welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار ریحانة الأدب

نام کتاب : مناسك حج*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

مناسك حج

صفحه 223

مى كند، در مذبح سعى كنند اوّل گوسفند خود را قربانى كنند و با تقصير يا حلق در منا از احرام خارج بشوند.

6

تراشيدن سر يا كوتاه كردن مو

ششمين فريضه، و سومين عمل از اعمال منى، حلق يعنى تراشيدن سر و تقصير يعنى كوتاه كردن مو است.

مسأله 949 . تراشيدن سر براى چند گروه واجب است:

1. فرد «صروره» يعنى كسى كه براى نخستين بار به حج مى رود، خواه حجة الإسلام باشد، يا حج نيابى و يا مستحب.

2. كسى كه حجة الاسلام را به جا مى آورد، هر چند قبلاً نيز حج مستحبى يا نيابى به جا آورده باشد.

3. بنابر احتياط واجب، فردى كه موهاى خود را گره زده و با هم جمع كرده است.

در غير اين سه مورد، مى تواند به جاى تراشيدن ، مو را كوتاه كند.

مسأله 950 . وظيفه زنان فقط تقصير و كوتاه كردن موست.

مسأله 951 . خنثاى مشكل اگر از سه دسته نامبرده نباشد بايد تقصير كند لكن اگر از سه دسته مذكور باشد بايد احتياطاً هم تقصير و هم حلق نمايد.

مسأله 952 . در تراشيدن سر لازم است همه سر را بتراشد، و تراشيدن


صفحه 224

برخى از آن كافى نيست.

مسأله 953 . حلق و تقصير عمل عبادى و نوعى طاعت است. بايد در آن سه امر ياد شده در قربانى رعايت شود، يعنى عمل آگاهانه، و با تعيين نوع، و براى خدا صورت بگيرد.

مسأله 954 . حلق و تقصير به سان قربانى كردن، نياز به مباشرت ندارد، ديگرى نيز مى تواند اين كار را براى انسان انجام دهد، به شرط اين كه خود محرم، نيت كند.

مسأله 955 . وظيفه حلق و تقصير بايد در منى انجام بگيرد، و اگر فردى نمى تواند در منى حلق يا تقصير كند، در خارج منى مى تواند انجام دهد، ولى بايد موهاى ريخته را به منى برگرداند، بنابراين كسانى كه در مسلخ كنونى كه خارج از منى است اقدام به حلق يا تقصير كنند، بايد به منى برگشته تقصير را اعاده كنند و در صورت حلق تيغ را بر سر بكشند.

مسأله 956 . اگر كسى به علتى قربانى را از روز عيد قربان به تأخير انداخت، تا روز سيزدهم نمى تواند حلق و تقصير را انجام دهد، چنان كه شرح آن گذشت.

مسأله 957 . چنان كه در مسائل عمره گذشت در تقصير، كوتاه كردن موى سر و صورت و شارب كافى است، ولى كوتاه كردن موى ديگر جاهاى بدن، كفايت نمى كند.

مسأله 958 . حلق و تقصير، تراشيدن و يا كوتاه كردن مو محقق مى شود، بنابراين كندن مو به هر وسيله اى باشد، كافى نيست.

مسأله 959 . معمولاً تراشيدن سر با تيغ صورت مى پذيرد ولى ماشينى كه


صفحه 225

مو را از ته مى زند، به گونه اى كه عرفاً تراشيدن حساب مى شود، هم كفايت مى كند.

مسأله 960 . كسانى كه مقدار زيادى از موهاى سر آنها ريخته، اگر بقيه را بتراشند كافى است.

مسأله 961 . هرگاه فردى كه بر او تراشيدن سر واجب است، مو نداشته باشد، كافى است تيغ را بر تمام سر خود بكشد.

مسأله 962 . هرگاه چنين فردى بين تراشيدن و كوتاه كردن مخير باشد بايد دومى را انتخاب كند و از موى غير سر يعنى ريش و سبيل كوتاه كند.

مسأله 963 . هرگاه حلق يا تقصير را فراموش كند، بايد به منى برگردد و آنجا عمل را انجام دهد.

مسأله 964 . وظيفه حلق و تقصير پس از قربانى است، چنان كه قربانى پس از رمى است، ولى اگر فردى از روى جهل به حكم شرعى ترتيب را رعايت نكند، يا حكم آن را فراموش كند، عمل او صحيح است، ولى اگر عمداً اين كار را انجام دهد، بايد اعاده كند، به نحوى كه ترتيب حاصل شود، مثلاً اگر اوّل رمى كرده، سپس تقصير و بعداً ذبح، فقط بايد تقصير را اعاده كند، و اگر قربانى را عمداً براى اينكه كارش راحت تر باشد قبل از رمى و تقصير انجام داد، بايد قربانى و تقصير را اعاده كند.

مسأله 965 . كسى كه مى خواهد موى ديگرى را كوتاه كند، بايد قبلاً وظيفه خود را از نظر حلق يا تقصير انجام داده باشد، سپس به اين كار بپردازد.

اگر محرمى سهواً و يا جهلاً كسى را حلق يا تقصير كند كفاره ندارد اما در صورت عمد بايد كفاره دهد. و در هر حال به اين حلق يا تقصير اكتفا نشود.


صفحه 226

مسأله 966 . اگر كسى كه وظيفه او حلق است، تقصير كند، در صورتى كه جاهل به مسأله بوده كفاره بر او واجب نيست، و اگر عالمانه انجام داده باشد، بايد كفاره بدهد.

مسأله 967 . كودك مميّزى كه قبلاً به حج رفته و به نحو صحيحى حج را انجام داده است، و پس از رسيدن به سن بلوغ، مستطيع شده و حجة الاسلام را به جا مى آورد، بايد حلق كند.

مسأله 968 . پس از انجام اعمال منى( رمى، قربانى، حلق و تقصير) همه محرمات احرام بر فرد محرم حلال مى شود به جز همسر و بوى خوش،و با انجام سعى بوى خوش نيز حلال مى شود، و با انجام طواف نساء و نماز آن، همسر نيز حلال مى شود، البته شكار و كندن گياه خودرو در حرم براى همه حرام است، خواه محرم، خواه غير محرم.

مسأله 969. حلق و تقصير و ذبح در شب جايز نيست وعمداً هم نمى تواند از روز عيد به تأخير بيندازد.

مسأله 970. تراشيدن ريش از تقصير يا حلق كفايت نمى كند.

مسأله 971. كسى كه حلق بر او متعين است، اگر حلق نكند گذشته از اين كه معصيت كرده از احرام نيز خارج نمى شود و كسى كه حلق مى كند اگر چه بداند در اثنا از سر او خون مى آيد، بايد حلق كند.

مسأله 972. كسى كه حلق كردن بر او متعين است، اگر از حلق كردن معذور باشد، چنانچه عُذر او، وجه شرعى يا مصلحت مهم طبّى داشته باشد مى تواند تقصير كند، لكن احتياط را از كف ندهد و تا محلى براى حلق هست آن را به تقصير بدل ننمايد.


صفحه 227

مسأله 973. كسى كه حلق بر او متعين است، اگر از روى جهل تقصير كرد كفاره ندارد و بايد حلق كند و در صورت عِلم، علاوه بر كفاره بايد اگر اعمال مترتبه ى منا و مكه را انجام داده، مجدداً همراه با حلق اعاده كند.

مسأله 974. كسى كه موهاى سر او زياد است و مى خواهد با تيغ حلق كند جايز نيست بهواسطه زيادى مو، اوّل تقصير كند بعد با تيغ حلق نمايد چنين فردى مى تواند از ماشين ته زن استفاده كند.

مسأله 975. زائر خانه خدا مى تواند سر خودرا پس از نيّت بتراشد و يا تقصير نمايد ، و اگر اين كار را به ديگرى سپرد بايد خود نيّت كند و سلمانى يا تقصير كننده نيازى به نيّت كردن ندارد.

مسأله 976. اگر كسى عمداً در غير منا حلق يا تقصير كند و اعمال مترتبه را انجام دهد، مُحِلّ نمى شود، بلكه بايد آن را در منا اعاده كند و اعمال مترتبه را نيز بياورد، و اگر از مكه بيرون رفته باشد بايد حلق يا تقصير كند وموهاى خود را به منا بفرستد و كسى را نائب كند كه اعمال مكه او را انجام دهد و سال بعد نيز در ايام تشريق، رمى روز يازدهم و دوازدهم را خود انجام دهد و يااستنابه نمايد.

تااين وظايف را انجام ندهد نمى تواند براى عمره يا حج ديگر محرم شود و اگر محرم شود احرام او صحيح نيست، بلكه تا حلق و اعمال مترتبه را به نحوى كه گفته شد انجام ندهد در حال احرام باقى مى باشد.

ولى اگر از روى جهل به موضوع يا نسياناً حلق را بيرون از منى انجام داده اعمال مترتبه درست است فقط بايد حلق يا تقصير كند و موهاى خود را به منى بفرستد.


صفحه 228

مسأله 977. اگر كسى حلق يا تقصير را عمداً يا جهلاً و يا نسياناً ترك كند، بايد آن را در منا انجام دهد و اگر نمى تواند، در هر كجا كه هست انجام دهد، و موهاى خود را به منا بفرستد و اگر اعمال بعد از حلق را انجام داده باشد، اعاده كند. و اگر خود در مكه نيست به نحوى كه در مسأله ى قبل گفته شد استنابه نمايد تا از احرام خارج گردد.

مسأله 978. اگر كسى كه حلق يا تقصير را انجام نداده مجبور كنند تا به كشورش برگردد و يا او را به هر عنوانى روانه زندان كنند و اميد به آزادى او تا آخر ذى حجه نباشد، بايد موهاى خود را حلق يا تقصير كند و به منا بفرستد و براى اعمال به نحوى كه گفته شده استنابه نمايد، ولى در مورد زندانى اگر نتواند استنابه نمايد از موارد صدّ است كه احكام آن مى آيد.

مسأله 979. كسى كه وظيفه ى او حلق است و به خاطر مانعى مثل شكستگى سر و جراحت نمى تواند حلق كامل كند، چنانچه اميد خوب شدن تا آخر روز سيزدهم ذى حجه را دارد، بايد صبر كند و اعمال مترتبه مكه را نيز انجام ندهد و پس از حلق، به آن ها مبادرت ورزد، ولى اگر اميد بهبودى ندارد و يا تا غروب روز سيزدهم، بهبودى حاصل نشود، اگر چنانچه با ماشين ته زن هم نمى تواند حلق كند، تقصير كند و از احرام خارج گردد و مى تواند اعمال مكه را انجام دهد و به احتياط واجب چنانچه تا آخر ذى حجه متمكن از حلق شد، ولو با ماشين، حلق نمايد و موهاى خود را به منا بفرستد.

