رفت و دولت ديگر تشكيل گرديد و مجوزها را ابطال كرد. با توجه به آنچه گفته شد هيچ فرد مسلمانى نبايد دست به چنين كار آلوده بزند و دنيا و سراى ديگر خود را پايمال سازد.

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 224

اختلاف بر سر تقسيم و محاسبه ى هزينه و درآمد

سؤال 680. چنانچه در يك شركت بر سر تقسيم و محاسبه ى هزينه و درآمد، اختلاف شود و سهامداران بر طبق رأى اكثريت، مشكلات به وجود آمده براى شركت را، به عهده ى اشخاص ثالث و بيگناه بگذارند، در حالى كه اين افراد فقط مجرى مصوبات شركا بوده اند، آيا عمل آنها جايز است؟

بسمه تعالى: متهم كردن شخص برىء كه هيچ گونه تقصيرى ندارد، جايز نيست و اگر كسى ادعايى دارد بايد آن را در محكمه ى صالح اثبات كند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 225

فروش پنجاه درصد سهام شركت توسط مدير عامل بدون كسب رضايت ديگر شركا

سؤال 681. شخصى با سمت مدير عامل شركت، داراى سى درصد سهام بوده و در سال 1379 بدون كسب رضايت ديگر شركا پنجاه درصد سهام شركت را فروخته است و برطبق اساسنامه ى شركت، هيچ كدام از شركا حق فروش سهم خود را بدون كسب رضايت ديگر شركا ندارند، ضمناً شركت در سال 1380 من

بسمه تعالى: از آنجا كه شريك بر خلاف شرط عمل كرده است، ساير شركا مختارند فروش او را در سهم خود، نه در سهم ديگران، بپذيرند و با افراد جديد شريك شوند يا اين كه به خاطر تخلف شرط، شركت خود را با آن طرف فسخ كنند. قهراً شركت عقدى باطل شده و شركت مزجى(مال) باقى است و اگر اموال شركت قابل تقسيم مى باشد، مى توانند تقسيم كنند. در غير اين صورت و با توافق مى توانند سهم همديگر را بخرند و گرنه به حاكم شرع مراجعه كنند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 225

تصرف شريك در زمين مشاع و ايجاد اعيانى

سؤال 682. زمينى بين دو نفر مشاع است. يكى از آن دو، بدون اذن ديگرى، مرغوب ترين قسمت زمين را تصرف و اعيانى را در آن احداث كرده است آيا تصرف او جايز است؟

بسمه تعالى: تصرف يكى از شركا در زمين مشاع، شرعاً جايز نيست و مورد تصرّف به صورت مِلك مشاع باقى مى ماند و ايجاد هر نوع اعيانى در آن بدون رضايت شريك ديگر بى اثر است. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 226

اجاره دادن زمين مشاع توسط يكى از سهام داران بدون اجازه ديگران

سؤال 683. اگر فردى از سهام داران،زمين مشاع را بدون اجازه ى ديگران اجاره دهد، وظيفه اش چيست؟

بسمـه تعـالى: شـريك نمـى تـوانـد ملك مشـاع را يعنـى مجمـوع سهـم خـود و ديگـران را بـدون اجـازه ى شـركا اجـاره بـدهـد و اگـر اجـاره داد، صحت اجاره به اجازه ى ديگر شركا بستگى دارد. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 226

فروش و تقسيم ملك شراكتى بدون اطلاع شريك

سؤال 684. ملكى را به شراكت خريديم; به اين صورت كه من بهاى سهم خود را به صورت نسيه يعنى طى چند چك تا تاريخ معيّن واريز كنم. بر اساس همان چك ها مقدارى از زمين به نام بنده ثبت شد. پس از گذشت مدتى، شركا آن را فروخته و ميان خود تقسيم كردند، ولى سهم مرا پرداخت

بسمه تعالى: در فرض سؤال، بايد بر طبق قراردادى كه در دفترخانه اسناد رسمى يا در بنگاه معتبر و مانند آنها تنظيم شده، عمل كنند و اگر مِلك را بدون اجازه ى شما فروخته اند، نسبت به سهم شما معامله فضولى است و تا شما رضايت ندهيد، صحيح نيست و اگر با رضايت شما فروخته اند، بايد بهاى سهم شما را بپردازند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 226

