welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب

نام کتاب : مناسك حج*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

مناسك حج

صفحه 1

   

   مناسك حج


صفحه 2

صفحه 3

صفحه 4

فهرست نويسى پيش از انتشار توسط: مؤسسه امام صادق (عليه السلام)

حضرت آيت الله العظمى سبحانى، 1308 ـ

مناسك حج و احكام عُمره / جعفر سبحانى. ـ ] ويرايش 2[ . ـ قم: مؤسسه امام صادق (عليه السلام)1430 ق . = 1388.

ص 271.    ISBN :978 - 964 - 357 - 276 - 1

كتابنامه به صورت زيرنويس .

1. حج. 2. حج ـ ـ رساله عمليه. الف. مؤسسه امام صادق (عليه السلام). ب. عنوان.

1388 8 م 2 س / 8 / 188 BP    357 / 297

اسم كتاب:    …مناسك حج و احكام عمره

مطابق با فتاواى:    …آية الله العظمى سبحانى

استخراج وتطبيـق:    … اصغر رضوانى دهاقانى

چـــــــــاپ:    …دوم (ويرايش جديد)

تاريـــــــخ:    …1388 / 1430 هـ

چاپخانــه:    …مؤسسه امام صادق (عليه السلام)

ناشـــــر:    …مؤسسه امام صادق (عليه السلام)

شمارگــان:    …1000

صفحه آرايى:    …مؤسسه امام صادق (عليه السلام) ـ محسن بطاط

www.imamsadiq.org

www.shia.ir www.tohid.ir

Email: imamsadig@gmail.com

مركز پخش: قم ـ ميدان شهدا، انتشارات توحيد

?7745457 و 9271 151 0912


صفحه 5

مطابق بافتاواى


صفحه 6

(إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ * فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ)

سوره آل عمران: 96 ـ 97


صفحه 7

فهرست مطالب

اهميت و آثار سازنده فريضه حج   …13

فصل اول

وجوب حج   …19

حج مستحب   …21

شرايط وجوب حجة الاسلام   …23

   شرط اول و دوم: بلوغ و عقل   …23

   شرط سوم: حريّت   …25

   شرط چهارم: استطاعت   …25

خروج از استطاعت   …36

شرايط نايب و منوب عنه   …37

نيابت معذور   …41

احكام نيابت   …44

فصل دوم

اقسام حج    …47


صفحه 8

حج افراد و قران و كيفيت احرام بستن براى آن دو   …47

اقسام عمره و موارد آن   …52

   محل احرام عمره ى مفرده   …56

موارد عدول و يا تبدّل حج تمتع به اِفراد   …57

حج تمتع   …64

فصل سوم

احرام براى عمره تمتع   …67

فصل چهارم

واجبات احرام   …75

1. پوشيدن جامه هاى احرام   …75

2. نيّت احرام   …78

3. تلبيه   …80

فصل پنجم

محرمات احرام   …85

اوّل: شكار   …85

دوم: التذاذ جنسى   …87

سوم: عقد كردن   …90

چهارم: استمنا   …91

پنجم: عطر زدن   …91

ششم: پوشيدن لباس دوخته و يا شبيه آن   …93


صفحه 9

هفتم: سرمه كشيدن   …96

هشتم: نگاه كردن در آينه   …96

نهم: پوشيدن روى پا   …97

دهم: سخنان ناشايست(فسوق)   …98

يازدهم: جدال   …98

دوازدهم: كشتن جانوران   …100

سيزدهم: زينت نمودن   …100

چهاردهم: روغن ماليدن بر بدن   …102

پانزدهم: زدودن مو از بدن   …103

شانزدهم: پوشاندن سر براى مردان   …104

هفدهم: روبند زدن براى زنان   …107

هيجدهم: حركت زير سايبان براى مردان   …108

نوزدهم: بيرون آوردن خون از بدن   …110

بيستم: ناخن گرفتن   …111

بيست و يكم: كندن دندان   …112

بيست و دوم: كندن و بريدن گياه و درخت حرم   …113

بيست و سوم: بستن سلاح بر خود   …114

ملحقات محرمات احرام   …114

فصل ششم

الف:اعمال عمره ى تمتع   …117


صفحه 10

طواف كعبه   …117

   واجبات طواف   …122

   مقدمات طواف   …122

      اوّل: نيت   …122

      دوم: طهارت از حدث اكبر و اصغر   …124

         مسلوس ومبطون   …132

      سوم: طهارت بدن و لباس   …133

      چهارم: ختنه   …136

      پنجم: ستر عورت   …137

كيفيت طواف   …138

   1و2. ابتدا و ختم به حجر اسود   …138

   3. قرار گرفتن كعبه در سمت چپ   …139

   4. طواف از خارج حجر اسماعيل   …141

   5. طواف ميان بيت و مقام ابراهيم   …143

   6. خروج از كعبه و شاذروان   …147

   7. مراعات هفت شوط   …148

احكام بانوان در طواف   …159

نماز طواف واجب   …163

طواف مستحب   …168

سعى ميان صفا و مروه   …170


صفحه 11

تقصير يا كوتاه كردن مو   …180

احكام پس از فراغ از عمره تمتع   …184

ب: اعمال حج تمتع   …188

   1. احرام بستن براى حج تمتع   …189

   2. وقوف در عرفات   …192

   3. مشعرالحرام   …195

      صورت هاى وقوف در عرفات و مشعر   …200

   4. رمى جمره عقبه   …202

   5. قربانى كردن   …209

      1. سنّ قربانى   …210

      2. سالم بودن   …210

      3. كمال خلقت (نداشتن عيب بدنى)   …210

      4. لاغر نبودن   …211

      محلّ قربانى   …213

      شرايط و محل ذبح كفّارات   …220

   6.تراشيدن سر يا كوتاه كردن مو   …223

فصل هفتم

اعمال مسجدالحرام   …231

طواف نساء   …235


صفحه 12

فصل هشتم

گذراندن شب در منا (بيتوته)   …239

رمى جمرات سه گانه   …241

رمى جمرات ثلاث   …242

محصور و مصدود   …249

وظيفه ى مصدود در مراحل مختلف   …249

وظيفه ى محصور   …254

مسائل متفرقه   …260

احكام تقليد   …267

احكام مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)   …269

چند مسأله    …269

فهرست مطالب    …7


صفحه 13

اهميت و آثار سازنده فريضه حج

فريضه حج، عمل عبادى و از اركان دين به شمار مى رود، و در تمام عمر يك بار بر انسان واجب مى شود، و وجوب آن از ضروريات دين و منكر آن مرتدّ و تارك آن مستحقّ عقاب و عذاب الهى است، و كافى است كه بدانيم اسلام عملى، بر پنج اصل اساسى استوار است: 1. نماز، 2. زكات، 3. حج، 4. صوم، 5. ولايت.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:زائران خانه خدا چه در حج و يا عمره مهمانان خدا هستند كه اگر چيزى را درخواست كنند به آنان داده مى شود، و اگر او را بخوانند اجابت مى كند. اگر درباره كسى شفاعت كنند، شفاعت آنان پذيرفته مى شود، و اگر چيزى از خدا نخواهند، خدا خود به آنان مى بخشد.

هدف از تشريع فريضه حج، دعوت به خضوع در برابر خداست و اين مطلب با توجه به اعمال حج كاملاً روشن و هويدا است.

عبادت و پرستش حق، و طرد پرستش غير او، از نخستين اعمال آن گرفته تا آخرين عمل آن آشكار است، و نيازى به تذكر ندارد بالأخص اگر اين


صفحه 14

اعمال با دعاهاى مستحب، و اذكارى كه پيرامون آنها وارد شده است توأم گردد، و از مجموع اين اعمال چنين نتيجه گرفته مى شود:

حج: عبادت و پرستش حق است، در بهترين و زيباترين صورت ممكن.

حج: خضوع در برابر خداى با عظمت است، در بهترين شكل.

حج: تضرع و زارى به درگاه حق است، در عميق ترين نوع آن.

حج: عبادتى است كه در آن همه نوع عناصر اظهار عبوديت و بندگى گرد آمده و خضوع و خشوع، تقوا و وارستگى از شهوات، و بريدگى از دنيا، كاملاً در آن به چشم مى خورد.

زائران خانه خدا، با پوشيدن دو قطعه لباس، وارستگى خود را از مظاهر مادى به نمايش گذارده و چنين وانمود مى كنند كه جز خدا، همه چيز حتى فرزند، خانواده و ميهن، همه و همه را به دست فراموشى سپرده اند و چيزى كه محيط فكر زائر خانه خدا را مشغول مى سازد، جز «لبيك گفتن به نداى خداى يگانه» چيزى ديگر نيست.

اين مسأله با توجه به اعمال فريضه حج و اماكنى كه اين اعمال در آنجاها انجام مى گيرد و مواقفى كه بايد زائر در آنجا توقف كند، كاملاً واضح و روشن است از اين جهت بايد حج را از بزرگ ترين اعمال عبادى و فرائض مذهبى شمرد.

فلسفه حج تنها در خودسازى منحصر نمى شود، هر چند خود آن، از ارزش والايى برخوردار است.

در انجام اين فريضه الهى، آثار سازنده و مصالح اجتماعى و دينى فراوانى است كه امام صادق(عليه السلام) در سخنان خود بدان اشاره نموده است.


صفحه 15

«وَجَعَلَ فِيهِ الإِجْتِماعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لِيَتَعارَفُوا وَلِتُعْرَفَ آثارُ رَسُولِ اللّهِ وَتُعْرَفَ أَخْبارُهُ وَلا تُنْسى وَلَوْ كانَ كُلُّ قَوْم إِنَّما يَتَّكِلُونَ عَلى بِلادِهِمْ وَما فِيها هَلَكُوا وَخَرِبَتِ الْبِلادُ وَسَقَطَ الْجَلْبُ وَالأَرْباحُ وَعَمِيَتِ الأَخْبارُ وَلَمْ يَقِفُوا عَلى ذلِكَ وَذلِكَ عِلَّةُ الْحَجِّ».(1)

«در سرزمين مكّه، اجتماعى از مردم مشرق و مغرب زمين پديد مى آيد تا يكديگر را بشناسند و با آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) (تعاليم و احاديث) آشنا شوند، و اگر هر گروهى به آنچه خود داشتند، اكتفا مى كردند، نابود مى شدند، و آبادى ها رو به ويرانى مى نهاد و تجارت و بازرگانى به تباهى مى گراييد. اخبار و گزارشها به دست مردم نمى رسيد».

امام در اين حديث، به برخى از آثار ارزشمند حج اشاره مى كند كه تنها به بيان رؤوس آنها اكتفا مى كنيم:

1. شناخت مسلمانان از يكديگر

2. شناخت آثار و تعاليم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)

3. بهره گيرى از منافع اقتصادى حج ، زيرا اگر هر كسى به آنچه كه در اختيار دارد، اكتفا نمايد، چرخ زندگى از حركت مى ايستد، و تبادل كالا و خدمات در ميان اجتماعات مختلف، اساس زندگى است.

4. تبادل اخبار و آگاهى ها، زيرا هر گروهى از نقطه اى در آنجا جمع شده و مى توانند يكديگر را از نقاط قوت و ضعف خود آگاه سازند.

***


1 . بحارالأنوار، ج99، ص 33، نقل از علل الشرائع صدوق.


صفحه 16

فريضه حج، بسان فريضه نماز، از مسائل فراوانى برخوردار است، و احاطه بر مسائل آن، نياز به تلاش پيوسته اى دارد. زراره مى گويد: به امام صادق (عليه السلام)عرض كردم: فدايت شوم چهل سال است درباره حج از شما سؤال مى كنم، شما هم پاسخ مى دهيد و هنوز مسائل آن به پايان نرسيده است. امام در پاسخ گفت: آيا خانه اى كه پيش از آفرينش آدم، «مطاف ملائكه» بوده، مى تواند مسائل آن در مدت چهل سال به پايان برسد؟(1)

از روايات زيادى استفاده مى شود كه حضرت باقر(عليه السلام) و فرزند عزيزش حضرت صادق (عليه السلام) آموزگاران امّت در مسائل حج بوده اند، تا آنجا كه ابوحنيفه مى گويد: «لولا جعفرُ بن محمد ماعلِمَ النّاسُ مناسك حجّهم».(2)

صحيح مسلم كه يكى از صحاح شش گانه اهل سنّت است، پيرامون اعمال عمره و حجّ، حديثى از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند حضرت در آن حديث سرگذشت حج پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)را از آغاز حركت از مدينه تا نزول آن حضرت به مكه و اعمالى كه انجام داده به تفصيل يادآور مى شود.(3)

و اگر مسلمانان كار خود را در اعمال حج بر اين حديث كه خاندان پيامبر از جدّ بزرگوارشان نقل كرده اند ، استوار سازند، كمتر اختلافى رخ مى دهد.

در سال 1334 كه ملك سعود مهمان دولت ايران بود، مرحوم آية اللّه العظمى حاج آقا حسين بروجردى (1292ـ 1380) اين حديث را در پاسخ نامه اى كه از طرف ملك ارسال شده بود، براى او فرستاد، و همراه اين حديث


1 . وسائل الشيعه، ج8، باب1، از ابواب وجوب حج، حديث12.

2 . من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 519، كتاب حج، باب نوادر حج، شماره 3113.

3 . صحيح مسلم، ج4، باب حجة النبى، ص 39ـ 43.


صفحه 17

نامه اى نوشت و در آن تلويحاً يادآور شد كه عمل به اين حديث، مايه نزديكى مسلمانان به يكديگر مى باشد.

***

يادآور مى شويم، مسائل حج، به خودى خود مشكلاتى دارد، زيرا «حج» عملى است مركب از اجزاى مختلف در مكان هاى گوناگون كه براى نوع حجاج كه در عمر يك بار به اين سفر مى روند با غرابت و سختى هاى مختلفى همراه است.

از اين جهت، بايد روحانيان كاروان ها، مسائل را با بيانى روشن و ساده مطرح كنند و از پيچيده گويى بپرهيزند و به ويژه از بازگويى برخى از فروع نادر كه كمتر اتفاق مى افتد، خوددارى ورزند، مگر اين كه سؤال شود.

در اين رساله ، سعى شده است مسائل مورد ابتلا به زبان ساده و دور از اصطلاحات علمى بيان شود، مسلماً مسائلى هم هست كه در اين رساله نيامده ، و در صورت نياز، مى توان از طريق استفتا به دست آورد.

خداوند همگان را به اعمال نيك و پسنديده موفق گرداند

و خلوص در عمل را، به همگان عطا فرمايد.


صفحه 18

صفحه 19

فصل اول

وجوب حج

مسأله 1 . «حج» تحت شرايطى كه بعداً بيان مى شود، در عمر، يك بار واجب مى شود و آن را «حجّة الإسلام» مى گويند، و شرط آن استطاعت است.

مسأله 2 . بر شخص مستطيع لازم است در نخستين سال استطاعت، حج را به جاى آورد و تأخير آن جايز نيست و اگر سال اوّل نرفت، بايد سال دوم برود و اگر نرفت در سال بعد.

مسأله 3 . هرگاه انجام حجة الاسلام با ترك واجبى يا ارتكاب گناه همراه باشد، بايد به حج برود، مگر اين كه واجبى كه ترك مى كند يا گناهى كه انجام مى دهد، اهميت بالاترى داشته باشد.

مسأله 4. هرگاه فردى نذر كند كه مثلاً در روز عرفه سال جارى در كربلاى معلاّ باشد، و سيدالشهدا 7 را زيارت كند، ولى پس از نذر مستطيع شود، بايد عمل به نذر را بر حج مقدم بدارد، ولى اگر مستطيع بود و بعداً نذر كرد، در اين صورت حج، بر نذر مقدم مى باشد.

و همچنين است اگر نذر كند كه چند سال متوالى روز عرفه در كربلا باشد، سپس مستطيع شود، در اين صورت نيز اگر پس از نذر مستطيع شده در آن سال بايد اول به نذر عمل كند ولى سال بعد به حج برود و سالهاى بعد هر ساله به نذر عمل كند.


صفحه 20

مسأله 5. اگر كسى احتمال مى دهد حجى كه در سال هاى قبل انجام داده صحيح نبوده يا احتمال مى دهد مستطيع نبوده است و فعلاً شرايط استطاعت را دارد و بخواهد احتياط كند، به عنوان امتثال امر فعلى در تمام مراحل نيّت كند.

مسأله 6. يادگيرى و دانستن اعمال حج و لو اجمالاً، براى مستطيع، قبل از سفر لازم نيست همين قدر كه در وقت عمل ياد بگيرد و عمل كند، كافى است و لو اين كار با كمك ديگران مثل روحانى كاروان باشد، البته شايسته است پيش از محرم شدن آگاهى اجمالى به اعمال عمره و حج داشته باشد.


صفحه 21

حج مستحب

مسأله 7. ترك حج در پنج سال متوالى مكروه است; همين طور هنگام خروج از مكّه مستحب است قصد بازگشت داشته باشد، و از خداوند بخواهد بار ديگر نصيب او نمايد و قصد باز نگشتن مكروه است.

انجام حج در موارد زير مستحب است:

ـ از طرف معصومين، خويشاوندان و سايرين;

ـ كسانى كه شرايط استطاعت را ندارند، ولى به نوعى رفتن حج براى آن ها ميسّر شده است و لو با زحمت و مشقت;

ـ كسى كه قبلاً حج واجب خود را انجام داده است;

ـ كسى كه با قرض كردن و وام گرفتن مى تواند به حج برود;

ـ كسى كه مى تواند به نيابت از ديگران به حج برود يا به عنوان هاى ديگر;

ـ تكرار حج در هر سال; خصوصاً براى متمولين;

مسأله 8. ثواب حج مستحبى را مى توان بعد از اتمام به ديگران، چه مرده و يا زنده، هديه كرد و نيز مى توان از اوّل چنين نيتى داشت.

مسأله 9 . كسانى كه شرعاً مستطيع نيستند ولى مى توانند با زحمت و مشقت، حج به جا بياورند، براى آنها مستحب است كه به حج بروند، و براى كسانى كه حج واجب را انجام داده اند، نيز مستحب است كه بار ديگر به حج بروند .

مسأله 10 . انسان مى تواند از طرف افراد زنده يا مرده حج استحبابى به


صفحه 22

جا آورد، و همچنين مى تواند از طرف آنان طواف كند، البته اين در صورتى است كه آنان در مكّه نباشند و يا در صورت بودن، معذور باشند.

مسأله 11 . كسى كه امكان مالى ندارد، مستحب است قرض كند و به حج برود، مشروط بر اين كه توانايى پرداخت آن را به موقع داشته باشد، البته اين نوع حج از «حَجّة الإسلام» كفايت نمى كند.

مسأله 12 . كسى كه استطاعت مالى دارد ولى دارايى او را اموال حرام تشكيل مى دهد، مستطيع نيست، ولى كسى كه احتمال مى دهد كه دارايى او آميخته به حرام باشد، مستطيع است و بايد به حج برود.

مسأله 13 . كسى كه امكان مالى ندارد مستحب است با پذيرفتن نيابت و يا به عنوان ديگر به حج برود.


صفحه 23

شرايط وجوب حجة الاسلام

حجة الاسلام با چند شرط واجب مى شود:

شرط اول و دوم: بلوغ و عقل

حج بر كودك و ديوانه هر چند استطاعت مالى داشته باشند واجب نيست .

مسأله 14. اگر غير بالغ مُحْرم شود حجّ او صحيح است، ولى از حجّة الإسلام كفايت نمى كند.

مسأله 15 . اگر كودك مميز براى حج محرم شود، ولى هنگامى كه براى وقوف به مشعرالحرام برسد، بالغ گردد حج او حَجّة الاسلام و مجزى است.

مسأله 16 . كسى كه گمان مى كرد بالغ نيست، و به نيّت حج مستحب محرم شد، بعد معلوم گشت كه به هنگام احرام، بالغ، و تكليف او حج واجب بوده است; چنين حجى كفايت نمى كند، مگر اينكه به هنگام احرام، تكليف واقعى خود را قصد كرده ولى تصور مى كرده كه تكليف واقعى او حج مستحب است، به گونه اى كه اگر توجه داشت، حج واجب را قصد مى كرد، در اين صورت حج او مجزى خواهد بود.

مسأله 17 . «ولىّ» كودك غير مميز، مى تواند او را محرم كند، يعنى لباس احرام به او بپوشاند و نيت كند كه اين طفل را براى حج يا براى عمره محرم مى كنم.

مسأله 18 . مقصود از «ولى» فردى است كه مى تواند در مال بچه، شرعاً


صفحه 24

تصرّف كند، مانند پدر و جدّ پدرى و وصىّ . علاوه بر «ولى»، مادر و همچنين كسى كه متكفل امور كودك غير مميز است مى تواند كودك را محرم نمايد در مورد اخير احتياطاً از ولىّ كودك اجازه بگيرد.

مسأله 19 . هرگاه كودك مميّز يا غير مميّز محرم شد، بايد ولىّ او يا مادر، او را از محرمات احرام باز دارد. و اگر محرمات احرام را انجام دهد و «ولىّ» از آن نهى نكند، كفّاره آن بر كسى واجب نيست. مگر آنكه صيد كند كه كفاره آن بر ولى است.

مسأله 20 . هزينه قربانى حج برعهده «ولى» است، و بر مال طفل اگر مالى داشته باشدـ تعلق نمى گيرد. واگر مادر طفل را محرم كند هزينه قربانى برعهده ولىّ است مگر اين كه خود مادر قبول كرده باشد.

مسأله 21 . بر ولىّ و مادر طفل لازم است مراقب باشد كه او اعمال عمره و حج را انجام دهد و اگر به خاطر كوچكى نتواند، به نيابت از او اعمال را انجام دهد.

مسأله 22 . اگر طفل پيش از حضور در ميقات يا پيش از محرم شدن، بالغ گردد، حج او «حجة الإسلام» است.

مسأله 23. اگر كسى بعد از احرام ديوانه شد، به نحوى كه براى انجام حج فاقد قدرت گشت و او را وارد حرم كردند، احتياطاً ولىّ يا متكفل امر او، اعمالش را به صورت عمره ى مفرده تمام كند. و نسبت به حج وظيفه اى ندارد و در مورد عمره اگر مستلزم مخارجى شد ولىّ او از اموالش بپردازد.

مسأله 24. اگر كسى بعد از عمره ى تمتع ديوانه شد لازم نيست او را براى حج تمتع محرم كنند، ليكن ولىّ يا متكفل امر او به نيابت از او طواف نساء و نماز آن بجا آورد و اگر مستلزم مخارجى شد ولىّ او از اموال مجنون بپردازد.


صفحه 25

مسأله 25. اگر كسى پس از استقرار حج بر او، ديوانه شد، اگر اميد زوال بود ولىّ او وظيفه اى نسبت به او ندارد و چنانچه مأيوس بودند، ولىّ او مى تواند از اموالش براى او حج نيابى بگيرد يا اين كار را به اميد برطرف شدن عذرتا هنگام مرگ تاخير اندازند.

شرط سوم: حريّت

مسأله 26. بر بنده و كنيز حج واجب نيست، ولى پس از آزادى اگر مستطيع شدند حكم آن ها مانند ديگران است.

شرط چهارم: استطاعت

استطاعت به معنى توانايى انجام حج است و شاخه هايى دارد كه عبارتند از: توانايى مالى و بدنى، باز بودن راه و امن بودن آن و نيز داشتن فرصت كافى براى رسيدن به انجام اعمال حج.

مسأله 27 . يكى از شاخه هاى استطاعت اين است كه ضروريات و نيازمندى هاى زندگى را در حدّ شأن خود داشته باشد، مانند خانه مسكونى، و وسيله نقليه و... و مسلّماً شؤون افراد و محيط زندگى در تعيين حدود ضروريات، مؤثر است .

مسأله 28 . كسى كه امكان مالى براى حج دارد، ولى ازدواج نكرده و به آن نيازمند است، براى او ازدواج مقدّم بر حجّ است، خواه زندگى بدون ازدواج براى او سخت باشد يا نباشد.

مسأله 29 . هرگاه ، تمام شرايط استطاعت، را داشته باشد، و فقط از نظر


صفحه 26

توانايى مالى، از كسى طلب دارد كه وقت آن رسيده است، و گرفتن آن چندان مشكل نيست، در اين صورت بايد طلب خود را مطالبه كند و به حجّ برود، مگر اين كه بدهكار، طلب او را نپردازد.

مسأله 30 . اگر از فردى طلبى دارد و وقت آن نرسيده است، ولى بدهكار آمادگى دارد كه بدهى خود را بپردازد، بايد طلب خود را دريافت كند و به حج برود.

مسأله 31 . هرگاه فرد غير مستطيع براى هزينه هاى حج، وام بگيرد، مستطيع نمى شود، هر چند بتواند به تدريج وام خود را بپردازد.

مسأله 32 . هرگاه فرد مستطيع، به شخصى بدهكار است، ولى وقت آن نرسيده است، اگر مطمئن باشد كه اگر به حج برود بدهى خود را در وقت خود مى تواند بپردازد، بر چنين فردى، حج واجب مى شود.

مسأله 33 . كسى كه خمس يا زكات بدهكار است، در صورتى مستطيع مى شود كه علاوه بر قدرت بر پرداخت آنها، هزينه هاى حج را نيز داشته باشد.

مسأله 34 . كسى كه استطاعت مالى دارد، ولى استطاعت بدنى ندارد، و يا راه براى او بسته است مى تواند هزينه حج را در جاى ديگر مصرف كند، ولى احتياط مستحب آن است كه در صورت بسته بودن راه، استطاعت مالى خود را حفظ كند، و اگر استطاعت خود را حفظ كرد و سال هاى بعد، استطاعت بدنى پيدا كرد و يا راه باز شد، بايد به حج برود.

مسأله 35 . فردى مستطيع است كه علاوه بر تأمين هزينه هاى رفت و آمد و اقامت در مكه و مشاعر، قدرت مالى بر مقدّمات حج نيز داشته باشد، مانند هزينه هاى گذرنامه و عوارض خروج و غيره....


صفحه 27

مسأله 36 . هرگاه رفتن به حج از راه هاى عادى هزينه كمترى دارد ولى فعلاً مقدور نيست و از راه هاى ديگر هزينه بالاترى دارد، در صورت توانايى، بايد راه دوم را انتخاب كند، مگر اين كه نوعى اجحاف و خسارت غير قابل تحمّل براى او باشد. و يا حاكم شرع رفتن از اين راه ها را براى مصالح مردم تحريم كند.

مسأله 37 . هرگاه فردى ملكى دارد كه زائد بر مؤونه زندگى است، بايد آن را بفروشد و به حج برود، و هرگاه شرايط به گونه اى است كه آن را به قيمت كمتر از معمول مى خرند، بايد بفروشد و به حج برود، مگر اين كه تفاوت قيمت به قدرى زياد باشد كه عرفاً تحمّل آن براى او حرجى به شمار آيد.

مسأله 38 . هرگاه فردى، كتابخانه ارزشمندى دارد كه از آن استفاده نمى كند و اگر بفروشد با پول آن مى تواند هزينه حج خود را تأمين كند، چنين فردى مستطيع است، و بايد به حج برود.

مسأله 39 . اگر در استطاعت مالى خود شك كند، در صورتى كه احراز استطاعت آسان باشد بايد در اين مورد تحقيق كند تا وضع خود را روشن سازد.

مسأله 40 . كسى كه توانايى مالى براى رفتن به حج ندارد، ولى فردى اعلام آمادگى مى كند كه در طول مدت حجّ، هزينه سفر او و هزينه زندگى خانواده اش را بپردازد.هرگاه چنين فردى مورد وثوق باشد، و از قول خود برنگردد، چنين فردى بايد به حج برود و به آن «حج بذلى» مى گويند و در اين مورد لازم نيست كه پس از برگشتن، تمكن مالى بر اداره امور زندگى خود داشته باشد. تنها شرط اين است كه پذيرفتن چنين حجى پس از بازگشت، مايه گسستن رشته زندگى او نگردد.


صفحه 28

مسأله 41 . فردى كه تعهد مى كند هزينه سفر حج ديگرى را بپردازد، نمى تواند بعد از شروع سفر او، از تعهد خود بازگردد.

مسأله 42 . كسى كه امكان مالى ندارد، ولى فردى حاضر است هزينه حج و هزينه خانواده او را يكجا به او ببخشد، تا او به حج برود، لازم است آن را قبول كند و به حج برود، و همچنين است اگر مالى را به او ببخشد ولى اسمى از حج به ميان نياورد، بايد بپذيرد و به حج برود.

مسأله 43 . قربانى در «حج بذلى» برعهده كسى است كه «متعهد» شده است هزينه را بپردازد، و اگر نپرداخت، و فرد، قادر بر قربانى باشد، بايد قربانى كند، و در غير اين صورت، حكم او، حكم كسانى خواهد بود كه قادر بر قربانى نيستند، ولى اگر يكى از محرمات احرام را انجام داد و كفاره اى بر آن مترتب شد، برعهده متعهد نيست.

مسأله 44 . هرگاه فردى در مقابل مبلغى اجير شود كه در سفر حج خدمت كند، در صورتى كه آن مبلغ، براى اداره زندگى او و خانواده اش در مدت حج كافى باشد، حج براى او واجب مى شود.و همچنين است كسانى كه حج بر آنها در برابر خدمتشان عرضه مى شود مانند طبيب كاروان، خدمه، مدير و روحانى و ساير عوامل، حج چنين افرادى از حجة الاسلام كفايت مى كند هر چند قبول بر آنها واجب نيست.

مسأله 45 . كسى كه براى انجام حج از طرف كسى «نايب» شود، و مبلغ به حدّى باشد كه او را مستطيع سازد، در صورتى كه براى سال نخست اجير شده باشد، حج نيابتى را مقدم بدارد، و در سال بعد اگر استطاعت او باقى باشد، براى خودش حج انجام دهد.


صفحه 29

مسأله 46 . يكى از شرايط استطاعت مالى اين است كه در طول حج، هزينه افراد تحت تكفّل خود را تا بازگشت از حج داشته باشد، هر چند اين افراد شرعاً واجب النفقه نباشند، ولى عرفاً و اخلاقاً هزينه آنها بر دوش اوست.

مسأله 47 . يكى از شرايط استطاعت مالى اين است كه فرد مستطيع گذشته از داشتن هزينه هاى سفر حج، پس از بازگشت از حج آبرومندانه زندگى كند، مثلاً از طريق تجارت يا كشاورزى و يا صنعت و يا مستغلاّت و يا كسب و كار، درآمدى براى زندگى خود داشته باشد و در اصطلاح فقها به آن «رجوع به كفايت» مى گويند، و اگر پس از بازگشت با عسرت و سختى زندگى كند، چنين فردى مستطيع نمى باشد.

مسأله 48 . فردى كه استطاعت مالى داشته، و حج بر او مستقر شده، ولى فعلاً استطاعت بدنى ندارد، مثلاً مريض است، يا رفتن به حج براى او حرجى و مشقت زاست بر چنين فردى لازم است نايب بگيرد.

مسأله 49. كسى كه حج بر او مستقر شده و الآن به خاطر اعتياد نمى تواند به حج برود بايد ترك كند و عازم گردد و چنانچه مأيوس از ترك باشد بايد نايب بگيرد .

مسأله 50 . فردى كه شرايط استطاعت در او جمع است، نبايد حج را به تأخير بيندازد، و اگر بدون عذر، به تأخير انداخت، و استطاعت او از بين رفت بعداً بايد به هر نحوى شد به حج برود، هر چند مشقت زا و حرجى باشد.

مسأله 51 . فرد مستطيع بايد خود، فريضه حج را انجام دهد، واگر ديگرى را نايب بگيرد كافى نيست، مگر اين كه بيمارى داشته باشد كه از بهبودى آن مأيوس باشد و يا ناقص العضوى كه انجام اعمال و مناسك براى او حرجى


صفحه 30

باشد و يا پير باشد كه انجام حج براى او غير ممكن يا مشقت زا به شمار آيد.

مسأله 52 . كسى كه استطاعت شرعى دارد، و به حج نرفته و همچنين كسى كه حج بر او مستقر گرديده و به حج نرفته است; نمى تواند از ديگرى نيابت بپذيرد.

مسأله 53 . كسى كه حج بر او واجب شود و در رفتن كوتاهى كند و از دنيا برود، بايد هزينه حج او را از تركه، قبل از تقسيم بردارند، و كافى است در اين مورد به هزينه حج ميقاتى اكتفا كنند، مگر اين كه وصيت كرده باشد كه براى او حج بلدى بگيرند، و بر وارث و يا وارثان لازم است كه در همان سال نخست، براى او حج نيابى بگيرند.و هزينه مازاد بر حج ميقاتى را، از ثلث ميت بردارند.

مسأله 54 . اگر به حج بردن همسر، مهريه يا جزء مهريه زن باشد، زوج بايد به آن عمل كند، ولى اگر تنها وعده اى باشد، در اين صورت نيز بنابر احتياط به آن عمل كند.

مسأله 55 . هرگاه زن هزينه حج را داشته باشد و با درآمد خود، هزينه زندگى خود و عائله را تأمين مى كند، ولى اگر به حج برود، شوهرش از نظر هزينه زندگى به زحمت مى افتد، بايد به حج برود، و به زحمت افتادن شوهر مانع از حج نمى شود.

مسأله 56 . بانوان مستطيع بايد به حج بروند و اذن شوهر شرط نيست، ولى شايسته است رضايت او را جلب كند.

مسأله 57 . هرگاه زنى بر اثر ارثيه شوهرش مستطيع گردد، و شرايط او به گونه اى باشد كه پس از رفت و برگشت از حج بتواند آبرومندانه زندگى كند، بر چنين فردى، حج واجب است، واگر مريض و ناتوان و از بهبودى خود نااميد


صفحه 31

باشد، و بيمارى او در همان سالى كه ارث به او رسيده به وجود نيامده باشد بايد نايب بگيرد.

مسأله 58 . هرگاه مهريه آن به اندازه اى باشد كه هزينه حج او را فراهم سازد و شوهر نيز متمكن از اداى آن باشد، در اين صورت، لازم است مهريه خود را از شوهر مطالبه كرده و در راه حج مصرف كند، مگر اين كه شوهر توانايى بر پرداخت نداشته باشد و يا درخواست مهر، مشكلاتى در زندگى زناشويى پديد آورد، كه در اين صورت مستطيع نمى باشد.

مسأله 59 . افرادى كه سهم امام و سهم سادات از ديگران نزد آنها هست، بايد اين نوع اموال را به مصرف خود برسانند و نمى توانند هزينه حج را با آنها تأمين كنند.

مسأله 60 . اگر كسى خانه گران قيمتى دارد كه اگر آن را بفروشد مى تواند خانه مناسب شأن خود تهيه كند و با باقى مانده پول به حج برود،بهتر است چنين فردى اين كار را انجام دهد، هر چند حج بر او واجب نمى شود، مگر اين كه اقدام به فروش كند، و خانه مناسب شأن تهيه كند، در اين صورت بايد با باقيمانده پول، به حج برود.

مسأله 61 . كسى كه قسمتى از زندگى خود را از طريق كار و كسب، تأمين مى كند، و قسمتى را از طريق حقوق شرعى مانند زكات، سهم امام و سهم سادات،در صورتى تصرف او در وجوه شرعيه به وجه صحيح صورت گرفته باشد با تحقق سائر شرايط مستطيع مى شود و اگر حج برود از حجة الاسلام كفايت مى كند.

مسأله 62 . كسى كه خانه مسكونى ندارد و با فروش زمينى مى خواهد


صفحه 32

خانه اى براى خود تهيه كند بر چنين فردى حج واجب نيست، هر چند بهاى آن زمين براى هزينه رفتن به حج كافى باشد.

مسأله 63 . كسى كه مستطيع بوده و به حج نرفته است، و اكنون به خاطر بيمارى خاصى نمى تواند با هواپيما مسافرت كند، ووسيله ديگرى براى رفتن نيست، چنين فردى بايد نايب بگيرد.

مسأله 64 . كسى كه در وطن خويش مستطيع نيست، حج براى او واجب نمى شود، ولى هرگاه در ايام حج در ميقات حضور يافت اگر توانايى انجام حج را داشته باشد، حج براى او واجب مى شود، به شرط اين كه ديگر شرايط وجوب حج را دارا باشد.

مسأله 65 . هرگاه كسى از طرف فردى حج نيابتى را پذيرفت، و بعداً در همان سال بادر آمد ديگرى مستطيع شد، بايد حج نيابتى را مقدم بدارد و اگر استطاعت او براى سال بعد باقى ماند، در اين صورت مستطيع خواهد بود، و بايد به حج برود.

مسأله 66 . در استطاعت مالى، ماه معينى شرط نيست، هرگاه در طول يك سال، فردى مستطيع شد، نمى تواند خود را از استطاعت خارج كند، خواه اين استطاعت مالى در اوّل سال باشد، يا در ماه هاى نزديك به حج.

و همچنين اگر فردى در ماه هاى اوّل سال مستطيع نباشد، ولى در ماه هاى پايانى مستطيع شود، به گونه اى كه بتواند به حج برود، حج بر او واجب مى شود.

مسأله 67. اگر شخصى بتواند بدون مشقت، به جاى قربانى روزه بگيرد، پول قربانى جزء استطاعت نيست، ولى در غير اين صورت بايد پول قربانى را داشته باشد.


صفحه 33

مسأله 68. اگر كسى با تصوّر مستطيع بودن به نيّت حجة الاسلام محرم شد و بعد از اتمام اعمال فهميد كه مستطيع نبوده است، حج او حج مستحبى است و چنانچه بعداً مستطيع شد بايد حجة الاسلام به جا آورد.

مسأله 69. اگر كسى با تصور عدم استطاعت و يا نيّت حج مستحبى، محرم شود و بعد از اتمام اعمال معلوم شود كه مستطيع بوده، هرگاه به نيت امتثال امر فعلى انجام داده كه معمولاً به اين نحو است از حجة الاسلام كفايت مى كند .

شايسته است انسان هميشه در حالت شك، اعمال خود را به قصد امر فعلى انجام دهد تا بعداً دچار محذور نشود.

مسأله 70. اگر كسى با تصور عدم استطاعت، به نيت حج استحبابى، محرم شود و بعد از اعمال عمره ى تمتع معلوم شود كه مستطيع بوده است، هرگاه به نيّت امر فعلى محرم شده باشد از عمره ى تمتع حجة الاسلام كفايت مى كند ودر غير اين صورت ، احتياط كند; به اين صورت كه طواف نساء و نماز آن را به جا آورد و آن را عمره ى مفرده قرار دهد و سپس به يكى از ميقات ها و اگر نشد به ادنى الحل رفته و براى عمره ى تمتع واجب، محرم شود و اعمال آن را انجام دهد سپس اعمال حج تمتع را به جا آورد.

مسأله 71. شخص مستطيع اگر از استطاعت خود آگاه است، نمى تواند از كسى نيابت كند و در صورت نيابت، نيابت او باطل است و ذمه ى منوبٌ عنه فارغ نمى شود. ولى در صورت جهل به استطاعت ذمه منوب عنه فارغ شده و در مورد اجرت با مستأجر مصالحه كند.

مسأله 72. اگر انجام حج منوط به پرداختن مال به حكومت ها باشد;


صفحه 34

چنانچه موجب ضرر مالى معتد به و خسارت غير قابل تحمل نباشد و هم چنين حاكم شرع آن را تحريم نكرده باشد، پرداخت مال مانع ندارد و اين امر موجب سقوط حج نمى شود.

مسأله 73. كسى كه سرمايه ى زايد يا ابزار كار زايدى دارد كه با فروش آن مى تواند بدون زحمت زندگى كند و به حج هم برود و اين كار مخالف شأن او نيست، چنين شخصى با داشتن ساير شرايط مستطيع است.

مسأله 74. افراد متمكنى هستند كه به هر دليل در خانه ى استيجارى زندگى مى كنند و به اصطلاح سرمايه ى خود را صرف خريد خانه نمى كنند و مستأجر بودن آن ها از بابت ناتوانى براى خريد خانه نيست، اين گونه افراد چنانچه بقيه ى شرايط را داشته باشند مستطيع هستند.

مسأله 75. افرادى از يك خانواده كه با هم زندگى مى كنند و دخل و خرجشان يكى است، چنانچه بعضى از اين افراد استطاعت حج را دارند و بعد از برگشت، زندگى لايق به شأن خود را دارند، ولى بعضى نه. آن هايى كه توانايى دارند، مستطيع مى باشند و شركت آن ها با افرادى كه توانايى ندارند ، موجب عدم استطاعت آن ها نمى شود.

مسأله 76. اگر استطاعت شخصى با ازدواج نوه ى او تزاحم دارد در صورتى كه شأن و زندگى او اين گونه است كه ازدواج نوه از مخارج عرفى او حساب شود، مستطيع نيست; خصوصاً اگر نوه پسرى و پدر از دست داده باشد.

مسأله 77. بسيار ديده شده كه افرادى به عنوان نيابت از پدر يا ديگران اجير شده و به حج آمده اند و در مدينه و يا ميقات ملتفت شده اند كه خود مستطيع هستند، اگر بقيه ى وارث يا اجير كننده موافقت كنند، بايد اين افراد


صفحه 35

براى خود حج انجام دهند وبراى پدر يا منوب عنه نايب بگيرند.

مسأله 78. در فرض قبل اگر منوبٌ عنه يا پدر، به حج بلدى وصيت كرده باشد، چنانچه نايب هرگاه پس از اجير شدن استطاعت مالى پيدا كرده ويا قبل از اجير شدن استطاعت مالى داشته ولى امكان رفتن به حج براى او نبوده در دو صورت بايد حج را از طرف منوب عنه انجام دهد.

مسأله 79. اگر فرزند يا شخص ديگرى با فيش منوبٌ عنه به حج نيابى برود به نحوى كه در برابر عمل خود هيچ مزدى دريافت نكند(تبرعى) و قبل از ميقات متوجه شد كه خود مستطيع بوده و طريق براى او مهيا شده است، او بايد حج را براى خود انجام دهد و براى پدر حج نيابى خريدارى نمايد و تفاضل قيمت فيش را نسبت به حج نيابى ميقاتى به ورثه بپردازد، ولى اگر قيمت نيابت زيادتر از قيمت فيش بود، بايد خود بپردازد; مگر اين كه ورثه قبول كنند.

مسأله 80. شخصى كه مى تواند با فيش ميّت براى خود حج به جا آورد و براى ميّت نايب بگيرد، بايد استجازه كند و اين مانند ساير مقدماتى است كه بايد در هر صورت فراهم كند، ولى اگر اجازه نگرفت و حج انجام داد و براى ميّت نايب گرفت، بدهكار ورثه است و آن ها مى توانند پول فيش را پس بگيرند; هر چند ميّت برئ الذمّه شده است.

مسأله 81. اگر كسى براى حج ثبت نام نمود و قبل از رسيدن ذى الحجه مرد و در همان سال، استطاعت مالى پيدا كرده بود، حج بر او مستقر نشده است و فيش ثبت نام از تركه ى ميّت به حساب مى آيد و اگر ورثه توافق كردند و فيش را به يكى از وراث مجاناً و يا به عنوان سهم الارث و يا با فروختن به او واگذار نمودند و او ساير شرايط استطاعت به جز استطاعت طريقى را داشت،


صفحه 36

مستطيع مى شود و چنانچه همه ى وراث در شرايط مساوى بودند، بايد قرعه بكشند و انجام حج را براى يك نفر از بين خود ميسر كنند و اگر ورثه نزاع كردند و بر اين مسأله توافق ننمودند، فيش فروخته مى شود يا برگردانده شده و بهاى آن بين آن ها تقسيم مى شود.

مسأله 82. اگر كسى بعد از احرام; مثلاً در بين راه و يا در مسجد شجره دچار بيمارى شديد شد با اين حال محرم شد و داخل حرم گشت، بايد با گرفتن نايب براى تمام يا قسمتى از اعمال، عمره و حج را تمام كند. چنانچه تمكن مالى براى نايب گرفتن ندارد، از استطاعت خارج شده و حج بر او مستقر نيست، در اين صورت بنابر احتياط با گرفتن نايب اعمال خود را به صورت عمره مفرده به پايان برساند .

مسأله 83. اگر كسى قبل از ميقات; مثلاً در مدينه چنان مريض شد كه نمى تواند هيچ يك از اعمال عمره و حج را به جا بياورد و معمولاً چنين افرادى را به وطنشان عودت مى دهند، اگر تمكن مالى براى استنابه ندارد از استطاعت خارج شده، ليكن اگر متمكن است و اميد به بهبودى او نيست، بايد استنابه كند.

مسأله 84. اگر كسى سال اوّل استطاعتش بود و ثبت نام كرد و اتفاقاً در قرعه كشى در همان سال نوبت حج وى رسيد، ولى پزشكى حج به علت كهولت و يا بيمارى مانع از حج وى شد و يا اين كه نمى تواند با هواپيما مسافرت كند و راه ديگرى هم نمى تواند برود و مأيوس از خوب شدن باشد، بايد نايب بگيرد.


صفحه 37

خروج از استطاعت

مسأله 85. كسى در اولين سال استطاعت براى حج ثبت نام نمود، ولى قبل از ذى الحجه براى مؤونه به آن پول محتاج شد، از استطاعت خارج شده و مى تواند پول خود را پس بگيرد هرچند كه همان سال نوبت اعزام او برسد.

مسأله 86. شخص مستطيع نمى تواند پول حج خود را در جاى ديگر مثل امور خيريه هر چند لازم باشد خرج كند و يا به ديگرى ولو پدر و مادر ببخشد و خود را از استطاعت خارج كند و اگر اين كار را كرد، حج از او ساقط نشده، ولى دريافت كنندگان پول، مالك آن مى شوند.

مسأله 87. كسى كه نوبت حج او رسيده نمى تواند نوبت خود را به ديگرى واگذار كند، هر چند از نزديكان و ارحام او باشند. در صورت واگذار كردن، حج آن شخص صحيح است، ولى واگذار كننده معصيت كار بوده و بايد در نخستين فرصت به حج برود.

شرايط نايب و منوب عنه

در نايب ، امور ياد شده در زير شرط است:

1. بالغ بودن، 2. عاقل بودن، 3. ايمان، 4. وثوق به اين كه اعمال حج را به نحو صحيح انجام مى دهد، 5. آشنايى با اعمال حج و يا لااقل به وسيله كسى كه راهنماى اوست. 6. ذمّه او در آن سال مشغول به حج واجب نباشد، 7. كليه اعمال را (به جز مباشرت در ذبح) خودش بتواند انجام دهد.

مسأله 88 . شرايط كسى كه از طرف او حج انجام مى گيرد(منوب عنه)، عبارتند از:

1. مسلمان بودن،


صفحه 38

2. زنده نبودن، و يا ناتوانى از انجام اعمال به دليل پيرى يا بيمارى شديد كه اميدى به بهبودى آن نباشد، هر چند در حج استحبابى از طرف ديگرى، اين شرط معتبر نيست.

3. منوب عنه در زمان بلوغ مستطيع شده باشد، و يا در زمان كودكى مستطيع بوده، تا زمان بلوغ ادامه داشته وبعداً استطاعت خود را از دست بدهد، هر چند در حج استحبابى نيابت از صبىّ صحيح است.

مسأله 89 . نايب بايد به هنگام عمل، شخصى را كه از طرف او حج انجام مى دهد، در نظر بگيرد واعمال را از طرف او انجام دهد و مستحب است نام او را ذكر كند.

مسأله 90 . هرگاه نايب عمل را به صورت صحيح انجام داد، در اين صورت ذمّه كسى كه از طرف او نيابت پذيرفته است، برى مى شود، و اگر نايب پس از بستن احرام، و دخول در حرم بميرد، همين قدر از عمل كفايت مى كند و ديگر لازم نيست براى بقيه اعمال، نايب بگيرند.

مسأله 91 . هزينه لباس احرام و هزينه قربانى برعهده نايب است، مگر اين كه در عقد نيابت، شرط كند كه طرف بپردازد، و همچنين اگر نايب، يكى از محرمات احرام را كه كفاره دارد، انجام بدهد، كفاره آن برعهده خود نايب است.

مسأله 92 . در طواف نساء ، كه پس از اعمال حج انجام مى گيرد، نايب بايد از طرف كسى كه نايب شده، انجام دهد، نه از طرف خودش، و اگر به هنگام طواف نساء، قصد «مافى الذمه» كند، آن نيز صحيح است.

مسأله 93 . هرگاه نايب، طواف نسا را به صورت صحيح انجام ندهد، همسر وى بر او حلال نمى شود، ولى براى كسى كه از طرف او نيابت را پذيرفته


صفحه 39

اگر در قيد حيات باشد، مشكلى پيش نمى آيد.

مسأله 94 . اگر كسى از نظر زمانى فرصت كافى براى حج تمتع نداشته باشد، نمى توان او را از طرف كسى كه حج تمتع بر ذمّه اوست، براى حج تمتع اجير نمود، ولى اگر هنگام نيابت دادن به او ، فرصت كافى بود ولى بعداً روى حوادث پيش بينى نشده اى فرصت براى حج تمتع باقى نماند، و ناچار شد از حج تمتع به حج اِفراد(1) عدول كند، چنين حجّى صحيح و كافى است، مگر اين كه بدون عذر «فرصت سوزى» كند در اين حالت كفايت چنين حجى از منوب عنه، اشكال دارد.

مسأله 95 . فرد نايب، فقط مى تواند از يك نفر نيابت بپذيرد و پذيرش نيابت از چند نفر در يك سال، جايز نيست، ولى مى تواند در برخى از اعمال مانند طواف ، يا قربانى و يا رمى، به صورت جداگانه از ديگران نيز نيابت كند.

مسأله 96 .اگر دو نفر نذر كرده باشند كه اگر در انجام كارى موفق شدند، فردى را به هزينه خويش مشتركاً براى حج اجير كنند. در اين صورت نيابت يك فرد از دو نفر صحيح است.

مسأله 97 . كسى كه استطاعت مالى و بدنى داشته ولى در رفتن به حج، كوتاهى كرده و بعداً هم پيرى و بيمارى مانع از آن است كه بتواند به حج برود، بر چنين فردى لازم است كه كسى را نايب بگيرد، مشروط بر اين كه اميد به بهبودى نداشته باشد.

مسأله 98 . هرگاه، فردى استطاعت مالى پيدا كرد، ولى در همان سال به خاطر پيرى و بيمارى موفق به رفتن نگشت، و اميدى به بهبودى خود، نداشته


1 . در فصل دوازدهم، حج افراد، توضيح داده خواهد شد.


صفحه 40

باشد، بايد نايب بگيرد.

مسأله 99 . هرگاه در شرايطى كه فرد بايد نايب بگيرد، نايب گرفت و عمل را به صورت صحيح انجام داد، سپس عذر فردى كه نايب گرفته برطرف شد، ديگر لازم نيست خود به حج برود، امّا اگر عذر او موقعى برطرف شد، كه نايب هنوز در نيمه راه است، در چنين صورتى احتياط مستحب آن است كه خود شخص نيز به حج برود.

مسأله 100 . كسى كه حج بر او واجب شده، خواه در همان سال يا در سال هاى پيش، نبايد از كسى نيابت بپذيرد. و اگر نيابت كرد ذمه منوب عنه برى نمى شود .