مسأله 980. انجام طواف حج و سعى، بعد از حلق و تقصير مى باشد و اگر كسى آن را مقدّم داشت:

الف. اگر عمداً مقدم داشت، بايد پس از حلق و يا تقصير، طواف و نماز آن


صفحه 229

و سعى را اعاده كند، و يك گوسفند نيز به عنوان كفاره ذبح كند.

ب. اگر سهواً و نسياناً مقدم داشت، بايد بعد از حلق و يا تقصير آن ها را به ترتيب اعاده كند و كفاره ندارد.

ج. اگر فقط طواف را عمداً مقدم داشت حكم آن نيز مانند فرع الف است.

د. اگر فقط سعى را عمداً مقدم داشت، حكم آن مانند فرع ب است.

مسأله 981. تا وكيل و يا نايب در ذبح، قربانى نكرده موكل يا منوب عنه نمى تواند حلق كند، ولى اگر به اعتقاد اين كه ذبح نموده است حلق كند و معلوم شود كه قربانى نكرده بود، حلق مزبور كافى است و اگر اعمال مترتبه را در مكه انجام داده است كفايت مى كند و اعاده لازم نيست و تا علم به ذبح قربانى حاصل نشده، گرچه اعمال انجام شده صحيح است، ليكن هنوز محرم است و اگر لباس دوخته به تن كرده بايد بيرون بياورد تا يقين به ذبح و قربانى نمايد.

مسأله 982. بعد از انجام اعمال منا و قبل از انجام اعمال مكه مى تواند از مكه خارج شود، ولى چنانچه اطمينان نداشته باشد از اين كه برمى گردد يا نه و يا ممكن است خطرى براى او پيش آيد نبايد مكه را ترك كند.


صفحه 230

صفحه 231

فصل هفتم

اعمال مسجدالحرام

پس از انجام فريضه حلق يا تقصير، نوبت اعمال مكه مى رسد، و وقت آن از روز دهم تا آخر ماه ذى الحجه است، هر چند مستحب آن است كه اعمال مكه را از روز يازدهم به تأخير نيندازد.

اعمال مكه عبارتند از:

1. طواف حج يا طواف زيارت

2. دو ركعت نماز طواف در نزد مقام ابراهيم

3. سعى ميان صفا و مروه

4. طواف نساء

5. دو ركعت نماز طواف

و با انجام سعى بوى خوش نيز حلال مى شود و با انجام طواف نساء كليه محرمات احرام بر محرم حلال مى شود.

مسأله 983 . از آنجا كه درباره اين اعمال در بخش عمره تمتع به تفصيل سخن گفتيم، در اينجا نيازى به تفصيل بيشتر نيست. آنچه لازم است اين كه بايد اين اعمال به ترتيب انجام شود، و اگر كسى بر خلاف ترتيب ياد شده انجام داد، بايد به گونه اى اعاده كند كه ترتيب حاصل شود، مثلاً اگر اوّل سعى نمود و بعداً طواف، تنها اعاده سعى كافى است.


صفحه 232

مسأله 984 . طواف زيارت و سعى از اركان حج است و اگر كسى عمداً تا آخر ذى الحجه آنها را ترك كند، حج او باطل مى شود، و اگر از روى فراموشى هر دو يا يكى را به جا نياورد، بايد پس از ماه ذى الحجة الحرام، قضا كند، و اگر نمى تواند شخصاً انجام دهد، بايد نايب بگيرد.

مسأله 985. اعمال پنج گانه ياد شده در بالا ، قبل از وقوف عرفات ومشعر و اعمال سه گانه (رمى قربانى و حلق) منا در حال اختيار براى متمتع جايز نيست و اگر كسى عمداً اين كار را انجام داد، علاوه بر اعاده بعد از حلق يا تقصير بايد يك گوسفند ذبح نمايد و در صورت سهو و يا نسيان فقط بعد از حلق يا تقصير اعاده نمايد و كفاره ندارد.

مسأله 986. كسى كه حج افراد و يا قران به جا مى آورد مى تواند بدون عذر، تمامِ اعمال مكه را بر وقوفين مقدم بدارد.

مسأله 987. چهار گروه يا دشده در زير، از كسانى كه حج تمتع به جا مى آورند مى توانند همه ى اعمال مكه را پس از احرام براى حج و قبل از رفتن به عرفات مقدّم بدارند.

الف: زنى كه مى ترسد بعد از برگشتن از منا حائض و يا نفسا شود و تا آخر ايام تشريق و يا حداكثر تا زمانى كه در مكه هست پاك نشود.

ب: پيرمرد و پيرزنى كه نمى توانند خودشان بعد از برگشتن از منا اعمال مكه را در ازدحام جمعيّت انجام دهند.

ج: بيماران و معلولين كه نمى توانند خود بعد از اعمال منا به مكه بيايند و يا اين كه در ازدحام جمعيت از انجام اعمال عاجزند و براى آن ها مشكل است.

د: هركس ديگرى كه عذر عرف پسند داشته باشد از اين كه اعمال را بعد از


صفحه 233

برگشتن از منا تا آخر ذي حجه و يا زمانى كه در مكه هست، خود انجام دهد.

مسأله 988. كسانى كه به خاطر عذرى اعمال را مقدم مى دارند، بر خلاف سه دسته ى قبل اگر بعد از اعمال منى كشف خلاف شد بايد اعمال را اعاده كنند، ولى سه دسته ى قبل ولو در صورت كشف خلاف، اعاده لازم نيست.

مسأله 989. اگر زنى كه اعمال مكه را مقدّم داشته، در اثناى اعمال حائض شود نمى تواند براى بقيه نايب بگيرد. چون تقديم اعمال شامل استنابه نمى شود و چنين شخصى اگر طواف او از نصف گذشته، بايد بعد از برگشت از منا آن را تكميل كند و نماز را بخواند و اعمال مترتبه را انجام دهد، ولى احتياط مستحب در اتمام طواف و نماز و اعاده ى طواف و نماز است.

مسأله 990. اگر زنى كه اعمال مكه را مقدم داشته بعد از طواف و نماز آن حايض شود، مى تواند سعى را انجام دهد و طواف نساء و نماز آن را بعد از برگشتن از منا انجام دهد، البته چنين كسى وقتى از منا برگشت احتياطاً سعى را مجدداً انجام دهد و سپس به سراغ طواف نساء و نماز آن برود.

مسأله 991. اگر زنى كه اعمال مكه را مقدم داشته بعد از سعى حايض شود، آن چه مقدم داشته كافى است و هنگام برگشتن از منا فقط طواف نساء و نماز آن را انجام دهد.

مسأله 992. زنانى كه در حج نايب هستند با خوف حيض و نفاس و مرض شديد مى توانند اعمال را مقدّم دارند.

مسأله 993. افرادى كه داراى روحيه ى ضعيف هستند و يا حالت وسواس و ترس از جمعيت دارند، اين حالات صرفاً مجوز تقديم اعمال مكه بر وقوفين نمى شود.

مسأله 994. در موارد چهارگانه تقديم جايز است، نه لازم مگر براى


صفحه 234

كسانى كه مى دانند تا زمانى كه در مكه هستند و يا تا آخر ذى حجه عذرشان برطرف نمى شود و مجبور به استنابه مى شوند كه در اين صورت واجب است خود، اعمال را تقديماً انجام دهند .

مسأله 995. تشخيص عذر در تقديم اعمال برعهده ى خود مكلف است و آن جايى كه عرف متشرع هم تأييد كند، عذر احراز مى گردد.

مسأله 996. كسى كه مى تواند اعمال مكه را بر وقوفين مقدم دارد، اگر اين اعمال را بدون احرام حج انجام دهد كفايت نمى كند و بايد بااحرام انجام دهد.

مسأله 997. اشخاصى كه مى توانند اعمال مكه رامقدّم دارند لازم نيست صبر كنند تا نزديك ترين زمان براى رفتن به عرفات را انتخاب كرده و اعمال را انجام دهند، بلكه زودتر هم مى توانند محرم شوند و اعمال را انجام دهند.

مسأله 998. كسانى كه در هر حال چه اعمال مكّه را مقدم بدارند يا نه، بايد با تخت و چرخ و ويلچر و امثال آنان طواف و سعى كنند نمى توانند اعمال را مقدّم دارند مگر اين كه بعد از برگشتن از منا طواف با چرخ و تخت و امثال آن نيز براى آن ها مشكل باشد و يا اين كه خوف داشته باشد بعد از ايّام تشريق توان نشستن بر چرخ را پيدا نكند كه در اين صورت اگر مقدّم داشتند و در طبقه ى بالا طواف كردند و نماز خواندند نايب آن ها نيز در همان زمان در پايين طواف كند و نماز بخواند، و اگر معذور بتواند نماز را پايين بخواند اين كار را انجام دهد و البته كسى كه مى خواهد طواف اين شخص را نيابت كند نبايد محرم به احرام حج شده باشد.


صفحه 235

طواف نساء

مسأله 999 . طواف نساء اختصاصى به مردان ندارد، بلكه همه بايد آن را انجام دهند، و اگر كسى انجام ندهد و بميرد، بايد براى او نايب بگيرند، و هزينه نائب از تركه برداشته مى شود.

مسأله 1000 . طواف نساء پس از سعى انجام مى گيرد و اگر كسى عمداً آن را جلو بيندازد، طواف او باطل است و بايد اعاده كند و اگر سهواً يا از روى جهل به مسأله انجام دهد، اعاده مستحب است.

مسأله 1001 . اعمال مكه را بايد پشت سر هم انجام داد، و ميان آنها فاصله زيادى قرار نداد، مگر به نحوى كه در مبحث عمره تمتع گفتيم، ولى تأخير طواف نساء از سعى مانعى ندارد، و مى تواند تا آخر ذى حجه آن را انجام دهد، در صورت ترك بايد به تبعات و احكام آن يعنى حرام بودن نزديكى با همسر و ديگر تمتعات جنسى عمل كند، و اينكه حتى نمى تواند همسرى اختيار كند.

مسأله 1002 . اگر كسى در انجام طواف نساء شك كند، در حالى كه ماه ذى حجة الحرام به پايان نرسيده است، چنين فردى بايد خود و در صورت عدم امكان، نايب او طواف نسا و نماز آن را انجام دهد، و اگر پس از خروج از ماه ذى الحجه چنين شكى رخ داد، اعتنا نكند.

مسأله 1003 . اعمال عمره مفرده، با عمره تمتع تفاوتى ندارد، جز اين كه در عمره مفرده، طواف نساء و نماز طواف نساء پس از سعى واجب است، ولى در عمره تمتع طواف نساء نيست، فقط در اعمال حج واجب است.