پرداخت سهم شريك

سؤال 685. حدود 60 سال پيش مرحوم پدرم با كسى يك دستگاه آسياب خريدارى و مشغول به كار مى شوند، پس از چند سال آسياب از كار افتاد و فرسوده گرديد و تبديل به آهن قراضه شده بود، بنده آن را فروختم، خواهشمند است در خصوص پرداخت سهم شريك، حقير را راهنمايى فرماييد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه آسياب از كار افتاده باشد شما نبايد بدون اجازه شريك آن را بفروشيد، هر چند به صورت آهن قراضه درآيد، بنابراين بايد به آن شريك مراجعه كنيد و رضايت او را به دست آوريد. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 227

فروش اموال شريك بدون اطلاع شريك

سؤال 686. اگر بدون اجازه شريك، كل اموال مشترك توسط شريك ديگر فروخته شود آيا كار وى سرقت محسوب مى شود؟

بسمـه تعـالى: كـار او خـلاف شـرع اسـت ولـى عمـل او سـرقت حسـاب نمـى شـود و معامله نسبت به سهم ديگرى فضولى است. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 227

ممانعت از تقسيم مال مشترك

سؤال 687. اينجانب 2 دانگ از خانه اى كلنگى را با خواهر و برادرم شريك هستم خواهرم به دليل حفظ خاطره والدين متوفى مانع از تخريب و ساخت آن منزل مى گردد و از طرفى سهم مرا نيز خريدارى نمى كند، تكليف بنده چيست؟

بسمه تعالى: در صورتى كه خواهر آماده خريد سهم برادر نيست، برادر مى تواند سهم خود را به ديگرى بفروشد و براى اينكه مشكلى پيش نيايد مشترى را از وضع خود و خواهر آگاه سازد در صورتى كه مشكل از اين راه حل نشد به حاكم شرع مراجعه كنند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 227

فسخ شركت بدون توافق شركاء

سؤال 688. شركتى طبق قرارداد تأسيس و با سرمايه مساوى مشغول فعاليت شديم آيا مى توان بدون توافق شركاء، شركت را فسخ كنيم؟

بسمه تعالى: هرگاه در شركت نامه مدتى را براى آن معين كرده اند بدون توافق همه شركاء فسخ جايز نيست خواه شفاهى، خواه كتبى و اما اگر مدتى قيد نشده باشد هر كدام از شركاء مى توانند فسخ كنند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 228

برداشت پول شركت بدون اجازه ديگر شركاء

سؤال 689. افرادى به شراكت در رابطه با اجراى پروژه هاى ساختمانى شريك و متعهد شده اند كه هر كدام به قدر سهم خويش مبلغ معينى را در اين شركت سرمايه گذارى نمايند و لكن يكى از شركاء از سهم شركت مبلغى را برداشت و در جاى ديگر سرمايه گذارى نموده و سودى بدست آورده

بسمه تعالى: برداشت از پول شركت بدون اجازه شركاء شرعاً جايز نيست و اگر با پول شركت بدون اجازه، كارى صورت دهد معامله فضولى است و اگر شركاء اجازه دهند معامله صحيح است و سود متعلق به صاحبان پول است ولى احتياطاً به فردى كه با پول شركت كار كرده اجرت المثل كارش داده شود. و پرداخت نكردن حق السهم بر خلاف قرارداد است طبعاً كار خلاف است ولى نپرداختن سهم سبب تضرر شركت نيست بلكه سودى نكرده است قهراً ضامن نخواهد بود. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 228

گرفتن مبلغى به عنوان بيمه حضرت ابوالفضل

سؤال 690. گروهى از مؤمنين براى برنامه هاى فرهنگى و جذب منابع پولى، طرحى به نام بيمه ى حضرت ابوالفضل(عليه السلام)ريخته اند و افرادى به مدت حداقل يك سال عضو شده و متعهد مى شوند كه بابت حق بيمه مبلغى را ماهيانه پرداخت نمايند. آيا اين نوع بيمه جايزاست؟

