welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار

نام کتاب : مناسك حج*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

مناسك حج

صفحه 170

مسأله 698. زمانى كه بعضى از معذورين، طواف حج خود را پيش از رفتن به عرفات از طبقه ى بالا انجام مى دهند و ناچار نايب آن ها از پايين طواف مى كند، اگر اين نايب، احرام حج بسته است نمى تواند طواف نيابى فرد معذور را انجام دهد و هم چنين در احرام عمره تمتع و مفرده يا قبل از طواف حج براى خود، به احتياط واجب طواف نيابى براى معذورين انجام ندهد و بعد از فراغ از عمل خودش، اشكال ندارد. در اين موارد كه منوب عنه ناچار است در بالا طواف كند، به جهت حفظ ترتيب در اعمال منوب عنه، لازم است در مورد زمان عمل، نايب ومنوب عنه با هم هم آهنگى نمايند و نايبى كه محرم بر احرام حج نشده از او در پايين نيابت كند.

چهارم. سعى ميان صفا و مروه

يكى از اعمال عمره تمتع «سعى» به معنى راه رفتن ميان دو كوه است كه، يكى «صفا» و ديگرى «مروه» نام دارد، و «صفا» جزئى از كوه «ابوقبيس» و «مروه» جزئى از كوه «قيقعان» است،(1) و در گذشته، هر دو به اصل خود پيوسته بوده ولى اخيراً براى ايجاد راه و خيابان كشى، هر دو، از اصل خود جدا شده است.

مسأله 699 . سعى به معنى رفتن از بيخ كوه «صفا» به «مروه» و از بيخ «مروه» به «صفا» در قالب هفت شوط است و از صفا به مروه يك شوط، و بالعكس شوط دوم حساب مى شود بنابراين بايد از صفا آغاز كند و در مروه پايان پذيرد.


1 . جواهر الكلام ، ج19، ص 421.


صفحه 171

مسأله 700 . جايگاه سعى، همان است كه گفته شد، و زمان آن پس از اداى نماز طواف است، و اگر سعى را بر طواف و نماز مقدم بدارد سعى او باطل مى شود، از اين جهت بايد پس از طواف و نماز آن، دو مرتبه سعى كند.

مسأله 701 . سعى بايد در طبقه اوّل كه متعارف و معمول است، انجام گيرد، و سعى در طبقه دوم كه از دو كوه صفا و مروه بلندتر است، صحيح نيست ولى اگر به علتى سعى در طبقه پايين ممكن نشد، سعى را در طبقه دوم انجام دهد.

مسأله 702 . در حال سعى از «صفا» بايد رو به «مروه» باشد و همچنين سعى از «مروه» بايد رو به «صفا» باشد و در حال سعى نگاه به سمت راست و يا چپ اشكال ندارد و راه رفتن بايد كاملاً به صورت متعارف و معمول باشد، بنابراين عقب، عقب رفتن كافى نيست.

مسأله 703 . سعى، عمل واحد است بايد وحدت عرفى آن حفظ شود، در عين حال براى رفع خستگى، نشستن و استراحت كردن هر چند مكرر باشد اشكال ندارد.

مسأله 704 . در صحت سعى وضو داشتن، و يا پاك بودن جامه هاى احرام شرط نيست هر چند بهتر است با وضو باشد.

مسأله 705 . اگر كسى طواف را روز انجام داد و نماز خواند، مى تواند سعى را شب انجام دهد مشروط بر اين كه پيش از طلوع فجر، از سعى فارغ شود. و همچنين اگر طواف را در شب انجام داد، تا قبل از طلوع فجر سعى را به جا آورد.

مسأله 706 . سعى ميان صفا و مروه يك عمل عبادى است و براى خود


صفحه 172

نيّت و قصد قربت مى طلبد و بايد آن را آگاهانه و براى خدا انجام داد.

مسأله 707. سعى ركن است و اگر كسى آن را در عمره ى تمتع فراموش كرد و تقصير نمود، اگر تا قبل از احرام حج يادش آمد بايد برگردد و به جا آورد و تقصير را اعاده كند و يك گاو كفاره بدهد، ولى اگر در اثناى اعمال حج يادش آمد، چنانچه بتواند قبل از وقوف در عرفات برگردد و به جا آورد برگردد و به جا مى آورد، ولى اگر تا روز عيد به جا نياورد وقتى از منا برگشت، سعى را بر اعمال حج مقدم بدارد و يك گاو براى تقصير بى جا، ذبح كند اما اگر سعى حج را فراموش كرد، اگر خود او در مكه است ويا مكانى است كه مى تواند برگردد، برگردد و انجام مى دهد و طواف نساء و نماز آن را نيز مجدداً به جا آورد و اگر برگشتن براى او مشقت دارد، استنابه كرده و نايب او سعى و سپس طواف نساء و نماز را براى او به جا آورد.

مسأله 708. انجام سعى در اثناى عمره و حج، واجب مى باشد و سعى، استحباب نفسى ندارد.

مسأله 709. اگر زائر خانه خدا قبل ازاحرام براى عمره بداند كه به دليل تعميرات يا غير آن نمى تواند در طبقه ى همكف سعى كند، مى تواند محرم شود و سعى را از طبقه بالا انجام دهد و اگر بعد از احرام فهميد، اين شخص حكم مصدود را ندارد و سعى از طبقه بالا در حال ناچارى اشكالى ندارد.

مسأله 710. اگر براى مسعى زيرزمين احداث شود، در صورتى كه هم عرض مسعاى فعلى باشد; يعنى وسيع تر نباشد مى توان در آن سعى نمود; گر چه احتياط مستحب است كه در طبقه ى هم كف سعى نمايند.

مسأله 711. سعى بايد از صفا شروع و به مروه ختم شود و اگر كسى از مروه شروع كند هر وقت فهميد، بايد اعاده كند و در فرض تقصير، تقصير را نيز


صفحه 173

اعاده كند و اگر در بين سعى فهميد، بايد بعد از به هم خوردن موالات، سعى را از سر گيرد و از صفا شروع كند و سپس تقصير نمايد.

مسأله 712. مسعى، مسجد نيست و حائض و يا نفسايى كه در طواف نايب گرفته است بايد با مراعات ترتيب بين طواف نايب و سعى خود، خودش سعى را به جا آورد.

مسأله 713. در اثناى سعى مى توان نشست و كمى استراحت كرد و يا آب نوشيد. بنابراين اگر شخصى از ميان مسعى به جهت نشستن يا آب خوردن به كنار مسعى برود، ولى با حفظ شرائط در حال راه رفتن نيّت ادامه ى سعى را ولو به صورت رفتن به جلو، لكن به سمت راست يا چپ سعى داشته، سعى او صحيح است، و اگر براى اين گونه كارها سعى را قطع كرده و سپس برگردد از جايى كه قطع كرده يا محاذى آن سعى را ادامه دهد، عمل او صحيح است و بهتر است از باب مقدمه ى علميه يكى دو قدم عقب تر ادامه دهد، به نيت اين كه اضافى از باب مقدمه باشد.

مسأله 714. در شيب كوه صفا يا مروه، مخصوصاً هر چه بر بالاتر نزديك باشد، منحرف شدن به چپ و راست و يا به عقب بازگشتن مانعى ندارد، ولى در آغاز شيب از طرف مسعى كه نزديك به آغاز واقعى سعى، است احتياط ترك نشود.

مسأله 715. اگر كسى نمى تواند بدون سوار شدن بر چرخ و امثال آن سعى كند، ولى تمكن مالى ندارد، چنانچه بتواند ولو با فروش چيزى و يا قرض گرفتن، با چرخ سعى كند نوبت به استنابه نمى رسد مگر اين كه اين كار مشقت و حرج باشد.


صفحه 174

مسأله 716. كودكى كه در حال احرام و انجام سعى به عقب بازگشته و با همين وضع اعمال را به پايان برده، چنان كه غير مميز باشد صحيح است و احتياط مستحب اين است كه ولىّ او را صحيحاً سعى دهد و يا خودش از او نيابت كند، ولى اگر كودك مميز باشد بايد مانند افراد بزرگسال آن قسمت را جبران كند.

مسأله 717. در تمام موارى كه شخصى مكلف يا كودك مميز، سعى را خراب كرده و بايد جبران كند، جبران بايد در همان شوط انجام شود. بنابراين اگر كسى شوط دوم را عقب عقب برگشت و يا به هر نحوى خراب كرد و همان جا جبران نكرد و وارد شوط هاى ديگر شد، محل جبران گذشته است و بايد بعد از اتمام هفت دور; مجدداً هفت شوط ديگر به نيت اعم از اعاده و اتمام بياورد و سپس تقصير كند; حتى اگر تقصير كرده باشد.

مسأله 718. اگر سعى را از روى جهل بيشتر از هفت شوط انجام دهد مثل اين كه رفت و برگشت را يك شوط حساب كرده باشد و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده است سعى او صحيح است ولى بنابراحتياط مستحب پس از فوت موالات سعى را اعاده كند.

مسأله 719. اگر كسى در حال سعى بعد از گذشتن از مكان «هروله» به گمان اين كه «هروله» لازم است باز گردد و آن مقدار را با «هروله» تكرار نمايد; چنان كه نيّت او انجام وظيفه واقعى باشد، يعنى اگر كسى اورا متوجه مى كرد، هرگز انجام نمى داد، در اين صورت سعى او صحيح است ، احتياط در اتمام و اعاده سعى از اوّل است.

مسأله 720. با تمام كردن سعى در عمره هيچ يك از محرمات احرام حلال نمى شود، ولى با سعى در حج بوى خوش حلال مى شود.


صفحه 175

مسأله 721. اگر كسى مقدارى ازسعى را در عمره ى تمتع فراموش كند و به گمان اين كه سعى را تكميل كرده تقصير كند و از احرام خارج شود، واجب است برگردد سعى را تمام كند و سپس تقصير كند و به جهت تقصير بى جا يك گاو ذبح كند .

مسأله 722. ذبح گاو به عنوان كفاره در تقصير بى جا در عمره ى تمتع است و در عمره ى مفرده نيست.

مسأله 723. اگر كسى در اثناء سعى در عمره ى مفرده مريض شد و نتوانست عمره را تمام كند و به وطن بازگشت، اگر خود نمى تواند برگردد، استنابه مى كند و اگر مقدار باقى مانده بيشتر از نصف است، نائب سعى را اتمام و اعاده مى كند و اگر مقدار باقى مانده كمتر از نصف است، فقط اعاده مى كند و به او خبر مى دهد تا تقصير نمايد و نايب، طواف نساء و نماز آن را انجام مى دهد و احتياطاً خود او نيز در هر كجا كه هست نماز طواف را بخواند .

و اگر همين مسأله در عمره ى تمتع يا حج اتفاق افتاد، و به ترتيبى كه گفته شد استنابه نمايد و بنابر احتياط واجب نماز طواف را نيز خود بخواند .

مسأله 724. اگر كسى سعى را قطع نمود يعنى در حقيقت از آنچه انجام داده منصرف شد و سعى را پس از فوت موالات از اول شروع كرد اشكال ندارد ليكن اگر نصف سعى را انجام داده احتياطاً آن را به هفت دور برساند و سعى را به عنوان تكليف فعلى انجام دهد.

مسأله 725 . سعى مانند طواف از اركان عمره و حج به شمار مى رود. و معنى ركن در مناسك حج و عمره اين است كه اگر عمداً آن را ترك كند، عمره يا حج او باطل مى شود مگر اين كه پيش از فوت وقت، آن را جبران كند.


صفحه 176

مسأله 726 . اگر سعى را عمداً ترك كند و يا برخى از دورهاى آن را انجام ندهد و يا عمداً بر آن بيفزايد و به همين حالت بماند تا وقت احرام حج برسد، به گونه اى كه اگر سعى را انجام دهد، به وقوف در عرفه نمى رسد در اين صورت، عمره تمتع او باطل و حج او، به افراد تبديل مى شود و بايد حج را سال بعد اعاده كند.

