welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار

نام کتاب : مناسك حج*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

مناسك حج

صفحه 122

واجبات طواف

واجبات طواف بر دو گونه است:

اوّل: مقدمات طواف كه مربوط به شخص طواف كننده است.

دوم: كيفيت طواف كه مربوط به خود طواف است.

نخست درباره مقدمات، سپس درباره كيفيت آن سخن مى گوييم:

مقدمات طواف

مقدمات طواف را پنج چيز تشكيل مى دهد:

اوّل: نيت

طواف يك عمل عبادى است، و روح عبادت و اثر آن در نفس انسان، در نيّت آن نهفته است. از اين جهت بايد، طواف به صورت آگاهانه و براى خداوند متعال انجام گيرد. و اگر براى ريا و يا ديگر انگيزه هاى غير الهى صورت پذيرد، عمل او باطل خواهد بود.

مسأله 475. طواف از عبادات قصديه است. و بايد به صورت آگاهانه انجام گيرد . وقتى شخص به قصد طواف كردن براى خدا، وارد مطاف مى شود كافى است، بنابراين به زبان آوردن نيّت و يا اين كه بخواهد حديث نفس كند و از قلب بگذراند لازم نيست.

مسأله 476. در نيت طواف بايد نوع آن را مشخص كند و اين كه طواف


صفحه 123

حج است يا طواف عمره يا طواف نساء، در حجة الاسلام است يا حج مستحبى و يا اگر نايب است به نيّت منوب عنه، البته اگر انجام وظيفه فعلى را نيت كند، كافى است.

مسأله 477. براى صحيح بودن عمل عبادى و از جمله طواف از جهت قصد قربت، كافى است كه آن را براى خداى متعال و تذلل در پيشگاه او و يا به عنوان اطاعت از امر او جل جلاله و يا براى ترس از جهنم و يا شوق رسيدن به بهشت و ثواب به جا آورد.

مسأله 478. رياى بعد از طواف مبطل آن نيست ولى ريا در هر حال معصيت است.

مسأله 479. شريك كردن رضاى غير خدا در طواف هم مثل ريا مى باشد.

مسأله 480. كسى كه نيت طواف را كرده ولى آن را به زبان نياورد. حق ندارد براى گفتن نيت، طواف خود را رها كند و از اوّل شروع كند، ليكن اگر چنين كرد و از طواف اوّل صرف نظر نمود بايد طبق وظيفه قطع طواف كه در مسأله بعد توضيح داده مى شود عمل كند.

مسأله 481. اگر كسى طواف خود را بنابر آنچه در مسأله ى قبل گفتيم قطع كرد و مجدداً خواست شروع كند، اگر طواف اوّل از نصف يعنى سه شوط و نيم گذشته به احتياط واجب طواف را تمام كند و نماز بخواند و سپس طواف را از سربگيرد و اگر قبل از سه و نيم شوط به قطع آن تصميم گرفت احتياطاً مقدارى درنگ كند تا موالات به هم بخورد سپس طواف را از سربگيرد .

مسأله 482. اگر كسى به قصد طواف وارد مطاف شد و در حال طواف و اثناى آن به جهتى شك كرد كه آيا مسافتى را بدون نيّت طى كرده يا نه مثل


صفحه 124

اين كه مى خواسته چيزى را كه روى زمين افتاده بوده بردارد لذا قدمى به جلو رفته و آن را برداشته و طواف را ادامه داده، در اين صورت به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 483. اگر نايب در اثناى طواف شك كند كه آيا طواف را به نيّت منوب عنه شروع كرده يا به نيّت خودش، اين طواف را به همان نيّتى كه در واقع شروع كرده تمام كند و نماز آن را بخواند و مجدداً به نيت منوب عنه از سر بگيرد; گرچه مى تواند اگر قبل از سه شوط و نيم است آن را رها كند و پس از از بين رفتن موالات و به نيّت منوب عنه ازسر بگيرد.

دوم: طهارت از حدث اكبر و اصغر

مسأله 484 . طهارت از هر دو نوع حدث، شرط هر نوع طواف واجب است، خواه طواف عمره باشد يا طواف حج، و يا طواف نساء، هر گاه شخصى بدون طهارت طواف كند، طواف او باطل است، خواه از روى علم و عمد اين كار را انجام دهد يا از روى سهو و جهل.

مسأله 485 . در طواف مستحب، طهارت از حدث اكبر، شرط است ولى طهارت از حدث اصغر شرط نيست.

مسأله 486 . در گذشته يادآور شديم: طواف از هفت شوط تشكيل مى شود، اگر پيش از انجام نيمى از هفت شوط (سه شوط و نيم) حدثى اعم از اصغر و اكبر رخ دهد، طواف او باطل مى گردد و پس از تحصيل طهارت بايد عمل طواف را از سر گيرد و اگر پس از تجاوز از نصف، چنين حالتى پديد آيد ، پس از تحصيل طهارت از همان جا كه قطع كرده به تكميل آن مى پردازد.


صفحه 125

مسأله 487 . اگر در اثناء طواف، جنابت و يا حيض رخ دهد بايد فوراً مسجد را ترك كند، و حكم طواف از نظر تجديد و يا تكميل همان است كه در مسأله قبل گفته شد.

مسأله 488 . هرگاه از به كارگيرى آب براى وضو و غسل معذور باشد،با وجود سائر شرايط، مى تواند تيمم كند، و طواف نمايد.

مسأله 489 . هرگاه در اثناء طواف متوجه شود قبلاً با وضو بوده ولى احتمال مى دهد كه بعداً حدثى مانند بول و يا خواب رخ داده باشد به شك خود اعتنا نكند، و عمل طواف را انجام دهد و همچنين است اگر بر طهارت خود از حدث اكبر يقين داشته ولى احتمال مى دهد كه جنب شده باشد، بايد به شك خود اعتنا ننمايد. و همچنين اگر بعد از فارغ شدن از طواف شك كرد، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 490 . هرگاه قبل از طواف، لازم بود كه غسل كند، و يا وضو بگيرد ولى از وضع خود غفلت كرد و وارد عمل طواف شد، و احتمال مى دهد كه قبل از طواف، غسل كرده و يا وضو گرفته باشد، عمل او باطل است، خواه اين شك در اثناء طواف رخ دهد، يا پس از پايان يافتن آن. و در اثنا هم، پيش از رسيدن به نيمه آن،باشد، يا پس از تجاوز از نيمه. بنابراين بايد خصوص جنب و حائض فوراً مسجد را ترك كند و پس از تحصيل طهارت لازم، طواف را انجام دهد.

مسأله 491 . اگر پس از پايان يافتن طواف، در طهارت خود از حدث اكبر و اصغر، شك كند و سابقه او از نظر طهارت و حدث قبل از شروع به طواف روشن نباشد، به شك خود اعتنا نكند، ولى بايد براى اعمال بعد، طهارت لازم را تحصيل كند.


صفحه 126

مسأله 492 . اگر پس از فراغ از طواف بفهمد كه وضو نداشته يا وضوى او باطل بوده است، بايد طواف را اعاده كند و اگر نماز طواف نيز انجام داده است آن را نيز دو مرتبه بخواند.

مسأله 493 . اگر بعد از سعى كه يكى از اعمال عمره پس از طواف است، فهميد كه در حال طواف وضو نداشته يا وضوى او باطل بوده بايد طواف و نماز طواف و سعى را اعاده كند.

مسأله 494. اگر شخصى عمداً يا جهلاً يااز روى غفلت يا نسيان، با حدث اكبر يا اصغر طواف كند طواف او باطل است.

مسأله 495. در تمام مواردى كه گفته مى شود «در صورت شك، بنابر طهارت بگذارد»، بهتر است كه با شك در وضو، تجديد وضو كند و با شك در غسل، رجاءً غسل به جا آورد، چون ممكن است كه بعداً معلوم شود كه طهارت نداشته و اشكال پيش آيد.

مسأله 496. اگر در عمره ى تمتع و يا عمره ى مفرده بعد از تقصير فهميد كه وضويش باطل بوده است; بايد وضو بگيرد و تمام اعمال (طواف، نماز طواف، سعى و تقصير) را با لباس احرام انجام دهد .

مسأله 497. در فرض مسأله ى قبل اگر زمان براى انجام اعمال مجدد عمره ى تمتع كافى نيست و بيم آن مى رود كه وقوف اختيارى عرفه را از دست بدهد . بنابراين براى حج محرم مى شود واعمال حج را به عنوان وظيفه فعليه اعم از افراد يا تمتع انجام مى دهد و سپس بعد از اعمال روز عيد و يا بازگشت از مِنا، طواف و نماز و سعى عمره ى تمتع را به جا مى آورد و سپس بقيه اعمال حج را و پس از اعمال حج يك عمره مفرده به جا مى آورد. هم چنين است حال


صفحه 127

كسى كه در اثناى حج فهميد وضوى طواف عمره ى تمتع او باطل بوده است. ولى در صورتى كه از روى عمد يا جهل طواف عمره را بدون وضو انجام داده و وقت تدارك گذشته باشد بايد يك عمره مفرده به جا آورد و حج را در سال بعد اعاده كند.

مسأله 498. اگر بعد از اعمال حج فهميد كه طواف حج او بىوضو و يا اين كه با وضوى باطل شده انجام شده است اين شخص بايد تا آخر ذى حجه، طواف و نماز و سعى و چنانچه طواف نساء را نيز بى وضو انجام داده طواف نساء و نماز آن را اعاده كند. و چنانچه اين شخص از مكه خارج شده باشد و بازگشت حرجى و يا غير ممكن باشد بايد نايب بگيرد و علاوه بر نايب، خودش هر كجا كه هست نماز طواف ها را بخواند و تقصير هم بنمايد. ولى اگر بازگشت مشكل نيست خود بايد برگردد و انجام دهد. در اين صورت اعاده ى حج در سال ديگر لازم نيست.

مسأله 499. در فرض مسأله ى قبل چنانچه بعد از ذى حجه متوجه بطلان وضوى خود در طواف حج شد، وظيفه ى او انجام عمره ى مفرده است و چنانچه خود نمى تواند بايد نايب بگيرد و سال بعد حج واجب خود را به جا آورد .

مسأله 500. اگر كسى بعد از حج فهميد وضوى طواف عمره ى تمتع او از روى سهو باطل بوده بايد خود يا نائبش طواف و نماز آن و سعى را اعاده كند و علاوه بر نايب، خودش هم نماز را انجام دهد و يك عمره ى مفرده بعنوان تكليف فعلى خود و يا نايبش انجام دهد. و به احتياط مستحب حج را سال بعد اعاده كند.

مسأله 501. اگر طواف كننده در نيمه ى دوم طواف محدث شود و سپس


صفحه 128

وضو بگيرد و طواف را اعاده كند كافى نيست بلكه بايد باقيمانده ى طواف اوّل را بياورد و سپس نماز و سعى و تقصير را به جا بياورد و اگر بعد از تقصير در عمره ى تمتع و يا مفرده متوجه اين موضوع شد، آن چه انجام داده كفايت نمى كند و بايد برگردد طواف خود را تكميل كند و نماز و سپس بقيه اعمال را بياورد. همين طور است اگر اين امر در طواف حج اتفاق بيفتد بايد طواف را تكميل و سپس نماز آن و سعى را به جا آورد و اگر طواف نساء را نيز انجام داده بايد آن را همراه با نمازش اعاده كند.