بسمه تعالى: كار ياد شده صحيح نيست و حتماً بايد تعطيل شود. مردم هم اگر چيزى را نذر امام يا امام زاده اى مى كنند، خودشان آن را در جاى خود مصرف كنند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 229

عناوين تجارى شركت ها

سؤال 691. آيا عناوين و نام هاى تجارى شركت ها مختص مالكان آنهاست; مثلاً كسى فروشگاهى را به نام خانوادگى اش ثبت نموده است آيا فرد ديگر از همان خانواده يا از خانواده هاى ديگر حق دارد از آن اسم براى فروشگاه خود استفاده كند؟

بسمه تعالى: هـرگاه عنـاوين و نـام هاى تجـارى بـه ثبت رسيـده و صاحبـان آن ذى حـق شمـرده مى شـوند، فـرد ديگـر از غيـر آن خـانواده نمى تـواند از آن نـام استفـاده كنـد و امّـا استفـاده شخصى هـر فـردى از آن خـانواده، در صـورتى كه ثبت آن به صورت تك تك افراد باشد اشكال ندارد، ولى اگر آن حق به مجموع خانواده تعلّق پيدا كرده باشد، از استفاده ى خصوصى آن بايد خوددارى كنند. والله العالم

جلد شماره:1 - صفحه شماره : 229

اجبار اعضاى مخالف به پذيرش رأى اكثريت در مشاركت

سؤال 692. آيا براى مشاركت در طرح هاى اقتصادى مى توان اعضاء مخالف را مجبور به پذيرش رأى اكثريت هيأت امناء با هيأت مديره نمود كه سرمايه را (حق عضويت جمع شده) را در اختيار هيأت مديره براى مشاركت در طرح هاى اقتصادى قرار دهند؟

بسمه تعالى: اموال موجود در صندوق بايد به اتفاق آراء اعضا در امور اقتصادى به كار گرفته شود نظر اكثريت كافى نيست، مگر اين كه از موقع تشكيل صندوق چنين كارى پيش بينى شود و اعضاء در حين قرارداد آن را بپذيرند. والله العالم

جلد شماره:2 - صفحه شماره : 292

معاملات حرام در شركت

سؤال 950 . در شركتى مشغول به كار هستم متاًسفانه در شركت برخى معاملات حرام و قرض ربوى انجام مى شود، آيا همكارى بنده در اين امور جايز است و آيا حقوقى كه دريافت مى كنم حلال است يا حرام؟

بسمه تعالى: در فرض سؤال به خداوند متعال توكّل كنيد و رشته كاريتان را تغيير دهيد . والله العالم

جلد شماره:2 - صفحه شماره : 292

تقسيم شريك و تصرف شريك در سهم مشاع

سؤال 951 . اگر يكى از شركاء در غياب شريك ديگر، زمين مشاع را تقسيم نمايد و شريك ديگر پس از اطلاع در سهم معين خود تصرف و مقدارى را بفروشد ولى پس از چند سال به تقسيم وى اعتراض نمايد آيا اعتراض وى مورد قبول است؟

بسمه تعالى: در فرض مزبور هرگاه تقسيم را لفظاً يا عملاً قبول كرده مثلاً سهم خود را فروخته است ديگر حق اعتراض ندارد . والله العالم

جلد شماره:2 - صفحه شماره : 293

هزينه نمودن يكى از شركاء بدون اذن ديگر شركاء

سؤال 952 . شخصى بدون اذن ساير شركاء، جهت نگهدارى و حفظ درختان هزينه هاى جارى مثل سم پاشى، آبيارى و . . . را انجام داده است، آيا مى تواند اين مخارج را از ساير شركاء به نسبت سهمشان مطالبه نمايد؟

بسمه تعالى: در فرض سؤال هرگاه كار انجام شده جنبه ضرورى داشته به گونه اى كه همه شركاء متضرر مى شدند در اين صورت مى تواند سهم شركاء را درخواست كند و در غير اين صورت حق رجوع ندارد ولى اخلاقاً كسانى كه از اين عمل بهره مى برند سهم خود را بپردازند . والله العالم