مسأله 727 . اگر كمتر از هفت دور سعى كند، اگر در مكه است بايد آن را تكميل كند و اگر از مكه خارج شده و بازگشت به مكه مشكل نيست برگردد آن را تكميل نمايد و اگر بازگشت حرجى و پر مشقت باشد، نائب بگيرد، و نائب پس از تكميل سعى ناقص يك سعى كامل به جا آورد.

مسأله 728 .اگر پيش از آن كه يك دور از هفت دور را تكميل كند، ديگر دورها را فراموش نمايد، بايد سعى را از سر بگيرد، و اگر پس از يك دور كامل يا بيشتر، ديگر دورها را فراموش نمايد هر موقع متذكر شد، باقيمانده را به جا مى آورد ولى احتياط مستحب آن است كه اگر قبل از تجاوز از نصف سعى، باقيمانده را فراموش كرد، سعى را از سر بگيرد.

مسأله 729 . با انجام سعى كامل در عمره، محرمات احرام حلال نمى شود، بايد منتظر فريضه «تقصير» شود كه بعداً خواهيم گفت.

مسأله 730 . اگر پس از انصراف از عمل سعى، در كاستى و يا فزونى دورها شك كند، به شك خود اعتنا ننمايد حتى اگر پس از پايان يافتن هر دور در صحت آن شك نمايد به آن اعتنا ننمايد.

مسأله 731 . هرگاه پس از پايان دور در مروه، شك كند كه اين دور هفتم است يا نهم، به شك خود اعتنا ننمايد. ولى اگر قبل از رسيدن به مروه بين دور


صفحه 177

هفتم و نهم شك كند سعى او باطل است. در جا، خود را به مروه برساند سپس سعى را از صفا مجدداً شروع كند.

مسأله 732 .پيش از رسيدن به مروه شك كند كه اين دور پنجم است يا هفتم، سعى او باطل است و همچنين ديگر صورت هاى شك در نقيصه، مانند شك در اين كه دور سوم است يا پنجم.

مسأله 733 . اگر كسى در حال سعى در عدد دورها شك كند و طرف شك نقيصه باشد نه زيادى مثلاً شك كند، دور پنجم است يا هفتم و با حال ترديد به سعى خود ادامه دهد تا شايد به يقين برسد، اگر نتيجه داد، سعى او صحيح است.

مسأله 734 . اگر از روى فراموشى ، دورى را بيفزايد، مخيّر است بين اين كه آن را تكميل كند و مجموعاً به چهارده دور برساند، و يا آن را ناديده بگيرد، و به همان سعى اكتفا كند.

مسأله 735 . اگر طواف را روز انجام داد، مى تواند، سعى را تا شب به تأخير اندازد ولى نمى تواند آن را به فردا موكول كند، و اگر چنين كرد، بايد طواف و نماز را نيز اعاده كند. و اگر به خاطر بيمارى و خستگى اين مقدار به تأخير بيندازد اشكال ندارد، و اعاده طواف و نماز آن لازم نيست.

مسأله 736. اگر طواف را در روزى به جا آورد و روز بعد شك كند كه سعى كرده است يا نه، احتياطا سعى را به عنوان «مافى الذمه» انجام دهد، و انجام ديگر اعمال مترتبه لازم نيست; گرچه احوط است، اما اگر شك در روز بعد پس از تقصير كردن رخ دهد در اين صورت اعاده سعى لازم نيست .

مسأله 737 . مسعى (محل سعى) فعلاً دو طرفه است شايسته است از يك


صفحه 178

طرف برود و از طرف ديگر برگردد و رفت و آمد از يك طرف مايه ناراحتى ديگران است كه از شأن مهمان خدا دور است ولى اگر انجام داد، سعى او صحيح است، و اكنون كه پهناى مسير را دو برابر كرده اند، رفت و برگشت از قسمت جديد، نيز مانعى ندارد.

مسأله 738 . رفتن بالاى كوه صفا و مروه و نشستن روى آنها و نيت از آنجا، و يا چسباندن پاشنه پا به سنگ هاى دو كوه، لازم نيست حتى بخش سربالايى در آغاز صفا و مروه كه فعلاً مفروش است جزء مسعى نبوده و جايگاه پله هايى است كه در گذشته از آنها عبور كرده و بالاى دو كوه مى رفتند، سپس پله ها را برچيده اند و جايگاه پله، صاف و به صورت سربالايى درآمده است، و لذا سعى از نخستين نقطه سربالايى كافى، هر چند احتياط اين است از آخرين نقطه سربالايى سعى را آغاز كند.

مسأله 739 . زن حائض در آنجا كه براى طواف نائب مى گيرد،،بايد سعى را شخصاً انجام دهد زيرا مسعى مسجد نيست البته بايد سعى را، پس از طواف نائب به جا آورد.

مسأله 740 . هرگاه منزل حائض در نقطه اى است كه براى رسيدن «مسعى» راهى جز عبور از مسجدالحرام نيست، بايد سعى را به تأخير بيندازد، و در صورت نبودن وقت، نائب بگيرد. ولى اگر عبور كرد، و سعى را انجام داد، سعى او صحيح است. هر چند گناه كرده است.

مسأله 741 . سعى يك عمل واحد عبادى است، بايد به صورت يك عمل واحد به جا آورده شود، و لذا فاصله زياد ميان دورها كه مضر به موالات باشد، بر خلاف احتياط است.

مسأله 742 . سعى بر روى چرخ در حال اختيار جايز است ولى در صورت


صفحه 179

توانايى و امكان بايد وسيله را خود ببرد.

مسأله 743 . اگر مقدارى از سعى را بر خلاف متعارف انجام دهد، مثلاً عقب عقب حركت كند، بايد برگردد و آن مقدار را جبران كند.

مسأله 744 . نگاه كردن به راست و چپ، در حال حركت و به پشت سر هنگام توقف اشكال ندارد و ميزان اين است كه سينه و شانه هاى او در حال سعى به سوى مروه و يا صفا باشد.

مسأله 745 . هرگاه به هنگام سعى، برخى از مواضع زن كه بايد پوشيده باشد بيرون باشد، سعى او صحيح است و در صورت عمد، گناه كرده است.

مسأله 746 . كودك كه محرم شده است اگر مميز باشد بايد او را توجه داد، كه سعى خود را به صورت صحيح انجام دهد و اگر غير مميز باشد ولى او، به اصلاح آن بپردازد.

مسأله 747 . طفل مميز بايد در تمام دورها هر چند با وسيله سعى مى كند، بيدار باشد، اگر در آغاز بيدار بود ولى در اثنا بخوابد بايد، آن قسمت را اعاده كند، ولى در مورد طفل غير مميز خواب بودن اشكالى ندارد، و در هر حال بايد طفل رو به صفا و مروه باشد.

مسأله 748 . اگر كسى براى جمع كردن همراهان به عقب برگردد و مسافتى را طى كند در برگشت براى سعى بايد همان مسافت را به قصد سعى طى نكند در غير اين صورت سعى او به جهت زيادت عمدى باطل است.

مسأله 749 . اگر پيش از تجاوز از نصف، باقيمانده را فراموش كرده، بنا بر احتياط مستحب سعى را از سر بگيرد، و اگر پس از تجاوز از نصف باشد، باقيمانده را هر موقع به خاطرش آمد، به جا بياورد. و اگر در عمره تمتع رخ دهد


صفحه 180

قبل از بستن احرام براى حج، آن را جبران كند.

مسأله 750 . هرگاه كسى به گمان اين كه سعى، به وضو نياز دارد سعى خود را قطع كند و وضو بگيرد و سعى را از سر بگيرد، هرگاه فاصله ميان شوط هاى قبلى و سعى جديد به قدرى زياد باشد كه موالات را از بين ببرد، سعى دوم او صحيح است و در غير اين صورت، بايد سعى را اعاده كند.

پنجم: تقصير يا كوتاه كردن مو

آخرين عمل از اعمال عمره تمتع«تقصير» به معنى كوتاه كردن مو است و كافى است كه مقدارى از موى شارب، و يا ريش و يا سر را كوتاه سازد و اگر بخواهد ناخن بگيرد، قبلاً از موى خود بزند، آنگاه ناخن بگيرد.

مسأله 751 . در عمره تمتع نمى تواند به جاى كوتاه كردن مو، سر را بتراشد، بلكه تراشيدن سر، حرام است.

مسأله 752 . كوتاه كردن مو از ديگر نقاط بدن كفايت نمى كند، همچنين كندن مو از سر و ريش و شارب كافى نيست.

مسأله 753. در تقصير، كندن مو كافى نيست و اگر در عمره ى مفرده به كندن اكتفا كند و سپس براى عمره ى تمتع محرم شد ، احرام او براى عمره ى تمتع صحيح نيست مگر آنكه قبل از احرام مجدد، از احرام قبل با تقصير صحيح خارج شود.

مسأله 754. اگر كسى در عمره ى تمتع به جاى چيدن مو، به كندن اكتفا كند و سپس براى حج محرم شود و حج انجام دهد، اين حج به افراد منقلب شده و بايد در آخر، اعمال عمره ى مفرده به جا آورد .


صفحه 181

مسأله 755. اگر كسى در تقصير، ريا كند حكم او همان است كه در مسأله ى قبل گفته شد، مگر آنكه وقت براى تدارك تقصير او باقى باشد كه بايد تدارك كند.

مسأله 756. كسانى كه اعمال حج را بر وقوفين مقدم مى دارند، قبل از حلق و يا تقصير مُحِلّ نمى شوند و اگر به گمان اين كه محل شده اند محرمات احرام را انجام دهند، كفاره ندارد. اين اشخاص بعد از حلق يا تقصير در روز عيد از احرام خارج مى شوند.

مسأله 757. شخصى كه محرم به احرام حج شده است و اعمال مكه را مقدم داشته و سپس متوجه شده است كه بدون عذر، سعى عمره ى تمتع خود را از طبقه ى بالا انجام داده و تقصير نموده، است خواه اين توجه پيش از رفتن به عرفات باشد و يا در اثناى حج وبعد از وقوفين و يا بعد از اعمال روز عيد، باشد اين شخص بايد فقط سعى را اعاده كند و اعاده ى اعمال بعدى لازم نيست.

مسأله 758 . «تقصير» يك واجب عبادى است كه حتماً بايد با نيّت و براى خدا صورت پذيرد.

مسأله 759 . در انجام «تقصير» در عمره تمتع و عمره مفرده مكانى خاص معتبر نيست، پس از پايان عمل سعى، مى تواند در هر نقطه اى حتى در منزل اين فريضه را انجام دهد، و ملاك كوتاه كردن مو است، به هر ابزارى صورت بپذيرد، البته كندن مو كافى نيست.

مسأله 760 . تقصير يكى از اركان حج است، معنى ركن در حج اين است كه اگر آن را تا وقت بستن احرام حج، عمداً ترك كند، عمره او باطل مى شود، و


صفحه 182

حج او، به حج افراد تبديل مى گردد، و بايد پس از آوردن اعمال حج ( كه بعداً مى آيد) عمره مفرده اى به جا بياورد، و مستحب است به اين حج اكتفا نكند، و در صورت امكان، در آينده حج تمتعى به جا آورد.

مسأله 761 . اگر تقصير را تا لحظه اى كه براى حج محرم مى شود فراموش كند، عمره او صحيح است و مستحب است كه گوسفندى را قربانى كند.

مسأله 762 .هرگاه پس از تقصير متوجه شود كه سعى او هفت دور كامل نبوده است، اين فرض سه حالت دارد:

الف. معلوم شود كه پس از شش دور كامل، تقصير كرده است در اين صورت سعى را تكميل مى كند، و اعاده تقصير لازم نيست، مگر بخواهد احتياط كند.

ب. معلوم شود كه قبل از چهار دور كامل، تقصير كرده است، در اين صورت سعى را تكميل و نيز اعاده نمايد، سپس تقصير كند.