مسأله 101 . هرگاه نايب، پس از احرام و دخول در حرم بميرد، حج او صحيح است و ذمّه كسى كه از طرف او نيابت پذيرفته، برى مى شود ولى اگر پس از احرام و قبل از دخول در حرم بميرد، بايد براى آن شخص دوباره نايب بگيرند.

مسأله 102 . كسى كه براى انجام حج نيابتى اجير شود و در نيمه راه پيش از عمل بميرد، براى دريافت اجرت سه حالت دارد:

الف. اگر مبلغ در مقابل عمل حج قرار گرفته، چيزى به او تعلق نمى گيرد.

ب. اگر مبلغ در مقابل «برئ الذمه» شدن منوب عنه پرداخت شده، و نائب پس از دخول در حرم فوت كند، همه مبلغ به او تعلق مى گيرد.

ج. هرگاه مبلغ در مقابل رفت و برگشت و عمل معين شده، به مقدارى كه كار انجام گرفته، به او تعلق مى گيرد.

مسأله 103 . مستحب است كه نايب پس از انجام حج نيابى، براى خود


صفحه 41

نيزعمره مفرده انجام دهد.

مسأله 104 . افرادى كه معذورند و نمى توانند برخى از اعمال حج را خود، انجام دهند، نمى توان آنها را براى انجام حج، اجير كرد.

مسأله 105. نايب بايد اعمال حج را بر طبق فتواى مرجع تقليد خود انجام دهد و فرق نمى كند كه منوبٌ عنه زنده باشد يامرده; مگر اين كه در عقد اجاره كيفيت خاصى شرط شده باشد، لذا فحص از مرجع تقليد منوبٌ عنه لازم نيست.

مسأله 106. اگر كسى نايب شد و بعد از اعمال حج و يا بعد از وقوفين فهميد كه خودش مستطيع بوده، نيابتش صحيح است وذمه ى منوبٌ عنه فارغ گرديده است.

مسأله 107. اگر پدرى فرزندش را بدون استيجار، نايب قرار داد و مرد، و پس از مرگ پدر، پسر با ارثيه و يا غير آن مستطيع شد، اگر پسر وصيت پدر را قبل از استطاعت خود پذيرفته باشد حج نيابى مقدم است و در غير اين صورت بايد حج خود را مقدم دارد و چنانچه حج پدر مقيد به همان سال است، كسى را براى او نايب بگيرد، وهمچنين اگر پدر او را اجير كرده است و پسر بعداً مستطيع شد، حج نيابى مقدم است، مشروط بر اين كه پدر مقيد كرده باشد كه در همان سال براى او حج انجام دهد.

نيابت معذور

مسأله 108. كسى كه از انجام عمل اختيارى حج در اعمالى كه ترك عمدى آن ها موجب بطلان حج است، معذور مى باشد، او نمى تواند نيابت از


صفحه 42

حجة الاسلام را بپذيرد، ولى مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزومى ندارد.

مسأله 109. شخص معذور در رمى روز يازدهم و دوازدهم و طواف نساء و بيتوته هاى منا، مى تواند براى اداء حج نايب شود. در اين صورت بايد رمى را در شب انجام دهد و به جاى بيتوته ها، در مكه به عبادت بپردازد و در طواف نساء ديگرى را نايب بگيرد.

نيابت زنان كه معمولاً در مشعر، وقوف اختيارى نمى كنند و رمى در شب براى آن ها پس از نيمه شب جايز است و يا ممكن است در طواف و نماز، به علت عادت ماهانه به استنابه نياز داشته باشند يا ممكن است حج آن ها بدل به اِفراد شود، نيابت آنان اشكالى ندارد.

مسأله 110. نيابت معلولى كه نقص در مواضع سجده دارد مثلاً يك پا يا يك دست ندارد به احتياط واجب كفايت نمى كند ولى كسى كه از دو چشم نابينا است و مى تواند اعمال اختيارى را ولو با راهنمايى ديگران انجام دهد اشكال ندارد.

مسأله 111. كسى كه قرائتش صحيح نيست به احتياط واجب نيابتش صحيح نيست مگر اين كه قرائت خود را قبل از عمل تصيح كند و اگر گمان مى كرد مى تواند تصحيح كند ولى موفق نشد ولو با تلاش زياد، علاوه بر نماز خود، استنابه نيز بنمايد هر چند نبايد از اوّل نايب مى شد ولى مستحق اجرة المثل است.

مسأله 112. اگر نايب هنگام قبول نيابت معذور نبود، ولى در اثناى اعمال عمره و حج براى او عذرى پيش آمد كه در اصطلاح به آن عذر «طارى» مى گويند، هرگاه به وظيفه ى معذور عمل كند، حج او مقبول است.


صفحه 43

مسأله 113. مردى كه قبل از شروع عمل، احتمال جدّى مى دهد كه حجش به «افراد» تبديل مى شود نبايد براى حج تمتع اجير شود، و اگر اجير شد از حج منوبٌ عنه كفايت نمى كند; مگر اين كه از اوّل احتمال جدّى نمى داد كه چنين عذرى پيش آيد.

مسأله 114. كسانى كه در مشعر همراه افراد نا توان وقوف اضطرارى دارند، مى توانند نايب باشند; ولى احتياط مستحب اين است كه وقتى آن ها را به منا بردند برگردند و وقوف اختيارى مشعر را از طلوع فجر درك كنند .

مسأله 115. كسى كه در حج، نايب است، اگر بين عمره ى تمتع و حج، از مكه خارج شود، ضررى به عمل او وارد نمى شود مشروط بر اين كه به احرام حج و رفتن به عرفات و وقوف آن لطمه اى وارد نشود، هر چند كه خروج از مكه جز در حالت ضرورت جائز نيست .

مسأله 116. نايب نمى تواند در ايام حج براى دو حجة الاسلام از طرف دو نفر نيابت كند. البته اگر غير از حجة الاسلام به نحو شركت براى دو يا چند نفر واجب شده باشد و يا كسانى نذر كرده باشند مشتركاً يك نفر را به نيابت بفرستند، نيابت از آنها اشكال ندارد.

مسأله 117. انجام حج و عمره و طواف به نيابت از حضرت ولى عصرارواحنا لتراب مقدمه الفداءـ اشكال ندارد.

مسأله 118. مماثله بين نايب و منوبٌ عنه در مرد يا زن بودن شرط نيست.

مسأله 119. در منوبٌ عنه اسلام شرط است.

مسأله 120. نايب بايد اعمال را خود به پايان برساند بنابراين اگر ناچار باشد بعد از انجام عمره ى تمتع به كشورش باز گردد، نمى تواند اعمال حج را به


صفحه 44

ديگرى واگذار كند. در اين صورت بايد عمره را عمره ى مفرده قرار دهد و طواف نساء انجام دهد و حج از گردن منوبٌ عنه ساقط نمى شود.

احكام نيابت

مسأله 121. نايب شدن بدون اجازه منوب عنه زنده يا وكالت از طرف او، كفايت نمى كند; هر چند فرد اختياردار اموال او باشد.

مسأله 122. نيابت تبرعى از مجنونى كه قبل از جنون، حج بر او مستقر شده و اميدى به بهبودى او نيست، اشكال ندارد و در صورت نيابت استيجارى، ولىّ او بايد از اموالش هزينه حج را بپردازد.

مسأله 123. اگر كسى نداند براى چه نوع حجى (حج واجب يا مستحب) اجير شده، نيّت اجمالى كافى است; بدين صورت كه نيّت كند براى آن حجى كه در واقع اجير شده ام، محرم مى شوم و يا طواف مى كنم الى آخر.

مسأله 124. اگر كسى در ميقات از نيابت غافل شد و براى خود مُحرِم گرديد، در صورتى نيابت صحيح است كه انگيزه ى او براى رفتن به ميقات انجام نيابت باشد و در حقيقت، انگيزه ى او ارتكازاً نيابت از منوبٌ عنه بوده و در نيّت، نوعى سَبق لسان پيش آمده و يا سهو ومسامحه در گذراندن نيت از قلب صورت گرفته باشد، و اين مخل به نيابت نيست، ولى اگر به شكلى فراموش كرده كه اگر از او مى پرسيدند براى چه كسى محرم شده، مى گفت براى خودم. در اين صورت پس از توجه به اشتباه خود، آن را به عمره ى مفرده تبديل كند و مجدداً از ميقات و در صورت عدم امكان از «ادنى الحل» براى منوبٌ عنه محرم شود .


صفحه 45

مسأله 125. كسى شك كند آيا نيّت نيابت كرده يا نه، به شك خود اعتنا نكند; و حمل بر صحّت نمايد و خود را از زمان احرام تا آخر نايب بداند.

مسأله 126. كسى كه اجير شده تا از شهر منوب عنه به حج برود، بايد بر طبق قرارداد عمل كند و اگر عمل نكرد يا فراموش كرد، حج او صحيح است، ولى از اجرت بالنسبه كم مى شود . اگر به نيت نيابت، حتى چند ماه قبل به آن بلد رفته باشد و بعداً از غير آن بلد به حج برود، كافى است و در برگشت لزومى ندارد كه به شهر منوبٌ عنه برود، مگر اين كه در عقد اجاره شرط شده باشد; در اين صورت نيز اگر تخلف كرد، به حج نيابى او لطمه وارد نمى شود.

مسأله 127. كسى كه اجير شده است در مورد مستحبات مكه و مدينه مثل زيارت قبرستان ابوطالب و يا مرقد نورانى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه ى بقيع(عليهم السلام) و فاطمه زهرا(عليها السلام) و شهداى احد به هر ميزان كه در قرارداد ذكر شده است، بايد عمل كند، ليكن اگر در قرارداد چيزى بيان نشده است،بايد مستحباتى كه معمولاً در اعمال حج نيابتى به جا آورده مى شود ترك نشود شايسته است كه او را هم در مشاهد مشرفه ياد كند.

مسأله 128. كسى كه براى حج ولو حج بلدى اجير شده است، مى تواند در مستحبات مذكور در مسأله ى پيش و يا تلاوت قرآن براى ديگران تبرعاً و يا استيجارى نيابت كند.


صفحه 46

صفحه 47

فصل دوم

اقسام حج

حج بر سه قسم است:

1. حج تمتّع.

2. حج افراد.

3. حج قران .

حج تمتع وظيفه كسانى است كه محلّ زندگى آنان، از مكّه حداقلّ 16 فرسنگ شرعى دور باشد.

حج افراد، و حج قران، وظيفه گروهى است كه محلّ زندگى آنان، از مكه كمتر از 16 فرسنگ شرعى فاصله داشته باشد.

حج افراد و قران و كيفيت احرام بستن براى آن دو

مسأله 129 . كسانى كه محلّ سكونت آنان، در محدوده 16فرسخى مكه است، وظيفه آنان، انجام يكى از دو نوع حج است:

1. حج افراد         2. حج قران

اين دو نوع حج از جهات زيادى، از نظر اعمال و شروط يكسانند، جز اين كه فقط در حج قران، فرد همراه خود قربانى (هدى) را مى آورد، ولى در حج افراد، اصلاً قربانى كردن واجب نيست.


صفحه 48

مسأله 130 . هرگاه خانه چنين شخصى قبل از يكى از مواقيت پنجگانه باشد، از يكى از آن مواقيت احرام مى بندد و اگر بين ميقات و مكه هست، از محل زندگى خود، محرم مى شود. و به فردى كه «حج افراد» به جا مى آورد «مُفرِد» و به كسى كه «حج قران» انجام مى دهد، «قارن» مى گويند.

مسأله 131 . «مفرد» و «قارن» ،بر خلاف متمتع نخست براى حج، احرام مى بندند و اعمال حج را بسان حج تمتع، به جا مى آورند .

هر يك از دو نفر از مفرد و قارن آنگاه كه از اعمال حج فارغ شدند، از روز چهاردهم، تا آخر ماه بايد يك عمره مفرده به جا آورند، مشروط بر اين كه قبلاً در ماه هاى ديگر، عمره مفرده اى انجام نداده باشند.

مسأله 132 . از آنجا كه عمره مفرده در هر يك از دو حج ياد شده، عمل مستقلى است، بنابراين، هرگاه كسى بر يكى از اين دو عمل، مستطيع شد، بايد انجام دهد، هر چند براى ديگرى مستطيع نشود، مثلاً هرگاه در ماه رجب يا شعبان استطاعت مالى و بدنى براى عمره مفرده داشته باشد، بايد به جا آورد، هر چند براى حج، استطاعت نداشته باشد، همچنين اگر تنها براى عمل حج استطاعت مالى و بدنى دارد، نه براى عمره مفرده، بايد براى حج احرام ببندد، هر چند عمره مفرده، همراه آن نباشد.

اگر براى هر دو استطاعت مالى و بدنى داشته باشد، بايد هر دو را انجام دهد.

مسأله 133 . كسانى كه براى حج «افراد» يا «قران»، احرام ببندند، و وارد مكه شوند، مى توانند برخى از اعمال حج را مانند طواف زيارت و سعى، قبل از وقوفين به جا آورند، ولى در حجّ تمتع، تقديم طواف و سعى بر وقوف در عرفات


صفحه 49

و منى جايز نيست، مگر در صورت ضرورت.

مسأله 134 . در حج افراد و قران آنگاه كه سر تراشيد و يا مو را كوتاه كرد، بوى خوش براى او حلال مى شود هر چند طواف زيارت و سعى انجام نداده باشد، در حالى كه در حج تمتع، بوى خوش در صورتى حلال مى شود كه طواف و سعى را انجام دهد.

مسأله 135. ميزان محاسبه براى شانزده فرسخ(معادل 400/86كيلومتر)، فاصله ى بين البلدين; يعنى محل سكونت خود و ابتداى مكه ى جديد است.

مسأله 136. اگر كسى شك كند منزلش داخل اين محدوده است يا نه، بايد جست و جو كند و بپرسد و در صورتى كه يقين ندارد، بايد به نحو زير احتياط كند:

از ميقات نزديك به خود، به عنوان تكليف فعلى مُحرِم شود. سپس داخل مكه شود و اعمال عمره را با همان نيت به جا آورد و تقصير نمايد، ولى كفاره هم بدهد و بين اعمال عمره و حج، مرتكب محرمات احرام نشود و سپس به عنوان تكليف فعلى براى حج محرم شود و به عرفات رفته و اعمال مواقف و مشاعر و قربانى را انجام دهد و در مكه اعمال حج را انجام دهد و بعد از طواف نساء و نماز مربوط به آن، يك عمره ى مفرده به جا آورد.

مسأله 137. اگر كسى نذر كرد حجى به جا بياورد، چنانچه نذر او مطلق بود مى تواند هر يك از سه نوع حج را به جا بياورد، لكن به احتياط واجب، وجوب حج نذرى او به وظيفه ى او در حالت استطاعت منصرف مى شود; يعنى اگر نائى بود، (بيرون از 86 كيلومتر زندگى كند) تمتع به جا آورد و اگر حاضر بود، افراد يا قران و اگر دو منزل داشت كه يكى در حدّ بود و ديگرى خارج از حدّ، ملاك آن


صفحه 50

بلدى است كه بيشتر در آن سكونت دارد.

مسأله 138. اگر كسى دو وطن دارد، يكى داخل حدّ و ديگرى خارج حدّ و فقط استطاعت دارد كه از يكى از آن ها حج به جا بياورد، بايد نوع حج خود را بر اساس حكم محل استطاعت انجام دهد; گرچه در واجب بالعرض مثل نذر مى تواند بر طبق صدر مسأله قبل عمل كند.

مسأله 139. اگر كسى كه داخل حدّ است به بيرون از حدّ برود و سپس زمان حج برسد و بخواهد حج انجام دهد، به احتياط واجب بايد در ميقات، نيت حج افراد يا قران نموده ومحرم شود.

مسأله 140. اگر نائى در وطن خود مستطيع شد وسپس در مكه توطن نمود، چون حج تمتع بر او مستقر شده بايد همان را انجام دهد.

مسأله 141. اگر نائى به قصد توطن در مكه بماند به آن اندازه كه بگويند اهل مكه است، وظيفه ى او در هنگام استطاعت، وظيفه ى اهل مكه است و لازم نيست دو سال بگذرد.

مسأله 142. اگر نائى در مكه مقيم شد.(1) و قبل از اين كه دو سال از اقامتش بگذرد مستطيع شد، وظيفه ى او حج تمتع است و او مى تواند از هر كدام از مواقيت محرم شود; گرچه سزاوارتر آن است كه از ميقات اهل بلد خود محرم شود و در صورت عدم تمكن، از ادنى الحل محرم مى شود و در غير اين صورت از مكه محرم به احرام عمره تمتع مى شود.

مسأله 143. اگر نائى در مكه مقيم شد و از اقامت او دو سال گذشت و


1 . مقيم آن كسى را گويند كه بعد از مدتى اقامت بخواهد به وطن برگردد; بر خلاف متوطن.


صفحه 51

وارد سال سوم شد و مستطيع گرديد، وظيفه ى او، وظيفه ى اهل مكه است.

مسأله 144. كسى كه حجة الاسلام خود را به يكى از سه صورت (تمتع، قران و افراد) انجام داده است، در انجام حج مستحبى مى تواند هر كدام از اين سه صورت را برگزيند.

مسأله 145. اگر مكّى نايب شد، براى حج بايد بر طبق قرارداد مستأجر خود عمل نمايد و همين طور نائى; مشروط بر اين كه خود، مستطيع نباشد و يا حجة الاسلام خود را انجام داده باشد.

مسأله 146. اگر مكى به بيرون از مكه مهاجرت كرد و در آن جا توطن گزيد، وظيفه ى او در نوع حج، وظيفه ى نائى مى باشد، ولى اگر در خارج از حدّ مقيم شد و مستطيع گرديد، وظيفه ى او همان وظيفه ى مكّى است.


صفحه 52

اقسام عمره و موارد آن

مسأله 147. عمره بر دو نوع است يكى عمره ى مفرده و ديگرى عمره ى تمتع و هر كدام بر دو گونه ى واجب و مستحب مى باشند.

عمره ى مفرده بر كسى كه در محدوده ى شانزده فرسنگى مكه، در صورت استطاعت، يك بار واجب مى شود و بر كسانى كه در مناطق دورتر زندگى مى كنند همواره مستحب است.

عمره ى تمتع بر كسى كه حج تمتع بر او واجب شده، واجب مى گردد و هر كس حج تمتع مستحبى انجام مى دهد بايد عمره ى تمتع نيز انجام دهد. زيرا عمره ى تمتع جزء حج تمتع است.

مسأله 148 . اعمال عمره مفرده، به ترتيب زير است:

1. احرام، 2. طواف، 3. نماز طواف، 4.سعى، 5.حلق يا تقصير، 6. طواف نساء، 7. نماز طواف نساء، اعمال عمره مفرده درست مانند اعمال عمره تمتع است; جز در دو چيز:

1. در عمره تمتع، بايد براى خروج از احرام تقصير كند، ولى در عمره مفرده بين تقصير و حلق مخيّر است.

2. در عمره تمتع طواف نساء نيست و همسر به وسيله تقصير حلال مى شود، ولى در عمره مفرده، همسر با طواف نساء و نمازِ آن حلال مى گردد.

مسأله 149 . فاصله ميان دو عمره به صورت يك ماه يا ده روز مستحّب است، ولى مى تواند بدون رعايت اين فاصله، براى خود و يا ديگران كراراً عمره مفرده انجام دهد.


صفحه 53

مسأله 150 . عمره مفرده را در همه طول سال مى توان انجام داد، جز در دو مورد:

1. روزهاى تشريق يعنى روزهاى 11 و 12 و 13 ذى حجّه.

2. بين عمره تمتع و حج تمتّع.

مسأله 151 . كسانى كه محل سكونت آنها پيش از ميقات است براى عمره مفرده مى توانند از مواقيت پنج گانه احرام ببندند، مثلاً كسانى كه در مدينه هستند، مى توانند از مسجد شجره، يا جحفه احرام ببندند، ولى كسانى كه محل سكونت آنها پس از ميقات است براى انجام عمره مفرده بايد از ادنى الحلّ يعنى مرزهاى حرم، احرام ببندند، مانند «تنعيم» يا «جعرانه» يا «حديبيّه».

مسأله 152 . كسانى كه از ميقات هاى پنجگانه براى عمره مفرده احرام مى بندند مستحب است لبّيك را تا حدود حرم تكرار كنند، ولى اگر از ادنى الحلّ (مرزهاى حرم) احرام بستند مستحب است وقتى مسجدالحرام را ديدند، لبيك را ترك نمايند.

مسأله 153 . كسى كه انجام حج تمتع براى او مستحب است، هرگاه در ماه هاى حج (شوال و ذى قعده و ذى حجه) عمره مفرده مستحبى به جا آورد و در مكه باقى ماند، مى تواند آن را عمره تمتع قرار دهد و پس از آن حج تمتع مستحبى به جا آورد.

مسأله 154 . كسى كه براى حج تمتع نيابت گرفته است، پس از پايان عمل حج، سزاوار است براى خود، عمره مفرده اى به جا آورد.

مسأله 155 . كسانى كه محل زندگى آنان تا مكه كمتر از شانزده فرسخ است، عمره مفرده براى آنان واجب است، خواه براى حج استطاعت داشته باشند يا نه.


صفحه 54

امّا كسانى كه بيرون از اين محدوده زندگى مى كنند، عمره مفرده براى آنها واجب نيست، بنابراين كسانى كه در اين ايام براى عمره مفرده مى روند ودر همان سال و يا سال هاى بعد براى حج تمتع احرام مى بندند، عمره مفرده پيشين از عمره تمتع كافى نيست، و سرّ آن اين است كه عمره تمتع داخل در اعمال حج تمتع است، در حالى كه در حج افراد و قران كه تفصيل آن را خواهيم گفت، عمره مفرده، داخل در حج نيست.

مسأله 156. مُحرَّمات احرامِ عمره ى مفرده با عمره ى تمتع يك سان است و بعد از تقصير يا حلق، همه چيز غير از همسر حلال مى شود و بعد از طواف نساء و نماز آن طواف، همسر هم حلال مى گردد، ولى در عمره ى تمتع بعد از تقصير، همه چيز از جمله همسران بر هم ديگر حلال مى شوند.

مسأله 157. كسانى كه حج واجب خود را انجام داده اند; مثل مديران و معاونان كاروان ها، در وقت حج مى توانند براى عمره تمتع، مُحرِم نشوند وعمره ى مفرده انجام دهند .

مسأله 158. اشتراك در نيت، در عمره ى مفرده ى مستحبى، يعنى به نيت خود و نيابت ديگران يا به نيابت ديگران ولو افراد زياد باشند، اشكالى ندارد و در تمام اعمال بايد اَفراد را ولو اجمالاً در نيّت مد نظر داشت.

مسأله 159. اگر كسى براى چند نفر اجير شده است كه عمره ى مفرده ى جداى از هم انجام دهد، او نمى تواند به صورت مشترك همه را در يك عمره جمع كند و بايد بر طبق قرار جدا گانه انجام دهد; مگر در حين قرارداد خود، تصريح به اشتراك كرده باشد و آن ها پذيرفته باشند.

مسأله 160. كسى كه نمازش غلط است بايد آن را تصحيح كند و اگر بعد


صفحه 55

از تلاش موفق نشد، مى تواند براى خود عمره ى مفرده يا حج به جا بياورد، ولى نمى تواند براى ديگران نيابت كند و چنين شخصى علاوه بر اينكه خود نماز طواف را مى خواند، فردى را براى خواندن نماز نائب بكيرد.

مسأله 161. زنى كه حايض است يا مى داند كه حايض مى شود، مى تواند براى عمره ى مفرده يا عمره ى تمتع محرم شود، ليكن در عمره ى مفرده اگر تمام ايّامى كه در مكه است حايض باشد و ديگر فرصتى ندارد، بايد براى طواف و نماز آن نايب بگيرد و خودش سعى صفا و مروه را انجام دهد و تقصير نمايد و از احرام خارج مى شود .

در عمره ى تمتع، اگر در ايامى كه در مكه است حايض باشد و نتواند طواف و نماز آن را به جا آورد و در اين حال باقى بماند تا زمان وقوف در عرفات فرا رسد و ديگر فرصتى براى او باقى نماند، بايد به حج افراد عدول كند.

مسأله 162. اگر حايض در عمره ى مفرده بدون انجام اعمال از مكه خارج شد، بايد برگردد و در زمان طهارت اعمال را انجام دهد و اگر اين امر ميسر نيست، همانند كسى كه به وطن بازگشته يا در راه بازگشت است، بايد براى اعمال نايب بگيرد و با هم آهنگى بعد از انجام سعى از طرف نايب، خودش تقصير نمايد و سپس نايب، طواف نساء و نماز آن را انجام دهد، ليكن احتياط مستحب اين است كه خودش نيز در محل، دو نماز دوركعتى بخواند; يكى براى طواف عمره و ديگرى براى طواف نساء.

مسأله 163. بين عمره ى تمتع و حج نبايد عمره ى مفرده به جا بياورد ولو اعمال حج را قبل از رفتن به عرفات انجام داده باشد، ولى طواف مستحبى اشكال ندارد و اگر كسى عمره ى مفرده به جاى آورد، ظاهراً عمره ى مفرده


صفحه 56

باطل است، ولى احتياط اين است كه اگر وقت دارد عمره ى تمتع ديگر به جا آورد و اگر وقت ندارد مشكلى نيست و مى تواند براى حج مُحرِم شود.

مسأله 164. انجام عمره ى مفرده در ماه هاى حج، قبل از عمره ى تمتع جايز است; هر چند در يك ماه واقع شده باشند و فاصله لازم نيست.

مسأله 165. كسى كه براى خود حج تمتع انجام داده، مى تواند بعد از اَعمال حج براى خود عمره ى مفرده انجام دهد.

محل احرام عمره ى مفرده

مسأله 166. كسى كه براى انجام عمره ى مفرده از مسجد شجره محرم مى شود، لازم نيست داخل مسجد برود، بلكه ملاك ميقات ذوالحليفه است; يعنى داخل مسجد و هم چنين بيرون مسجد در دو جانب راست و چپ آن.

مسأله 167. امروز تمام مواقيت حج و عمره داراى مسجد هستند، ولى احرام از داخل هيچ يك از اين مساجد واجب نيست و مى توان در بيرون آن ها محرم شد، ولى در مورد «مسجد شجره» احتياط مستحب احرام از داخل مسجد است.

مسأله 168. كسانى كه از مكه براى عمره ى مفرده عازم مى شوند، بايد به ادنى الحل بروند و در حالت اختيار و عدم مانع از داخل شهر مكه نمى توانند محرم شوند و افضل ادنى الحل، «جِعرانه» و «حديبيه» و «تنعيم» است.

مسأله 169. كسانى كه از جدّه به مكه مى روند، لازم نيست براى احرام عمره ى مفرده به مواقيت حج بروند، بلكه مى توانند از جدّه قبل از پل كه محاذى جحفه است احرام ببندند و احتياطاً در ادنى الحل احرام خود را تجديد كنند.


صفحه 57

مسأله 170. اگر كسى عمره ى مفرده انجام داد و از حرم بيرون رفت و مجدداً خواست به حرم برگردد، در صورتى كه سى روز از اتمام عمره ى اوّل گذشته و به خارج از حرم رفته باشد، بايد در يكى از مواقيت بنجگانه براى عمره ى مجدد محرم شود و اگر گذارش به مواقيت پنجگانه نمى افتد، از «ادنى الحل» محرم شده و وارد حرم شود.

مسأله 171. اهل مكه و كسانى كه در آن جا اقامت گزيده اند، هر موقع از مكه و حرم خارج شوند، بايد براى ورود به مكه محرم شوند، مگر اين كه از عمره ى قبلى يك ماه نگذشته باشد، البته برخى از اصناف مانند كسانى كه به لحاظ شغلى كه دارند همواره به ورود به مكه و خروج از آن نياز دارند، از اين حكم مستثنا هستند.

موارد عدول و يا تبدّل حج تمتع به اِفراد

مسأله 172. كسانى كه وظيفه آنها حج تمتع است در تنگى وقت وظيفه شان به حج اِفراد تبديل مى شود. مراد از تنگى وقت آن است كه اگر بخواهد اعمال عمره ى تمتع را انجام دهد، نتواند وقوف اختيارى عرفات را ولو به اندازه ى مسمّاى آن درك كند. چنين شخصى اگر بداند كه نمى تواند ولو مسمّاى وقوف را درك كند، از اوّل مى تواند به عنوان حج اِفراد محرم شود و هم چنين اگر بعد از احرام فهميد كه نمى تواند ولو مسمّاى وقوف را درك كند، با همان احرام به عرفات رفته و به نيّت حج اِفراد، اعمال را انجام مى دهد و در هر دو صورت بايد بعد از اعمال حج افراد، عمره ى مفرده به جا آورد و قربانى كردن براى چنين شخصى مستحب است و اين حج از حجة الاسلام كفايت مى كند.


صفحه 58

مسأله 173. اگر كسى براى عمره ى تمتع احرام بست و در سعه ى وقت عمداً اعمال آن را انجام نداد تا وقت تنگ شد، او بايد به اِفراد عدول كند و به عرفات رفته و همه ى اعمال حج افراد را انجام دهد، ولى اين حج از حج تمتع كه وظيفه ى اوست كفايت نمى كند و بعيد نيست كه چنين شخصى حكم كسى را دارد كه حج بر او مستقر شده است. بنابراين اگر از استطاعت هم خارج شده باشد بايد در اولين فرصت حج تمتع به جا آورده و اگر از دنيا رفت، از تركه ى او برايش حج انجام دهند.

مسأله 174. اگر كسى در اثر عذر، بدون احرام وارد مكه شد و يا كسى با احرام اشتباه و باطل وارد مكه گرديد; و وقت تنگ باشد، بايد به ادنى الحل برود و براى حج افراد محرم گردد اگر اين كار را نيز نتوانست انجام دهد، از همان مكه به عنوان حج اِفراد، محرم شده و براى وقوف به عرفات برود و حج او به عنوان حجة الاسلام محسوب مى گردد.

حال اگر كسى بدون عذر اين كار را انجام داد يا عمداً ، بايد به احتياط واجب حج اِفراد به جا بياورد، ولى بايد حج تمتع را در سال يا سال هاى بعد انجام دهد و حج انجام شده ى فعلى، كفايت نمى كند.

مسأله 175. صورت حج اِفراد قبلاً بيان گرديد، ليكن در حج اِفراد شخص مى تواند قبل از انجام طواف هاى واجب و رفتن به عرفات، طواف مستحب انجام دهد; در صورتى كه در حج تمتع نمى تواند اين كار را انجام دهد. هم چنين در حج اِفراد، مفرِد مى تواند تمام اعمال مكه را بدون عذر و اختياراً، قبل از رفتن به عرفات انجام دهد; در صورتى اين كار را در حج تمتع نمى توان انجام داد.


صفحه 59

مسأله 176. كسى كه بالاصاله حج افراد انجام مى دهد و يا وظيفه ى او به حج اِفراد تغيير كرده است و تمام اعمال مكه را از جمله طواف نساء و نماز آن را انجام داده است، تا در روز عيد حلق يا تقصير نكرده، نبايد مُحرّمات احرام را مرتكب شود و چنانچه از روى عمد مرتكب محرمات احرام شود، كفاره بر او ثابت است. اگر چنين شخصى قبل از هر دو وقوف يا يكى از آن ها با همسر خود و يا از راه حرام مرتكب جماع شد، علاوه بر كفاره بايد اعمال خود را به پايان برساند و اكتفاى به اين حج مشكل است.

عروض حيض و نفاس

مسأله 177. اگر حايض در ميقات بداند كه نمى تواند عمره ى تمتع را انجام دهد، بايد به نيّت حج إفراد محرم شود. هم چنين اگر بعد از احرام و قبل از طواف و نماز عمره ى تمتع، حايض گرديد و يا نفسا شد; مثلاً جنين او سقط شد و خون ريزى كرد، اين شخص بايد صبر كند; اگر تا قبل از رسيدن به مسمّاى وقوف در عرفات پاك گرديد و توانست اعمال خود را انجام دهد، به وظيفه ى خود عمل نموده است، ولى اگر صبر كرد و در ساعات آخر متوجه شد كه اگر بخواهد صبر كند به وقوف اختيارى عرفه و لو مسمّاى آن نمى رسد، در اين صورت، نيّت حج اِفراد كرده و به عرفات مى رود و اعمال مفرد را تا آخر انجام مى دهد.

مسأله 178. اشخاص مورد نظر در مسأله ى قبل حجشان از حجة الاسلام كفايت مى كند و اگر حج آن ها نيابتى است، اين حج از منوبٌ عنه كفايت مى كند و در مورد اجرت هم بايد تفاوت قيمت را مخصوصاً اگر قربانى انجام نداد،


صفحه 60

مسترد دارد; مگر اين كه اجير كننده او صرف نظر كند.

مسأله 179. اگر زنى به نيّت عمره ى تمتع محرم شد و بعد از احرام وارد طواف گرديد، چنانچه تا قبل از نصف يعنى سه شوط و نيم حائض و يا نفساء گرديد و تا قبل از رفتن به عرفات پاك نشد محل عدول به اِفراد است ولى اگر بعد از سه شوط و نيم حائض و يا نفساء شد عمره ى او تمتع است و چنانچه تا قبل از رفتنش به عرفات پاك نشد، سعى و تقصير را انجام مى دهد و سپس به نيّت حج محرم شده و بعد از بازگشت از منا، اوّل طواف ناقص عمره را تكميل مى كند و نماز مى خواند، سپس اعمال حج را انجام مى دهد.

مسأله 180. اگر زنى به گمان استحاضه در ميقات براى عمره ى تمتع محرم شد و در اثناء و يا بعد از اعمال متوجه شد كه حائض بوده، صبر مى كند. اگر پاك شد و وقت براى انجام اعمال دارد، همه ى اعمال يعنى طواف تا تقصير را از سر گرفته و انجام مى دهد و عمره ى او تمتع و صحيح است، ولى اگر پاك نشد و يا در ساعات آخر پاك شد، چنان كه اگر بخواهد اعمال عمره ى تمتع را انجام دهد به وقوف اختيارى و لو مسمّاى آن نمى رسد عدول به افراد مى كند و در آخر عمره ى مفرده انجام دهد.

مسأله 181. اگر زنى به گمان حيض، در ميقات براى حج افراد محرم شد و در ايامى كه در مكه بود معلوم گرديد كه مستحاضه بوده، احرام او صحيح است و بايد اعمال عمره ى تمتع را انجام دهد، ولى اگر در آخرين روز اقامت خود در مكه متوجه شد كه آن خون، استحاضه بوده است بايد چنانچه وقت دارد و مى تواند با انجام وظايف مستحاضه و انجام اعمال عمره تمتع به وقوف اختيارى عرفه و لو مسمّاى آن برسد بايد اين كار را انجام دهد و سپس در مكه


صفحه 61

به نيّت حج تمتع محرم شود و خود را براى درك وقوف اختيارى عرفات به عرفات برساند ولى اگر وقت ندارد و يا ظن عقلايى دارد كه به وقوف نمى رسد اعمال حج را به نيّت تكليف و وظيفه ى فعلى انجام دهد لكن به احتياط واجب در منا قربانى نموده و بعد از اتمام اعمال مكه يك عمره ى مفرده به جا آورد.

مسأله 182. زن مذكور در مسأله ى قبل اگر چنانچه گمانش به حيض از روى موازين شرعى بوده و در ضيق وقت كشف خلاف شد و اعمال را آن گونه كه مذكور گرديد انجام داد از حجة الاسلام كفايت مى كند، ليكن اگر اعتقاد و گمان او به حيض از روى سهل انگارى بوده، اكتفاء به اين حج مشكل است و حج بر او مستقر گرديده و بايد مجدداً در سال يا سال هاى بعد انجام دهد و اگر مرد، از تركه ى او برايش انجام دهند.

چنانچه اين زن به نيابت از ديگرى حج انجام داده است در صورت اول يعنى گمان، از روى موازين شرعيه بعيد نيست كه بگوييم از منوب عنه كفايت مى كند و اجرت به او تعلق مى گيرد; ولى احتياط مستحب در عدم اكتفاء به اين حج براى منوب عنه از طرف اولياء او مى باشد ولى در صورت سهل انگارى از منوب عنه كفايت نمى كند و نايب هم مستحق اجرت نمى باشد.

مسأله 183. اگر زن حائض در ميقات جهت عمره ى تمتع محرم شد و از روى جهل به حكم اعمال عمره ى تمتع را انجام داد و سپس متوجه شد و پاك گرديد اگر وقت دارد طواف و نماز و سعى و تقصير آن را اعاده مى كند و از جهت تقصير قبلى نيز كفاره ندارد، ولى اگر تا زمان درك وقوف اختيارى عرفه ولو مسمّاى آن پاك نشد، حج او به افراد مبدّل مى گردد و بايد بعد از اعمال حج عمره ى مفرده انجام دهد.


صفحه 62

مسأله 184. اگر حائض براى عمره ى تمتع محرم شد و پس از آمدن به مكه به ظاهر پاك گرديد و اعمال عمره ى تمتع را انجام داد و براى حج تمتع محرم گرديد و به عرفات رفت، ليكن قبل از گذشتن ده روز از ابتداى خون ديدن در عرفات يا مشعر يا منى لك ببيند و نداند كه اين لك بينى تا پس از ده روز از ابتداى خون ديدن ادامه دارد يا نه (كه در صورت ادامه مازاد عادت استحاضه خواهد بود) در اين صورت بايد اعمال خود را به نيّت تكليف فعلى اعم از حج تمتع يا افراد انجام دهد و بنابر احتياط واجب در منا قربانى نموده و بعد از اعمال مكه، عمره ى مفرده به جا آورد و چنين زنى اگر در نيّت هاى خود به جاى «ما فى الذمّه» و يا «تكليف فعلى»، حج تمتع را قصد كرد، چنانچه قصد حقيقى او اين بوده كه آنچه خداوند بر او واجب گردانيده دارد انجام مى دهد، اين از باب خطا در تطبيق است و حج او صحيح است ولى اگر عالماً و عامداً قصد حج تمتع كرد و عمره ى مفرده انجام نداد اكتفاء به اين حج مشكل است و احتياط در اعاده ى آن در سال يا سال هاى بعد است.

مسأله 185. كسى كه وظيفه ى او حج افراد است و به قصد آن محرم شده، نمى تواند به عمره ى تمتع و يا عمره ى مفرده عدول كند.

مسأله 186. كسى كه وظيفه او حج افراد است، اگر براى عمره ى تمتع و حج تمتع محرم شد و اعمال آن را انجام داد اين حج صحيح مستحبى است و در تأخير انداختن وظيفه ى خود، مرتكب معصيت شده و كفايت از حجة الاسلام او نمى كند.

مسأله 187. كسى كه حج او به افراد بدل شده است، بايد عمره ى مفرده ى آن را فوراً بعد از حج انجام دهد و تا آن را انجام نداده نمى تواند براى حج و عمره ى ديگرى محرم شود، ولى اگر تأخير انداخت در ماه هاى ديگر نيز


صفحه 63

مى تواند آن را انجام دهد و مجزى مى باشد.

مسأله 188. اگر كسى از روى جهل براى حج افراد در حرم محرم شد چنانچه مقدور است بايد به ميقات ياادنى الحل برود ومحرم شده و تلبيه بگويد و اگر فرصت نيست و يا به هر دليلى ممكن نيست به خارج حرم برود، هر كجا هست همان جا نيّت كند و تلبيه بگويد و اگر اعمالى را با احرام قبلى انجام داده چنانچه بتواند آن ها را با احرام جديد تدارك كند و اگر بعد از اعمال متوجه شد، حج او صحيح است.

مسأله 189. كسانى كه وظيفه ى آن ها تمتع است و آن را انجام داده اند ، مى توانند حج إفراد مستحبى به جا بياورند و يا در ايام حج فقط عمره ى مفرده انجام دهند.


صفحه 64

حج تمتع

حج تمتع، مركب از دو عمل است:

1. عمره تمتع

2. حج تمتع

عمره تمتع از 5 عمل تشكيل مى شود:

1. احرام

2. طواف كعبه

3. نماز طواف

4. سعى بين صفا و مروه

5. تقصير يعنى گرفتن قدرى از مو و ناخن

محرم به احرام عمره تمتع، وقتى از اين اعمال فارغ شد و كليه محرمات احرام بر او حلال گشت،دوباره براى اعمال حج احرام مى بندد .

اعمال حج تمتع عبارتند از:

1. احرام بستن در مكه

2. وقوف در عرفات

3. وقوف در مشعرالحرام

4. رمى جمره عقبه در منى

5. قربانى در منى


صفحه 65

6. حلق يا تقصير در منى

7. طواف زيارت در مكه

8. نماز طواف

9. سعى بين صفا و مروه

10. طواف نساء

11. نماز طواف نساء

12. بيتوته در منى(شب را در منى به سر بردن)، شب هاى يازدهم و دوازدهم براى همه و شب سيزدهم براى برخى اشخاص.

13. رمى جمرات در روز يازدهم و دوازدهم. اشخاصى كه شب سيزدهم در منى مى مانند، بايد روز سيزدهم نيز جمرات را رمى كنند.

مسأله 190 . فردى كه مى خواهد اعمال عمره يا حج را انجام دهد، شايسته است قبل از اعمال آگاهى نسبت به آن داشته باشد در غير صورت بايد به تدريج، هنگام انجام عمل، به وسيله راهنما، آشنا گردد.

اكنون لازم است نخست به بيان اعمال عمره تمتع و سپس به بيان اعمال حج تمتع بپردازيم.


صفحه 66

صفحه 67

فصل سوم:

احرام براى عمره تمتع

مسأله 191 .نخستين عمل عمره تمتع، احرام بستن است. زائر خانه خدا براى عمره تمتع، بايد از يكى از مواقيت پنج گانه احرام ببندد و علت تعدّد ميقات ها، به خاطر اختلاف راه هاى زائران است كه از شرق و غرب، يا شمال و جنوب عازم زيارت خانه خدا مى شوند، از اين جهت، مواقيت نيز متعدد مى باشند.

ميقات اوّل: «مسجد شجره» است كه به آن «ذوالحليفه» نيز مى گويند، و آن ميقات كسانى است كه از مدينه منوره به حج يا عمره مى آيند. فاصله آن تا مركز شهر مدينه 9كيلومتر است و با مكه 415كيلومتر فاصله دارد.

مسأله 192 . هرگاه ضرورتى پيش آيد، و انسان نتواند از «مسجد شجره» احرام ببندد، مى تواند از ميقات بعدى كه در مسير راه است، احرام ببندد، و نام آن ميقات، «جُحْفه» است كه بعداً گفته خواهد شد.

مسأله 193 . احتياط مستحب است كه انسان در داخل مسجد احرام ببندد، ولى از خارج مسجد نيز، بستن احرام، بى اشكال است، و در اين قسمت، فرقى بين مسجد قديم و مسجد جديد نيست، زيرا كراراً اين مسجد، تخريب و بازسازى شده و از وضعى كه در زمان پيامبر داشته، خارج شده است.

كسانى كه مى خواهند خارج از مسجد احرام ببندند، لازم است از بيرون


صفحه 68

مسجد سمت راست يا سمت چپ آن را براى اين كار انتخاب كنند.

مسأله 194 . طهارت از جنابت و حيض و نفاس، و با وضو بودن شرط صحت احرام نيست.

مسأله 195 . فرد جنب، نمى تواند در داخل مسجد، محرم شود و بايد از بيرون مسجد به نحوى كه بيان شد، احرام ببندد، و اگر بخواهد در داخل مسجد، محرم شود، بايد حالت عبورى داشته باشد، يعنى از درى وارد و از در ديگر خارج شود و لبّيك را در حال عبور بگويد، و اگر در دوم مسجد بسته باشد، احتياط آن است كه بيرون مسجد محرم شود.

مسأله 196 . اگر حائض نتواند تا پاك شدن صبر كند، بايد بيرون مسجد به نحوى كه گفته شد، محرم شود.

دوم: «وادى عقيق » كه اوايل آن «مَسْلخ» و اواسط آن «غَمْره» و اواخر آن «ذاتِ عِرْق» نام دارد، و اين ميقات كسانى است كه از راه «عراق» و يا «نجد» به مكه مى روند. وسيع ترين ميقات در ميان مواقيت پنج گانه، همين ميقات است، كه در 180كيلومترى مكه قرار دارد، و احتياط واجب آن است كه از نقطه «مسلخ» تا نقطه غمره محرم شود.

سوم: «قَرْن المنازل » و آن ميقات كسانى است كه از راه طائف به حج مى روند، و نزديك ترين ميقات به مكّه همين ميقات است، كه از جادّه جديد 94كيلومتر با مكّه فاصله دارد.

چهارم: «يَلَمْلَم » اسم كوهى است و آن ميقات كسانى است كه از راه يمن به حج مى روند و 100كيلومتر با مكه فاصله دارد.

پنجم: «جحفه »، ميقات كسانى است كه از راه «شام» به مكه مى روند،


صفحه 69

و نيز ميقات كسانى است كه به علّتى در مسجد شجره محرم نشده اند و همچنين جحفه، ميقات كسانى است كه از طريق دريا عازم حج مى شوند و پس از بستن احرام در آنجا، رهسپار بندر «جده» مى شوند، و فاصله جحفه تا مكه 187 كيلومتر است و بين جحفه و نقطه غدير خم، حدود 11كيلومتر فاصله است.

مسأله 197 . هرگاه، يك شاهد عادل شهادت دهد كه فلان نقطه ميقات است، مى توان به قول او اعتماد كرد، و اگر شاهد عادلى در كار نباشد، بايد از اهل محلّ پرسيد و در صورت اطمينان به آن اعتماد كرد، ولى امروزه مواقيت پنج گانه به وسيله تابلوهايى معين شده و طبعاً مفيد اطمينان است.

مسأله 198 . هرگاه از راهى برود كه هرگز از ميقات عبور نمى كند، مانند كسى كه از ايران و غيره وارد جدّه مى شود، آنان مى توانند به سه صورت محرم شوند.

الف. به مدينه منوّره بروند و از مسجد شجره محرم شوند، ويا به ميقات جحفه بروند و از آن جا احرام ببندند.

ب. مى توانند در نقطه محاذى جحفه كه در جنوب شرقى جده است، محرم شوند، و طبق نقل اهل اطلاع و نقشه هاى جغرافيايى، فرودگاه جدّه، و وسط شهر پيش از آن كه به پل بزرگ برسد، محاذى جحفه است. و در اين صورت بنابر احتياط احرام خود را در ادنى الحل تجديد كند.

ج. بهتر از آن اين است كه به حديبيه برود چه از راه قديم و چه از راه جديد، و در آنجا محرم شود و اصولاً كسى كه از يكى از مواقيت عبور نمى كند، رفتن او به ميقات واجب نيست، و مى تواند به يكى از دو گونه اخير محرم شود.


صفحه 70

مسأله 199 . هرگاه كسى در مسير خود از دو ميقات عبور مى كند، و در ميقات نخست احرام بست، ديگر لازم نيست در ميقات دوم، تجديد نيت و احرام كند، و همچنين اگر از محاذات ميقات اوّل، احرام ببندد، سپس به محاذات ميقات دوم نيز برسد، تجديد احرام لازم نيست.

مسأله 200 . بستن احرام، قبل از ميقات، بسان خواندن نماز قبل از وقت است، و جايز نيست مگر در يك صورت، و آن اين كه نذر كند، پيش از ميقات محرم شود،در اين صورت، واجب است، قبل از ميقات، محرم شود، بنابراين كسانى كه از هر نطقه اى، يك سره مى خواهند به مكه بروند، مى توانند به وسيله نذر در فرودگاه محرم شوند، و ديگر تجديد احرام در ميقات لازم نيست.

مسأله 201 . مقصود از محاذات اين است كه ميقات سمت چپ يا راست او قرار گيرد، و اين يك امر عرفى است. هرگاه بگويند اين نقطه عبور شما، محاذى با فلان ميقات است، كافى است.

مسأله 202 .اگر كسى به خاطر ندانستن مسأله يا فراموش كارى، بدون احرام از ميقات بگذرد، بايد برگردد و از همان ميقاتى كه عبور كرده است، احرام ببندد، خواه داخل سرزمين حرم شده باشد، يا نه، و اگر امكان نداشت، اگر داخل حرم نشده، از همانجا احرام ببندد، و احتياط مستحب آن است كه چند قدم به سمت ميقات برود و از آنجا احرام ببندد.

اگر داخل حرم شده باشد، واجب است از حرم خارج شود و از مرز حرم، محرم شود و اگر به خاطر تنگى وقت يا عدم امكان ، نتواند از حرم خارج شود، لازم است ، به مقدارى كه مى تواند عقب برود، هر چند به مرز حرم نرسد، و از آن جا احرام ببندد.


صفحه 71

مسأله 203 . اگر زن حائض، به خاطر ناآشنايى به مسأله يا به هر علّت ديگر در ميقات محرم نشود، حكم وى، حكم همان فردى است كه در مسأله قبل گفته شد.

مسأله 204 . هرگاه فردى عمداً از ميقات محرم نشود، و نتواند به خاطر ضيق وقت يا عذر ديگر به ميقات برگردد، و در پيش روى او ميقات ديگرى نباشد، نمى تواند حجّ انجام دهد، هر چند احتياط مستحب آن است كه از مرز حرم، احرام ببندد و اعمال خود را انجام دهد، و سال ديگر نيز بايد حج را قضا كند.

مسأله 205 . عبور از ميقات بدون احرام، جايز نيست، چنان كه عبور از محاذات ميقات، بدون احرام حرام مى باشد، ولى اگر اين حرام را مرتكب شد و از ميقات دوم احرام بست، حج او صحيح است.

مسأله 206 . هرگاه كسى مى تواند از دو ميقات كه يكى از آنها «مسجد شجره» است احرام ببندد، بهتر است مسجد شجره را انتخاب كند كه فضيلت بيشترى دارد.

مسأله 207 . كسانى كه در غير ماه هاى حج (شوال و ذى قعده و ذى حجه) به عمره مفرده رفته اند و تا موسم حج در عربستان مانده اند، و اكنون مى خواهند عمره تمتع را انجام دهند، هرگاه در مسير آنان به مكه، ميقاتى وجود دارد، بايد از همان جا محرم شوند، و اگر در مكه اقامت دارند، بايد از مرز حرم (ادنى الحل) براى عمره تمتع احرام ببندند. بنابراين گروه دوم مى توانند از «تنعيم» و يا «حديبيه» كه نزديك ترين مرزهاى حرم به مكه هستند، محرم شوند.


صفحه 72

مسأله 208 . كسانى كه براى عمره مفرده به مكه مى روند، حكم آنان، حكم كسانى است كه براى عمره تمتع محرم مى شوند، هرگاه در مسير آنان ميقاتى باشد از آنجا محرم مى شوند و نبايد بدون احرام، از ميقات عبور كنند، و در صورت عبور، بايد بر گردند و از آنجا محرم شوند، و اگر در مسيرشان، ميقات نيست، مى توانند از مرز حرم كه در اصطلاح فقها (ادنى الحل) نام دارد، احرام ببندند. مرزهاى حرم به وسيله تابلوهايى مشخص شده، و نزديك ترين و آسان ترين نقطه براى زائران، نقطه «تنعيم» و «حديبيه» است.