جلد شماره:2 - صفحه شماره : 293

دريافت سود اصلى

سؤال 953 . اينجانب جهت پرورش ماهى نياز به مبلغى پول دارم، و كسى كه در اين مورد سرمايه گذارى مى كند از من به نسبت پول خود سود مى گيرد چه راهى براى مضاربه با سود مشخص مشروع است؟

بسمه تعالى: راه شرعى اين است كسى كه به شما پول مى دهد او را در پرورش ماهى شريك سازيد، طبعاً در سود و زيان شريك خواهيد بود . و راه ديگر اين است كه خانه مسكونى خود را به همان مبلغى كه به شما مى دهد به طرف بفروشيد مشروط بر اينكه اگر پول او را سر مدّت پس داديد، معامله را فسخ كنيد سپس خانه اى كه ملك او شد . براى سكونت اجاره كنيد و وجه اجاره را همان مبلغى قرار دهيد كه براى سود در نظر گرفته است، ولى انسان تا مجبور نشود نبايد راه دوم را انتخاب كند . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 265

پرداخت بدهى از سهم مشترك

سؤال 830 . شخصى منزلى خريده بخشى از قيمت آن را نقد و بخشى را چك داده است و در زمان سررسيد چك چون پول نداشته از مغازه مشترك با برادر بدون اطلاع وى برداشته و بدهى را پرداخت كرده و سپس بدهى را به مغازه برگردانده است. حال خانه را فروخته با ترقى قيمت. سؤال اين

بسمه تعالى: معامله صحيح است و برادر سهمى در منزل ندارد. ولى پرداخت دين از پول مشترك سبب ضمان مى شود و فرض اين است كه آن فرد وجه را به شركت پرداخت نموده، تنها اين مسأله است كه خلاف شرع انجام گرفته از آن كار استغفار كند و از برادر حليت بطلبد . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 266

تقسيم دوباره زمين مشاع

سؤال 831 . زمين مشاعى تقسيم شده و سالها در آن تصرف كرده اند الآن بعضى خواستار تقسيم جديد هستند تكليف چيست؟

بسمه تعالى: هرگاه تقسيم به وسيله قرعه انجام شده باشد و يا به صورت مصالحه به اين معنا كه هر يك بپذيرند سهم او از اين ملك مشاع همان باشد كه انتخاب شده است، در اين صورت تقسيم لازم است و اقاله پذير نيست. بله، اگر در تقسيم اشتباه فاحش رخ داده باشد قابل تجديد قسمت هست . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 266

كار و خريد با مال مشترك

سؤال 832 . چند برادر در 7 رأس دام شريك بودند همه به شهر هجرت كردند يكى در روستا ماند و اين 7 رأس را به 40 رأس رساند، يكى از برادرها بدون اطلاع بقيه دامها را فروخت و با پول آن كارگاهى خريد. آيا اين معامله صحيح است؟ آيا برادرى كه زحمت كشيده و دامها را زيا

بسمه تعالى: در فرض سؤال چون آن برادر با سرمايه مشترك فعاليت كرده است طبعاً همه دامها ملك مشترك برادرها است ولى در عين حال بايد به برادرى كه فعاليت كرده و سرمايه كم را به آن حد رسانده اجرت المثل بپردازيد. اكنون كه دامها به فروش رفته اگر همه برادرها رضايت دارند معامله صحيح است ولى بايد قيمت فروخته شده بين همه تقسيم و اجرت المثل برادر فعال پرداخت شود، ولى كارگاهى كه براى خود خريده است ملك خود اوست چون به صورت ذمه اى خريده است ولو بعداً از پول مشترك قيمت را پرداخته است البته در اين كار مرتكب خلاف شرع شده است . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 267

تصرف در ملك مشاع بدون اذن

سؤال 833 . همسايه نصف ديوار اشتراكى را تراشيده و ستون گذاشته و ساختمان كرده و اين كار را بدون رضايت شريك در مال مشاع انجام داده است دادگاه هم به نفع او حكم كرده است حكم شرعى چيست؟