ج. معلوم شود كه پس از چهار دور تقصير كرده است، سعى را تكميل و تقصير را اعاده مى نمايد. و در همه اين سه صورت در عمره تمتع بايد يك گاو كفاره بدهد.

مسأله 763 . هرگاه پس از تقصير، بعدها در صحت تقصير شك كرد، اعتنا نكند.

مسأله 764 . در تقصير لازم نيست خود انسان مو را كوتاه كند، اگر پس از نيت، ديگرى موى او را كوتاه كند كفايت مى كند، ولى تا خود تقصير نكرده، نبايد موى ديگرى را بزند.

مسأله 765. اگر كسى قبل از اين كه خود تقصير كند عمداً ديگرى را


صفحه 183

تقصير نمايد، كفاره دارد، ولى ساهى يا جاهل و افراد غير ملتفت، كفاره ندارند .

مسأله 766. در تقصير بايد مكلف نيّت كند، لذا ديگرى مى تواند عمل چيدن مو را انجام دهد. و ايمان در كوتاه كننده ى مو شرط نيست، مگر اين كه از طرف ولىّ طفل متصدى تقصير موى طفل باشد، در اين صورت در او ايمان شرط است.

مسأله 767. اگر كسى طواف يا سعى يا نماز طواف او در عمره، سهواً باطل شده باشد و بدون توجه به آن تقصير نموده، بايد عمل باطل شده را با رعايت ترتيب در اعمال مترتبه جبران كند و تقصير نمايد و اگر محرم به احرام حج شده، در بازگشت از منا قبل از اعمال حج با رعايت ترتيب آن ها را اعاده كند، ولى اعاده ى تقصير لازم نيست.

مسأله 768. اگر كسى در عمره ى مفرده تقصير را عمداً يا از روى جهل و نسيان و يا سهو، ترك نمايد و طواف نساء را انجام دهد، بايد تقصير كند و طواف نساء را اعاده كند و اگر به وطن بازگشته است، خود تقصير مى كند و براى طواف نساء و نماز آن، چنانچه برگشتن مشقت دارد، استنابه كند، واحتياطا علاوه بر نايب، نماز طواف نساء را خودش نيز بخواند.

مسأله 769. اگر كسى در عمره ى مفرده جهلاً يا سهواً بعد از طواف يا نماز طواف، تقصير كند وسپس سعى كند و دوباره تقصير كند چيزى بر او نيست، ولى اگر در عمره ى تمتع اين كار را انجام دهد، بايد يك گاو به عنوان كفاره ذبح كند.

مسأله 770. اگر هنگام تقصير بانوان، موى آنان براى نامحرم ظاهر شود و نامحرم آن را ببيند تقصير صحيح است، ليكن بايد خانم ها مواظب باشند


صفحه 184

موى آن ها را نامحرم نبيند.

مسأله 771. اگر كسى بعد از تقصير باطل، محرمات احرام را با جهل به جاى آورد، كفاره ندارد مگر در صيد و گياه حرم.

احكام پس از فراغ از عمره تمتع

مسأله 772 . پس از تقصير در عمره تمتع كليه محرمات احرام براى او حلال مى شود حتى نزديكى با همسر.

كسى كه عمره تمتع به جا آورده، پيش از احرام حج نمى تواند از مكه و توابع آن مانند منى، فراتر رود، مگر اين كه محرم به احرام حج بشود و تا فرا رسيدن ايام حج (نهم ذى حجه) بايد در حال احرام باقى بماند. در اين صورت بيرون رفتن از مكه و توابع آن، مانند جده مانع ندارد.

مسأله 773 . كسانى كه در كاروان ها مشغول خدمت هستند، اگر بخواهند پس از عمره تمتع به عرفات بروند، بايد محرم به احرام حج شوند، مگر اين كه انجام وظايف محوله با محرم شدن، موجب حرج و مشقت باشد، در اين صورت بدون احرام مى توانند از مكه و توابع آن بيرون بروند. امّا اگر بداند براى احرام حج، از مكّه قبل از عرفات با مشكل روبرو مى شود، در اين صورت، با احرام از مكه بيرون برود.

مسأله 774 . رفتن به غار حرا، پس از عمره تمتع اشكال ندارد، ولى از رفتن به «غار ثور» خوددارى شود كه جزء توابع مكه نيست.

مسأله 775 . كسى كه پس از عمره تمتع، بدون بستن احرام حج، به
بيرون از مكه و توابع آن برود، مرتكب گناه شده و عمره و حجّ او صحيح
است.


صفحه 185

مسأله 776. انجام عمره ى مفرده بعد از عمره ى تمتع و قبل از حج تمتع جايز نيست، ولى بعيد نيست كه عمره ى قبل باطل شود و اين عمره ى مفرده به عمره ى تمتع مبدّل گردد.

مسأله 777. چنانچه كسى بعد از عمره ى تمتع عمداً يا اضطراراً بدون احرام به مدينه برود و سپس به قصد مكه از ميقات بگذرد اگر در همان ماه قمرى كه محرم شده برگردد احرام ديگر لازم نيست و اگر پس از گذشتن يك ماه قمرى برگشت بايد دو مرتبه احرام ببندد و يك عمره تمتع بجا آورد .

و چون احتمال دارد با عمره تمتع دوم عمره اول به عمره مفرده تبديل شده باشد احتياطاً طواف نساء با نماز آن را به عنوان ما في الذمة بياورد.

مسأله 778. مسأله ى گذشته براى كسانى كه بعد از عمره ى تمتع از حرم خارج مى شوند و عبورشان به ميقات حج نمى افتد هم جارى است; مثل كسى كه به جدّه يا به عرفات مى رود.

مسأله 779. كسانى كه مانند كارمندان سازمان حج و زيارت مى باشند و به علت مأموريت شغلى، قبل از احرام مى دانند كه بعد از عمره تمتع ممكن است از مكه خارج شوند; مثلاً به جدّه يا مدينه برمى گردند، با اين حال مانعى ندارد كه به نيّت عمره ى تمتع محرم شوند.

مسأله 780. خروج از شهر مكه و منا و رفتن به جدّه و مدينه يا طائف در اثناء حج حتى اگر بداند اعمال حج از او فوت نمى شود، اشكال دارد، مگر از روى ضرورت در صورتى كه بداند بقيه اعمال از او فوت نمى شود.

مسأله 781. بين عمره ى تمتع و حج تمتع نبايد حلق كند و يا موى سر را با ماشين ته زن بزند، ليكن اگر چنين كرد فقط معصيت كرده و كفاره ندارد و به


صفحه 186

عمره يا حج او ضرر نمى زند.

مسأله 782. تراشيدن صورت بعد از عمره ى تمتع و قبل از احرام حج، غير از حرمت تراشيدن ريش، حكم خاصى ندارد.

مسأله 783. كسى كه در حج نايب شده، خارج شدنش از مكه بعد از عمره ى تمتع، به حج و نيابت او ضرر نمى زند، ولى چنين اشخاصى بايد بيشتر مواظبت كنند در صورت نياز با احرام از مكه بيرون روند.

مسأله 784. اگر حج گزار بعد از انجام عمره تمتع مريض شود و نتواند اعمال حج را به جا بياورد احتياطاً طواف نساء و نماز آن را استنابه نمايد و خود نيز نماز طواف نساء را در هر كجا هست بخواند. و اما راجع به اعمال حج چنانچه استطاعت مالى دارد، بايد همان سال براى اعمال حج استنابه كند و لو اين كه سال اوّل استطاعت او باشد، ولى اگر توان مالى ندارد حج از او ساقط مى شود، ولى اگر حج بر او مستقر بوده چنانچه مأيوس از خوب شدن باشد در همان سال نايب بگيرد و اگر در آن سال موفق به استنابه نشد، سال يا سال هاى بعد بايد استنابه كند .

اگر مأيوس از خوب شدن نيست بايد صبر كند تا سال بعد خودش حج را بياورد.

مسأله 785. اگر حج گزار پس از انجام عمره ى تمتع مريض شد و خود يا اطرافيان به گمان اين كه نمى تواند حج انجام دهد او را محرم نكردند و وقت وقوف در عرفات بگذرد; چنانچه بتوانند او را محرم كنند و وقوف اضطرارى ليلى عرفات با اضطرارى ليلى مشعر و يا اختيارى مشعر را درك كند، حج او صحيح است و بايد بقيه اعمال را تا آن جا كه مى تواند خود انجام دهد و يا


صفحه 187

استنابه كند.

اگر او را محرم نكردند، عمره ى او به عمره ى مفرده تبديل مى شود و بايد طواف نساء به جا آورد.

مسأله 786. اگر حج گزار پس از انجام عمره ى تمتع، محرم به احرام حج شد، ولى هيچكدام از وقوفات به ترتيبى كه در مسأله ى قبل گفته شد، به جز وقوف اضطرارى روزانه مشعر را درك نكرد، حج او باطل است و با عدول به عمره مفرده و انجام اعمال آن از احرام خارج شود و اگر عدم درك وقوفات به خاطر بيمارى باشد، نه عذر ديگر حكم محصور را دارد.

مسأله 787. اگر شخصى عمره ى تمتع را انجام داد، ولى به علت مأموريت مضطر شود كه براى حج محرم نگردد و در مكه بماند، چنين فردى با انجام طواف نساء و نماز، آن را به عمره مفرده تبديل مى كند و اگر حج در سال هاى پيشين بر ذمه او آمده باشد بايد سال بعد حج را انجام دهد.


صفحه 188

اعمال حج تمتع

فريضه حج تمتع را سيزده عمل تشكيل مى دهد و آنها عبارتند از:

1. بستن احرام در مكه براى اعمال حج.

2. وقوف در عرفات

3. وقوف در مشعرالحرام

4. رمى جمره عقبه در منى

5. قربانى در منى

6. حلق يا تقصير در منى

7. طواف زيارت در مكه

8. نماز طواف

9. سعى بين صفا و مروه

10. طواف نساء

11. نماز طواف نساء

12. بيتوته در منى(شب را در منى به سر بردن)، آن هم در شب هاى يازدهم و دوازدهم براى همه و شب سيزدهم براى برخى اشخاص.

13. رمى جمرات در روز يازدهم و دوازدهم.و اشخاصى كه شب سيزدهم در منى مى مانند، بايد روز سيزدهم نيز جمرات را رمى كنند.

اينك به توضيح هر يك از مسائل مى پردازيم:


صفحه 189

1

احرام بستن براى حج تمتع

مسأله 788 . پس از پايان يافتن اعمال عمره حج تمتع، نوبت اعمال حج تمتع مى رسد. نخستين عمل آن، بستن احرام است، و شايسته ترين زمان براى بستن احرام حج، روز هشتم ذى الحجه است، ولى وقت آن تا زمانى كه به وقوف اختيارى عرفه (از زوال روز نهم تا غروب خورشيد آن روز) برسد باقى است، بنابراين جايز است پيش از ظهر روز نهم به نحوى كه پيش از ظهر به عرفات برسند در مكه محرم بشوند.

مسأله 789 . انسان مى تواند از همه نقاط شهر مكه (قديم و جديد) محرم شود، و به عرفات برود البته در نقاط از شهر مكه به علت توسعه خارج حرم واقع شده نبايد احرام ببندد ولى شايسته است در مسجدالحرام، بالاخص نزد مقام ابراهيم، و يا در حجر اسماعيل محرم شود.

مسأله 790 . كيفيت احرام حج، با احرام عمره، يكسان است جز در نيّت كه در عمره احرام براى اعمال عمره تمتع، و در احرام حج براى اعمال حجّ تمتع مى باشد.

بنابراين كسى كه مى خواهد براى حج تمتع احرام ببندد، پس از پوشيدن لباس هاى احرام، در نقطه اى كه مى خواهد محرم شود دو ركعت نماز مى گزارد و همراه با نيت احرام حجّ «لبيك» مى گويد، و در نتيجه كليه محرمات احرام


صفحه 190

براى او حرام مى شود. خواندن دو ركعت نماز مستحب است .