مسأله 209 . كسانى كه در جدّه شاغل هستند، چه در عمره تمتع و چه در عمره مفرده، مى توانند از «ادنى الحلّ»(مرزهاى حرم) احرام ببندند و چه بهتر كه از «حديبيه» محرم شوند كه محل بيعت رضوان و مكث پيامبر و ياران او با حالت احرام تا بستن پيمان صلح مى باشد; گذشته از اين وسائل غسل كردن و خواندن نماز آماده تر است.

مسأله 210. اگر كسى بعد از خروج از ميقات متوجه شد احرامش به جهتى باطل بوده است، چنانچه ميسر باشد بايد به ميقات برگردد و به طور صحيح محرم شود، ولى اگر برگشتش در آن حال برايش مقدور نيست، در «ادنى الحل» براى عمره ى مفرده محرم مى شود و به مكه وارد شده و اعمال آن را انجام داده، سپس به ميقات برمى گردد و براى عمره ى تمتع محرم مى شود، امّا اگر طورى است كه بعد از ورود به مكه فرصت كافى ندارد و يا اين كه مقدور نيست به ميقات برود، لازم است از حرم بيرون رفته و بنابراحتياط هر چه بتواند از حرم دور شود و به نيّت همان عمره ى تمتع محرم مى شود .

مسأله 211. اگر كسى احرام را فراموش كرد و تا بعد از همه ى واجبات


صفحه 73

عمره تمتع به خاطرش نيامد، چنانچه وقت و فرصت دارد به ميقات رفته و محرم مى شود و اگر امكان و يا وقت ندارد از ادنى الحل محرم مى شود و عمره ى تمتع را مجدداً انجام مى دهد و اگر امكان رفتن به ادنى الحل نيست و درك وقوف اختيارى عرفه از دست مى رود، حج او به اِفراد بدل مى شود، ولى اگر بعد از اعمال حج متوجه شد كه محرم نشده، حج او صحيح است.

مسأله 212. محرم نمى تواند مُحِلِّ شود و به اصطلاح احرام خود را برهم بزند، و با انجام عمره ى تمتع يا اعمال حج يا عمره ى مفرده از احرام خارج مى شود. بنابر اين اگر كسى بادر آوردن لباس احرام و بوشيدن لباس دوخته، بخواهد از احرام بيرون آيه مرتكب گناه شده و بايد كفاره بدهد و هرگز از احرام خارج نمى شود.

مسأله 213. كسى كه عمره ى تمتع ولو استحبابى انجام داده است، نمى تواند بدون عذر و به دل خواه خود آن را رها كند و حج تمتع را به جا نياورد، ليكن اگر مضطر شد و لو اين كه حج او حجة الاسلام باشد بايد بعد از عمره تمتع، طواف نساء و نماز آن را به جا آورد و در حقيقت آن را به عمره ى مفرده بدل كند تا از احرام خارج گردد.

مسأله 214. مجنونى كه اهل تمييز نيست تكليفى ندارد و احرام بر او واجب نيست و اگر بدون احرام وارد مكه شد، اشكالى ندارد و همين طور انسان غير بالغ.

مسأله 215. اگر شخصى به احرام عمره ى تمتع وارد مكه شد ولى حج از او فوت شد; چه به خاطر بيمارى و يا دست گيرى و يا دير رسيدن و امثال اين ها، عمره ى مفرده به جا مى آورد و از احرام خارج مى گردد. و اين شخص در


صفحه 74

حقيقت مستطيع نيست و تكليفى ندارد مگر در سه صورت:

الف: با اهمال كارى از درك زمان حج محروم شده باشد.

ب: حج قبلاً بر او مستقر شده باشد.

ج: در سال يا سال هاى بعد مستطيع شود كه بايد در اين سه صورت حج خود را به جا آورد.

مسأله 216. نذر احرام قبل از ميقات براى نايب هم جائز است و زنان نيز مى توانند با نذر، قبل از ميقات محرم شوند; منوط بر اين كه نذر آن ها با حق شوهر منافات نداشته باشد.

مسأله 217. كسى كه در يكى از مواقيت، محرم شده است براى او جايز است با همان حالت احرام به سمت مخالف مكه برود; مثل كسى كه در مسجد شجره محرم شده مى تواند به مدينه برود و حتى در آن جا چند روز بماند و سپس از هر راهى كه مى خواهد به مكه وارد شود، ولى طبيعى است كه نبايد با اين كارها فرصت انجام عمره را براى خود ضيق كند.


صفحه 75

فصل چهارم

واجبات احرام

واجبات احرام، سه چيز هستند:

1. پوشيدن لباس هاى احرام

2. نيّت

3. لبيك گفتن

اينك به شرح هر سه مى پردازيم:

1. پوشيدن جامه هاى احرام

مسأله 218 . پوشيدن دو جامه احرام، كه يكى به صورت «لنگ» و ديگرى به صورت «ردا» كه بر دوش افكنده مى شود، بر مردان واجب است. و احتياط لازم آن است كه زنان نيز علاوه بر جامه هايى كه بر تن دارند، اين دو جامه را نيز بپوشند و طواف و سعى را با آن دو انجام دهند.

محرم بايد اين دو لباس را پيش از گفتن «لبيك» بر تن كند، و اگر پس از گفتن لبيك اين دو لباس را بر تن كنند، احتياط آن است كه دو مرتبه «لبيك» را بگويند.

در پوشيدن دو جامه ترتيب خاصى لازم نيست، جز اين كه يكى به صورت «لنگ» باشد و از ناف تا زانو را بپوشاند و ديگرى به صورت «ردا» كه از


صفحه 76

شانه تا كمر را پوشش دهد.

در كندن و درآوردن لباس دوخته نيت لازم نيست.

مسأله 219 . از آنجا كه پوشيدن دو جامه، يكى از واجبات احرام است، طبعاً بايد به نيت الهى بپوشد، يعنى قصد قربت كند.

مسأله 220 . دو جامه احرام بايد از هم جدا و به صورت دو تكه جداگانه باشند، پس اگر با يك پارچه بلند از شانه تا زانو را بپوشاند، صحيح نيست.

مسأله 221 . گره زدن جامه هاى احرام اشكالى ندارد، ولى احتياط واجب آن است كه آن را كه لنگ قرار داده به گردن گره نزند، و اگر روى ندانستن مسأله يا فراموشى گره زد، احتياط آن است كه فوراً باز كند، هر چند به احرام ضررى نمى زند و كفّاره هم ندارد

مسأله 222 . جامه اى را كه بر دوش مى افكند، بايد روى شانه ها بيندازد، به طورى كه روى هر دو كتف را بپوشاند. امّا شيوه اى كه برخى از زائران خانه خدا انجام مى دهند يعنى در يك طرف، ردا را از روى شانه و در طرف ديگر اززير بغل عبور مى دهند، به طورى كه يك كتف آنان پيداست، صحيح نيست.

مسأله 223 . كليه چيزهايى كه در لباس نمازگزار شرط شده، در لباس احرام نيز شرط مى باشد، بنابراين نمى توان در جامه اى كه از حيوان حرام گوشت تهيه شده يا لباسى كه نجس است، محرم شد، و همچنين ، مرد و بنابر احتياط واجب، زن نمى تواند در لباس ابريشم خالص، محرم شوند.

مسأله 224. محرمى كه لباس احرامش بر اثر ذبح نجس شده، در صورت امكان بايد آن را تطهير كند و يا عوض نمايد، ولى اگر به خاطر نبودن امكانات در مسلخ و يا بُعد مسافتى كه مجبور است طى كند تا جامه را عوض يا تطهير


صفحه 77

كند مقدارى طول كشيد به صحت احرام لطمه نمى زند و اگر تطهير نكرد تا زمان حلق و تقصير به صحت ذبح و احرام ضرر نمى زند و كفاره ندارد.

مسأله 225 . جامه هاى احرام بايد به قدرى ضخيم باشد كه بدن از پشت آنها نمايان نباشد.

مسأله 226 . هرگاه يكى از دو جامه احرام نجس شود، بايد آن را آب بكشد، يا عوض كند و در تطهير يا تبديل، مسامحه نكند.

مسأله 227 . مستحب است انسان اعمال عمره را با آن دو لباسى كه در ميقات با آنها احرام بسته است، انجام دهد، بنابراين اگر محرم، لباس خود را عوض كرد، بهتر است در هنگام انجام اعمال از دو لباس پيشين استفاده كند.

مسأله 228 . محرم مى تواند براى عوض كردن دو جامه يا شستن آنها و يا رفتن به حمام و امثال آن، هر دو جامه را كنار بگذارد،،و در غير اين صورت، لازم است همواره دو لباس احرام را بر تن داشته باشد.

مسأله 229 . محرم مى تواند چند جامه احرام را روى هم بپوشد، تا خود را از سرما و مانند آن حفظ كند.

مسأله 230 . هرگاه در حالى كه لباس دوخته بر تن دارد، لبيك بگويد و احرام ببندد، احرام او صحيح است، و اگر عمداً چنين كند، معصيت كرده، و بايد لباس دوخته را هر چه زودتر از تن به درآورد و دو جامه احرام را بپوشد، و همچنين است كسى كه از روى فراموشى يا ندانستن مسأله، برخى از لباس هاى دوخته را از تن بيرون نياورده باشد.

مسأله 231 . اگر مردى به خاطر عذر نتواند لباس دوخته خود را درآورد، بايد دو لباس را بر روى آنها بپوشد، و نيت احرام كند، و هرگاه عذرش برطرف


صفحه 78

شد، جامه دوخته را درآورد، و به همان لباس احرام اكتفا كند، و در هر حال براى پوشيدن لباس دوخته گوسفندى را قربانى كند.

2. نيّت احرام

عمره و حج دو عمل عبادى هستند كه نزد خداوند داراى منزلت و احترام خاصى مى باشند و «احرام» دروازه ى ورود به اين مناسك است. بنابراين نيّت احرام اين است كه قصد كند: ورود در اين عبادتى كه نزد خدا از احترام خاصى برخوردار است، و ترك يك رشته امور به نام «محرمات احرام» براى حفظ حريم اين عبادت است و به هنگام نيّت، قصد ترك آن ها لازم نيست و نيز نيّت قلبى كفايت مى كند و اگر بخواهد به زبان بياورد بگويد: «محرم مى شوم به احرام عمره ى تمتع يا حج تمتع از حجة الاسلام قربةً الى الله» و اگر در همه موارد به عنوان وظيفه فعلى محرم شود، كافى است.

مسأله 232 . از آن جا كه عمره و حج و اجزاى آنها، اعمال عبادى و يا قربى هستند، بايد به عنوان اطاعت خدا و تقرّب به او صورت پذيرد، نه براى ريا يا انگيزه هاى ديگر.

مسأله 233 . اگر فردى عمره تمتع خود را به عنوان ريا يا انگيزه هاى غير الهى به جا آورد، عمره او باطل است و بايد عمره تمتع را مجدداً به جاى آورد و اگر انجام دوباره عمره تمتع ممكن نباشد، بايد حج خود را به «حجّ افراد»(بدون عمره) تبديل كند، زيرا «حجّ تمتع» بدون «عمره تمتع» پذيرفته نيست ، و همچنين بايد سال ديگر حجّ تمتع خود را قضا كند.

مسأله 234 . هرگاه برخى از اجزاى عمره را به عنوان ريا و انگيزه هاى غير


صفحه 79

الهى انجام دهد آن عمل باطل است و بايد جبران كند.

مسأله 235 . هرگاه به وسيله ندانستن مسأله، يا جهات ديگر، موقع بستن احرام براى عمره تمتع، براى حج تمتع احرام ببندد، احرام او باطل است، مگر اين كه در اوّل قصد او اين باشد كه آنچه فرمان خدا است انجام مى دهد، هر چند خيال مى كرد كه آن واجب، احرام حج است، به نحوى كه اگر كسى او را تذكر مى داد، فوراً از نيت برمى گشت. در اين صورت عمل او صحيح است .

مسأله 236. اگر كسى به گمان اين كه حج تمتع بر عمره ى تمتع مقدم است و به اين قصد محرم شود، احرام باطل است ، بايد در ميقات تجديد احرام كند و اگر از ميقات گذشته، بايد به ميقات برگردد و در صورت عدم امكان از همان جا محرم گردد و اگر داخل حرم شده است به ادنى الحل برود و اگر ميسّر نيست در حرم، محرم به احرام عمره ى تمتع گردد.

مسأله 237. بعضى كه حج مستحبى انجام مى دهند از روى جهل ، با لفظ حجة الاسلام محرم مى گردند. اين ضررى به حج مستحبى آن ها نمى زند; مگر اين كه حج خودرا مقيّد بـ «حجة الإسلام» كنند عامداً .

مسأله 238. كسى كه وظيفه اش عمره ى تمتع است و ندانسته به نيّت عمره ى مفرده محرم شده است، اگر قصد واقعى او عمره ى مفرده باشد نمى تواند آن را عمره ى تمتع قرار دهد، بلكه اعمال عمره ى مفرده را انجام مى دهد و سپس براى عمره ى تمتع به نحو ممكن از ميقات يا ادنى الحل و يا در صورت عدم امكان از حرم، محرم مى شود ولى اگر نيّت واقعى او عمل به امر فعلى بوده وقتى متوجه شد نيتش را به عمره ى تمتع بر مى گرداند.

مسأله 239. بعد از تحقق احرام، عدول موضوع ندارد، مثلاً كسى كه براى


صفحه 80

عمره ى تمتع احرام بسته نمى تواند به عمره ى مفرده و يا حج افراد و يا بر عكس; برگردد هر چند احرام دوم با تلبيه و صرف نظر كردن از نيّت احرام اول باشد بلكه احرام دوم باطل است.

مسأله 240. قصد ابطال عمره يا حج و يا قصد عملى كه مُفسِد حج يا عمره است، موجب ابطال عمره يا حج نمى گردد و همين طور قصد خروج ازاحرام و حج، موجب خروج نمى شود و تا شخصى اعمال خود را به طور صحيح انجام ندهد، از احرام خارج نمى گردد.

3. تلبيه

سومين واجب احرام، گفتن لبيك به اين صورت است:

«لَبَيْكَ اللّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لا شَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و احتياط آن است پس از جمله هاى گذشته چنين بگويد:

«إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ ، لا شَريكَ لَك».

بنابر احتياط مستحب اين جمله به دو صورت يعنى هم با اضافه كردن كلمه لبيك به آخر آن و هم بدون كلمه لبيك در آخر بگويد.

و مستحب است بعد از آن بگويد:

«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ داعِياً إِلى دارِ السَّلامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ الْتَلْبِيةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الجَلالِ وَالإِكْرامِ».

مسأله 241 . گفتن تلبيه به صورت صحيح لازم و واجب است، و در حقيقت ، جايگاه لبيك، همانند جايگاه تكبيرة الاحرام در نماز واجب است و بدون گفتن آنها، انسان، محرم نمى شود.


صفحه 81

مسأله 242 . هرگاه كسى نمى تواند لبيك را به صورت صحيح ادا كند، بايد به وسيله فرد وارد، آن را بگويد، يعنى كلمه به كلمه بگويند و او تكرار كند، و اگر هيچ كدام از آنها ممكن نيست، هر مقدارى كه مى تواند بگويد.

مسأله 243 . اگر گفتن لبيك را فراموش كرد، يا از روى ندانستن مسأله، نگفت، لازم است برگردد، و از ميقاتى كه به صورت ظاهر احرام بسته، لبيك بگويد و احرام ببندد، و اگر بازگشت ممكن نيست، اگر داخل حرم نشده، در همان جا لبيك بگويد و محرم شود، و اگر داخل حرم شده، به مرز حرم (ادنى الحل) برگردد، و در آنجا لبيك بگويد و محرم شود، و اگر آن هم ممكن نيست، از همان جا كه مسئله را ياد گرفته يا به يادش آمده است لبيك بگويد و محرم شود.

مسأله 244 . در گذشته گفته شد لبيك در احرام به منزله تكبيرة الاحرام در نماز است و انسان بدون آن دو، وارد عمل نمى شود، بنابراين كسى كه لبيك نگفته ولى لباس پوشيده و از ميقات عبور كرده، محرم نمى شود، و اگر چيزهايى كه بر محرم حرام است كه بعداً خواهيم گفت به جا آورد، حرام نبوده و كفاره ندارد. همچنين اگر كسى لبيك را به عنوان «ريا» بگويد.

مسأله 245. ترجمه ى تلبيه اين است«اجابت مى كنم دعوت تو را،خدايا، اجابت مى كنم دعوت تو را، اجابت مى كنم دعوت تو را، تو شريكى ندارى، اجابت مى كنم دعوت تو را».

مسأله 246. اگر كسى تلبيه را غلط بگويد و محرم شود و اعمال عمره را انجام دهد، چنانچه از روى عمد بوده عمره او باطل است و در صورت فراموشى يا ندانستن مسأله، احتياطاً عمره را دوباره انجام دهد و اگر در احرام


صفحه 82

حج است چنانچه در اثناء متوجه شود، آن را صحيح بگويد و چنانچه در پايان عمل ملتفت شود بعيد نيست كه عمل او صحيح باشد.

مسأله 247. وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه اشكال ندارد; گر چه احتياط مستحب در عدم وصل به سكون و وقف به حركت است.

مسأله 248 . مستحب مؤكّد است قبل از احرام، انسان غسلى به نيت آن انجام دهد، و اين غسل را مى توان در ميقات يا در محل اقامت، مانند هتل انجام داد، مشروط بر اينكه مردان پس از غسل تا رسيدن به نقطه احرام از پوشيدن لباس هاى دوخته پرهيز كنند.

مسأله 249 . بايد لبّيك را در ميقات بگويد و تأخير آن جايز نيست، و اگر به تأخير انداخت بايد بسان كسى كه بدون احرام از ميقات عبور كرده عمل كند و حكم آن در گذشته بيان گرديد.

مسأله 250 . گفتن لبيك، فقط يك بار واجب است و آن هم به هنگام بستن احرام در ميقات است، ولى تكرار آن مستحب است، خصوصاً اگر هفتاد بار بگويد كه ثواب زيادى درباره آن وارد شده است.

مسأله 251 . تكرار لبيك از ميقات تا ديدن خانه هاى مكه در عمره تمتع مستحب است، ولى آن گاه كه خانه هاى مكه نمايان گشت، لبيك را قطع كند، و كسى كه پس از عمره تمتع براى حج احرام مى بندد، تكرار آن تا نزديكى هاى ظهر عرفه مستحب است، و از ظهر عرفه به بعد آن را بايد قطع كند. و اگر كسى براى عمره مفرده محرم شود، اگر از خارج حرم محرم شود تكرار «لبيك» تا دخول حرم، و اگر از مكه محرم شود تكرار آن تا ديدن كعبه است.

مسأله 252 . لال و كر مادرزاد، زبان خود را مانند كسانى كه «لبيك»


صفحه 83

مى گويند حركت دهد و با انگشت اشاره كند، و اگر بر اثر عارضه اى زبان او بند آمده با اخطار در قلب، به شيوه سابق عمل نمايد.

مسأله 253 . مستحبات احرام چند چيز است:

1. قبلاً بدن خود را پاكيزه نموده و ناخن و شارب خود را بگيرد و موى زير بغل و زير شكم را با نظافت داروى پاك كند.

2. كسى كه قصد حج دارد، از اوّل ماه ذى قعده و شخصى كه مى خواهد عمره مفرده انجام دهد از يك ماه پيش، موى سر و ريش خود را كوتاه نكند.

3. پيش از احرام، مؤكداً در ميقات غسل كند، و زن حائض و نفسا نيز مى توانند اين غسل را انجام دهند.

4. دو جامه احرام سفيد و از پنبه باشند.

5. در صورت امكان، پس از فريضه ظهر احرام ببندد، و در صورتى كه امكان نداشته باشد، بعد از يك فريضه ديگر و اگر آن هم ممكن نباشد، پس از شش ركعت يا دو ركعت نماز مستحبى اين كار را انجام دهد.

6. هنگام پوشيدن دو جامه احرام بگويد:

«اَلْحَمْدُللّهِ الَّذِى رَزَقَنى ما أُوارى بِهِ عَوْرَتِى وَأُؤَدّى فِيهِ فَرْضى وَأَعْبُدُ فِيهِ رَِبّى».

7. تلبيه را در حال احرام تكرار كند، به ويژه در چند وقت:

* برخاستن از خواب * بعد از هر نماز واجب و مستحب* وقت سوار شدن و پياده شدن* وقت رسيدن به مسافرانى كه سوار بر مركبى هستند* هنگام بالا رفتن از سر بالايى يا پايين آمدن از سراشيبى * آخر شب * وقت سحر.


صفحه 84

مسأله 254 . مكروهات احرام چند چيز است:

* احرام در جامه سياه * خوابيدن محرم بر تشك و بالش زرد رنگ * احرام بستن در جامه چركين * در جامه راه راه * رفتن به حمام هاى عمومى كه شرايط خاصى داشته است * بستن حنا و رنگ كردن موها، قبل از احرام رنگى كه براى زنان آرايش به حساب بيايد و رنگ آن تا وقت احرام باقى بماند ولى رنگى كه مطابق رنگ طبيعى موى زن، مى باشد مكروه نيست و احتياط آن است كه در حال احرام از آن رنگ نيز استفاده نكند.


صفحه 85

فصل پنجم

محرمات احرام

محرمات احرام، چيزهايى است كه برا ى محرم، و احياناً براى غير محرم نيز حرام مى باشد. مثلاً شكار كردن در حرم، براى محرم و غير محرم، حرام است، و تعداد آنها 23 تا است. البته بسيارى از محرمات با حلق و يا تقصير حلال مى شوند مگر عطر كه در حج با سعى حلال مى شود. و زن و مرد نيز، پس از طواف نساء بر همديگر حلال مى شوند.

اوّل: شكار

مسأله 255 . كشتن حيوان صحرايى و وحشى حرام است، مگر اين كه از آزار آن بترسد كه در اين صورت كشتن آن اشكال ندارد.

مسأله 256 . خوردن گوشت شكار بر محرم، حرام است، چه خودش شكار كرده باشد چه ديگرى، خواه شكارچى محرم باشد يا غير محرم.

مسأله 257 . نشان دادن شكار به شكارچى، حرام مى باشد، بلكه هر نوع كمك به او براى محرم، حرام است.

مسأله 258 . اگر محرمى، شكار را سر ببرد، بر محرم و غير محرم خوردن آن، حرام است، ولى اگر با تير يا سگ هاى شكارى در غير حرم شكار كند، خوردن آن بر محرم حرام است ولى بر غير محرم حرام نمى باشد.


صفحه 86

مسأله 259 . محرم مى تواند حيوان دريايى را شكار كند، و مقصود از آن، حيوانى است كه زير آب زندگى مى كند، بنابراين، پرندگان دريايى كه گاهى در آب و گاهى در خشكى زندگى مى كنند، از گروه حيوانات دريايى به شمار نمى آيند.

مسأله 260 . محرم، مى تواند حيوانات اهلى را مانند مرغ و گاو و گوسفند و شتر، ذبح كند و از گوشت آنان بخورد.

مسأله 261 . پرندگان وحشى، شكار صحرايى هستند، و ملخ نيز از همين گروه است.

مسأله 262 . كشتن زنبورى كه احتمال دارد به انسان آسيب برساند، اشكالى ندارد، در غير اين صورت حرام است، و در هر حال كشتن زنبور كفاره دارد، كفاره آن دادن مقدارى آرد گندم به فقير است.

مسأله 263. گاهى دسته هاى ملخ در شهر مكه ظاهر مى شوند، محرم و غير محرم نبايد به قصد كشتن پا روى آن ها بگذارد و بايد در راه رفتن مواظب باشد حتى الامكان پاروى آنها نگذارد مگر اين كه اين كار موجب اختلال در حركت و رفت وآمد و حرجى گردد در اين صورت كفاره ندارد، ولى اگر بى مبالاتى و سهل انگارى نمود براى كشتن تعداد انگشت شمار آن ها مقدارى آرد گندم و اگر زياد بودند بايد يك گوسفند كفاره دهد.

مسأله 264. گرچه كشتن حيواناتى مثل مارمولك و مار و مورچه وموش و رتيل و عنكبوت و انواع سوسكها و جيرجيركها و امثال اينها از جانوران، از محرمات احرام نيست ليكن محرم اگر از ناحيه آن ها اذيتى نمى شود نبايد آن ها را بكشد و يا به آن ها اذيت برساند و چنانچه اين كار را انجام داد استغفار كند.


صفحه 87

مسأله 265. اگر مركب انسان كه امروزه معمولاً اتومبيل است با اختيار او و در حال رانندگى، حيوانى را در حرم ويا بيرون آن در حالت احرام زير گرفت و كشت، بايد به قيمت آن فديه دهد.

مسأله 266. هر شكارى كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است.

مسأله 267. اگر كسى در حرم حيوانى را صيد نمود، بايد آن را دفن نمايد و اگر دفن نكرد بايد به قيمت آن فديه دهد.

دوم: التذاذ جنسى

مسأله 268 . نزديكى با زن و بوسيدن و لمس كردن با شهوت و يا نگاه همراه با آن و هر نوع رفتار شهوانى كه با لذت همراه باشد، براى محرم، حرام است، ولى بدون قصد لذت و بدون نگاه شهوت انگيز، زن و مرد مى توانند با هم زندگى كنند و در يك اتاق دربسته استراحت نمايند.

مسأله 269 . احتياط آن است كه اگر پيش از سعىِ صفا و مروه كه يكى از اعمال عمره تمتع است، با زن نزديكى كند، عمره را به پايان برساند، و دوباره عمره به جا آورد، ولى هرگاه پس از سعى و قبل از تقصير اين عمل را مرتكب شود، فقط كفاره بر او لازم است.

مسأله 270 .اگر در احرام حج، از روى عمد با زن نزديكى كند، و اين كار پس از احرام و قبل از وقوف در عرفات يا قبل از وقوف در مشعرالحرام انجام گيرد، احكام زير بر آن مترتب است:

1. حج او صحيح است(ولى به شرحى كه مى آيد هم عقوبت و هم كفاره دارد.)


صفحه 88

2. بايد اعمال حج را به پايان برساند. و بايد زن و مرد با هم خلوت نكنند تااعمال حج را تمام كنند.

3. در سال آينده دوباره حج را به عنوان عقوبت انجام دهد. و در صورتى كه از همان راه قبلى قصد حج كنند پس از رسيدن به محل معصيت از هم جدا شوند تا اتمام مناسك.

4. بايد يك شتر كفّاره بدهد. و در صورت عجز يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 271 . اگر محرم در حج، پس از وقوف در مشعر با زن نزديكى كند، هرگاه اين عمل پيش از نيمه اوّل طواف نساء، انجام بگيرد، حج او صحيح است، و فقط بايد كفاره بدهد و كفاره آن يك شتر است، واگر پس از نيمه دوم طواف نساء باشد،حج او صحيح است و كفاره هم ندارد.

مسأله 272 . اگر همسر خود را از روى شهوت ببوسد، كفاره آن يك شتر است، خواه منى از او خارج بشود يا نه و اگر بدون شهوت ببوسد، كفّاره آن يك گوسفند است.

مسأله 273 . اگر عمداً به غير همسر خود نگاه كند و منى از او خارج شود، در صورت توانايى مالى، كفّاره آن يك شتر است، واگر نمى تواند، يك گاو، و اگر به. آن هم توانايى ندارد، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 274 . اگر به همسر خود از روى شهوت نگاه كند، و منى خارج شود، كفّاره آن، يك شتر است، و اگر به صورت عادى نگاه كند، كفاره ندارد، هر چند حالتى پيش بيايد كه منى از او خارج شود.

مسأله 275 . اگر با شهوت به بدن همسر خود، دست بزند، كفاره آن يك گوسفند است، خواه منى از او خارج شود يا نشود، و اگر بدون شهوت دست


صفحه 89

بزند، كفاره ندارد، هر چند حالتى پيش آيد كه منى از او خارج شود.

مسأله 276 . هرگاه دست زدن يا نگاه كردن از روى شهوت، به خاطر فراموشى حكم خدا يا ندانستن آن از انسان سر بزند، عمره و حج او صحيح است و كفاره ندارد، ولى آن كس كه اين كار را از روى ناآگاهى از حكم الهى انجام دهد، گناه كار است.

مسأله 277 . هرگاه مردى همسر خود را وادار به آميزش جنسى كند، بر مرد دو كفاره واجب مى شود، و بر زن چيزى نيست، مگر اين كه زن هم در آغاز كار يا در اثنا، راضى شود، در اين صورت كفّاره زن بر خود او واجب است.

مسأله 278. كسى كه عمره اش بهوسيله ى جماع باطل شود و وقت ندارد آن را دو باره انجام دهد ، بايد به عنوان حج افراد محرم شود و بعد از
اعمال حج، عمره مفرده اى به جا بياورد در اين صورت از حجة الاسلام كفايت مى كند.

مسأله 279. اگر كسى در عمره ى مفرده قبل از سعى، جماع كرد بايد اين عمره را تمام كند و يك شتر كفاره بدهد و در ماه بعد نيز يك عمره مفرده از ادنى الحل به جا آورد. و اما اگر بعد از سعى جماع كرد تا قبل از نصف طواف نساء فقط بايد يك شتر كفاره بدهد.

مسأله 280. اگر كسى لباس احرام پوشيد و نيّت احرام را هم نمود، ولى قبل از تلبيه گفتن جماع كرد، چيزى بر او نيست وهنوز احرام او منعقد نشده است.

مسأله 281. در موردى كه حج با جماع اشكال پيدا مى كند، در صورتى كه زن مجبور شود، حجش صحيح است و چيزى بر زن نيست و اگر او نيز از ابتدا


صفحه 90

يا در اثناء راضى شد حجش مانند همسرش اشكال پيدا مى كند و بايد خودش كفاره را بدهد و سال آتى حج را بياورد.

سوم: عقد كردن

مسأله 282 . خواندن عقد نكاح بر محرم حرام است، خواه كسى را براى خود عقد كند، يا براى محرم ديگر يا براى كسى كه محرم نيست، همچنين حرام است در حال احرام در مجلس عقد به عنوان شاهد، حاضر شود(تحمل شهادت)، خواه براى محرم خوانده شود يا غير محرم.

مسأله 283 . شهادت دادن (اداى شهادت) بر عقد، چه در حال احرام شاهد آن شده باشد، يا در حال غير احرام، جايز است ، هر چند احتياط مستحب آن است كه، آن را ترك كند.

مسأله 284 . خواستگارى در حال احرام، مكروه است.

مسأله 285 . محرم مى تواند به همسر مطلّقه خود اگر طلاقش رجعى باشد، رجوع كند. و زن در عده طلاق خلعى مى تواند از بذل خود برگردد.

مسأله 286 . هرگاه محرم زنى را براى خود عقد كند، در صورت علم به حكم مسأله، و اين كه عقد زن در حال احرام، حرام است، آن زن تا ابد بر محرم حرام مى شود چه آن زن محرم باشد و چه نباشد، و خواه عالم به مسأله باشد يا نباشد.

مسأله 287 . اگر محرم، زنى را براى خود عقد كند در حالى كه آگاه از حكم شرعى آن نبود، عقد او باطل است، ولى زن براى ابد حرام نمى شود، و بعدها مى تواند او را عقد كند.

مسأله 288 . در مسائل گذشته فرقى بين عقد دائم و عقد موقت نيست.


صفحه 91

مسأله 289 . هرگاه مرد غير محرم، زن محرمى را براى خود عقد كند، اگر يكى از آنان از حكم مسأله آگاه باشد و بداند كه عقد در حال احرام، حرام است، چنين عقدى باطل و آن زن براى آن مرد تا ابد حرام مى شود.

مسأله 290 . هرگاه كسى براى محرمى عقد بخواند و او با همسرش نزديكى كند در صورتى كه زوج و زوجه و عاقد هر سه از حكم شرعى اين كار (حرام بودن) اطلاع داشته اند، بر هر يك جداگانه كفاره واجب است. و كفّاره آن يك شتر است، البته در مورد زنى كه غير محرم است علاوه بر آگاهى از حكم شرعى به موضوع يعنى محرم بودن زوج نيز آگاهى داشته باشد و اگر برخى از حكم شرعى آگاه بوده و برخى نبوده اند، كفاره تنها بر كسانى واجب است كه حكم شرعى را مى دانسته اند.

چهارم: استمنا

مسأله 291 . مقصود از استمنا اين است كه به هر وسيله اى خواه با دست، خواه با بازى با همسر يا با تخيل و مانند اينها كارى كند كه از او منى بيرون بيايد، در اين صورت كفاره آن يك شتر است، بنابر احتياط در مواردى كه نزديكى با زن موجب وجوب كفاره و اعاده مى شود، استمنا نيز همين حكم را دارد.

پنجم: عطر زدن

مسأله 292 . استعمال عطرها مانند مشك و عود و عنبر و زعفران و گلاب و مانند اينها در حال احرام ، جايز نيست چه به عنوان بوييدن و يا ماليدن به لباس و بدن و يا خوردن باشد، بنابراين استعمال صابون ها و شامپوهاى معطر


صفحه 92

و همچنين خوردن غذاهايى كه زعفران و چيزهاى خوشبو دارد جايز نيست.

از بوييدن نعنا و كليه سبزى هاى خوشبو خوددارى شود ولى استفاده از آنها براى خوراك اشكال ندارد.

مسأله 293 . اگر بدن و يا لباس محرمى در طواف و يا صف جماعت و يا غير آن، بر اثر تماس با ديگران بوى خوش گرفت، اشكال ندارد ولى اختياراً نبايد آن را ببويد.

مسأله 294 . اگر در حال احرام كسى به انسان عطر و يا گلاب پاشيد چون خارج از اختيار انسان است، مانع ندارد ولى نبايد اختياراً آن را ببويد.

مسأله 295 . رسيدن بوى خوش پرده كعبه، اشكال ندارد و اجتناب از آن لازم نيست.

مسأله 296 . هرگاه براى دفع سرما و گرما ناچار است از لباس و يا غذاى معطّر استفاده كند، در اين صورت بايد بينى خود را بگيرد و از بوييدن عطر آن خوددارى كند.

مسأله 297 . بايد از گل هايى كه براى عطرگيرى كاشته مى شوند، مانند گل محمدى و گل ياسمن و گل نيلوفر، پرهيز كرد، ولى در غير اين نوع گل ها، اجتناب لازم نيست.

مسأله 298 . از بوييدن و خوردن چيزهاى خوشبويى چون دارچين و زنجبيل خوددارى شود.

مسأله 299 . خوردن ميوه هاى خوشبو مانند سيب و به، مانعى ندارد، ولى بهتر است از بوييدن آنها خوددارى كند.

مسأله 300 . محرم نبايد از بوى بد، بينى خود را بگيرد، ولى تند رفتن و


صفحه 93

فرار از چنين محلّى اشكال ندارد.

مسأله 301 . خريد و فروش انواع عطر و خوشبو كننده ها در حال احرام جايز است، ولى نبايد آنها را حتى براى آزمايش ببويد.

مسأله 302 . كفّاره بوى خوش در صورت استفاده خوردنى، يك گوسفند است، و در استعمالات ديگر مانند ماليدن به لباس و بدن و بوييدن آنها احتياطاً يك گوسفند است.

مسأله 303 . اگر در يك وقت، چند بار از بوى خوش استفاده كرد، يك كفاره واجب است، و اگر در اوقات مختلف اين كار را انجام داد، كفاره، مكرّر مى شود و اگر غذاى خوشبويى را خورد و فوراً كفاره را داد، و سپس دوباره از آن استفاده كرد، كفاره تكرار مى شود، و اين حكم در بوييدن تنها بنابر احتياط است.

مسأله 304. كسى كه به علت مادرزادى يا اتفاقات ديگر حس بويايى خودرا كاملاً ازدست داده و يا به علت زكام وسرما خوردگى و يابيمارى ديگر در زمان احرام بويى را احساس نمى كند نمى تواند به بدن ولباس خود عطر بزند و يا غذاى معطر ميل كند و احتياطاً بينى خود را از بوى بد نگيرد.

مسأله 305. كسى كه در حال احرام و قبل از سعى در حج و قبل از تقصير در عمره تمتع و مفرده از دنيا برود نبايد او را با آب كافور غسل دهند و يا باآن حنوط نمايند ; بلكه فقط با آب قراح و سدر كافي مى باشد .

ششم: پوشيدن لباس دوخته و يا شبيه آن

مسأله 306 . پوشيدن لباس هاى دوختنى، مانند پيراهن و شلوار و قبا بر


صفحه 94

مردان محرم حرام است، و بنابر احتياط، از چيزهاى بافتنى يا آنچه كه به شكل پيراهن يا شلوار درآيد، نيز پرهيز كنند. ولى همراه داشتن هميان و كيف، و ساك دوخته و قمقمه آب و كيسه هايى كه براى حفاظت از دمپايى و وسايل همراه زائر است و امثال اينها مانند گهواره هاى كوچكى كه براى بچه ها روى دست مى گيرند اشكال ندارد واحتياط مستحب است از ماسك هاى بهداشتى كه بند آنها دوخته شده و عرفاً به آن پوشيدن گفته مى شود خوددارى شود.

مسأله 307 . دمپايى دوخته اگر تمام روى پا را تا آنجا كه مسح مى كنيم نپوشاند، اشكالى ندارد و همچنين كمربند اگر از حد معمول پهن تر نباشد و نوعى پوشش به حساب نيايد، بى اشكال است.

مسأله 308 . همراه داشتن فتق بند در صورت ضرورت مانعى ندارد، هر چند دوخته باشد، ولى اگر دوخته بود كفاره بدهد.

مسأله 309 . هرگاه براى ضرورتى ناچار به پوشيدن لباس دوخته شد، بايد كفاره بدهد، هر چند خلاف شرع انجام نداده است. و بنابر احتياط در صورت ضرورت قبا و پالتو وكت را مقلوب (پشت و رو) كرده بردوش بينداز و دست در آستين نكند .

مسأله 310 . كفاره پوشيدن لباس دوخته و نظير آن، يك گوسفند است.

مسأله 311 . احتياط آن است، لباس احرام را با سنجاق قفلى به هم وصل نكند ولى در حال ضرورت، كه گاهى در مشعرالحرام و غيره پيش مى آيد، مانعى ندارد.

مسأله 312 . زنان مى توانند از لباس دوخته بهره بگيرند، فقط نبايد دستكش در دست كنند خواه براى حفظ از سرما يا براى زينت باشد.


صفحه 95

مسأله 313 . اگر مرد محرم لباس دوخته و يا شبيه دوخته را پوشيد و كفاره آن را پرداخت و سپس لباس دوخته ديگرى را پوشيد يا همان لباس را به درآورد و دوباره پوشيد، بايد كفّاره ديگرى بدهد.

مسأله 314 . اگر مرد محرم چند لباس دوخته را در يك مجلس و يك زمان با هم پوشيد يك كفاره دارد ولى اگر چند لباس دوخته را در دو مجلس يا بيشتر بپوشد، كفاره آن متعدد خواهد بود.

مسأله 315. اگر كسى اضطراراً در قبا و امثال آن محرم شد بايد تكمه ها را باز كرده و لباس را بيرون آورد و اگر در پيراهن و مانند آن كه جلو بسته است محرم شد، بايد آن را بشكافد و از پايين پا بيرون آورد و احرام هر دو صحيح است، لكن براى پوشيدن لباس هر چند مضطر بوده بايد كفاره بدهد.

مسأله 316. بستن ساعت مچى به دست كه بند آن دوخته شده، اشكال ندارد.

مسأله 317. اگر تحمل سرما براى محرم در جاهايى مثل مشعرالحرام و يا طى مسافت با ماشين سرباز و امثال اينها حرجى بود مى تواند به دور بدن
خود پتو بپيچد ولو پتو حاشيه دوزى شده باشد و در اين صورت كفاره هم
ندارد.

مسأله 318. محرم مى تواند در وقت خوابيدن پتويى كه حاشيه دوزى شده باشد را روى بدن خود بيندازد ولى بايد مواظب باشد در حال اختيار و بيدارى سر خود را نپوشاند، لكن احتياط مستحب است ازپتويى استفاده كند كه حاشيه دوزى نشده باشد.


صفحه 96

هفتم: سرمه كشيدن

مسأله 319 . سرمه كشيدن با سرمه سياه كه جنبه زيبايى دارد، حرام است، خواه زينت با آن را قصد كند يا نكند، و احتياط واجب آن است كه از مطلق سرمه كه در آن جنبه زيبايى هست، اجتناب كند، و اگر سرمه، ماده خوشبويى داشته باشد، هر چند براى زيبايى نباشد، حرام است.

مسأله 320 . سرمه كشدن بر زنان نيز مانند مردان در حال احرام حرام است و در اين قسمت ميان مرد و زن تفاوتى نيست.

مسأله 321 . در كشيدن سرمه، كفاره نيست ولى اگر همراه با بوى خوشى باشد، كفّاره دارد.

مسأله 322 . اگر براى استعمال سرمه، ضرورتى باشد و چيزى جايگزين آن نباشد، مانعى ندارد.

هشتم: نگاه كردن در آينه

مسأله 323 . مقصود اين است كه انسان در آينه نگاه كند تا چهره خود را ببيند و يا خود را بيارايد ولى اگر براى رفع خون از بينى و صورت به آينه مى نگرد، مشكلى ندارد. و همچنين اگر راننده براى آگاهى از پشت سر به آينه مى نگرد اشكالى ندارد.

مسأله 324 . در اين حكم فرقى ميان زن و مرد نيست.

مسأله 325 . نگاه كردن در اجسام صيقلى مانند صفحه استيل يا شيشه هايى كه برخى اوقات جنبه آينه پيدا مى كنند يا نگاه كردن در آب صاف،


صفحه 97

اگر به قصد آرايش كردن باشد، حرام است.

مسأله 326 . عينك زدن براى محرم مادامى كه زينت حساب نشود اشكال ندارد.

مسأله 327 . نگاه كردن در آينه كفاره ندارد ولى مستحب است پس از آن، «لبيك» را تكرار كند.

مسأله 328 . هرگاه محرم در اتاقى زندگى مى كند كه در آن آينه هست، اگر به قصد زينت كردن در آن نگاه نكند، اشكالى ندارد، و براى جلوگيرى از احتمال حرام، پارچه اى روى آن بيفكند.

مسأله 329. عكس بردارى و فيلم بردارى با دوربين در حال احرام اشكال ندارد .

نهم: پوشيدن روى پا

مسأله 330 . پوشيدن چيزهايى مانند چكمه، گيوه و جوراب كه تمام روى پا را مى گرد، و به بدن مى چسبد، براى محرم حرام است.

مسأله 331 . پوشيدن تمام روى پا با آنچه ياد شد، براى مردان حرام است نه زنان .

مسأله 332 . اگر مرد به پوشيدن آنچه تمام روى پا را مى گيرد، نيازمند شود، احتياط آن است كه آن را شكاف دهد، و حالت يكپارچگى آن را از بين ببرد.

مسأله 333 . در پوشيدن تمام روى پا با آنچه ياد شد، كفاره نيست، ولى مستحب است يك گوسفند قربانى كند.


صفحه 98

مسأله 334. پوشيدن كفش بند دار در صورتى كه تمام روى پا را نگيرد اشكال ندارد.

مسأله 335. مردانى كه مجبور به استفاده از عضو مصنوعى مانند پا در حال احرام هستند و ناچار بايد از جوراب دوخته شده و تسمه دوخته شده براى نگه دارى آن استفاده كنند اگر صدق پوشش كند به خاطر پوشيدن مخيط، كفاره ثابت است مگر اين كه عدم استفاده از آن حرجى باشد اما اگر لباس دوخته شده فقط روى عضو مصنوعى را بپوشاند مثلاً براى زيبايى عضو مصنوعى استفاده شود كفاره ندارد، نه از جهت پوشش و نه از جهت زينت.

دهم: سخنان ناشايست(فسوق)

مسأله 336 . يكى از محرمات براى محرم فسوق است كه مقصود از آن سه چيز است: دروغ گفتن، دشنام دادن، فخر فروشى بر يكديگر.

مسأله 337 . سخنان ناشايست، كفاره ندارد.

مسأله 338. گاهى ديده مى شود به زبان شوخى و يا جدّ انسانى مردم شهرى يا قبيله اى و يا ايل و عشيره ولهجه اى را با تمسخر ياد مى كند و يا بر آن ها مفاخره مى كند، اين عمل فى نفسه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكد است.

يازدهم: جدال

مسأله 339 . مقصود از جدال آن است كه براى اثبات سخنى يا ردّ سخنى به خدا سوگند بخورد، خواه با لفظ جلاله «اللّه» باشد يا معادل آن در زبان هاى ديگر.


صفحه 99

مسأله 340 . هرگاه به غير لفظ جلاله يا معادل آن سوگند ياد كند، مثلاً به رحمان و رحيم و خالق آسمان ها و زمين، قسم بخورد، آن نيز جدال محسوب مى شود.

مسأله 341 . هرگاه در حال احرام، براى اثبات حق مالى خود نيازمند سوگند شود، اين كار، اشكالى ندارد.

مسأله 342 . هرگاه كمتر از سه مرتبه سوگند راست ياد كند، كفاره آن، استغفار است، ولى در مرتبه سوم كفاره آن يك گوسفند است.

مسأله 343 . اگر در مقام جدال، سوگند دروغ ياد كند، در مرتبه نخست كفاره آن يك گوسفند، و در مرتبه دوم يك گاو و در مرتبه سوم، يك شتر است.

مسأله 344 . هرگاه، به هنگام جدال، سوگند دروغى ياد كرد و كفاره آن را پرداخت، ولى باز سوگند دروغ ياد كرد، كفاره آن يك گاو است، و همچنين اگر پس از قربانى گاو، بار ديگر جدال كرد، كفاره آن يك شتر است.

مسأله 345 .اگر در مقام جدال،سه مرتبه يا بيشتر سوگند راست ياد كرد، كفاره آن يك گوسفند است، مگر اين كه كفاره آن را بپردازد و بار ديگر سه مرتبه يا بيشتر سوگند راست ياد كند، در اين صورت نيز كفاره آن يك گوسفند است.

مسأله 346 . اگر به دروغ سه بار يا بيشتر سوگند ياد كند، كفاره آن يك شتر است، و اگر كفّاره آن را بپردازد براى مرتبه چهارم يك گوسفند، و مرتبه پنجم يك گاو و براى مرتبه ششم دوباره شتر است. و تمام موارد ياد شده در صورت علم به حكم شرعى و عمد است، ولى اگر از روى فراموشى و يا جهل قسم ياد كرد، و جدال نمود، چه دروغ و چه راست، كفاره ندارد.


صفحه 100

مسأله 347. براى اظهار و اثبات مودّت و دوستى بصورت عادى يكى دو بار قسم خوردن اشكالى ندارد ولى اگر مكرر و پى درپى شد جدال محسوب مى شود و احتياط مستحب است در حال احرام اصلا قسم نخورند.

مسأله 348. الفاظى مانند: خدا شاهد است و يا خدا وكيلى و امثال اينها كه برخى به هنگام سخن گفتن به آن عادت دارند، بعيد نيست كه جدال باشد لذا احتياط واجب در ترك اينگونه الفاظ است ولى سهواً مانعى ندارد.

دوازدهم: كشتن جانوران

مسأله 349 . كشتن حشراتى كه در بدن انسان پيدا مى شوند، مثل شپش و كك و كنه.

مسأله 350 . انداختن اين نوع حشرات از بدن جايز نيست و همچنين انتقال آنها از نقطه اى از بدن، به نقطه ديگر، مخصوصاً اگر اين انتقال او را در معرض افتادن از بدن قرار دهد.

مسأله 351. اگر كسى جانوران ساكن در بدن مثل شپش و يا تخم آن را كه به «رشك» معروف است بكشد مستحب است يك كف طعام (گندم) كفاره بدهد.

سيزدهم: زينت نمودن

زينت نمودن دو قسم است:

الف: قسمى كه مشترك بين زن و مرد است (مثل انگشتر براى زينت و يا حنابستن) در حال احرام .

ب: قسمى كه مخصوص بانوان است (مانند پوشيدن دستبند و گردنبند و


صفحه 101

گوشواره والنگوى طلا و يا آرايش سر وصورت به شكلى كه بين بانوان مرسوم است) در حال احرام .

مسأله 352 . مرد و زن محرم از هر چيزى كه زينت شمرده مى شود بايد اجتناب كنند خواه به قصد زينت باشد يا نباشد.

مسأله 353 . انگشتر به دست كردن، براى زينت، از محرّمات احرام است، ولى انگشترى كه جنبه زينت ندارد، مثلاً براى حرز يا ثواب از آن استفاده مى شود، اشكال ندارد.

مسأله 354 . استعمال حنا اگر در عرف، زينت حساب شود، براى محرم حرام است، هر چند قصد زينت نكند، به شرط اين كه بعد از حنا بستن، اثر آن در محلّ باقى بماند.

مسأله 355 . اگر قبل از احرام حنا ببندد، و اثرش تا زمان احرام بماند، اشكال ندارد، ولى احتياط مستحب آن است كه از آن استفاده نكند. و همچنين است رنگ كردن مو قبل از احرام و پاك كردن آن به هنگام احرام لازم نيست.

مسأله 356 . پوشيدن زيورهايى كه زن قبل از احرام عادت به پوشيدن آنها داشته اشكالى ندارد، ولى بايد آنها را از ديد نامحرم و حتى شوهر خود حفظ نمايد.

مسأله 357. زن نبايد در حال احرام سر و صورت خود را آرايش نمايد.

ـ ابروهايى كه بين خانمها به صورت خط خال كوبى رائج شده، در حال احرام و غير احرام نبايد نا محرم ببيند ولى به صحت احرام ضرر نمى زند.

مسأله 358. لباسى را كه زنان در آن محرم مى شوند بايد ساده وبى پيرايه باشد، لذا نبايد چادر و پيراهن و مقنعه وجوراب خود را با توردوزى و امثال آن


صفحه 102

به شكلى جلوه دهد كه از سادگى و بى پيرايگى خارج شود و شكل زينت به خود بگيرد امّا اگر در ميان بعضى از اقوام و كشورها، امورى عادى باشد وزينت قابل توجه نباشد به صحت احرام ضرر نمى زند.

مسأله 359. زينت نمودن در حال احرام حرمت دارد ولى كفاره ندارد.

چهاردهم: روغن ماليدن بر بدن

مسأله 360 . ماليدن روغن به بدن، اگر چه بوى خوشى در آن نباشد، حرام است.

مسأله 361 . استفاده از روغنى كه پيش از احرام از آن بهره مى گيرند و اثرش تا وقت احرام باقى مى ماند، جايز نيست.

مسأله 362 . خوردن روغن، اگر فاقد بوى خوش باشد، در حال احرام، اشكال ندارد.

مسأله 363 . ماليدن روغن به بدن اگر بوى خوش نداشته باشد، كفاره ندارد، ولى مستحب است گوسفندى قربانى كند.

مسأله 364 . كفاره استفاده از روغن خوشبو يك گوسفند است، هر چند از روى اضطرار باشد.

مسأله 365. استفاده از كرم هاى مختلف، نرم كننده، ضد آفتاب و برطرف كننده خشكى لب و ضد عرق سوز و به جهت تاول و نرم كننده دست وصورت در حال احرام به جهت مداوا وضرورت جايز است به شرط اين كه بوى خوش نداشته باشند. ولى بهتر است در حال احرام، اگر براى او حرجى نباشد تحمل كند.