مسأله 502. در تمام صور گذشته اگر فقط طواف نساء را با وضوى باطل انجام داده فقط بايد آن را همراه با نمازش مجدداً به جا آورد.

مسأله 503. مستحاضه كثيره در مورد طواف واجب و نماز آن تمام كارهايى را كه براى نمازهاى يوميه لازم است اگر انجام داده باشد نسبت به طواف و نماز آن وظيفه ى جداگانه ندارد اگر چه احتياط مستحب است براى طواف و نماز آن نيز يك غسل بنمايد. ولى وضو گرفتن قبل از طواف بر او واجب است، چه خون قطع گردد يا نه.

مسأله 504. بر شخص معذور از انجام وضو و غسل، واجب است بدل از وضو يا بدل از غسل، تيمم كند.

مسأله 505. انجام تيمم بدون يأس از قدرت بر انجام وضو و يا غسل به احتياط واجب جايز نيست و چنانچه با يأس انجام داد و عذر در وقت بر طرف شد، اعاده لازم نيست.

مسأله 506. اگر بعد از تيمم بدل از غسل، حدث اصغر عارض شد، بايد براى حدث اصغر تيمّم كند و لازم نيست مجدداً براى حدث اكبرى كه يك بار


صفحه 129

تيمم بدل از غسل آن را انجام داده دوباره تيمم كند و تا حدث اكبر ديگرى براى او حاصل نشده و عذرش باقى است همان تيمم اوّل كافى است. اين مسأله در موردى است كه يا اصلاً آبى براى وضو و غسل ندارد و يا به طور كلّى استعمال آب براى او مضر است.

مسأله 507. اگر آب براى غسل ندارد و يا فعلاً غسل براى او حرجى است، ولى براى وضو آب دارد و استعمال آب هم براى او ضرر ندارد بدل از غسل تيمم مى كند و براى حدث اصغر وضو مى گيرد و تا عذر او در مورد غسل برطرف نشده وحدث اكبر ديگرى هم براى او رخ نداده همان تيمم بدل از غسل براى او كافى است، گرچه به احتياط مستحب تيمم بدل غسل را تكرار كند خوب است.

مسأله 508. بنابرآنچه گذشت اگر معتمر (زن يا مرد)، جنب باشد و آب براى او ضرر داشته باشد يا موجود نباشد و يا اگر بخواهد آب بيابد و غسل كند به وقوف اختيارى عرفه نمى رسد و يا در مورد عمره ى مفرده و يا حج مسأله طورى است كه بايد همراه كاروان از مكه خارج شود و نمى تواند بايستد تا عذر برطرف شود طواف و نماز او با تيمم كافى و مجزى است و نايب گرفتن لازم نيست.

مسأله 509. هرگاه حائض و نفساء از خون ديدن پاك شده اند ولى در امر غسل نيز مانند مسأله ى قبل دچار ضيق وقت شدند مسأله ى آن ها نيز مانند حالت جنابت آن هاست لكن اگر در حال خون ديدن هستند در عمره ى تمتع اگر دچار ضيق وقت شدند حج آن ها به افراد بدل مى شود و در امر حج و عمره ى مفرده اگر صبر كردن تا زمان پاك شدن براى آنها ممكن نيست، بايد


صفحه 130

براى طواف و نماز آن نايب بگيرند و سپس خود، سعى و تقصير را انجام دهند.

مسأله 510. اگر كسى مى تواند وضو بگيرد و يا غسل كند ومع ذلك طواف و نماز آن را با تيمم بدل از وضو يا غسل انجام داد، حكم همان كسى را دارد كه از روى جهل با وضوى باطل طواف خود را انجام داده و صور مسأله بيان گرديد.

مسأله 511. كسى كه نمى دانسته بايد غسل جنابت انجام دهد و با جنابت، حج انجام داده است حكم كسى را دارد كه از روى جهل با وضوى باطل طواف خود را انجام داده است وحكم با صور مختلف گذشت .

مسأله 512. اگر كسى مثلاً عمره ى مفرده اى به نيابت پدر يا يكى از بستگان انجام داده و روز بعد براى شخص ديگر و در اثناء متوجه شده است كه طواف و نماز عمره ى اوّل بدون وضو انجام شده است، احرام دوم باطل است و بهتر است ادامه ى اعمال را به عنوان آنچه كه وظيفه ى فعلى اوست انجام دهد و تقصير نمايد و طواف نساء و نماز آن را نيز به همين نيّت بياورد. و چنانچه هركدام از آن دو عمره و يا هر دوى آن ها با نذر يااستيجار بر او واجب شده بود مجدداً به احتياط واجب آن ها را بياورد.

مسأله 513. اگر حج گزار بعد از اعمال حج و يا عمره بفهمد غسل مس ميّت به گردنش بوده، اگر بعد ازمس ميّت غسل جنابت انجام داده است از مسّ ميّت كفايت مى كند و اگر نه، حكم او حكم كسى است كه با وضوى باطل طواف انجام داده كه صور آن گذشت.

مسأله 514. كسى كه غسل مسّ ميّت به گردن دارد مى تواند وارد مسجدالحرام ومسجدالنبى بشود و خواندن سوره هايى كه سجده ى واجب دارد


صفحه 131

و نزديكى با همسر اشكال ندارد و هم چنين مى تواند طواف مستحبى انجام دهد، لكن براى نمازهاى يوميه و طواف و نماز واجب بايد غسل كند و بنابراحتياط واجب وضو هم بگيرد.

مسأله 515. اگر كسى غسل جنابت به گردن دارد و بعد از جنابت اغسال ديگر مثل حيض، نفاس، مسّ ميّت انجام داده، كفايت از جنابت مى كند، همچنين غسل جنابت از همه ى آن ها كفايت مى كند.

مسأله 516. كسى كه چند غسل واجب به گردن دارد مى تواند براى همه ى آن ها نيّت كند و يك غسل انجام دهد. بنابراين خوب است كه شخص غسلى را كه مى خواهد براى احرام عمره انجام دهد به نيت تكليف فعلى انجام دهد تا اگر غسلى از قبل به گردن او آمده انجام داده باشد.

مسأله 517. كسى كه وظيفه ى او غسل يا وضوى جبيره اى و به احتياط واجب تيمم هم بوده، مثل كسى كه چشم درد دارد يا كسى كه تمام صورت يا تمام يكى از دست هاى او و ياتمام هر دو دست او را جبيره گرفته، اگر جهلاً بدون تيمم طواف و نماز عمره يا حج را به جا آورده مسأله اش مانند كسى است كه با وضوى باطل نماز خوانده و صور آن گذشت .

مسأله 518. محرم نبايد غسل ارتماسى بكند ولى اگر از روى جهل و يا فراموشى اين كار را كرد غسل صحيح است و كفاره هم ندارد، ولى اگر عمداً اين كار را كرد غسل او اشكال دارد و براى پوشاندن سر در مردان و پوشاندن صورت در زنان كفاره دارد. ولى اگر مرد محرم عمداً پاى خود را در آب قرار دهد اشكال ندارد.

مسأله 519. بنابر احتياط واجب، حامل كودك وى را آن گونه طواف دهد


صفحه 132

كه صورت طفل به جلو و سمت چپ او به طرف خانه باشد و در سعى هم جورى در آغوش يا چرخ دستى گذاشته شود كه صورت او به جلو باشد و در حال طواف و سعى در صورت مميز بودن كودك در خواب نباشد.

مسأله 520. در آن جايى كه وضو و يا غسل جبيره اى بايد انجام دهد و طواف كند، اگر مى داند كه عذر او تا آخر وقت برطرف مى شود بنا به احتياط واجب بايد صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نمازهاى يوميه و يا طواف و نماز عمره و يا حج خود را انجام دهد .

مسلوس ومبطون

مسأله 521. كسانى كه به علت پيرى يا بيمارى بول آن ها قطره قطره مى آيد و يا نمى توانند از بيرون آمدن غائط خوددارى كنند و يا نمى توانند از خارج شدن باد جلوگيرى كنند، اگر تا آخر وقت عذر آن ها برطرف مى شود و يا اين كه فرصتى براى آن هاپيش مى آيد كه مى توانند وضو بگيرند وطواف و نماز را بدون حدث به جا آورند بايد صبر كنند، اما اگر ظنّ قوى دارند كه مشكل آن ها برطرف نمى شود دوحالت دارد:

الف. اگر در بين طواف و نماز فقط چند مرتبه انگشت شمار حدث سر مى زند به طورى كه اگر بخواهد براى هر بار وضو بگيرد مشكل نيست، ظرف آبى همراه داشته باشد و وقتى حدث سر زد اگر مى تواند در مطاف و يا اين كه از مطاف خارج شود و وضو بگيرد و سريع برگردد وطواف را ادامه دهد.

ب. ولى اگر حدث پى در پى ايجاد مى شود به شكلى كه وضو گرفتن براى هر دفعه بسيار مشكل است براى طواف يك وضو، و براى نماز وضوى ديگر بگيرد، ليكن بنابراحتياط براى طواف و نماز، نايب هم بگيرد.


صفحه 133

مسأله 522. مسلوس و مبطون به احتياط واجب قبل از رفتن به طواف و نماز آن، مخرج بول يا غائط را كه نجس شده است آب بكشد و همانطور كه امروز مرسوم است و افراد مُسن خود را مى پوشانند پوشكى بپوشد كه از رسيدن بول يا غائط به جاهاى ديگر بدن جلوگيرى نمايد، ليكن اگر آن پوشك دوخته است ومرد محرم آن را استفاده مى كند كفاره بدهد هر چند ناچار به استفاده از آن باشد.

مسأله 523. اگر بول يا غائط از غير محل آن خارج شود مانند آنچه كه امروز به آن «سوند» مى گويند، حكم مسلوس و يا مبطون(1) را دارد .

سوم: طهارت بدن و لباس

مسأله 524 . بايد بدن محرم و جامه هاى احرام او از هر نوع نجاست پاك باشد، حتى از برخى از نجاساتى كه در حال نماز عفو شده مانند خون كمتر از مقدار درهم ـ(2) نيز اجتناب كند.

مسأله 525 . چيز نجسى كه ساتر «عورتين» نيست مانند جوراب و دستمال كوچك و حمل آنها در نماز جايز است ، در حال طواف نيز بى اشكال است.

مسأله 526 . هرگاه بدن محرم به سبب دمل و يا زخم، خون آلود باشد بايد براى طواف بدن را تطهير كند، و جامه آلوده به خون را بشويد و يا عوض نمايد.

مسأله 527 . هرگاه تطهير بدن از خون دمل و زخم، حرجى باشد، اگر وقت


1 . مسأله 521 بند «ب»   2 . مقدار درهم: مساوى با گودى كف دست انسان است.


صفحه 134

طواف وسيع است، بايد صبر كند تا به نحو آسان، بدن را تطهير نمايد، و در صورت ضيق وقت، مى تواند با همان حالت، طواف نمايد.

مسأله 528 . اگر پس از طواف آگاه شود كه بدن و يا جامه هاى احرام، نجس بوده است، طواف او صحيح است.

مسأله 529 . اگر به هنگام شروع در طواف در پاكى بدن و جامه هاى احرام خود شك كند، اگر حالت سابقه آن دو، طهارت و يا نامعلوم بوده باشد مى تواند طواف كند، حتى اگر بعداً كشف خلاف شود و معلوم گردد كه بدن و جامه هاى او نجس بوده است، طواف او صحيح است و اعاده لازم نيست، ولى اگر حالت سابقه آن دو، نجاست بوده نمى تواند وارد طواف شود و اگر هم طواف كرده است،عمل او باطل است، بلكه بايد به تطهير هر دو بپردازد سپس طواف كند.