مسأله 791 . كسى كه محرم به احرام حج شده تا طواف حج و طواف نساء را انجام نداده نمى تواند طواف مستحب انجام دهد، و اگر انجام داد، بايد به نيت محرم شدن براى حج تمتع«لبيك» را تجديد كند.

مسأله 792 . اگر از روى عمد احرام را ترك كند تا وقت آن بگذرد، حج او باطل مى شود.

مسأله 793 .اگر از روى ندانستن مسأله، يا فراموشى، بدون احرام براى حج تمتع، از مكه خارج شد، اگر قبل از فوت وقوف در عرفات، متوجه شد، بايد برگردد به مكه و در آنجا محرم شود و سپس رهسپار عرفات شود، و اگر بازگشت غير ممكن و يا حرجى باشد در اين صورت در همان نقطه اى كه متوجه شد محرم مى شود اگر چه آن نقطه عرفات باشد، و پس از «لبيك» بگويد: «اللّهمّ على كتابك وسنّة نبيك» و اگر در مشعر به خاطر آورد، در همان جا محرم مى شود و خوب است جمله ياد شده را نيز بگويد.

مسأله 794. كسى كه براى حج محرم شده است، به احتياط واجب در امر طواف و يا نماز كسانى كه اعمال حج خود را مقدّم مى دارند و مثلاً در طبقه ى بالا طواف مى كنند نايب نشود و اگر اين كار را كرد، لبيك خود را به نيّت محرم شدن به حج تمتع تجديد كند.

مسأله 795. كسانى كه در هر حال بايد اعمال خود را با چرخ در طبقه ى بالا انجام دهند و نايب آن ها هم در طبقه هم كف طواف را انجام دهد، مى توانند در صورت خوف از اين كه بعداً مشكلات آن ها زيادتر مى شود و يا ازدحام بيشتر است، اعمال مكه را بعد از احرام بر حج مقدم بدارند.


صفحه 191

مسأله 796. بعد از احرام حج، محرمات احرام به تدريج در سه مرحله حلال مى شود:

الف. تمام محرمات احرام بعد از حلق يا تقصير در منا به غير از بوى خوش و همسر;

ب. بعد از سعى حج، بوى خوش نيز حلال مى شود;

ج. همسر هم با انجام طواف نساء و نماز آن حلال مى گردد، ولى صيد حرم وكندن گياه حرم همواره بر حرمت خود باقى است;

مسأله 797. بعد از احرام حج، به شك در انجام دادن عمره ى تمتع و يا صحت آن اعتنا نمى شود.

مسأله 798. خدمه ى كاروان و امثال آن ها كه براى خدمت به حجاج آمده اند، مى توانند از ابتدا براى ورود به مكه، عمره ى مفرده انجام دهند و حج انجام ندهند ليكن اين افراد نبايد سال اوّل استطاعت آن ها باشد و يا حج به گردنشان مستقر شده باشد، بلكه يا مستطيع نباشند و يا در سالهاى قبل حج خود را انجام داده باشند.

مسأله 799. افراد معذورى كه اعمال مكه را مقدم مى دارند، اگر جهلاً يا نسياناً، اين اعمال را قبل از احرام حج انجام دهند، كفايت نمى كند و بايد اين اعمال را با احرام حج از سر گرفته و مقدم بدارند و يا اين كه مثل بقيه ى حجاج بعد از برگشتن از منا انجام دهند.


صفحه 192

2

وقوف در عرفات

«عرفات» نام دشتى است وسيع كه عرض آن تقريباً 6 كيلومتر و طول آن نيز تقريباً 13كيلومتر است، و حدود آن با علائم و تابلوهاى خاصى مشخص شده است، و نبايد از آنها فراتر رفت. و از وقوف در دشت «عُرَنة و نَمِرة» خوددارى نمود.

مسأله 800 . وقوف در عرفات يك عمل عبادى است، بايد آگاهانه و با خلوص و تعيين نوع وقوف ( مثلاً براى حج تمتع در حجة الاسلام) صورت بپذيرد.

مسأله 801 . مقدار وقوف در عرفات از اول ظهر روز نهم آغاز مى شود تا غروب شرعى همان روز، پايان مى پذيرد، فقط مى تواند، به مقدار اداى نماز ظهر و عصر در اول وقت در منطقه نمره كه فعلاً «مسجد نمره» در آنجاست و خارج از عرفات مى باشد، بماند و به اين مقدار وقوف را به تأخير بيندازد.

مسأله 802 . وقوف در عرفات به مقدار كم(مسمى) از اركان حج است. اگر كسى با آگاهى و توانايى در عرفات حتى به مقدار كم وقوف نكند، حج او باطل است ولى مقدار واجب وقوف از ظهر روز نهم ذيحجة الحرام تا غروب شرعى آن روز است، اگر به مقدار مسمّى وقوف كرد، ولى باقيمانده وقت را در غير عرفات به سر برد معصيت كرده ولى حج او صحيح است.

مسأله 803 . در انجام اين وظيفه، حالت خاصى معتبر نيست مى تواند


صفحه 193

بخوابد، بنشيند، راه برود، خواه سواره، خواه پياده، جز اين كه دقايقى پيش از نيّت وقوف بايد بيدار باشد تا وقوف در عرفات را به نحوى كه گفته شد، نيّت كند. بنابراين اگر در تمام وقت بدون نيّت و يا بدون دقايقى بيدارى، بى هوش يا خواب باشد وقوف باطل است.

مسأله 804 . وقوف در عرفات هر چند عبادت است ولى طهارت از حدث، در آن شرط نيست، خواه حدث اصغر كه موجب وضو است، يا حدث ديگر كه موجب غسل است مانند جنابت و حيض و ....

مسأله 805 . وقوف در عرفات دو فرد دارد:

الف. وقوف اختيارى: وقوف اختيارى عرفات از ظهر روز نهم شروع مى شود تا غروب شرعى همان روز.

ب. وقوف اضطرارى: وقوف اضطرارى عرفات از مغرب شب دهم ذى الحجه آغاز مى شود، تا طلوع فجر.

بنابراين اگر به خاطر عذرى نتوانست وقوف اختيارى عرفات را درك كند، بايد از وقوف اضطرارى بهره گيرد، يعنى مقدارى ولو كم در شب دهم ذى الحجه در عرفات توقف نمايد سپس راهى «مشعر» شود در اين صورت حج او صحيح است.

مسأله 806 . اگر كسى در شب دهم به مكه برسد ولى از آن مى ترسد كه اگر راه عرفات را در پيش گيرد تا وقوف اضطرارى آن را درك كند، به وقوف در مشعر( وقوف پيش از طلوع آفتاب) نرسد، بايد از طريق «منى» به مشعر برود و در غير صورت خوف، بايد به عرفات برود و پس از درك وقوف اضطرارى عرفات، راهى مشعر شود.


صفحه 194

مسأله 807 . اگر كسى به خاطر عذرى نتوانست وقوف اختيارى عرفات را درك كند، ولى مى توانست وقوف اضطرارى آن را درك نمايد لكن بدون عذر به عرفات نرفت در اين صورت حج او باطل است، هر چند وقوف در مشعر را درك نمايد.

مسأله 808 . بيرون رفتن از عرفات پيش از غروب شرعى جايز نيست و اگر كسى عمداً از حدود عرفات بيرون رفت بايد فوراً برگردد و در غير اين صورت گناه كرده و كفاره آن قربانى كردن يك شتر در منى است، و اگر ممكن نشد به جاى آن هيجده روز روزه بگيرد، و اين روزه را مى تواند در مكه يا در راه، يا پس از بازگشت از مكه بگيرد.

مسأله 809. اگر كسى عمداً از عرفات پيش از غروب شرعى بيرون رفت، ولى تا قبل از غروب نادم شده و برگشت و يا بدون اين كه نادم شود براى حاجتى برگشت و پس از رسيدن، قصد قربت نمود و تا غروب توقف كرد، كفاره ندارد.

مسأله 810 . اگر كسى از روى سهو و يا عذر، از عرفات بيرون رفت سپس عذر او برطرف گرديد، فوراً بايد به عرفات برگردد و اگر برنگشت گناه كرده ،و احتياط آن است كه يك شتر قربانى كند.

مسأله 811 . وقوف در دامنه «جبل الرحمة» در صحراى عرفات مستحب است و بهتر است از وقوف بر روى كوه وبالا رفتن از جبل الرحمه در ساعات وقوف خوددارى شود.

مسأله 812. حكم خروج سهوى يا از روى عذر يا جهل در امر كفاره يكسان است و احتياطاً يك شتر بايد قربانى كند.


صفحه 195

مسأله 813. اگر حج گزار از روى فراموشى يا غفلت يا عذر ديگر، وقوف اختيارى و اضطرارى عرفات را ترك كند، براى صحت حج او درك وقوف اختيارى مشعر يا اضطرارى ليلى آن كفايت مى كند كه بعداً در انواع وقوفات ذكر مى شود.

مسأله 814. اگر كسى وقوف اختيارى عرفات را عمداً ترك كرد، اگر چه تمام وقوفات اضطرارى ليلى عرفات و اختيارى مشعر و يا اضطرارى ليلى آن را درك كند، حج او باطل است و احرام او به عمره ى مفرده بدل مى شود و بايد مناسك عمره ى مفرده را به جا آورد و اگر حج بر او مستقر بوده و يا سال اوّل استطاعت او بود، فرقى نمى كند، بايد در سال بعد حج را انجام دهد.

مسأله 815. اگر حج گزار قبل از درك مشعر بى هوش شد و تا بعد از اعمال به هوش نيامد و قبلاً اختيارى عرفات را درك كرده است، پس از به هوش آمدن بقيه اعمال را به قصد فراغ ذمه به جا آورد و نيز عمره مفرده اى اتيان كند و اگر حج بر او مستقر بود، و يا استطاعتش تا سال بعد باقى ماند، حج را اعاده كند.

3

مشعرالحرام

مشعرالحرام كه نام ديگر آن «مزدلفه» است در بين راه منى و عرفات قرار گرفته است و زائران خانه خدا، پس از سپرى كردن وقوف در عرفات، رهسپار اين نقطه مى گردند، در آنجا از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز دهم وقوف مى كنند.


صفحه 196

مسأله 816 . مستحب مؤكد است، شب «مشعر» را با عبادت و اطاعت الهى به سر برد چنان كه مى فرمايد: (فَاذْكُرُوا اللّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَاذْكُرُوهُ كَما بَدأكُمْ) (سوره بقره، آيه 198).

مسأله 817 . وقوف در «مشعرالحرام» در زمان محدود، يك امر عبادى است بايد توأم با آگاهى و اخلاص و تعيين نوع وقوف (مثلاً وقوف براى حج تمتع از حجة الاسلام) صورت پذيرد.

مسأله 818 . همان طور كه براى وقوف در عرفات، وقوف اختيارى و وقوف اضطرارى بود، براى وقوف در مشعر نيز، وقوف اختيارى و وقوف اضطرارى است، ولى وقوف اضطرارى مشعر، دو تا است كه به شرح آنها مى پردازيم:

الف: وقوف اختيارى مشعر: اين نوع وقوف از طلوع فجر، آغاز و با طلوع آفتاب روز دهم ذيحجة الحرام پايان مى پذيرد. و افراد غير معذور كه بعداً به شرح آنها مى پردازيم، بايد در اين زمان محدود، در مشعرالحرام وقوف كنند.

ب: وقوف اضطرارى شبانه: ظرف اين نوع وقوف از مغرب روز نهم آغاز شده و تا طلوع فجر روز دهم پايان مى پذيرد. و افراد معذور مانند: كودكان و زنان و افراد بيمار و ناتوان كه وقوف اختيارى براى آنان همراه با مشقت است و كسانى كه بايد، با يكى از گروه هاى ياد شده همراه باشند، و يا براى تدارك امور حجاج زودتر حركت كنند، مى توانند هرگاه پيش از نيمه شب وارد مشعرالحرام شوند و كمى در مشعرالحرام توقف كنند به نحوى كه «مسماى وقوف» به عمل آيد، آنگاه كه شب از نيمه گذشت از حد مشعر خارج شوند (حدّ نيمه شب از غروب تا طلوع فجر حساب مى شود) .