صفحه 236

مسأله 1004 . اگر كسى به نيابت از ديگرى به حج برود، امّا طواف نسا را فراموش كند، زن بر نائب حرام مى شود، تا آن را انجام دهد و در صورت عدم تمكن نايب بگيرد، و اگر بميرد بايد از تركه او كسى را اجير كنند تا طواف نسا را به نيابت از او به جا آورد، ولى ترك طواف نسا از جانب نائب نسبت به منوب عنه اثرى ندارد.

مسأله 1005 . هرگاه زنى به خاطر ترس از حيض، طواف نسا را بر سعى مقدم بدارد، طواف او صحيح است،ولى اگر بعداً حائض نشد واجب است خودش طواف نسا و نماز آن را به جا آورد.

مسأله 1006. اگر طواف كننده در تلفّظ نيّت طواف نساء لفظ ديگرى بر زبان آورد; مثلاً بگويد طواف رجال اگر منظورش اداى وظيفه است، مانع ندارد.

مسأله 1007. اگر كسى طواف عمره و يا حج و يا نساء را فراموش كرد و با همسر خويش نزد يكى نمود، بايد يك شتر در مكه نحر كند و هر كدام از اين سه طواف را كه فراموش كرده با نماز آن، اعاده نمايد و سعى را نيز بعد از اعاده طواف عمره و حج اعاده كند.

مسأله 1008. اگر فقط طواف نساء را فراموش كرد و يا عمداً ويا جهلاً به جا نياورد، اگر مى تواند برگردد و شخصاً آن را با نمازش انجام دهد و الاّ استنابه كند و خود نيز احتياطاً نماز آن را در محلى كه هست بخواند.

مسأله 1009. اگر كسى طواف عمره تمتع را عمداً يا از روى جهل ترك كرد، عمره ى او باطل مى شود و لكن اگر به خاطر ضيق وقت نمى تواند طواف را انجام دهد، حج او به حج افراد تبديل مى شود در اين صورت اعمال حج را به نيت حج افراد انجام بدهد و بعد از آن عمره ى مفرده اى بايد بياورد و بايد حج را در سال بعد قضاكند .


صفحه 237

مسأله 1010. اگر كسى طواف حج را عمداً يا از روى جهل ترك كرد تا آخر ذى حجه فرصت جبران با انجام اعمال مترتبه را دارد و الاّ با توجه به اين كه حج او فاسد شده است، يك شتر در مكه قربانى كند و حج را در سال بعد قضا نمايد.

مسأله 1011. كسى كه طواف نساء را در عمره ى مفرده و يا حج تمتع انجام نداده اگر با فرض جهل انجام نداده و ازدواج نموده است فرزند او حلال زاده است بايد طواف نساء را انجام دهد و احتياطاً عقد را تجديد كند.

مسأله 1012. اگر كسى طواف طواف نساء او به جهتى باطل شده باشد، پس از ماه ذى حجة الحرام هم مى تواند آن ها را قضا كند و يا در صورت عدم امكان مباشرت، استنابه نمايد، ولى كسى كه عمداً يا از روى جهل به حكم، طواف حج را باطل كند تا آخر ذى حجه فرصت جبران با انجام اعمال مترتبه را دارد و اگر نكرد حج او باطل و بايد يك شتر در مكه قربانى كند و حج را در سال بعد قضا نمايد .

مسأله 1013. طواف نساء در عمره ى مفرده بعد از حلق يا تقصير است.

مسأله 1014. اگر كسى چندين عمره ى مفرده به جا آورده باشد و در هيچ كدام طواف نساء انجام نداده باشد بايد براى هر كدام يك طواف نساء مستقل همراه با نماز آن بياورد .

مسأله 1015. احتياط آن است كه تا كسى طواف نساء عمره مفرده يا حج تمتع انجام نداده براى عمره تمتع با عمره مفرده محرم نشود و اگر كسى طواف نساءعمره ى مفرده را فراموش كرده و بعد براى عمره ى تمتع محرم شده است، بايد آن را قبل از طواف عمره ى تمتع به جا آورد.


صفحه 238

مسأله 1016. اگر حج گزار يا عُمره گزار بعد از نيمه ى اوّل طواف نساء يعنى بعد از سه و نيم شوط با همسر خود نزديكى كند، حج يا عمره ى مفرده او صحيح است و كفاره ندارد و بايد استغفار نموده و طوافش را با تحصيل طهارت تمام كند.


صفحه 239

فصل هشتم

گذراندن شب در منا (بيتوته)

زائر خانه خدا آنگاه كه اعمال مكه را انجام داد، بايد براى سپرى كردن شب در منى، به اين سرزمين بازگردد و شب هاى يازدهم و دوازدهم و در برخى حالت ها، شب سيزدهم را در آنجا بماند.

مسأله 1017 . لازم نيست همه شب را در منى بماند، بلكه مى تواند يا از سر شب تا نيمه آن، در منى بماند و بعداً به مكه برود و يا اين كه اگر سر شب در منى نبوده، بايد به نحوى به منى برگردد كه پيش از طلوع فجر در منى باشد تا فجر طلوع كند.

مسأله 1018 . كسى كه بدون عذر شرعى نصف اوّل شب را در منى نبوده ، حتماً بايد پيش از طلوع فجر به منى بيايد و در آنجا بيتوته كند.

مسأله 1019 . اقامت در منى در اين شب ها نوعى عمل قربى است و بايد با نيت و اخلاص انجام بگيرد.

مسأله 1020 . گوسفندى كه به عنوان كفاره ذبح مى شود، شرايط قربانى روز دهم در آنها لازم نيست، حتى در صورتى كه نتوانند در حج آن را انجام دهند مى توانند پس از بازگشت به محل آن را انجام دهند.

مسأله 1021 . ظهر روز دوازدهم (جز طايفه مخصوصى) همه مى توانند منى را ترك كنند و پيش از ظهر، خروج از منى جايز نيست، و اگر كسى به علتى


صفحه 240

عقب ماند و آفتاب غروب كرد، بايد شب را در آنجا بماند.

بر چند گروه واجب است كه شب سيزدهم را در منى بيتوته كنند:

1. كسى كه در حال احرام ، چه احرام عمره تمتع و چه احرام حج، صيد كرده باشد.

2. كسى كه در حال احرام با زن نزديكى كند.

3. كسى كه روز دوازدهم به هر علتى از منى كوچ نكرد و به هنگام غروب روز دوازدهم در منى بود.

مسأله 1022 . اگر كسى بعد از ظهر روز دوازدهم از منى بيرون رفت، ولى قبل از غروب براى كارى به منى برگشت، احتياط آن است كه شب را در منى بماند و فرداى آن روز، جمرات را رمى كند.

مسأله 1023 . بيتوته و سپرى كردن شب در جمره عقبه خلاف احتياط است، و در عين حال، بيتوته در داخل نقاطى كه با علامت هاى مخصوص حدود منى تعيين شده است كفايت مى كند.

مسأله 1024 . كسى كه مى داند اگر براى انجام اعمال به مكه برود،،نيمه اوّل شب را در منى درك نمى كند، براى چنين شخصى رفتن و انجام اعمال مانعى ندارد، به شرط آن كه در نيمه دوم قبل از طلوع فجر در منى حاضر باشد.

مسأله 1025 . بر چند گروه بيتوته براى آنها در شب هاى منى (يازدهم و دوازدهم و سيزدهم) واجب نيست:

1. بيماران و پرستاران آنها و كليه كسانى كه ماندن براى آنها در منى مشقّت زا باشد.


صفحه 241

2. كسانى كه مى ترسند بر اثر بيتوته در منى مال مهمى در مكه از دستشان برود.

3. كسانى كه براى تدارك نيازهاى ضرورى حجاج ناچارند در مكه بمانند.

4. كسانى كه همه شب را در مسجدالحرام به عبادت بگذرانند، جز مقدار ضروريات مانند خوردن و نوشيدن و تجديد وضو.

و احتياط مستحب اين است كه عبادت خود را به طواف و نماز طواف اختصاص دهند.

مسأله 1026. كسانى كه اين فريضه را عمداً ترك كنند بايد براى شب اوّل يك گوسفند قربانى كنند و كسانى كه عامد نباشند ; يعنى سه دسته ى اوّل از چهار طايفه اى كه در مسأله ى قبل آورده ايم اگر بيتوته را ترك كردند براى هر شب به احتياط واجب گوسفندى قربانى كنند.

مسأله 1027 . اگر فردى براى اعمال مكه يا كارهاى ديگر روز دوازدهم به مكه بيايد، بايد در صورت امكان قبل از ظهر، و در غير آن صورت بعداز ظهر به منى برگردد تا فريضه نفر و كوچ كردن بعد از ظهر را انجام دهد.

رمى جمرات سه گانه

مسأله 1028 . روز يازدهم و دوازدهم بايد سه نقطه را به اين ترتيب رمى كند:

1. جمره اوّلى، يا جمره نخست و وظيفه رمى در اين روزها از آن آغاز مى شود و دورترين جمرات به مكه همين جمره است و در نزديكى مسجد خيف مى باشد.


صفحه 242

2. جمره وسطى، يا جمره ميانه كه در فاصله (40/156) مترى جمره اولى قرار گرفته و پس از آن، رمى شود.

3. جمره عقبه، يا آخرين جمره كه فاصله آن با جمره وسطى77/116 متر است و با رمى آن، وظيفه رمى پايان مى پذيرد.

مسأله 1029 . مقدار رمى با هدف گيرى توأم است، و رمى بدون هدف بى معنى است ولى هدف جايگاه ستون ها است و ستون هاى فعلى كه در اعصار پيشين وجود نداشته براى نشانه گيرى محل رمى است، و نشانه گيرى جايگاه ستون كافى است، اصابت بكند يا نكند.

مسأله 1030 . ترتيب، در رمى جمرات، واجب است و اگر كسى عمداً يا سهواً بر خلاف ترتيب رمى كند، بايد به نوعى جبران كند كه ترتيب حاصل شود، مثلاً اگر اوّل جمره وسطى را ، سپس جمره اولى را رمى كند، اگر دومرتبه جمره وسطى را رمى كند كافى است، سپس به سوى جمره عقبه مى رود.

مسأله 1031 . رمى جمره از پايين و بالا صحيح است و آنچه كه لازم است، رمى به سوى آن محدوده از فضا تحقق پذيرد، اكنون كه به جاى ستون سابق، ديوارى به طول حدود 34متر و بلندى شش متر در هر طبقه و مجموعاً پنج طبقه به وجود آمده است، ستون سابق در هر جمره، لاى اين ديوار قرار گرفته و براى اهل تشخيص، محل ستون سابق معلوم است، و در صورت مشقت، به هر نقطه اين ديوار كه هدف بگيرد، كافى است هر چند به ديوار اصابت نكند.