بسمه تعالى: جايگاه ديوار مشترك، ملك مشاع بين دو طرف است، لازم بود كه طرف در تقسيم از شما اجازه مى گرفت اكنون كه بدون اجازه تراشيده و ساخته اگر ضرر متوجه شما نشده است رضايت بدهيد.والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 267

پرداخت ريال به جاى دلار

سؤال 834 . در قراردادد مشاركت و رهن واحد پول را دلار قيد كرده اند و در متن قرارداد آمده است كه اگر به حكم مرجع قضايى اجبار به ريال به جاى دلار شد بايد ريال پرداخت شود، آيا مديون مى تواند با محاسبه قيمت دلار در روز قرارداد ريال پرداخت كند؟

بسمه تعالى: طبق بند دوم مى تواند به جاى دلار ريال بپردازد . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 268

لزوم عقد شركت

سؤال 835 . اگر قراردادى به عنوان مشاركت منعقد شده باشد آيا يكى از طرفين مى تواند بدون رضايت طرف مقابل اقداماتى از قبيل فسخ و يا تصرف انجام دهد؟

بسمه تعالى: عقد شركت عقد لازم است بدون اتفاق شركاء نمى شود عقد را به هم زد . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 268

تصرف در ملك مشاع

سؤال 836 . اگر دامداران احشام خود را وارد ملك مشاع بدون داشتن حقى در آن، مى آورند وظيفه آنان در قبال مالكين شرعى چيست؟ استفاده از فراورده هاى لبنى آنان چه حكمى دارد؟

بسمه تعالى: در فرض سؤال بايد كسانى كه احشام خود را به ملك مشاع مى آورند رضايت مالكين شرعى را جلب كنند، استفاده از فراورده هاى لبنى آنان اشكال ندارد . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 268

استفاده از چاه مشاع

سؤال 837 . شخص الف و شخص ب در چاه آبى كه در زمين مزروعى شخص الف حفر شده مشاعاً شريك هستند ولى شخص الف اجازه استفاده از چاه آب را به شخص ب نمى دهد حكم چيست؟

بسمه تعالى: هرگاه حفر چاه به وسيله الف و ب در سرزمين الف به رضايت طرفين و قرارداد مساوى بسته شده الف حق ندارد از بهره گيرى آب جلوگيرى كند . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 269

باز كردن درب به كوچه بن بست

سؤال 838 . شخصى پشت منزلش كوچه بن بستى است آيا مى تواند بدون رضايت اهل كوچه بن بست درب و يا پنجره اى به اين كوچه باز كند با اين كه راه عبور وى از كوچه ديگرى است؟

بسمه تعالى: اگر سابقه ملكى كوچه روشن باشد كه براى همگان بوده ولى يك نفر از اين كوچه استفاده نكرده است در اين صورت مى تواند درب جديدى بگذارد در غير اين صورت گشودن درب نياز به اجازه صاحبان خانه هايى دارد كه كوچه به حسب ظاهر متعلق به آنهاست. البته گشودن پنجره اشكالى ندارد ولى صاحبان خانه مقابل مى توانند حاجز و مانعى در مقابل آن ايجاد كنند . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 269

درآمد توليد بين همسر و شوهر

سؤال 839 . توليدى داير كردم با همسرم قرارداد بستم كه كارهاى منزل با ايشان و كار بيرون با من باشد و درآمد توليدى صرف مخارج زندگى شود، سپس با اين درآمد منزلى خريدم و سپس منزل را فروختم ولى همسرم راضى به اين كار نيست آيا اين كار اشكال دارد؟

بسمه تعالى: قولى كه به همسر داده بوديد شايسته بود عمل كنيد ولى چون شركتى در كار نبوده قطعاً درآمد توليدى مال شماست و بايد براى همسر خود بابت چند سال كار اجرة المثل بپردازيد چون وى به اميد شركت كار كرده نه رايگان. والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 270

شخصيت حقوقى شركت سهامى و خمس آن

سؤال 840 . با توجه به اين كه شركت سهامى داراى شخصيت حقوقى مستقل است آيا اين امر تأثيرى بر نحوه محاسبه خمس سهامداران دارد؟ با توجه به اين كه وام دريافتى از بانك نيز به نام شركت سهامى است و نه سهامداران؟