ج: وقوف اضطرارى روزانه: اين نوع وقوف از طلوع آفتاب روز دهم آغاز


صفحه 197

شده تا ظهر همان روز پايان مى پذيرد.

افرادى كه نتوانسته اند هيچ كدام از وقوف اختيارى و اضطرارى شب مشعر را درك كنند، بايد مقدارى ولو كم در اين حد از زمان در مشعر وقوف كنند، آنگاه مشعر را به مقصد «منى» براى انجام وظايف آنجا ترك نمايند.

مسأله 819 . كسانى كه وقوف اختيارى مشعر را درك كرده اند، آنگاه كه هوا روشن شد، مى توانند به سوى «منى» حركت كنند ولى نبايد پيش از طلوع آفتاب از مشعرالحرام خارج شوند، و بنابراحتياط وارد «وادى محسّر» نشوند.

مسأله 820 . وقوف شبانه در مشعر الحرام واجب است، ولى آنچه كه ركن است كمى وقوف از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است بنابراين اگر كسى عمداً در حد مسمى، وقوف اختيارى و اضطرارى شبانه اى مشعر را ترك كند، حج او باطل است.

مسأله 821 . فردى كه از ميان انواع وقوف هاى عرفات و مشعر، تنها وقوف اضطرارى روزانه مشعر را درك كند، بنابر احتياط حج خود را اعاده كند.

مسأله 822. كسانى كه شب وارد مشعرالحرام مى شوند و توقف مى كنند تا وقوف اختيارى بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب را درك كنند، دو نيّت دارند; يكى بيتوته يا ماندن در مشعرالحرام از زمان ورود تا طلوع فجر كه واجب است و ديگرى وقوف بين الطلوعين را كه ركن است.

مسأله 823. همراهان و پرستاران معذورينى كه وقوف اضطرارى ليلى مشعر را انجام مى دهند و به منا مى روند، چنانچه معذورين مستقر شوند و نيازى به اينها ندارند، بنابر احتياط بايد برگردند و وقوف اختيارى ولو به قدر مسمّى را درك كنند، مگر ماندن همراه يا پرستارى نزد آنان لازم باشد.


صفحه 198

مسأله 824. كسانى كه حج نيابى انجام مى دهند اگر همراه معذورين به منا بروند لازم است به مشعر برگردند و وقوف ركنى را درك كنند.

مسأله 825. پس از وقوف در عرفات، واجب است زائر خانه خدا شب را در مشعر بماند تا زمان وقوف اختيارى بين الطلوعين درك كند و نبايد شب يا قسمتى از آن را در بيرون از مشعر به سر ببرد و سپس براى وقوف ركنى به مشعر بيايد، مگر در حال ضرورت، ولى در هر صورت اگر عمداً هم نماند، ولى وقوف اختيارى را درك كرد حج او صحيح است.

مسأله 826. در تشخيص معذور بودن براى وقوف ليلى مشعر، نظر خود مكلف كافى است.

مسأله 827. اگر كسى شب يا قسمتى از آن را در مشعرالحرام وقوف كرد، ولى قبل از طلوع فجر عمداً و بدون عذر از مشعر بيرون رفت و تا طلوع آفتاب براى ولو به قدر مسماى وقوف ركنى برنگشت، بايد يك گوسفند كفاره بدهد و به احتياط واجب، سال بعد حج را اعاده كند.

مسأله 828. وقوف بين الطلوعين يك وقوف استيعابى است; يعنى براى كسى كه عذرى ندارد بايد تمام وقت بين الطلوعين را در مشعر باشد و قبل از طلوع آفتاب از وادى محسِّر عبور نكند.

مسأله 829. اگر حج گزار اصيل يا نايب با جهل به اين كه وقوف اختيارى مشعر بين الطلوعين است، آن را ترك كند و وقوف اضطرارى ليلى يا نهارى را درك كند، چنانچه جهل او قصورى باشد مانع ندارد. اگر از ميان همه ى وقوفها فقط اضطرارى نهارى را درك كند، بنابراحتياط، حج او باطل است و بايد سال بعد اعاده كند.


صفحه 199

مسأله 830. اگر كسى بعد از وقوف در عرفات و توقف مقدارى از شبِ مشعر، به منا برود و قصد بازگشت به مشعر را جهت درك وقوف اختيارى داشته باشد، ولى در منا خوابش ببرد و نتواند بازگردد، چنانچه در شب نيت بيتوته و يا وقوف داشته، كافى است و اگر نايب مى باشد از منوب عنه كفايت مى كند ولى اگر شب بدون نيّت بيتوته و يا وقوف اضطرارى از مشعر گذشته به منا رفته، بايد اضطرارى نهارى را درك كند. در اين صورت حج او صحيح و اگر نايب است از منوب عنه كفايت مى كند.

مسأله 831. اگر حج گزار با اطمينان به مكان مشعر وقوف نمايد و بعد از گذشت وقت اضطرارى آن بفهمد كه وقوف او در مشعر نبوده است، احتياط آن است كه اين حج را تمام كنند و بعد از آن عمره مفرده اى انجام دهند و اگر حج بر او مستقر بوده و يا استطاعتش تا سال بعد باقى بماند حج را اعاده كند.

مسأله 832. با توجه به اين كه وقوف عرفات و مشعر بر دو گونه اختيارى و اضطرارى است و عرفات يك وقوف اضطرارى دارد، و مشعر دو وقوف اضطرارى، و ممكن است كسى هر دو موقف، يا يكى از آن ها را (اختيارى يا اضطرارى) درك كند و يا ترك نمايد و ترك از روى عمد و يا از روى جهل آنهم تقصيرى و قصورى، و يا عذر و يا نسيان صورت پذيرد در اين جا ، مسأله صور گوناگونى پيدا مى كند كه براى سهولت در يادگيرى اهم موارد آن را در جدول ذيل مى آوريم .


صفحه 200

صورت هاى وقوف در عرفات و مشعر

رديف

صورت عمل
انجام شده

نوع وقوف

انجام شده

در صورت ترك عمدى و يا
از روى جهل تقصيرى

ثمره   وظيفه

در صورت ترك غير عمدى و يا
ترك از روى جهل قصورى يا نسيان

ثمره   وظيفه

1

فقط وقوف
مفرد

اختيارى
عرفه

حج
باطل
است

حج خود را
تبديل به عمره مفرده مى كند و حج را در مستقر و غير مستقر در سال بعد اعاده مى كند

در صورت ذكر خدا حين
عبور از مشعر به منى حج او صحيح است وگرنه باطل است

در صورت بطلان،
حج خود را تبديل به عمره مى كند و در صورت استقرار حج يا بقاى استطاعت حج را در سال بعد اعاده مى كند.

2

فقط وقوف
مفرد

اضطرارى
عرفه

حج
باطل
است

= =

حج
باطل
است

= =

3

فقط وقوف مفرد

اضطرارى ليلى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

بقيه اعمال را انجام مى دهد

4

فقط وقوف مفرد

اختيارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

5

فقط وقوف مفرد

اضطرارى نهارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج باطل است به احتياط واجب

حج خود را تبديل به عمره مفرده مى كند و در مستقر در سال بعد اعاده مى كند و در غير مستقر در صورت بقاء استطاعت حج را اعاده مى كند.


صفحه 201

6

وقوف
مركب

اختيارى
عرفه با اضطرارى ليلى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

بقيه اعمال را انجام مى دهد

7

وقوف مركب

اختيارى عرفه و اختيارى مشعر

حج صحيح است

8

وقوف مركب

اختيارى عرفه با اضطرارى نهارى مشعر

حج
باطل
است

حج خود را به عمره مفرده مى كند و حج در مستقر و غير مستقر در سال بعد اعاده مى كند

حج صحيح است

بقيه اعمال را انجام مى دهد

9

وقوف مركب

اضطرارى عرفه بااضطرارى ليلى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

10

وقوف مركب

اضطرارى عرفه بااختيارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

11

وقوف مركب

اضطرارى عرفه بااضطرارى نهارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

12

عدم درك هيچ يك از وقوفين

عدم درك هيچ يك از وقوفين

حج
باطل
است

= =

حج باطل است

حج خود را تبديل به عمره مفرده مى كند و در مستقر در سال بعد اعاده مى كند و در غير مستقر در صورت بقاء استطاعت حج را اعاده مى كند.


صفحه 202

مسأله 848. در تمام مواردى كه حج باطل گرديده ووظيفه او انجام عمره مفرده مى شود و احتياط آن است كه جهت انجام عمره مفرده ابتدا در نيت، به آن عدول كند.

4

رمى جمره عقبه

چهارمين عمل از اعمال حج، و نخستين عملِ روز دهم در منى، رمى جمره عقبه است، «رمى» به معنى پرتاب كردن و در اين مورد مقصود «سنگ زدن » است، و «جمره» به معنى محل انباشته شدن سنگ ريزه ها يا خود سنگ ريزه ها است و «عقبه» به معنى گردنه است، مقصود سنگ زدن سوى به آخرين ستون در منى است، كه به مكه از ديگر «جمرات» نزديك تر مى باشد و روز دهم فقط به همين نقطه سنگ مى زنند، و در روز يازدهم و دوازدهم به سه نقطه، كه آخرين آنها همين «جمره عقبه» است.

مسأله 849 . بر محرم واجب است روز دهم ذى الحجة الحرام روز عيدهفت سنگريزه به سوى ستون موجود پرتاب كند، و بايد سنگ ريزه ها داراى شرايط زير باشند:

1. ريگ ها بايد از جنس سنگ باشند، بنابراين شن، كلوخ، و سفال كافى نيست.

2. سنگ ريزه ها از حرم گردآورى شده باشد، نه از خارج، جز سنگ ريزه هاى مسجدالحرام و مسجد خيف كه بيرون آوردن سنگ ريزه هاى آن مكان جايز نيست.


صفحه 203

3. سنگ ريزه ها بايد بكر باشند، و كسى قبلاً با آنها رمى نكرده باشد، بنابراين ريگ هايى كه در اطراف جمرات ريخته شده رمى با آنها كفايت نمى كند.

4. مباح باشد، بنابراين رمى با سنگ ريزه هايى كه ديگران براى خود گردآورده اند يا از ملك كسى برداشته اند، بدون اجازه كافى نيست.

5. ريگ بايد كوچك مثلاً به اندازه هسته خرما يا فندق باشد در حدى كه به آن «سنگ ريزه» مى گويند، و بهترين نقطه براى جمع كردن «سنگ ريزه ها» مشعر الحرام است ، خوب است زائران خانه خدا در شب مشعر به طور احتياط هفتاد سنگ ريزه را گردآورده و در كيسه مخصوص جاى دهند.

6. تعداد سنگ ها كه در روز دهم پرتاب مى كند هفت عدد باشد.

مسأله 850 . بايد سنگ ريزه ها را به تدريج پرتاب كند، نه يك دفعه، و در غير اين صورت يك رمى حساب مى شود.

مسأله 851 . سنگ ريزه ها بايد به سوى محدوده اى از فضاى منى كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) آنجا را رمى كرده پرتاب شوند، در سابق ، اين فضا به وسيله ستونى كه قسمت پايين آن را حوض كوچكى احاطه كرده بود، مشخص شده بود، اكنون اين فضا با ديوارى بلند به طول تقريباً 34متر پوشيده شده است، هرگاه محاذات با ستون، مشخص باشد، آن نقطه را رمى كند و در غير اين صورت به هر نقطه از ديوار رمى شود مجزى است، ولى اصابت كردن به ستون شرط نمى باشد و البته مقدارى از ديوار كه خارج حدود منى واقع شده رمى نشود.