مسأله 530 . اگر در اثناء طواف بدن و يا جامه هاى احرام، نجس شود، اگر بدون رها كردن طواف تطهير آن ممكن نباشد،،طواف را رها كند و فوراً برگردد و طواف را از همان جا كه قطع كرده شروع و به پايان برساند و در اين جهت فرقى بين عروض نجاست پيش از نيمه طواف و يا پس از آن، نيست.

مسأله 531 . اگر در اثناء طواف در بدن و جامه هاى احرام خود، نجاستى را ببيند و احتمال دهد كه نجاست در اثناء طواف عارض شده است، حكم آن همان است كه در مسأله پيش گفته شد.

مسأله 532 . اگر در اثناء طواف در بدن و يا جامه هاى احرام خود، نجاستى را مشاهده كرد و يقين كند كه اين آلودگى قبل از طواف همراه او بوده است اگر تطهير آن، بدون رها كردن طواف ممكن نيست، طواف را رها كند و پس از تطهير از همان جا كه طواف را قطع كرده است به پايان برساند. البته در صورت فوت موالات به احتياط مستحب پس از تكميل طواف و نماز آن طواف و نماز


صفحه 135

را اعاده كند.

مسأله 533 . اگر قبلاً در نجس بودن بدن و يا جامه ها آگاه باشد ولى بعداً فراموش كند مع الوصف طواف نمايد، طواف او باطل و بايد اعاده كند. وظيفه جاهل به حكم نيز مانند ناسى است .

مسأله 534 . گفته شد نجاستى كه در حال نماز از آن عفو شده در حال طواف معفو نيست، ولى محمول متنجس اگر ساتر نباشد براى طواف مضر نيست.

مسأله 535. اگر طواف كننده مثلاً بينى او خون بيفتد ويا پاى او بر اثر اصابت به زمين يا پاى ديگران خونين شود بايد موضع نجس را شده آب بكشد و طواف را تكميل كند، ولى اگر با بدن نجس طواف را ادامه دهد بايد بعد از آب كشيدن بدن و طهارت، طواف را تكميل و نماز آن را اعاده كند و اگر اعمال بعدى مثل سعى و تقصير را هم بدون جبران طواف انجام داده باشد مجدداً بياورد و در جايى كه فاصله زيادى بين طواف ناقص و تكميل آن شده، در تمام موارد مربوط به طهارت لباس و بدن، به احتياط مستحب بعد از تكميل طواف و نماز آن، طواف و نماز را اعاده كند.

مسأله 536. كودك غير مميزى كه او را طواف مى دهند بايد قبل از طواف بدن او را طاهر كنند و پوشك تميز بپوشانند و در صورت امكان او را وضو دهند وديگر تا آخر طواف وارسى لازم نيست و حكم طهارت باقى است وچنانچه بعد از طواف معلوم شود در حين طواف حدث و يا خبث عارض شده، طواف او صحيح است.

مسأله 537. حامل طفل غير مميز كه هم خود طواف مى كند و هم طفل


صفحه 136

را طواف مى دهد اگر آنچه را كه در مسأله ى قبل گفتيم رعايت كند، طواف خودش نيز بى اشكال است، ولى اگر در اثناى طواف يقين به عارض شدن نجاست (خبث يا بول) در كودك كرد، بايد از مطاف بيرون رود و بدن و لباس طفل را در صورتى كه نجس شده تطهير ويا تعويض كند و طواف را ادامه دهد.

مسأله 538. شايسته است زمانى كه خود انسان، طواف واجب را انجام مى دهد از طواف دادن طفل غير مميز كه هر آن ممكن است خود را آلوده كند و طواف را مشكل كند پرهيز نمايد و بعد از طواف واجب و نماز آن، با خاطرى آسوده طفل را طواف دهد. مگر اين كه كسى براى نگه دارى طفل نباشد و خطرى او را تهديد كند.

شرط چهارم: ختنه

ختنه در مردان يكى از شرايط صحت طواف است و همچنين است پسر بچه نابالغ، خواه مميز باشد يعنى خوب و بد را تشخيص دهد و خود محرم شود و يا غير مميز كه به خاطر كوچكى او را محرم كنند.

مسأله 539 . احرام كودك نابالغ صحيح است ولى پسر بچه اگر ختنه نشده باشد، طواف او باطل است و اگر بعدها ازدواج كرد چون طواف نساء او كه يكى از اعمال حج تمتع است باطل مى باشد، نمى تواند با همسر خود نزديكى كند، مگر اين كه ختنه شود و شخصاً طواف كند، و يا نائب بگيرد.

مسأله 540 . اگر كودك، ختنه شده متولد شود، طواف او صحيح است.

مسأله 541. كسى كه ختنه كردن براى او ضرر دارد بايد خودش حج را به جا بياورد، بنابر احتياط مستحب هم خود او طواف و نماز بخواند، وهم براى


صفحه 137

طواف و نماز آن نايب بگيرد .

مسأله 542. افراد غير مختونه كه ختان براى آن ها ضرر دارد نمى توانند در حج يا عمره از ديگرى نيابت كنند و اگر ختان براى او ضرر ندارد بايد قبل از حج اقدام كند و اگر موفق نشد سال بعد حج به جا آورد.

مسأله 543. در طواف هاى مستحبى نيز ختنه شرط است.

شرط پنجم: ستر عورت

ستر عورت يكى از شرايط صحت طواف است، بلكه لازم است علاوه بر ستر عورت عريان و برهنه نيز نباشد.

مسأله 544 . بايد جامه و كفش و ديگر لباس هاى طواف كننده مباح باشد، بنابر اين طواف در جامه و كفش غصبى باطل است.

مسأله 545 . پوشيدن جامه دوخته در حال احرام، موجب كفاره است و بايد گوسفندى قربانى كند ولى اگر با همان حالت طواف كند طواف او صحيح است.

مسأله 546 . زن محرم بايد در حال طواف روى پا و كف آن را بپوشاند، هر چند در حال نماز پوشانيدن آنها لازم نيست، و همچنين در حال نماز مى تواند صورت خود را بپوشاند ولى در حال احرام پوشاندن آن جايز نيست و براى حفظ از نامحرم مى تواند از وسيله اى استفاده كند كه با عدم تماس با صورت، مانع از رؤيت گردد.

مسأله 547 . هرگاه در حال طواف مقدارى از موهاى سر زن و يا برخى از جاهاى بدن به خاطر غفلت بيرون باشد اشكالى ندارد و اگر آگاهانه و با توجه به حكم شرعى آن، آن را نپوشاند مرتكب گناه شده ولى طواف او صحيح است،


صفحه 138

ولى اگر لباس احرام آن قدر نازك باشد كه بدن زن از زير آن ديده شود و يا در حال عرق كردن، چسبيدن لباس به بدن، بدن يا قسمتى از آن نمايان گردد، طواف و نماز با آن اشكال دارد.

مسأله 548 . طواف كه از هفت شوط تشكيل مى يابد بايد آن را به صورت عمل واحد به جا آورد و نبايد آن قدر طول دهد كه از اين حالت بيرون آيد.

مسأله 549. طواف در لباس غصبى صحيح نيست و شرايط لباس نمازگزار بايد در آن رعايت شود.

مسأله 550. پوشش دختر بچه اى كه مميز است ولى بالغ نشده است در طواف به مقدار معمول زنان در حال احرام است، ولى در غير مميز به احتياط مستحب در حال طواف حجاب معمول زنان رعايت شود.

كيفيت طواف

تا اين جا با شرايطى كه مربوط به شخص طواف كننده بود آشنا شديم، اكنون وقت آن رسيده است كه با شرايطى كه مربوط به كيفيت طواف است، آشنا شويم:

شرايط مربوطه به كيفيت طواف هفت تا است:

1و2. ابتدا و ختم به حجر اسود

طواف كه از هفت شوط تشكيل مى يابد، بايد از «حجرالأسود» آغاز و با رسيدن به آن پايان پذيرد، طواف در حالى كه يك امر عبادى است ولى حقيقت آن يك امر عرفى است، كافى است كه در نظر عرف دقيق بگويند عمل خود را از محاذى حجرالأسود آغاز كرد و با رسيدن به محاذى آن پايان داد و اين عمل


صفحه 139

را هفت بار تكرار نمود، و چون در ايام حج كثرت جمعيت مانع از تشخيص محاذات است لازم است كمى قبل از رسيدن به حجر الأسود نيت كند كه: «طواف را از محاذات واقعى حجر آغاز مى كنم و با رسيدن به آن نقطه نيز پايان مى دهم».

مسأله 551 . طواف عمل واحد است، و يك نيت در آغاز طواف كافى است، ديگر لازم نيست در هر شوطى جلوتر از محاذات حجر الأسود نيت را تجديد كند.

مسأله 552 . طواف بايد از «حجرالأسود» شروع شود و در همان جا ختم گردد، اگر كسى سهواً، طواف خود را از «ركن يمانى» كه پيش از «حجر الأسود» است ، آغاز كند و در همان جا ختم كند، طواف او باطل است، ولى اگر در نهايت در حجر الأسود، ختم نمايد و در حقيقت كسرى را جبران نمايد طواف او صحيح است مشروط به اين كه نيت واقعى او اين باشد كه طواف خود را نقطه واقعى شروع مى كند ولى خيال مى كرد كه آن نقطه واقعى ركن يمانى است و اگر كسى او را توجه مى داد، فوراً از حجر الأسود آغاز مى كرد.

مسأله 553. بهتر اين است كه براى طواف قبل از رسيدن به حجرالاسود نيت كند كه طواف من از مقابل حجرالاسود شروع مى شود، بنابراين دقت هاى صاحبان وسوسه در پيدا كردن محاذات و توقف و جلو و عقب رفتن جهت احراز محاذات لازم نيست و گاهى موجب اشكال در طواف هم مى شود.

3. قرار گرفتن كعبه در سمت چپ

شرط سوم اين است كه به هنگام طواف، كعبه، سمت چپ طواف كننده


صفحه 140

قرار گيرد.

مسأله 554 . شروع به طواف از حجر الأسود بايد به گونه اى باشد كه كعبه در سمت چپ طواف كننده قرار گيرد، بنابراين شروع به طواف از حجر الأسود به گونه معكوس كه كعبه سمت راست انسان قرار گيرد، صحيح نمى باشد.

مسأله 555 . در آغاز طواف از «حجر الأسود» تا «حِجْر اسماعيل» كعبه در سمت چپ، و شانه چپ نيز محاذى كعبه قرار مى گيرد ولى پس از رسيدن به دهانه اول «حِجْر اسماعيل» تا ضلع دوم حِجر اسماعيل، كعبه متمايل به پشت سر انسان قرار مى گيرد، سپس به همان حالت نخست (كعبه سمت چپ و محاذى شانه چپ) پديد مى آيد، چنين حالتى كه لازمه طبيعت طواف است، اشكالى ندارد و فقط كوشش شود پشت به كعبه يا رو به كعبه نشود.

مسأله 556 . اگر كسى بخواهد كعبه پيوسته در سمت چپ او قرار گيرد، مى تواند پس از رسيدن به دهانه نخست حجر اسماعيل كمى متمايل به چپ و نيز قبل از رسيدن به دهانه دوم كمى متمايل به راست شود و به طواف خود ادامه دهد .