صفحه 103

پانزدهم: زدودن مو از بدن

مسأله 366 . ازاله مو از بدن خود يا ديگرى، خواه محرم باشد، خواه غير محرم، حرام است. بنابراين شخص محرم تا محلّ نشده نمى تواند ديگرى را حلق يا تقصير نمايد.

مسأله 367 . زدودن مو، هر چند يك مو باشد، حرام است.

مسأله 368 . زدودن مو براى ضرورت، اشكال ندارد، ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله 369 . اگر به هنگام شستن صورت و يا وضو و غسل مويى از بدن خود به خود جدا شود، اشكال ندارد.

مسأله 370 . زدودن مو، مطلقاً حرام است خواه به وسيله تراشيدن يا ماليدن داروى نظافت باشد يا كندن و يا قيچى كردن باشد.

مسأله 371 . كفاره سر تراشيدن اگر براى ضرورت باشد، دوازده مُدّ آرد گندم است(مُدّ 750گرم است) كه بايد به شش فقير بدهد، و يا سه روز روزه بگيرد و يا گوسفندى را قربانى كند.

مسأله 372 . كفاره تراشيدن سر بدون ضرورت، يك گوسفند است.

مسأله 373 . اگر از زير بغل هاى خود، مو بزدايد، بايد گوسفندى قربانى كند، و اگر از يك بغل اين كار را انجام دهد، احتياط آن است كه گوسفندى را قربانى كند.

مسأله 374 . هرگاه موى سر را به وسيله اى غير از تراشيدن، بزدايد،حكم آن از نظر كفاره با تراشيدن يكى است.

مسأله 375 . اگر در حال التفات به احرام، عمداً دست خود را بر سر يا ريش


صفحه 104

خود بكشد و تار مويى، كنده شود، يك مشت آرد گندم كفاره بدهد.

مسأله 376. اگر در عمره تمتع محرم به اختيار خود حاضر شود كه شخص مُحلّ قبل از سعى او را تقصير يا سر او را بتراشد و يا در حج قبل از أعمال روز عيد، او را حلق يا تقصير كند، مرتكب حرام شده و بايد كفاره دهد.

شانزدهم: پوشاندن سر براى مردان

مسأله 377 . پوشاندن سر براى مردان، به هر وسيله اى باشد، در حال احرام، حرام است، بنابراين، پوشاندن سر به وسيله گِل و حنا و دارو و بار براى حمل جايز نيست.

مسأله 378 . محرم نمى تواند سر زير آب كند، حتى نمى تواند سر خود را در مايعات ديگرى مانند گلاب و غيره فرو برد.

مسأله 379 . در پوشاندن سر، فرقى ميان تمام سر يا بخشى از آن نيست، فقط در فرو بردن سر در آب و مايعات، اگر نيمى از سر را فرو برد، اشكالى ندارد.

مسأله 380 . مقصود از سر همان است كه عرفاً به آن سر گفته مى شود، بنابراين گوش ها از سر حساب نمى شوند، ولى بنابر احتياط واجب گوشها را نيز نپوشاند همچنان كه پوشاندن رو براى مردان مانعى ندارد، بنابراين به هنگام خوابيدن ، پوشانيدن صورت و گوش ها، اشكال ندارد.

مسأله 381 . استفاده از ماسك هاى بهداشتى، كه بند آن را به پشت سر مى اندازند، اگر بند آن پهن باشد و بخشى از سر را بپوشاند، در غير صورت ضرورت، جايز نيست، مشروط بر اين كه مقصود از زدن ماسك جلوگيرى از نفوذ ذرّات معلق در هوا و گازهاى سمى اتوموبيل ها باشد، نه جلوگيرى از بوى


صفحه 105

بد، و استفاده از اين ماسك ها براى زنان در غير ضرورت جايز نيست زيرا بخشى از صورت آنان را مى پوشاند ولى كفاره ندارد.

مسأله 382 . بستن دستمال كه براى سر درد ، جايز است و كفاره
ندارد.

مسأله 383 . گذاشتن سر روى بالش به هنگام خواب كه بخشى از سر را مى پوشاند، اشكال ندارد.

مسأله 384 . اگر پارچه اى را براى حفظ از پشه، روى چوب و مانند آن بيندازند و بالاى سر قرار گيرد، مانند پشه بند، اشكالى ندارد.

مسأله 385 . رفتن زير دوش حمام، براى محرم ، مانعى ندارد، ولى استفاده از آبشار گونه اى كه تمام سر را بپوشاند، جايز نيست.

مسأله 386 . استفاده از موى مصنوعى براى زنان اشكالى ندارد، و حكم مردان بعداً گفته مى شود.

مسأله 387 . خشك كردن سر با حوله و دستمال و مانند آن براى مردان جايز نيست. مگر اين كه به صورت تدريج انجام بگيرد، و بعضى از سر در حكم تمام سر حساب مى شود.

مسأله 388 . كفاره پوشاندن تمام سر، به هر نحو باشد بنابر احتياط يك گوسفند است. و كفاره پوشاندن برخى از سر نيز همين است.

مسأله 389 . اگر بعد از پوشاندن سر و پرداخت كفاره، مجدّداً سر را بپوشاند، بنابراحتياط بايد كفّاره مجدّد بدهد، و حتى اگر سر را در دو مجلس بپوشاند، هر چند در وسط كفاره نپرداخته باشد احتياط آن است كه دو كفاره بدهد.


صفحه 106

مسأله 390. به احتياط واجب مرد محرم سر خود را به وسيله اعضاء بدن مثل دست نپوشاند.

مسأله 391. موى مصنوعى انواعى دارد مثل كلاه گيس يا كاشتن پياز مو كه حالت طبيعى مو را پيدا مى كند و گره زدن دسته هايى از موى مصنوعى به ريشه مو. بنابراين مرد محرم نبايد سرخود را با كلاه گيس و يا گره زدن كه سر يا قسمتى از آن را دربرمى گيرد بپوشاند اما اگر پيوند و كاشتن به گونه اى باشد كه جزء بدن خود انسان شود و مانند موى خود انسان رشد و نمو داشته باشد اشكالى ندارد و در صورت ضرورت استفاده از موارد ممنوعه بايد كفاره بدهد.

مسأله 392. گذاشتن بند مشك آب بر سر در حال احرام مانعى ندارد.

مسأله 393. اگر محل مسح سر، تر بود و نمى تواند و يا نمى خواهد صبر كند تا آن خشك شود وسپس مسح كند در اين صورت محل مسح را تدريجاً با حوله و يا دستمال مى تواند خشك نمايد.

مسأله 394. مرد محرمى كه مى خواهد بخوابد نبايد ابتدائاً سر خود را با پتو و امثال آن بپوشاند ولى اگر در خواب بى اختيار سر او پوشيده شد مانعى ندارد و ديگران نيز تكليفى ندارند كه او را با خبر سازند ليكن وقتى بيدار و يا ملتفت شد بايد فوراً پتو و امثال آن را كنار بزند و احتياطاً تلبيه را تكرار كند.

مسأله 395. محرم نمى تواند به ديگرى بگويد وقتى من خوابم برد روى بدن و سر من را بپوشان، پوشاندن سر بر مرد محرم حرام است، چه از طريق خود چه با سفارش .

مسأله 396. هرگاه مرد محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند، به احتياط واجب بايد دو كفاره بدهد.


صفحه 107

مسأله 397. پوشاندن سر با علم و عمد كفاره دارد، ولى در حالت سهو و نسيان يا جهل به حكم كفاره ندارد و در صورت ضرورت احتياط واجب در كفاره است.

مسأله 398. گذاشتن سمعك يا پنبه در داخل سوراخ گوش اشكالى ندارد.

هفدهم: روبند زدن براى زنان

مسأله 399 . نقاب و روبند زدن براى زنان و همچنين ماسك هاى بهداشتى در غير ضرورت در حال احرام، حرام است.

مسأله 400 . برخى از صورت نيز، حكم تمام صورت را دارد، ولى
اگر دست هاى خود را روى صورت بگذارد، مانعى ندارد. و همين طور اگر صورت خود را در هنگام خواب روى بالش بگذارد، اشكالى ندارد. و خشك كردن صورت با حوله و دستمال براى زنان جايز نيست مگر به صورت تدريجى.

مسأله 401 . از آنجا كه زن براى نماز بايد سر را بپوشاند، براى آن بخشى از صورت پوشانده مى شود، اين مقدار اشكالى ندارد.

مسأله 402 . هرگاه زن محرم،براى اين كه صورت او از ديد نامحرم محفوظ بماند، گوشه چادر خود را پايين بيندازد اشكالى ندارد، به شرط آن كه كوشش كند به صورت نچسبد.

مسأله 403 . پوشيدن نقاب و روبند در حال احرام با اين كه حرام است، كفاره ندارد.

مسأله 404. زن محرم هنگام پوشيدن و يا درآوردن لباس و مقنعه بايد


صفحه 108

مواظبت كند صورتش پوشيده نشود و يا با بادبزن و امثال آن صورت خود را نپوشاند و در صورت سهو يا غفلت يا در حالت غير اختيارى مانعى ندارد.

مسأله 405. زن محرم هنگام خواب مى تواند با پتو و امثال آن بدن خود را بپوشاند ليكن بايد مواظبت كند در حالت ارادى و اختيار روى صورت او پوشيده نشود و اگر در خواب بى اختيار صورتش پوشيده شد وقتى ملتفت شد فوراً صورت خود را باز كند.

هيجدهم: حركت زير سايبان براى مردان

مسأله 406 . حركت در زير سايبان متحرك مانند اتومبيل سقف دار و يا هواپيما براى مرد محرم جايز نيست، هر چند براى كودكان و زنان اشكالى ندارد.

مسأله 407 . حركت زير سايبان هاى ثابت مانند ديوارها و تونل ها و درختان و كوه ها براى محرم، جايز است، خواه سواره باشد و يا پياده. بنابراين، هرگاه محرم در بين راه توقف كند، استراحت در قهوه خانه و يا رستوران هاى سرپوشيده مانعى ندارد، و همچنين زندگى در مكه ، عرفات و منى در خانه ها و خيمه ها بى اشكال است.

مسأله 408 . موقع رفتن به عرفات و منى بايد از وسائل نقليه بى سقف استفاده شود و بنابر احتياط واجب پس از ورود به مكه براى رفتن به مسجدالحرام و همچنين در منى براى حركت از نقطه اى به نقطه اى ديگر از سايبان هاى متحرك مانند چتر و اتومبيل سقف دار استفاده نكند.

مسأله 409 . در حركت زير سايبان هاى متحرك فرقى ميان سواره و پياده


صفحه 109

نيست و حتى كسانى كه به وسيله كشتى حركت مى كنند، در حال احرام بايد، زير سقف آن قرار نگيرند.

مسأله 410 .حركت با وسايط نقليه سرپوشيده، شب هنگام اشكال ندارد، مگر اين كه باد شديد يا باران در كار باشد. در اين صورت مى توانند وسيله را متوقف كنند و پس از برطرف شدن اين دو پديده جوّى حركت كنند، در غير اين صورت، كفاره دارد، ولى تا ممكن است در شب نيز از وسايل نقليه بدون سقف استفاده شود.

مسأله 411 . بين الطلوعين و همچنين پس از غروب خورشيد تا زوال حمره، جزء شب است وحركت در روز ابرى با ماشين مسقف مانع ندارد.

مسأله 412 . كفاره حركت با وسايط نقليه سرپوشيده هر چند براى ضرورت باشد يك گوسفند است.

مسأله 413 . هرگاه اين عمل، در فريضه عمره به طور مكرّر انجام گيرد، يك كفاره دارد، همچنين اگر در فريضه حج صورت پذيرد، يك كفاره بيشتر ندارد.

مسأله 414. حركت زير سايبانهاى ثابت مِنا در حال احرام ، اشكال ندارد.

مسأله 415. كسانى كه از تنعيم محرم مى شوند احتياط واجب آن است كه براى آمدن به مسجدالحرام از ماشين سقف دار استفاده نكنند.

مسأله 416. اگر كسى بدون توجه در حال احرام سوار ماشين سقف دار شد كه در حال حركت است بايد بلافاصله بعد از التفات پياده شود و اگر مسامحه و تأخير كند بايد كفاره بدهد ولى سوار و پياده شدن به ماشين مسقف ساكن و ايستاده در حال احرام در روز، مانع ندارد.


صفحه 110

مسأله 417. در وقت طى منزل استظلال به پهلوى محمل و كناره ى ماشين اشكال ندارد.

مسأله 418. اگر شخص پياده در سايه ماشين و يا حيوانات و يا هر وسيله ى متحرك ديگر حركت كند در حال احرام اشكال ندارد به شرطى كه مانع از تابش مستقيم خورشيد نشود بنابراين نمى توان زير سايه چتر ولو اين كه در دست ديگرى باشد حركت كرد.

مسأله 419. اگر سايه بر بدن بيفتد ولى سر و صورت در معرض تابش خورشيد باشند استظلال صدق نمى كند.

مسأله 420. احرام از جاهاى دور مثل شهرهاى ايران و يا عراق و... با نذر اگر مى داند كه ناچار مى شود با وسايط نقليه سرپوشيده حركت مى كند اشكال ندارد و احتياطاً اين شخص در ميقات و اگر نشد در ادنى الحلّ تجديد احرام كند.

مسأله 421. كسى كه از جاهاى دور با نذر محرم شد مى تواند در روز، زير سايه هاى ثابت مثل تونل ها و درختان و پل ها و امثال آن ها حركت كند.

مسأله 422. در صورت شدت گرما و يا بارندگى و يا سرما، استظلال در روز جايز است ولى كفاره دارد.

مسأله 423. اگر كسى به علت در اختيار نبودن وسائط غير مسقف مجبور باشد با وسائط مسقف حركت كند اين كار جايز است ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله 424. كسانى كه شب با ماشين مسقف حركت كنند ولى به عللى پس از طلوع آفتاب به مكه برسند بايد كفاره بپردازند.

نوزدهم: بيرون آوردن خون از بدن


صفحه 111

مسأله 425 . بيرون آوردن خون از بدن در حال احرام به هر وسيله ممكن، در غير حال ضرورت، جايز نيست، مانند خاراندن بدن و مسواك كردن دندان كه موجب خونريزى مى شود حتى گرفتن خون از بدن به وسيله سرنگ يا تزريق آمپول در حال احرام كه موجب بيرون آمدن خون مى شود، نيز همين حكم را دارد.

مسأله 426 . هرگاه بيرون آوردن چرك از دمل، ملازم با بيرون آمدن خون از بدن باشد، اشكالى ندارد.

مسأله 427 . محرم مى تواند ديگرى را كه محرم نيست، حجامت كند و يا دندان او را بكشد، هر چند خون بيرون بيايد.

مسأله 428 . بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، و احتياط مستحب آن است كه گوسفندى قربانى كند.

مسأله 429. اگر لازم شد محرم جهت نجات جان ديگرى خون اهداء نمايد و يا بر اثر بعضى بيمارى هاى پوستى مجبور به خاراندنى شد كه از بدن خون بيرون بيايد، مانعى ندارد، و كفاره هم ندارد اما در غير ضرورت نبايد بدن را جورى بخاراند كه خون بيايد يا مويى كنده شود .

بيستم: ناخن گرفتن

مسأله 430 . محرم نمى تواند ناخن بگيرد، و در اين قسمت فرقى بين آلات ناخن گيرى، مانند قيچى، چاقو يا ناخن گيرهاى رايج نيست و همچنين از طريق غير متعارف مثل كندن قسمتى از ناخن با دندان.

مسأله 431 . اگر انگشت اضافى داشته باشد، احتياط آن است كه ناخن آن


صفحه 112

را نيز نگيرد، و همچنين اگر دست اضافى داشته باشد.

مسأله 432 . اگر يك ناخن از دست يا پا بگيرد يك مد آرد گندم (750گرم)، به عنوان كفاره به فقير بدهد و براى ناخن دوم، يك مدّ ديگر و به همين ترتيب تا نه ناخن، ولى اگر ده ناخن دست خود را بگيرد بايد يك گوسفند كفاره بدهد، خواه آنها را در يك مجلس گرفته باشد يا چند مجلس. و گرفتن ناخن پاها نيز همين حكم را دارد.

مسأله 433 . اگر تمام ناخن هاى هر دو دست و هر دو پا را در يك مجلس بگيرد، يك گوسفند كفاره آن است، و اما اگر در دو مجلس بگيرد، دو گوسفند بايد بدهد.

مسأله 434 . كسى كه كمتر از ده ناخن دارد، اگر تمام آنها را بگيرد، احتياط آن است كه به تعداد هر ناخن يك مدّ آرد گندم به همراه يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 435 . اگر براى گرفتن ناخن ضرورتى پيدا كند، مى تواند ناخن بگيرد ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله 436. محرم مى تواند از غير محرم ناخن بگيرد ولى شخص محرم نمى تواند موى محرم ديگر را به قصد تقصير بچيند. و هم چنين محرم مى تواند ناخن محرم ديگرى را به عنوان تقصير بگيرد. البته گرفتن ناخن براى تقصير كفايت نمى كند.

بيست و يكم: كندن دندان

مسأله 437 . كندن دندان در حال اختيار براى محرم حرام است، و در


صفحه 113

صورت ضرورت مانعى ندارد، ولى اگر خون بيرون آيد، بايد كفّاره بدهد.

مسأله 438. محرم مى تواند دندان ديگرى را بكشد هر چند او نيز محرم باشد و اگر خون آمد صاحب دندان بايد كفاره بدهد.

بيست و دوم: كندن و بريدن گياه و درخت حرم

مسأله 439 . كندن و بريدن گياه و درخت حرم، حرام است.

هرگاه پس از منزل گرفتن، درخت يا گياهى به طور خودرو، در آنجا برويد، يا خود وى و ديگرى آن را كاشته باشد، كندن و بريدن آنها اشكالى ندارد ولى هرگاه پيش از آن كه منزل بگيرد، درختى و گياهى در آنجا وجود داشته باشد، كندن و بريدن آنها جايز نيست.

مسأله 440 . بريدن درخت ميوه دار و خرما، خواه خودرو باشد يا ديگرى كاشته باشد، مانعى ندارد.

مسأله 441 . كندن گياه مخصوصى به نام «اذخر» كه در گذشته از آن براى پوشاندن بام ها، و يا روشن كردن كوره آهنگران استفاده مى شد، اشكال ندارد.

مسأله 442 . كفاره كندن و از ريشه درآوردن درخت ، اگر بزرگ باشد، يك گاو و اگر كوچك باشد يك گوسفند است.

مسأله 443 . اگر بخشى از يك درخت را ببرد، بايد قيمت آن را به عنوان كفّاره بدهد.

مسأله 444 . در كندن گياهان كوچك كفاره اى جز استغفار نيست.

مسأله 445 . هرگاه به هنگام راه رفتن، گياه يا گياهانى كنده شوند، اگر قصد اين كار را نداشته، مانعى ندارد، و همچنين مى تواند حيوانات اهلى را براى


صفحه 114

چريدن در حرم رها كند.

مسأله 446 . آنجا كه بريدن و كندن درخت و گياه حرم براى محرم جايز نيست، براى كسى هم كه محرم نيست، حكم يكسان دارد.

مسأله 447. اگر در شهر مكه منزلى را براى استفاده در ايام حج خريد يااجاره كرد، به احتياط واجب درخت و گياه خودروى آن را نكند و يا شاخه هاى درختان را نشكند.

مسأله 448. اگر شك دارد كه درختى خودروست كه قطع آن جائز نباشد يا آن را كاشته اند، كه قطع اشكال نداشته باشد نبايد آن را قطع يا شاخه اش را بشكند.

بيست و سوم: بستن سلاح بر خود

مسأله 449 . بستن سلاح گرم يا سرد بر خود در غير حال ضرورت، حرام است. ولى حمل سلاح، در بار و اثاث، مانعى ندارد.

ملحقات محرمات احرام

مسأله 450. مُحِلّ نمى تواند كبوتر يا صيد ديگرى كه در حرم است را برماند و آن را به بيرون حرم بفرستد و سپس آن را در حِلّ شكار كند و سپس به داخل حرم آورده و بخورد.

مسأله 451. اگر حيوانى در بيرون حرم توسط مُحِلّ صيد شد نبايد آن را داخل حرم سر ببرند و بخورند ولى آنچه در حِلّ صيد شده و در آن جا ذبح شده، مى توان در حرم از گوشت آن استفاده كرد، ولى محرم از گوشت آن به احتياط


صفحه 115

واجب پرهيز كند.

مسأله 452. محرم مى تواند بدون شهوت دست همسر خود را بگيرد و براى سوار و پياده شدن بر مركب به او كمك كند حتى با او در يك اتاق بخوابد لكن نبايد به زينت و زيبايى او مثل موهايش نگاه كند.

مسأله 453. مرد مى تواند در حال احرام براى خوابيدن صورت خود را بپوشاند لكن مكروه است كه پتو يا رواندازش از پايين صورت به طرف بالا بكشد و از دماغش تجاوز كند.

مسأله 454. محرم مى تواند حمام برود ولى اگر بداند با كشيدن كيسه، مويى از بدن جدا مى شود و يا از بدن خون بيرون مى آيد نبايد اين كار را بكند.

مسأله 455. در مرزهاى حرم درختى كه ريشه اش در حرم است لكن شاخه هاى آن در حلّ مى باشد خود و شاخه هايش حكم درخت حرم را دارند و هم چنين پرنده اى كه بر آن شاخه ها نشسته است حكم صيد حرم را دارد و هم چنين است درختى كه ريشه ى آن در حِلّ است و شاخه ى آن در حرم.

مسأله 456. محرم نبايد با محرم و يا محل ديگر دعوا و منازعه كند و هم چنين با شخص محرم يا محل ديگر كشتى بگيرد. زيرا در معرض وارد كردن جراحت به يك ديگر و كنده شدن مو و چه بسا جدال و فسوق و امثال آن قرار مى گيرند.


صفحه 116

صفحه 117

فصل ششم:

اعمال عمره ى تمتع

در گذشته يادآور شديم كه عمره تمتع از پنج عمل تشكيل مى شود:

1. احرام بستن، 2. طواف كعبه، 3. نماز طواف، 4. سعى بين صفا و مروه، 5. تقصير يعنى گرفتن قدرى از مو و يا ناخن.

درباره عمل نخست(احرام بستن) و محرمات و مستحبات آن سخن گفتيم، اكنون به توضيح چهار عمل باقيمانده مى پردازيم:

دوم: طواف كعبه

مسأله 457 . دومين واجب از اعمال عمره طواف كعبه ، يعنى «هفت بار دور آن گرديدن» است، و هر دورى را «شوط» مى نامند، طبعاً هر طواف از هفت شوط تشكيل مى شود.

مسأله 458 . «طواف كعبه» از اركان به شمار مى رود به اين معنى(1) كه اگر كسى آگاهانه آن را ترك كند، و وقت جبران آن بگذرد، عمره او باطل مى شود، خواه عالم به مسأله باشد يا نه.


1 . اشاره به يك نكته فقهى لازم است و آن اين كه: معنى ركن در نماز غير از ركن در حج است، ترك ركن در نماز عمداً و سهواً موجب بطلان نماز مى شود ولى ترك ركن در حج در صورت عمد مايه بطلان است نه در صورت سهو.


صفحه 118

مسأله 459 . هرگاه طواف را آگاهانه ترك كند، تا زمانى كه وقت براى بستن احرام حج و رفتن به عرفات باقى باشد، مى تواند جبران كند، و سعى و تقصير دو عمل پس از طواف را تجديد نمايد.

مسأله 460 . در صورت باطل شدن عمره، و نبودن فرصت براى اعاده، تكليف او نسبت به حج كه پس از عمره انجام مى داد، دگرگون مى گردد، ديگر نمى تواند نيت «حج تمتع» كند، بلكه بايد به نيت «حج افراد» احرام ببندد و معنى «حج افراد و اعمال آن» در فصل جداگانه اى خواهد آمد.

مسأله 461 . هرگاه طواف كعبه را سهواً به جا نياورد، عمل او درست، و هر موقع به خاطرش آمد، بايد آن را انجام دهد و اگر از مكه خارج شده و در نيمه راه يا پس از رسيدن به وطن، به خاطرش آيد، مى تواند نائب بگيرد، همچنان كه مى تواند زحمت بازگشت را تحمل كند و شخصاً طواف را انجام دهد.

مسأله 462 . شخص بيمار و يا پير فرتوت را كه توانايى طواف كردن
را ندارد، بايد طواف داد، يعنى به دوش گرفت يا بر تختى قرار داد، و هفت بار
بر دور خانه خدا گردانيد، و اگر اين كار امكان پذير نبود بايد براى او نائب
گرفت.

مسأله 463. اگر هر يك از سه طواف واجب (عمره، حج و نساء) را فراموش كرد و سپس با همسر نزديكى نمود اگر طواف عمره تمتع و نساء و عمره ى مفرده را فراموش كرده، بايد يك شتر در مكه قربانى كند و طواف را در صورت امكان، خودش انجام دهد و در صورت عدم امكان نايب بگيرد. و احتياطاً در غير طواف نساء سعى را هم اعاده كند.

مسأله 464. كسى كه از روى جهل به حكم، طواف حج تمتع را ترك كند و


صفحه 119

به محل خود برگردد بايد يك شتر در مكه قربانى كند و حج را اعاده كند .اما اگر طواف عمره تمتع را از روى جهل به حكم ترك كند بايد حج را در سال بعد اعاده كند ولى كفاره ندارد.

مسأله 465. كسى كه طواف نساء را از روى جهل و يا نسيان فراموش كند بايد آن را بياورد و اگر خود نمى تواند نايب بگيرد و تا خود و يا نايبش انجام ندهند همسر بر او حلال نمى شود و اگر با همسر خود مواقعه انجام داده است كفاره اش يك شتر است مگر اين كه بعد از نيمه اوّل طواف نساء مواقعه انجام شده باشد.

مسأله 466. اگر كسى هر يك از سه طوافش را ناقص انجام داده و تا برگشتن به وطن، متذكر نشده، اگر نصف طواف را انجام نداده بايد طواف خود را اعاده كند و اگر نيمه اول آن را انجام داده بنابر احتياط اتمام و اعاده كند. و اگر خود نمى تواند نايب بگيرد و علاوه برنماز نايب، جهت طواف خودش نيز (هر كجا هست) نماز طواف را بخواند.

مسأله 467. اگر حج گزار طواف عمره و يا بعضى از اشواط آن را فراموش كند و مثلاً در عرفات به يادآورد; نمى تواند بين ظهر عرفه تا غروب عرفه جهت تدارك از عرفات خارج شود و فوريت لازم نيست بلكه بعد از اعمال روز عيد در منا قبل از طواف حج، طواف فراموش شده را بياورد و يا نقصان آن را تكميل كند و اگر ناقص بيشتر ازسه شوط و نيم است، طواف را كامل اعاده كند و اگر كمتر از سه شوط و نيم است احتياط در اتمام و اعاده است و به احتياط واجب سعى را نيز اعاده كند سپس اعمال حج خود را انجام دهد.

مسأله 468. اگر كسى قبل از طواف سعى به جا آورد; علاوه بر طواف و


صفحه 120

نماز، سعى را نيز مجدداً به جاى آورد.

مسأله 469. اگر كسى هنگام سعى متذكر شود كه طواف را به جا نياورده، بايد هر كجاى سعى هست آن را رها كند و برگردد و طواف و نماز آن را به جاى آورد و سپس احتياطاً سعى را اتمام و اعاده كند.

مسأله 470. اگر كسى در سال قبل مثلاً ، طواف حج خود را فراموش كرده و سپس نايب شده است، نيابت او صحيح است و بايد قبل از طواف عمره ى مربوط به نيابت از طرف خود طواف كند و نماز طواف را بخواند و سپس اعمال نيابت را انجام دهد.

مسأله 471. در هنگام طواف سخن گفتن با ديگرى، خنديدن، خواندن شعر، خوردن و نوشيدن مانعى ندارد اما بهتر است به دعا و ذكر خدا و قرائت قرآن بپردازد و قرائت قرآن در حال طواف از ذكر گفتن بهتر است و اگر در طواف و قرائت قرآن به آيه اى رسيد كه سجده ى واجبه دارد با سر خود به خانه اشاره كند بدون اين كه بدن او رو به كعبه و يا پشت به كعبه بشود و به طواف ادامه دهد.

مسأله 472. اگر طواف كننده در حال طواف با علم و عمد به بدن نامحرمى تماس حاصل كند هر چند كار حرام مرتكب شده لكن طواف او باطل نيست و ليكن اگر اين كار موجب انزال شد بايد فوراً از مسجد بيرون رود و بعد از تحصيل طهارت طواف خود را تكميل و نماز آن را بخواند سپس طواف را اعاده كند و نماز آن را بخواند و چون انزال صورت گرفته يك شتر كفاره بدهد.

مسأله 473. و اگر تماس و انزال غير اختيارى شد بايد فوراً از مسجد بيرون رفته و تحصيل طهارت كند و اگر حدث او قبل از سه و نيم دور عارض


صفحه 121

شده طواف را اعاده كند و اگر بعد از سه و نيم دور بوده از همان جا تكميل و نماز آن را بخواند و احتياط مستحب در اين فرض علاوه بر اتمام و نماز، اعاده هم هست.

مسأله 474. در مطاف گاهى اشيائى زير دست و پا افتاده است، عمداً روى آن ها نبايد پا گذاشت و اگر گذاشت موجب بطلان طواف نمى شود و هم چنين اگر خوف اين هست كه اگر بخواهد بردارد و در جاى امنى مثلاً حجر اسماعيل بگذارد، طواف اشكال پيدا مى كند، نبايد اين كار را بكند.


صفحه 122

واجبات طواف

واجبات طواف بر دو گونه است:

اوّل: مقدمات طواف كه مربوط به شخص طواف كننده است.

دوم: كيفيت طواف كه مربوط به خود طواف است.

نخست درباره مقدمات، سپس درباره كيفيت آن سخن مى گوييم:

مقدمات طواف

مقدمات طواف را پنج چيز تشكيل مى دهد:

اوّل: نيت

طواف يك عمل عبادى است، و روح عبادت و اثر آن در نفس انسان، در نيّت آن نهفته است. از اين جهت بايد، طواف به صورت آگاهانه و براى خداوند متعال انجام گيرد. و اگر براى ريا و يا ديگر انگيزه هاى غير الهى صورت پذيرد، عمل او باطل خواهد بود.

مسأله 475. طواف از عبادات قصديه است. و بايد به صورت آگاهانه انجام گيرد . وقتى شخص به قصد طواف كردن براى خدا، وارد مطاف مى شود كافى است، بنابراين به زبان آوردن نيّت و يا اين كه بخواهد حديث نفس كند و از قلب بگذراند لازم نيست.

مسأله 476. در نيت طواف بايد نوع آن را مشخص كند و اين كه طواف


صفحه 123

حج است يا طواف عمره يا طواف نساء، در حجة الاسلام است يا حج مستحبى و يا اگر نايب است به نيّت منوب عنه، البته اگر انجام وظيفه فعلى را نيت كند، كافى است.

مسأله 477. براى صحيح بودن عمل عبادى و از جمله طواف از جهت قصد قربت، كافى است كه آن را براى خداى متعال و تذلل در پيشگاه او و يا به عنوان اطاعت از امر او جل جلاله و يا براى ترس از جهنم و يا شوق رسيدن به بهشت و ثواب به جا آورد.

مسأله 478. رياى بعد از طواف مبطل آن نيست ولى ريا در هر حال معصيت است.

مسأله 479. شريك كردن رضاى غير خدا در طواف هم مثل ريا مى باشد.

مسأله 480. كسى كه نيت طواف را كرده ولى آن را به زبان نياورد. حق ندارد براى گفتن نيت، طواف خود را رها كند و از اوّل شروع كند، ليكن اگر چنين كرد و از طواف اوّل صرف نظر نمود بايد طبق وظيفه قطع طواف كه در مسأله بعد توضيح داده مى شود عمل كند.

مسأله 481. اگر كسى طواف خود را بنابر آنچه در مسأله ى قبل گفتيم قطع كرد و مجدداً خواست شروع كند، اگر طواف اوّل از نصف يعنى سه شوط و نيم گذشته به احتياط واجب طواف را تمام كند و نماز بخواند و سپس طواف را از سربگيرد و اگر قبل از سه و نيم شوط به قطع آن تصميم گرفت احتياطاً مقدارى درنگ كند تا موالات به هم بخورد سپس طواف را از سربگيرد .

مسأله 482. اگر كسى به قصد طواف وارد مطاف شد و در حال طواف و اثناى آن به جهتى شك كرد كه آيا مسافتى را بدون نيّت طى كرده يا نه مثل


صفحه 124

اين كه مى خواسته چيزى را كه روى زمين افتاده بوده بردارد لذا قدمى به جلو رفته و آن را برداشته و طواف را ادامه داده، در اين صورت به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 483. اگر نايب در اثناى طواف شك كند كه آيا طواف را به نيّت منوب عنه شروع كرده يا به نيّت خودش، اين طواف را به همان نيّتى كه در واقع شروع كرده تمام كند و نماز آن را بخواند و مجدداً به نيت منوب عنه از سر بگيرد; گرچه مى تواند اگر قبل از سه شوط و نيم است آن را رها كند و پس از از بين رفتن موالات و به نيّت منوب عنه ازسر بگيرد.

دوم: طهارت از حدث اكبر و اصغر

مسأله 484 . طهارت از هر دو نوع حدث، شرط هر نوع طواف واجب است، خواه طواف عمره باشد يا طواف حج، و يا طواف نساء، هر گاه شخصى بدون طهارت طواف كند، طواف او باطل است، خواه از روى علم و عمد اين كار را انجام دهد يا از روى سهو و جهل.

مسأله 485 . در طواف مستحب، طهارت از حدث اكبر، شرط است ولى طهارت از حدث اصغر شرط نيست.

مسأله 486 . در گذشته يادآور شديم: طواف از هفت شوط تشكيل مى شود، اگر پيش از انجام نيمى از هفت شوط (سه شوط و نيم) حدثى اعم از اصغر و اكبر رخ دهد، طواف او باطل مى گردد و پس از تحصيل طهارت بايد عمل طواف را از سر گيرد و اگر پس از تجاوز از نصف، چنين حالتى پديد آيد ، پس از تحصيل طهارت از همان جا كه قطع كرده به تكميل آن مى پردازد.


صفحه 125

مسأله 487 . اگر در اثناء طواف، جنابت و يا حيض رخ دهد بايد فوراً مسجد را ترك كند، و حكم طواف از نظر تجديد و يا تكميل همان است كه در مسأله قبل گفته شد.

مسأله 488 . هرگاه از به كارگيرى آب براى وضو و غسل معذور باشد،با وجود سائر شرايط، مى تواند تيمم كند، و طواف نمايد.

مسأله 489 . هرگاه در اثناء طواف متوجه شود قبلاً با وضو بوده ولى احتمال مى دهد كه بعداً حدثى مانند بول و يا خواب رخ داده باشد به شك خود اعتنا نكند، و عمل طواف را انجام دهد و همچنين است اگر بر طهارت خود از حدث اكبر يقين داشته ولى احتمال مى دهد كه جنب شده باشد، بايد به شك خود اعتنا ننمايد. و همچنين اگر بعد از فارغ شدن از طواف شك كرد، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 490 . هرگاه قبل از طواف، لازم بود كه غسل كند، و يا وضو بگيرد ولى از وضع خود غفلت كرد و وارد عمل طواف شد، و احتمال مى دهد كه قبل از طواف، غسل كرده و يا وضو گرفته باشد، عمل او باطل است، خواه اين شك در اثناء طواف رخ دهد، يا پس از پايان يافتن آن. و در اثنا هم، پيش از رسيدن به نيمه آن،باشد، يا پس از تجاوز از نيمه. بنابراين بايد خصوص جنب و حائض فوراً مسجد را ترك كند و پس از تحصيل طهارت لازم، طواف را انجام دهد.

مسأله 491 . اگر پس از پايان يافتن طواف، در طهارت خود از حدث اكبر و اصغر، شك كند و سابقه او از نظر طهارت و حدث قبل از شروع به طواف روشن نباشد، به شك خود اعتنا نكند، ولى بايد براى اعمال بعد، طهارت لازم را تحصيل كند.


صفحه 126

مسأله 492 . اگر پس از فراغ از طواف بفهمد كه وضو نداشته يا وضوى او باطل بوده است، بايد طواف را اعاده كند و اگر نماز طواف نيز انجام داده است آن را نيز دو مرتبه بخواند.

مسأله 493 . اگر بعد از سعى كه يكى از اعمال عمره پس از طواف است، فهميد كه در حال طواف وضو نداشته يا وضوى او باطل بوده بايد طواف و نماز طواف و سعى را اعاده كند.

مسأله 494. اگر شخصى عمداً يا جهلاً يااز روى غفلت يا نسيان، با حدث اكبر يا اصغر طواف كند طواف او باطل است.

مسأله 495. در تمام مواردى كه گفته مى شود «در صورت شك، بنابر طهارت بگذارد»، بهتر است كه با شك در وضو، تجديد وضو كند و با شك در غسل، رجاءً غسل به جا آورد، چون ممكن است كه بعداً معلوم شود كه طهارت نداشته و اشكال پيش آيد.

مسأله 496. اگر در عمره ى تمتع و يا عمره ى مفرده بعد از تقصير فهميد كه وضويش باطل بوده است; بايد وضو بگيرد و تمام اعمال (طواف، نماز طواف، سعى و تقصير) را با لباس احرام انجام دهد .

مسأله 497. در فرض مسأله ى قبل اگر زمان براى انجام اعمال مجدد عمره ى تمتع كافى نيست و بيم آن مى رود كه وقوف اختيارى عرفه را از دست بدهد . بنابراين براى حج محرم مى شود واعمال حج را به عنوان وظيفه فعليه اعم از افراد يا تمتع انجام مى دهد و سپس بعد از اعمال روز عيد و يا بازگشت از مِنا، طواف و نماز و سعى عمره ى تمتع را به جا مى آورد و سپس بقيه اعمال حج را و پس از اعمال حج يك عمره مفرده به جا مى آورد. هم چنين است حال


صفحه 127

كسى كه در اثناى حج فهميد وضوى طواف عمره ى تمتع او باطل بوده است. ولى در صورتى كه از روى عمد يا جهل طواف عمره را بدون وضو انجام داده و وقت تدارك گذشته باشد بايد يك عمره مفرده به جا آورد و حج را در سال بعد اعاده كند.

مسأله 498. اگر بعد از اعمال حج فهميد كه طواف حج او بىوضو و يا اين كه با وضوى باطل شده انجام شده است اين شخص بايد تا آخر ذى حجه، طواف و نماز و سعى و چنانچه طواف نساء را نيز بى وضو انجام داده طواف نساء و نماز آن را اعاده كند. و چنانچه اين شخص از مكه خارج شده باشد و بازگشت حرجى و يا غير ممكن باشد بايد نايب بگيرد و علاوه بر نايب، خودش هر كجا كه هست نماز طواف ها را بخواند و تقصير هم بنمايد. ولى اگر بازگشت مشكل نيست خود بايد برگردد و انجام دهد. در اين صورت اعاده ى حج در سال ديگر لازم نيست.

مسأله 499. در فرض مسأله ى قبل چنانچه بعد از ذى حجه متوجه بطلان وضوى خود در طواف حج شد، وظيفه ى او انجام عمره ى مفرده است و چنانچه خود نمى تواند بايد نايب بگيرد و سال بعد حج واجب خود را به جا آورد .

مسأله 500. اگر كسى بعد از حج فهميد وضوى طواف عمره ى تمتع او از روى سهو باطل بوده بايد خود يا نائبش طواف و نماز آن و سعى را اعاده كند و علاوه بر نايب، خودش هم نماز را انجام دهد و يك عمره ى مفرده بعنوان تكليف فعلى خود و يا نايبش انجام دهد. و به احتياط مستحب حج را سال بعد اعاده كند.

مسأله 501. اگر طواف كننده در نيمه ى دوم طواف محدث شود و سپس


صفحه 128

وضو بگيرد و طواف را اعاده كند كافى نيست بلكه بايد باقيمانده ى طواف اوّل را بياورد و سپس نماز و سعى و تقصير را به جا بياورد و اگر بعد از تقصير در عمره ى تمتع و يا مفرده متوجه اين موضوع شد، آن چه انجام داده كفايت نمى كند و بايد برگردد طواف خود را تكميل كند و نماز و سپس بقيه اعمال را بياورد. همين طور است اگر اين امر در طواف حج اتفاق بيفتد بايد طواف را تكميل و سپس نماز آن و سعى را به جا آورد و اگر طواف نساء را نيز انجام داده بايد آن را همراه با نمازش اعاده كند.

مسأله 502. در تمام صور گذشته اگر فقط طواف نساء را با وضوى باطل انجام داده فقط بايد آن را همراه با نمازش مجدداً به جا آورد.

مسأله 503. مستحاضه كثيره در مورد طواف واجب و نماز آن تمام كارهايى را كه براى نمازهاى يوميه لازم است اگر انجام داده باشد نسبت به طواف و نماز آن وظيفه ى جداگانه ندارد اگر چه احتياط مستحب است براى طواف و نماز آن نيز يك غسل بنمايد. ولى وضو گرفتن قبل از طواف بر او واجب است، چه خون قطع گردد يا نه.

مسأله 504. بر شخص معذور از انجام وضو و غسل، واجب است بدل از وضو يا بدل از غسل، تيمم كند.

مسأله 505. انجام تيمم بدون يأس از قدرت بر انجام وضو و يا غسل به احتياط واجب جايز نيست و چنانچه با يأس انجام داد و عذر در وقت بر طرف شد، اعاده لازم نيست.

مسأله 506. اگر بعد از تيمم بدل از غسل، حدث اصغر عارض شد، بايد براى حدث اصغر تيمّم كند و لازم نيست مجدداً براى حدث اكبرى كه يك بار


صفحه 129

تيمم بدل از غسل آن را انجام داده دوباره تيمم كند و تا حدث اكبر ديگرى براى او حاصل نشده و عذرش باقى است همان تيمم اوّل كافى است. اين مسأله در موردى است كه يا اصلاً آبى براى وضو و غسل ندارد و يا به طور كلّى استعمال آب براى او مضر است.

مسأله 507. اگر آب براى غسل ندارد و يا فعلاً غسل براى او حرجى است، ولى براى وضو آب دارد و استعمال آب هم براى او ضرر ندارد بدل از غسل تيمم مى كند و براى حدث اصغر وضو مى گيرد و تا عذر او در مورد غسل برطرف نشده وحدث اكبر ديگرى هم براى او رخ نداده همان تيمم بدل از غسل براى او كافى است، گرچه به احتياط مستحب تيمم بدل غسل را تكرار كند خوب است.

مسأله 508. بنابرآنچه گذشت اگر معتمر (زن يا مرد)، جنب باشد و آب براى او ضرر داشته باشد يا موجود نباشد و يا اگر بخواهد آب بيابد و غسل كند به وقوف اختيارى عرفه نمى رسد و يا در مورد عمره ى مفرده و يا حج مسأله طورى است كه بايد همراه كاروان از مكه خارج شود و نمى تواند بايستد تا عذر برطرف شود طواف و نماز او با تيمم كافى و مجزى است و نايب گرفتن لازم نيست.

مسأله 509. هرگاه حائض و نفساء از خون ديدن پاك شده اند ولى در امر غسل نيز مانند مسأله ى قبل دچار ضيق وقت شدند مسأله ى آن ها نيز مانند حالت جنابت آن هاست لكن اگر در حال خون ديدن هستند در عمره ى تمتع اگر دچار ضيق وقت شدند حج آن ها به افراد بدل مى شود و در امر حج و عمره ى مفرده اگر صبر كردن تا زمان پاك شدن براى آنها ممكن نيست، بايد


صفحه 130

براى طواف و نماز آن نايب بگيرند و سپس خود، سعى و تقصير را انجام دهند.

مسأله 510. اگر كسى مى تواند وضو بگيرد و يا غسل كند ومع ذلك طواف و نماز آن را با تيمم بدل از وضو يا غسل انجام داد، حكم همان كسى را دارد كه از روى جهل با وضوى باطل طواف خود را انجام داده و صور مسأله بيان گرديد.

مسأله 511. كسى كه نمى دانسته بايد غسل جنابت انجام دهد و با جنابت، حج انجام داده است حكم كسى را دارد كه از روى جهل با وضوى باطل طواف خود را انجام داده است وحكم با صور مختلف گذشت .

مسأله 512. اگر كسى مثلاً عمره ى مفرده اى به نيابت پدر يا يكى از بستگان انجام داده و روز بعد براى شخص ديگر و در اثناء متوجه شده است كه طواف و نماز عمره ى اوّل بدون وضو انجام شده است، احرام دوم باطل است و بهتر است ادامه ى اعمال را به عنوان آنچه كه وظيفه ى فعلى اوست انجام دهد و تقصير نمايد و طواف نساء و نماز آن را نيز به همين نيّت بياورد. و چنانچه هركدام از آن دو عمره و يا هر دوى آن ها با نذر يااستيجار بر او واجب شده بود مجدداً به احتياط واجب آن ها را بياورد.

مسأله 513. اگر حج گزار بعد از اعمال حج و يا عمره بفهمد غسل مس ميّت به گردنش بوده، اگر بعد ازمس ميّت غسل جنابت انجام داده است از مسّ ميّت كفايت مى كند و اگر نه، حكم او حكم كسى است كه با وضوى باطل طواف انجام داده كه صور آن گذشت.

مسأله 514. كسى كه غسل مسّ ميّت به گردن دارد مى تواند وارد مسجدالحرام ومسجدالنبى بشود و خواندن سوره هايى كه سجده ى واجب دارد


صفحه 131

و نزديكى با همسر اشكال ندارد و هم چنين مى تواند طواف مستحبى انجام دهد، لكن براى نمازهاى يوميه و طواف و نماز واجب بايد غسل كند و بنابراحتياط واجب وضو هم بگيرد.

مسأله 515. اگر كسى غسل جنابت به گردن دارد و بعد از جنابت اغسال ديگر مثل حيض، نفاس، مسّ ميّت انجام داده، كفايت از جنابت مى كند، همچنين غسل جنابت از همه ى آن ها كفايت مى كند.

مسأله 516. كسى كه چند غسل واجب به گردن دارد مى تواند براى همه ى آن ها نيّت كند و يك غسل انجام دهد. بنابراين خوب است كه شخص غسلى را كه مى خواهد براى احرام عمره انجام دهد به نيت تكليف فعلى انجام دهد تا اگر غسلى از قبل به گردن او آمده انجام داده باشد.

مسأله 517. كسى كه وظيفه ى او غسل يا وضوى جبيره اى و به احتياط واجب تيمم هم بوده، مثل كسى كه چشم درد دارد يا كسى كه تمام صورت يا تمام يكى از دست هاى او و ياتمام هر دو دست او را جبيره گرفته، اگر جهلاً بدون تيمم طواف و نماز عمره يا حج را به جا آورده مسأله اش مانند كسى است كه با وضوى باطل نماز خوانده و صور آن گذشت .

مسأله 518. محرم نبايد غسل ارتماسى بكند ولى اگر از روى جهل و يا فراموشى اين كار را كرد غسل صحيح است و كفاره هم ندارد، ولى اگر عمداً اين كار را كرد غسل او اشكال دارد و براى پوشاندن سر در مردان و پوشاندن صورت در زنان كفاره دارد. ولى اگر مرد محرم عمداً پاى خود را در آب قرار دهد اشكال ندارد.

مسأله 519. بنابر احتياط واجب، حامل كودك وى را آن گونه طواف دهد


صفحه 132

كه صورت طفل به جلو و سمت چپ او به طرف خانه باشد و در سعى هم جورى در آغوش يا چرخ دستى گذاشته شود كه صورت او به جلو باشد و در حال طواف و سعى در صورت مميز بودن كودك در خواب نباشد.

مسأله 520. در آن جايى كه وضو و يا غسل جبيره اى بايد انجام دهد و طواف كند، اگر مى داند كه عذر او تا آخر وقت برطرف مى شود بنا به احتياط واجب بايد صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نمازهاى يوميه و يا طواف و نماز عمره و يا حج خود را انجام دهد .

مسلوس ومبطون

مسأله 521. كسانى كه به علت پيرى يا بيمارى بول آن ها قطره قطره مى آيد و يا نمى توانند از بيرون آمدن غائط خوددارى كنند و يا نمى توانند از خارج شدن باد جلوگيرى كنند، اگر تا آخر وقت عذر آن ها برطرف مى شود و يا اين كه فرصتى براى آن هاپيش مى آيد كه مى توانند وضو بگيرند وطواف و نماز را بدون حدث به جا آورند بايد صبر كنند، اما اگر ظنّ قوى دارند كه مشكل آن ها برطرف نمى شود دوحالت دارد:

الف. اگر در بين طواف و نماز فقط چند مرتبه انگشت شمار حدث سر مى زند به طورى كه اگر بخواهد براى هر بار وضو بگيرد مشكل نيست، ظرف آبى همراه داشته باشد و وقتى حدث سر زد اگر مى تواند در مطاف و يا اين كه از مطاف خارج شود و وضو بگيرد و سريع برگردد وطواف را ادامه دهد.

ب. ولى اگر حدث پى در پى ايجاد مى شود به شكلى كه وضو گرفتن براى هر دفعه بسيار مشكل است براى طواف يك وضو، و براى نماز وضوى ديگر بگيرد، ليكن بنابراحتياط براى طواف و نماز، نايب هم بگيرد.


صفحه 133

مسأله 522. مسلوس و مبطون به احتياط واجب قبل از رفتن به طواف و نماز آن، مخرج بول يا غائط را كه نجس شده است آب بكشد و همانطور كه امروز مرسوم است و افراد مُسن خود را مى پوشانند پوشكى بپوشد كه از رسيدن بول يا غائط به جاهاى ديگر بدن جلوگيرى نمايد، ليكن اگر آن پوشك دوخته است ومرد محرم آن را استفاده مى كند كفاره بدهد هر چند ناچار به استفاده از آن باشد.

مسأله 523. اگر بول يا غائط از غير محل آن خارج شود مانند آنچه كه امروز به آن «سوند» مى گويند، حكم مسلوس و يا مبطون(1) را دارد .

سوم: طهارت بدن و لباس

مسأله 524 . بايد بدن محرم و جامه هاى احرام او از هر نوع نجاست پاك باشد، حتى از برخى از نجاساتى كه در حال نماز عفو شده مانند خون كمتر از مقدار درهم ـ(2) نيز اجتناب كند.

مسأله 525 . چيز نجسى كه ساتر «عورتين» نيست مانند جوراب و دستمال كوچك و حمل آنها در نماز جايز است ، در حال طواف نيز بى اشكال است.

مسأله 526 . هرگاه بدن محرم به سبب دمل و يا زخم، خون آلود باشد بايد براى طواف بدن را تطهير كند، و جامه آلوده به خون را بشويد و يا عوض نمايد.

مسأله 527 . هرگاه تطهير بدن از خون دمل و زخم، حرجى باشد، اگر وقت


1 . مسأله 521 بند «ب»   2 . مقدار درهم: مساوى با گودى كف دست انسان است.


صفحه 134

طواف وسيع است، بايد صبر كند تا به نحو آسان، بدن را تطهير نمايد، و در صورت ضيق وقت، مى تواند با همان حالت، طواف نمايد.