مسأله 852 . مستحب است در هنگام رمى جمره عقبه اگر بتواند، پشت به


صفحه 204

قبله باشد و رو به جمره، و در صورت ازدحام، رمى از هر چهار طرف كافى است.

مسأله 853 . مستحب است انسان با طهارت از حدث، رمى را انجام دهد و پاك بودن سنگ ها شرط نيست.

مسأله 854 . وقت پرتاب سنگ ها از طلوع آفتاب روز دهم تا غروب آفتاب همان روز است.

مسأله 855 . بانوان و كودكان و بيماران و افراد ناتوان و كليه كسانى كه مى توانند پس از نيمه شب، مشعر را به قصد منى ترك كنند، مى توانند پس از نيمه شب رمى نمايند.

مسأله 856. براى زن ها و معذورين، رمى جمره ى عقبه پس از وقوف به مشعر و آمدن به منا پس از نيمه شب عيد قربان جايز است و چنانچه پليس يا مأمورين دولتى عربستان مانع از توقف ماشين معذورين در مشعر شدند و زودتر از نيمه شب از مشعر گذشتند، اين وقوف اضطرارى كفايت مى كند و اين افراد مى توانند در همان شب پس از نيمه شب جمره ى عقبه را رمى نمايند.

مسأله 857. در شب عيد قربان زنان و معذورين كه نمى توانند به سوى جمره ى عقبه بروند و بايد نايب بگيرند، نايب آن ها بايد در روز رمى كند و اين كه ديده شده اين افراد در محل استقرار خود در منا مى مانند و در همان شب افرادى به نيابت آن ها رمى مى كنند، اين رمى صحيح نيست و اگر كسى عمداً و از روى علم اين كار را انجام دهد و سپس قربانى و حلق كند بايد آن ها را اعاده كند، مگر جاهل قاصر و يا ساهى و ناسى باشد.

مسأله 858 . افراد سالم و توانا بايد شخصاً رمى كنند، و نمى توانند نايب


صفحه 205

بگيرند، ولى افراد بيمار و ناتوان كه رمى براى آنان مشقت دارد مى توانند نايب بگيرند تا از طرف آنها در روز رمى كند.

مسأله 859. معذورين از رمى در روز مى توانند چه در شب عيد ويا شب يازدهم وشب دوازدهم يعنى شب قبل از هر روز رمى كنند ولى اگر در شب هم نمى تواند بايد نائب بگيرد ودر هر سه مورد شب عيد وشب يازدهم و دوازدهم نائب نمى تواند شب رمى كنند بلكه بايد در روز رمى نمايد.

مسأله 860 . وقت رمى جمره عقبه در روز دهم نزد اهل سنت از طلوع آفتاب تا ظهر همان روز است و به هنگام ظهر، جمره عقبه كاملاً خلوت و آرام مى باشد، كسانى كه از ازدحام مى ترسند مى توانند از اين فرصت استفاده كنند، و نايب نگيرند.

مسأله 861 . در پرتاب سنگ ها، جز سنگ هفتم، موالات شرط است و بايد با رعايت موالات، پرتاب شوند ولى پس از پرتاب صحيح شش سنگ، مى توان سنگ هفتم را به تأخير انداخت.

مسأله 862 . اگر كسى پس از پرتاپ چهار سنگ ، به خاطر عدم آشنايى با حكم شرعى و يا فراموشى بقيه عمل را به تأخير انداخت، بايد عمل را در همان روز تكميل كند.

مسأله 863 . اگر اين حالت پيش از پرتاب چهار سنگ پيش آيد رمى پيشين باطل مى شود و بايد رمى را از سر گيرد.

مسأله 864 . اگر رمى روز دهم را فراموش كرد و يا به خاطر عدم آشنايى به حكم شرعى آن را به جا نياورد، تا روز سيزدهم وقت تدارك آن باقى است و بايد تدارك كند.


صفحه 206

مسأله 865 . هرگاه پس از روز سيزدهم متوجه شد كه روز دهم رمى نكرده است هرگاه از مكه خارج نشده بايد كه خود تدارك كند و احتياطاً در سال ديگر خود و يا كسى از طرف او در ايام منى قضا كند و اگر از مكه خارج شده احتياطاً در سال ديگر قضا كند.

مسأله 866 . هرگاه درباره ريگى كه در اختيار دارد شك كند كه با آن رمى شده، يا نه يا شك كند كه قبلاً در خارج حرم بوده سپس وارد سرزمين حرم شده است؟ در هر دو صورت به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 867 . اگر درباره «سنگ ريزه بودن» سنگ شك كند، نمى تواند به آن اكتفا كند، اگر شك كند كه هفت بار رمى كرده يا كمتر ، بايد رمى كند تا به حد يقين برسد.

مسأله 868 . هرگاه پس از فراغ از رمى، و خروج از محيط رمى، شك كند كه هفت بار رمى كرده و يا كمتر بايد برگردد و نقيصه احتمالى را تكميل كند تا به حد يقين برسد.

مسأله 869. افرادى كه خودشان مى توانند بعد از ظهر وهنگام خلوت، جمره عقبه را در عيد و هر سه جمره را در روزهاى ديگر (پيش از ظهر موقع خلوت جمرات) رمى كنند نبايد در صبح نائب بگيرند وترس اينكه قربانى به تأخير مى افتد مجوز نائب گرفتن در رمى نيست زيرا براى قربانى كردن تا غروب روز سيزدهم فرصت هست بنابراين بايد رمى خودش انجام دهد مگر اينكه شرائطى باشد كه اگر افراد كاروان بخواهند در امر قربانى منفرداً عمل كنند دچار حرج شديد مى شوند.

مسأله 870 . انسان مى تواند در همه احوال رمى كند، خواه پياده و خواه


صفحه 207

سواره، البته پياده بهتر است.

مسأله 871. رمى در تمام طبقاتى كه ساخته شده و يا مى شود جايز است.

مسأله 872. كسى كه نتوانسته در روز عيد ذبح كند و حلق و تقصير نيز ننموده است، بايد رمى روز يازدهم و دوازدهم را انجام دهد و آن ها را تأخير نيندازد.

مسأله 873. در رمى كردن از همه ى ريگ هايى كه احتمال مى دهد ريگ مستعمل باشد، بايد اجتناب نمود و اگر كسى هشت عدد ريگ به طرف هدف پرتاب كرد و احتمال مى دهد كه يكى از آن ها مستعمل باشد كافى است، زيرا علم تفصيلى به هر يك از ريگ ها لازم نيست.

مسأله 874. رمى از عبادات است و بايد به قصد قربت انجام شود. بنابراين اگر كسى كه ريا كند رمى او باطل است و بايد خالصانه اعاده كند. در رمى چون زمينه ريا زياد است بايد حجاج به انجام آن بدون ريا توجه بكنند.

مسأله 875. سنگ ها بايد با دست پرتاب شوند و با اعضاى ديگر بدن و يا بهوسيله ى ديگر كافى نيست و كسانى كه دست ندارند و يا هر دو دست آن ها فلج است، مى توانند نايب بگيرند و رمى با دهان يا پا كافى نيست.

مسأله 876. اگر شخصى از اوّل قصد زيادتر از هفت داشته، رمى صحيح نيست و بايد اعاده كند، ولى اگر بعد از پرتاب هفت سنگ به قصد احتياط ولو اين كه شك نداشته باشد يا بدون قصد، بقيه ى سنگها را به سوى جمره پرتاب كند، اشكال ندارد.

مسأله 877. اگر بعد از ذبح و يا حلق و تقصير، در انداختن سنگ يا در عدد آن شك كند، اعتنا نكند و همين طور است شك در صحت رمى بعد از فارغ


صفحه 208

شدن از رمى، ولى ظن به پرتاب يا صحت در حين رمى اعتبار ندارد و بايد يقين كند.

مسأله 878. اگر كسى روز سيزدهم متوجه شد كه رمى روز عيد را صحيح انجام نداده و يا مثلاً جمره ى ديگرى غير از جمره ى عقبه را رمى كرده است، بعد از قضاى جمره ى عقبه، لازم نيست رمى روز يازدهم و دوازدهم را نيز اعاده كند و چون به هم خوردن ترتيب اعمال عيد هم عمدى نبوده، اشكالى ندارد.

مسأله 879. اگر كسى يك يا چند سال رمى را اشتباه انجام داده، بايد خود و يا نايبش در ايام مِنا آن ها را قضا كنند و هم چنين اگر كسى يك يا چند سال در صبح روز عيد و يا روزهاى يازدهم و دوازدهم براى رمى نايب گرفته با اين كه عصر خودش قادر به رمى بوده، بايد رمى هاى روز عيد و بقيه را در ايام منا قضا كند يا استنابه نمايد.

مسأله 880. ترك عمدى رمى روز عيد مُخلّ به ترتيب است و بايد جورى اعمال را مجدداً انجام دهد كه ترتيب حاصل شود.

مسأله 881. اگر بعد از رمى نايب، منوبٌ عنه بهبودى يابد و قبلاً مأيوس بود كه در وقت رمى بهبودى مى يابد و استنابه نمود، لازم نيست رمى را اعاده كند، ولى اگر در اثناء رمى نايب، بهبودى حاصل شد بايد خود از اوّل رمى كند و اكتفا به آنچه كه نايب رمى كرده نكند; مثلاً نايب سه عدد سنگ زده به جمره ى عقبه، او بايد از اوّل رمى كند و يا در روز يازدهم و يا دوازدهم جمره ى صغرى را رمى كرده و چهار سنگ به وسطى زده كه منوب عنه خوب شد. ديگر جمره ى صغرى را لازم نيست اعاده كند، ولى رمى جمره ى وسطى را از سر


صفحه 209

بگيرد و هكذا الى آخر.ولى اگر معذور قبل از يأس، نايب گرفت سپس منوب عنه متمكن شد احتياطاً خود همه را اعاده كند.

مسأله 882. چنانچه نايبى عمداً و عصياناً رمى در روز عيد را شب انجام داد، بايد تا آخر ايام تشريق قضاى آن را انجام دهد و ذبح و تقصير و يا حلق را نيز اعاده كند، و در مورد رمى روز يازدهم و يا دوازدهم اگر چنين كرده بايد تا آخر ايام تشريق اعاده كند و يا در سال بعد در ايام تشريق قضا نمايد و يااستنابه كند و در هر صورت ذمه ى منوبٌ عنه فارغ گرديده، ولى تا خود آن گونه كه گفته شد جبران ننمايد ذمّه اش نسبت به اجرت و تعهد نيابت صحيح مشغول است.

5

قربانى كردن

مسأله 883 . كسى كه براى حجّ تمتع احرام ببندد، بايد در روز دهم ذى الحجّه قربانى كند، يعنى شتر يا گاو يا گوسفند سر ببرد و گاوميش از اقسام گاو است، و كشتن ديگر حيوانات، كافى نيست.

مسأله 884 . ذبح شتر از فضيلت بيشترى برخوردار است و پس از آن گاو و در آخر گوسفند و در ميان اقسام گوسفند، قوچ و برّه نر افضل و در مرتبه بعد، بز نر و در صورتى كه اينها يافت نشود، ميش، ثواب بيشترى دارد تا بُز ماده.

مسأله 885 . در قربانى امور ياد شده در زير شرط است:


صفحه 210

1. سنّ قربانى

اگر قربانى شتر است بايد داخل در شش سال، و اگر گاو و بز است داخل در سه سال و اگر گوسفند است وارد در دو سال، شده باشند.

هرگاه كسى پس از ذبح آگاه شد كه قربانى او سنّ كمترى داشته است، بايد اعاده كند.

2. سالم بودن

قربانى كردن حيوان بيمار كه گوشت آن فاسد و خوردن آن، موجب بيمارى مى شود، مجزى نيست.