مسأله 557 . اگر به خاطر ازدحام مقدارى از طواف را طورى انجام دهد كه روى طواف كنند يا پشت او به سمت كعبه باشد بايد آن مقدار را جبران كند و راه جبران اين است كه به حركت خود بدون نيت ادامه دهد، تا اين كه دوباره به نقطه اى كه طواف او آسيب ديده و يا محاذى آن برسد و از آنجا شوط را تكميل كند، و اگر نقطه اى كه طواف او در آن آسيب ديده، و يا محاذى آن را به دقت به ياد ندارد بدون نيت به حركت ادامه دهد، و يك بار ديگر از حجر الاسود اين شوط را تكرار كند به قصد اين كه هر مقدار قبلاً پيموده جزء طواف نباشد و


صفحه 141

بقيه براى تكميل آن شوط باشد.

مسأله 558 . طواف كننده مى تواند تند يا آهسته پياده، يا سواره يا با تكيه دادن به ديگرى طواف كند، هر چند شايسته است اعتدال را رعايت كند.

مسأله 559 . در حال طواف ، نگاه به سمت راست و چپ مانع ندارد، حتى مى تواند طواف را قطع كند، و كعبه را لمس كند، و از همان جا كه قطع كرده، طواف را تمام كند.

مسأله 560. طواف در حال اختيار بر روى چرخ صحيح است، ولى در صورت توانايى و امكان عرفى بايد وسيله را خود ببرد، نه ديگرى.

4. طواف از خارج حجر اسماعيل

حجر اسماعيل، متصل به كعبه و داراى دو دهانه ورودى است و زائران داخل آن نماز مى گزارند و دعا مى خوانند، و معروف است كه «اسماعيل» و مادر او «هاجر» در آن جا به خاك سپرده شده اند، در حالى كه «حِجْر اسماعيل» جزو كعبه نيست ولى بايد آن را بسان كعبه، دور زد و داخل طواف نمود.

مسأله 561 . اگر كسى «حجر اسماعيل» را دور نزند و از داخل آن طواف كند، طواف او باطل است. و اگر كسى عمداً و حتى از روى جهل به حكم شرعى، اين كار را انجام دهد بسان كسى است كه طواف را عمداً ترك كند، و اگر اين كار را از روى سهو و غفلت انجام دهد، بسان كسى است كه سهواً طواف را ترك نمايد و حكم عمد و سهو، بعداً بيان خواهد شد.

مسأله 562 . اگر كسى سهواً يا از روى جهل به حكم شرعى برخى از دورها را از داخل حجر اسماعيل انجام دهد، در اين جا دو صورت دارد:

الف. اگر در همان اثناء عمل متوجه شد، بايد شوط و يا اشواطى را كه به


صفحه 142

طور غير صحيح انجام داده تصحيح و يااعاده كند. تصحيح، نسبت به اوّلين دورى كه وارد حِجْر شده، و اعاده نسبت به دورهاى بعدى، اگر عمل ورود در حجر، در دو يا چند دور تكرار شده; دور اولى را كه وارد حجر شده تصحيح مى كند، و بقيه را اعاده مى نمايد و شيوه تصحيح و يا اعاده قبلاً بيان شد.

ب. اگر پس از پايان يافتن عمل طواف، متوجه شود، در صورتى كه اين اشتباه در شوط هفتم رخ داده باشد، شيوه تدارك آن نيز به همان نحوى است كه گفته شد، ولى اگر شوط آخر درست بوده و اشتباه در شوط هاى پييشين رخ داده باشد، در اين صورت نماز طواف پيشين را اگر نخوانده بخواند و سپس به اندازه اى صبر كند كه براى به هم خوردن موالات كافى باشد، سپس طواف ديگرى به نيت اعم از اتمام و اعاده انجام دهد و نماز طواف به جا آورد.

مسأله 563 . اگر پس از اعمال حج تمتع مثلاً روزهاى دوازدهم و سيزدهم معلوم شود كه برخى از شوط هاى طواف عمره تمتع را از داخل حجر انجام شده است اگر اين كار سهواً و از روى غفلت انجام گرفته، بايد طواف خود را به ضميمه نماز اعاده كند و حج او نيز صحيح است، واگر عمداً (به خاطر مسامحه) يا جهل به حكم شرعى اين كار انجام گرفته باشد عمره تمتع او باطل، و حج او به «حج افراد» تبديل مى شود، از اين جهت بايد براى تكميل عمره افراد، عمره مفرده به جاى آورد، و در سال بعد، حج واجب را به عنوان حج تمتع اعاده كند.(1)

مسأله 564 . اگر كسى برخى از شوط ها را از درون حجر اسماعيل
انجام داد، و نماز طواف را خواند، و سعى ميان صفا و مروه انجام داد و


1 . البته اين حكم در صورت عمد به معنى مسامحه در انجام تكاليف، فتواست و در صورت جهل به حكم شرعى، احتياط است.


صفحه 143

تقصير كرد، سپس متوجه اشكال طواف شد، به خاطر به هم خوردن موالات، طواف و اعمال بعدى را تجديد نمايد.

مسأله 565. اگر پس از حج تمتع متوجه شد كه بعضى از شوط هاى طواف حج را داخل حجر رفته است تا آخر ذى حجه وقت دارد كه خود ويا در صورتى كه خودش در مكه نيست، نايبش آن را جبران كند، ولى اگر در طواف نساء بوده زمان تدارك آن در طول سال وجود دارد و اگر آنچه را كه داخل حجر رفته بعد از سه شوط و نيم طواف باشد، اگر با همسر خود هم بستر شده باشد اشكالى ندارد، ولى اگر قبل از نصف طواف باشد هنوز همسر بر او حلال نشده و بايد از زمان اطلاع ازامورى كه در مورد همسر براى محرم حرام است، پرهيز كند.

5. طواف ميان بيت و مقام ابراهيم

طواف بايد بين خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم صورت پذيرد و مقام ابراهيم در مقابل يك ضلع از اضلاع چهارگانه كعبه قرار گرفته است و فاصله آن با كعبه تقريباً 12متر است، بنابراين بايد آنجا كه مقام ابراهيم مشاهده مى شود، ميان آن دو طواف نمايد و در اضلاع سه گانه ديگر، از ديوار كعبه بيش از 12 متر دورتر نشود.

مسأله 566 . مبدأ اين فاصله در سه ضلع كعبه، ديوار شاذروان است كه به كعبه متصل است و در ضلعى كه حجر اسماعيل قرار گرفته است، مبدأ ديوار حجر است نه ديوار كعبه. بنابراين مطاف در هر چهار طرف يك اندازه است و به صورت بيضى شكل است.

مسأله 567 . اگر در اثناء طواف، كارگران مشغول نظافت مسجدالحرام


صفحه 144

شوند، و ادامه طواف در محدوده ياد شده ممكن نباشد، و ناچار شود كه از محدوده بيرون رود، بايد صبر كند پس از پايان يافتن كار نظافت، طواف را از آنجا كه قطع كرده به پايان برساند.

مسأله 568 . اگر به خاطر ازدحام جمعيت طواف در محدود تقريباً 12متر با زحمت وحرج همراه باشد، مى تواند در خارج از محدوده با رعايت الأقرب فالأقرب، طواف كند، و صبر كردن تا اين كه مطاف خلوت شود، لازم نيست هر چند موافق احتياط است.

مسأله 569 . اگر طواف در محدوده با برخورد به اجنبى و يا اجنبيه يا «هل دادن» همراه باشد، نمى تواند به خاطر اين دو، در خارج از محدوده طواف كند، مگر اين كه طواف در آن، با حرج و مشقت فوق العاده همراه باشد.

البته شايسته است در مواقع فشار جمعيت، در محدوده طواف مستحب انجام ندهند و اگر خواستند طواف مستحبى انجام دهند مى توانند در خارج محدوده تا جايى كه جمعيت اتصال دارد طواف كنند.

مسأله 570 . قرآن مجيد درباره طواف مى فرمايد:(وَليَطوّفُوا بِالبَيْت الْعَتِيق) (سوره، آيه 29) بر گرد خانه گرامى كعبه، طواف كنند. از اين جهت بايد طواف به گونه اى صورت پذيرد كه طواف كننده در فضايى مابين زمين و كعبه قرار گيرد، چون طبقه دوم مسجدالحرام بلندتر از سطح كعبه است ، طبعاً طواف از آن جا صحيح نمى باشد و افراد معلول و ناتوان و پير كه قادر بر طواف از مسجدالحرام نمى باشند و قوانين داخلى اجازه نمى دهد كه اين افراد را در خود مسجدالحرام طواف دهند، به خاطر ضرورت مى توانند در طبقه دوم طواف كنند و به احتياط واجب نايب نيز بگيرند. و بايد خود آنها و نائب نماز طواف را در نزد


صفحه 145

مقام ابراهيم به نحوى كه گفته خواهد شد بخوانند مگر اينكه نماز در نزد مقام ابراهيم براى اين گروه حرجى و مشقت زا باشد در اين صورت مى توانند نماز طواف را در طبقه دوم به نحوى كه پشت مقام ابراهيم حساب شود بخوانند.و نايب آنها در نزد مقام در همكف نماز را بخواند.

مسأله 571. اگر طواف كننده بدون عذر از پشت مقام ابراهيم طواف كرد، طواف او باطل است و اگر بعضى دورها را از آن جا عبور كرد، اگر محل تصحيح باقى است بايد در همان دور تصحيح نمايد و اگر محل آن گذشته، بايد بعد از خواندن نماز طواف باطل شده و فوت موالات، طواف خود را از سر گيرد و اگر اعمال مترتبه را نيز انجام داده آن ها را نيز بياورد وصور تصحيح وجبران در مسائل قبلى آمده است.

مسأله 572. اگر در اثناى حج متوجه شد كه بعضى دورهاى طواف عمره ى تمتع را سهواً از پشت مقام عبور كرده است، بعد از برگشت از منا، اوّل طواف عمره و اعمال مترتبه را انجام دهد سپس طواف زيارت (طواف و يژه حج) و بقيه ى اعمال را و همين طور است اگر بعد از حج، متوجه اين عمل شد، اگر خود در مكه حضور دارد بايد با اعمال مترتبه جبران كند و اگر طواف نساء را هم قبلاً انجام داده با نمازش اعاده كند وگرنه نايب بگيرد; در اين صورت حج او صحيح است.

مسأله 573. كسى كه بعد از اعمال حج متوجه شود كه طواف نساء او بعضى از اشواطش خارج از مطاف بوده است; مانند مسأله ى قبل بايد آن را جبران كند و يا تصحيح نمايد و يا اگر در مكه حضور ندارد نايب بگيرد و تا اين اعمال را كه در اين سه مسأله يادآور شديم انجام نداده، از محرماتى كه با انجام


صفحه 146

اين اعمال حلال مى گردند پرهيز كند .

مسأله 574. اگر كسى كه به حدود طواف (12متر از تمام جوانب) اشراف ندارد بعد از فراغ شك كند كه طواف او در مطاف بوده يا نه، اگر از اوّل در مطاف بوده و شك در خارج شدن دارد طوافش صحيح است، ولى اگر شك دارد كه از اوّل در محدوده بوده يا نه، با جهل به حدود طواف نمى تواند به طواف مزبور اكتفا كند. و بايد طواف را اعاده كند.