مسأله 528 . اگر پس از طواف آگاه شود كه بدن و يا جامه هاى احرام، نجس بوده است، طواف او صحيح است.

مسأله 529 . اگر به هنگام شروع در طواف در پاكى بدن و جامه هاى احرام خود شك كند، اگر حالت سابقه آن دو، طهارت و يا نامعلوم بوده باشد مى تواند طواف كند، حتى اگر بعداً كشف خلاف شود و معلوم گردد كه بدن و جامه هاى او نجس بوده است، طواف او صحيح است و اعاده لازم نيست، ولى اگر حالت سابقه آن دو، نجاست بوده نمى تواند وارد طواف شود و اگر هم طواف كرده است،عمل او باطل است، بلكه بايد به تطهير هر دو بپردازد سپس طواف كند.

مسأله 530 . اگر در اثناء طواف بدن و يا جامه هاى احرام، نجس شود، اگر بدون رها كردن طواف تطهير آن ممكن نباشد،،طواف را رها كند و فوراً برگردد و طواف را از همان جا كه قطع كرده شروع و به پايان برساند و در اين جهت فرقى بين عروض نجاست پيش از نيمه طواف و يا پس از آن، نيست.

مسأله 531 . اگر در اثناء طواف در بدن و جامه هاى احرام خود، نجاستى را ببيند و احتمال دهد كه نجاست در اثناء طواف عارض شده است، حكم آن همان است كه در مسأله پيش گفته شد.

مسأله 532 . اگر در اثناء طواف در بدن و يا جامه هاى احرام خود، نجاستى را مشاهده كرد و يقين كند كه اين آلودگى قبل از طواف همراه او بوده است اگر تطهير آن، بدون رها كردن طواف ممكن نيست، طواف را رها كند و پس از تطهير از همان جا كه طواف را قطع كرده است به پايان برساند. البته در صورت فوت موالات به احتياط مستحب پس از تكميل طواف و نماز آن طواف و نماز


صفحه 135

را اعاده كند.

مسأله 533 . اگر قبلاً در نجس بودن بدن و يا جامه ها آگاه باشد ولى بعداً فراموش كند مع الوصف طواف نمايد، طواف او باطل و بايد اعاده كند. وظيفه جاهل به حكم نيز مانند ناسى است .

مسأله 534 . گفته شد نجاستى كه در حال نماز از آن عفو شده در حال طواف معفو نيست، ولى محمول متنجس اگر ساتر نباشد براى طواف مضر نيست.

مسأله 535. اگر طواف كننده مثلاً بينى او خون بيفتد ويا پاى او بر اثر اصابت به زمين يا پاى ديگران خونين شود بايد موضع نجس را شده آب بكشد و طواف را تكميل كند، ولى اگر با بدن نجس طواف را ادامه دهد بايد بعد از آب كشيدن بدن و طهارت، طواف را تكميل و نماز آن را اعاده كند و اگر اعمال بعدى مثل سعى و تقصير را هم بدون جبران طواف انجام داده باشد مجدداً بياورد و در جايى كه فاصله زيادى بين طواف ناقص و تكميل آن شده، در تمام موارد مربوط به طهارت لباس و بدن، به احتياط مستحب بعد از تكميل طواف و نماز آن، طواف و نماز را اعاده كند.

مسأله 536. كودك غير مميزى كه او را طواف مى دهند بايد قبل از طواف بدن او را طاهر كنند و پوشك تميز بپوشانند و در صورت امكان او را وضو دهند وديگر تا آخر طواف وارسى لازم نيست و حكم طهارت باقى است وچنانچه بعد از طواف معلوم شود در حين طواف حدث و يا خبث عارض شده، طواف او صحيح است.

مسأله 537. حامل طفل غير مميز كه هم خود طواف مى كند و هم طفل


صفحه 136

را طواف مى دهد اگر آنچه را كه در مسأله ى قبل گفتيم رعايت كند، طواف خودش نيز بى اشكال است، ولى اگر در اثناى طواف يقين به عارض شدن نجاست (خبث يا بول) در كودك كرد، بايد از مطاف بيرون رود و بدن و لباس طفل را در صورتى كه نجس شده تطهير ويا تعويض كند و طواف را ادامه دهد.

مسأله 538. شايسته است زمانى كه خود انسان، طواف واجب را انجام مى دهد از طواف دادن طفل غير مميز كه هر آن ممكن است خود را آلوده كند و طواف را مشكل كند پرهيز نمايد و بعد از طواف واجب و نماز آن، با خاطرى آسوده طفل را طواف دهد. مگر اين كه كسى براى نگه دارى طفل نباشد و خطرى او را تهديد كند.

شرط چهارم: ختنه

ختنه در مردان يكى از شرايط صحت طواف است و همچنين است پسر بچه نابالغ، خواه مميز باشد يعنى خوب و بد را تشخيص دهد و خود محرم شود و يا غير مميز كه به خاطر كوچكى او را محرم كنند.

مسأله 539 . احرام كودك نابالغ صحيح است ولى پسر بچه اگر ختنه نشده باشد، طواف او باطل است و اگر بعدها ازدواج كرد چون طواف نساء او كه يكى از اعمال حج تمتع است باطل مى باشد، نمى تواند با همسر خود نزديكى كند، مگر اين كه ختنه شود و شخصاً طواف كند، و يا نائب بگيرد.

مسأله 540 . اگر كودك، ختنه شده متولد شود، طواف او صحيح است.

مسأله 541. كسى كه ختنه كردن براى او ضرر دارد بايد خودش حج را به جا بياورد، بنابر احتياط مستحب هم خود او طواف و نماز بخواند، وهم براى


صفحه 137

طواف و نماز آن نايب بگيرد .

مسأله 542. افراد غير مختونه كه ختان براى آن ها ضرر دارد نمى توانند در حج يا عمره از ديگرى نيابت كنند و اگر ختان براى او ضرر ندارد بايد قبل از حج اقدام كند و اگر موفق نشد سال بعد حج به جا آورد.

مسأله 543. در طواف هاى مستحبى نيز ختنه شرط است.

شرط پنجم: ستر عورت

ستر عورت يكى از شرايط صحت طواف است، بلكه لازم است علاوه بر ستر عورت عريان و برهنه نيز نباشد.

مسأله 544 . بايد جامه و كفش و ديگر لباس هاى طواف كننده مباح باشد، بنابر اين طواف در جامه و كفش غصبى باطل است.

مسأله 545 . پوشيدن جامه دوخته در حال احرام، موجب كفاره است و بايد گوسفندى قربانى كند ولى اگر با همان حالت طواف كند طواف او صحيح است.

مسأله 546 . زن محرم بايد در حال طواف روى پا و كف آن را بپوشاند، هر چند در حال نماز پوشانيدن آنها لازم نيست، و همچنين در حال نماز مى تواند صورت خود را بپوشاند ولى در حال احرام پوشاندن آن جايز نيست و براى حفظ از نامحرم مى تواند از وسيله اى استفاده كند كه با عدم تماس با صورت، مانع از رؤيت گردد.

مسأله 547 . هرگاه در حال طواف مقدارى از موهاى سر زن و يا برخى از جاهاى بدن به خاطر غفلت بيرون باشد اشكالى ندارد و اگر آگاهانه و با توجه به حكم شرعى آن، آن را نپوشاند مرتكب گناه شده ولى طواف او صحيح است،


صفحه 138

ولى اگر لباس احرام آن قدر نازك باشد كه بدن زن از زير آن ديده شود و يا در حال عرق كردن، چسبيدن لباس به بدن، بدن يا قسمتى از آن نمايان گردد، طواف و نماز با آن اشكال دارد.

مسأله 548 . طواف كه از هفت شوط تشكيل مى يابد بايد آن را به صورت عمل واحد به جا آورد و نبايد آن قدر طول دهد كه از اين حالت بيرون آيد.

مسأله 549. طواف در لباس غصبى صحيح نيست و شرايط لباس نمازگزار بايد در آن رعايت شود.

مسأله 550. پوشش دختر بچه اى كه مميز است ولى بالغ نشده است در طواف به مقدار معمول زنان در حال احرام است، ولى در غير مميز به احتياط مستحب در حال طواف حجاب معمول زنان رعايت شود.

كيفيت طواف

تا اين جا با شرايطى كه مربوط به شخص طواف كننده بود آشنا شديم، اكنون وقت آن رسيده است كه با شرايطى كه مربوط به كيفيت طواف است، آشنا شويم:

شرايط مربوطه به كيفيت طواف هفت تا است:

1و2. ابتدا و ختم به حجر اسود

طواف كه از هفت شوط تشكيل مى يابد، بايد از «حجرالأسود» آغاز و با رسيدن به آن پايان پذيرد، طواف در حالى كه يك امر عبادى است ولى حقيقت آن يك امر عرفى است، كافى است كه در نظر عرف دقيق بگويند عمل خود را از محاذى حجرالأسود آغاز كرد و با رسيدن به محاذى آن پايان داد و اين عمل


صفحه 139

را هفت بار تكرار نمود، و چون در ايام حج كثرت جمعيت مانع از تشخيص محاذات است لازم است كمى قبل از رسيدن به حجر الأسود نيت كند كه: «طواف را از محاذات واقعى حجر آغاز مى كنم و با رسيدن به آن نقطه نيز پايان مى دهم».

مسأله 551 . طواف عمل واحد است، و يك نيت در آغاز طواف كافى است، ديگر لازم نيست در هر شوطى جلوتر از محاذات حجر الأسود نيت را تجديد كند.

مسأله 552 . طواف بايد از «حجرالأسود» شروع شود و در همان جا ختم گردد، اگر كسى سهواً، طواف خود را از «ركن يمانى» كه پيش از «حجر الأسود» است ، آغاز كند و در همان جا ختم كند، طواف او باطل است، ولى اگر در نهايت در حجر الأسود، ختم نمايد و در حقيقت كسرى را جبران نمايد طواف او صحيح است مشروط به اين كه نيت واقعى او اين باشد كه طواف خود را نقطه واقعى شروع مى كند ولى خيال مى كرد كه آن نقطه واقعى ركن يمانى است و اگر كسى او را توجه مى داد، فوراً از حجر الأسود آغاز مى كرد.

مسأله 553. بهتر اين است كه براى طواف قبل از رسيدن به حجرالاسود نيت كند كه طواف من از مقابل حجرالاسود شروع مى شود، بنابراين دقت هاى صاحبان وسوسه در پيدا كردن محاذات و توقف و جلو و عقب رفتن جهت احراز محاذات لازم نيست و گاهى موجب اشكال در طواف هم مى شود.

3. قرار گرفتن كعبه در سمت چپ

شرط سوم اين است كه به هنگام طواف، كعبه، سمت چپ طواف كننده


صفحه 140

قرار گيرد.

مسأله 554 . شروع به طواف از حجر الأسود بايد به گونه اى باشد كه كعبه در سمت چپ طواف كننده قرار گيرد، بنابراين شروع به طواف از حجر الأسود به گونه معكوس كه كعبه سمت راست انسان قرار گيرد، صحيح نمى باشد.

مسأله 555 . در آغاز طواف از «حجر الأسود» تا «حِجْر اسماعيل» كعبه در سمت چپ، و شانه چپ نيز محاذى كعبه قرار مى گيرد ولى پس از رسيدن به دهانه اول «حِجْر اسماعيل» تا ضلع دوم حِجر اسماعيل، كعبه متمايل به پشت سر انسان قرار مى گيرد، سپس به همان حالت نخست (كعبه سمت چپ و محاذى شانه چپ) پديد مى آيد، چنين حالتى كه لازمه طبيعت طواف است، اشكالى ندارد و فقط كوشش شود پشت به كعبه يا رو به كعبه نشود.

مسأله 556 . اگر كسى بخواهد كعبه پيوسته در سمت چپ او قرار گيرد، مى تواند پس از رسيدن به دهانه نخست حجر اسماعيل كمى متمايل به چپ و نيز قبل از رسيدن به دهانه دوم كمى متمايل به راست شود و به طواف خود ادامه دهد .

مسأله 557 . اگر به خاطر ازدحام مقدارى از طواف را طورى انجام دهد كه روى طواف كنند يا پشت او به سمت كعبه باشد بايد آن مقدار را جبران كند و راه جبران اين است كه به حركت خود بدون نيت ادامه دهد، تا اين كه دوباره به نقطه اى كه طواف او آسيب ديده و يا محاذى آن برسد و از آنجا شوط را تكميل كند، و اگر نقطه اى كه طواف او در آن آسيب ديده، و يا محاذى آن را به دقت به ياد ندارد بدون نيت به حركت ادامه دهد، و يك بار ديگر از حجر الاسود اين شوط را تكرار كند به قصد اين كه هر مقدار قبلاً پيموده جزء طواف نباشد و


صفحه 141

بقيه براى تكميل آن شوط باشد.

مسأله 558 . طواف كننده مى تواند تند يا آهسته پياده، يا سواره يا با تكيه دادن به ديگرى طواف كند، هر چند شايسته است اعتدال را رعايت كند.

مسأله 559 . در حال طواف ، نگاه به سمت راست و چپ مانع ندارد، حتى مى تواند طواف را قطع كند، و كعبه را لمس كند، و از همان جا كه قطع كرده، طواف را تمام كند.

مسأله 560. طواف در حال اختيار بر روى چرخ صحيح است، ولى در صورت توانايى و امكان عرفى بايد وسيله را خود ببرد، نه ديگرى.

4. طواف از خارج حجر اسماعيل

حجر اسماعيل، متصل به كعبه و داراى دو دهانه ورودى است و زائران داخل آن نماز مى گزارند و دعا مى خوانند، و معروف است كه «اسماعيل» و مادر او «هاجر» در آن جا به خاك سپرده شده اند، در حالى كه «حِجْر اسماعيل» جزو كعبه نيست ولى بايد آن را بسان كعبه، دور زد و داخل طواف نمود.

مسأله 561 . اگر كسى «حجر اسماعيل» را دور نزند و از داخل آن طواف كند، طواف او باطل است. و اگر كسى عمداً و حتى از روى جهل به حكم شرعى، اين كار را انجام دهد بسان كسى است كه طواف را عمداً ترك كند، و اگر اين كار را از روى سهو و غفلت انجام دهد، بسان كسى است كه سهواً طواف را ترك نمايد و حكم عمد و سهو، بعداً بيان خواهد شد.

مسأله 562 . اگر كسى سهواً يا از روى جهل به حكم شرعى برخى از دورها را از داخل حجر اسماعيل انجام دهد، در اين جا دو صورت دارد:

الف. اگر در همان اثناء عمل متوجه شد، بايد شوط و يا اشواطى را كه به


صفحه 142

طور غير صحيح انجام داده تصحيح و يااعاده كند. تصحيح، نسبت به اوّلين دورى كه وارد حِجْر شده، و اعاده نسبت به دورهاى بعدى، اگر عمل ورود در حجر، در دو يا چند دور تكرار شده; دور اولى را كه وارد حجر شده تصحيح مى كند، و بقيه را اعاده مى نمايد و شيوه تصحيح و يا اعاده قبلاً بيان شد.

ب. اگر پس از پايان يافتن عمل طواف، متوجه شود، در صورتى كه اين اشتباه در شوط هفتم رخ داده باشد، شيوه تدارك آن نيز به همان نحوى است كه گفته شد، ولى اگر شوط آخر درست بوده و اشتباه در شوط هاى پييشين رخ داده باشد، در اين صورت نماز طواف پيشين را اگر نخوانده بخواند و سپس به اندازه اى صبر كند كه براى به هم خوردن موالات كافى باشد، سپس طواف ديگرى به نيت اعم از اتمام و اعاده انجام دهد و نماز طواف به جا آورد.

مسأله 563 . اگر پس از اعمال حج تمتع مثلاً روزهاى دوازدهم و سيزدهم معلوم شود كه برخى از شوط هاى طواف عمره تمتع را از داخل حجر انجام شده است اگر اين كار سهواً و از روى غفلت انجام گرفته، بايد طواف خود را به ضميمه نماز اعاده كند و حج او نيز صحيح است، واگر عمداً (به خاطر مسامحه) يا جهل به حكم شرعى اين كار انجام گرفته باشد عمره تمتع او باطل، و حج او به «حج افراد» تبديل مى شود، از اين جهت بايد براى تكميل عمره افراد، عمره مفرده به جاى آورد، و در سال بعد، حج واجب را به عنوان حج تمتع اعاده كند.(1)

مسأله 564 . اگر كسى برخى از شوط ها را از درون حجر اسماعيل
انجام داد، و نماز طواف را خواند، و سعى ميان صفا و مروه انجام داد و


1 . البته اين حكم در صورت عمد به معنى مسامحه در انجام تكاليف، فتواست و در صورت جهل به حكم شرعى، احتياط است.


صفحه 143

تقصير كرد، سپس متوجه اشكال طواف شد، به خاطر به هم خوردن موالات، طواف و اعمال بعدى را تجديد نمايد.

مسأله 565. اگر پس از حج تمتع متوجه شد كه بعضى از شوط هاى طواف حج را داخل حجر رفته است تا آخر ذى حجه وقت دارد كه خود ويا در صورتى كه خودش در مكه نيست، نايبش آن را جبران كند، ولى اگر در طواف نساء بوده زمان تدارك آن در طول سال وجود دارد و اگر آنچه را كه داخل حجر رفته بعد از سه شوط و نيم طواف باشد، اگر با همسر خود هم بستر شده باشد اشكالى ندارد، ولى اگر قبل از نصف طواف باشد هنوز همسر بر او حلال نشده و بايد از زمان اطلاع ازامورى كه در مورد همسر براى محرم حرام است، پرهيز كند.

5. طواف ميان بيت و مقام ابراهيم

طواف بايد بين خانه كعبه و مقام حضرت ابراهيم صورت پذيرد و مقام ابراهيم در مقابل يك ضلع از اضلاع چهارگانه كعبه قرار گرفته است و فاصله آن با كعبه تقريباً 12متر است، بنابراين بايد آنجا كه مقام ابراهيم مشاهده مى شود، ميان آن دو طواف نمايد و در اضلاع سه گانه ديگر، از ديوار كعبه بيش از 12 متر دورتر نشود.

مسأله 566 . مبدأ اين فاصله در سه ضلع كعبه، ديوار شاذروان است كه به كعبه متصل است و در ضلعى كه حجر اسماعيل قرار گرفته است، مبدأ ديوار حجر است نه ديوار كعبه. بنابراين مطاف در هر چهار طرف يك اندازه است و به صورت بيضى شكل است.

مسأله 567 . اگر در اثناء طواف، كارگران مشغول نظافت مسجدالحرام


صفحه 144

شوند، و ادامه طواف در محدوده ياد شده ممكن نباشد، و ناچار شود كه از محدوده بيرون رود، بايد صبر كند پس از پايان يافتن كار نظافت، طواف را از آنجا كه قطع كرده به پايان برساند.

مسأله 568 . اگر به خاطر ازدحام جمعيت طواف در محدود تقريباً 12متر با زحمت وحرج همراه باشد، مى تواند در خارج از محدوده با رعايت الأقرب فالأقرب، طواف كند، و صبر كردن تا اين كه مطاف خلوت شود، لازم نيست هر چند موافق احتياط است.

مسأله 569 . اگر طواف در محدوده با برخورد به اجنبى و يا اجنبيه يا «هل دادن» همراه باشد، نمى تواند به خاطر اين دو، در خارج از محدوده طواف كند، مگر اين كه طواف در آن، با حرج و مشقت فوق العاده همراه باشد.

البته شايسته است در مواقع فشار جمعيت، در محدوده طواف مستحب انجام ندهند و اگر خواستند طواف مستحبى انجام دهند مى توانند در خارج محدوده تا جايى كه جمعيت اتصال دارد طواف كنند.

مسأله 570 . قرآن مجيد درباره طواف مى فرمايد:(وَليَطوّفُوا بِالبَيْت الْعَتِيق) (سوره، آيه 29) بر گرد خانه گرامى كعبه، طواف كنند. از اين جهت بايد طواف به گونه اى صورت پذيرد كه طواف كننده در فضايى مابين زمين و كعبه قرار گيرد، چون طبقه دوم مسجدالحرام بلندتر از سطح كعبه است ، طبعاً طواف از آن جا صحيح نمى باشد و افراد معلول و ناتوان و پير كه قادر بر طواف از مسجدالحرام نمى باشند و قوانين داخلى اجازه نمى دهد كه اين افراد را در خود مسجدالحرام طواف دهند، به خاطر ضرورت مى توانند در طبقه دوم طواف كنند و به احتياط واجب نايب نيز بگيرند. و بايد خود آنها و نائب نماز طواف را در نزد


صفحه 145

مقام ابراهيم به نحوى كه گفته خواهد شد بخوانند مگر اينكه نماز در نزد مقام ابراهيم براى اين گروه حرجى و مشقت زا باشد در اين صورت مى توانند نماز طواف را در طبقه دوم به نحوى كه پشت مقام ابراهيم حساب شود بخوانند.و نايب آنها در نزد مقام در همكف نماز را بخواند.

مسأله 571. اگر طواف كننده بدون عذر از پشت مقام ابراهيم طواف كرد، طواف او باطل است و اگر بعضى دورها را از آن جا عبور كرد، اگر محل تصحيح باقى است بايد در همان دور تصحيح نمايد و اگر محل آن گذشته، بايد بعد از خواندن نماز طواف باطل شده و فوت موالات، طواف خود را از سر گيرد و اگر اعمال مترتبه را نيز انجام داده آن ها را نيز بياورد وصور تصحيح وجبران در مسائل قبلى آمده است.

مسأله 572. اگر در اثناى حج متوجه شد كه بعضى دورهاى طواف عمره ى تمتع را سهواً از پشت مقام عبور كرده است، بعد از برگشت از منا، اوّل طواف عمره و اعمال مترتبه را انجام دهد سپس طواف زيارت (طواف و يژه حج) و بقيه ى اعمال را و همين طور است اگر بعد از حج، متوجه اين عمل شد، اگر خود در مكه حضور دارد بايد با اعمال مترتبه جبران كند و اگر طواف نساء را هم قبلاً انجام داده با نمازش اعاده كند وگرنه نايب بگيرد; در اين صورت حج او صحيح است.

مسأله 573. كسى كه بعد از اعمال حج متوجه شود كه طواف نساء او بعضى از اشواطش خارج از مطاف بوده است; مانند مسأله ى قبل بايد آن را جبران كند و يا تصحيح نمايد و يا اگر در مكه حضور ندارد نايب بگيرد و تا اين اعمال را كه در اين سه مسأله يادآور شديم انجام نداده، از محرماتى كه با انجام


صفحه 146

اين اعمال حلال مى گردند پرهيز كند .

مسأله 574. اگر كسى كه به حدود طواف (12متر از تمام جوانب) اشراف ندارد بعد از فراغ شك كند كه طواف او در مطاف بوده يا نه، اگر از اوّل در مطاف بوده و شك در خارج شدن دارد طوافش صحيح است، ولى اگر شك دارد كه از اوّل در محدوده بوده يا نه، با جهل به حدود طواف نمى تواند به طواف مزبور اكتفا كند. و بايد طواف را اعاده كند.

مسأله 575. اگر طواف كننده در حين طواف شك كند كه جزئى از شوط يا اشواط قبلى يا شوطى كه در آن است را كه محل آن گذشته، از حدّ خارج شده يا نه; اگر از اوّل حكم را مى دانسته وقاصد عمل صحيح بوده و غافل نبوده، طواف او صحيح است.

مسأله 576. كسى كه ناچار به استفاده از ويلچر يا تخت روان است چون طواف در محدوده 12متر براى طواف دهنده و مردم ديگر كه در حال طواف هستند مزاحمت دارد و احياناً ويلچر به بدن آن ها اصابت مى كند، در ايام حج و ازدحام در عمره مى تواند از پشت مقام طواف كند.

ولى آن كس كه چرخ يا تخت را به پيش مى برد چون در خارج محدوده است بدون عذر نمى تواند، براى خود نيّت طواف واجب بنمايد، و اگر خود شخص بتواند و ممكن باشد، خودش بايد چرخ را به جلو ببرد.

مسأله 577. اگر دوستان و همراهان افراد ناتوان بتوانند ولو با پشت گرفتن آن ها در مطاف، طوافشان بدهند اين كار اولويت دارد بر اين كه با ويلچر خارج از حد مطاف، طواف كنند، ولى مرد نامحرم نمى تواند زن نامحرم را بر پشت گرفته و طواف دهد، هر چند آن زن مسن و پير باشد، هم چنين اگر به پشت گرفتن نا توان موجب انگشت نما شدن باشد با ويلچر و يا تخت روان،


صفحه 147

خارج از حد طواف دهند مانعى ندارد.

6. خروج از كعبه و شاذروان

طواف بايد از بيرون كعبه انجام گيرد نه از درون آن و نه چيزى كه از آن محسوب است.

مسأله 578 . برآمدگى اطراف ديوار كعبه كه به آن«شاذروان» مى گوند جزء كعبه است و طواف بايد بيرون از آن جا انجام گيرد و اگر كسى مقدارى از طواف روى آن دور بزند، بايد آن مقدار را اعاده كند، و چه بهتر كه پس از اتمام طواف و خواندن نماز، آن را نيز اعاده نمايد.

مسأله 579 . بنابر احتياط واجب، موقع طواف دست روى ديوار حجر اسماعيل نگذارد و اگر بخشى از شوط را با همين حالت انجام دهد، به احتياط مستحب آن مقدار را اعاده كند، و چون عقب رفتن مشكل است، راه خود را به حجرالاسود ادامه دهد و از آنجا شوط را آغاز كند. و آن مقدار را كه قبلاً صحيح انجام داده، بدون نيت طواف برود، و بقيه را به قصد تكميل شوط ناتمام به جاى آورد.

مسأله 580. بنابر احتياط واجب در حال حركت نبايد دست به كعبه گذارد و اگر كسى چنين كرد به احتياط مستحب جبران كند و اگر محل جبران گذشته است طواف را پس از اتمام و خواندن نماز اعاده كند و اگر اعمال مترتبه را انجام داده دو مرتبه انجام دهد . اما اگر در حال طواف بايستد و كعبه را لمس كند و حتى ببوسد بعد از همانجا شانه را برگرداند و طواف را ادامه دهد و يا از باب مقدمه از يكى دو قدم عقب تر طواف را ادامه دهد، اشكالى ندارد.


صفحه 148

مسأله 581. اگر كسى در حال طواف كعبه را بوسيده و يا لمس كرده و بعد از گذشتن از محل شك دارد كه آيا در حال حركت اين كار را انجام داده يا سكون و آيا طواف را از همان جا كه براى لمس و بوسيدن كعبه قطع كرد، و ادامه داده يا از جلوتر، اگر اين شخص آگاه به مسأله بوده و بنا بر آوردن طواف صحيح داشته، به شك خود اعتنا نكند و الاّ حكم او مانند مسأله قبل است.

7. مراعات هفت شوط

طواف كعبه بايد به صورت هفت شوط كامل بدون كم و زياد صورت پذيرد، از اين جهت از نظر كاستى و يا فزونى، احكامى دارد كه به تدريج بيان مى شود.

مسأله 582 . اگر كسى عمداً و با علم از آغاز طواف، نظرش اين باشد كه كمتر از هفت شوط و يا فزون تر از آن طواف كند، طواف او باطل است هر چند در هفت دور تمام نمايد، زيرا با آگاهى كامل، خلاف امر الهى را قصد كرده است.

مسأله 583 . اگر از روى سهو و غفلت، و يا عدم آگاهى از حكم شرع با چنين قصدى وارد طواف شود، اگر در دور هفتم ختم كند، طواف او صحيح است، و اگر در كمتر از هفت دور تمام كند، و تا موالات به هم نخورده متوجه شود،و آن را تكميل كند، نيز طواف او صحيح است، و الاّ احتياطاً طواف قبل را تكميل كند و نماز آن را بخواند سپس طواف را از سر بگيرد و مى تواند يك طواف به نيت اعم از تمام و اتمام به جا آورد و بعيد نيست كه در صورت فوت موالات اعاده مطلقاً كافى باشد. و اگر در بالاتر از هفت دور به پايان برساند نيز طواف او صحيح است، و زيادى مضر نيست مشروط بر اين كه از لحظه


صفحه 149

نخست، تصميم بر اطاعت امر الهى داشته باشد، چيزى كه هست تصور مى كرد كه كاهش و افزايش مضرّ نيست.(1)

مسأله 584 . اگر در اثناء طواف تصميم بگيرد كه زيادتر از هفت شوط و يا كمتر از آن طواف كند، اگر در اين تصميم عامد باشد، طواف او باطل است، هر چند در هفت شوط ختم كند ، و اگر از روى غفلت و سهو و يا عدم آگاهى از حكم شرعى باشد حكم آن، با حكم كسى كه از اوّل، چنين تصميم داشته باشد، يكسان است. و حكم آن در مسئله قبل گذشت.

مسأله 585 . اگر در آغاز عمل طواف تصميم بگيرد كه هشت بار كعبه را دور زند، هفت دور آن به عنوان عمل واجب، و افزون از آن به عنوان شوط مستحب يا به نيّت تبرك و قدم زدن در مطاف باشد، طواف او صحيح است.

مسأله 586 . اگر به نيّت هفت شوط وارد عمل شود ولى عملاً در آخر، يك شوط يا بيشتر،كم كند اگر موالات به هم نخورده، آن را تمام كند، و در غير اين صورت طواف را تمام كند و نماز به جا آورد سپس طواف را از سر بگيرد و نماز آن را نيز بخواند، و اگر هيچ كدام را انجام ندهد بسان كسى خواهد بود كه عمداً طواف را كه ركن عمره است ترك كرده باشد.

مسأله 587 . اگر از روى غفلت و فراموشى، كمتر از هفت مرتبه كعبه را دور زند اگر پيش از آن كه موالات به هم بخورد به خاطر بياورد، بايد باقيمانده را به جا آورد، و اگر پس از به هم خوردن موالات، توجه كند هرگاه آنچه كه آورده كمتر از سه و نيم شوط باشد، طواف را از سر بگيرد، و اگر بيش از آن باشد باقيمانده را به جا آورد و بهتر است علاوه بر آن، طواف را اعاده نمايد و نماز آن


1 . و به اصطلاح فقهى عمل او از مقوله خطا در تطبيق، باشد.


صفحه 150

را بخواند.

مسأله 588 . اگر در نيمه راه و يا پس از مراجعت به وطن به خاطر بياورد كه كمتر از هفت بار خانه خدا را دور زده است و يك يا دو دور از طواف را انجام نداده است، اگر بتواند، برگردد، قسمت باقيمانده را تمام كند و احتياطاً طواف را اعاده نمايد، و در غير اين صورت براى طواف نايب بگيرد، او نيز علاوه بر اتمام طواف و انجام نماز ، مجدداً طواف و نماز آن را اعاده كند.

مسأله 589 . طواف به صورت هفت شوط يك عمل واحدى است كه بايد آن را به صورت عمل واحد به جا آورد، از اين جهت: اوّلاً نبايد آن قدر طول داد كه از صورت يك عمل درآيد، و ثانياً هفت دور را بايد پشت سر هم انجام داد و موالات را حفظ كرد، و از خواندن نماز مستحبى در اثناء شوط ها و ديگر اعمال كه از نظر عرف با موالات سازگار نيست، خوددارى نمود.

مسأله 590 .براى رفع خستگى، مى توان در اثناء طواف قدرى استراحت كرد و بعد، از آنجا كه قطع كرده، و يا محاذات آن ادامه داد، و استراحت بايد طورى باشد كه به موالات لطمه وارد نكند.

مسأله 591 . قطع طوافِ واجب، جايز نيست مگر روى عذرى كه بعداً گفته خواهد شد ولى قطع طواف مستحب مانع ندارد.

مسأله 592 . اگر در اثناء طواف عذرى پيش آيد، مثلاً حدثى سر زند، يا زن حائض شود، هرگاه اين حالت پيش از تجاوز از نصف طواف رخ دهد، پس از پاك شدن، بايد طواف را از سر بگيرد. و اگر پس از تجاوز از نصف، پيش بيايد، پس از انجام طهارت از همان جا كه قطع كرده، يا محاذى آن تمام كند .

مسأله 593 . اگر كسى در حال طواف، غش كند، اگر پيش از تجاوز از نيمه


صفحه 151

طواف بوده، بايد وضو بگيرد و طواف را اعاده كند، و اگر پس از تجاوز از نيمه طواف بوده وضو مى گيرد و باقيمانده را انجام مى دهد.

مسأله 594 . اگر در اثناء طواف وقت نماز تنگ شود، بايد طواف را رها كند و به نماز بپردازد، اگر قطع طواف پس از تجاوز از نيمه بوده، باقيمانده را به جا آورد. و اگر قبل از تجاوز نصف بوده طواف را اعاده كند.

مسأله 595 . اگر به خاطر اقامه نماز جماعت نتواند به طواف خود ادامه دهد و ناچار است آن را قطع كند، پس از پايان يافتن نماز جماعت از همان نقطه يا محاذى آن،در هر شوطى كه باشد طواف خود را تكميل كند.

مسأله 596 . اگر كسى پيش از تجاوز از نصف طواف، بدون عذر آن را رها كند، اگر موالات به هم خورده باشد بايد طواف را از سر بگيرد ولى اگر پس از تجاوز از نيمه رها كند نمى تواند طواف را از سر بگيرد و اگر بخواهد احتياط كند، طواف نخست را تكميل و نماز آن را بخواند، سپس طواف و نماز آن را اعاده كند.

مسأله 597 . هرگاه پس از فارغ شدن از طواف، به هر علتى در صحت طواف خود شك كند، به شك خود اعتنا ننمايد، مثلاً شك كند كه آيا با وضو بوده يا نه، يا برخى از شوط ها در درون حجر اسماعيل انجام داده يا نه، و در اين موارد و مشابه آنها، كه شك، پس از فراغ از عمل رخ مى دهد، اعتنا نكند.

مسأله 598 . در شمارش دورها ظن و گمان اعتبار ندارد، بايد تحصيل اطميئنان نمود.

مسأله 599 . اگر با علم به عدم زيادى در حال طواف در شماره طواف ها شك كند ولى به قصد رجا و به اميد آنكه در آينده، واقع روشن شود، به طواف خود ادامه دهد و سپس سرانجام به يك طرف يقين پيدا كند، طواف او صحيح


صفحه 152

است.

مسأله 600 . در موقع ازدحام، احياناً انسان را ناخواسته به جلو مى برند، اين كار ضررى به طواف نمى زند مشروط بر اين كه نيّت كند كه خود را در ميان جمعيت قرار مى دهم كه طواف كنم و آنچه كه بر اثر فشار به جا مى آورم جز طواف باشد. و اگر بخواهد احتياط كند چون بازگشت به عقب امكان پذير نيست ـ بقيه شوط را بدون نيت برود تا به محلى برسد كه او را بدون اختيار برده اند از همان جا به طواف خود ادامه دهد.

مسأله 601 . اگر كسى عمره تمتع را انجام دهد، بعد از تقصير بفهمد كه طواف و سعى او باطل بوده، چنين فردى در احرام خود باقى است، و بايد از محرمات احرام دورى جويد و طواف و نماز آن و سعى را با جامه احرام انجام دهد.

مسأله 602 . هرگاه پس از رسيدن به محاذات «حجر الاسود» شك كند، هفت دور زده يا بيشتر، طواف او صحيح، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 603 . اگر پيش از رسيدن به محاذات حجر الأسود، چنين شكى رخ دهد و شك كند اين دورى كه مى زند آيا هفتم است يا هشتم، طواف او باطل، و بايد طواف را از سر بگيرد.

اگر شك او پيش از رسيدن به حجر الأسود و بين 6 و 7 باشد بايد آن شوط را تكميل و نماز طواف را به جا آورد و يك بار ديگر طواف و نماز را مجدداً اعاده كند. در مواردى كه طواف مخدوش مى شود و انسان مى خواهد آن را اعاده كند، بهتر است مقدارى بين دو طواف فاصله بيندازد تا عرفاً قِران و يا جمع بين دو طواف پيش نيايد.


صفحه 153

مسأله 604 . شك در عدد شوط ها در صورتى كه پس از تامل به نتيجه نرسد مطلقاً مايه بطلان طواف است و بهتر است براى طواف دوم، مقدارى صبر كند، كه موالات بين دو طواف از ميان برود.

مسأله 605 . اگر در طواف مستحب در شماره دورها شك كند، بنا را بر كمتر مى گذارد و طواف او صحيح است.

مسأله 606 . فرد «كثيرالشك» به شك خود اعتنا نمى كند و بنابر را بر طرفى مى گذارد كه به نفع او است مثلاً اگر شك كند، در دور سوم است يا چهارم بنا را بر چهارم مى گذارد. مگر اين كه بنا بر زيادى مايه بطلان عمل گردد در اين صورت بنا را بر كم مى گذارد.

مسأله 607 . اگر به هنگام سعى ميان صفا و مروه، به خاطرش آمد كه طواف انجام نداده است، بايد سعى را رها كند، و به سوى طواف برود و سپس نماز طواف بجاى آورده و مجدداً سعى را انجام دهد.

مسأله 608 . اگر به هنگام سعى متوجه شد كه طواف را كمتر از هفت شوط انجام داده است، بايد سعى را رها كند، و براى تكميل طواف برگردد و طريقه تكميل بدين گونه است:

هرگاه تعداد شوط هايى كه انجام داده نصف طواف يا بيشتر از آن باشد،،در اين صورت طواف را تكميل مى كند و پس از خواندن نماز براى تكميل سعى برمى گردد، و احتياطاً سعى را تكميل و سپس از سر بگيرد.

اگر تعداد شوط هاى طوافى كه انجام داده كمتر از نصف باشد، در اين صورت، طواف را از سر مى گيرد و نماز مى خواند و سعى را احتياطاً تمام و اعاده مى كند.


صفحه 154

مسأله 609 . اگر كسى از طرف خود طواف مى كند، و ديگرى را مانند كودك و مريض، حمل مى نمايد و طواف مى دهد، طواف هر دو صحيح است.

مسأله 610 . در مواردى كه بايد طواف و سعى را اتمام و اعاده كند، نخست بايد طواف را اتمام و نماز بخواند و سپس اعاده نمايد، آنگاه به سعى بپردازد، همچنان كه مى تواند يك طواف، و يك سعى به نيت اعم از اتمام و اعاده به جا آورد.

مسأله 611 . هرگاه طواف عمره تمتع ، فوت شود، يا به جهتى، باطل گردد وقت تدارك آن تا زمانى است كه زمان براى احرام حج و وقوف در عرفات تنگ نشود. و اگر پس از بستن احرام براى حج متوجه شد، بايد پس از بازگشت از منى طواف عمره فوت شده را بر طواف حج مقدم بدارد و اگر بعد از انجام طواف حج متذكر فوت طواف عمره شد، هر وقت خواست قضا كند.

مسأله 612 . فردى كه مى تواند برخى از دورها را به جا آورد ولى توان همه را ندارد، بايد نائب بگيرد. و نمى تواند برخى را خود به جا آورد، و باقيمانده را فرد ديگر.

مسأله 613 . كسانى كه به خاطر مرض و يا ناتوانى، توانايى طواف را ندارند، اگر احتمال بهبودى و تجديد نيرو در خود مى دهند بايد صبر كنند تا خود طواف كنند، و اگر چنين احتمالى ندهند، بايد آنها را به نحوى كه معمول است، طواف دهند و اگر ممكن نباشد بايد نائب بگيرند.

مسأله 614 . كسى كه مى تواند با مختصر استراحت، طواف كامل كند، نمى تواند براى بقيه شوط ها نائب بگيرد، و اگر در اثناء ناتوان شد و نائب گرفت، هرگاه پيش از تجاوز از نيمه طواف، نائب بگيرد، بايد نائب طواف را از سر


صفحه 155

بگيرد و اگر پس از تجاوز از آن، نائب گرفت بايد آن را اتمام كند ولى نماز طواف را خود شخص نيز علاوه بر نائب بخواند.

مسأله 615 . كسى كه براى طواف و يا سعى نيابت مى پذيرد، لازم نيست خود محرم باشد و يا جامه احرام بر تن كند.

مسأله 616 . كسى كه خود محرم است ولى به خاطر معذور بودن(نه فراموشى) براى طواف عمره يا حج نائب بگيرد، وظيفه نائب، با وظيفه كسى كه از طرف او نيابت پذيرفته است يكسان است، بنابراين بايد نائب طواف عمره تمتع را پيش از احرام بستن منوب عنه(نائب گير) براى حج، انجام دهد و اگر براى طواف حج نائب گرفته است بايد تا آخر ذيحجة الحرام به جا آورد و اگر طواف نساء را فراموش كرده و به وطن بازگشته است، نايب در هر زمان مى تواند، آن را به جا آورد.

مسأله 617. اگر جاهل به حكم، تصور مى كرد كه طواف چهارده شوط است وانجام داد. بنابر احتياط واجب بعد از نماز طواف قبلى، طواف را از سر گيرد و نماز آن را به جا آورد و اگر اعمال مترتبه را انجام داده، مجدداً بعد از اعاده ى طواف ونماز آن، آن ها را نيز انجام دهد.

مسأله 618. اگر سهواً بر طواف افزود اگر كمتر از يك دور باشد آن را قطع كند و طوافش صحيح است و گرنه بنابراحتياط واجب آن را به هفت دور برساند و بعد از اتمام، دو ركعت نماز به عنوان طواف واجب، و بعد از سعى دو ركعت هم براى طواف مستحب به جا آورد. نيّت هفت دور دوم فقط به قصد قربت ومطلوبيّت باشد، نه واجب و نه مستحب، اگر چه ظاهر اين است كه هفت دور دوم طواف واجب محسوب مى شود و نماز آن بعد از طواف است و هفت دور


صفحه 156

اوّل طواف مستحب و نماز آن بعد از سعى.

مسأله 619. در پايان دور هفتم در حقيقت بايد نيّت او اين باشد كه محاذى حجرالاسود شوط او تمام شده و آنچه را كه به جهت خروج از مطاف مى پيمايد به عنوان طواف نباشد ولو اين كه براى خارج شدن ناچار باشد مقدارى هم جهت با مردم طواف كننده، مطاف را بپيمايد.

مسأله 620. هر شوطى كه نقصان داشت بايد در همان شوط جبران شود و اگر شخص در آخر و پس از شوط هفتم، يك يا چند شوط رجاءً يا احتياطاً اضافه كند به قصد جبران نقص احتمالى، به صحت طواف ضرر نمى زند و باقصد اتيان به وظيفه فعلى (اتمام يا تمام)نقص احتمالى را جبران مى كند و اين در صورتى است كه شك در تعداد اشواط نداشته باشد. البته احتياط اين است كه در موارد حصول نقص و عدم جبران نقص در همان شوط طواف را پس از تكميل اعاده كند.

مسأله 621. اگر عالماً و عامداً كسى در ابتداى طواف و يا اثناى آن قصد قران و چهارده شوط بكند، طواف باطل است و كار حرام كرده است و پس از نماز طواف، بايد طواف و نماز آن را اعاده كند و اگر اعمال مترتبه را آورده، مجدداً بياورد.

مسأله 622. هرگاه پس از اتمام طواف اول بدون اين كه نماز بخواند هفت شوط ديگر به عنوان طواف مستقل ديگر به جا آورد وسپس نماز بخواند طواف اول او باطل مى شود وبايد احتياطاً نماز طواف اول را بخواند و از نو هفت شوط به عنوان طواف لازم به جا آورده و نماز بخواند.

مسأله 623. اگر حج گزار در اثناء حج متوجه شد كه طواف عمره را از روى


صفحه 157

سهو ناقص انجام داده است، بعد از برگشت از منا قبل از انجام طواف حج آن را جبران كند و اگر بعد از حج متوجه شد، بايد جبران كند و اگر نقصان در طواف حج و يا طواف نساء بود بايد اگر خود در مكه است جبران كند و اگر به وطن برگشته است، نايب او بايد انجام دهد.

مسأله 624. حكم شك شش و هفت گذشت، ليكن اگر شك بر كمتر از اينها تعلق گرفت مثل پنج و شش وكمتر از آن و يا اين كه بين نقيصه و اضافى مثل شش و هشت وبالاتر قرار گرفت، طواف باطل است و بايد بعد از به هم خوردن موالات به قصد از سر گرفتن طواف آن را اعاده كند.

مسأله 625. اگر بعد از شك در اشواط طواف و بناى بر بطلان طواف آنرا اعاده كند، ولى در اثناى طواف اعاده اى تعداد اشواط طواف قبلى معلوم شود طواف دوم را به نيت وظيفه فعلى اعم از تكميلى و يا مستقل به پايان برساند.

مسأله 626. در اعمال حج مثل آن جاهايى كه نياز به حفظ عدد و شمارش هست مانند عدد اشواط طواف و سعى و عدد افكندن سنگ هاى جمره، اعتماد به ديگرى كه سخنش اطمينان آور باشد، مانع ندارد.

مسأله 627. معناى كثيرالشك در طواف و سعى، عرفى است; يعنى وقتى شخصى خود را با ديگران در امر طواف يا سعى با امثال خود مقايسه مى كند، متوجه غير متعارف بودن شك و وسوسه ى خود مى گردد.

مسأله 628. در رابطه با صحت طواف نيز نبايد به وسوسه ها اعتنا كرد و اگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كرد خيلى عادى به شكلى كه در احكام قبلى متعرض شده ايم در جاى خودش جبران كند و با پيروى از وسوسه ها خود را به سختى نيندازد.


صفحه 158

مسأله 629. كثيرالشك در تعداد دورهاى طواف، به شك خود اعتنا نمى كند، پس بنا را به طرفى نمى گذارد كه موجب بطلان طواف او باشد، اما در رمى بايد آن قدر پرتاب كند كه يقين نمايد.

مسأله 630. اگر طواف كننده در اشواط طواف، شك كند و گمانش به يك طرف بيشتر باشد و با بناى بر آن، طواف را تمام نمايد و بعد از انجام اعمال، به صحت طواف يقين پيدا كند، در صورتى طواف او درست است كه به قصد رجا و كشف حال، طواف را ادامه داده باشد، ولى اگر صرفاً به ظنّ خود اعتماد كرده، طواف صحيح نيست و بايد بعد از نماز، آن طواف و نماز را اعاده و اگر اعمال مترتبه را انجام داده مجدداً آن ها را بياورد.

مسأله 631. مجرد نيّت قطع طواف مضر به طواف نيست، ولى اگر كسى در نيمه ى دوم طواف، طواف را رها كرد و از مطاف خارج شد، احتياط اين است كه پس از اتمام طواف قبلى و خواندن نماز آن، طواف ها و نماز آن را اعاده كند.

مسأله 632. اگر شخصى در اثناى طواف از ادامه معذور شد، اگر ممكن است او را حمل كنند و يا با ويلچر و امثال آن طواف دهند و اگر ممكن نيست نايب بگيرند و نايب يك طواف كامل به نيت اعم از اعاده و اتمام يا به عنوان تكليف فعلى منوب عنه انجام دهد و نماز، آن را بخواند و احتياطاً خود اين شخص نيز در هر كجا هست، اگر امكان دارد نماز طواف خودش را بخواند.

مسأله 633. سابقاً متذكر شديم كه شخص هنگام وارد شدن در مطاف، نيّت او اين باشد كه طواف خود را همراه با مردمى كه در مطاف هستند انجام مى دهم لذا مختصر جابه جايى و فشارهاى معمولى مشكلى براى او بوجود نمى آورد.


صفحه 159

مسأله 634. در مواردى كه اتمام و اعاده ى طواف لازم است، فرق نمى كند كه طواف اصلى باشد يا طواف اعاده اى، ولى بايد از وسوسه پرهيز كند.

مسأله 635. همان طور كه از مسائل قبل برمى آمد آوردن طواف فراموش شده يا جبران طواف ناقص در غير ماههاى حج مانع ندارد، چه اصالةً و چه نيابةً.

مسأله 636. هنگام طواف دادن مريض و عاجز به مقدار ممكن بايد شرايط و احكام طواف را درباره ى آن ها مراعات كرد.

مسأله 637. اشخاصى كه در خارج مطاف با ويلچر طواف داده مى شوند ديگر نياز نيست نايب بگيرند مگر اين كه آن ها را در طبقه ى دوم طواف دهند.

مسأله 638. انجام دادن طواف نيابى قبل از انجام دادن طواف واجب خود، مانع ندارد ولى احتياط مستحب اين است كه بعد از انجام اعمال خود، براى منوبٌ عنه انجام دهد.

مسأله 639. اگر كسى مريض يا طفلى را حمل مى كند و يا با چرخ مى برد و طواف يا سعى مى دهد، خودش نيز مى تواند نيّت طواف يا سعى كند ليكن در طواف بايد تكليف خود را عمل كند.

احكام بانوان در طواف

مسأله 640 . زنى كه عادت عدديه او مثلاً هفت روز است، اگر پس از هفت روز پاك شد و غسل كرد و اعمال عمره را انجام داد ولى بعداً خون ديد اين دو حالت دارد:

الف. اگر قبل از ده روز قطع شد همه روزهايى كه خون ديده و روزهايى كه پاك شده سپس خون ديده محكوم به حيض است بايد اعمالى را كه انجام


صفحه 160

داده اعاده كند.

ب. اگر از ده روز گذشت، غير از هفت روز اوّل، روزهاى ديگر محكوم به استحاضه است و اعمالى را كه در غير از هفت روز اوّل انجام داده درحال پاكى انجام داده است و صحيح است.

مسأله 641 . اگر زنى در طواف عمره تمتع پيش از سه شوط و نيم خون ديد، بايد فوراً مسجد را ترك كند و پس از پاك شدن طواف و ساير اعمال را از اوّل به جا آورد، و اگر زمان تنگ باشد و پيش از عرفات به عرفات پاك نشود، حج او تبديل به حج افراد مى شود .

مسأله 642 . اگر زنى پس از سه شوط و نيم از طواف، خون ديد و تا وقت وقوف در عرفات پاك نشد، باقيمانده اعمال عمره را مانند سعى و تقصير انجام مى دهد، سپس براى حج تمتع محرم مى شود و در بازگشت از منى به مكه پيش از طواف حج، بقيه طواف عمره تمتع را با نمازش به جا مى آورد، سپس به اعمال حج مى پردازد.

مسأله 643 . اگر زنى حائض بوده ولى از وضع خود اطلاع نداشت و اعمال عمره را انجام داد، سپس از وضع خود آگاه گشت، اگر پس از پاك شدن از حيض، براى انجام طواف و نماز و سعى وقت باقى است، بايد اعمال گذشته را تجديد كند و اگر باقى نيست، حج او به حج افراد تبديل مى شود، سپس يك عمره مفرده به جا مى آورد.

مسأله 644 . اگر زنى عمره تمتع را انجام داده بعد از آن متوجه شد كه طواف او باطل بوده است، سپس حائض شد، هرگاه قبل از رفتن به عرفات پاك شد، طواف و نماز و سعى و تقصير را اعاده كند و اگر وقت تنگ باشد، حج او به


صفحه 161

حج افراد تبديل مى شود، و پس از حج، يك عمره مفرده به جا بياورد.

مسأله 645 . اگر زنى به تصور اين كه پاك شده، طواف را و نماز طواف را انجام دهد، ولى به هنگام سعى متوجه شود كه هنوز پاك نشده است تكليف وى با تكليف كسى كه پس از انجام همه عمره، متوجه شده كه حائض بوده است يكى است.