رمى جمرات ثلاث

مسأله 1032 . كسانى كه از رمى در روز يازدهم و دوازدهم عذر دارند، مى توانند، رمى را جلو بيندازند و شب يازدهم و دوازدهم رمى را انجام دهند.


صفحه 243

مسأله 1033 . رمى جمرات روزهاى يازدهم و دوازدهم واجب است ولى از اعمال حج نيست، و هر نوع خلل در آن موجب بطلان حج نمى شود.

مسأله 1034 . كسانى كه روزهاى يازدهم و دوازدهم از رمى در روز معذورند، بايد شب قبل آن رمى كنند، و نمى توانند نايب بگيرند. و اگر رمى در شب هم براى آنان حرجى است، نائب بگيرند كه در روز رمى كند.

مسأله 1035 . هرگاه كسى، به گونه اى مريض است كه نمى توان از او اذن گرفت و رمى كرد، در اين صورت اذن گرفتن ساقط است و بايد از طرف او رمى كرد.

مسأله 1036 . شخصى كه از طرف ديگرى نيابت دارد و خود نيز بايد رمى كند، مى تواند نخست رمى خود و سپس فرد ديگر را يا بالعكس انجام دهد.

مسأله 1037 . اگر كسى رمى در روز را فراموش كرد، واجب است در روز بعد آن را قضا كند و رمى قضا را بر ادا مقدم بدارد، مثلاً اگر روز عيد، رمى را انجام نداد، روز يازدهم، اوّل بايد جمرة العقبه را رمى كند، آنگاه برگردد سه رمى ديگر را از جمره اولى شروع كرده و در جمره عقبه به آخر برساند. و همنيطور اگر رمى دو روز را فراموش كند بايد در روز بعد قضا كند و نمى تواند شب قضا كند. ومستحب است بين رمى قضا و رمى ادا فاصله بياندازد، قضاى روز قبل طرف صبح و ادا هنگام ظهر باشد.

مسأله 1038 . اگر كسى رمى روز دهم را به صورت غير صحيح انجام داد و پس از رمى يازدهم و دوازدهم متوجه شد، فقط جمره عقبه را رمى كند و اعاده بعدى ها لازم نيست.

مسأله 1039 . هرگاه پس از سپرى شدن روز، در رمى يكى از جمرات شك


صفحه 244

كند، اعتنا ننمايد، همچنان كه اگر در صحت يكى از «رمى»هاى خود شك كند، اعتنا نكند.

مسأله 1040 . هرگاه مى داند روز يازدهم يا دوازدهم يكى از رمى ها را انجام نداده ولى نمى داند كدام است، بايد هر سه را قضا كند.

مسأله 1041 . هرگاه بداند كه يكى از جمره ها به طور معين را با كمتر از چهار سنگ رمى كرده، بايد آن را تجديد كند، و رمى جمرات بعدى را نيز اعاده نمايد.

مسأله 1042. كسانى كه بايد شب سيزدهم را در منا بمانند و بيتوته نمايند، واجب است روز سيزدهم هم سه جمره را رمى كنند.

مسأله 1043. اگر كسى جهلاً و يا سهواً و يا عمداً به هر كدام از جمره ها چهار سنگ پرتاب كرد بايد برگردد و به هر كدام، سه سنگ پرتاب كند; مثلاً اوّل چهار سنگ به جمره ى اول، سپس وسطى و سپس كبرى بزند و هم چنين اگر به جمره ى اولى و وسطى را چهار سنگ زد و سپس به جمره ى كبرى هفت سنگ زد و بايد آن دو مورد ناقص را تكميل كند ودر تكميل ترتيب شرط نيست ، ولى احتياط مستحب در عامد اين است كه رمى خود را از اوّل به صورت كامل با رعايت ترتيب اعاده كند .

مسأله 1044. وقت رمى از اوّل طلوع آفتاب تا غروب روزى است كه شب آن را بيتوته كرده است و در شب جايز نيست.

مسأله 1045. رمى در شب بدون عذر صحيح نيست و اگر چنين كرد بايد در همان سال و اگر ايّام تشريق تمام شده علاوه بر اين كار در سال آينده نيز در روزهاى منى اعاده كند و يا استنابه نمايد .


صفحه 245

مسأله 1046. كسانى كه از رمى در روز ولو بعد ازظهر معذورند; مثل مريض يا كسى كه خوف عقلايى دارد كه در ازدحام جمعيت هنگام رمى صدمه مى بيند، مثل كسى كه خيلى ضعيف الجُثّه است، بايد شب قبل رمى كند، نه شب بعد و اگر در شب هم نمى تواند بايد نايب بگيرد كه در روز براى او رمى نمايد.

مسأله 1047. رمى در شب به جاى رمى روز يازدهم و دوازدهم و در بعضى موارد سيزدهم براى خانم ها، در صورتى صحيح است كه از رمى در روز معذور باشند وبايد رمى اين دو روز را شب قبل انجام دهند.

مسأله 1048. زن مى تواند در حج نيابت كند; هر چند براى وقوف در مشعر جزء معذورين به حساب آيد و يا در رمى جمره ى عقبه، شب رمى نمايد و يا به خاطر عذر، رمى روز يازدهم و دوازدهم را در شب قبل انجام دهد.

مسأله 1049. عدد سنگريزه ها كه بايد به هر جمره بزند هفت عدد مى باشد وكيفيت انداختن و شرايط و واجبات آن به همان نحو است كه سابقاً در جمره ى عقبه گفته شد.

مسأله 1050. اگر زنى احتمال بدهد رمى يا مقدمات آن مثل رفتن به پاى جمرات موجب قاعدگى مى شود و يا اين كه پزشگ او را از فعاليت زياد منع كرده تاموجب قاعدگى نشود و در اثر قاعدگى به مشقت مى افتد بالاخص آنجا كه پس از برگشتن از منا اعمال حج را در روز دوازدهم به بعد انجام مى دهد در اين صورت عذر او موجه است ومى تواند براى رمى نايب بگيرد.

مسأله 1051. اگر مريض و معذور از خوب شدن و رفع عذر مأيوس باشند، واجب است استنابه نمايند و در اين صورت اگر رفع عذر شد و يا بهبودى


صفحه 246

حاصل گرديد، اعاده لازم نيست، ولى اگر مأيوس هم نباشند مى توانند نايب بگيرند، چنانچه بهبودى حاصل شد يا رفع عذر گرديد، به احتياط واجب همه ى آنچه را انجام داده اعاده نمايد.

مسأله 1052. كسى كه وظيفه ى او استنابه در رمى است چنانچه نايبى كه در روز رمى كند پيدا نشد ويا كسى حاضر نشد براى او نيابت كند، مى تواند رمى را بدهد به كسى كه در شب رمى مى كند، ولى چنانچه خودش خوب شد، روز بعد قضا كند و يا اگر نايبى پيدا شد براى روز بعد، علاوه بر رمى آن روز، قضاى روز قبل را نيز استنابه كند كه در روز رمى كند.

مسأله 1053. اگر مردى در حج از زنى نيابت مى كند بايد در وقوف شبانه ى مشعر و رمى جمرات در روز، به وظيفه ى مرد عمل كند.

مسأله 1054. كسى كه به نيابت ديگرى رمى مى كند مى تواند براى خودش و ديگران هر جمره اى را رمى كند .

مسأله 1055. در مواردى كه گفته شد رمى جمره در صورت فراموشى تا آخر ذى حجه وقت قضا دارد چنانچه خارج از ايام تشريق قضا شد احتياطاً سال بعد هم رمى كنند و يا استنابه نمايند كه در ايام تشريق رمى شود.

مسأله 1056. مقدم نمودن قضا بر ادا، واجب است. بنابراين رمى هر روزى كه از او فوت شده را اوّل انجام مى دهد. سپس رمى مربوط به همان روزى را كه بر او واجب است و اگر هر سه روز را فراموش و در روز سيزدهم متذكر شده است، به ترتيب، اول رمى روز عيد، سپس روز دهم و در آخر روز دوازدهم را قضا مى كند و يا تا زمانى كه در مكه است تا آخر ذى حجه همين گونه قضا نمايد .


صفحه 247

مسأله 1057. هنگام قضاى رمى نبايد رمى روزها را متداخلاً انجام دهد; به اين شكل كه مثلاً به جمره ى اولى چهارده سنگ بزند; هفت عدد آن براى قضاى روز يازدهم و هفت عدد ديگر براى قضاى روز دوازدهم وسپس به سراغ جمره ى وسطى برود، بلكه بايد در قضاى هر روز به صورت كامل و مستقل انجام دهد و آنگاه به قضاى روز بعد منتقل شود .

مسأله 1058. اگر به هر يك از جمرات يا بعضى از آن ها چهار سنگ انداخته باشد و در روز بعد يادش بيايد بايد بقيه ى روز قبل را تكميل كند و سپس وظيفه ى روز خود را به جا آورد.

مسأله 1059. كسى كه رمى روز را ترك كرده است نمى تواند شب آن را قضا كند، بلكه روز بعد اوّل قضاى روز قبل را به جا مى آورد و به احتياط مستحب با كمى فاصله وظيفه ى روز خود را به جا مى آورد.

مسأله 1060. اگر در ظرف هر روزى نسبت به رمى جمرات شك كند كه آيا جمره اى را رمى كرده است يا نه هر چند از محيط رمى خارج شده باشد، بايد برگردد جورى رمى كند كه ترتيب رعايت شده و يقين هم حاصل گردد، ولى اگر شب و يا روز بعد شك كرد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1061. اگر قبل از اين كه مشغول رمى جمره ى بعدى شود در عدد قبلى شك كند كه آيا هفت عدد زده ياكمتر، بايد آن چه را احتمال نقصان مى دهد بياورد تايقين حاصل شود و اگر بعد از رمى يكى از جمرات نيز اين شك ايجاد شود بايد برگردد، عدد را تكميل و رمى جمره ى بعدى را اعاده كند تا ترتيب حفظ شود و اگر يك طرف شك او در عدد سنگ ها به كمتر از چهار تعلق گرفته، رمى آن جمره را بايد از سر بگيرد و اكتفا به تكميل، خلاف احتياط


صفحه 248

است و سپس به ترتيب، بقيه را از اوّل اعاده كند.

مسأله 1062. اگر كسى هنگام رمى در عدد رمى شك كند و آن مقدارى را كه زده رها كند و دوباره از اوّل شروع كند، اشكال ندارد، البته شخص با اين كار در حقيقت رمى ناقص را تكميل مى كند و قبلى ها رها نمى شوند و آن چه را كه اضافه مى زند چون قصد بيشتر از هفت به عنوان تكليف شرعى ندارد، به صحت رمى ضرر نمى زند.