بسمه تعالى: هرگاه فردى مثلاً مدير عامل وام گرفته است و وام دار را عنوان شركت قرار داده است و اين كار با اجازه سهامداران انجام گرفته است طبعاً وام و سود آن متعلق به سهامداران است. گرچه عنوان شركت شخصيت حقوقى دارد ولى اين شخصيت منطبق بر سهامدران است و سود و خمس متعلق به افراد مى باشد . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 270

مشاركت در سود و زيان

سؤال 841 . براى حل مشكلات كارخانه از افرادى پول گرفته ام به عنوان مشاركت كارى، و سود به آنها پرداخته ام حال كار متوقف شده و مى خواهم كارخانه را بفروشم، بابت تسويه نهايى پيشنهاد كردم براى طلب خود، سهام كارخانه را بردارند ولى بعضى مصرّ به دريافت پول هستند ت

بسمه تعالى: هرگاه افرادى كه مبلغى پرداخته اند هدفشان مشاركت كارى بوده بايد در سود و زيان شريك باشند. بنابراين تا كارخانه سودآور بوده سهم آنها را از سود بدهيد. و آنجا كه سودآورى متوقف شده است بايد كوشش كنيد سهم افراد را بپردازيد البته نمى توانيد آنها را به پذيرش سهام كارخانه ملزم كنيد ولى بايد آنها صبر كنند تا توان مالى پيدا شود . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 271

سالن هاى مشاع در مجتمع هاى مسكونى

سؤال 842 . در يك مجتمع مسكونى سالن هايى براى برنامه هاى مذهبى و نماز جماعت جزو قسمت هاى مشاع لحاظ شده است حال اگر برخى از ساكنان راضى به برگزارى برنامه ها نباشند حكم چيست؟

بسمه تعالى: مرسوم و رايج در انبوه سازى اين است كه پروژه با مراكز عبادى و ورزشى و غيره مورد تصويب شهردارى قرار بگيرد و انبوه سازان نقشه را پياده كرده و به خريداران واگذار مى كنند. بنابراين در واگذارى اين جهات مورد پذيرش طرفين است و اعتراض هيچ كس بر اين نقشه نافذ نيست البته بايد برنامه ها ايجاد مزاحمت نكند . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 271

شركت در پروژه به خاطر همكارى در پيروزى در مناقصه

سؤال 843 . دوستى به عنوان سرمايه گذار در مناقصه پروژه اى شركت كرد و با راهنمايى بنده كه هيچ گونه شغل دولتى ندارم توانست پيروز شود سپس ايشان به منظور قدردانى و تشويق من سه درصد پروژه را به من واگذار كرد آيا اين اكل مال بالباطل نيست؟

بسمه تعالى: از آنجا كه جنابعالى خدمتى انجام داده ايد و در سايه راهنمايى شما آن شخص پيروز شده است، اگر به طيب خاطر چيزى را به شما واگذار كند، هديه است و هرگز اكل مال بالباطل نيست . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 271

مشاركت مدنى با سود تضمينى و خسارت يك طرف

سؤال 844 . در يك قرارداد به عنوان مشاركت مدنى بين دو طرف هر كدام تأمين قسمتى از سرمايه را پذيرفته اند و سود بالنسبه تقسيم مى شود ولى ضرر فقط به عامل تحميل شده و طرف ديگر در هر شرايط حداقل سود را دريافت مى كند، و اگر عامل نتواند در موعد مقرر اصل سرمايه و س

بسمه تعالى: شرط مذكور كه ضرر فقط متوجه عامل شود شرط باطل است. و اينكه اگر سود هم نكرد، حداقل سود را بپردازد اين خلاف قانون شركت است و اين كه گفته شده خسارت تأخير دين به طرف بپردازد نيز خلاف شرع است زيرا براى ديركرد جريمه تعلق نمى گيرد . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 272

ادعاى شركت بعد از فروش زمين

سؤال 845 . پس از خريد چند قطعه زمين با پروانه ساخت و پلاك ثبتى و شماره قطعه، شخصى پيدا شده كه مدعى است شريك فروشنده بوده و سهم خود را طلب مى كند آيا او بايد حق خود را از فروشنده بگيرد يا از خريداران؟