مسأله 646. زنى كه در غير ايام عادت لك ديده و به اعتقاد پاكى، طواف و نماز را انجام داده و شب بعد خون با شرايط حيض ديده است، اگر يقين كند كه بعد از ديدن لك، خون در باطن فرج بوده و قطع نشده در اين صورت حائض بوده و طواف و نمازش صحيح نيست. پس اگر وقت دارد بعد از پاك شدن و غسل حيض، اعمال را انجام دهد، ولى اگر تا رفتن به عرفات پاك نشد، وظيفه ى اين زن حج اِفراد است.

مسأله 647. در مسأله ى قبل، اگر زن بعد از لك ديدن و انجام اعمال، شك دارد كه خون در باطن فرج بوده يا يقين دارد كه خون قطع شده و با انجام وظيفه ى مستحاضه، اعمالش را انجام داده، اعمال او صحيح است.

مسأله 648. زنى كه حيض نمى شود ولى گاهى خون مى بيند، اگر خون تا سه روز استمرار ندارد ولو در باطن فرج، حكم استحاضه را دارد.

مسأله 649. اگر زنى به جاى نيّت غسل حيض، نيّت غسل جنابت كرده، اگر منظور او اين بوده كه به خاطر وظيفه ى فعلى اش غسل مى كند و از باب سبق لسان و يا ندانستن يا فراموشى و امثال آن اين گونه نيّت كرده، غسل او صحيح است. و به اصطلاح فقهى از باب خطا در تطبيق است .

مسأله 650. زن حامله و زنى كه بچه شير مى دهد ممكن است حيض


صفحه 162

ببيند.

مسأله 651. هرگاه زن قرشيه پس از شصت سال قمرى و غير قرشيه پس از پنجاه سال قمرى در بين اعمال، خون ببيند حكم مستحاضه را دارد ولو چند روز متوالى طول بكشد و همه به اوصاف حيض باشد.

مسأله 652. لكه هايى كه زنها بعد از استفاده از قرص يا غير آن مى بينند و سه روز ولو در باطن ادامه ندارد هر چند در ايّام عادت باشد حكم استحاضه را دارد و بايد به وظيفه ى مستحاضه عمل شود.

مسأله 653. اگر زنى در حال طواف، مستحاضه قليله شود اگر پس از تجاوز از نيمه طواف باشد پس از تجديد وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را تمام كند و نماز آن را مى خواند و اگر قبل از آن اين حالت رخ دهد پس از وضو و تطهير بدن و لباس، طواف را از سر بگيرد و نماز طواف را بخواند .

مسأله 654. مستحاضه كثيره كه خون او قطع نمى شود، اگر وظايف روزانه ى خود را براى نماز انجام داده براى طواف و نماز آن، وظيفه ى جداگانه اى ندارد، ولى احتياط مستحب است كه براى طواف و نماز آن، غسل جداگانه اى بنمايد و لازم نيست هنگام شروع به طواف و يا در اثناء آن خون قطع باشد، ولى كسى كه مى خواهد به احتياط مستحب عمل كند مبادرت عرفى به عمل بعد از غسل لازم است و لازم نيست در اطراف مسجدالحرام غسل كند، بلكه غسل از هتل و طى مسافت آن با ماشين لطمه اى به اين مبادرت نمى زند.

مسأله 655. مستحاضه اى كه براى انجام نماز يوميه مثلاً ظهر غسل كرده و وضو گرفته و به مسجد آمده و مصادف شد با انجام فريضه، مى تواند بعد


صفحه 163

از انجام فريضه ى ظهر به همان طهارت براى طواف و سپس نماز آن اكتفا كند.

سوم: نماز طواف واجب

سومين عمل از اعمال عمره، دو ركعت نماز پس از طواف است، و كيفيت آن بسان نماز صبح است.

مسأله 656 . نماز طواف را مى توان با هر سوره اى از سوره هاى قرآن جز سوره هايى كه در آن آيه سجده وارد شده است، خواند، بهتر است در ركعت نخست سوره توحيد و در ركعت دوم سوره «قل يا أيها الكافرون» را خواند.

مسأله 657 . نماز طواف و نمازهاى يوميه در احكام، يكسان مى باشند از اين جهت «شك» در عدد ركعات، مايه بطلان نماز طواف است، و ظن در ركعات آن، معتبر مى باشد.

مسأله 658 . دو ركعت نماز طواف، كيفيت خاصى ندارد، مى توان آن را بلند و يا آهسته خواند.

مسأله 659 . زمان نماز طواف، پس از اتمام طواف است، و بايد پس از طواف به خواندن نماز مبادرت ورزيد، و فاصله ميان آن دو زياد نباشد كه موالات به هم بخورد.

مسأله 660 . جايگاه نماز طواف، «نزد مقام ابراهيم» است، بنابراين پشت مقام و يا دو جانب او مادامى كه جلوتر از مقام نباشد، از نظر صحت نماز يكسان است و اگر در برخى از روايات، جايگاه نماز«پشت مقام» معرفى شده ناظر بر اين است كه جلوتر از مقام نباشد و ناظر به نفى دو جانب مقام نيست.

مسأله 661 .هرگاه به خاطر ازدحام جمعيت، نتواند نزد مقام، نماز بخواند


صفحه 164

نماز را در نزديك ترين نقطه به مقام به جا آورد، خواه اين نقطه، پشت مقام ابراهيم محسوب شود، يا دو جانب آن، و كوشش كند با وجود نزديك ترين نقطه، به نقطه دورتر نرود.و لازم نيست براى خلوت شدن مقام صبر كند. چه بسا صبر كردن موجب از بين رفتن موالات بين طواف و نماز آن بشود.

مسأله 662 . اگر نماز طواف را فراموش كرد، هر موقع به خاطر آورد، در همان مقام ابراهيم به تفصيلى كه گفته شد، به جا آورد.

مسأله 663 . اگر به هنگام «سعى ميان صفا و مروه» كه يكى از واجبات عمره است، به خاطرش آمد كه نماز طواف را نخوانده است، سعى را رها مى كند، نماز طواف را به جا مى آورد، سپس سعى را از همان نقطه اى كه قطع كرده به پايان برساند.

مسأله 664 . اگر شخصى نماز طواف را فراموش كرد، و اعمال بعدى را مانند سعى و تقصير، انجام داد، بعداً متذكر شد كه نماز طواف را به جا نياورده است بايد نماز طواف را ، به جا بياورد، ولى اعاده اعمال بعد واجب نيست.

مسأله 665 . شخصى كه نماز طواف را فراموش كرده اگر در مكه است بايد نماز را در مسجدالحرام نزد مقام ابراهيم به جا آورد و اگر از مكه خارج شده و بازگشت به مكه مشكل نباشد، بايد به مكه برگردد، در نزد مقام ابراهيم بخواند و در صورت مشكل بودن، هر كجا كه متذكر شد، مى تواند آن را به جا آورد.

مسأله 666 . اگر كسى بميرد، و نماز طواف بر ذمه او باشد، بر پسر بزرگ او لازم است ، آن را قضا كند.

مسأله 667 . نماز طواف بايد بسان ديگر نمازها با قرائت صحيح خوانده شود و اگر موفق به آموزش نشد، كسى را وادار كند كه قرائت صحيح را به او تلقين كند و اگر امكان نداشت به هر نحوى كه مى تواند به جا بياورد و احتياطاً


صفحه 165

نائب نيز بگيرد.

مسأله 668 . نماز طواف مستحب را در همه جاى مسجد مى توان خواند.

مسأله 669 . اگر پس از انجام طواف و پيش از خواندن نماز طواف، نماز جماعت تشكيل شود،كه بتواند نماز طواف را نزد مقام ابراهيم بخواندد بايد صبر كند، تا نماز جماعت تمام شود و نماز طواف را نزد مقام ابراهيم به جا آورد و اين مقدار فاصله، ضررى ندارد، و اگر به خاطر ازدحام ، نتوانست در «نزد مقام» به جا آورد، در نزديك ترين نقطه به مقام خواه پشت مقام محسوب شود و يا دو جانب آن، نماز را به جا آورد.

مسأله 670 . اگر زنى نماز طواف عمره را فراموش كرد، و سعى و تقصير انجام داد، آنگاه حائض شد و به خاطر آورد كه نماز طواف را نخوانده است و تا وقت رفتن به عرفات پاك نشد، وى براى حج تمتع احرام مى بندد، پس از اعمال عرفات و منى، وقتى به مكه آمد، قبل از طواف حج، نماز طواف عمره را به جا مى آورد، آنگاه به طواف حج مى پردازد.

مسأله 671 . به هنگام خواندن نماز طواف، در صورت امكان، زن جلوتر از مرد، و يا محاذى او، ويا مرد پشت سر زن و يا محاذى او نباشد، و اگر رعايت اين شرط حرجى باشد، و يا لازمه آن به هم خوردن موالات بين طواف و نماز گردد، رعايت اين شرط لازم نيست.

مسأله 672. ميزان در فاصله بين طواف و نماز آن مبادرت عرفيه است، لذا نبايد بين طواف و نماز آن، نماز مستحبى بخواند و يا كارهاى مستحب ديگر مثل استلام حجر و... انجام دهد و تأخير غير عمدى مشكلى ندارد، اگر كسى عمداً بين طواف و نماز فاصله زياد انداخت، بايد علاوه بر نماز، طواف و


صفحه 166

نماز آن را اعاده كند و اگر عمداً نخواند و اعمال مترتبه را انجام داد، از احرام خارج نشده و بايد به ترتيبى كه گفته شد نماز را بخواند و سپس طواف و نماز آن و اعمال مترتبه را اعاده كند.

مسأله 673. اگر خواندن نماز طواف، موجب فوت وقت نماز يوميه مى شود، بايد اوّل نماز يوميه را بخواند.

مسأله 674. هنگام ازدحام كه بايد ملاحظه پشت و يا دو طرف مقام را بنمايد اگر جمعيت طواف كننده چنان كه در ايام حج و يا بعضى ايام عمره تا شعاع خيلى زياد از كعبه ادامه دارد موجب شود نماز را در فاصله ى دور بخواند بايد جورى بايستد كه مقام بين او و خانه باشد. نه يكى از دو طرف او .

مسأله 675. افرادى كه در طبقه ى بالا طواف داده مى شوند و نايب آن ها در طبقه ى پايين طواف مى كند، اگر مى توانند و براى آن ها حرج ندارد خود نيز بايد نزد مقام نماز بخوانند والاّ در طبقه ى بالا خلف مقام نماز بخوانند.

مسأله 676. اگر فرضاً پشت مقام دو طبقه شود، نماز در طبقه ى بالا يا زيرزمين در صورتى صحيح است كه نزد مقام بودن احراز شود.

مسأله 677. اگر كسى از روى سهو و يا جهل و يا نسيان نماز طواف را در حجر اسماعيل و يا در مسجدالحرام در غير نزد مقام ابراهيم خوانده است، بايد آن را نزد مقام اعاده كند و اعاده اعمال مترتب بر آن لازم نيست; هر چند بعد از تقصير يا در اثناى حج ملتفت شود و اگر از مكه بيرون رفته به احتياط واجب در همان جايى كه هست بخواند مگر برگشتن به مكه براى او مشكل نباشد.

مسأله 678. اگر زنى نماز طواف را از روى سهو و يا جهل و يا نسيان نزد مقام نخوانده، مثلاً در حجر يا در جاى ديگر مسجد خوانده و سعى و تقصير


صفحه 167

نموده و بعد از آن حائض شده است و تا وقوف به عرفات پاك نمى شود عمره ى او صحيح است و بايد براى حج تمتع محرم شود و بعد از برگشتن از منا قبل از طواف حج، نماز طواف عمره را بخواهد .

مسأله 679. هنگامى كه نمازگزار مى خواهد نزد مقام، نماز طواف را بخواند سعى كند مكانى بايستد كه به او تنه نزنند; هر چند كمى دورتر از مقام باشد. تنه اى كه او را از حالت نمازگزارى خارج نكند، اشكالى ندارد و شروع نماز طواف با احتمال حركت و هل خوردن، در صورتى كه به صورت صحيح انجام دهد مانعى ندارد.

مسأله 680. اگر كسى طواف عمره را به جا آورد و بدون نماز و سعى، تقصير كرد، بايد نماز و سعى را به جا آورد و با فرض جهل يا نسيان، اعاده ى طواف لازم نيست، ولى تقصير را اعاده كند و براى تقصير بى جايى كه كرده، كفاره واجب نيست.

مسأله 681. اگر شخصى بعد از طواف، وضويش باطل شد و از روى سهو يا نسيان و جهل، نماز طواف را بى وضو خواند و سعى و تقصير را انجام داد، بايد نماز و سعى و تقصير را اعاده كند.

مسأله 682. نماز طواف از حيث احكام نجاست و محمول نجس يا متنجس، حكم نمازهاى يوميه را دارد.

مسأله 683. اگر كسى با احرام عمره وارد مكه شد و عمداً از يادگيرى قرائت صحيح سرباز زد، معصيت كار است، در صورتى كه براى او حرجى نباشد بايد در احرام بماند و قرائت نماز را اصلاح كند، در صورت حرجى بودن مى تواند طواف و نماز را به جا آورده و سپس نماز را ياد بگيرد و به طور صحيح اعاده كند


صفحه 168

و اگر نتوانست ياد بگيرد احتياطاً نايب هم بگيرد.

مسأله 684. اگر كسى نماز طواف را با قرائت ناصحيح خواند و گمان مى كرد كه صحيح است و بعد متوجه اشتباه شد، نمازش صحيح است.

مسأله 685. نماز طواف را مى شود به جماعت خواند. ولى احتياطاً به آن اكتفا نكند.

مسأله 686. نمى توان در نماز طواف به نماز يوميه اقتدا كرد.

مسأله 687. انجام عمره ى مفرده مستحبى براى كسى كه نمازش را غلط مى خواند و وقت تصحيح آن را نيز ندارد يا اين كه ياد نمى گيرد; مانعى ندارد ولى نبايد براى ديگرى عمره ى نيابتى به جا آورد.

مسأله 688. اگر كسى قرائتش در نماز درست نيست و در حج نايب شده و محرم گرديده است، بايد تا قبل از نماز طواف قرائت خود را اصلاح كند و چنانچه انجام نداد و يا موفق نشد كفايت آن از منوبٌ عنه، محل اشكال است، ليكن بايد حج را به نيت منوب عنه تمام كند و از احرام خارج شود، و در مورد اجرت با اجير كننده مصالحه كند.

مسأله 689. كسى كه از قرائت صحيح ناتوان است ملحق به ذوى الاعذار مى باشد و نمى تواند ولو تبرعاً در حج يا عمره نيابت كند مگر اين كه قرائت خود را تصحيح نمايد.

طواف مستحب

كيفيت طواف مستحب بسان طواف واجب است و در تمام روزهاى سال، مى توان طواف مستحب به جا آورد.


صفحه 169

مسأله 690 . انسان مى تواند از طرف معصومان و بستگان و دوستان اعم از زنده و غير زنده طواف كند، مشروط بر اين كه فرد زنده در مكه حضور نداشته باشند.

مسأله 691 . شرايط طواف مستحب همان شرايط طواف واجب است، جز اين كه وضو شرط نيست، و نماز طواف آن را مى توان در همه جاى مسجدالحرام خواند.

مسأله 692 . مستحب است انسان وقتى وارد مسجدالحرام شد، دو ركعت نماز تحيت مسجد به جا آورد، و اگر طواف نمايد، از نماز تحيّت كفايت مى كند.

مسأله 693 . اگر در شمار دورهاى طواف مستحب شك كرد، بنا را بر اقل بگذارد.

مسأله 694 . كسى كه احرام براى حج بسته، پيش از رفتن به عرفات، طواف مستحب انجام ندهد. و اگر انجام داد، «لبيك» را تجديد كند.

مسأله 695. يك شوط طواف مستحب نيز چنانچه به قصد تقرب و رضاى الهى باشد مانعى ندارد و مى شود حتى آن را به نيابت از ديگرى انجام داد، ولى نمى توان هر شوط از يك طواف كامل را به نيابت كسى انجام داد، ولى مى توان مجموع آن را به نيابت چندين نفر انجام داد و يا ثوابش را به آن ها هديه كرد.

مسأله 696. انجام طواف مستحبى در خارج از حدّ مطاف جايز نيست مگر براى ويلچرى ها يا در زمان ازدحام براى معذورين از طواف در حدّ آن.

مسأله 697. به احتياط واجب بعد از احرام و قبل از انجام اعمال عمره ى تمتع يا مفرده و نيز بعد از احرام حج و قبل از رفتن به عرفات، طواف مستحبى انجام ندهد.


صفحه 170

مسأله 698. زمانى كه بعضى از معذورين، طواف حج خود را پيش از رفتن به عرفات از طبقه ى بالا انجام مى دهند و ناچار نايب آن ها از پايين طواف مى كند، اگر اين نايب، احرام حج بسته است نمى تواند طواف نيابى فرد معذور را انجام دهد و هم چنين در احرام عمره تمتع و مفرده يا قبل از طواف حج براى خود، به احتياط واجب طواف نيابى براى معذورين انجام ندهد و بعد از فراغ از عمل خودش، اشكال ندارد. در اين موارد كه منوب عنه ناچار است در بالا طواف كند، به جهت حفظ ترتيب در اعمال منوب عنه، لازم است در مورد زمان عمل، نايب ومنوب عنه با هم هم آهنگى نمايند و نايبى كه محرم بر احرام حج نشده از او در پايين نيابت كند.

چهارم. سعى ميان صفا و مروه

يكى از اعمال عمره تمتع «سعى» به معنى راه رفتن ميان دو كوه است كه، يكى «صفا» و ديگرى «مروه» نام دارد، و «صفا» جزئى از كوه «ابوقبيس» و «مروه» جزئى از كوه «قيقعان» است،(1) و در گذشته، هر دو به اصل خود پيوسته بوده ولى اخيراً براى ايجاد راه و خيابان كشى، هر دو، از اصل خود جدا شده است.

مسأله 699 . سعى به معنى رفتن از بيخ كوه «صفا» به «مروه» و از بيخ «مروه» به «صفا» در قالب هفت شوط است و از صفا به مروه يك شوط، و بالعكس شوط دوم حساب مى شود بنابراين بايد از صفا آغاز كند و در مروه پايان پذيرد.


1 . جواهر الكلام ، ج19، ص 421.


صفحه 171

مسأله 700 . جايگاه سعى، همان است كه گفته شد، و زمان آن پس از اداى نماز طواف است، و اگر سعى را بر طواف و نماز مقدم بدارد سعى او باطل مى شود، از اين جهت بايد پس از طواف و نماز آن، دو مرتبه سعى كند.

مسأله 701 . سعى بايد در طبقه اوّل كه متعارف و معمول است، انجام گيرد، و سعى در طبقه دوم كه از دو كوه صفا و مروه بلندتر است، صحيح نيست ولى اگر به علتى سعى در طبقه پايين ممكن نشد، سعى را در طبقه دوم انجام دهد.

مسأله 702 . در حال سعى از «صفا» بايد رو به «مروه» باشد و همچنين سعى از «مروه» بايد رو به «صفا» باشد و در حال سعى نگاه به سمت راست و يا چپ اشكال ندارد و راه رفتن بايد كاملاً به صورت متعارف و معمول باشد، بنابراين عقب، عقب رفتن كافى نيست.

مسأله 703 . سعى، عمل واحد است بايد وحدت عرفى آن حفظ شود، در عين حال براى رفع خستگى، نشستن و استراحت كردن هر چند مكرر باشد اشكال ندارد.

مسأله 704 . در صحت سعى وضو داشتن، و يا پاك بودن جامه هاى احرام شرط نيست هر چند بهتر است با وضو باشد.

مسأله 705 . اگر كسى طواف را روز انجام داد و نماز خواند، مى تواند سعى را شب انجام دهد مشروط بر اين كه پيش از طلوع فجر، از سعى فارغ شود. و همچنين اگر طواف را در شب انجام داد، تا قبل از طلوع فجر سعى را به جا آورد.

مسأله 706 . سعى ميان صفا و مروه يك عمل عبادى است و براى خود


صفحه 172

نيّت و قصد قربت مى طلبد و بايد آن را آگاهانه و براى خدا انجام داد.

مسأله 707. سعى ركن است و اگر كسى آن را در عمره ى تمتع فراموش كرد و تقصير نمود، اگر تا قبل از احرام حج يادش آمد بايد برگردد و به جا آورد و تقصير را اعاده كند و يك گاو كفاره بدهد، ولى اگر در اثناى اعمال حج يادش آمد، چنانچه بتواند قبل از وقوف در عرفات برگردد و به جا آورد برگردد و به جا مى آورد، ولى اگر تا روز عيد به جا نياورد وقتى از منا برگشت، سعى را بر اعمال حج مقدم بدارد و يك گاو براى تقصير بى جا، ذبح كند اما اگر سعى حج را فراموش كرد، اگر خود او در مكه است ويا مكانى است كه مى تواند برگردد، برگردد و انجام مى دهد و طواف نساء و نماز آن را نيز مجدداً به جا آورد و اگر برگشتن براى او مشقت دارد، استنابه كرده و نايب او سعى و سپس طواف نساء و نماز را براى او به جا آورد.

مسأله 708. انجام سعى در اثناى عمره و حج، واجب مى باشد و سعى، استحباب نفسى ندارد.

مسأله 709. اگر زائر خانه خدا قبل ازاحرام براى عمره بداند كه به دليل تعميرات يا غير آن نمى تواند در طبقه ى همكف سعى كند، مى تواند محرم شود و سعى را از طبقه بالا انجام دهد و اگر بعد از احرام فهميد، اين شخص حكم مصدود را ندارد و سعى از طبقه بالا در حال ناچارى اشكالى ندارد.

مسأله 710. اگر براى مسعى زيرزمين احداث شود، در صورتى كه هم عرض مسعاى فعلى باشد; يعنى وسيع تر نباشد مى توان در آن سعى نمود; گر چه احتياط مستحب است كه در طبقه ى هم كف سعى نمايند.

مسأله 711. سعى بايد از صفا شروع و به مروه ختم شود و اگر كسى از مروه شروع كند هر وقت فهميد، بايد اعاده كند و در فرض تقصير، تقصير را نيز


صفحه 173

اعاده كند و اگر در بين سعى فهميد، بايد بعد از به هم خوردن موالات، سعى را از سر گيرد و از صفا شروع كند و سپس تقصير نمايد.

مسأله 712. مسعى، مسجد نيست و حائض و يا نفسايى كه در طواف نايب گرفته است بايد با مراعات ترتيب بين طواف نايب و سعى خود، خودش سعى را به جا آورد.

مسأله 713. در اثناى سعى مى توان نشست و كمى استراحت كرد و يا آب نوشيد. بنابراين اگر شخصى از ميان مسعى به جهت نشستن يا آب خوردن به كنار مسعى برود، ولى با حفظ شرائط در حال راه رفتن نيّت ادامه ى سعى را ولو به صورت رفتن به جلو، لكن به سمت راست يا چپ سعى داشته، سعى او صحيح است، و اگر براى اين گونه كارها سعى را قطع كرده و سپس برگردد از جايى كه قطع كرده يا محاذى آن سعى را ادامه دهد، عمل او صحيح است و بهتر است از باب مقدمه ى علميه يكى دو قدم عقب تر ادامه دهد، به نيت اين كه اضافى از باب مقدمه باشد.

مسأله 714. در شيب كوه صفا يا مروه، مخصوصاً هر چه بر بالاتر نزديك باشد، منحرف شدن به چپ و راست و يا به عقب بازگشتن مانعى ندارد، ولى در آغاز شيب از طرف مسعى كه نزديك به آغاز واقعى سعى، است احتياط ترك نشود.

مسأله 715. اگر كسى نمى تواند بدون سوار شدن بر چرخ و امثال آن سعى كند، ولى تمكن مالى ندارد، چنانچه بتواند ولو با فروش چيزى و يا قرض گرفتن، با چرخ سعى كند نوبت به استنابه نمى رسد مگر اين كه اين كار مشقت و حرج باشد.


صفحه 174

مسأله 716. كودكى كه در حال احرام و انجام سعى به عقب بازگشته و با همين وضع اعمال را به پايان برده، چنان كه غير مميز باشد صحيح است و احتياط مستحب اين است كه ولىّ او را صحيحاً سعى دهد و يا خودش از او نيابت كند، ولى اگر كودك مميز باشد بايد مانند افراد بزرگسال آن قسمت را جبران كند.

مسأله 717. در تمام موارى كه شخصى مكلف يا كودك مميز، سعى را خراب كرده و بايد جبران كند، جبران بايد در همان شوط انجام شود. بنابراين اگر كسى شوط دوم را عقب عقب برگشت و يا به هر نحوى خراب كرد و همان جا جبران نكرد و وارد شوط هاى ديگر شد، محل جبران گذشته است و بايد بعد از اتمام هفت دور; مجدداً هفت شوط ديگر به نيت اعم از اعاده و اتمام بياورد و سپس تقصير كند; حتى اگر تقصير كرده باشد.

مسأله 718. اگر سعى را از روى جهل بيشتر از هفت شوط انجام دهد مثل اين كه رفت و برگشت را يك شوط حساب كرده باشد و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده است سعى او صحيح است ولى بنابراحتياط مستحب پس از فوت موالات سعى را اعاده كند.

مسأله 719. اگر كسى در حال سعى بعد از گذشتن از مكان «هروله» به گمان اين كه «هروله» لازم است باز گردد و آن مقدار را با «هروله» تكرار نمايد; چنان كه نيّت او انجام وظيفه واقعى باشد، يعنى اگر كسى اورا متوجه مى كرد، هرگز انجام نمى داد، در اين صورت سعى او صحيح است ، احتياط در اتمام و اعاده سعى از اوّل است.

مسأله 720. با تمام كردن سعى در عمره هيچ يك از محرمات احرام حلال نمى شود، ولى با سعى در حج بوى خوش حلال مى شود.


صفحه 175

مسأله 721. اگر كسى مقدارى ازسعى را در عمره ى تمتع فراموش كند و به گمان اين كه سعى را تكميل كرده تقصير كند و از احرام خارج شود، واجب است برگردد سعى را تمام كند و سپس تقصير كند و به جهت تقصير بى جا يك گاو ذبح كند .

مسأله 722. ذبح گاو به عنوان كفاره در تقصير بى جا در عمره ى تمتع است و در عمره ى مفرده نيست.

مسأله 723. اگر كسى در اثناء سعى در عمره ى مفرده مريض شد و نتوانست عمره را تمام كند و به وطن بازگشت، اگر خود نمى تواند برگردد، استنابه مى كند و اگر مقدار باقى مانده بيشتر از نصف است، نائب سعى را اتمام و اعاده مى كند و اگر مقدار باقى مانده كمتر از نصف است، فقط اعاده مى كند و به او خبر مى دهد تا تقصير نمايد و نايب، طواف نساء و نماز آن را انجام مى دهد و احتياطاً خود او نيز در هر كجا كه هست نماز طواف را بخواند .

و اگر همين مسأله در عمره ى تمتع يا حج اتفاق افتاد، و به ترتيبى كه گفته شد استنابه نمايد و بنابر احتياط واجب نماز طواف را نيز خود بخواند .

مسأله 724. اگر كسى سعى را قطع نمود يعنى در حقيقت از آنچه انجام داده منصرف شد و سعى را پس از فوت موالات از اول شروع كرد اشكال ندارد ليكن اگر نصف سعى را انجام داده احتياطاً آن را به هفت دور برساند و سعى را به عنوان تكليف فعلى انجام دهد.

مسأله 725 . سعى مانند طواف از اركان عمره و حج به شمار مى رود. و معنى ركن در مناسك حج و عمره اين است كه اگر عمداً آن را ترك كند، عمره يا حج او باطل مى شود مگر اين كه پيش از فوت وقت، آن را جبران كند.


صفحه 176

مسأله 726 . اگر سعى را عمداً ترك كند و يا برخى از دورهاى آن را انجام ندهد و يا عمداً بر آن بيفزايد و به همين حالت بماند تا وقت احرام حج برسد، به گونه اى كه اگر سعى را انجام دهد، به وقوف در عرفه نمى رسد در اين صورت، عمره تمتع او باطل و حج او، به افراد تبديل مى شود و بايد حج را سال بعد اعاده كند.

مسأله 727 . اگر كمتر از هفت دور سعى كند، اگر در مكه است بايد آن را تكميل كند و اگر از مكه خارج شده و بازگشت به مكه مشكل نيست برگردد آن را تكميل نمايد و اگر بازگشت حرجى و پر مشقت باشد، نائب بگيرد، و نائب پس از تكميل سعى ناقص يك سعى كامل به جا آورد.

مسأله 728 .اگر پيش از آن كه يك دور از هفت دور را تكميل كند، ديگر دورها را فراموش نمايد، بايد سعى را از سر بگيرد، و اگر پس از يك دور كامل يا بيشتر، ديگر دورها را فراموش نمايد هر موقع متذكر شد، باقيمانده را به جا مى آورد ولى احتياط مستحب آن است كه اگر قبل از تجاوز از نصف سعى، باقيمانده را فراموش كرد، سعى را از سر بگيرد.

مسأله 729 . با انجام سعى كامل در عمره، محرمات احرام حلال نمى شود، بايد منتظر فريضه «تقصير» شود كه بعداً خواهيم گفت.

مسأله 730 . اگر پس از انصراف از عمل سعى، در كاستى و يا فزونى دورها شك كند، به شك خود اعتنا ننمايد حتى اگر پس از پايان يافتن هر دور در صحت آن شك نمايد به آن اعتنا ننمايد.

مسأله 731 . هرگاه پس از پايان دور در مروه، شك كند كه اين دور هفتم است يا نهم، به شك خود اعتنا ننمايد. ولى اگر قبل از رسيدن به مروه بين دور


صفحه 177

هفتم و نهم شك كند سعى او باطل است. در جا، خود را به مروه برساند سپس سعى را از صفا مجدداً شروع كند.

مسأله 732 .پيش از رسيدن به مروه شك كند كه اين دور پنجم است يا هفتم، سعى او باطل است و همچنين ديگر صورت هاى شك در نقيصه، مانند شك در اين كه دور سوم است يا پنجم.

مسأله 733 . اگر كسى در حال سعى در عدد دورها شك كند و طرف شك نقيصه باشد نه زيادى مثلاً شك كند، دور پنجم است يا هفتم و با حال ترديد به سعى خود ادامه دهد تا شايد به يقين برسد، اگر نتيجه داد، سعى او صحيح است.

مسأله 734 . اگر از روى فراموشى ، دورى را بيفزايد، مخيّر است بين اين كه آن را تكميل كند و مجموعاً به چهارده دور برساند، و يا آن را ناديده بگيرد، و به همان سعى اكتفا كند.

مسأله 735 . اگر طواف را روز انجام داد، مى تواند، سعى را تا شب به تأخير اندازد ولى نمى تواند آن را به فردا موكول كند، و اگر چنين كرد، بايد طواف و نماز را نيز اعاده كند. و اگر به خاطر بيمارى و خستگى اين مقدار به تأخير بيندازد اشكال ندارد، و اعاده طواف و نماز آن لازم نيست.

مسأله 736. اگر طواف را در روزى به جا آورد و روز بعد شك كند كه سعى كرده است يا نه، احتياطا سعى را به عنوان «مافى الذمه» انجام دهد، و انجام ديگر اعمال مترتبه لازم نيست; گرچه احوط است، اما اگر شك در روز بعد پس از تقصير كردن رخ دهد در اين صورت اعاده سعى لازم نيست .

مسأله 737 . مسعى (محل سعى) فعلاً دو طرفه است شايسته است از يك


صفحه 178

طرف برود و از طرف ديگر برگردد و رفت و آمد از يك طرف مايه ناراحتى ديگران است كه از شأن مهمان خدا دور است ولى اگر انجام داد، سعى او صحيح است، و اكنون كه پهناى مسير را دو برابر كرده اند، رفت و برگشت از قسمت جديد، نيز مانعى ندارد.

مسأله 738 . رفتن بالاى كوه صفا و مروه و نشستن روى آنها و نيت از آنجا، و يا چسباندن پاشنه پا به سنگ هاى دو كوه، لازم نيست حتى بخش سربالايى در آغاز صفا و مروه كه فعلاً مفروش است جزء مسعى نبوده و جايگاه پله هايى است كه در گذشته از آنها عبور كرده و بالاى دو كوه مى رفتند، سپس پله ها را برچيده اند و جايگاه پله، صاف و به صورت سربالايى درآمده است، و لذا سعى از نخستين نقطه سربالايى كافى، هر چند احتياط اين است از آخرين نقطه سربالايى سعى را آغاز كند.

مسأله 739 . زن حائض در آنجا كه براى طواف نائب مى گيرد،،بايد سعى را شخصاً انجام دهد زيرا مسعى مسجد نيست البته بايد سعى را، پس از طواف نائب به جا آورد.

مسأله 740 . هرگاه منزل حائض در نقطه اى است كه براى رسيدن «مسعى» راهى جز عبور از مسجدالحرام نيست، بايد سعى را به تأخير بيندازد، و در صورت نبودن وقت، نائب بگيرد. ولى اگر عبور كرد، و سعى را انجام داد، سعى او صحيح است. هر چند گناه كرده است.

مسأله 741 . سعى يك عمل واحد عبادى است، بايد به صورت يك عمل واحد به جا آورده شود، و لذا فاصله زياد ميان دورها كه مضر به موالات باشد، بر خلاف احتياط است.

مسأله 742 . سعى بر روى چرخ در حال اختيار جايز است ولى در صورت


صفحه 179

توانايى و امكان بايد وسيله را خود ببرد.

مسأله 743 . اگر مقدارى از سعى را بر خلاف متعارف انجام دهد، مثلاً عقب عقب حركت كند، بايد برگردد و آن مقدار را جبران كند.

مسأله 744 . نگاه كردن به راست و چپ، در حال حركت و به پشت سر هنگام توقف اشكال ندارد و ميزان اين است كه سينه و شانه هاى او در حال سعى به سوى مروه و يا صفا باشد.

مسأله 745 . هرگاه به هنگام سعى، برخى از مواضع زن كه بايد پوشيده باشد بيرون باشد، سعى او صحيح است و در صورت عمد، گناه كرده است.

مسأله 746 . كودك كه محرم شده است اگر مميز باشد بايد او را توجه داد، كه سعى خود را به صورت صحيح انجام دهد و اگر غير مميز باشد ولى او، به اصلاح آن بپردازد.

مسأله 747 . طفل مميز بايد در تمام دورها هر چند با وسيله سعى مى كند، بيدار باشد، اگر در آغاز بيدار بود ولى در اثنا بخوابد بايد، آن قسمت را اعاده كند، ولى در مورد طفل غير مميز خواب بودن اشكالى ندارد، و در هر حال بايد طفل رو به صفا و مروه باشد.

مسأله 748 . اگر كسى براى جمع كردن همراهان به عقب برگردد و مسافتى را طى كند در برگشت براى سعى بايد همان مسافت را به قصد سعى طى نكند در غير اين صورت سعى او به جهت زيادت عمدى باطل است.

مسأله 749 . اگر پيش از تجاوز از نصف، باقيمانده را فراموش كرده، بنا بر احتياط مستحب سعى را از سر بگيرد، و اگر پس از تجاوز از نصف باشد، باقيمانده را هر موقع به خاطرش آمد، به جا بياورد. و اگر در عمره تمتع رخ دهد


صفحه 180

قبل از بستن احرام براى حج، آن را جبران كند.

مسأله 750 . هرگاه كسى به گمان اين كه سعى، به وضو نياز دارد سعى خود را قطع كند و وضو بگيرد و سعى را از سر بگيرد، هرگاه فاصله ميان شوط هاى قبلى و سعى جديد به قدرى زياد باشد كه موالات را از بين ببرد، سعى دوم او صحيح است و در غير اين صورت، بايد سعى را اعاده كند.

پنجم: تقصير يا كوتاه كردن مو

آخرين عمل از اعمال عمره تمتع«تقصير» به معنى كوتاه كردن مو است و كافى است كه مقدارى از موى شارب، و يا ريش و يا سر را كوتاه سازد و اگر بخواهد ناخن بگيرد، قبلاً از موى خود بزند، آنگاه ناخن بگيرد.

مسأله 751 . در عمره تمتع نمى تواند به جاى كوتاه كردن مو، سر را بتراشد، بلكه تراشيدن سر، حرام است.

مسأله 752 . كوتاه كردن مو از ديگر نقاط بدن كفايت نمى كند، همچنين كندن مو از سر و ريش و شارب كافى نيست.

مسأله 753. در تقصير، كندن مو كافى نيست و اگر در عمره ى مفرده به كندن اكتفا كند و سپس براى عمره ى تمتع محرم شد ، احرام او براى عمره ى تمتع صحيح نيست مگر آنكه قبل از احرام مجدد، از احرام قبل با تقصير صحيح خارج شود.

مسأله 754. اگر كسى در عمره ى تمتع به جاى چيدن مو، به كندن اكتفا كند و سپس براى حج محرم شود و حج انجام دهد، اين حج به افراد منقلب شده و بايد در آخر، اعمال عمره ى مفرده به جا آورد .


صفحه 181

مسأله 755. اگر كسى در تقصير، ريا كند حكم او همان است كه در مسأله ى قبل گفته شد، مگر آنكه وقت براى تدارك تقصير او باقى باشد كه بايد تدارك كند.

مسأله 756. كسانى كه اعمال حج را بر وقوفين مقدم مى دارند، قبل از حلق و يا تقصير مُحِلّ نمى شوند و اگر به گمان اين كه محل شده اند محرمات احرام را انجام دهند، كفاره ندارد. اين اشخاص بعد از حلق يا تقصير در روز عيد از احرام خارج مى شوند.

مسأله 757. شخصى كه محرم به احرام حج شده است و اعمال مكه را مقدم داشته و سپس متوجه شده است كه بدون عذر، سعى عمره ى تمتع خود را از طبقه ى بالا انجام داده و تقصير نموده، است خواه اين توجه پيش از رفتن به عرفات باشد و يا در اثناى حج وبعد از وقوفين و يا بعد از اعمال روز عيد، باشد اين شخص بايد فقط سعى را اعاده كند و اعاده ى اعمال بعدى لازم نيست.

مسأله 758 . «تقصير» يك واجب عبادى است كه حتماً بايد با نيّت و براى خدا صورت پذيرد.

مسأله 759 . در انجام «تقصير» در عمره تمتع و عمره مفرده مكانى خاص معتبر نيست، پس از پايان عمل سعى، مى تواند در هر نقطه اى حتى در منزل اين فريضه را انجام دهد، و ملاك كوتاه كردن مو است، به هر ابزارى صورت بپذيرد، البته كندن مو كافى نيست.

مسأله 760 . تقصير يكى از اركان حج است، معنى ركن در حج اين است كه اگر آن را تا وقت بستن احرام حج، عمداً ترك كند، عمره او باطل مى شود، و


صفحه 182

حج او، به حج افراد تبديل مى گردد، و بايد پس از آوردن اعمال حج ( كه بعداً مى آيد) عمره مفرده اى به جا بياورد، و مستحب است به اين حج اكتفا نكند، و در صورت امكان، در آينده حج تمتعى به جا آورد.

مسأله 761 . اگر تقصير را تا لحظه اى كه براى حج محرم مى شود فراموش كند، عمره او صحيح است و مستحب است كه گوسفندى را قربانى كند.

مسأله 762 .هرگاه پس از تقصير متوجه شود كه سعى او هفت دور كامل نبوده است، اين فرض سه حالت دارد:

الف. معلوم شود كه پس از شش دور كامل، تقصير كرده است در اين صورت سعى را تكميل مى كند، و اعاده تقصير لازم نيست، مگر بخواهد احتياط كند.

ب. معلوم شود كه قبل از چهار دور كامل، تقصير كرده است، در اين صورت سعى را تكميل و نيز اعاده نمايد، سپس تقصير كند.

ج. معلوم شود كه پس از چهار دور تقصير كرده است، سعى را تكميل و تقصير را اعاده مى نمايد. و در همه اين سه صورت در عمره تمتع بايد يك گاو كفاره بدهد.

مسأله 763 . هرگاه پس از تقصير، بعدها در صحت تقصير شك كرد، اعتنا نكند.

مسأله 764 . در تقصير لازم نيست خود انسان مو را كوتاه كند، اگر پس از نيت، ديگرى موى او را كوتاه كند كفايت مى كند، ولى تا خود تقصير نكرده، نبايد موى ديگرى را بزند.

مسأله 765. اگر كسى قبل از اين كه خود تقصير كند عمداً ديگرى را


صفحه 183

تقصير نمايد، كفاره دارد، ولى ساهى يا جاهل و افراد غير ملتفت، كفاره ندارند .

مسأله 766. در تقصير بايد مكلف نيّت كند، لذا ديگرى مى تواند عمل چيدن مو را انجام دهد. و ايمان در كوتاه كننده ى مو شرط نيست، مگر اين كه از طرف ولىّ طفل متصدى تقصير موى طفل باشد، در اين صورت در او ايمان شرط است.

مسأله 767. اگر كسى طواف يا سعى يا نماز طواف او در عمره، سهواً باطل شده باشد و بدون توجه به آن تقصير نموده، بايد عمل باطل شده را با رعايت ترتيب در اعمال مترتبه جبران كند و تقصير نمايد و اگر محرم به احرام حج شده، در بازگشت از منا قبل از اعمال حج با رعايت ترتيب آن ها را اعاده كند، ولى اعاده ى تقصير لازم نيست.

مسأله 768. اگر كسى در عمره ى مفرده تقصير را عمداً يا از روى جهل و نسيان و يا سهو، ترك نمايد و طواف نساء را انجام دهد، بايد تقصير كند و طواف نساء را اعاده كند و اگر به وطن بازگشته است، خود تقصير مى كند و براى طواف نساء و نماز آن، چنانچه برگشتن مشقت دارد، استنابه كند، واحتياطا علاوه بر نايب، نماز طواف نساء را خودش نيز بخواند.

مسأله 769. اگر كسى در عمره ى مفرده جهلاً يا سهواً بعد از طواف يا نماز طواف، تقصير كند وسپس سعى كند و دوباره تقصير كند چيزى بر او نيست، ولى اگر در عمره ى تمتع اين كار را انجام دهد، بايد يك گاو به عنوان كفاره ذبح كند.

مسأله 770. اگر هنگام تقصير بانوان، موى آنان براى نامحرم ظاهر شود و نامحرم آن را ببيند تقصير صحيح است، ليكن بايد خانم ها مواظب باشند


صفحه 184

موى آن ها را نامحرم نبيند.

مسأله 771. اگر كسى بعد از تقصير باطل، محرمات احرام را با جهل به جاى آورد، كفاره ندارد مگر در صيد و گياه حرم.

احكام پس از فراغ از عمره تمتع

مسأله 772 . پس از تقصير در عمره تمتع كليه محرمات احرام براى او حلال مى شود حتى نزديكى با همسر.

كسى كه عمره تمتع به جا آورده، پيش از احرام حج نمى تواند از مكه و توابع آن مانند منى، فراتر رود، مگر اين كه محرم به احرام حج بشود و تا فرا رسيدن ايام حج (نهم ذى حجه) بايد در حال احرام باقى بماند. در اين صورت بيرون رفتن از مكه و توابع آن، مانند جده مانع ندارد.

مسأله 773 . كسانى كه در كاروان ها مشغول خدمت هستند، اگر بخواهند پس از عمره تمتع به عرفات بروند، بايد محرم به احرام حج شوند، مگر اين كه انجام وظايف محوله با محرم شدن، موجب حرج و مشقت باشد، در اين صورت بدون احرام مى توانند از مكه و توابع آن بيرون بروند. امّا اگر بداند براى احرام حج، از مكّه قبل از عرفات با مشكل روبرو مى شود، در اين صورت، با احرام از مكه بيرون برود.

مسأله 774 . رفتن به غار حرا، پس از عمره تمتع اشكال ندارد، ولى از رفتن به «غار ثور» خوددارى شود كه جزء توابع مكه نيست.

مسأله 775 . كسى كه پس از عمره تمتع، بدون بستن احرام حج، به
بيرون از مكه و توابع آن برود، مرتكب گناه شده و عمره و حجّ او صحيح
است.


صفحه 185

مسأله 776. انجام عمره ى مفرده بعد از عمره ى تمتع و قبل از حج تمتع جايز نيست، ولى بعيد نيست كه عمره ى قبل باطل شود و اين عمره ى مفرده به عمره ى تمتع مبدّل گردد.

مسأله 777. چنانچه كسى بعد از عمره ى تمتع عمداً يا اضطراراً بدون احرام به مدينه برود و سپس به قصد مكه از ميقات بگذرد اگر در همان ماه قمرى كه محرم شده برگردد احرام ديگر لازم نيست و اگر پس از گذشتن يك ماه قمرى برگشت بايد دو مرتبه احرام ببندد و يك عمره تمتع بجا آورد .

و چون احتمال دارد با عمره تمتع دوم عمره اول به عمره مفرده تبديل شده باشد احتياطاً طواف نساء با نماز آن را به عنوان ما في الذمة بياورد.

مسأله 778. مسأله ى گذشته براى كسانى كه بعد از عمره ى تمتع از حرم خارج مى شوند و عبورشان به ميقات حج نمى افتد هم جارى است; مثل كسى كه به جدّه يا به عرفات مى رود.

مسأله 779. كسانى كه مانند كارمندان سازمان حج و زيارت مى باشند و به علت مأموريت شغلى، قبل از احرام مى دانند كه بعد از عمره تمتع ممكن است از مكه خارج شوند; مثلاً به جدّه يا مدينه برمى گردند، با اين حال مانعى ندارد كه به نيّت عمره ى تمتع محرم شوند.

مسأله 780. خروج از شهر مكه و منا و رفتن به جدّه و مدينه يا طائف در اثناء حج حتى اگر بداند اعمال حج از او فوت نمى شود، اشكال دارد، مگر از روى ضرورت در صورتى كه بداند بقيه اعمال از او فوت نمى شود.

مسأله 781. بين عمره ى تمتع و حج تمتع نبايد حلق كند و يا موى سر را با ماشين ته زن بزند، ليكن اگر چنين كرد فقط معصيت كرده و كفاره ندارد و به


صفحه 186

عمره يا حج او ضرر نمى زند.

مسأله 782. تراشيدن صورت بعد از عمره ى تمتع و قبل از احرام حج، غير از حرمت تراشيدن ريش، حكم خاصى ندارد.

مسأله 783. كسى كه در حج نايب شده، خارج شدنش از مكه بعد از عمره ى تمتع، به حج و نيابت او ضرر نمى زند، ولى چنين اشخاصى بايد بيشتر مواظبت كنند در صورت نياز با احرام از مكه بيرون روند.

مسأله 784. اگر حج گزار بعد از انجام عمره تمتع مريض شود و نتواند اعمال حج را به جا بياورد احتياطاً طواف نساء و نماز آن را استنابه نمايد و خود نيز نماز طواف نساء را در هر كجا هست بخواند. و اما راجع به اعمال حج چنانچه استطاعت مالى دارد، بايد همان سال براى اعمال حج استنابه كند و لو اين كه سال اوّل استطاعت او باشد، ولى اگر توان مالى ندارد حج از او ساقط مى شود، ولى اگر حج بر او مستقر بوده چنانچه مأيوس از خوب شدن باشد در همان سال نايب بگيرد و اگر در آن سال موفق به استنابه نشد، سال يا سال هاى بعد بايد استنابه كند .

اگر مأيوس از خوب شدن نيست بايد صبر كند تا سال بعد خودش حج را بياورد.

مسأله 785. اگر حج گزار پس از انجام عمره ى تمتع مريض شد و خود يا اطرافيان به گمان اين كه نمى تواند حج انجام دهد او را محرم نكردند و وقت وقوف در عرفات بگذرد; چنانچه بتوانند او را محرم كنند و وقوف اضطرارى ليلى عرفات با اضطرارى ليلى مشعر و يا اختيارى مشعر را درك كند، حج او صحيح است و بايد بقيه اعمال را تا آن جا كه مى تواند خود انجام دهد و يا


صفحه 187

استنابه كند.

اگر او را محرم نكردند، عمره ى او به عمره ى مفرده تبديل مى شود و بايد طواف نساء به جا آورد.

مسأله 786. اگر حج گزار پس از انجام عمره ى تمتع، محرم به احرام حج شد، ولى هيچكدام از وقوفات به ترتيبى كه در مسأله ى قبل گفته شد، به جز وقوف اضطرارى روزانه مشعر را درك نكرد، حج او باطل است و با عدول به عمره مفرده و انجام اعمال آن از احرام خارج شود و اگر عدم درك وقوفات به خاطر بيمارى باشد، نه عذر ديگر حكم محصور را دارد.

مسأله 787. اگر شخصى عمره ى تمتع را انجام داد، ولى به علت مأموريت مضطر شود كه براى حج محرم نگردد و در مكه بماند، چنين فردى با انجام طواف نساء و نماز، آن را به عمره مفرده تبديل مى كند و اگر حج در سال هاى پيشين بر ذمه او آمده باشد بايد سال بعد حج را انجام دهد.


صفحه 188

اعمال حج تمتع

فريضه حج تمتع را سيزده عمل تشكيل مى دهد و آنها عبارتند از:

1. بستن احرام در مكه براى اعمال حج.

2. وقوف در عرفات

3. وقوف در مشعرالحرام

4. رمى جمره عقبه در منى

5. قربانى در منى

6. حلق يا تقصير در منى

7. طواف زيارت در مكه

8. نماز طواف

9. سعى بين صفا و مروه

10. طواف نساء

11. نماز طواف نساء

12. بيتوته در منى(شب را در منى به سر بردن)، آن هم در شب هاى يازدهم و دوازدهم براى همه و شب سيزدهم براى برخى اشخاص.

13. رمى جمرات در روز يازدهم و دوازدهم.و اشخاصى كه شب سيزدهم در منى مى مانند، بايد روز سيزدهم نيز جمرات را رمى كنند.

اينك به توضيح هر يك از مسائل مى پردازيم:


صفحه 189

1

احرام بستن براى حج تمتع

مسأله 788 . پس از پايان يافتن اعمال عمره حج تمتع، نوبت اعمال حج تمتع مى رسد. نخستين عمل آن، بستن احرام است، و شايسته ترين زمان براى بستن احرام حج، روز هشتم ذى الحجه است، ولى وقت آن تا زمانى كه به وقوف اختيارى عرفه (از زوال روز نهم تا غروب خورشيد آن روز) برسد باقى است، بنابراين جايز است پيش از ظهر روز نهم به نحوى كه پيش از ظهر به عرفات برسند در مكه محرم بشوند.

مسأله 789 . انسان مى تواند از همه نقاط شهر مكه (قديم و جديد) محرم شود، و به عرفات برود البته در نقاط از شهر مكه به علت توسعه خارج حرم واقع شده نبايد احرام ببندد ولى شايسته است در مسجدالحرام، بالاخص نزد مقام ابراهيم، و يا در حجر اسماعيل محرم شود.

مسأله 790 . كيفيت احرام حج، با احرام عمره، يكسان است جز در نيّت كه در عمره احرام براى اعمال عمره تمتع، و در احرام حج براى اعمال حجّ تمتع مى باشد.