مسأله 1063. اگر كسى بعد از مشغول شدن به رمى جمره ى بعدى در عدد قبلى شك كند، ولى علم دارد كه چهار سنگ يا بيشتر به جمره ى قبلى پرتاب كرده، اين شخص رمى جمره اى را كه در حال رمى مى باشد تمام كند و سپس جمره ى قبلى را تكميل كند، اشكالى ندارد.

مسأله 1064. بنابر آن چه گذشت اگر بعد از رمى هر سه جمره يقين پيدا كند كه يك يا دو يا سه سنگ از يكى يا دو تا ازسه جمره ناقص شده، بايد هر مقدار را كه احتمال نقصان مى دهد تكميل كند. زيرا ترتيب با پرتاب چهار سنگ به هر جمره حاصل شده است و ديگر نياز به اعاده ندارد.

مسأله 1065. اگر كسى بعد از انداختن سنگ به هر سه يقين كند كه به يكى از آن ها لا على التعيين، كمتر از چهار عدد رمى كرده و نمى داند كدام است و يا يقين كند كه يكى را رمى نكرده، ولى نمى داند كدام است در اين صورت بايد رمى هر سه جمره را به ترتيب از سر بگيرد و هم چنين است اگر بعد ازگذشتن وقت هر سه روز يقين كند كه رمى يك روز را ترك كرده و نداند كدام روز است مى تواند وظيفه هر سه روز را به ترتيب انجام دهد يا اين كه وظيفه ى روز اول يعنى رمى جمره عقبه را انجام دهد و سپس يك روز به عنوان مافى


صفحه 249

الذمه از دو روز ديگر قضا كند.

محصور و مصدود

مسأله 1066. كسى كه به احرام عمره اعم از مفرده يا تمتع و به احرام حج اعم از تمتع و افراد و قران، محرم شود واجب است اعمال عمره و حج رابه پايان برساند و الاّ در احرام باقى مى ماند امّا مصدود ومحصور از اين حكم مستثنى مى باشند.

مسأله 1067. مصدود به كسى گفته مى شود كه دشمن و يا امثال آن او را از انجام عمره يا حج به تفصيلى كه مى آيد جلوگيرى كند ولى محصور به كسى مى گويند كه به واسطه بيمارى و يا امثال آن از انجام عمره يا حج باز ماند. شخص محرم در هر كجا كه مصدود شد بايد با ذبح گوسفند يا گاو يا شتر و تقصير از احرام خارج گردد، و محصور بايد يكى از حيوانات نامبرده يا قيمت آن را به مكه يا منا بفرستد و با شخصى قرار بگذارد كه در وقت مشخصى از طرف او ذبح كند و بعد از ذبح، تقصير كند تا از احرام خارج گردد .

وظيفه ى مصدود در مراحل مختلف

مسأله 1068. كسى كه در عمره ى مفرده بعد از احرام، مصدود شود چه داخل حرم شده باشد و يا نه، و به او اجازه ندهند هيچ يك از اعمال عمره را انجام دهد و يا او را از انجام طواف و يا سعى منع كنند، بايد در هر كجا كه هست گوسفند و يا گاو و يا شترى را ذبح كند و سپس تقصير نمايد، در اين صورت از احرام خارج شده و همه ى محرمات احرام حتى تمتعات از همسر براى او حلال مى گردد.


صفحه 250

مسأله 1069. كسى كه در عمره ى تمتع بعد از احرام مصدود شد، حكم او در تمام مراحل مانند كسى است كه در عمره مفرده مصدود شود و حكم آن مسأله ى قبل بيان گرديد.

مسأله 1070. كسى كه محرم به احرام حج گرديد، و از انجام مناسك بعد از احرام ممنوع شد، مصدود از حج ناميده مى شود كه براى آن صورى مى باشد كه به بيان اهم آن مى پردازيم:

الف. كسى كه بعد از احرام حج از درك وقوفين اختيارى و اضطرارى ممنوع گردد بايد به حكم مصدود عمل كند. يعنى بايد گوسفند و يا گاو و يا شترى را ذبح كند و بعد از تقصير از احرام خارج گردد كه در اين صورت همه ى محرمات احرام براى او حلال مى گردد.

ب. صورتى كه حج گزار وقوفين را انجام داده لكن از اعمال مِنى و مكه مصدود گرديده كه اين خود صورى دارد:

1. فقط از اعمال منا منع شود ولى بتواند اعمال مكه را انجام دهد.

2. بر عكس صورت قبل يعنى از اعمال مكه منع شود ولى بتواند اعمال مِنى را انجام دهد.

3. از هر دو منع شود.

و در هر يك از سه صورت يا مى تواند نايب بگيرد و يا نمى تواند بنابراين مجموعاً مى شود شش صورت كه در مسائل بعد توضيح داده مى شود:

1. اگر حج گزار بعد از وقوفين فقط از آمدن به منا ممنوع شد اگر بتواند براى رمى و ذبح نايب بگيرد و در بيرون منى حلق كند وموى خود را به منى بفرستد بايد اين كار راانجام دهد و اعمال مكه را خود بياورد و عوض بيتوته در


صفحه 251

منا نيز در مكه به عبادت بپردازد و گرنه براى هر شب يك گوسفند كفاره ذبح كند.

2. اگر حج گزار بعد از وقوفين فقط از آمدن به مِنى ممنوع شد و نايب هم نمى تواند بگيرد در اين صورت نيز حكم مصدود جارى نمى شود و بايد اعمال را به نحوى كه اكنون بيان مى شود انجام دهد;

الف. رمى از او ساقط مى شود زيرا آن فرع تمكن است و نهايتاً اين كه سال بعد خود و يا نايبش در ايام تشريق رمى را انجام دهند.

ب. در مورد قربانى اگر بتواند پول آن را به شخصى مطمئن بدهد تا از طرف او قربانى كند و الاّ بايد بدل آن را بياورد يعنى سه روز روزه در ايام حج و هفت روز پس از بازگشت به وطن.

ج. حلق را نيز در بيرون منى انجام مى دهد و موى خود را به منا مى فرستد. و سپس اعمال مكه را خود انجام دهد.

د. در مورد بيتوته در منى به نحوى كه گذشت در مكه به عبادت بپردازد يا براى هر شب گوسفندى را به عنوان كفاره ذبح كند.

3. اگر حج گزار از اعمال مكه منع شود(طواف و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن) و مى تواند نايب بگيرد دو فرع دارد: اوّل اين كه از دخول مكه منع شده اين شخص مشمول ادله ى نيابت نمى شود(و حكم مصدود را دارد و با همان قربانى و حلق و يا تقصير روز عيد به طور كامل از احرام خارج مى شود.

دوم اين كه وارد مكه شده ولى از اعمال مسجدالحرام منع گرديده كه در اين جا بايد براى اعمال خود نايب بگيرد، چنين شخصى نيز اگر نتواند استنابه كند از موارد مصدود است.


صفحه 252

4. و اما اگر حج گزار از آمدن به مكه منع شده است و نمى تواند نايب هم بگيرد به طريق اولى حكم مصدود را دارد البته چنانچه اين شخص قربانى روز عيد را انجام داده، ديگر نياز به قربانى مجدد ندارد و با همان قربانى و حلق و يا تقصير روز عيد، از احرام به طور كامل بعد ازمصدود شدن و عدم توان در استنابه مُحِلّ مى گردد.

5و6. اگر حج گزار از ورود به منا و مكه هر دو منع شود در هر صورت چه بتواند نايب بگيرد يا نه حكم مصدود را دارد و بايد به حكم مصدود عمل كند.

مسأله 1071. اگر حج گزار اعمال مكه را انجام داد ولى از برگشتن به منا منع گرديد از موارد مصدود نيست. در اين صورت اگر بتواند براى رمى نايب بگيرد و الاّ رمى ساقط مى شود و به جاى بيتوته منا در مكه به عبادت بپردازد و يا گوسفندى را براى هر شب كفاره دهد.

مسأله 1072. كسى كه به خاطر بدهكارى در مراحلى كه نام برديم محبوس گردد حكم مصدود را دارد ولى مديون متمكن بايد دين خود را بپردازد و از حبس نجات پيدا كند و اعمال را به جا بياورد اگر نپرداخت حكم مصدود را ندارد.

مسأله 1073. اگر بعد از احرام براى رفتن به مكه و انجام اعمال، پولى مطالبه كنند، اگر داشته باشد بايد بپردازد مگر آنكه بيش از حد معمول و توان فرسا باشد در اين صورت حكم مصدود را دارد.

مسأله 1074. اگر از راهى مصدود شد و راه ديگرى وجود داشته باشد و مخارج رفتن از آن راه را دارا باشد بايد در احرام باقى بماند و از آن راه برود و اگر رفت و حج از او فوت شد، بايد عمره ى مفرده انجام دهد و از احرام خارج


صفحه 253

شود.

مسأله 1075. اگر مصدود خوف داشته باشد كه اگر از راه ديگر برود ممكن است به حج نرسد نمى تواند به وظيفه ى مصدود عمل كند و «مُحِلّ» شود بلكه بايد به راه ادامه دهد پس چنانچه فوت محقق شد با عمره ى مفرده از احرام خارج شود و اگر به اعمال حج رسيد اعمال حج را انجام مى دهد.

مسأله 1076. كسى كه در عمره ى تمتع و يا حج تمتع و قران و إفراد پس از احرام از تمام اعمال مصدود شود و يا از آمدن به مكه بعد از منا و يا از مكه و منا بعد از وقوفين منع شود چنانچه در سال اوّل استطاعت به حج آمده و مصدود شده حج از گردن او ساقط مى گردد مگر اين كه استطاعت او در سال ديگر باقى بماند و يا اين كه حج قبلاً بر او مستقر گرديده باشد.

مسأله 1077. اگر مصدود ظن عقلايى به عدم رفع منع داشته باشد مى تواند به احكام صدّ عمل كند و لازم نيست براى روشن شدن اوضاع صبر نمايد. و در غير اين صورت بايد براى روشن شدن وضعيت صبر كند.

مسأله 1078. كسى كه بعد از احرام عمره يا حج و يا در تمام مواردى كه مصداق صد است، مصدود شد و به خاطر جهل و يا عدم امكان، به وظيفه ى مصدود عمل نكرد، مثل شخصى كه او را دستگير و زندانى كرده باشند و پس از فوت عملى كه ترك عمدى و يا غير عمدى آن موجب بطلان حج است از او رفع منع شد مثلاً از زندان آزاد شد; اين شخص هنوز در حال احرام است و بايد به وظيفه مصدود عمل كند (يعنى قربانى و تقصير كند) و سپس احتياطاً عمره مفرده انجام دهد و اگر خود نمى تواند نايب بگيرد.