بسمه تعالى: ابتدا بايد اين شخص شراكت خود را به نحو مشاع ثابت كند و يا ثابت كند كه اين قسمت فروخته شده معيناً سهم او بوده است. اگر شراكت به صورت مشاع ثابت شد در اين صورت شريك نمى توانسته بدون اجازه شريكش ملك را بفروشد لذا مى تواند سهم خود را از زمين از فروشنده مطالبه كند . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 272

استخدام بدون اطلاع شريك

سؤال 846 . شريك من بدون اطلاع، شخصى را استخدام كرده است كه مورد رضايت من نيست و به بهانه اين كه سهم او از من بيشتر است اختيار شركت را بدست گرفته است آيا كارهاى وى مشروعيت دارد؟

بسمه تعالى: در فرض سؤال مشروعيت ندارد مگر اين كه در شراكت نامه با آن فرد، چنين اختيارى داده شود . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 273

ايجاد شراكت با سرمايه يك نفر

سؤال 847 . آيا در شراكت شرعى بين دو نفر بايد هر دو نفر سرمايه داشته باشند و يا عقد تفاهم نامه شراكت با سرمايه يك نفر كفايت در انعقاد شركت مى كند؟

بسمه تعالى: در فرض سؤال شراكت منعقد نمى شود و بايد طرفين سرمايه گذارى كنند . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 273

مخلوط شدن اموال، شرط شركت

سؤال 848 . اگر بدانيم هر كدام از شريك ها چه مقدار سهم قرار داده اند آيا شركت و مخلوط شدن اموال كه از يكديگر تشخيص داده نشود حاصل مى شود؟

بسمه تعالى: شركت در اموال در صورتى است كه مالِ هر شريك از مال شريك ديگر متميّز نباشد تا نوعى ملكيت مشاع حاصل شود. علم به مقدار در سهم مانع از تحقّق شركت نيست . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 273

كار و كمك به شركت هاى ضد اسلام

سؤال 849 . آيا مسئولان مجازند به شركت هايى كه وهابيون در آن سرمايه گذارى كرده و قطعاً بخشى از درآمد آن صرف اسلام ستيزى خواهد شد مجوز سرمايه گذارى در ايران بدهند؟ و آيا كار در اين شركت ها و دريافت حقوق مجاز است؟ توليد ومصرف توليدات آنها چه حكمى دارد؟

بسمه تعالى: پاسخ هر سه سؤال اين است كه هر شركتى كه نتيجه آن تضعيف اسلام و يا تشيع باشد صدور مجوز يا كار در آن و كمك به آن جايز نيست . والله العالم

جلد شماره:3 - صفحه شماره : 274

زيارت به هزينه جمع

سؤال 850 . در يك جمع برگه هايى به فروش مى رسد و از مجموع درآمد آن يكى از اعضاء به حكم قرعه به زيارت سيدالشهداء(عليه السلام) مشرف مى شود. در اين جمع همه قصد قربت دارند و با رضايت همه اين كار صورت مى گيرد، حكم شرعى آن چيست؟

بسمه تعالى: هرگاه پس از رفتن اين فرد به زيارت كار خاتمه يابد در اين صورت اين كار شبيه به بخت آزمايى و به يك معنا شبيه به «ازلام» است كه قطعاً حرام است. اما اگر بخواهند اين را ادامه دهند راه صحيح آن است كه شركتى تشكيل دهند و همه در آن سرمايه گذارى كنند مشروط بر اين كه هر موقع پول شركت به اندازه هزينه سفر يك نفر رسيد به رضايت شركت او را به عتبات بفرستند. سپس اين حالت ادامه پيدا كند تا آخرين فرد از اين شركت به زيارت برود. و در اين مدت حتى همه افرادى كه به تدريج به زيارت رفته اند از پرداخت حق عضويت خوددارى نكنند در اين صورت همه افراد به زيارت رفته اند بدون اين كه از كسى چيزى كم و يا به كسى چيزى اضافه شود . والله العالم