مسأله 575. اگر طواف كننده در حين طواف شك كند كه جزئى از شوط يا اشواط قبلى يا شوطى كه در آن است را كه محل آن گذشته، از حدّ خارج شده يا نه; اگر از اوّل حكم را مى دانسته وقاصد عمل صحيح بوده و غافل نبوده، طواف او صحيح است.

مسأله 576. كسى كه ناچار به استفاده از ويلچر يا تخت روان است چون طواف در محدوده 12متر براى طواف دهنده و مردم ديگر كه در حال طواف هستند مزاحمت دارد و احياناً ويلچر به بدن آن ها اصابت مى كند، در ايام حج و ازدحام در عمره مى تواند از پشت مقام طواف كند.

ولى آن كس كه چرخ يا تخت را به پيش مى برد چون در خارج محدوده است بدون عذر نمى تواند، براى خود نيّت طواف واجب بنمايد، و اگر خود شخص بتواند و ممكن باشد، خودش بايد چرخ را به جلو ببرد.

مسأله 577. اگر دوستان و همراهان افراد ناتوان بتوانند ولو با پشت گرفتن آن ها در مطاف، طوافشان بدهند اين كار اولويت دارد بر اين كه با ويلچر خارج از حد مطاف، طواف كنند، ولى مرد نامحرم نمى تواند زن نامحرم را بر پشت گرفته و طواف دهد، هر چند آن زن مسن و پير باشد، هم چنين اگر به پشت گرفتن نا توان موجب انگشت نما شدن باشد با ويلچر و يا تخت روان،


صفحه 147

خارج از حد طواف دهند مانعى ندارد.

6. خروج از كعبه و شاذروان

طواف بايد از بيرون كعبه انجام گيرد نه از درون آن و نه چيزى كه از آن محسوب است.

مسأله 578 . برآمدگى اطراف ديوار كعبه كه به آن«شاذروان» مى گوند جزء كعبه است و طواف بايد بيرون از آن جا انجام گيرد و اگر كسى مقدارى از طواف روى آن دور بزند، بايد آن مقدار را اعاده كند، و چه بهتر كه پس از اتمام طواف و خواندن نماز، آن را نيز اعاده نمايد.

مسأله 579 . بنابر احتياط واجب، موقع طواف دست روى ديوار حجر اسماعيل نگذارد و اگر بخشى از شوط را با همين حالت انجام دهد، به احتياط مستحب آن مقدار را اعاده كند، و چون عقب رفتن مشكل است، راه خود را به حجرالاسود ادامه دهد و از آنجا شوط را آغاز كند. و آن مقدار را كه قبلاً صحيح انجام داده، بدون نيت طواف برود، و بقيه را به قصد تكميل شوط ناتمام به جاى آورد.

مسأله 580. بنابر احتياط واجب در حال حركت نبايد دست به كعبه گذارد و اگر كسى چنين كرد به احتياط مستحب جبران كند و اگر محل جبران گذشته است طواف را پس از اتمام و خواندن نماز اعاده كند و اگر اعمال مترتبه را انجام داده دو مرتبه انجام دهد . اما اگر در حال طواف بايستد و كعبه را لمس كند و حتى ببوسد بعد از همانجا شانه را برگرداند و طواف را ادامه دهد و يا از باب مقدمه از يكى دو قدم عقب تر طواف را ادامه دهد، اشكالى ندارد.


صفحه 148

مسأله 581. اگر كسى در حال طواف كعبه را بوسيده و يا لمس كرده و بعد از گذشتن از محل شك دارد كه آيا در حال حركت اين كار را انجام داده يا سكون و آيا طواف را از همان جا كه براى لمس و بوسيدن كعبه قطع كرد، و ادامه داده يا از جلوتر، اگر اين شخص آگاه به مسأله بوده و بنا بر آوردن طواف صحيح داشته، به شك خود اعتنا نكند و الاّ حكم او مانند مسأله قبل است.

7. مراعات هفت شوط

طواف كعبه بايد به صورت هفت شوط كامل بدون كم و زياد صورت پذيرد، از اين جهت از نظر كاستى و يا فزونى، احكامى دارد كه به تدريج بيان مى شود.

مسأله 582 . اگر كسى عمداً و با علم از آغاز طواف، نظرش اين باشد كه كمتر از هفت شوط و يا فزون تر از آن طواف كند، طواف او باطل است هر چند در هفت دور تمام نمايد، زيرا با آگاهى كامل، خلاف امر الهى را قصد كرده است.

مسأله 583 . اگر از روى سهو و غفلت، و يا عدم آگاهى از حكم شرع با چنين قصدى وارد طواف شود، اگر در دور هفتم ختم كند، طواف او صحيح است، و اگر در كمتر از هفت دور تمام كند، و تا موالات به هم نخورده متوجه شود،و آن را تكميل كند، نيز طواف او صحيح است، و الاّ احتياطاً طواف قبل را تكميل كند و نماز آن را بخواند سپس طواف را از سر بگيرد و مى تواند يك طواف به نيت اعم از تمام و اتمام به جا آورد و بعيد نيست كه در صورت فوت موالات اعاده مطلقاً كافى باشد. و اگر در بالاتر از هفت دور به پايان برساند نيز طواف او صحيح است، و زيادى مضر نيست مشروط بر اين كه از لحظه


صفحه 149

نخست، تصميم بر اطاعت امر الهى داشته باشد، چيزى كه هست تصور مى كرد كه كاهش و افزايش مضرّ نيست.(1)

مسأله 584 . اگر در اثناء طواف تصميم بگيرد كه زيادتر از هفت شوط و يا كمتر از آن طواف كند، اگر در اين تصميم عامد باشد، طواف او باطل است، هر چند در هفت شوط ختم كند ، و اگر از روى غفلت و سهو و يا عدم آگاهى از حكم شرعى باشد حكم آن، با حكم كسى كه از اوّل، چنين تصميم داشته باشد، يكسان است. و حكم آن در مسئله قبل گذشت.

مسأله 585 . اگر در آغاز عمل طواف تصميم بگيرد كه هشت بار كعبه را دور زند، هفت دور آن به عنوان عمل واجب، و افزون از آن به عنوان شوط مستحب يا به نيّت تبرك و قدم زدن در مطاف باشد، طواف او صحيح است.

مسأله 586 . اگر به نيّت هفت شوط وارد عمل شود ولى عملاً در آخر، يك شوط يا بيشتر،كم كند اگر موالات به هم نخورده، آن را تمام كند، و در غير اين صورت طواف را تمام كند و نماز به جا آورد سپس طواف را از سر بگيرد و نماز آن را نيز بخواند، و اگر هيچ كدام را انجام ندهد بسان كسى خواهد بود كه عمداً طواف را كه ركن عمره است ترك كرده باشد.

مسأله 587 . اگر از روى غفلت و فراموشى، كمتر از هفت مرتبه كعبه را دور زند اگر پيش از آن كه موالات به هم بخورد به خاطر بياورد، بايد باقيمانده را به جا آورد، و اگر پس از به هم خوردن موالات، توجه كند هرگاه آنچه كه آورده كمتر از سه و نيم شوط باشد، طواف را از سر بگيرد، و اگر بيش از آن باشد باقيمانده را به جا آورد و بهتر است علاوه بر آن، طواف را اعاده نمايد و نماز آن


1 . و به اصطلاح فقهى عمل او از مقوله خطا در تطبيق، باشد.


صفحه 150

را بخواند.

مسأله 588 . اگر در نيمه راه و يا پس از مراجعت به وطن به خاطر بياورد كه كمتر از هفت بار خانه خدا را دور زده است و يك يا دو دور از طواف را انجام نداده است، اگر بتواند، برگردد، قسمت باقيمانده را تمام كند و احتياطاً طواف را اعاده نمايد، و در غير اين صورت براى طواف نايب بگيرد، او نيز علاوه بر اتمام طواف و انجام نماز ، مجدداً طواف و نماز آن را اعاده كند.

مسأله 589 . طواف به صورت هفت شوط يك عمل واحدى است كه بايد آن را به صورت عمل واحد به جا آورد، از اين جهت: اوّلاً نبايد آن قدر طول داد كه از صورت يك عمل درآيد، و ثانياً هفت دور را بايد پشت سر هم انجام داد و موالات را حفظ كرد، و از خواندن نماز مستحبى در اثناء شوط ها و ديگر اعمال كه از نظر عرف با موالات سازگار نيست، خوددارى نمود.

مسأله 590 .براى رفع خستگى، مى توان در اثناء طواف قدرى استراحت كرد و بعد، از آنجا كه قطع كرده، و يا محاذات آن ادامه داد، و استراحت بايد طورى باشد كه به موالات لطمه وارد نكند.

مسأله 591 . قطع طوافِ واجب، جايز نيست مگر روى عذرى كه بعداً گفته خواهد شد ولى قطع طواف مستحب مانع ندارد.

مسأله 592 . اگر در اثناء طواف عذرى پيش آيد، مثلاً حدثى سر زند، يا زن حائض شود، هرگاه اين حالت پيش از تجاوز از نصف طواف رخ دهد، پس از پاك شدن، بايد طواف را از سر بگيرد. و اگر پس از تجاوز از نصف، پيش بيايد، پس از انجام طهارت از همان جا كه قطع كرده، يا محاذى آن تمام كند .

مسأله 593 . اگر كسى در حال طواف، غش كند، اگر پيش از تجاوز از نيمه


صفحه 151

طواف بوده، بايد وضو بگيرد و طواف را اعاده كند، و اگر پس از تجاوز از نيمه طواف بوده وضو مى گيرد و باقيمانده را انجام مى دهد.

مسأله 594 . اگر در اثناء طواف وقت نماز تنگ شود، بايد طواف را رها كند و به نماز بپردازد، اگر قطع طواف پس از تجاوز از نيمه بوده، باقيمانده را به جا آورد. و اگر قبل از تجاوز نصف بوده طواف را اعاده كند.

مسأله 595 . اگر به خاطر اقامه نماز جماعت نتواند به طواف خود ادامه دهد و ناچار است آن را قطع كند، پس از پايان يافتن نماز جماعت از همان نقطه يا محاذى آن،در هر شوطى كه باشد طواف خود را تكميل كند.

مسأله 596 . اگر كسى پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر آن را رها كند، اگر موالات به هم خورده باشد بايد طواف را از سر بگيرد ولى اگر پس از تجاوز از نيمه رها كند نمى تواند طواف را از سر بگيرد و اگر بخواهد احتياط كند، طواف نخست را تكميل و نماز آن را بخواند، سپس طواف و نماز آن را اعاده كند.

مسأله 597 . هرگاه پس از فارغ شدن از طواف، به هر علتى در صحت طواف خود شك كند، به شك خود اعتنا ننمايد، مثلاً شك كند كه آيا با وضو بوده يا نه، يا برخى از شوط ها در درون حجر اسماعيل انجام داده يا نه، و در اين موارد و مشابه آنها، كه شك، پس از فراغ از عمل رخ مى دهد، اعتنا نكند.

مسأله 598 . در شمارش دورها ظن و گمان اعتبار ندارد، بايد تحصيل اطميئنان نمود.

مسأله 599 . اگر با علم به عدم زيادى در حال طواف در شماره طواف ها شك كند ولى به قصد رجا و به اميد آنكه در آينده، واقع روشن شود، به طواف خود ادامه دهد و سپس سرانجام به يك طرف يقين پيدا كند، طواف او صحيح


صفحه 152

است.