3. كمال خلقت (نداشتن عيب بدنى)

قربانى بايد از نظر آفرينش، كامل و بى نقص باشد، و حيوانى كه به نوعى كاستى در خلقت دارد، و يا يكى از اندام هاى آن آسيب ديده است، براى قربانى، كافى نيست. روى اين اصل حيوانات ياد شده در زير صلاحيت قربانى ندارند:

حيوان لنگ كه لنگى آن آشكار باشد، كور، لوچ، دم بريده، اخته شده، گوش بريده، دست و پا شكسته، پس بايد قبل از قربانى، از نظر معيوب نبودن وارسى شوند.

مسأله 886 . حيوانى كه شاخ برون و درون آن هر دو شكسته باشد، براى قربانى كفايت نمى كند، امّا اگر شاخ بيرونى آن شكسته ولى شاخ درون و به اصطلاح ريشه شاخ سالم باشد در صورتى كه اين شكستگى عرفاً نقص و عيب


صفحه 211

محسوب نمى شود، كفايت مى كند. بنابراين شكسته شدن سر شاخ گوسفند اشكال ندارد.

مسأله 887 . حيوانى كه در آفرينش فاقد گوش است يا گوش هاى آن را از ته بريده اند، مجزى نيست، ولى حيوانى كه به مقدار كمى از گوش آن بريده باشد; كفايت مى كند.

مسأله 888 . هرگاه گوش حيوان سالم بوده، ولى آن را سوراخ كرده باشند، اگر اين كار به عنوان علامت گذارى انجام گرفته باشد، مجزى است، ولى بهتر است غير آن را انتخاب كند.

مسأله 889 . اگر نداشتن دُم مثلاً در برخى از نژادهاى گوسفند طبيعى باشد، عيب به شمار نمى آيد و قربانى كردن آن صحيح است ولى اگر نژاد آن داراى دم باشند و يكى از آنها بى دم به دنيا آمده باشد، آن گوسفند براى قربانى كافى نيست.

مسأله 890 . حيوانى كه بيضه هايش را پس از شكافتن پوست درآورده باشند، با وجود حيوان سالم براى قربانى كافى نيست، ولى حيوانى كه رگ هاى بيضه هايش را كوبيده باشند، و بيضه هايش بر جا باشد، حتى با وجود حيوان فاقد اين عيب براى قربانى كافى است. و در هر حال بهتر است انسان، با وجود حيوان سالم، اين نوع حيوان را قربانى نكند.

4. لاغر نبودن

مسأله 891 . قربانى بايد به قدرى لاغر نباشد كه كليه هاى آن پيه نداشته باشند، و به تعبيرى ديگر بايد پهلوهاى آن از لاغرى، تورفتگى نداشته باشد، و


صفحه 212

اگر عرفاً بدان لاغر نگويند، كافى است.

مسأله 892 . هرگاه، گوسفندى را به اطمينان اين كه فربه است ذبح كند، ولى بعداً معلوم شود كه لاغر بوده كفايت مى كند.

مسأله 893 . هرگاه تصوّر كند كه گوسفند لاغر است ولى به اميد اين كه ممكن است درست باشد، ذبح كند، سپس معلوم شود كه فربه بوده، كفايت مى كند.

مسأله 894 . هرگاه يقين دارد كه قربانى لاغر است ولى به خاطر عدم آشنايى با حكم شرعى ذبح كند، و سپس معلوم شود كه فربه بوده، كفايت مى كند.

مسأله 895 . هرگاه تصور كند كه حيوان نقص و كاستى دارد، ولى بر اثر ناآشنايى به حكم شرعى، آن را ذبح كند و سپس معلوم شود كه كاستى نداشته كفايت مى كند.

مسأله 896 . هرگاه پس از ذبح كردن، و تحويل گوسفند شك كند كه آيا قربانى او داراى شرايط بوده يا نه، به شك خود اعتنا نكند، در صورتى كه به هنگام ذبح آن را وارسى كرده باشد.

مسأله 897 . لازم است قربانى پس از رمى جمره عقبه انجام گيرد.

مسأله 898 . احتياط لازم آن است كه قربانى از روز دهم تأخير نيفتد، ولى افراد معذور، تا غروب روز سيزدهم ذى حجه، فرصت دارند كه قربانى كنند، و اگر امكان نپذيرفت، تا آخر ماه مى توانند وظيفه قربانى را انجام دهند، ولى رمى خود را بايد در روز يازدهم و دوازدهم انجام دهند، اگر چه قربانى كردن به تأخير افتاده باشد.


صفحه 213

مسأله 899 . اگر فردى روز دهم نتوانست قربانى كند، در شب نمى تواند اين كار را انجام دهد، بلكه بايد به روز بعد موكول كند.

مسأله 900 . اگر نتوانست قربانى را انجام دهد، بايد حلق و يا تقصير را به تأخير بيندازد، زيرا اين فريضه پس از قربانى بايد انجام بگيرد، و اين تأخير از غروب روز سيزدهم فراتر نرود، و اگر تا غروب روز سيزدهم نتوانست قربانى كند، حلق يا تقصير را انجام دهد، و در مورد قربانى اگر مى تواند تا آخر ذى الحجه انجام دهد، و در غير اين صورت، بايد ده روز، به شرحى كه بعداً گفته خواهد شد روزه بگيرد.

محلّ قربانى

منى نزديك ترين مشعر از مشاعر سه گانه (عرفات، مزدلفه، منى)، به مكّه است و منى به صورت درّه اى است كه در ميان چند رشته كوه قرار گرفته است و طول آن در حديثى از امام صادق(عليه السلام) چنين آمده است:«از جمره عقبه تا وادى محسّر» و عرض آن خيلى كمتر است و ازرقى نيز در كتاب اخبار مكه، طول آن را به نحوى كه در روايت امام صادق (عليه السلام) وارد شده است، نقل كرده و روايات و كلمات حاكى از آن است كه وادى محسر جزء منى نيست، بلكه حدّ آن است .

مسأله 901 . لازم است قربانى در روز عيد قربان در سرزمين منى انجام گيرد و در گذشته قربانگاه در همين سرزمين قرار داشته و از درّه هاى مختلف وارد آن مى شدند، ولى اخيراً حكومت سعودى قربانگاه را نخست به وادى محسر و اخيراً به درّه «معيصم» منتقل كرده است، و فاصله ميان منى، و


صفحه 214

معيصم تنها يك تپه است كه با يك تونل ارتباط آن دو برقرار شده است.

اين كار به هر نيتى انجام گرفته كار صحيحى نبوده، زيرا نبايد مشاعر را از پيش خود تغيير داد، در حالى كه امكان داشت در منتهى اليه منى، اصل مسلخ بر پا شود و قربانى انجام گيرد، ولى بقيه كارها به وسيله دستگاه هايى به وادى معيصم منتقل شود.

در هر حال چون فعلاً قربانى در منى امكان پذير نيست، و يا با مشكلات روبروست و اگر براى فردى هم امكان پذير باشد، براى همه ممكن نيست، قربانى در كشتارگاه هاى فعلى مجزى مى باشد.

مسأله 902 . هر فردى بايد مستقلاً گوسفندى را قربانى كند، و قربانى يك گوسفند براى دو نفر صحيح نيست. بنابراين هرگاه دو نفر فقط توانايى خريد يك گوسفند داشته باشند، بايد به جاى قربانى روزه بگيرند، مگر اين كه يكى از دو نفر بخواهد پول خود را به ديگرى ببخشد يا قرض دهد تا او قربانى كند و خود روزه بگيرد، اين كار جايز است.

مسأله 903 . قربانى يك عمل قربى و اطاعت الهى است، و بايد بسان ديگر اعمال حج شرايط سه گانه را دارا باشد:

الف. آگاهانه و با توجه كامل انجام گيرد.

ب. نوع عمل تعيين شود، يعنى قربانى براى حج تمتع، براى خود يا نيابتاً از فردى كه حج را به جاى او انجام مى دهد.

ج. كار براى خدا انجام شود.

مسأله 904 . مباشرت در ذبح، شرط نيست. انسان مى تواند پس از خريد، گوسفند را در اختيار ديگرى قرار دهد كه او زحمت سر بريدن را بكشد،


صفحه 215

بنابراين، خود انسان بايد، هر سه نكته را رعايت كند، و به چنين فردى كه فقط قربانى را مى كشد، تكليفى نيست.

مسأله 905 . هرگاه انسان ، ديگرى را براى قربانى نايب بگيرد، در اين صورت خود شخص بايد قصد قربت كند، ولى نايب بايد عمل را آگاهانه و با تعيين نوع عمل، انجام دهد. نتيجه اين كه گاهى خود انسان، اعمال قبلى را انجام مى دهد، و فقط ذبح را به ديگرى واگذار مى كند. در اين صورت، اعمال مربوط به نيت، مربوط به خود اوست ، و گاهى فردى را نايب مى گيرد. در اينجا فقط خود، يك وظيفه دارد كه نيت قربت كند، و بقيه برعهده نايب است.

مسأله 906 .انسان مى تواند نيابت عده اى را در قربانى بپذيرد و پس از صورت بردارى از اسامى افراد، به قربانگاه رفته، براى افراد مختلف، به ترتيب، يك يك قربانى كند و در هنگام ذبح، نام يكايك افراد را در نظر آورد، و قصد كند كه اين قربانى را به عنوان آنچه بر ذمّه فلانى است انجام مى دهم، خواه حجة الإسلام يا نيابى يا مستحبى باشد.

مسأله 907 . فردى كه براى قربانى كردن نايب مى شود، بايد مورد وثوق و اطمينان باشد، و در غير اين صورت كافى نيست.

مسأله 908 . نيابت در صورتى تحقق مى پذيرد كه طرف رسماً او را نايب خود قرار دهد، و به اصطلاح به او وكالت دهد كه اين كار را انجام دهد، و اگر فردى بدون اذن كسى از طرف او قربانى كند، كفايت نمى كند.

مسأله 909 . محرم مى تواند براى خود قربانى كند، همچنان كه مى تواند از طريق نيابت براى ديگران قربانى كند، ولى بهتر است، نخست قربانى خود را ذبح كند، سپس قربانى افراد ديگر را.


صفحه 216

مسأله 910 . پس از قربانى كردن، گوشت قربانى سه قسمت مى شود:

الف.صدقه به فقيران

ب. هديه به دوستان

ج. خوردن خود حاجيان

دوتاى اخير واجب نيست، ولى احتياط آن است كه به قسمت نخست عمل كند، و چون عمل به اين قسمت در شرايط فعلى امكان پذير نيست، مى تواند از فقيرى در شهر خود يا نقطه ديگر وكالت بگيرد كه در غياب او، به وى تمليك كند و سپس آن را رها كند .

مسأله 911 . اگر نتواند گوسفندى براى قربانى تهيه كند، بايد به جاى آن سه روز پيش از ترك مكه و هفت روز پس از بازگشت به وطن روزه بگيرد.

مسأله 912 . كسى كه مى خواهد در مكه اقامت كند،مى تواند هفت روز روزه را در مكّه بگيرد. مشروط بر اين كه پس از گذشت مقدار زمانى باشد كه معمولاً براى رسيدن به وطن لازم داشت و يا يك ماه از روز چهاردهم بگذرد.

مسأله 913 . در كشتن قربانى، كاردهاى استيل وغير استيل، فرقى نمى كند، همين كه فلز باشد و تيز كه حيوان را اذيت نكند، كافى است.

مسأله 914. همان گونه كه امروز متداول است اگر كسى يا نهاد و سازمانى با پولهايى كه حجاج به يك اندازه به او پرداخت نموده اند براى آن ها گوسفند بخرد و در موقع ذبح، وكيل هر گوسفند را براى يك نفر قصد كند، كفايت مى كند و با فرض تفاوت گوسفندان در قيمت، رضايت صاحبان پول كافى است.