بنابراين كسى كه مى خواهد براى حج تمتع احرام ببندد، پس از پوشيدن لباس هاى احرام، در نقطه اى كه مى خواهد محرم شود دو ركعت نماز مى گزارد و همراه با نيت احرام حجّ «لبيك» مى گويد، و در نتيجه كليه محرمات احرام


صفحه 190

براى او حرام مى شود. خواندن دو ركعت نماز مستحب است .

مسأله 791 . كسى كه محرم به احرام حج شده تا طواف حج و طواف نساء را انجام نداده نمى تواند طواف مستحب انجام دهد، و اگر انجام داد، بايد به نيت محرم شدن براى حج تمتع«لبيك» را تجديد كند.

مسأله 792 . اگر از روى عمد احرام را ترك كند تا وقت آن بگذرد، حج او باطل مى شود.

مسأله 793 .اگر از روى ندانستن مسأله، يا فراموشى، بدون احرام براى حج تمتع، از مكه خارج شد، اگر قبل از فوت وقوف در عرفات، متوجه شد، بايد برگردد به مكه و در آنجا محرم شود و سپس رهسپار عرفات شود، و اگر بازگشت غير ممكن و يا حرجى باشد در اين صورت در همان نقطه اى كه متوجه شد محرم مى شود اگر چه آن نقطه عرفات باشد، و پس از «لبيك» بگويد: «اللّهمّ على كتابك وسنّة نبيك» و اگر در مشعر به خاطر آورد، در همان جا محرم مى شود و خوب است جمله ياد شده را نيز بگويد.

مسأله 794. كسى كه براى حج محرم شده است، به احتياط واجب در امر طواف و يا نماز كسانى كه اعمال حج خود را مقدّم مى دارند و مثلاً در طبقه ى بالا طواف مى كنند نايب نشود و اگر اين كار را كرد، لبيك خود را به نيّت محرم شدن به حج تمتع تجديد كند.

مسأله 795. كسانى كه در هر حال بايد اعمال خود را با چرخ در طبقه ى بالا انجام دهند و نايب آن ها هم در طبقه هم كف طواف را انجام دهد، مى توانند در صورت خوف از اين كه بعداً مشكلات آن ها زيادتر مى شود و يا ازدحام بيشتر است، اعمال مكه را بعد از احرام بر حج مقدم بدارند.


صفحه 191

مسأله 796. بعد از احرام حج، محرمات احرام به تدريج در سه مرحله حلال مى شود:

الف. تمام محرمات احرام بعد از حلق يا تقصير در منا به غير از بوى خوش و همسر;

ب. بعد از سعى حج، بوى خوش نيز حلال مى شود;

ج. همسر هم با انجام طواف نساء و نماز آن حلال مى گردد، ولى صيد حرم وكندن گياه حرم همواره بر حرمت خود باقى است;

مسأله 797. بعد از احرام حج، به شك در انجام دادن عمره ى تمتع و يا صحت آن اعتنا نمى شود.

مسأله 798. خدمه ى كاروان و امثال آن ها كه براى خدمت به حجاج آمده اند، مى توانند از ابتدا براى ورود به مكه، عمره ى مفرده انجام دهند و حج انجام ندهند ليكن اين افراد نبايد سال اوّل استطاعت آن ها باشد و يا حج به گردنشان مستقر شده باشد، بلكه يا مستطيع نباشند و يا در سالهاى قبل حج خود را انجام داده باشند.

مسأله 799. افراد معذورى كه اعمال مكه را مقدم مى دارند، اگر جهلاً يا نسياناً، اين اعمال را قبل از احرام حج انجام دهند، كفايت نمى كند و بايد اين اعمال را با احرام حج از سر گرفته و مقدم بدارند و يا اين كه مثل بقيه ى حجاج بعد از برگشتن از منا انجام دهند.


صفحه 192

2

وقوف در عرفات

«عرفات» نام دشتى است وسيع كه عرض آن تقريباً 6 كيلومتر و طول آن نيز تقريباً 13كيلومتر است، و حدود آن با علائم و تابلوهاى خاصى مشخص شده است، و نبايد از آنها فراتر رفت. و از وقوف در دشت «عُرَنة و نَمِرة» خوددارى نمود.

مسأله 800 . وقوف در عرفات يك عمل عبادى است، بايد آگاهانه و با خلوص و تعيين نوع وقوف ( مثلاً براى حج تمتع در حجة الاسلام) صورت بپذيرد.

مسأله 801 . مقدار وقوف در عرفات از اول ظهر روز نهم آغاز مى شود تا غروب شرعى همان روز، پايان مى پذيرد، فقط مى تواند، به مقدار اداى نماز ظهر و عصر در اول وقت در منطقه نمره كه فعلاً «مسجد نمره» در آنجاست و خارج از عرفات مى باشد، بماند و به اين مقدار وقوف را به تأخير بيندازد.

مسأله 802 . وقوف در عرفات به مقدار كم(مسمى) از اركان حج است. اگر كسى با آگاهى و توانايى در عرفات حتى به مقدار كم وقوف نكند، حج او باطل است ولى مقدار واجب وقوف از ظهر روز نهم ذيحجة الحرام تا غروب شرعى آن روز است، اگر به مقدار مسمّى وقوف كرد، ولى باقيمانده وقت را در غير عرفات به سر برد معصيت كرده ولى حج او صحيح است.

مسأله 803 . در انجام اين وظيفه، حالت خاصى معتبر نيست مى تواند


صفحه 193

بخوابد، بنشيند، راه برود، خواه سواره، خواه پياده، جز اين كه دقايقى پيش از نيّت وقوف بايد بيدار باشد تا وقوف در عرفات را به نحوى كه گفته شد، نيّت كند. بنابراين اگر در تمام وقت بدون نيّت و يا بدون دقايقى بيدارى، بى هوش يا خواب باشد وقوف باطل است.

مسأله 804 . وقوف در عرفات هر چند عبادت است ولى طهارت از حدث، در آن شرط نيست، خواه حدث اصغر كه موجب وضو است، يا حدث ديگر كه موجب غسل است مانند جنابت و حيض و ....

مسأله 805 . وقوف در عرفات دو فرد دارد:

الف. وقوف اختيارى: وقوف اختيارى عرفات از ظهر روز نهم شروع مى شود تا غروب شرعى همان روز.

ب. وقوف اضطرارى: وقوف اضطرارى عرفات از مغرب شب دهم ذى الحجه آغاز مى شود، تا طلوع فجر.

بنابراين اگر به خاطر عذرى نتوانست وقوف اختيارى عرفات را درك كند، بايد از وقوف اضطرارى بهره گيرد، يعنى مقدارى ولو كم در شب دهم ذى الحجه در عرفات توقف نمايد سپس راهى «مشعر» شود در اين صورت حج او صحيح است.

مسأله 806 . اگر كسى در شب دهم به مكه برسد ولى از آن مى ترسد كه اگر راه عرفات را در پيش گيرد تا وقوف اضطرارى آن را درك كند، به وقوف در مشعر( وقوف پيش از طلوع آفتاب) نرسد، بايد از طريق «منى» به مشعر برود و در غير صورت خوف، بايد به عرفات برود و پس از درك وقوف اضطرارى عرفات، راهى مشعر شود.


صفحه 194

مسأله 807 . اگر كسى به خاطر عذرى نتوانست وقوف اختيارى عرفات را درك كند، ولى مى توانست وقوف اضطرارى آن را درك نمايد لكن بدون عذر به عرفات نرفت در اين صورت حج او باطل است، هر چند وقوف در مشعر را درك نمايد.

مسأله 808 . بيرون رفتن از عرفات پيش از غروب شرعى جايز نيست و اگر كسى عمداً از حدود عرفات بيرون رفت بايد فوراً برگردد و در غير اين صورت گناه كرده و كفاره آن قربانى كردن يك شتر در منى است، و اگر ممكن نشد به جاى آن هيجده روز روزه بگيرد، و اين روزه را مى تواند در مكه يا در راه، يا پس از بازگشت از مكه بگيرد.

مسأله 809. اگر كسى عمداً از عرفات پيش از غروب شرعى بيرون رفت، ولى تا قبل از غروب نادم شده و برگشت و يا بدون اين كه نادم شود براى حاجتى برگشت و پس از رسيدن، قصد قربت نمود و تا غروب توقف كرد، كفاره ندارد.

مسأله 810 . اگر كسى از روى سهو و يا عذر، از عرفات بيرون رفت سپس عذر او برطرف گرديد، فوراً بايد به عرفات برگردد و اگر برنگشت گناه كرده ،و احتياط آن است كه يك شتر قربانى كند.

مسأله 811 . وقوف در دامنه «جبل الرحمة» در صحراى عرفات مستحب است و بهتر است از وقوف بر روى كوه وبالا رفتن از جبل الرحمه در ساعات وقوف خوددارى شود.

مسأله 812. حكم خروج سهوى يا از روى عذر يا جهل در امر كفاره يكسان است و احتياطاً يك شتر بايد قربانى كند.


صفحه 195

مسأله 813. اگر حج گزار از روى فراموشى يا غفلت يا عذر ديگر، وقوف اختيارى و اضطرارى عرفات را ترك كند، براى صحت حج او درك وقوف اختيارى مشعر يا اضطرارى ليلى آن كفايت مى كند كه بعداً در انواع وقوفات ذكر مى شود.

مسأله 814. اگر كسى وقوف اختيارى عرفات را عمداً ترك كرد، اگر چه تمام وقوفات اضطرارى ليلى عرفات و اختيارى مشعر و يا اضطرارى ليلى آن را درك كند، حج او باطل است و احرام او به عمره ى مفرده بدل مى شود و بايد مناسك عمره ى مفرده را به جا آورد و اگر حج بر او مستقر بوده و يا سال اوّل استطاعت او بود، فرقى نمى كند، بايد در سال بعد حج را انجام دهد.

مسأله 815. اگر حج گزار قبل از درك مشعر بى هوش شد و تا بعد از اعمال به هوش نيامد و قبلاً اختيارى عرفات را درك كرده است، پس از به هوش آمدن بقيه اعمال را به قصد فراغ ذمه به جا آورد و نيز عمره مفرده اى اتيان كند و اگر حج بر او مستقر بود، و يا استطاعتش تا سال بعد باقى ماند، حج را اعاده كند.

3

مشعرالحرام

مشعرالحرام كه نام ديگر آن «مزدلفه» است در بين راه منى و عرفات قرار گرفته است و زائران خانه خدا، پس از سپرى كردن وقوف در عرفات، رهسپار اين نقطه مى گردند، در آنجا از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز دهم وقوف مى كنند.


صفحه 196

مسأله 816 . مستحب مؤكد است، شب «مشعر» را با عبادت و اطاعت الهى به سر برد چنان كه مى فرمايد: (فَاذْكُرُوا اللّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَاذْكُرُوهُ كَما بَدأكُمْ) (سوره بقره، آيه 198).

مسأله 817 . وقوف در «مشعرالحرام» در زمان محدود، يك امر عبادى است بايد توأم با آگاهى و اخلاص و تعيين نوع وقوف (مثلاً وقوف براى حج تمتع از حجة الاسلام) صورت پذيرد.

مسأله 818 . همان طور كه براى وقوف در عرفات، وقوف اختيارى و وقوف اضطرارى بود، براى وقوف در مشعر نيز، وقوف اختيارى و وقوف اضطرارى است، ولى وقوف اضطرارى مشعر، دو تا است كه به شرح آنها مى پردازيم:

الف: وقوف اختيارى مشعر: اين نوع وقوف از طلوع فجر، آغاز و با طلوع آفتاب روز دهم ذيحجة الحرام پايان مى پذيرد. و افراد غير معذور كه بعداً به شرح آنها مى پردازيم، بايد در اين زمان محدود، در مشعرالحرام وقوف كنند.

ب: وقوف اضطرارى شبانه: ظرف اين نوع وقوف از مغرب روز نهم آغاز شده و تا طلوع فجر روز دهم پايان مى پذيرد. و افراد معذور مانند: كودكان و زنان و افراد بيمار و ناتوان كه وقوف اختيارى براى آنان همراه با مشقت است و كسانى كه بايد، با يكى از گروه هاى ياد شده همراه باشند، و يا براى تدارك امور حجاج زودتر حركت كنند، مى توانند هرگاه پيش از نيمه شب وارد مشعرالحرام شوند و كمى در مشعرالحرام توقف كنند به نحوى كه «مسماى وقوف» به عمل آيد، آنگاه كه شب از نيمه گذشت از حد مشعر خارج شوند (حدّ نيمه شب از غروب تا طلوع فجر حساب مى شود) .

ج: وقوف اضطرارى روزانه: اين نوع وقوف از طلوع آفتاب روز دهم آغاز


صفحه 197

شده تا ظهر همان روز پايان مى پذيرد.

افرادى كه نتوانسته اند هيچ كدام از وقوف اختيارى و اضطرارى شب مشعر را درك كنند، بايد مقدارى ولو كم در اين حد از زمان در مشعر وقوف كنند، آنگاه مشعر را به مقصد «منى» براى انجام وظايف آنجا ترك نمايند.

مسأله 819 . كسانى كه وقوف اختيارى مشعر را درك كرده اند، آنگاه كه هوا روشن شد، مى توانند به سوى «منى» حركت كنند ولى نبايد پيش از طلوع آفتاب از مشعرالحرام خارج شوند، و بنابراحتياط وارد «وادى محسّر» نشوند.

مسأله 820 . وقوف شبانه در مشعر الحرام واجب است، ولى آنچه كه ركن است كمى وقوف از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است بنابراين اگر كسى عمداً در حد مسمى، وقوف اختيارى و اضطرارى شبانه اى مشعر را ترك كند، حج او باطل است.

مسأله 821 . فردى كه از ميان انواع وقوف هاى عرفات و مشعر، تنها وقوف اضطرارى روزانه مشعر را درك كند، بنابر احتياط حج خود را اعاده كند.

مسأله 822. كسانى كه شب وارد مشعرالحرام مى شوند و توقف مى كنند تا وقوف اختيارى بين طلوع فجر تا طلوع آفتاب را درك كنند، دو نيّت دارند; يكى بيتوته يا ماندن در مشعرالحرام از زمان ورود تا طلوع فجر كه واجب است و ديگرى وقوف بين الطلوعين را كه ركن است.

مسأله 823. همراهان و پرستاران معذورينى كه وقوف اضطرارى ليلى مشعر را انجام مى دهند و به منا مى روند، چنانچه معذورين مستقر شوند و نيازى به اينها ندارند، بنابر احتياط بايد برگردند و وقوف اختيارى ولو به قدر مسمّى را درك كنند، مگر ماندن همراه يا پرستارى نزد آنان لازم باشد.


صفحه 198

مسأله 824. كسانى كه حج نيابى انجام مى دهند اگر همراه معذورين به منا بروند لازم است به مشعر برگردند و وقوف ركنى را درك كنند.

مسأله 825. پس از وقوف در عرفات، واجب است زائر خانه خدا شب را در مشعر بماند تا زمان وقوف اختيارى بين الطلوعين درك كند و نبايد شب يا قسمتى از آن را در بيرون از مشعر به سر ببرد و سپس براى وقوف ركنى به مشعر بيايد، مگر در حال ضرورت، ولى در هر صورت اگر عمداً هم نماند، ولى وقوف اختيارى را درك كرد حج او صحيح است.

مسأله 826. در تشخيص معذور بودن براى وقوف ليلى مشعر، نظر خود مكلف كافى است.

مسأله 827. اگر كسى شب يا قسمتى از آن را در مشعرالحرام وقوف كرد، ولى قبل از طلوع فجر عمداً و بدون عذر از مشعر بيرون رفت و تا طلوع آفتاب براى ولو به قدر مسماى وقوف ركنى برنگشت، بايد يك گوسفند كفاره بدهد و به احتياط واجب، سال بعد حج را اعاده كند.

مسأله 828. وقوف بين الطلوعين يك وقوف استيعابى است; يعنى براى كسى كه عذرى ندارد بايد تمام وقت بين الطلوعين را در مشعر باشد و قبل از طلوع آفتاب از وادى محسِّر عبور نكند.

مسأله 829. اگر حج گزار اصيل يا نايب با جهل به اين كه وقوف اختيارى مشعر بين الطلوعين است، آن را ترك كند و وقوف اضطرارى ليلى يا نهارى را درك كند، چنانچه جهل او قصورى باشد مانع ندارد. اگر از ميان همه ى وقوفها فقط اضطرارى نهارى را درك كند، بنابراحتياط، حج او باطل است و بايد سال بعد اعاده كند.


صفحه 199

مسأله 830. اگر كسى بعد از وقوف در عرفات و توقف مقدارى از شبِ مشعر، به منا برود و قصد بازگشت به مشعر را جهت درك وقوف اختيارى داشته باشد، ولى در منا خوابش ببرد و نتواند بازگردد، چنانچه در شب نيت بيتوته و يا وقوف داشته، كافى است و اگر نايب مى باشد از منوب عنه كفايت مى كند ولى اگر شب بدون نيّت بيتوته و يا وقوف اضطرارى از مشعر گذشته به منا رفته، بايد اضطرارى نهارى را درك كند. در اين صورت حج او صحيح و اگر نايب است از منوب عنه كفايت مى كند.

مسأله 831. اگر حج گزار با اطمينان به مكان مشعر وقوف نمايد و بعد از گذشت وقت اضطرارى آن بفهمد كه وقوف او در مشعر نبوده است، احتياط آن است كه اين حج را تمام كنند و بعد از آن عمره مفرده اى انجام دهند و اگر حج بر او مستقر بوده و يا استطاعتش تا سال بعد باقى بماند حج را اعاده كند.

مسأله 832. با توجه به اين كه وقوف عرفات و مشعر بر دو گونه اختيارى و اضطرارى است و عرفات يك وقوف اضطرارى دارد، و مشعر دو وقوف اضطرارى، و ممكن است كسى هر دو موقف، يا يكى از آن ها را (اختيارى يا اضطرارى) درك كند و يا ترك نمايد و ترك از روى عمد و يا از روى جهل آنهم تقصيرى و قصورى، و يا عذر و يا نسيان صورت پذيرد در اين جا ، مسأله صور گوناگونى پيدا مى كند كه براى سهولت در يادگيرى اهم موارد آن را در جدول ذيل مى آوريم .


صفحه 200

صورت هاى وقوف در عرفات و مشعر

رديف

صورت عمل
انجام شده

نوع وقوف

انجام شده

در صورت ترك عمدى و يا
از روى جهل تقصيرى

ثمره   وظيفه

در صورت ترك غير عمدى و يا
ترك از روى جهل قصورى يا نسيان

ثمره   وظيفه

1

فقط وقوف
مفرد

اختيارى
عرفه

حج
باطل
است

حج خود را
تبديل به عمره مفرده مى كند و حج را در مستقر و غير مستقر در سال بعد اعاده مى كند

در صورت ذكر خدا حين
عبور از مشعر به منى حج او صحيح است وگرنه باطل است

در صورت بطلان،
حج خود را تبديل به عمره مى كند و در صورت استقرار حج يا بقاى استطاعت حج را در سال بعد اعاده مى كند.

2

فقط وقوف
مفرد

اضطرارى
عرفه

حج
باطل
است

= =

حج
باطل
است

= =

3

فقط وقوف مفرد

اضطرارى ليلى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

بقيه اعمال را انجام مى دهد

4

فقط وقوف مفرد

اختيارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

5

فقط وقوف مفرد

اضطرارى نهارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج باطل است به احتياط واجب

حج خود را تبديل به عمره مفرده مى كند و در مستقر در سال بعد اعاده مى كند و در غير مستقر در صورت بقاء استطاعت حج را اعاده مى كند.


صفحه 201

6

وقوف
مركب

اختيارى
عرفه با اضطرارى ليلى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

بقيه اعمال را انجام مى دهد

7

وقوف مركب

اختيارى عرفه و اختيارى مشعر

حج صحيح است

8

وقوف مركب

اختيارى عرفه با اضطرارى نهارى مشعر

حج
باطل
است

حج خود را به عمره مفرده مى كند و حج در مستقر و غير مستقر در سال بعد اعاده مى كند

حج صحيح است

بقيه اعمال را انجام مى دهد

9

وقوف مركب

اضطرارى عرفه بااضطرارى ليلى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

10

وقوف مركب

اضطرارى عرفه بااختيارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

11

وقوف مركب

اضطرارى عرفه بااضطرارى نهارى مشعر

حج
باطل
است

= =

حج صحيح است

= =

12

عدم درك هيچ يك از وقوفين

عدم درك هيچ يك از وقوفين

حج
باطل
است

= =

حج باطل است

حج خود را تبديل به عمره مفرده مى كند و در مستقر در سال بعد اعاده مى كند و در غير مستقر در صورت بقاء استطاعت حج را اعاده مى كند.


صفحه 202

مسأله 848. در تمام مواردى كه حج باطل گرديده ووظيفه او انجام عمره مفرده مى شود و احتياط آن است كه جهت انجام عمره مفرده ابتدا در نيت، به آن عدول كند.

4

رمى جمره عقبه

چهارمين عمل از اعمال حج، و نخستين عملِ روز دهم در منى، رمى جمره عقبه است، «رمى» به معنى پرتاب كردن و در اين مورد مقصود «سنگ زدن » است، و «جمره» به معنى محل انباشته شدن سنگ ريزه ها يا خود سنگ ريزه ها است و «عقبه» به معنى گردنه است، مقصود سنگ زدن سوى به آخرين ستون در منى است، كه به مكه از ديگر «جمرات» نزديك تر مى باشد و روز دهم فقط به همين نقطه سنگ مى زنند، و در روز يازدهم و دوازدهم به سه نقطه، كه آخرين آنها همين «جمره عقبه» است.

مسأله 849 . بر محرم واجب است روز دهم ذى الحجة الحرام روز عيدهفت سنگريزه به سوى ستون موجود پرتاب كند، و بايد سنگ ريزه ها داراى شرايط زير باشند:

1. ريگ ها بايد از جنس سنگ باشند، بنابراين شن، كلوخ، و سفال كافى نيست.

2. سنگ ريزه ها از حرم گردآورى شده باشد، نه از خارج، جز سنگ ريزه هاى مسجدالحرام و مسجد خيف كه بيرون آوردن سنگ ريزه هاى آن مكان جايز نيست.


صفحه 203

3. سنگ ريزه ها بايد بكر باشند، و كسى قبلاً با آنها رمى نكرده باشد، بنابراين ريگ هايى كه در اطراف جمرات ريخته شده رمى با آنها كفايت نمى كند.

4. مباح باشد، بنابراين رمى با سنگ ريزه هايى كه ديگران براى خود گردآورده اند يا از ملك كسى برداشته اند، بدون اجازه كافى نيست.

5. ريگ بايد كوچك مثلاً به اندازه هسته خرما يا فندق باشد در حدى كه به آن «سنگ ريزه» مى گويند، و بهترين نقطه براى جمع كردن «سنگ ريزه ها» مشعر الحرام است ، خوب است زائران خانه خدا در شب مشعر به طور احتياط هفتاد سنگ ريزه را گردآورده و در كيسه مخصوص جاى دهند.

6. تعداد سنگ ها كه در روز دهم پرتاب مى كند هفت عدد باشد.

مسأله 850 . بايد سنگ ريزه ها را به تدريج پرتاب كند، نه يك دفعه، و در غير اين صورت يك رمى حساب مى شود.

مسأله 851 . سنگ ريزه ها بايد به سوى محدوده اى از فضاى منى كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) آنجا را رمى كرده پرتاب شوند، در سابق ، اين فضا به وسيله ستونى كه قسمت پايين آن را حوض كوچكى احاطه كرده بود، مشخص شده بود، اكنون اين فضا با ديوارى بلند به طول تقريباً 34متر پوشيده شده است، هرگاه محاذات با ستون، مشخص باشد، آن نقطه را رمى كند و در غير اين صورت به هر نقطه از ديوار رمى شود مجزى است، ولى اصابت كردن به ستون شرط نمى باشد و البته مقدارى از ديوار كه خارج حدود منى واقع شده رمى نشود.

مسأله 852 . مستحب است در هنگام رمى جمره عقبه اگر بتواند، پشت به


صفحه 204

قبله باشد و رو به جمره، و در صورت ازدحام، رمى از هر چهار طرف كافى است.

مسأله 853 . مستحب است انسان با طهارت از حدث، رمى را انجام دهد و پاك بودن سنگ ها شرط نيست.

مسأله 854 . وقت پرتاب سنگ ها از طلوع آفتاب روز دهم تا غروب آفتاب همان روز است.

مسأله 855 . بانوان و كودكان و بيماران و افراد ناتوان و كليه كسانى كه مى توانند پس از نيمه شب، مشعر را به قصد منى ترك كنند، مى توانند پس از نيمه شب رمى نمايند.

مسأله 856. براى زن ها و معذورين، رمى جمره ى عقبه پس از وقوف به مشعر و آمدن به منا پس از نيمه شب عيد قربان جايز است و چنانچه پليس يا مأمورين دولتى عربستان مانع از توقف ماشين معذورين در مشعر شدند و زودتر از نيمه شب از مشعر گذشتند، اين وقوف اضطرارى كفايت مى كند و اين افراد مى توانند در همان شب پس از نيمه شب جمره ى عقبه را رمى نمايند.

مسأله 857. در شب عيد قربان زنان و معذورين كه نمى توانند به سوى جمره ى عقبه بروند و بايد نايب بگيرند، نايب آن ها بايد در روز رمى كند و اين كه ديده شده اين افراد در محل استقرار خود در منا مى مانند و در همان شب افرادى به نيابت آن ها رمى مى كنند، اين رمى صحيح نيست و اگر كسى عمداً و از روى علم اين كار را انجام دهد و سپس قربانى و حلق كند بايد آن ها را اعاده كند، مگر جاهل قاصر و يا ساهى و ناسى باشد.

مسأله 858 . افراد سالم و توانا بايد شخصاً رمى كنند، و نمى توانند نايب


صفحه 205

بگيرند، ولى افراد بيمار و ناتوان كه رمى براى آنان مشقت دارد مى توانند نايب بگيرند تا از طرف آنها در روز رمى كند.

مسأله 859. معذورين از رمى در روز مى توانند چه در شب عيد ويا شب يازدهم وشب دوازدهم يعنى شب قبل از هر روز رمى كنند ولى اگر در شب هم نمى تواند بايد نائب بگيرد ودر هر سه مورد شب عيد وشب يازدهم و دوازدهم نائب نمى تواند شب رمى كنند بلكه بايد در روز رمى نمايد.

مسأله 860 . وقت رمى جمره عقبه در روز دهم نزد اهل سنت از طلوع آفتاب تا ظهر همان روز است و به هنگام ظهر، جمره عقبه كاملاً خلوت و آرام مى باشد، كسانى كه از ازدحام مى ترسند مى توانند از اين فرصت استفاده كنند، و نايب نگيرند.

مسأله 861 . در پرتاب سنگ ها، جز سنگ هفتم، موالات شرط است و بايد با رعايت موالات، پرتاب شوند ولى پس از پرتاب صحيح شش سنگ، مى توان سنگ هفتم را به تأخير انداخت.

مسأله 862 . اگر كسى پس از پرتاپ چهار سنگ ، به خاطر عدم آشنايى با حكم شرعى و يا فراموشى بقيه عمل را به تأخير انداخت، بايد عمل را در همان روز تكميل كند.

مسأله 863 . اگر اين حالت پيش از پرتاب چهار سنگ پيش آيد رمى پيشين باطل مى شود و بايد رمى را از سر گيرد.

مسأله 864 . اگر رمى روز دهم را فراموش كرد و يا به خاطر عدم آشنايى به حكم شرعى آن را به جا نياورد، تا روز سيزدهم وقت تدارك آن باقى است و بايد تدارك كند.


صفحه 206

مسأله 865 . هرگاه پس از روز سيزدهم متوجه شد كه روز دهم رمى نكرده است هرگاه از مكه خارج نشده بايد كه خود تدارك كند و احتياطاً در سال ديگر خود و يا كسى از طرف او در ايام منى قضا كند و اگر از مكه خارج شده احتياطاً در سال ديگر قضا كند.

مسأله 866 . هرگاه درباره ريگى كه در اختيار دارد شك كند كه با آن رمى شده، يا نه يا شك كند كه قبلاً در خارج حرم بوده سپس وارد سرزمين حرم شده است؟ در هر دو صورت به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 867 . اگر درباره «سنگ ريزه بودن» سنگ شك كند، نمى تواند به آن اكتفا كند، اگر شك كند كه هفت بار رمى كرده يا كمتر ، بايد رمى كند تا به حد يقين برسد.

مسأله 868 . هرگاه پس از فراغ از رمى، و خروج از محيط رمى، شك كند كه هفت بار رمى كرده و يا كمتر بايد برگردد و نقيصه احتمالى را تكميل كند تا به حد يقين برسد.

مسأله 869. افرادى كه خودشان مى توانند بعد از ظهر وهنگام خلوت، جمره عقبه را در عيد و هر سه جمره را در روزهاى ديگر (پيش از ظهر موقع خلوت جمرات) رمى كنند نبايد در صبح نائب بگيرند وترس اينكه قربانى به تأخير مى افتد مجوز نائب گرفتن در رمى نيست زيرا براى قربانى كردن تا غروب روز سيزدهم فرصت هست بنابراين بايد رمى خودش انجام دهد مگر اينكه شرائطى باشد كه اگر افراد كاروان بخواهند در امر قربانى منفرداً عمل كنند دچار حرج شديد مى شوند.

مسأله 870 . انسان مى تواند در همه احوال رمى كند، خواه پياده و خواه


صفحه 207

سواره، البته پياده بهتر است.

مسأله 871. رمى در تمام طبقاتى كه ساخته شده و يا مى شود جايز است.

مسأله 872. كسى كه نتوانسته در روز عيد ذبح كند و حلق و تقصير نيز ننموده است، بايد رمى روز يازدهم و دوازدهم را انجام دهد و آن ها را تأخير نيندازد.

مسأله 873. در رمى كردن از همه ى ريگ هايى كه احتمال مى دهد ريگ مستعمل باشد، بايد اجتناب نمود و اگر كسى هشت عدد ريگ به طرف هدف پرتاب كرد و احتمال مى دهد كه يكى از آن ها مستعمل باشد كافى است، زيرا علم تفصيلى به هر يك از ريگ ها لازم نيست.

مسأله 874. رمى از عبادات است و بايد به قصد قربت انجام شود. بنابراين اگر كسى كه ريا كند رمى او باطل است و بايد خالصانه اعاده كند. در رمى چون زمينه ريا زياد است بايد حجاج به انجام آن بدون ريا توجه بكنند.

مسأله 875. سنگ ها بايد با دست پرتاب شوند و با اعضاى ديگر بدن و يا بهوسيله ى ديگر كافى نيست و كسانى كه دست ندارند و يا هر دو دست آن ها فلج است، مى توانند نايب بگيرند و رمى با دهان يا پا كافى نيست.

مسأله 876. اگر شخصى از اوّل قصد زيادتر از هفت داشته، رمى صحيح نيست و بايد اعاده كند، ولى اگر بعد از پرتاب هفت سنگ به قصد احتياط ولو اين كه شك نداشته باشد يا بدون قصد، بقيه ى سنگها را به سوى جمره پرتاب كند، اشكال ندارد.

مسأله 877. اگر بعد از ذبح و يا حلق و تقصير، در انداختن سنگ يا در عدد آن شك كند، اعتنا نكند و همين طور است شك در صحت رمى بعد از فارغ


صفحه 208

شدن از رمى، ولى ظن به پرتاب يا صحت در حين رمى اعتبار ندارد و بايد يقين كند.

مسأله 878. اگر كسى روز سيزدهم متوجه شد كه رمى روز عيد را صحيح انجام نداده و يا مثلاً جمره ى ديگرى غير از جمره ى عقبه را رمى كرده است، بعد از قضاى جمره ى عقبه، لازم نيست رمى روز يازدهم و دوازدهم را نيز اعاده كند و چون به هم خوردن ترتيب اعمال عيد هم عمدى نبوده، اشكالى ندارد.

مسأله 879. اگر كسى يك يا چند سال رمى را اشتباه انجام داده، بايد خود و يا نايبش در ايام مِنا آن ها را قضا كنند و هم چنين اگر كسى يك يا چند سال در صبح روز عيد و يا روزهاى يازدهم و دوازدهم براى رمى نايب گرفته با اين كه عصر خودش قادر به رمى بوده، بايد رمى هاى روز عيد و بقيه را در ايام منا قضا كند يا استنابه نمايد.

مسأله 880. ترك عمدى رمى روز عيد مُخلّ به ترتيب است و بايد جورى اعمال را مجدداً انجام دهد كه ترتيب حاصل شود.

مسأله 881. اگر بعد از رمى نايب، منوبٌ عنه بهبودى يابد و قبلاً مأيوس بود كه در وقت رمى بهبودى مى يابد و استنابه نمود، لازم نيست رمى را اعاده كند، ولى اگر در اثناء رمى نايب، بهبودى حاصل شد بايد خود از اوّل رمى كند و اكتفا به آنچه كه نايب رمى كرده نكند; مثلاً نايب سه عدد سنگ زده به جمره ى عقبه، او بايد از اوّل رمى كند و يا در روز يازدهم و يا دوازدهم جمره ى صغرى را رمى كرده و چهار سنگ به وسطى زده كه منوب عنه خوب شد. ديگر جمره ى صغرى را لازم نيست اعاده كند، ولى رمى جمره ى وسطى را از سر


صفحه 209

بگيرد و هكذا الى آخر.ولى اگر معذور قبل از يأس، نايب گرفت سپس منوب عنه متمكن شد احتياطاً خود همه را اعاده كند.

مسأله 882. چنانچه نايبى عمداً و عصياناً رمى در روز عيد را شب انجام داد، بايد تا آخر ايام تشريق قضاى آن را انجام دهد و ذبح و تقصير و يا حلق را نيز اعاده كند، و در مورد رمى روز يازدهم و يا دوازدهم اگر چنين كرده بايد تا آخر ايام تشريق اعاده كند و يا در سال بعد در ايام تشريق قضا نمايد و يااستنابه كند و در هر صورت ذمه ى منوبٌ عنه فارغ گرديده، ولى تا خود آن گونه كه گفته شد جبران ننمايد ذمّه اش نسبت به اجرت و تعهد نيابت صحيح مشغول است.

5

قربانى كردن

مسأله 883 . كسى كه براى حجّ تمتع احرام ببندد، بايد در روز دهم ذى الحجّه قربانى كند، يعنى شتر يا گاو يا گوسفند سر ببرد و گاوميش از اقسام گاو است، و كشتن ديگر حيوانات، كافى نيست.

مسأله 884 . ذبح شتر از فضيلت بيشترى برخوردار است و پس از آن گاو و در آخر گوسفند و در ميان اقسام گوسفند، قوچ و برّه نر افضل و در مرتبه بعد، بز نر و در صورتى كه اينها يافت نشود، ميش، ثواب بيشترى دارد تا بُز ماده.

مسأله 885 . در قربانى امور ياد شده در زير شرط است:


صفحه 210

1. سنّ قربانى

اگر قربانى شتر است بايد داخل در شش سال، و اگر گاو و بز است داخل در سه سال و اگر گوسفند است وارد در دو سال، شده باشند.

هرگاه كسى پس از ذبح آگاه شد كه قربانى او سنّ كمترى داشته است، بايد اعاده كند.

2. سالم بودن

قربانى كردن حيوان بيمار كه گوشت آن فاسد و خوردن آن، موجب بيمارى مى شود، مجزى نيست.

3. كمال خلقت (نداشتن عيب بدنى)

قربانى بايد از نظر آفرينش، كامل و بى نقص باشد، و حيوانى كه به نوعى كاستى در خلقت دارد، و يا يكى از اندام هاى آن آسيب ديده است، براى قربانى، كافى نيست. روى اين اصل حيوانات ياد شده در زير صلاحيت قربانى ندارند:

حيوان لنگ كه لنگى آن آشكار باشد، كور، لوچ، دم بريده، اخته شده، گوش بريده، دست و پا شكسته، پس بايد قبل از قربانى، از نظر معيوب نبودن وارسى شوند.

مسأله 886 . حيوانى كه شاخ برون و درون آن هر دو شكسته باشد، براى قربانى كفايت نمى كند، امّا اگر شاخ بيرونى آن شكسته ولى شاخ درون و به اصطلاح ريشه شاخ سالم باشد در صورتى كه اين شكستگى عرفاً نقص و عيب


صفحه 211

محسوب نمى شود، كفايت مى كند. بنابراين شكسته شدن سر شاخ گوسفند اشكال ندارد.

مسأله 887 . حيوانى كه در آفرينش فاقد گوش است يا گوش هاى آن را از ته بريده اند، مجزى نيست، ولى حيوانى كه به مقدار كمى از گوش آن بريده باشد; كفايت مى كند.

مسأله 888 . هرگاه گوش حيوان سالم بوده، ولى آن را سوراخ كرده باشند، اگر اين كار به عنوان علامت گذارى انجام گرفته باشد، مجزى است، ولى بهتر است غير آن را انتخاب كند.

مسأله 889 . اگر نداشتن دُم مثلاً در برخى از نژادهاى گوسفند طبيعى باشد، عيب به شمار نمى آيد و قربانى كردن آن صحيح است ولى اگر نژاد آن داراى دم باشند و يكى از آنها بى دم به دنيا آمده باشد، آن گوسفند براى قربانى كافى نيست.

مسأله 890 . حيوانى كه بيضه هايش را پس از شكافتن پوست درآورده باشند، با وجود حيوان سالم براى قربانى كافى نيست، ولى حيوانى كه رگ هاى بيضه هايش را كوبيده باشند، و بيضه هايش بر جا باشد، حتى با وجود حيوان فاقد اين عيب براى قربانى كافى است. و در هر حال بهتر است انسان، با وجود حيوان سالم، اين نوع حيوان را قربانى نكند.

4. لاغر نبودن

مسأله 891 . قربانى بايد به قدرى لاغر نباشد كه كليه هاى آن پيه نداشته باشند، و به تعبيرى ديگر بايد پهلوهاى آن از لاغرى، تورفتگى نداشته باشد، و


صفحه 212

اگر عرفاً بدان لاغر نگويند، كافى است.

مسأله 892 . هرگاه، گوسفندى را به اطمينان اين كه فربه است ذبح كند، ولى بعداً معلوم شود كه لاغر بوده كفايت مى كند.

مسأله 893 . هرگاه تصوّر كند كه گوسفند لاغر است ولى به اميد اين كه ممكن است درست باشد، ذبح كند، سپس معلوم شود كه فربه بوده، كفايت مى كند.

مسأله 894 . هرگاه يقين دارد كه قربانى لاغر است ولى به خاطر عدم آشنايى با حكم شرعى ذبح كند، و سپس معلوم شود كه فربه بوده، كفايت مى كند.

مسأله 895 . هرگاه تصور كند كه حيوان نقص و كاستى دارد، ولى بر اثر ناآشنايى به حكم شرعى، آن را ذبح كند و سپس معلوم شود كه كاستى نداشته كفايت مى كند.

مسأله 896 . هرگاه پس از ذبح كردن، و تحويل گوسفند شك كند كه آيا قربانى او داراى شرايط بوده يا نه، به شك خود اعتنا نكند، در صورتى كه به هنگام ذبح آن را وارسى كرده باشد.

مسأله 897 . لازم است قربانى پس از رمى جمره عقبه انجام گيرد.

مسأله 898 . احتياط لازم آن است كه قربانى از روز دهم تأخير نيفتد، ولى افراد معذور، تا غروب روز سيزدهم ذى حجه، فرصت دارند كه قربانى كنند، و اگر امكان نپذيرفت، تا آخر ماه مى توانند وظيفه قربانى را انجام دهند، ولى رمى خود را بايد در روز يازدهم و دوازدهم انجام دهند، اگر چه قربانى كردن به تأخير افتاده باشد.


صفحه 213

مسأله 899 . اگر فردى روز دهم نتوانست قربانى كند، در شب نمى تواند اين كار را انجام دهد، بلكه بايد به روز بعد موكول كند.

مسأله 900 . اگر نتوانست قربانى را انجام دهد، بايد حلق و يا تقصير را به تأخير بيندازد، زيرا اين فريضه پس از قربانى بايد انجام بگيرد، و اين تأخير از غروب روز سيزدهم فراتر نرود، و اگر تا غروب روز سيزدهم نتوانست قربانى كند، حلق يا تقصير را انجام دهد، و در مورد قربانى اگر مى تواند تا آخر ذى الحجه انجام دهد، و در غير اين صورت، بايد ده روز، به شرحى كه بعداً گفته خواهد شد روزه بگيرد.

محلّ قربانى

منى نزديك ترين مشعر از مشاعر سه گانه (عرفات، مزدلفه، منى)، به مكّه است و منى به صورت درّه اى است كه در ميان چند رشته كوه قرار گرفته است و طول آن در حديثى از امام صادق(عليه السلام) چنين آمده است:«از جمره عقبه تا وادى محسّر» و عرض آن خيلى كمتر است و ازرقى نيز در كتاب اخبار مكه، طول آن را به نحوى كه در روايت امام صادق (عليه السلام) وارد شده است، نقل كرده و روايات و كلمات حاكى از آن است كه وادى محسر جزء منى نيست، بلكه حدّ آن است .

مسأله 901 . لازم است قربانى در روز عيد قربان در سرزمين منى انجام گيرد و در گذشته قربانگاه در همين سرزمين قرار داشته و از درّه هاى مختلف وارد آن مى شدند، ولى اخيراً حكومت سعودى قربانگاه را نخست به وادى محسر و اخيراً به درّه «معيصم» منتقل كرده است، و فاصله ميان منى، و


صفحه 214

معيصم تنها يك تپه است كه با يك تونل ارتباط آن دو برقرار شده است.

اين كار به هر نيتى انجام گرفته كار صحيحى نبوده، زيرا نبايد مشاعر را از پيش خود تغيير داد، در حالى كه امكان داشت در منتهى اليه منى، اصل مسلخ بر پا شود و قربانى انجام گيرد، ولى بقيه كارها به وسيله دستگاه هايى به وادى معيصم منتقل شود.

در هر حال چون فعلاً قربانى در منى امكان پذير نيست، و يا با مشكلات روبروست و اگر براى فردى هم امكان پذير باشد، براى همه ممكن نيست، قربانى در كشتارگاه هاى فعلى مجزى مى باشد.

مسأله 902 . هر فردى بايد مستقلاً گوسفندى را قربانى كند، و قربانى يك گوسفند براى دو نفر صحيح نيست. بنابراين هرگاه دو نفر فقط توانايى خريد يك گوسفند داشته باشند، بايد به جاى قربانى روزه بگيرند، مگر اين كه يكى از دو نفر بخواهد پول خود را به ديگرى ببخشد يا قرض دهد تا او قربانى كند و خود روزه بگيرد، اين كار جايز است.

مسأله 903 . قربانى يك عمل قربى و اطاعت الهى است، و بايد بسان ديگر اعمال حج شرايط سه گانه را دارا باشد:

الف. آگاهانه و با توجه كامل انجام گيرد.

ب. نوع عمل تعيين شود، يعنى قربانى براى حج تمتع، براى خود يا نيابتاً از فردى كه حج را به جاى او انجام مى دهد.

ج. كار براى خدا انجام شود.

مسأله 904 . مباشرت در ذبح، شرط نيست. انسان مى تواند پس از خريد، گوسفند را در اختيار ديگرى قرار دهد كه او زحمت سر بريدن را بكشد،


صفحه 215

بنابراين، خود انسان بايد، هر سه نكته را رعايت كند، و به چنين فردى كه فقط قربانى را مى كشد، تكليفى نيست.

مسأله 905 . هرگاه انسان ، ديگرى را براى قربانى نايب بگيرد، در اين صورت خود شخص بايد قصد قربت كند، ولى نايب بايد عمل را آگاهانه و با تعيين نوع عمل، انجام دهد. نتيجه اين كه گاهى خود انسان، اعمال قبلى را انجام مى دهد، و فقط ذبح را به ديگرى واگذار مى كند. در اين صورت، اعمال مربوط به نيت، مربوط به خود اوست ، و گاهى فردى را نايب مى گيرد. در اينجا فقط خود، يك وظيفه دارد كه نيت قربت كند، و بقيه برعهده نايب است.

مسأله 906 .انسان مى تواند نيابت عده اى را در قربانى بپذيرد و پس از صورت بردارى از اسامى افراد، به قربانگاه رفته، براى افراد مختلف، به ترتيب، يك يك قربانى كند و در هنگام ذبح، نام يكايك افراد را در نظر آورد، و قصد كند كه اين قربانى را به عنوان آنچه بر ذمّه فلانى است انجام مى دهم، خواه حجة الإسلام يا نيابى يا مستحبى باشد.

مسأله 907 . فردى كه براى قربانى كردن نايب مى شود، بايد مورد وثوق و اطمينان باشد، و در غير اين صورت كافى نيست.

مسأله 908 . نيابت در صورتى تحقق مى پذيرد كه طرف رسماً او را نايب خود قرار دهد، و به اصطلاح به او وكالت دهد كه اين كار را انجام دهد، و اگر فردى بدون اذن كسى از طرف او قربانى كند، كفايت نمى كند.

مسأله 909 . محرم مى تواند براى خود قربانى كند، همچنان كه مى تواند از طريق نيابت براى ديگران قربانى كند، ولى بهتر است، نخست قربانى خود را ذبح كند، سپس قربانى افراد ديگر را.


صفحه 216

مسأله 910 . پس از قربانى كردن، گوشت قربانى سه قسمت مى شود:

الف.صدقه به فقيران

ب. هديه به دوستان

ج. خوردن خود حاجيان

دوتاى اخير واجب نيست، ولى احتياط آن است كه به قسمت نخست عمل كند، و چون عمل به اين قسمت در شرايط فعلى امكان پذير نيست، مى تواند از فقيرى در شهر خود يا نقطه ديگر وكالت بگيرد كه در غياب او، به وى تمليك كند و سپس آن را رها كند .

مسأله 911 . اگر نتواند گوسفندى براى قربانى تهيه كند، بايد به جاى آن سه روز پيش از ترك مكه و هفت روز پس از بازگشت به وطن روزه بگيرد.

مسأله 912 . كسى كه مى خواهد در مكه اقامت كند،مى تواند هفت روز روزه را در مكّه بگيرد. مشروط بر اين كه پس از گذشت مقدار زمانى باشد كه معمولاً براى رسيدن به وطن لازم داشت و يا يك ماه از روز چهاردهم بگذرد.

مسأله 913 . در كشتن قربانى، كاردهاى استيل وغير استيل، فرقى نمى كند، همين كه فلز باشد و تيز كه حيوان را اذيت نكند، كافى است.

مسأله 914. همان گونه كه امروز متداول است اگر كسى يا نهاد و سازمانى با پولهايى كه حجاج به يك اندازه به او پرداخت نموده اند براى آن ها گوسفند بخرد و در موقع ذبح، وكيل هر گوسفند را براى يك نفر قصد كند، كفايت مى كند و با فرض تفاوت گوسفندان در قيمت، رضايت صاحبان پول كافى است.

مسأله 915. اگر شخص به اعتقاد اين كه گوشت گوسفند تلف مى شود قربانى نكند و با همين وضع تقصير كند و اعمال حج را انجام دهد، اگر جاهل


صفحه 217

بوده و فكر مى كرده عملش صحيح است، از احرام خارج شده، ولى قربانى بر ذمّه ى اوست، ولى در جاهل مقصر و يا در صورت عمد، چنين فردى از احرام خارج نشده و فوراً بايد لباس را از تن خارج كند و محرمات احرام را ترك نمايد و بعد از قربانى در منى يا قربانگاه هاى موجود اعمال مترتبه را انجام دهد و اگر تا پايان ايام تشريق ذبح نكند، تا آخر ذى حجه بايد ذبح كند و اعمال را انجام داده و يك عمره ى مفرده نيز به جا بياورد و از احرام خارج شود، و حج خود را در سال بعد، بنابراحتياط واجب اعاده كند.

مسأله 916. اگر احتمال نقص يا مرض يا كمبود سن در حيوان خريدارى شده براى قربانى وجود دارد، احتياطاً فحص كند.

مسأله 917. اگر احتمال چاقى گوسفند را نمى داد و از روى بى مبالاتى و نه به اميد موافقت امر خدا ذبح كرد، اگر معلوم شد گوسفند لاغر نبوده كفايت مى كند، ولى اگر لاغر بوده بايد مجدداً قربانى كند.

مسأله 918. اگر حج گزار شخصى را در قربانى نايب قرار داد و سپس بدون عزل اولى به ديگرى نيز نيابت داد، ولى قبل از ذبح نايب دوم، نايب اوّل ذبح كرده بود، كفايت مى كند و به مجرد نيابت به دومى، اوّلى عزل نمى گردد.

مسأله 919. اگر كسى را در قربانى وكيل كند كه خود او ذبح كند، وكيل مزبور نمى تواند به ديگرى وكالت دهد، مگر اين كه اذن در توكيل داده باشد.

مسأله 920. وكيل يا نايب در قربانى اگر شك كند كه آيا براى موكل يا منوبٌ عنه خود ذبح كرده يا نه، بايد براى وى قربانى نمايد.

مسأله 921. چنانچه وكيل يا نايب در ذبح، مورد وثوق بود و گفت كه حيوان را خريدارى كرده و ذبح نموده، كفايت مى كند و به شك خود در صحت


صفحه 218

عمل او يا وسوسه ى اين كه آيا گوسفند را خريده يا نه، اعتنا نكند مگر اين كه مورد اطمينان نباشد.

مسأله 922. اگر نايب عمداً ضوابط شرعى در اوصاف ذبيحه يا عمل ذبح را رعايت نكند، ضامن است و بايد غرامت آن را بدهد و ذبح اعاده شود.

مسأله 923. اگر نايب يا وكيل در ذبح از روى اشتباه و يا جهل بر خلاف دستور عمل كرد، چون اتلاف صورت گرفته است ضامن مى باشد; چه براى اين كار اجرت گرفته باشد يا اين كه تبرعاً انجام داده باشد، ولى بهتر است در مورد تبرع رعايت انصاف شده و مصالحه گردد، ولى در هر صورت بايد ذبح اعاده شود.

مسأله 924. اگر كسى كه براى رمى استنابه نموده به اعتماد اين كه او رمى را انجام داده ذبح و حلق نمود سپس معلوم شد كه رمى را انجام نداده و يا ناقص انجام داده است، ذبح و حلق صحيح است، ولى بايد رمى تدارك شود و هم چنين است اگر گمان كرد كه رمى نموده و ذبح و حلق را انجام داد. بعد معلوم شد كه رمى بعد از ذبح و حلق واقع شده است، در اين صورت ذبح و حلق صحيح است و رمى نيز كافى است.

مسأله 925. اگر وكيل در ذبح و يا نايب، ذبح را فراموش كند تا وقت آن بگذرد، حج منوبٌ عنه صحيح است، ولى قربانى بر ذمّه اش باقى است و اگر در ماه ذى حجه فهميد بايد در صورت امكان در همان ماه قربانى كند و اگر وكيل يا نايب هنوز در مكه است، سعى كند آن را در منا يا كشتارگاه هاى نزديك به آن انجام دهد و گرنه بايد آن را در سال آينده در منا انجام دهد و اگر پول و يا فيش قربانى به هدر رفته است، قربانى بر ذمه نايب باقى است و بايد انجام دهد.