مسأله 600 . در موقع ازدحام، احياناً انسان را ناخواسته به جلو مى برند، اين كار ضررى به طواف نمى زند مشروط بر اين كه نيّت كند كه خود را در ميان جمعيت قرار مى دهم كه طواف كنم و آنچه كه بر اثر فشار به جا مى آورم جز طواف باشد. و اگر بخواهد احتياط كند چون بازگشت به عقب امكان پذير نيست ـ بقيه شوط را بدون نيت برود تا به محلى برسد كه او را بدون اختيار برده اند از همان جا به طواف خود ادامه دهد.

مسأله 601 . اگر كسى عمره تمتع را انجام دهد، بعد از تقصير بفهمد كه طواف و سعى او باطل بوده، چنين فردى در احرام خود باقى است، و بايد از محرمات احرام دورى جويد و طواف و نماز آن و سعى را با جامه احرام انجام دهد.

مسأله 602 . هرگاه پس از رسيدن به محاذات «حجر الاسود» شك كند، هفت دور زده يا بيشتر، طواف او صحيح، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 603 . اگر پيش از رسيدن به محاذات حجر الأسود، چنين شكى رخ دهد و شك كند اين دورى كه مى زند آيا هفتم است يا هشتم، طواف او باطل، و بايد طواف را از سر بگيرد.

اگر شك او پيش از رسيدن به حجر الأسود و بين 6 و 7 باشد بايد آن شوط را تكميل و نماز طواف را به جا آورد و يك بار ديگر طواف و نماز را مجدداً اعاده كند. در مواردى كه طواف مخدوش مى شود و انسان مى خواهد آن را اعاده كند، بهتر است مقدارى بين دو طواف فاصله بيندازد تا عرفاً قِران و يا جمع بين دو طواف پيش نيايد.


صفحه 153

مسأله 604 . شك در عدد شوط ها در صورتى كه پس از تامل به نتيجه نرسد مطلقاً مايه بطلان طواف است و بهتر است براى طواف دوم، مقدارى صبر كند، كه موالات بين دو طواف از ميان برود.

مسأله 605 . اگر در طواف مستحب در شماره دورها شك كند، بنا را بر كمتر مى گذارد و طواف او صحيح است.

مسأله 606 . فرد «كثيرالشك» به شك خود اعتنا نمى كند و بنابر را بر طرفى مى گذارد كه به نفع او است مثلاً اگر شك كند، در دور سوم است يا چهارم بنا را بر چهارم مى گذارد. مگر اين كه بنا بر زيادى مايه بطلان عمل گردد در اين صورت بنا را بر كم مى گذارد.

مسأله 607 . اگر به هنگام سعى ميان صفا و مروه، به خاطرش آمد كه طواف انجام نداده است، بايد سعى را رها كند، و به سوى طواف برود و سپس نماز طواف بجاى آورده و مجدداً سعى را انجام دهد.

مسأله 608 . اگر به هنگام سعى متوجه شد كه طواف را كمتر از هفت شوط انجام داده است، بايد سعى را رها كند، و براى تكميل طواف برگردد و طريقه تكميل بدين گونه است:

هرگاه تعداد شوط هايى كه انجام داده نصف طواف يا بيشتر از آن باشد،،در اين صورت طواف را تكميل مى كند و پس از خواندن نماز براى تكميل سعى برمى گردد، و احتياطاً سعى را تكميل و سپس از سر بگيرد.

اگر تعداد شوط هاى طوافى كه انجام داده كمتر از نصف باشد، در اين صورت، طواف را از سر مى گيرد و نماز مى خواند و سعى را احتياطاً تمام و اعاده مى كند.


صفحه 154

مسأله 609 . اگر كسى از طرف خود طواف مى كند، و ديگرى را مانند كودك و مريض، حمل مى نمايد و طواف مى دهد، طواف هر دو صحيح است.

مسأله 610 . در مواردى كه بايد طواف و سعى را اتمام و اعاده كند، نخست بايد طواف را اتمام و نماز بخواند و سپس اعاده نمايد، آنگاه به سعى بپردازد، همچنان كه مى تواند يك طواف، و يك سعى به نيت اعم از اتمام و اعاده به جا آورد.

مسأله 611 . هرگاه طواف عمره تمتع ، فوت شود، يا به جهتى، باطل گردد وقت تدارك آن تا زمانى است كه زمان براى احرام حج و وقوف در عرفات تنگ نشود. و اگر پس از بستن احرام براى حج متوجه شد، بايد پس از بازگشت از منى طواف عمره فوت شده را بر طواف حج مقدم بدارد و اگر بعد از انجام طواف حج متذكر فوت طواف عمره شد، هر وقت خواست قضا كند.

مسأله 612 . فردى كه مى تواند برخى از دورها را به جا آورد ولى توان همه را ندارد، بايد نائب بگيرد. و نمى تواند برخى را خود به جا آورد، و باقيمانده را فرد ديگر.

مسأله 613 . كسانى كه به خاطر مرض و يا ناتوانى، توانايى طواف را ندارند، اگر احتمال بهبودى و تجديد نيرو در خود مى دهند بايد صبر كنند تا خود طواف كنند، و اگر چنين احتمالى ندهند، بايد آنها را به نحوى كه معمول است، طواف دهند و اگر ممكن نباشد بايد نائب بگيرند.

مسأله 614 . كسى كه مى تواند با مختصر استراحت، طواف كامل كند، نمى تواند براى بقيه شوط ها نائب بگيرد، و اگر در اثناء ناتوان شد و نائب گرفت، هرگاه پيش از تجاوز از نيمه طواف، نائب بگيرد، بايد نائب طواف را از سر


صفحه 155

بگيرد و اگر پس از تجاوز از آن، نائب گرفت بايد آن را اتمام كند ولى نماز طواف را خود شخص نيز علاوه بر نائب بخواند.

مسأله 615 . كسى كه براى طواف و يا سعى نيابت مى پذيرد، لازم نيست خود محرم باشد و يا جامه احرام بر تن كند.

مسأله 616 . كسى كه خود محرم است ولى به خاطر معذور بودن(نه فراموشى) براى طواف عمره يا حج نائب بگيرد، وظيفه نائب، با وظيفه كسى كه از طرف او نيابت پذيرفته است يكسان است، بنابراين بايد نائب طواف عمره تمتع را پيش از احرام بستن منوب عنه(نائب گير) براى حج، انجام دهد و اگر براى طواف حج نائب گرفته است بايد تا آخر ذيحجة الحرام به جا آورد و اگر طواف نساء را فراموش كرده و به وطن بازگشته است، نايب در هر زمان مى تواند، آن را به جا آورد.

مسأله 617. اگر جاهل به حكم، تصور مى كرد كه طواف چهارده شوط است وانجام داد. بنابر احتياط واجب بعد از نماز طواف قبلى، طواف را از سر گيرد و نماز آن را به جا آورد و اگر اعمال مترتبه را انجام داده، مجدداً بعد از اعاده ى طواف ونماز آن، آن ها را نيز انجام دهد.

مسأله 618. اگر سهواً بر طواف افزود اگر كمتر از يك دور باشد آن را قطع كند و طوافش صحيح است و گرنه بنابراحتياط واجب آن را به هفت دور برساند و بعد از اتمام، دو ركعت نماز به عنوان طواف واجب، و بعد از سعى دو ركعت هم براى طواف مستحب به جا آورد. نيّت هفت دور دوم فقط به قصد قربت ومطلوبيّت باشد، نه واجب و نه مستحب، اگر چه ظاهر اين است كه هفت دور دوم طواف واجب محسوب مى شود و نماز آن بعد از طواف است و هفت دور


صفحه 156

اوّل طواف مستحب و نماز آن بعد از سعى.

مسأله 619. در پايان دور هفتم در حقيقت بايد نيّت او اين باشد كه محاذى حجرالاسود شوط او تمام شده و آنچه را كه به جهت خروج از مطاف مى پيمايد به عنوان طواف نباشد ولو اين كه براى خارج شدن ناچار باشد مقدارى هم جهت با مردم طواف كننده، مطاف را بپيمايد.

مسأله 620. هر شوطى كه نقصان داشت بايد در همان شوط جبران شود و اگر شخص در آخر و پس از شوط هفتم، يك يا چند شوط رجاءً يا احتياطاً اضافه كند به قصد جبران نقص احتمالى، به صحت طواف ضرر نمى زند و باقصد اتيان به وظيفه فعلى (اتمام يا تمام)نقص احتمالى را جبران مى كند و اين در صورتى است كه شك در تعداد اشواط نداشته باشد. البته احتياط اين است كه در موارد حصول نقص و عدم جبران نقص در همان شوط طواف را پس از تكميل اعاده كند.

مسأله 621. اگر عالماً و عامداً كسى در ابتداى طواف و يا اثناى آن قصد قران و چهارده شوط بكند، طواف باطل است و كار حرام كرده است و پس از نماز طواف، بايد طواف و نماز آن را اعاده كند و اگر اعمال مترتبه را آورده، مجدداً بياورد.

مسأله 622. هرگاه پس از اتمام طواف اول بدون اين كه نماز بخواند هفت شوط ديگر به عنوان طواف مستقل ديگر به جا آورد وسپس نماز بخواند طواف اول او باطل مى شود وبايد احتياطاً نماز طواف اول را بخواند و از نو هفت شوط به عنوان طواف لازم به جا آورده و نماز بخواند.

مسأله 623. اگر حج گزار در اثناء حج متوجه شد كه طواف عمره را از روى


صفحه 157

سهو ناقص انجام داده است، بعد از برگشت از منا قبل از انجام طواف حج آن را جبران كند و اگر بعد از حج متوجه شد، بايد جبران كند و اگر نقصان در طواف حج و يا طواف نساء بود بايد اگر خود در مكه است جبران كند و اگر به وطن برگشته است، نايب او بايد انجام دهد.

مسأله 624. حكم شك شش و هفت گذشت، ليكن اگر شك بر كمتر از اينها تعلق گرفت مثل پنج و شش وكمتر از آن و يا اين كه بين نقيصه و اضافى مثل شش و هشت وبالاتر قرار گرفت، طواف باطل است و بايد بعد از به هم خوردن موالات به قصد از سر گرفتن طواف آن را اعاده كند.

مسأله 625. اگر بعد از شك در اشواط طواف و بناى بر بطلان طواف آنرا اعاده كند، ولى در اثناى طواف اعاده اى تعداد اشواط طواف قبلى معلوم شود طواف دوم را به نيت وظيفه فعلى اعم از تكميلى و يا مستقل به پايان برساند.

مسأله 626. در اعمال حج مثل آن جاهايى كه نياز به حفظ عدد و شمارش هست مانند عدد اشواط طواف و سعى و عدد افكندن سنگ هاى جمره، اعتماد به ديگرى كه سخنش اطمينان آور باشد، مانع ندارد.

مسأله 627. معناى كثيرالشك در طواف و سعى، عرفى است; يعنى وقتى شخصى خود را با ديگران در امر طواف يا سعى با امثال خود مقايسه مى كند، متوجه غير متعارف بودن شك و وسوسه ى خود مى گردد.

مسأله 628. در رابطه با صحت طواف نيز نبايد به وسوسه ها اعتنا كرد و اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كرد خيلى عادى به شكلى كه در احكام قبلى متعرض شده ايم در جاى خودش جبران كند و با پيروى از وسوسه ها خود را به سختى نيندازد.