مسأله 915. اگر شخص به اعتقاد اين كه گوشت گوسفند تلف مى شود قربانى نكند و با همين وضع تقصير كند و اعمال حج را انجام دهد، اگر جاهل


صفحه 217

بوده و فكر مى كرده عملش صحيح است، از احرام خارج شده، ولى قربانى بر ذمّه ى اوست، ولى در جاهل مقصر و يا در صورت عمد، چنين فردى از احرام خارج نشده و فوراً بايد لباس را از تن خارج كند و محرمات احرام را ترك نمايد و بعد از قربانى در منى يا قربانگاه هاى موجود اعمال مترتبه را انجام دهد و اگر تا پايان ايام تشريق ذبح نكند، تا آخر ذى حجه بايد ذبح كند و اعمال را انجام داده و يك عمره ى مفرده نيز به جا بياورد و از احرام خارج شود، و حج خود را در سال بعد، بنابراحتياط واجب اعاده كند.

مسأله 916. اگر احتمال نقص يا مرض يا كمبود سن در حيوان خريدارى شده براى قربانى وجود دارد، احتياطاً فحص كند.

مسأله 917. اگر احتمال چاقى گوسفند را نمى داد و از روى بى مبالاتى و نه به اميد موافقت امر خدا ذبح كرد، اگر معلوم شد گوسفند لاغر نبوده كفايت مى كند، ولى اگر لاغر بوده بايد مجدداً قربانى كند.

مسأله 918. اگر حج گزار شخصى را در قربانى نايب قرار داد و سپس بدون عزل اولى به ديگرى نيز نيابت داد، ولى قبل از ذبح نايب دوم، نايب اوّل ذبح كرده بود، كفايت مى كند و به مجرد نيابت به دومى، اوّلى عزل نمى گردد.

مسأله 919. اگر كسى را در قربانى وكيل كند كه خود او ذبح كند، وكيل مزبور نمى تواند به ديگرى وكالت دهد، مگر اين كه اذن در توكيل داده باشد.

مسأله 920. وكيل يا نايب در قربانى اگر شك كند كه آيا براى موكل يا منوبٌ عنه خود ذبح كرده يا نه، بايد براى وى قربانى نمايد.

مسأله 921. چنانچه وكيل يا نايب در ذبح، مورد وثوق بود و گفت كه حيوان را خريدارى كرده و ذبح نموده، كفايت مى كند و به شك خود در صحت


صفحه 218

عمل او يا وسوسه ى اين كه آيا گوسفند را خريده يا نه، اعتنا نكند مگر اين كه مورد اطمينان نباشد.

مسأله 922. اگر نايب عمداً ضوابط شرعى در اوصاف ذبيحه يا عمل ذبح را رعايت نكند، ضامن است و بايد غرامت آن را بدهد و ذبح اعاده شود.

مسأله 923. اگر نايب يا وكيل در ذبح از روى اشتباه و يا جهل بر خلاف دستور عمل كرد، چون اتلاف صورت گرفته است ضامن مى باشد; چه براى اين كار اجرت گرفته باشد يا اين كه تبرعاً انجام داده باشد، ولى بهتر است در مورد تبرع رعايت انصاف شده و مصالحه گردد، ولى در هر صورت بايد ذبح اعاده شود.

مسأله 924. اگر كسى كه براى رمى استنابه نموده به اعتماد اين كه او رمى را انجام داده ذبح و حلق نمود سپس معلوم شد كه رمى را انجام نداده و يا ناقص انجام داده است، ذبح و حلق صحيح است، ولى بايد رمى تدارك شود و هم چنين است اگر گمان كرد كه رمى نموده و ذبح و حلق را انجام داد. بعد معلوم شد كه رمى بعد از ذبح و حلق واقع شده است، در اين صورت ذبح و حلق صحيح است و رمى نيز كافى است.

مسأله 925. اگر وكيل در ذبح و يا نايب، ذبح را فراموش كند تا وقت آن بگذرد، حج منوبٌ عنه صحيح است، ولى قربانى بر ذمّه اش باقى است و اگر در ماه ذى حجه فهميد بايد در صورت امكان در همان ماه قربانى كند و اگر وكيل يا نايب هنوز در مكه است، سعى كند آن را در منا يا كشتارگاه هاى نزديك به آن انجام دهد و گرنه بايد آن را در سال آينده در منا انجام دهد و اگر پول و يا فيش قربانى به هدر رفته است، قربانى بر ذمه نايب باقى است و بايد انجام دهد.


صفحه 219

مسأله 926. ذبح قربانى در شب يعنى از غروب تا طلوع فجر و احتياطاً روشن شدن هوا بعد از طلوع فجر نبايد انجام شود و هم چنين حلق در شب كفايت نمى كند.

مسأله 927. مباشرت در قربانى و حلق لازم نيست. بنابراين اگر خودش نيّت كند در هر دو مورد اگر ذابح و حلاّق غيرمؤمن باشند، اشكال ندارد، ولى اگر آنان را در قربانى و يا حلق نيابت داده باشد كفايت نمى كند و اگر كسانى كه در كاروان هااز حجاج جهت خريد قربانى و ذبح پول گرفته و نيابت يا اذن در توكيل گرفته اند، ذبح را به غير مؤمن واگذار و خود نيت كند اشكال ندارد، ولى هم ذبح و هم نيّت را نمى تواند واگذار به غير مؤمن كند.

مسأله 928. مراد از عدم قدرت در ذبحى كه به روزه بدل مى شود، عبارت است از اين كه حيوان جهت قربانى پيدا نشود و يا پول خريدن آن را نداشته باشد و يا نتواند بدون زحمت ومشقت قرض كند و يا اين كه ما به ازاى قرض را جهت ادا در مكه و يا وطن نداشته باشد.

مسأله 929. اگر ما به ازاى قرض را در وطن و يا مكه دارد و قرض كردن مشقت ندارد، بايد قرض كند و قربانى نمايد. هم چنين اگر فروش مؤونه زايد سفر بدون مشقت ممكن باشد و يا اين كه اگر لباس زايد دارد مى تواند كه بفروشد و قربانى را بخرد، ولى در لباسى كه به آن حاجت دارد اگر بفروشد و قربانى تهيه كند احتياط آن است كه روزه هم بگيرد.

مسأله 930. سه روز روزه بايد در ماه ذى حجه و پى در پى باشد و احتياطاً روزهاى هفتم و هشتم و نهم ذى حجه باشد. ليكن اگر قبل از ايام منا يعنى روز هشتم و نهم را روزه گرفت مى تواند يك روز ديگر را بعد از ايام تشريق


صفحه 220

روزه بگيرد كما اين كه اين سه روز را مى تواند از اوّل ذى حجه هم بگيرد.

مسأله 931. روزه در ايام تشريق براى كسى كه در منا است جايز نيست; چه حج گزار باشد و چه غير آن.

شرايط و محل ذبح كفّارات

مسأله 932. محل ذبح و يا نحر كفاره صيد در عمره تمتع، مكه است; هر چه كه به مسجدالحرام و كعبه نزديك تر باشد و اگر نتوانست يا به تأخير انداخت مى تواند در منا ذبح كند و محل ذبح و يا نحر كفاره ى حج، منا است و اگر هر كدام را تا برگشتن از سفر حج به تأخير انداخت مى تواند در محل خود ذبح و يا نحر كند. ولى حكم اوّلى مكه و منا است.

مسأله 933. مى تواند ذبح مربوط به بقيه كفاره هاى عمره را در مكه و كفاره هاى حج را در منا ذبح و يا نحر كند و مى تواند هر دو را در منا و اگر تأخير انداخت در محل خود ذبح يا نحر كند .

مسأله 934. محل ذبح و يا نحر كفاره عمره مفرده، مكه است و مى تواند آن را تا زمان حج به تأخير بيندازد و در منا قربانى كند يا اين كه اگر به وطن برگشت در محل قربانى نمايد، ولى حكم اوّلى مكّه است.

مسأله 935. تأخير عمدى ذبح كفاره از مكه يا منا به نحوى كه در مسائل گذشته بيان شد، خلاف احتياط است، ليكن اگر برگشت و در محل ذبح نمود و به فقرا داد، مجزى است.

مسأله 936. شرايط در قربانى گوسفند و يا شتر و گاو در كفاره، معتبر نيست، ولى اگر حيوانى را ذبح كند كه گوشت آن قابل استفاده نباشد، كفايت نمى كند.


صفحه 221

مسأله 937. شخص كفاره دهنده از گوشت كفاره واجبه نخورد و چنان كه اين كار را كرد، معادل قيمت آن به فقرا صدقه بدهد، ولى در قربانى واجب، مستحب است قدرى از گوشت قربانى را، خود حج گزار بخورد.

مسأله 938. مصرف كفارات، فقرا و مساكين هستند و اولويت با فقرا و مساكين مؤمن مى باشد، سپس به ديگران ، ليكن به ناصبى ها و نازل منزله ى آن ها نمى توان داد.

مسأله 939. به احتياط واجب، كفاره ى غير سادات به سادات داده نشود.

مسأله 940. شخص فقير نمى تواند گوشت كفاره ى خود را به فقراى واجب النفقه ى خود بدهد.

مسأله 941. حج گزار ومعتمر مى توانند جهت ذبح مربوط به كفاره مانند قربانى، به شخص مورد اطمينان وكالت يا نيابت بدهد كه براى او ذبح يا نحر نمايد.

مسأله 942. اگر پول كسى گم يا سرقت شود و به نحوى به او پول بازگردانده شود، اگر مى داند پول خود اوست مى تواند آن پول را صرف خريد قربانى كند.

مسأله 943. اگر بعد از بريدن رگها و قبل از جان دادن كامل، گردن قربانى را قطع كنند يا بر اثر سرعت دست و تيزى كارد، گردن ذبيحه كاملاً قطع شود اگر چه كار حرامى است، ليكن از قربانى كفايت مى كند و ذبيحه حلال است; گرچه اين كار اگر عمدى باشد حرام است، ولى استفاده از گوشت آن مكروه است .

مسأله 944. هنگام ذبح حيوان و على الاقل در مدت كوتاهى كه رگهاى


صفحه 222

چهار گانه او بريده مى شود، جلوى بدن حيوان رو به قبله باشد و اگر عمداً اين كار را نكند، حيوان حرام مى شود و كفايت از قربانى نمى كند، ولى اگر فراموش كند و يا مسأله را نداند يا قبله را اشتباه كند يا نداند قبله كدام طرف است يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، اشكال ندارد و احتياط واجب اين است ذابح نيز رو به قبله باشد.

مسأله 945. وقتى مى خواهد سر حيوان را ببرد يا كارد به گلويش بگذارد، به نيّت سر بريدن، نام خدا را ببرد و همين قدر كه بگويد «بسم الله» كافى است و اگر بدون قصدِ، سر بريدن نام خدا را ببرد آن حيوان پاك نمى شود و گوشت آن هم حرام است و كفايت از قربانى نمى كند، ولى اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد، بهتر است هر موقع يادش آمد نام خدا را بگويد.

مسأله 946. اگر پول قربانى، از وجه غير مخمّس پرداخت شود كفايت مى كند و فقط ذمّه ى حج گزار به اندازه ى خمس مشغول است.

مسأله 947. گاهى در مذبح به علت ازدحام و كثرت ممكن است كه ده رأس گوسفند خريدارى كرده، ولى پول نُه رأس را و يا فيش نُه رأس را پرداخته باشد و يا اين كه اتفاق مى افتد يك گوسفند زيادتر از تعداد فيش هايى كه تحويل داده ذبح نموده است. اين مطلب به صحت ذبح و قربانى ضرر نمى زند، لكن بايد پول گوسفندى كه اضافه ذبح نموده را به صاحبش يا به شركت مسئول بپردازد و با يأس از شناسايى صاحب، از طرف او به فقير صدقه دهد و احتياطاً فقير مؤمن باشد.

مسأله 948. محرمى كه لباس احرامش بر اثر ذبح نجس شده، در صورت امكان بايد لباس خود را تطهير كند و اگر نكرد، ضررى به احرام يا ذبح نمى زند و براى اين كه اين محذورات پيش نيايد افراد محرم كه براى ديگران ذبح