مسأله 1079. در مواردى كه مصدود مجبور شود به جاى هدى روزه بگيرد


صفحه 254

لازم نيست صبر كند و بعد از انجام روزه تقصير نمايد بلكه همين كه قصد كرد به جاى هدى روزه بگيرد مى تواند تقصير كند و از احرام خارج گردد.

مسأله 1080. مصدود در عمره و حج واجب و استحبابى و يا نيابى تبرعى و استيجارى و هم چنين در عمره ى مفرده استحبابى و يا نيابى تبرعى و يا استيجارى حكمش يكى است.

مسأله 1081. كسانى كه بعد از اعمال روز عيد در منا از آمدن به مكه مصدود شوند و يا كسانى كه به مكه آمده اند و از اعمال مسجدالحرام ممنوع گرديدند و نتوانند نايب بگيرند چنانكه گذشت ذبح روز عيد كافى است و نبايد به خاطر مصدود شدن از اعمال مكه مجدداً قربانى كنند، و همين طور اگر كسى بدل از قربانى روزه بگيرد وظيفه ى او همان ده روز روزه است كه بدل قربانى در روز عيد به گردن او آمده است پس وظيفه ى جديدى ندارد.

وظيفه ى محصور

محصور كسى است كه به واسطه ى بيمارى از انجام مناسك عمره يا حج ناتوان گردد و از طرفى ماندن در احرام نيز براى او تا انجام اعمال موجب مشقت باشد به همين خاطر شرع مقدس اين مشكل را در مراحل مختلف براى عمره و يا حج گزار به صورى كه مى آيد حلّ نموده است.

مسأله 1082. كسى كه در عمره ى مفرده و يا عمره ى تمتع بعد از احرام محصور گردد بايد به احتياط واجب، هدى يا پول آن را به شخص امينى بسپارد و وعده بگذارند كه در چه موقعى در مكه ذبح كند پس از سپرى شدن زمان مشخص تقصير مى كند و از احرام خارج مى شود، و همه ى محرمات احرام بر او


صفحه 255

حلال مى شود به جز تمتعات از همسر، اين حرمت باقى است تا زمانى كه خود او و يا در صورتى كه خود نتواند به هيچ وجه به مكه رود نايب وى اعمال عمره و بالطبع طواف نساء را انجام دهد و نماز آن را بخواند.

مسأله 1083. اگر بقا بر احرام تا زمان ذبح در مكه براى محصور حرجى باشد و مخصوصاً علاوه بر حرج در مواردى كه علاج بيمارى به حلق و تراشيدن موى سر باشد مى تواند در عمره ى مفرده و يا عمره ى تمتع در محل حصر قربانى كند و با تقصير از احرام خارج شود. ولى بايد خود يا نايبش بعداً عمره را بياورند و تا عمره را انجام ندهند لذت بردن از همسر حرام است.

مسأله 1084. هر كس هنگام عقد احرام در عمره ى مفرده و يا تمتع و يا حج شرط كند «بار پروردگارا محرم مى شوم به شرط اين كه هرگاه محصور شدم تو مرا مُحِلّ گردان» در اين صورت لازم نيست كه هدى را به مكه بفرستد پس همانجا قربانى مى كند و همه چيز و حتى لذت بردن از همسر بر او حلال مى شود و ديگر براى تحليل نيازى به آوردن عمره ى مفرده ندارد به عبارت ديگر: محصور در اين جا مانند مصدود عمل مى كند و اين نوع شرط را مى تواند در عمره ى مفرده و عمره ى تمتع و حج تمتع يا افراد و يا قِران شرط كند ولى در حج قران در هر صورت بايد قربانى را به منى بفرستد.

مسأله 1085. اگر حج گزار بعد از عمره ى تمتع و قبل از احرام حج چنان بيمار شد كه نتواند براى حج احرام ببندد، در اين صورت خود و يا نايبش طواف نساء و نماز آن را بياورند در اين جا عمره او به عمره مفرده تبديل مى شود و چنانچه حج بر او مستقر بوده و يا سال بعد استطاعتش باقى است حج را در سال بعد بياورد.


صفحه 256

مسأله 1086. اگر حج گزار بعد از احرام حج و قبل از وقوفين محصور شد هدى و يا ثمن آن را به منا بفرستد و جهت ذبح در منا وعده بگذارد و پس از رسيد موعد، از ذبح، تقصير كند در اين صورت همه چيز به جز تمتعات بر او حلال مى شود.

مسأله 1087. اگر كسى در عمره ى تمتع و يا حج تمتع و قران و افراد محصور گرديد و از ادامه ى اعمال و مناسك ناتوان شد مى تواند در مكانى كه محصور شده بماند و يا به محل زندگى خود برگردد و بعد از قرار رسيدن زمان انجام ذبح به وسيله كسى كه با او قرار گذارده بود از احرام خارج مى شود و همه چيز براى او حلال مى شود جيز تمتعات از همسر اما حلال شدن تمتعات از همسر به شرح زير ميسر مى شود :

1. اگر در عمره تمتع يا عمره مفرده محصور شده بايد پس از بهبودى عمره مفرده به حا آورد .

2. اگر در حج واجب محصور شد بايد تا سال آينده صبر كند و سال آپنده حج خود را اعاده كند تا همسر به او حلال شود.

3. اگرد در حج مستحب محصور شده است با انجام طواف نساء تمتعات از همسر بر او حلال مى شد در صورتى كه انجام اعمال فوق الذكر توسط خود او ممكن نيست يا حرجى آن بايد نايب بگيرد.

مسأله 1088. يادآور شديم براى فرد محصور در عمره مفرده يا عمره تمتع و يا حج تا قربانى انجام نشود از احرام بيرون نمى آيد، بنابراين در عمره مفرده بايد مقدارى صبر كند كه امين او به مكه برسد و زمان انجام ذبح به وسيله كسى كه با او قرار گذاشته شده برسد، و در عمره تمتع حداكثر زمان صبر اين است كه وقت بستن احرام براى حج به پايان برسد مثلاً يك ساعت قبل از


صفحه 257

ظهر روز نهم و در حج تمتع حداكثر صبر تا روز عيد قربان است.

مسأله 1089. اگر كسى بعد از وقوفين بيمار شد و نتوانست به منى برود بايد براى رمى جمره ى عقبه نايب بگيرد و براى ذبح هدى در روز عيد مواعده نمايد و هر كجا هست باتقصير و يا حلق از احرام خارج شود بنابراين هر چه از اعمال منا را خود مى تواند، بياورد و آنچه را كه نمى تواند، نايب بگيرد و در مورد بيتوته منى نيز اگر نتوانست انجام دهد و نتوانست بدل آن در مكه به عبادت بپردازد به احتياط واجب براى هر شب گوسفندى به عنوان كفاره قربانى كند.

مسأله 1090. اگر محصور در عمره ى تمتع بعد از فرستادن هدى يا پول آن حالش خوب شد به نحوى كه مى تواند به مكه برود و اعمال را انجام دهد چند صورت دارد:

الف. قبل از ذبح هدى به مكه مى رسد و عمره ى تمتع را انجام مى دهد و سپس براى حج محرم مى شود و مثل ديگران، اعمال را انجام مى دهد.

ب. از آن جايى كه محل ذبح هدى محصور در عمره ى تمتع، مكه و قبل از احرام حج است اگر زمانى به مكه رسد كه قربانى ذبح شده و او تقصير نكرده مثل فرع اوّل عمره ى تمتع را انجام مى دهد و سپس براى حج محرم مى شود و اين قربانى به احتياط واجب كفايت از قربانى روز عيد نمى كند و در روز عيد بايد قربانى كند.

امّا اگر هدى او ذبح شده و خود او نيز تقصير كرده است بايد عمره ى مفرده انجام دهد و از احرام خارج گردد ليكن اگر زمان براى حج افراد ولو با درك وقوف اختيارى مشعر باقى باشد محرم به حج افراد مى شود و آن را انجام مى دهد و از حجة الاسلام كفايت مى كند.


صفحه 258

ج. چنين شخصى اگر به مكه رسيد و هنوز تقصير نكرده و هدى او نيز ذبح نشده است ولى اگر بخواهد عمره ى تمتع انجام دهد به وقوف اختيارى عرفات نمى رسد بايد عدول به قِران كند و هدى را با خود به عرفات وسپس به مشعر و بعد به منا ببرد و در آن جا ذبح كند و اين حج نيز از حجة الاسلام كفايت مى كند.

مسأله 1091. اگر محصور بعد از احرام حج و فرستادن هدى يا ثمن آن بهبودى پيدا كرد چنانچه بتواند خود را به وقوف اختيارى مشعر برساند ولو آن قدر كه درك مسمى وقوف در مشعر را داشته باشد بايد حركت كند و پس از درك وقوف اختيارى مشعر اعمال حج را انجام دهد و در روز عيد خود قربانى كند و حج او صحيح است گرچه وقوف در عرفات را درك نكرده باشد.

مسأله 1092. اگر محصور در حج زمانى بهبودى پيدا كند كه هيچ يك از دو وقوف را درك ننمايد چه قربانى او ذبح شده باشد و چه نشده باشد بايد عدول به عمره ى مفرده كند و اگر حج بر او مستقر بوده و يا استطاعت براى سال بعد باقى بماند بايد حج را انجام دهد و اگر هدى او ذبح شده باشد حكم قربانى مستحب را پيدا مى كند.

مسأله 1093. كسانى كه بعد از احرام پا يا كمر آن ها بشكند و يا سكته كنند و يا تصادف نمايند و به گونه اى زخمى شوند كه از انجام اعمال منع گردند و كلاً هر چيزى كه در بدن عارضه اى ايجاد كند كه آن عارضه مانع از ادامه اعمال شود حكم محصور را دارد

مسأله 1094. اگر حج گزار قبل از ميقات و يا بعد از انجام عمره ى تمتع و قبل از احرام حج مصدوم شد ولى وضعيت او به شكلى بود كه مى تواند اعمال


صفحه 259

عمره و حج را ولو با نايب گرفتن در طواف وسعى و رمى انجام دهد; مى تواند محرم شود و حج او صحيح است، و چنانچه بعد از احرام كلاً ناتوان شد حكم محصور را دارد كه در مراحل مختلف احكام آن گذشت.

مسأله 1095. اگر كسى در عمره ى مفرده و يا عمره ى تمتع محصور گرديد و براى ذبح با كسى قرار گذاشت و سپس معلوم شد كه در روز موعود امين او ذبح نكرده است، اگر محرمات احرام را مرتكب گرديده كفاره ندارد و بايد از زمانى كه علم به عدم ذبح پيدا كرد از ارتكاب محرمات احرام خوددارى كند و كس ديگر را جهت ذبح تعيين وقرار بگذارد. چنين فردى پس از بهبودى بايد عمره مفرده به جا آورد.