صفحه 158

مسأله 629. كثيرالشك در تعداد دورهاى طواف، به شك خود اعتنا نمى كند، پس بنا را به طرفى نمى گذارد كه موجب بطلان طواف او باشد، اما در رمى بايد آن قدر پرتاب كند كه يقين نمايد.

مسأله 630. اگر طواف كننده در اشواط طواف، شك كند و گمانش به يك طرف بيشتر باشد و با بناى بر آن، طواف را تمام نمايد و بعد از انجام اعمال، به صحت طواف يقين پيدا كند، در صورتى طواف او درست است كه به قصد رجا و كشف حال، طواف را ادامه داده باشد، ولى اگر صرفاً به ظنّ خود اعتماد كرده، طواف صحيح نيست و بايد بعد از نماز، آن طواف و نماز را اعاده و اگر اعمال مترتبه را انجام داده مجدداً آن ها را بياورد.

مسأله 631. مجرد نيّت قطع طواف مضر به طواف نيست، ولى اگر كسى در نيمه ى دوم طواف، طواف را رها كرد و از مطاف خارج شد، احتياط اين است كه پس از اتمام طواف قبلى و خواندن نماز آن، طواف ها و نماز آن را اعاده كند.

مسأله 632. اگر شخصى در اثناى طواف از ادامه معذور شد، اگر ممكن است او را حمل كنند و يا با ويلچر و امثال آن طواف دهند و اگر ممكن نيست نايب بگيرند و نايب يك طواف كامل به نيت اعم از اعاده و اتمام يا به عنوان تكليف فعلى منوب عنه انجام دهد و نماز، آن را بخواند و احتياطاً خود اين شخص نيز در هر كجا هست، اگر امكان دارد نماز طواف خودش را بخواند.

مسأله 633. سابقاً متذكر شديم كه شخص هنگام وارد شدن در مطاف، نيّت او اين باشد كه طواف خود را همراه با مردمى كه در مطاف هستند انجام مى دهم لذا مختصر جابه جايى و فشارهاى معمولى مشكلى براى او بوجود نمى آورد.


صفحه 159

مسأله 634. در مواردى كه اتمام و اعاده ى طواف لازم است، فرق نمى كند كه طواف اصلى باشد يا طواف اعاده اى، ولى بايد از وسوسه پرهيز كند.

مسأله 635. همان طور كه از مسائل قبل برمى آمد آوردن طواف فراموش شده يا جبران طواف ناقص در غير ماههاى حج مانع ندارد، چه اصالةً و چه نيابةً.

مسأله 636. هنگام طواف دادن مريض و عاجز به مقدار ممكن بايد شرايط و احكام طواف را درباره ى آن ها مراعات كرد.

مسأله 637. اشخاصى كه در خارج مطاف با ويلچر طواف داده مى شوند ديگر نياز نيست نايب بگيرند مگر اين كه آن ها را در طبقه ى دوم طواف دهند.

مسأله 638. انجام دادن طواف نيابى قبل از انجام دادن طواف واجب خود، مانع ندارد ولى احتياط مستحب اين است كه بعد از انجام اعمال خود، براى منوبٌ عنه انجام دهد.

مسأله 639. اگر كسى مريض يا طفلى را حمل مى كند و يا با چرخ مى برد و طواف يا سعى مى دهد، خودش نيز مى تواند نيّت طواف يا سعى كند ليكن در طواف بايد تكليف خود را عمل كند.

احكام بانوان در طواف

مسأله 640 . زنى كه عادت عدديه او مثلاً هفت روز است، اگر پس از هفت روز پاك شد و غسل كرد و اعمال عمره را انجام داد ولى بعداً خون ديد اين دو حالت دارد:

الف. اگر قبل از ده روز قطع شد همه روزهايى كه خون ديده و روزهايى كه پاك شده سپس خون ديده محكوم به حيض است بايد اعمالى را كه انجام


صفحه 160

داده اعاده كند.

ب. اگر از ده روز گذشت، غير از هفت روز اوّل، روزهاى ديگر محكوم به استحاضه است و اعمالى را كه در غير از هفت روز اوّل انجام داده درحال پاكى انجام داده است و صحيح است.

مسأله 641 . اگر زنى در طواف عمره تمتع پيش از سه شوط و نيم خون ديد، بايد فوراً مسجد را ترك كند و پس از پاك شدن طواف و ساير اعمال را از اوّل به جا آورد، و اگر زمان تنگ باشد و پيش از عرفات به عرفات پاك نشود، حج او تبديل به حج افراد مى شود .

مسأله 642 . اگر زنى پس از سه شوط و نيم از طواف، خون ديد و تا وقت وقوف در عرفات پاك نشد، باقيمانده اعمال عمره را مانند سعى و تقصير انجام مى دهد، سپس براى حج تمتع محرم مى شود و در بازگشت از منى به مكه پيش از طواف حج، بقيه طواف عمره تمتع را با نمازش به جا مى آورد، سپس به اعمال حج مى پردازد.

مسأله 643 . اگر زنى حائض بوده ولى از وضع خود اطلاع نداشت و اعمال عمره را انجام داد، سپس از وضع خود آگاه گشت، اگر پس از پاك شدن از حيض، براى انجام طواف و نماز و سعى وقت باقى است، بايد اعمال گذشته را تجديد كند و اگر باقى نيست، حج او به حج افراد تبديل مى شود، سپس يك عمره مفرده به جا مى آورد.

مسأله 644 . اگر زنى عمره تمتع را انجام داده بعد از آن متوجه شد كه طواف او باطل بوده است، سپس حائض شد، هرگاه قبل از رفتن به عرفات پاك شد، طواف و نماز و سعى و تقصير را اعاده كند و اگر وقت تنگ باشد، حج او به


صفحه 161

حج افراد تبديل مى شود، و پس از حج، يك عمره مفرده به جا بياورد.

مسأله 645 . اگر زنى به تصور اين كه پاك شده، طواف را و نماز طواف را انجام دهد، ولى به هنگام سعى متوجه شود كه هنوز پاك نشده است تكليف وى با تكليف كسى كه پس از انجام همه عمره، متوجه شده كه حائض بوده است يكى است.

مسأله 646. زنى كه در غير ايام عادت لك ديده و به اعتقاد پاكى، طواف و نماز را انجام داده و شب بعد خون با شرايط حيض ديده است، اگر يقين كند كه بعد از ديدن لك، خون در باطن فرج بوده و قطع نشده در اين صورت حائض بوده و طواف و نمازش صحيح نيست. پس اگر وقت دارد بعد از پاك شدن و غسل حيض، اعمال را انجام دهد، ولى اگر تا رفتن به عرفات پاك نشد، وظيفه ى اين زن حج اِفراد است.

مسأله 647. در مسأله ى قبل، اگر زن بعد از لك ديدن و انجام اعمال، شك دارد كه خون در باطن فرج بوده يا يقين دارد كه خون قطع شده و با انجام وظيفه ى مستحاضه، اعمالش را انجام داده، اعمال او صحيح است.

مسأله 648. زنى كه حيض نمى شود ولى گاهى خون مى بيند، اگر خون تا سه روز استمرار ندارد ولو در باطن فرج، حكم استحاضه را دارد.

مسأله 649. اگر زنى به جاى نيّت غسل حيض، نيّت غسل جنابت كرده، اگر منظور او اين بوده كه به خاطر وظيفه ى فعلى اش غسل مى كند و از باب سبق لسان و يا ندانستن يا فراموشى و امثال آن اين گونه نيّت كرده، غسل او صحيح است. و به اصطلاح فقهى از باب خطا در تطبيق است .

مسأله 650. زن حامله و زنى كه بچه شير مى دهد ممكن است حيض


صفحه 162

ببيند.

مسأله 651. هرگاه زن قرشيه پس از شصت سال قمرى و غير قرشيه پس از پنجاه سال قمرى در بين اعمال، خون ببيند حكم مستحاضه را دارد ولو چند روز متوالى طول بكشد و همه به اوصاف حيض باشد.

مسأله 652. لكه هايى كه زنها بعد از استفاده از قرص يا غير آن مى بينند و سه روز ولو در باطن ادامه ندارد هر چند در ايّام عادت باشد حكم استحاضه را دارد و بايد به وظيفه ى مستحاضه عمل شود.

مسأله 653. اگر زنى در حال طواف، مستحاضه قليله شود اگر پس از تجاوز از نيمه طواف باشد پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند و نماز آن را مى خواند و اگر قبل از آن اين حالت رخ دهد پس از وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را از سر بگيرد و نماز طواف را بخواند .

مسأله 654. مستحاضه كثيره كه خون او قطع نمى شود، اگر وظايف روزانه ى خود را براى نماز انجام داده براى طواف و نماز آن، وظيفه ى جداگانه اى ندارد، ولى احتياط مستحب است كه براى طواف و نماز آن، غسل جداگانه اى بنمايد و لازم نيست هنگام شروع به طواف و يا در اثناء آن خون قطع باشد، ولى كسى كه مى خواهد به احتياط مستحب عمل كند مبادرت عرفى به عمل بعد از غسل لازم است و لازم نيست در اطراف مسجدالحرام غسل كند، بلكه غسل از هتل و طى مسافت آن با ماشين لطمه اى به اين مبادرت نمى زند.

مسأله 655. مستحاضه اى كه براى انجام نماز يوميه مثلاً ظهر غسل كرده و وضو گرفته و به مسجد آمده و مصادف شد با انجام فريضه، مى تواند بعد


صفحه 163

از انجام فريضه ى ظهر به همان طهارت براى طواف و سپس نماز آن اكتفا كند.

سوم: نماز طواف واجب

سومين عمل از اعمال عمره، دو ركعت نماز پس از طواف است، و كيفيت آن بسان نماز صبح است.

مسأله 656 . نماز طواف را مى توان با هر سوره اى از سوره هاى قرآن جز سوره هايى كه در آن آيه سجده وارد شده است، خواند، بهتر است در ركعت نخست سوره توحيد و در ركعت دوم سوره «قل يا أيها الكافرون» را خواند.

مسأله 657 . نماز طواف و نمازهاى يوميه در احكام، يكسان مى باشند از اين جهت «شك» در عدد ركعات، مايه بطلان نماز طواف است، و ظن در ركعات آن، معتبر مى باشد.

مسأله 658 . دو ركعت نماز طواف، كيفيت خاصى ندارد، مى توان آن را بلند و يا آهسته خواند.

مسأله 659 . زمان نماز طواف، پس از اتمام طواف است، و بايد پس از طواف به خواندن نماز مبادرت ورزيد، و فاصله ميان آن دو زياد نباشد كه موالات به هم بخورد.

مسأله 660 . جايگاه نماز طواف، «نزد مقام ابراهيم» است، بنابراين پشت مقام و يا دو جانب او مادامى كه جلوتر از مقام نباشد، از نظر صحت نماز يكسان است و اگر در برخى از روايات، جايگاه نماز«پشت مقام» معرفى شده ناظر بر اين است كه جلوتر از مقام نباشد و ناظر به نفى دو جانب مقام نيست.

مسأله 661 .هرگاه به خاطر ازدحام جمعيت، نتواند نزد مقام، نماز بخواند


صفحه 164

نماز را در نزديك ترين نقطه به مقام به جا آورد، خواه اين نقطه، پشت مقام ابراهيم محسوب شود، يا دو جانب آن، و كوشش كند با وجود نزديك ترين نقطه، به نقطه دورتر نرود.و لازم نيست براى خلوت شدن مقام صبر كند. چه بسا صبر كردن موجب از بين رفتن موالات بين طواف و نماز آن بشود.