صفحه 260

مسائل متفرقه

مسأله 1096 . اگر چيزى در منطقه حرم پيدا شد، احتياط آن است كه آن را برندارد.

مسأله 1097 . هرگاه چيز گمشده اى را در حرم برداشت، اگر قيمت آن كمتر از يك درهم (معادل 6/12نخود نقره مسكوك) باشد، بايد آن را از طرف صاحبش به فقير مؤمن صدقه دهد، و هر وقت صاحبش پيدا شد اگر راضى به صدقه دادن نشد، بايد عوض آن را به او بپردازد.

مسأله 1098 . اگر گمشده اى را كه برداشته، بيش از يك درهم ارزش داشته باشد، بايد يك سال آن را به صورت هاى مختلف، اعلام كند، و اگر پس از يك سال پيدا نشد، از طرف صاحبش صدقه دهد، و بهتر اين است كه آن را به حاكم شرع تحويل دهد.

مسأله 1099 . هرگاه پولى در مكّه و مدينه پيدا شد، در صورتى كه از پيدا كردن صاحب آن نااميد باشد، بايد آن را به فقير مؤمن صدقه دهد.

مسأله 1100. اگر كسى ده رأس گوسفند خريده بعداً بفهمد كه پول 9 رأس را پرداخت نموده است به صحت ذبح ضرر نمى زند و پول باقيمانده را با يأس از شناسايى صاحبش از طرف او به فقير صدقه دهد در اين موارد بهتر است به اذن حاكم شرع اين كار انجام شود.

مسأله 1101 .بايد از برادشتن سنگ و ريگ، از صفا و مروه، و مسجد خيف،


صفحه 261

خوددارى كند، و احتياط آن است كه از آوردن خاك و ريگ حرم، مطلقا خوددارى شود.

مسأله 1102. اگر كسى از منطقه ى حرم (مكه مخصوصاً صفا و مروه) مشعر و منا سنگ يا خاكى برداشته و به وطن خود برده است بايد آن را به حرم برگرداند.

مسأله 1103 . هنگامى كه نماز جماعت در مسجدالحرام و يا مسجدالنبى برگزار مى شود، بيرون رفتن از مسجد كار صحيحى نيست، و لازم است در نماز حاضر شود، و نماز واجب را برگزار كند، و بنابر احتياط واجب آن را اعاده نمايد.

مسأله 1104 . تا آنجا كه امكان دارد، در مسجدالحرام يا مسجدالنبى در نقاطى نماز بگزارد كه بتواند بر سنگ هاى مسجد سجده كند، و از خواندن نماز واجب در نقاط مفروش خوددارى شود، مگر اين كه نماز خواندن در نقاط ديگر، مايه انگشت نما شدن گردد.

مسأله 1105 . كسانى كه در مدينه قصد اقامه شرعى مى كنند، بيرون رفتن آنان از مدينه، براى زيارت مساجد، مانند مسجد قبا و احد و ديگر نقاط نزديك، زيانى به اقامت نمى زند.

مسأله 1106 . روزه گرفتن در سفر، حرام است، مگر اين كه نذر كند كه در سفر روزه بگيرد، و حتى هنگامى كه مسافر است، مى تواند نذر كند كه در همين سفر روزه بگيرد.

مسأله 1107. در نماز صبح فرقى بين ليالى مهتاب و غير مهتاب نيست و در وقت اذان صبح معيار پهن شدن نور شفق در افق است هر چند بر اثر مهتاب يا عوامل ديگر نمايان نباشد و وقت نماز صبح از اوّل طلوع فجر صادق


صفحه 262

تا طلوع آفتاب است و فجر صادق سپيده ى صبح است كه در افق پهن مى شود.

مسأله 1108 . نماز استداره اى فقط در مسجدالحرام امكان پذير است كه كعبه در وسط آن قرار دارد، و هر چهار طرف قبله است، و نماز در صورتى درست كه در تمام دور از امام، عقب تر باشد، و اين در صورتى ممكن مى شود كه فاصله او تا كعبه بيش از فاصله امام با كعبه باشد ولى نماز كسانى كه روبروى امام قرار دارند، صحيح نيست. در هر حال بايد نماز را احتياطا اعاده نمود .

مسأله 1109. سجده كردن بر طلا و نقره و فيروزه و عقيق باطل است اما سجده كردن بر سنگ هاى معدنى مانند مرمر سفيد و سياه جايز است بنابراين سجده بر سنگ فرش هاى مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)اشكال ندارد.

مسأله 1110. هنگام شستشوى مسجدالحرام ومسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)علم به سرايت پيدا نمى شود و با فرض شك سجده بر سنگ هاى آن مانع ندارد و نبايد به شك اعتنا كرد. ليكن از عين نجاست بايد پرهيز كرد.

مسأله 1111. نمازهايى كه بر پشت دست سجده شده است چه جاهل قاصر و چه مقصر بايد اعاده كند.

مسأله 1112. كسانى كه مقدارى از يك يا دو دست آن ها قطع است تا هر مقدار از دست كه باقى است مثلاً اگر بازو باقى مانده است همان را بر زمين بگذارند.

مسأله 1113. در مسائل گذشته نماز تحيت و يا نوافل و يا نمازهاى مستحبى ديگر مثل جعفر طيار و غيره نيز مثل نماز واجب است.

مسأله 1114. سجده بر حصيرهايى كه بعضاً همراه حجاج و عمره گزاران است صحيح است اگر چه مقدارى با نخ مخلوط باشد.


صفحه 263

مسأله 1115. در مسجدالحرام و مسجدالنبى، انسان ميان قصر و اتمام مخير است، حتى قسمت هاى جديدالاحداث و تمام افضل است و شكسته احوط و در مسجد كوفه تمام مسجد و در حرم حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) تا شعاع 25ذراع يعنى تقريباً11 متر از ضريح مقدس.

مسأله 1116. در اماكن تخيير مثل مسجدالحرام ومسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم) نوافل يوميه يعنى ظهر و عصر از مسافر ساقط است و ليكن نوافل ليليه يعنى مغرب و عشا و نافله ى شب و صبح را مى تواند به نيّت اين كه شايد مطلوب باشد به جا آورد و خواه نماز چهار ركعتى خود را قصر خوانده باشد يا تمام .

مسأله 1117. مسافر و كسى كه خواندن نافله ى شب براى او بعد از نصف شب سخت باشد مى تواند آن را قبل از نصف شب بخواند.

مسأله 1118. نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و در اين دو حال لازم نيست رو به قبله باشد.

مسأله 1119. اگر به تصور اين كه از آغاز ورود او به مكه يا به مدينه تا خروج از آن ده روز است قصد اقامت نمود و يك نماز چهار ركعتى خواند و سپس خلاف آن ثابت شد مثل اين كه او ماه را سى روز حساب مى كرد ولى بعد معلوم شد كه ماه بيست ونه روز است بايد نمازها را تمام بخواند ولى آن جايى كه خيال مى كرد ده روز است ولى در محاسبه و شمارش روزها اشتباه كرده. نماز او قصر است و آنچه را به صورت تمام خوانده است بايد به صورت قصر قضاء كند .

مسأله 1120. قصد عشره بايد بدون احتساب روزهايى كه در عرفات و مشعر و منا به سر مى برد صورت پذيرد، البته با تحقق قصد عشره درخود شهر


صفحه 264

مكه نمازشان در عرفات و مشعر تمام است.

مسأله 1121. نماز در هواپيما حتى با علم و يا ظنّ به اين كه قبل از سپرى شدن وقت، هواپيما بر زمين مى نشيند مجزى است و كافى است هر چند تمام شرايط مثل قيام و قبله و ركوع وسجود مراعات نشود ليكن در اين صورت به احتياط واجب وقتى هواپيما بر زمين نشست و وقت باقى است اعاده كنند. اما اگر در هواپيما شرايط را رعايت كرد مثل اين كه به جهت قبله و رعايت قيام و قعود و ركوع و سجود نماز را خواند حتى اگر وقت باقى باشد نيازى به اعاده ندارد.

مسأله 1122. كسانى كه قصد اعتكاف در مسجدالحرام را دارند مى توانند قبل از سفر و يا در حين حضور در مكه نذر كنند كه در سفر روزه بگيرند و با اين نذر اعتكاف كنند.

مسأله 1123. اگر شخصى قبل از طلوع صبح در مسجد تنعيم محرم به احرام عمره مفرده شود و به شكلى خود را به مسجدالحرام برساند كه هنگام اذان صبح جهت شروع اعتكاف و روزه داخل مسجد باشد و اعمال عمره را در حين اعتكاف انجام دهد اشكالى ندارد و خارج شدن از مسجد به اندازه ى انجام سعى بين صفا ومروه به اعتكاف ضرر نمى زند ليكن شتاب كند كه سعى را زودتر به پايان ببرد و به مسجد برگردد.

مسأله 1124 . از گرفتن كتابچه هايى كه اخيراً در مكه و مدينه توزيع مى شود، خوددارى شود و اگر هم در اختيار قرار گرفت، آن را به روحانى كاروان تحويل دهند.


صفحه 265

مسأله 1125 . پولى كه به حساب سازمان حج و زيارت براى ثبت نام واريز مى شود، هرگاه از درآمد همان سال باشد كه نام نويسى كرده، خمس ندارد، هر چند سفر او به خاطر نرسيدن نوبت به تأخير بيفتد، ولى اگر درآمد، سال هاى قبل باشد كه خمس آن را نپرداخته است، بايد خمس آن را بپردازد.

مسأله 1126 . گاهى به سپرده هاى حج و عمره، سودى تعلق مى گيرد، اگر اين سود، به وسيله يكى از عقود شرعى به صاحب سپرده تعلق گيرد، سود مذكور از درآمدهاى سال وصول سود محسوب مى شود، اگر در همان سال صرف مؤونه شد، خمس ندارد، و در غير اين صورت بايد خمس آن را بدهد.

مسأله 1127. اگر كسى سال خمسى ندارد چنانچه به حج يا عمره مشرف شود بايد اموال خود را تخميس كند و لااقل خمس تمام هزينه ى حج و يا عمره را تخميس نمايد و يا از حاكم شرع اجازه بگيرد ليكن اگر خمس مبالغ مذكور را به ذمّه بگيرد و سپس مبالغ ياد شده را خرج كند و توان پرداخت خمس را داشته باشد از حجة الاسلام كفايت مى كند و طواف و قربانى او هم صحيح است.