مسأله 662 . اگر نماز طواف را فراموش كرد، هر موقع به خاطر آورد، در همان مقام ابراهيم به تفصيلى كه گفته شد، به جا آورد.

مسأله 663 . اگر به هنگام «سعى ميان صفا و مروه» كه يكى از واجبات عمره است، به خاطرش آمد كه نماز طواف را نخوانده است، سعى را رها مى كند، نماز طواف را به جا مى آورد، سپس سعى را از همان نقطه اى كه قطع كرده به پايان برساند.

مسأله 664 . اگر شخصى نماز طواف را فراموش كرد، و اعمال بعدى را مانند سعى و تقصير، انجام داد، بعداً متذكر شد كه نماز طواف را به جا نياورده است بايد نماز طواف را ، به جا بياورد، ولى اعاده اعمال بعد واجب نيست.

مسأله 665 . شخصى كه نماز طواف را فراموش كرده اگر در مكه است بايد نماز را در مسجدالحرام نزد مقام ابراهيم به جا آورد و اگر از مكه خارج شده و بازگشت به مكه مشكل نباشد، بايد به مكه برگردد، در نزد مقام ابراهيم بخواند و در صورت مشكل بودن، هر كجا كه متذكر شد، مى تواند آن را به جا آورد.

مسأله 666 . اگر كسى بميرد، و نماز طواف بر ذمه او باشد، بر پسر بزرگ او لازم است ، آن را قضا كند.

مسأله 667 . نماز طواف بايد بسان ديگر نمازها با قرائت صحيح خوانده شود و اگر موفق به آموزش نشد، كسى را وادار كند كه قرائت صحيح را به او تلقين كند و اگر امكان نداشت به هر نحوى كه مى تواند به جا بياورد و احتياطاً


صفحه 165

نائب نيز بگيرد.

مسأله 668 . نماز طواف مستحب را در همه جاى مسجد مى توان خواند.

مسأله 669 . اگر پس از انجام طواف و پيش از خواندن نماز طواف، نماز جماعت تشكيل شود،كه بتواند نماز طواف را نزد مقام ابراهيم بخواندد بايد صبر كند، تا نماز جماعت تمام شود و نماز طواف را نزد مقام ابراهيم به جا آورد و اين مقدار فاصله، ضررى ندارد، و اگر به خاطر ازدحام ، نتوانست در «نزد مقام» به جا آورد، در نزديك ترين نقطه به مقام خواه پشت مقام محسوب شود و يا دو جانب آن، نماز را به جا آورد.

مسأله 670 . اگر زنى نماز طواف عمره را فراموش كرد، و سعى و تقصير انجام داد، آنگاه حائض شد و به خاطر آورد كه نماز طواف را نخوانده است و تا وقت رفتن به عرفات پاك نشد، وى براى حج تمتع احرام مى بندد، پس از اعمال عرفات و منى، وقتى به مكه آمد، قبل از طواف حج، نماز طواف عمره را به جا مى آورد، آنگاه به طواف حج مى پردازد.

مسأله 671 . به هنگام خواندن نماز طواف، در صورت امكان، زن جلوتر از مرد، و يا محاذى او، ويا مرد پشت سر زن و يا محاذى او نباشد، و اگر رعايت اين شرط حرجى باشد، و يا لازمه آن به هم خوردن موالات بين طواف و نماز گردد، رعايت اين شرط لازم نيست.

مسأله 672. ميزان در فاصله بين طواف و نماز آن مبادرت عرفيه است، لذا نبايد بين طواف و نماز آن، نماز مستحبى بخواند و يا كارهاى مستحب ديگر مثل استلام حجر و... انجام دهد و تأخير غير عمدى مشكلى ندارد، اگر كسى عمداً بين طواف و نماز فاصله زياد انداخت، بايد علاوه بر نماز، طواف و


صفحه 166

نماز آن را اعاده كند و اگر عمداً نخواند و اعمال مترتبه را انجام داد، از احرام خارج نشده و بايد به ترتيبى كه گفته شد نماز را بخواند و سپس طواف و نماز آن و اعمال مترتبه را اعاده كند.

مسأله 673. اگر خواندن نماز طواف، موجب فوت وقت نماز يوميه مى شود، بايد اوّل نماز يوميه را بخواند.

مسأله 674. هنگام ازدحام كه بايد ملاحظه پشت و يا دو طرف مقام را بنمايد اگر جمعيت طواف كننده چنان كه در ايام حج و يا بعضى ايام عمره تا شعاع خيلى زياد از كعبه ادامه دارد موجب شود نماز را در فاصله ى دور بخواند بايد جورى بايستد كه مقام بين او و خانه باشد. نه يكى از دو طرف او .

مسأله 675. افرادى كه در طبقه ى بالا طواف داده مى شوند و نايب آن ها در طبقه ى پايين طواف مى كند، اگر مى توانند و براى آن ها حرج ندارد خود نيز بايد نزد مقام نماز بخوانند والاّ در طبقه ى بالا خلف مقام نماز بخوانند.

مسأله 676. اگر فرضاً پشت مقام دو طبقه شود، نماز در طبقه ى بالا يا زيرزمين در صورتى صحيح است كه نزد مقام بودن احراز شود.

مسأله 677. اگر كسى از روى سهو و يا جهل و يا نسيان نماز طواف را در حجر اسماعيل و يا در مسجدالحرام در غير نزد مقام ابراهيم خوانده است، بايد آن را نزد مقام اعاده كند و اعاده اعمال مترتب بر آن لازم نيست; هر چند بعد از تقصير يا در اثناى حج ملتفت شود و اگر از مكه بيرون رفته به احتياط واجب در همان جايى كه هست بخواند مگر برگشتن به مكه براى او مشكل نباشد.

مسأله 678. اگر زنى نماز طواف را از روى سهو و يا جهل و يا نسيان نزد مقام نخوانده، مثلاً در حجر يا در جاى ديگر مسجد خوانده و سعى و تقصير


صفحه 167

نموده و بعد از آن حائض شده است و تا وقوف به عرفات پاك نمى شود عمره ى او صحيح است و بايد براى حج تمتع محرم شود و بعد از برگشتن از منا قبل از طواف حج، نماز طواف عمره را بخواهد .

مسأله 679. هنگامى كه نمازگزار مى خواهد نزد مقام، نماز طواف را بخواند سعى كند مكانى بايستد كه به او تنه نزنند; هر چند كمى دورتر از مقام باشد. تنه اى كه او را از حالت نمازگزارى خارج نكند، اشكالى ندارد و شروع نماز طواف با احتمال حركت و هل خوردن، در صورتى كه به صورت صحيح انجام دهد مانعى ندارد.

مسأله 680. اگر كسى طواف عمره را به جا آورد و بدون نماز و سعى، تقصير كرد، بايد نماز و سعى را به جا آورد و با فرض جهل يا نسيان، اعاده ى طواف لازم نيست، ولى تقصير را اعاده كند و براى تقصير بى جايى كه كرده، كفاره واجب نيست.

مسأله 681. اگر شخصى بعد از طواف، وضويش باطل شد و از روى سهو يا نسيان و جهل، نماز طواف را بى وضو خواند و سعى و تقصير را انجام داد، بايد نماز و سعى و تقصير را اعاده كند.

مسأله 682. نماز طواف از حيث احكام نجاست و محمول نجس يا متنجس، حكم نمازهاى يوميه را دارد.

مسأله 683. اگر كسى با احرام عمره وارد مكه شد و عمداً از يادگيرى قرائت صحيح سرباز زد، معصيت كار است، در صورتى كه براى او حرجى نباشد بايد در احرام بماند و قرائت نماز را اصلاح كند، در صورت حرجى بودن مى تواند طواف و نماز را به جا آورده و سپس نماز را ياد بگيرد و به طور صحيح اعاده كند


صفحه 168

و اگر نتوانست ياد بگيرد احتياطاً نايب هم بگيرد.

مسأله 684. اگر كسى نماز طواف را با قرائت ناصحيح خواند و گمان مى كرد كه صحيح است و بعد متوجه اشتباه شد، نمازش صحيح است.

مسأله 685. نماز طواف را مى شود به جماعت خواند. ولى احتياطاً به آن اكتفا نكند.

مسأله 686. نمى توان در نماز طواف به نماز يوميه اقتدا كرد.

مسأله 687. انجام عمره ى مفرده مستحبى براى كسى كه نمازش را غلط مى خواند و وقت تصحيح آن را نيز ندارد يا اين كه ياد نمى گيرد; مانعى ندارد ولى نبايد براى ديگرى عمره ى نيابتى به جا آورد.

مسأله 688. اگر كسى قرائتش در نماز درست نيست و در حج نايب شده و محرم گرديده است، بايد تا قبل از نماز طواف قرائت خود را اصلاح كند و چنانچه انجام نداد و يا موفق نشد كفايت آن از منوبٌ عنه، محل اشكال است، ليكن بايد حج را به نيت منوب عنه تمام كند و از احرام خارج شود، و در مورد اجرت با اجير كننده مصالحه كند.

مسأله 689. كسى كه از قرائت صحيح ناتوان است ملحق به ذوى الاعذار مى باشد و نمى تواند ولو تبرعاً در حج يا عمره نيابت كند مگر اين كه قرائت خود را تصحيح نمايد.

طواف مستحب

كيفيت طواف مستحب بسان طواف واجب است و در تمام روزهاى سال، مى توان طواف مستحب به جا آورد.


صفحه 169

مسأله 690 . انسان مى تواند از طرف معصومان و بستگان و دوستان اعم از زنده و غير زنده طواف كند، مشروط بر اين كه فرد زنده در مكه حضور نداشته باشند.

مسأله 691 . شرايط طواف مستحب همان شرايط طواف واجب است، جز اين كه وضو شرط نيست، و نماز طواف آن را مى توان در همه جاى مسجدالحرام خواند.

مسأله 692 . مستحب است انسان وقتى وارد مسجدالحرام شد، دو ركعت نماز تحيت مسجد به جا آورد، و اگر طواف نمايد، از نماز تحيّت كفايت مى كند.

مسأله 693 . اگر در شمار دورهاى طواف مستحب شك كرد، بنا را بر اقل بگذارد.

مسأله 694 . كسى كه احرام براى حج بسته، پيش از رفتن به عرفات، طواف مستحب انجام ندهد. و اگر انجام داد، «لبيك» را تجديد كند.

مسأله 695. يك شوط طواف مستحب نيز چنانچه به قصد تقرب و رضاى الهى باشد مانعى ندارد و مى شود حتى آن را به نيابت از ديگرى انجام داد، ولى نمى توان هر شوط از يك طواف كامل را به نيابت كسى انجام داد، ولى مى توان مجموع آن را به نيابت چندين نفر انجام داد و يا ثوابش را به آن ها هديه كرد.

مسأله 696. انجام طواف مستحبى در خارج از حدّ مطاف جايز نيست مگر براى ويلچرى ها يا در زمان ازدحام براى معذورين از طواف در حدّ آن.

مسأله 697. به احتياط واجب بعد از احرام و قبل از انجام اعمال عمره ى تمتع يا مفرده و نيز بعد از احرام حج و قبل از رفتن به عرفات، طواف مستحبى انجام ندهد.

Website Security Test