مسأله 1128. اگر لباس احرام و قربانى از پولى باشد كه مشمول خمس نيست ولى خمس بقيه اموال را نپردازد عمل او اشكال ندارد مشروط بر اين كه حداقل تمام خمس مخارج حج و ياعمره را به ذمّه بگيرد و توان پرداخت آن را داشته باشد.

مسأله 1129. اگر كسى براى حج ثبت نام كند اموال خود را تخميس نكند و حج انجام دهد در صورتى از حجة الاسلام او كفايت مى كند كه توان پرداخت خمس مال خود را به ذمّه داشته باشد به عبارت ديگر با فرض تخميس اموال


صفحه 266

مستطيع شده باشد و الاّ حج او از حجة الاسلام كفايت نمى كند.

مسأله 1130. كسى كه در حج يا عمره نايب مى باشد چنانچه نداند پولى را كه به او داده اند مشمول خمس است يا نه و يا حتى بداند از پول غيرمخمس به او داده اند عمل اجاره صحيح است و مى تواند با آن پول هزينه حج و عمره و از جمله پول قربانى و احرام را بپردازد ولى دهنده ى پول به اندازه ى خمس بدهكار است.

مسأله 1131. لباس احرامى كه معلوم نيست از درآمد سال است يا نه پرداخت خمس آن لازم نيست مگر اين كه بخواهد احتياط كند. هم چنين با پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه اگر لباس احرام بخرد لازم نيست خمس آن را بدهد و طواف صحيح است هر چند احتياط مطلوب است امّا اگر در هر دو مورد با مقدارى تفحص وضع آن پول مشخّص مى شود بايد تفحص كند.

مسأله 1132. اگر قربانى را با پول غير مخمس بخرد كفايت نمى كند مگر اين كه پرداخت آن را به ذمه بگيرد و نيت پرداخت آن را داشته باشد هم چنين اگر كسى در حال طواف و نماز پول غير مخمّس همراه خود داشته باشد چنانچه ذمّه ى خود را بدهكار اهل خمس نداند، همراه داشتن و بردن مال غيرمخمّس تصرف در مال غير مخمس مى شود و طواف را دچار مشكل مى كند مگر اين كه ذمّه ى خود را مشغول اهل خمس بداند.


صفحه 267

احكام تقليد

مسأله 1133. تقليد در احكام، عمل كردن به فتواى مجتهد است ولى در بقاء بر تقليد ميّت، فرا گرفتن مسائل كفايت مى كند .

مسأله 1134. اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى كند، از دنيا برود بايد از مجتهد زنده تقليد كند ولى در مسائلى كه آن ها را ياد گرفته است مى تواند بر تقليد قبلى باقى بماند امّا تقليد از ميّت ابتداءً جايز نيست.

مسأله 1135. شخصى كه مقلد هيچ يك از فقها نبوده وحج و عبادت هاى ديگر را بدون تقليد انجام داده، اگر اعمال سابق او مطابق با فتواى مجتهدى باشد كه اكنون از او تقليد مى كند صحيح است و گرنه بايد اعاده كند.

مسأله 1136. اگر اعلم در مسأله اى احتياط واجب كرد مقلد مى تواند بر فردى كه پس از وى «اعلم» است مراجعه نمايد و كافى است عمل او هر چند نداند مطابق فتواى «فالاعلم» باشد.

مسأله 1137 . نائب در اعمال حج، بايد به وظيفه خود عمل كند، و اگر مقلّد است بايد طبق فتواى مرجع تقليد خود، عمل حج را انجام دهد ولى اگر از طرف فرد زنده اى اجير شده و يا كيفيت خاصى را با او در عقد نيابت شرط كرده اند، بايد احتياط كند يعنى علاوه بر مراعات وظيفه خود، عمل را مطابق وظيفه منوب عنه زنده و با شرط مذكور، انجام دهد.

مسأله 1138 . هرگاه اوّل ماه در عربستان نزد مفتيان ثابت شود مادامى كه


صفحه 268

علم قاطع به خلاف نباشد تبعيت صحيح و حج مجزى است، و به خاطر اختلاف افق، علم قطعى به خلاف مشكل است و اگر فردى بتواند احتياط كند مثلاً روز دهم مقدارى از بعد از ظهر را ولو كم در عرفات حضور داشته و مقدارى از شب يازدهم پس از طلوع فجر در مشعرالحرام باشد، خوب است ولى اين احتياط براى جمع امكان پذير نيست بلكه مايه مشكلات است.

مسأله 1139 . اگر علم قطعى بر خلاف فتوا حاصل شود مثلاً روز نهم به حكم مفتى عربستان روز هشتم واقعى باشد، و نتواند به نحوى احتياط كند، احرام حج او به عمره مفرده تبديل مى شود و از اين طريق از احرام خارج مى گردد و اگر او در همان سال مستطيع شده، و استطاعت براى سالهاى بعد باقى نماند، حج از او ساقط مگر اين كه مجدداً مستطيع شود.

مسأله 1140 . كسى كه مى خواهد مكه معظمه را ترك كند، مستحب است طواف وداع انجام دهد و كيفييت آن، مانند طواف واجب است، و در اثناى طواف و يا پس از آن اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَاَمِينِكَ وَحَبِيبِكَ وَنَجِيِّكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، اَللَّهُمَّ كَما بَلَّغَ رِسالاتِكَ وَجاهَدَ في سَبِيلِكَ وَصَدَعَ بِأَمْرِكَ وَاُوذِي في جَنْبِكَ وَعَبَدَكَ حَتّى أتاهُ الْيَقِينُ، اَللّهُمَّ أقْلِبْني مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ ما يَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالْعافِيَةِ».

مسأله 1141 . فاصله مكه قديم با عرفات، در گذشته مسافت شرعى بوده و لازم بود كه مردم مكه و يا افراد مقيم در مكه، در عرفات تا بازگشت به مكه نماز را شكسته بخوانند ولى اكنون بر اثر توسعه مكه، مسافت كمتر از حد


صفحه 269

شرعى است، طبعاً افراد مقيم در مكه بايد نماز را در عرفات تمام بخوانند و ميزان در مسافت شرعى، آخرين نقطه شهر است.

***

احكام مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)

مسأله 1142. حائض و جنب نمى توانند از مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)ولو از مقدار توسعه يافته عبور كنند، ولى مسعى حكم مسجد را ندارد.

مسأله 1143. اگر فرضاً كسى در مسجدين جنب يا حائض شود بايد فوراً براى خروج از مسجد تيمم بدل از غسل جنابت يا حيض نمايد و خارج شود مگر اين كه اگر تيمم نكند زودتر خارج مى شود.

مسأله 1144. برداشتن و بيرون بردن قرآن هاى مسجدين بدون اجازه از متصدى ذى ربط جايز نيست; و اگر كسى برداشته و يا از مسجد به داخل هتل و يا وطن خود برده است بايد برگرداند.

چند مسأله

مسأله 1145. اگر حكمى دائرمدار حرج و مشقت باشد، مراد حرج ومشقت شخصى است.

مسأله 1146. اگر در هر يك از اعمال عمره و حج بعد از ورود به عمل بعدى، شك كند، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1147. در اعمال حج و عمره مانند ساير عبادات نبايد به وسوسه


صفحه 270

اعتنا شود، ولى انجام عمل احتياطى بدون وسوسه مانع ندارد مگر آن كه تكرار و احتياط، موجب بطلان باشد.

مسأله 1148. مسّ نام و القاب ائمه(عليهم السلام)مثل رضا و جواد و هادى، اگر به عنوان اسامى ائمه باشد احتياط آن است كه بدون طهارت مس نكنند و اگر به نام اشخاص ديگر بوده باشد، اشكالى ندارد.

مسأله 1149. كسى كه ماهى را صيد مى كند لازم نيست مسلمان باشد و يا در موقع گرفتن نام خدا را ببرد ولى مسلمان بايد بداند كه:

الف. آن را زنده گرفته اند.

ب. در خارج آب جان داده.

ج. آن ماهى فلس دار باشد.

با اين شرط كنسروهاى ماهى كه در بازار مسلمانان به فروش مى رسد اگر ندانند از كجا وارد شده يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد و اگر بدانند از بلاد كفر وارد شده و آن سه شرط را دارد محكوم به حليّت است.

مسأله 1150. تمام بدن كافر حتى مو و ناخن و رطوبت هاى او نجس است بنابراين اگر ثابت شود كه كنسروهاى ماهى با تماس مستقيم بدن كافر تهيه مى شود وهر چند شرايط ديگر را داشته باشد نجس است، و خوردن آن حرام است.

مسأله 1151. مصرف كنسروهاى گوشت خارجى كه در بازار مسلمين به فروش مى رسد اگر ندانند از كجا وارد شده و يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد و اگر بدانند كه از بلاد كفر است، در صورتى محكوم به حليّت است كه وارد كننده مسلمان باشد و احتمال بدهند كه تزكيه آن را احراز كرده و در


صفحه 271

دسترس مسلمين قرار داده است.

مسأله 1152. در روايات، استلام حجرالاسود از خانمها برداشته شده و آن ها با اشاره به حجرالاسود و ان شاءالله با خواندن ذكر و دعا از پاداش استلام بهره مند مى شوند بنابراين چنانچه استلام حجر براى خانمها موجب تماس با بدن نامحرم باشد و احياناً بر اثر كثرت جمعيت چادر و روسرى آن ها كنار رفته و موهايشان ظاهر مى شود از استلام خوددارى كنند، مگر محذور نامبرده نباشد و اطراف حجرالاسود خالى باشد استلام آن براى خانمها نيز مزيد شرف است.

مسأله 1153. اگر كسى از اهل سنت به روحانيون مراجعه كرد و تكليف حج و يا عمره ى خود را از آن ها سؤال نمود چنانچه سؤال مطلق باشد بر وفق مذهب خود پاسخ بدهد و در غير اين صورت بر طبق مذهب سؤال كننده پاسخ بگويد.

مسأله 1154. حاكم شرع و ولى فقيه مى تواند براى مصالح برتر و بالاتر مردم را از رفتن به حج و ياعمره در شرايط خاص مثل ناامنى و شيوع بيمارى هاى خطرناك و امثال آن منع كند.

مسأله 1155. كسانى كه حج واجب خود را در سال هاى گذشته انجام داده و مجدداً براى تشرف ثبت نام كرده اند و الآن به عنوان حج استيجارى يا مستحبى و يا اعاده ى حج افسادى قصد تشرف دارند و سازمان حج هم از آن ها ثبت نام كرده است، سازمان نمى تواند از اعزام آن ها خوددارى كند .

والحمدلله ربّ العالمين

وصلّى الله على محمد وآله أجمعين.

14 شوال المكرم 1430 هـ ق


صفحه 272
Website Security Test