صفحه 219

مسأله 926. ذبح قربانى در شب يعنى از غروب تا طلوع فجر و احتياطاً روشن شدن هوا بعد از طلوع فجر نبايد انجام شود و هم چنين حلق در شب كفايت نمى كند.

مسأله 927. مباشرت در قربانى و حلق لازم نيست. بنابراين اگر خودش نيّت كند در هر دو مورد اگر ذابح و حلاّق غيرمؤمن باشند، اشكال ندارد، ولى اگر آنان را در قربانى و يا حلق نيابت داده باشد كفايت نمى كند و اگر كسانى كه در كاروان هااز حجاج جهت خريد قربانى و ذبح پول گرفته و نيابت يا اذن در توكيل گرفته اند، ذبح را به غير مؤمن واگذار و خود نيت كند اشكال ندارد، ولى هم ذبح و هم نيّت را نمى تواند واگذار به غير مؤمن كند.

مسأله 928. مراد از عدم قدرت در ذبحى كه به روزه بدل مى شود، عبارت است از اين كه حيوان جهت قربانى پيدا نشود و يا پول خريدن آن را نداشته باشد و يا نتواند بدون زحمت ومشقت قرض كند و يا اين كه ما به ازاى قرض را جهت ادا در مكه و يا وطن نداشته باشد.

مسأله 929. اگر ما به ازاى قرض را در وطن و يا مكه دارد و قرض كردن مشقت ندارد، بايد قرض كند و قربانى نمايد. هم چنين اگر فروش مؤونه زايد سفر بدون مشقت ممكن باشد و يا اين كه اگر لباس زايد دارد مى تواند كه بفروشد و قربانى را بخرد، ولى در لباسى كه به آن حاجت دارد اگر بفروشد و قربانى تهيه كند احتياط آن است كه روزه هم بگيرد.

مسأله 930. سه روز روزه بايد در ماه ذى حجه و پى در پى باشد و احتياطاً روزهاى هفتم و هشتم و نهم ذى حجه باشد. ليكن اگر قبل از ايام منا يعنى روز هشتم و نهم را روزه گرفت مى تواند يك روز ديگر را بعد از ايام تشريق


صفحه 220

روزه بگيرد كما اين كه اين سه روز را مى تواند از اوّل ذى حجه هم بگيرد.

مسأله 931. روزه در ايام تشريق براى كسى كه در منا است جايز نيست; چه حج گزار باشد و چه غير آن.

شرايط و محل ذبح كفّارات

مسأله 932. محل ذبح و يا نحر كفاره صيد در عمره تمتع، مكه است; هر چه كه به مسجدالحرام و كعبه نزديك تر باشد و اگر نتوانست يا به تأخير انداخت مى تواند در منا ذبح كند و محل ذبح و يا نحر كفاره ى حج، منا است و اگر هر كدام را تا برگشتن از سفر حج به تأخير انداخت مى تواند در محل خود ذبح و يا نحر كند. ولى حكم اوّلى مكه و منا است.

مسأله 933. مى تواند ذبح مربوط به بقيه كفاره هاى عمره را در مكه و كفاره هاى حج را در منا ذبح و يا نحر كند و مى تواند هر دو را در منا و اگر تأخير انداخت در محل خود ذبح يا نحر كند .

مسأله 934. محل ذبح و يا نحر كفاره عمره مفرده، مكه است و مى تواند آن را تا زمان حج به تأخير بيندازد و در منا قربانى كند يا اين كه اگر به وطن برگشت در محل قربانى نمايد، ولى حكم اوّلى مكّه است.

مسأله 935. تأخير عمدى ذبح كفاره از مكه يا منا به نحوى كه در مسائل گذشته بيان شد، خلاف احتياط است، ليكن اگر برگشت و در محل ذبح نمود و به فقرا داد، مجزى است.

مسأله 936. شرايط در قربانى گوسفند و يا شتر و گاو در كفاره، معتبر نيست، ولى اگر حيوانى را ذبح كند كه گوشت آن قابل استفاده نباشد، كفايت نمى كند.


صفحه 221

مسأله 937. شخص كفاره دهنده از گوشت كفاره واجبه نخورد و چنان كه اين كار را كرد، معادل قيمت آن به فقرا صدقه بدهد، ولى در قربانى واجب، مستحب است قدرى از گوشت قربانى را، خود حج گزار بخورد.

مسأله 938. مصرف كفارات، فقرا و مساكين هستند و اولويت با فقرا و مساكين مؤمن مى باشد، سپس به ديگران ، ليكن به ناصبى ها و نازل منزله ى آن ها نمى توان داد.

مسأله 939. به احتياط واجب، كفاره ى غير سادات به سادات داده نشود.

مسأله 940. شخص فقير نمى تواند گوشت كفاره ى خود را به فقراى واجب النفقه ى خود بدهد.

مسأله 941. حج گزار ومعتمر مى توانند جهت ذبح مربوط به كفاره مانند قربانى، به شخص مورد اطمينان وكالت يا نيابت بدهد كه براى او ذبح يا نحر نمايد.

مسأله 942. اگر پول كسى گم يا سرقت شود و به نحوى به او پول بازگردانده شود، اگر مى داند پول خود اوست مى تواند آن پول را صرف خريد قربانى كند.

مسأله 943. اگر بعد از بريدن رگها و قبل از جان دادن كامل، گردن قربانى را قطع كنند يا بر اثر سرعت دست و تيزى كارد، گردن ذبيحه كاملاً قطع شود اگر چه كار حرامى است، ليكن از قربانى كفايت مى كند و ذبيحه حلال است; گرچه اين كار اگر عمدى باشد حرام است، ولى استفاده از گوشت آن مكروه است .

مسأله 944. هنگام ذبح حيوان و على الاقل در مدت كوتاهى كه رگهاى


صفحه 222

چهار گانه او بريده مى شود، جلوى بدن حيوان رو به قبله باشد و اگر عمداً اين كار را نكند، حيوان حرام مى شود و كفايت از قربانى نمى كند، ولى اگر فراموش كند و يا مسأله را نداند يا قبله را اشتباه كند يا نداند قبله كدام طرف است يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، اشكال ندارد و احتياط واجب اين است ذابح نيز رو به قبله باشد.

مسأله 945. وقتى مى خواهد سر حيوان را ببرد يا كارد به گلويش بگذارد، به نيّت سر بريدن، نام خدا را ببرد و همين قدر كه بگويد «بسم الله» كافى است و اگر بدون قصدِ، سر بريدن نام خدا را ببرد آن حيوان پاك نمى شود و گوشت آن هم حرام است و كفايت از قربانى نمى كند، ولى اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد، بهتر است هر موقع يادش آمد نام خدا را بگويد.

مسأله 946. اگر پول قربانى، از وجه غير مخمّس پرداخت شود كفايت مى كند و فقط ذمّه ى حج گزار به اندازه ى خمس مشغول است.

مسأله 947. گاهى در مذبح به علت ازدحام و كثرت ممكن است كه ده رأس گوسفند خريدارى كرده، ولى پول نُه رأس را و يا فيش نُه رأس را پرداخته باشد و يا اين كه اتفاق مى افتد يك گوسفند زيادتر از تعداد فيش هايى كه تحويل داده ذبح نموده است. اين مطلب به صحت ذبح و قربانى ضرر نمى زند، لكن بايد پول گوسفندى كه اضافه ذبح نموده را به صاحبش يا به شركت مسئول بپردازد و با يأس از شناسايى صاحب، از طرف او به فقير صدقه دهد و احتياطاً فقير مؤمن باشد.

مسأله 948. محرمى كه لباس احرامش بر اثر ذبح نجس شده، در صورت امكان بايد لباس خود را تطهير كند و اگر نكرد، ضررى به احرام يا ذبح نمى زند و براى اين كه اين محذورات پيش نيايد افراد محرم كه براى ديگران ذبح


صفحه 223

مى كند، در مذبح سعى كنند اوّل گوسفند خود را قربانى كنند و با تقصير يا حلق در منا از احرام خارج بشوند.

6

تراشيدن سر يا كوتاه كردن مو

ششمين فريضه، و سومين عمل از اعمال منى، حلق يعنى تراشيدن سر و تقصير يعنى كوتاه كردن مو است.

مسأله 949 . تراشيدن سر براى چند گروه واجب است:

1. فرد «صروره» يعنى كسى كه براى نخستين بار به حج مى رود، خواه حجة الإسلام باشد، يا حج نيابى و يا مستحب.

2. كسى كه حجة الاسلام را به جا مى آورد، هر چند قبلاً نيز حج مستحبى يا نيابى به جا آورده باشد.

3. بنابر احتياط واجب، فردى كه موهاى خود را گره زده و با هم جمع كرده است.

در غير اين سه مورد، مى تواند به جاى تراشيدن ، مو را كوتاه كند.

مسأله 950 . وظيفه زنان فقط تقصير و كوتاه كردن موست.

مسأله 951 . خنثاى مشكل اگر از سه دسته نامبرده نباشد بايد تقصير كند لكن اگر از سه دسته مذكور باشد بايد احتياطاً هم تقصير و هم حلق نمايد.

مسأله 952 . در تراشيدن سر لازم است همه سر را بتراشد، و تراشيدن


صفحه 224

برخى از آن كافى نيست.

مسأله 953 . حلق و تقصير عمل عبادى و نوعى طاعت است. بايد در آن سه امر ياد شده در قربانى رعايت شود، يعنى عمل آگاهانه، و با تعيين نوع، و براى خدا صورت بگيرد.

مسأله 954 . حلق و تقصير به سان قربانى كردن، نياز به مباشرت ندارد، ديگرى نيز مى تواند اين كار را براى انسان انجام دهد، به شرط اين كه خود محرم، نيت كند.

مسأله 955 . وظيفه حلق و تقصير بايد در منى انجام بگيرد، و اگر فردى نمى تواند در منى حلق يا تقصير كند، در خارج منى مى تواند انجام دهد، ولى بايد موهاى ريخته را به منى برگرداند، بنابراين كسانى كه در مسلخ كنونى كه خارج از منى است اقدام به حلق يا تقصير كنند، بايد به منى برگشته تقصير را اعاده كنند و در صورت حلق تيغ را بر سر بكشند.

مسأله 956 . اگر كسى به علتى قربانى را از روز عيد قربان به تأخير انداخت، تا روز سيزدهم نمى تواند حلق و تقصير را انجام دهد، چنان كه شرح آن گذشت.

مسأله 957 . چنان كه در مسائل عمره گذشت در تقصير، كوتاه كردن موى سر و صورت و شارب كافى است، ولى كوتاه كردن موى ديگر جاهاى بدن، كفايت نمى كند.

مسأله 958 . حلق و تقصير، تراشيدن و يا كوتاه كردن مو محقق مى شود، بنابراين كندن مو به هر وسيله اى باشد، كافى نيست.

مسأله 959 . معمولاً تراشيدن سر با تيغ صورت مى پذيرد ولى ماشينى كه


صفحه 225

مو را از ته مى زند، به گونه اى كه عرفاً تراشيدن حساب مى شود، هم كفايت مى كند.

مسأله 960 . كسانى كه مقدار زيادى از موهاى سر آنها ريخته، اگر بقيه را بتراشند كافى است.

مسأله 961 . هرگاه فردى كه بر او تراشيدن سر واجب است، مو نداشته باشد، كافى است تيغ را بر تمام سر خود بكشد.

مسأله 962 . هرگاه چنين فردى بين تراشيدن و كوتاه كردن مخير باشد بايد دومى را انتخاب كند و از موى غير سر يعنى ريش و سبيل كوتاه كند.

مسأله 963 . هرگاه حلق يا تقصير را فراموش كند، بايد به منى برگردد و آنجا عمل را انجام دهد.

مسأله 964 . وظيفه حلق و تقصير پس از قربانى است، چنان كه قربانى پس از رمى است، ولى اگر فردى از روى جهل به حكم شرعى ترتيب را رعايت نكند، يا حكم آن را فراموش كند، عمل او صحيح است، ولى اگر عمداً اين كار را انجام دهد، بايد اعاده كند، به نحوى كه ترتيب حاصل شود، مثلاً اگر اوّل رمى كرده، سپس تقصير و بعداً ذبح، فقط بايد تقصير را اعاده كند، و اگر قربانى را عمداً براى اينكه كارش راحت تر باشد قبل از رمى و تقصير انجام داد، بايد قربانى و تقصير را اعاده كند.

مسأله 965 . كسى كه مى خواهد موى ديگرى را كوتاه كند، بايد قبلاً وظيفه خود را از نظر حلق يا تقصير انجام داده باشد، سپس به اين كار بپردازد.

اگر محرمى سهواً و يا جهلاً كسى را حلق يا تقصير كند كفاره ندارد اما در صورت عمد بايد كفاره دهد. و در هر حال به اين حلق يا تقصير اكتفا نشود.


صفحه 226

مسأله 966 . اگر كسى كه وظيفه او حلق است، تقصير كند، در صورتى كه جاهل به مسأله بوده كفاره بر او واجب نيست، و اگر عالمانه انجام داده باشد، بايد كفاره بدهد.

مسأله 967 . كودك مميّزى كه قبلاً به حج رفته و به نحو صحيحى حج را انجام داده است، و پس از رسيدن به سن بلوغ، مستطيع شده و حجة الاسلام را به جا مى آورد، بايد حلق كند.

مسأله 968 . پس از انجام اعمال منى( رمى، قربانى، حلق و تقصير) همه محرمات احرام بر فرد محرم حلال مى شود به جز همسر و بوى خوش،و با انجام سعى بوى خوش نيز حلال مى شود، و با انجام طواف نساء و نماز آن، همسر نيز حلال مى شود، البته شكار و كندن گياه خودرو در حرم براى همه حرام است، خواه محرم، خواه غير محرم.

مسأله 969. حلق و تقصير و ذبح در شب جايز نيست وعمداً هم نمى تواند از روز عيد به تأخير بيندازد.

مسأله 970. تراشيدن ريش از تقصير يا حلق كفايت نمى كند.

مسأله 971. كسى كه حلق بر او متعين است، اگر حلق نكند گذشته از اين كه معصيت كرده از احرام نيز خارج نمى شود و كسى كه حلق مى كند اگر چه بداند در اثنا از سر او خون مى آيد، بايد حلق كند.

مسأله 972. كسى كه حلق كردن بر او متعين است، اگر از حلق كردن معذور باشد، چنانچه عُذر او، وجه شرعى يا مصلحت مهم طبّى داشته باشد مى تواند تقصير كند، لكن احتياط را از كف ندهد و تا محلى براى حلق هست آن را به تقصير بدل ننمايد.


صفحه 227

مسأله 973. كسى كه حلق بر او متعين است، اگر از روى جهل تقصير كرد كفاره ندارد و بايد حلق كند و در صورت عِلم، علاوه بر كفاره بايد اگر اعمال مترتبه ى منا و مكه را انجام داده، مجدداً همراه با حلق اعاده كند.

مسأله 974. كسى كه موهاى سر او زياد است و مى خواهد با تيغ حلق كند جايز نيست بهواسطه زيادى مو، اوّل تقصير كند بعد با تيغ حلق نمايد چنين فردى مى تواند از ماشين ته زن استفاده كند.

مسأله 975. زائر خانه خدا مى تواند سر خودرا پس از نيّت بتراشد و يا تقصير نمايد ، و اگر اين كار را به ديگرى سپرد بايد خود نيّت كند و سلمانى يا تقصير كننده نيازى به نيّت كردن ندارد.

مسأله 976. اگر كسى عمداً در غير منا حلق يا تقصير كند و اعمال مترتبه را انجام دهد، مُحِلّ نمى شود، بلكه بايد آن را در منا اعاده كند و اعمال مترتبه را نيز بياورد، و اگر از مكه بيرون رفته باشد بايد حلق يا تقصير كند وموهاى خود را به منا بفرستد و كسى را نائب كند كه اعمال مكه او را انجام دهد و سال بعد نيز در ايام تشريق، رمى روز يازدهم و دوازدهم را خود انجام دهد و يااستنابه نمايد.

تااين وظايف را انجام ندهد نمى تواند براى عمره يا حج ديگر محرم شود و اگر محرم شود احرام او صحيح نيست، بلكه تا حلق و اعمال مترتبه را به نحوى كه گفته شد انجام ندهد در حال احرام باقى مى باشد.

ولى اگر از روى جهل به موضوع يا نسياناً حلق را بيرون از منى انجام داده اعمال مترتبه درست است فقط بايد حلق يا تقصير كند و موهاى خود را به منى بفرستد.


صفحه 228

مسأله 977. اگر كسى حلق يا تقصير را عمداً يا جهلاً و يا نسياناً ترك كند، بايد آن را در منا انجام دهد و اگر نمى تواند، در هر كجا كه هست انجام دهد، و موهاى خود را به منا بفرستد و اگر اعمال بعد از حلق را انجام داده باشد، اعاده كند. و اگر خود در مكه نيست به نحوى كه در مسأله ى قبل گفته شد استنابه نمايد تا از احرام خارج گردد.

مسأله 978. اگر كسى كه حلق يا تقصير را انجام نداده مجبور كنند تا به كشورش برگردد و يا او را به هر عنوانى روانه زندان كنند و اميد به آزادى او تا آخر ذى حجه نباشد، بايد موهاى خود را حلق يا تقصير كند و به منا بفرستد و براى اعمال به نحوى كه گفته شده استنابه نمايد، ولى در مورد زندانى اگر نتواند استنابه نمايد از موارد صدّ است كه احكام آن مى آيد.

مسأله 979. كسى كه وظيفه ى او حلق است و به خاطر مانعى مثل شكستگى سر و جراحت نمى تواند حلق كامل كند، چنانچه اميد خوب شدن تا آخر روز سيزدهم ذى حجه را دارد، بايد صبر كند و اعمال مترتبه مكه را نيز انجام ندهد و پس از حلق، به آن ها مبادرت ورزد، ولى اگر اميد بهبودى ندارد و يا تا غروب روز سيزدهم، بهبودى حاصل نشود، اگر چنانچه با ماشين ته زن هم نمى تواند حلق كند، تقصير كند و از احرام خارج گردد و مى تواند اعمال مكه را انجام دهد و به احتياط واجب چنانچه تا آخر ذى حجه متمكن از حلق شد، ولو با ماشين، حلق نمايد و موهاى خود را به منا بفرستد.

مسأله 980. انجام طواف حج و سعى، بعد از حلق و تقصير مى باشد و اگر كسى آن را مقدّم داشت:

الف. اگر عمداً مقدم داشت، بايد پس از حلق و يا تقصير، طواف و نماز آن


صفحه 229

و سعى را اعاده كند، و يك گوسفند نيز به عنوان كفاره ذبح كند.

ب. اگر سهواً و نسياناً مقدم داشت، بايد بعد از حلق و يا تقصير آن ها را به ترتيب اعاده كند و كفاره ندارد.

ج. اگر فقط طواف را عمداً مقدم داشت حكم آن نيز مانند فرع الف است.

د. اگر فقط سعى را عمداً مقدم داشت، حكم آن مانند فرع ب است.

مسأله 981. تا وكيل و يا نايب در ذبح، قربانى نكرده موكل يا منوب عنه نمى تواند حلق كند، ولى اگر به اعتقاد اين كه ذبح نموده است حلق كند و معلوم شود كه قربانى نكرده بود، حلق مزبور كافى است و اگر اعمال مترتبه را در مكه انجام داده است كفايت مى كند و اعاده لازم نيست و تا علم به ذبح قربانى حاصل نشده، گرچه اعمال انجام شده صحيح است، ليكن هنوز محرم است و اگر لباس دوخته به تن كرده بايد بيرون بياورد تا يقين به ذبح و قربانى نمايد.

مسأله 982. بعد از انجام اعمال منا و قبل از انجام اعمال مكه مى تواند از مكه خارج شود، ولى چنانچه اطمينان نداشته باشد از اين كه برمى گردد يا نه و يا ممكن است خطرى براى او پيش آيد نبايد مكه را ترك كند.


صفحه 230

صفحه 231

فصل هفتم

اعمال مسجدالحرام

پس از انجام فريضه حلق يا تقصير، نوبت اعمال مكه مى رسد، و وقت آن از روز دهم تا آخر ماه ذى الحجه است، هر چند مستحب آن است كه اعمال مكه را از روز يازدهم به تأخير نيندازد.

اعمال مكه عبارتند از:

1. طواف حج يا طواف زيارت

2. دو ركعت نماز طواف در نزد مقام ابراهيم

3. سعى ميان صفا و مروه

4. طواف نساء

5. دو ركعت نماز طواف

و با انجام سعى بوى خوش نيز حلال مى شود و با انجام طواف نساء كليه محرمات احرام بر محرم حلال مى شود.

مسأله 983 . از آنجا كه درباره اين اعمال در بخش عمره تمتع به تفصيل سخن گفتيم، در اينجا نيازى به تفصيل بيشتر نيست. آنچه لازم است اين كه بايد اين اعمال به ترتيب انجام شود، و اگر كسى بر خلاف ترتيب ياد شده انجام داد، بايد به گونه اى اعاده كند كه ترتيب حاصل شود، مثلاً اگر اوّل سعى نمود و بعداً طواف، تنها اعاده سعى كافى است.


صفحه 232

مسأله 984 . طواف زيارت و سعى از اركان حج است و اگر كسى عمداً تا آخر ذى الحجه آنها را ترك كند، حج او باطل مى شود، و اگر از روى فراموشى هر دو يا يكى را به جا نياورد، بايد پس از ماه ذى الحجة الحرام، قضا كند، و اگر نمى تواند شخصاً انجام دهد، بايد نايب بگيرد.

مسأله 985. اعمال پنج گانه ياد شده در بالا ، قبل از وقوف عرفات ومشعر و اعمال سه گانه (رمى قربانى و حلق) منا در حال اختيار براى متمتع جايز نيست و اگر كسى عمداً اين كار را انجام داد، علاوه بر اعاده بعد از حلق يا تقصير بايد يك گوسفند ذبح نمايد و در صورت سهو و يا نسيان فقط بعد از حلق يا تقصير اعاده نمايد و كفاره ندارد.

مسأله 986. كسى كه حج افراد و يا قران به جا مى آورد مى تواند بدون عذر، تمامِ اعمال مكه را بر وقوفين مقدم بدارد.

مسأله 987. چهار گروه يا دشده در زير، از كسانى كه حج تمتع به جا مى آورند مى توانند همه ى اعمال مكه را پس از احرام براى حج و قبل از رفتن به عرفات مقدّم بدارند.

الف: زنى كه مى ترسد بعد از برگشتن از منا حائض و يا نفسا شود و تا آخر ايام تشريق و يا حداكثر تا زمانى كه در مكه هست پاك نشود.

ب: پيرمرد و پيرزنى كه نمى توانند خودشان بعد از برگشتن از منا اعمال مكه را در ازدحام جمعيّت انجام دهند.

ج: بيماران و معلولين كه نمى توانند خود بعد از اعمال منا به مكه بيايند و يا اين كه در ازدحام جمعيت از انجام اعمال عاجزند و براى آن ها مشكل است.

د: هركس ديگرى كه عذر عرف پسند داشته باشد از اين كه اعمال را بعد از


صفحه 233

برگشتن از منا تا آخر ذي حجه و يا زمانى كه در مكه هست، خود انجام دهد.

مسأله 988. كسانى كه به خاطر عذرى اعمال را مقدم مى دارند، بر خلاف سه دسته ى قبل اگر بعد از اعمال منى كشف خلاف شد بايد اعمال را اعاده كنند، ولى سه دسته ى قبل ولو در صورت كشف خلاف، اعاده لازم نيست.

مسأله 989. اگر زنى كه اعمال مكه را مقدّم داشته، در اثناى اعمال حائض شود نمى تواند براى بقيه نايب بگيرد. چون تقديم اعمال شامل استنابه نمى شود و چنين شخصى اگر طواف او از نصف گذشته، بايد بعد از برگشت از منا آن را تكميل كند و نماز را بخواند و اعمال مترتبه را انجام دهد، ولى احتياط مستحب در اتمام طواف و نماز و اعاده ى طواف و نماز است.

مسأله 990. اگر زنى كه اعمال مكه را مقدم داشته بعد از طواف و نماز آن حايض شود، مى تواند سعى را انجام دهد و طواف نساء و نماز آن را بعد از برگشتن از منا انجام دهد، البته چنين كسى وقتى از منا برگشت احتياطاً سعى را مجدداً انجام دهد و سپس به سراغ طواف نساء و نماز آن برود.

مسأله 991. اگر زنى كه اعمال مكه را مقدم داشته بعد از سعى حايض شود، آن چه مقدم داشته كافى است و هنگام برگشتن از منا فقط طواف نساء و نماز آن را انجام دهد.

مسأله 992. زنانى كه در حج نايب هستند با خوف حيض و نفاس و مرض شديد مى توانند اعمال را مقدّم دارند.

مسأله 993. افرادى كه داراى روحيه ى ضعيف هستند و يا حالت وسواس و ترس از جمعيت دارند، اين حالات صرفاً مجوز تقديم اعمال مكه بر وقوفين نمى شود.

مسأله 994. در موارد چهارگانه تقديم جايز است، نه لازم مگر براى


صفحه 234

كسانى كه مى دانند تا زمانى كه در مكه هستند و يا تا آخر ذى حجه عذرشان برطرف نمى شود و مجبور به استنابه مى شوند كه در اين صورت واجب است خود، اعمال را تقديماً انجام دهند .

مسأله 995. تشخيص عذر در تقديم اعمال برعهده ى خود مكلف است و آن جايى كه عرف متشرع هم تأييد كند، عذر احراز مى گردد.

مسأله 996. كسى كه مى تواند اعمال مكه را بر وقوفين مقدم دارد، اگر اين اعمال را بدون احرام حج انجام دهد كفايت نمى كند و بايد بااحرام انجام دهد.

مسأله 997. اشخاصى كه مى توانند اعمال مكه رامقدّم دارند لازم نيست صبر كنند تا نزديك ترين زمان براى رفتن به عرفات را انتخاب كرده و اعمال را انجام دهند، بلكه زودتر هم مى توانند محرم شوند و اعمال را انجام دهند.

مسأله 998. كسانى كه در هر حال چه اعمال مكّه را مقدم بدارند يا نه، بايد با تخت و چرخ و ويلچر و امثال آنان طواف و سعى كنند نمى توانند اعمال را مقدّم دارند مگر اين كه بعد از برگشتن از منا طواف با چرخ و تخت و امثال آن نيز براى آن ها مشكل باشد و يا اين كه خوف داشته باشد بعد از ايّام تشريق توان نشستن بر چرخ را پيدا نكند كه در اين صورت اگر مقدّم داشتند و در طبقه ى بالا طواف كردند و نماز خواندند نايب آن ها نيز در همان زمان در پايين طواف كند و نماز بخواند، و اگر معذور بتواند نماز را پايين بخواند اين كار را انجام دهد و البته كسى كه مى خواهد طواف اين شخص را نيابت كند نبايد محرم به احرام حج شده باشد.


صفحه 235

طواف نساء

مسأله 999 . طواف نساء اختصاصى به مردان ندارد، بلكه همه بايد آن را انجام دهند، و اگر كسى انجام ندهد و بميرد، بايد براى او نايب بگيرند، و هزينه نائب از تركه برداشته مى شود.

مسأله 1000 . طواف نساء پس از سعى انجام مى گيرد و اگر كسى عمداً آن را جلو بيندازد، طواف او باطل است و بايد اعاده كند و اگر سهواً يا از روى جهل به مسأله انجام دهد، اعاده مستحب است.

مسأله 1001 . اعمال مكه را بايد پشت سر هم انجام داد، و ميان آنها فاصله زيادى قرار نداد، مگر به نحوى كه در مبحث عمره تمتع گفتيم، ولى تأخير طواف نساء از سعى مانعى ندارد، و مى تواند تا آخر ذى حجه آن را انجام دهد، در صورت ترك بايد به تبعات و احكام آن يعنى حرام بودن نزديكى با همسر و ديگر تمتعات جنسى عمل كند، و اينكه حتى نمى تواند همسرى اختيار كند.

مسأله 1002 . اگر كسى در انجام طواف نساء شك كند، در حالى كه ماه ذى حجة الحرام به پايان نرسيده است، چنين فردى بايد خود و در صورت عدم امكان، نايب او طواف نسا و نماز آن را انجام دهد، و اگر پس از خروج از ماه ذى الحجه چنين شكى رخ داد، اعتنا نكند.

مسأله 1003 . اعمال عمره مفرده، با عمره تمتع تفاوتى ندارد، جز اين كه در عمره مفرده، طواف نساء و نماز طواف نساء پس از سعى واجب است، ولى در عمره تمتع طواف نساء نيست، فقط در اعمال حج واجب است.


صفحه 236

مسأله 1004 . اگر كسى به نيابت از ديگرى به حج برود، امّا طواف نسا را فراموش كند، زن بر نائب حرام مى شود، تا آن را انجام دهد و در صورت عدم تمكن نايب بگيرد، و اگر بميرد بايد از تركه او كسى را اجير كنند تا طواف نسا را به نيابت از او به جا آورد، ولى ترك طواف نسا از جانب نائب نسبت به منوب عنه اثرى ندارد.

مسأله 1005 . هرگاه زنى به خاطر ترس از حيض، طواف نسا را بر سعى مقدم بدارد، طواف او صحيح است،ولى اگر بعداً حائض نشد واجب است خودش طواف نسا و نماز آن را به جا آورد.

مسأله 1006. اگر طواف كننده در تلفّظ نيّت طواف نساء لفظ ديگرى بر زبان آورد; مثلاً بگويد طواف رجال اگر منظورش اداى وظيفه است، مانع ندارد.

مسأله 1007. اگر كسى طواف عمره و يا حج و يا نساء را فراموش كرد و با همسر خويش نزد يكى نمود، بايد يك شتر در مكه نحر كند و هر كدام از اين سه طواف را كه فراموش كرده با نماز آن، اعاده نمايد و سعى را نيز بعد از اعاده طواف عمره و حج اعاده كند.

مسأله 1008. اگر فقط طواف نساء را فراموش كرد و يا عمداً ويا جهلاً به جا نياورد، اگر مى تواند برگردد و شخصاً آن را با نمازش انجام دهد و الاّ استنابه كند و خود نيز احتياطاً نماز آن را در محلى كه هست بخواند.

مسأله 1009. اگر كسى طواف عمره تمتع را عمداً يا از روى جهل ترك كرد، عمره ى او باطل مى شود و لكن اگر به خاطر ضيق وقت نمى تواند طواف را انجام دهد، حج او به حج افراد تبديل مى شود در اين صورت اعمال حج را به نيت حج افراد انجام بدهد و بعد از آن عمره ى مفرده اى بايد بياورد و بايد حج را در سال بعد قضاكند .


صفحه 237

مسأله 1010. اگر كسى طواف حج را عمداً يا از روى جهل ترك كرد تا آخر ذى حجه فرصت جبران با انجام اعمال مترتبه را دارد و الاّ با توجه به اين كه حج او فاسد شده است، يك شتر در مكه قربانى كند و حج را در سال بعد قضا نمايد.

مسأله 1011. كسى كه طواف نساء را در عمره ى مفرده و يا حج تمتع انجام نداده اگر با فرض جهل انجام نداده و ازدواج نموده است فرزند او حلال زاده است بايد طواف نساء را انجام دهد و احتياطاً عقد را تجديد كند.

مسأله 1012. اگر كسى طواف طواف نساء او به جهتى باطل شده باشد، پس از ماه ذى حجة الحرام هم مى تواند آن ها را قضا كند و يا در صورت عدم امكان مباشرت، استنابه نمايد، ولى كسى كه عمداً يا از روى جهل به حكم، طواف حج را باطل كند تا آخر ذى حجه فرصت جبران با انجام اعمال مترتبه را دارد و اگر نكرد حج او باطل و بايد يك شتر در مكه قربانى كند و حج را در سال بعد قضا نمايد .

مسأله 1013. طواف نساء در عمره ى مفرده بعد از حلق يا تقصير است.

مسأله 1014. اگر كسى چندين عمره ى مفرده به جا آورده باشد و در هيچ كدام طواف نساء انجام نداده باشد بايد براى هر كدام يك طواف نساء مستقل همراه با نماز آن بياورد .

مسأله 1015. احتياط آن است كه تا كسى طواف نساء عمره مفرده يا حج تمتع انجام نداده براى عمره تمتع با عمره مفرده محرم نشود و اگر كسى طواف نساءعمره ى مفرده را فراموش كرده و بعد براى عمره ى تمتع محرم شده است، بايد آن را قبل از طواف عمره ى تمتع به جا آورد.


صفحه 238

مسأله 1016. اگر حج گزار يا عُمره گزار بعد از نيمه ى اوّل طواف نساء يعنى بعد از سه و نيم شوط با همسر خود نزديكى كند، حج يا عمره ى مفرده او صحيح است و كفاره ندارد و بايد استغفار نموده و طوافش را با تحصيل طهارت تمام كند.


صفحه 239

فصل هشتم

گذراندن شب در منا (بيتوته)

زائر خانه خدا آنگاه كه اعمال مكه را انجام داد، بايد براى سپرى كردن شب در منى، به اين سرزمين بازگردد و شب هاى يازدهم و دوازدهم و در برخى حالت ها، شب سيزدهم را در آنجا بماند.

مسأله 1017 . لازم نيست همه شب را در منى بماند، بلكه مى تواند يا از سر شب تا نيمه آن، در منى بماند و بعداً به مكه برود و يا اين كه اگر سر شب در منى نبوده، بايد به نحوى به منى برگردد كه پيش از طلوع فجر در منى باشد تا فجر طلوع كند.

مسأله 1018 . كسى كه بدون عذر شرعى نصف اوّل شب را در منى نبوده ، حتماً بايد پيش از طلوع فجر به منى بيايد و در آنجا بيتوته كند.

مسأله 1019 . اقامت در منى در اين شب ها نوعى عمل قربى است و بايد با نيت و اخلاص انجام بگيرد.

مسأله 1020 . گوسفندى كه به عنوان كفاره ذبح مى شود، شرايط قربانى روز دهم در آنها لازم نيست، حتى در صورتى كه نتوانند در حج آن را انجام دهند مى توانند پس از بازگشت به محل آن را انجام دهند.

مسأله 1021 . ظهر روز دوازدهم (جز طايفه مخصوصى) همه مى توانند منى را ترك كنند و پيش از ظهر، خروج از منى جايز نيست، و اگر كسى به علتى


صفحه 240

عقب ماند و آفتاب غروب كرد، بايد شب را در آنجا بماند.

بر چند گروه واجب است كه شب سيزدهم را در منى بيتوته كنند:

1. كسى كه در حال احرام ، چه احرام عمره تمتع و چه احرام حج، صيد كرده باشد.

2. كسى كه در حال احرام با زن نزديكى كند.

3. كسى كه روز دوازدهم به هر علتى از منى كوچ نكرد و به هنگام غروب روز دوازدهم در منى بود.

مسأله 1022 . اگر كسى بعد از ظهر روز دوازدهم از منى بيرون رفت، ولى قبل از غروب براى كارى به منى برگشت، احتياط آن است كه شب را در منى بماند و فرداى آن روز، جمرات را رمى كند.

مسأله 1023 . بيتوته و سپرى كردن شب در جمره عقبه خلاف احتياط است، و در عين حال، بيتوته در داخل نقاطى كه با علامت هاى مخصوص حدود منى تعيين شده است كفايت مى كند.

مسأله 1024 . كسى كه مى داند اگر براى انجام اعمال به مكه برود،،نيمه اوّل شب را در منى درك نمى كند، براى چنين شخصى رفتن و انجام اعمال مانعى ندارد، به شرط آن كه در نيمه دوم قبل از طلوع فجر در منى حاضر باشد.

مسأله 1025 . بر چند گروه بيتوته براى آنها در شب هاى منى (يازدهم و دوازدهم و سيزدهم) واجب نيست:

1. بيماران و پرستاران آنها و كليه كسانى كه ماندن براى آنها در منى مشقّت زا باشد.


صفحه 241

2. كسانى كه مى ترسند بر اثر بيتوته در منى مال مهمى در مكه از دستشان برود.

3. كسانى كه براى تدارك نيازهاى ضرورى حجاج ناچارند در مكه بمانند.

4. كسانى كه همه شب را در مسجدالحرام به عبادت بگذرانند، جز مقدار ضروريات مانند خوردن و نوشيدن و تجديد وضو.

و احتياط مستحب اين است كه عبادت خود را به طواف و نماز طواف اختصاص دهند.

مسأله 1026. كسانى كه اين فريضه را عمداً ترك كنند بايد براى شب اوّل يك گوسفند قربانى كنند و كسانى كه عامد نباشند ; يعنى سه دسته ى اوّل از چهار طايفه اى كه در مسأله ى قبل آورده ايم اگر بيتوته را ترك كردند براى هر شب به احتياط واجب گوسفندى قربانى كنند.

مسأله 1027 . اگر فردى براى اعمال مكه يا كارهاى ديگر روز دوازدهم به مكه بيايد، بايد در صورت امكان قبل از ظهر، و در غير آن صورت بعداز ظهر به منى برگردد تا فريضه نفر و كوچ كردن بعد از ظهر را انجام دهد.

رمى جمرات سه گانه

مسأله 1028 . روز يازدهم و دوازدهم بايد سه نقطه را به اين ترتيب رمى كند:

1. جمره اوّلى، يا جمره نخست و وظيفه رمى در اين روزها از آن آغاز مى شود و دورترين جمرات به مكه همين جمره است و در نزديكى مسجد خيف مى باشد.


صفحه 242

2. جمره وسطى، يا جمره ميانه كه در فاصله (40/156) مترى جمره اولى قرار گرفته و پس از آن، رمى شود.

3. جمره عقبه، يا آخرين جمره كه فاصله آن با جمره وسطى77/116 متر است و با رمى آن، وظيفه رمى پايان مى پذيرد.

مسأله 1029 . مقدار رمى با هدف گيرى توأم است، و رمى بدون هدف بى معنى است ولى هدف جايگاه ستون ها است و ستون هاى فعلى كه در اعصار پيشين وجود نداشته براى نشانه گيرى محل رمى است، و نشانه گيرى جايگاه ستون كافى است، اصابت بكند يا نكند.

مسأله 1030 . ترتيب، در رمى جمرات، واجب است و اگر كسى عمداً يا سهواً بر خلاف ترتيب رمى كند، بايد به نوعى جبران كند كه ترتيب حاصل شود، مثلاً اگر اوّل جمره وسطى را ، سپس جمره اولى را رمى كند، اگر دومرتبه جمره وسطى را رمى كند كافى است، سپس به سوى جمره عقبه مى رود.

مسأله 1031 . رمى جمره از پايين و بالا صحيح است و آنچه كه لازم است، رمى به سوى آن محدوده از فضا تحقق پذيرد، اكنون كه به جاى ستون سابق، ديوارى به طول حدود 34متر و بلندى شش متر در هر طبقه و مجموعاً پنج طبقه به وجود آمده است، ستون سابق در هر جمره، لاى اين ديوار قرار گرفته و براى اهل تشخيص، محل ستون سابق معلوم است، و در صورت مشقت، به هر نقطه اين ديوار كه هدف بگيرد، كافى است هر چند به ديوار اصابت نكند.

رمى جمرات ثلاث

مسأله 1032 . كسانى كه از رمى در روز يازدهم و دوازدهم عذر دارند، مى توانند، رمى را جلو بيندازند و شب يازدهم و دوازدهم رمى را انجام دهند.


صفحه 243

مسأله 1033 . رمى جمرات روزهاى يازدهم و دوازدهم واجب است ولى از اعمال حج نيست، و هر نوع خلل در آن موجب بطلان حج نمى شود.

مسأله 1034 . كسانى كه روزهاى يازدهم و دوازدهم از رمى در روز معذورند، بايد شب قبل آن رمى كنند، و نمى توانند نايب بگيرند. و اگر رمى در شب هم براى آنان حرجى است، نائب بگيرند كه در روز رمى كند.

مسأله 1035 . هرگاه كسى، به گونه اى مريض است كه نمى توان از او اذن گرفت و رمى كرد، در اين صورت اذن گرفتن ساقط است و بايد از طرف او رمى كرد.

مسأله 1036 . شخصى كه از طرف ديگرى نيابت دارد و خود نيز بايد رمى كند، مى تواند نخست رمى خود و سپس فرد ديگر را يا بالعكس انجام دهد.

مسأله 1037 . اگر كسى رمى در روز را فراموش كرد، واجب است در روز بعد آن را قضا كند و رمى قضا را بر ادا مقدم بدارد، مثلاً اگر روز عيد، رمى را انجام نداد، روز يازدهم، اوّل بايد جمرة العقبه را رمى كند، آنگاه برگردد سه رمى ديگر را از جمره اولى شروع كرده و در جمره عقبه به آخر برساند. و همنيطور اگر رمى دو روز را فراموش كند بايد در روز بعد قضا كند و نمى تواند شب قضا كند. ومستحب است بين رمى قضا و رمى ادا فاصله بياندازد، قضاى روز قبل طرف صبح و ادا هنگام ظهر باشد.

مسأله 1038 . اگر كسى رمى روز دهم را به صورت غير صحيح انجام داد و پس از رمى يازدهم و دوازدهم متوجه شد، فقط جمره عقبه را رمى كند و اعاده بعدى ها لازم نيست.

مسأله 1039 . هرگاه پس از سپرى شدن روز، در رمى يكى از جمرات شك


صفحه 244

كند، اعتنا ننمايد، همچنان كه اگر در صحت يكى از «رمى»هاى خود شك كند، اعتنا نكند.

مسأله 1040 . هرگاه مى داند روز يازدهم يا دوازدهم يكى از رمى ها را انجام نداده ولى نمى داند كدام است، بايد هر سه را قضا كند.

مسأله 1041 . هرگاه بداند كه يكى از جمره ها به طور معين را با كمتر از چهار سنگ رمى كرده، بايد آن را تجديد كند، و رمى جمرات بعدى را نيز اعاده نمايد.

مسأله 1042. كسانى كه بايد شب سيزدهم را در منا بمانند و بيتوته نمايند، واجب است روز سيزدهم هم سه جمره را رمى كنند.

مسأله 1043. اگر كسى جهلاً و يا سهواً و يا عمداً به هر كدام از جمره ها چهار سنگ پرتاب كرد بايد برگردد و به هر كدام، سه سنگ پرتاب كند; مثلاً اوّل چهار سنگ به جمره ى اول، سپس وسطى و سپس كبرى بزند و هم چنين اگر به جمره ى اولى و وسطى را چهار سنگ زد و سپس به جمره ى كبرى هفت سنگ زد و بايد آن دو مورد ناقص را تكميل كند ودر تكميل ترتيب شرط نيست ، ولى احتياط مستحب در عامد اين است كه رمى خود را از اوّل به صورت كامل با رعايت ترتيب اعاده كند .

مسأله 1044. وقت رمى از اوّل طلوع آفتاب تا غروب روزى است كه شب آن را بيتوته كرده است و در شب جايز نيست.

مسأله 1045. رمى در شب بدون عذر صحيح نيست و اگر چنين كرد بايد در همان سال و اگر ايّام تشريق تمام شده علاوه بر اين كار در سال آينده نيز در روزهاى منى اعاده كند و يا استنابه نمايد .


صفحه 245

مسأله 1046. كسانى كه از رمى در روز ولو بعد ازظهر معذورند; مثل مريض يا كسى كه خوف عقلايى دارد كه در ازدحام جمعيت هنگام رمى صدمه مى بيند، مثل كسى كه خيلى ضعيف الجُثّه است، بايد شب قبل رمى كند، نه شب بعد و اگر در شب هم نمى تواند بايد نايب بگيرد كه در روز براى او رمى نمايد.

مسأله 1047. رمى در شب به جاى رمى روز يازدهم و دوازدهم و در بعضى موارد سيزدهم براى خانم ها، در صورتى صحيح است كه از رمى در روز معذور باشند وبايد رمى اين دو روز را شب قبل انجام دهند.

مسأله 1048. زن مى تواند در حج نيابت كند; هر چند براى وقوف در مشعر جزء معذورين به حساب آيد و يا در رمى جمره ى عقبه، شب رمى نمايد و يا به خاطر عذر، رمى روز يازدهم و دوازدهم را در شب قبل انجام دهد.

مسأله 1049. عدد سنگريزه ها كه بايد به هر جمره بزند هفت عدد مى باشد وكيفيت انداختن و شرايط و واجبات آن به همان نحو است كه سابقاً در جمره ى عقبه گفته شد.

مسأله 1050. اگر زنى احتمال بدهد رمى يا مقدمات آن مثل رفتن به پاى جمرات موجب قاعدگى مى شود و يا اين كه پزشگ او را از فعاليت زياد منع كرده تاموجب قاعدگى نشود و در اثر قاعدگى به مشقت مى افتد بالاخص آنجا كه پس از برگشتن از منا اعمال حج را در روز دوازدهم به بعد انجام مى دهد در اين صورت عذر او موجه است ومى تواند براى رمى نايب بگيرد.

مسأله 1051. اگر مريض و معذور از خوب شدن و رفع عذر مأيوس باشند، واجب است استنابه نمايند و در اين صورت اگر رفع عذر شد و يا بهبودى


صفحه 246

حاصل گرديد، اعاده لازم نيست، ولى اگر مأيوس هم نباشند مى توانند نايب بگيرند، چنانچه بهبودى حاصل شد يا رفع عذر گرديد، به احتياط واجب همه ى آنچه را انجام داده اعاده نمايد.

مسأله 1052. كسى كه وظيفه ى او استنابه در رمى است چنانچه نايبى كه در روز رمى كند پيدا نشد ويا كسى حاضر نشد براى او نيابت كند، مى تواند رمى را بدهد به كسى كه در شب رمى مى كند، ولى چنانچه خودش خوب شد، روز بعد قضا كند و يا اگر نايبى پيدا شد براى روز بعد، علاوه بر رمى آن روز، قضاى روز قبل را نيز استنابه كند كه در روز رمى كند.

مسأله 1053. اگر مردى در حج از زنى نيابت مى كند بايد در وقوف شبانه ى مشعر و رمى جمرات در روز، به وظيفه ى مرد عمل كند.

مسأله 1054. كسى كه به نيابت ديگرى رمى مى كند مى تواند براى خودش و ديگران هر جمره اى را رمى كند .

مسأله 1055. در مواردى كه گفته شد رمى جمره در صورت فراموشى تا آخر ذى حجه وقت قضا دارد چنانچه خارج از ايام تشريق قضا شد احتياطاً سال بعد هم رمى كنند و يا استنابه نمايند كه در ايام تشريق رمى شود.

مسأله 1056. مقدم نمودن قضا بر ادا، واجب است. بنابراين رمى هر روزى كه از او فوت شده را اوّل انجام مى دهد. سپس رمى مربوط به همان روزى را كه بر او واجب است و اگر هر سه روز را فراموش و در روز سيزدهم متذكر شده است، به ترتيب، اول رمى روز عيد، سپس روز دهم و در آخر روز دوازدهم را قضا مى كند و يا تا زمانى كه در مكه است تا آخر ذى حجه همين گونه قضا نمايد .


صفحه 247

مسأله 1057. هنگام قضاى رمى نبايد رمى روزها را متداخلاً انجام دهد; به اين شكل كه مثلاً به جمره ى اولى چهارده سنگ بزند; هفت عدد آن براى قضاى روز يازدهم و هفت عدد ديگر براى قضاى روز دوازدهم وسپس به سراغ جمره ى وسطى برود، بلكه بايد در قضاى هر روز به صورت كامل و مستقل انجام دهد و آنگاه به قضاى روز بعد منتقل شود .

مسأله 1058. اگر به هر يك از جمرات يا بعضى از آن ها چهار سنگ انداخته باشد و در روز بعد يادش بيايد بايد بقيه ى روز قبل را تكميل كند و سپس وظيفه ى روز خود را به جا آورد.

مسأله 1059. كسى كه رمى روز را ترك كرده است نمى تواند شب آن را قضا كند، بلكه روز بعد اوّل قضاى روز قبل را به جا مى آورد و به احتياط مستحب با كمى فاصله وظيفه ى روز خود را به جا مى آورد.

مسأله 1060. اگر در ظرف هر روزى نسبت به رمى جمرات شك كند كه آيا جمره اى را رمى كرده است يا نه هر چند از محيط رمى خارج شده باشد، بايد برگردد جورى رمى كند كه ترتيب رعايت شده و يقين هم حاصل گردد، ولى اگر شب و يا روز بعد شك كرد به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1061. اگر قبل از اين كه مشغول رمى جمره ى بعدى شود در عدد قبلى شك كند كه آيا هفت عدد زده ياكمتر، بايد آن چه را احتمال نقصان مى دهد بياورد تايقين حاصل شود و اگر بعد از رمى يكى از جمرات نيز اين شك ايجاد شود بايد برگردد، عدد را تكميل و رمى جمره ى بعدى را اعاده كند تا ترتيب حفظ شود و اگر يك طرف شك او در عدد سنگ ها به كمتر از چهار تعلق گرفته، رمى آن جمره را بايد از سر بگيرد و اكتفا به تكميل، خلاف احتياط


صفحه 248

است و سپس به ترتيب، بقيه را از اوّل اعاده كند.

مسأله 1062. اگر كسى هنگام رمى در عدد رمى شك كند و آن مقدارى را كه زده رها كند و دوباره از اوّل شروع كند، اشكال ندارد، البته شخص با اين كار در حقيقت رمى ناقص را تكميل مى كند و قبلى ها رها نمى شوند و آن چه را كه اضافه مى زند چون قصد بيشتر از هفت به عنوان تكليف شرعى ندارد، به صحت رمى ضرر نمى زند.

مسأله 1063. اگر كسى بعد از مشغول شدن به رمى جمره ى بعدى در عدد قبلى شك كند، ولى علم دارد كه چهار سنگ يا بيشتر به جمره ى قبلى پرتاب كرده، اين شخص رمى جمره اى را كه در حال رمى مى باشد تمام كند و سپس جمره ى قبلى را تكميل كند، اشكالى ندارد.

مسأله 1064. بنابر آن چه گذشت اگر بعد از رمى هر سه جمره يقين پيدا كند كه يك يا دو يا سه سنگ از يكى يا دو تا ازسه جمره ناقص شده، بايد هر مقدار را كه احتمال نقصان مى دهد تكميل كند. زيرا ترتيب با پرتاب چهار سنگ به هر جمره حاصل شده است و ديگر نياز به اعاده ندارد.

مسأله 1065. اگر كسى بعد از انداختن سنگ به هر سه يقين كند كه به يكى از آن ها لا على التعيين، كمتر از چهار عدد رمى كرده و نمى داند كدام است و يا يقين كند كه يكى را رمى نكرده، ولى نمى داند كدام است در اين صورت بايد رمى هر سه جمره را به ترتيب از سر بگيرد و هم چنين است اگر بعد ازگذشتن وقت هر سه روز يقين كند كه رمى يك روز را ترك كرده و نداند كدام روز است مى تواند وظيفه هر سه روز را به ترتيب انجام دهد يا اين كه وظيفه ى روز اول يعنى رمى جمره عقبه را انجام دهد و سپس يك روز به عنوان مافى


صفحه 249

الذمه از دو روز ديگر قضا كند.

محصور و مصدود

مسأله 1066. كسى كه به احرام عمره اعم از مفرده يا تمتع و به احرام حج اعم از تمتع و افراد و قران، محرم شود واجب است اعمال عمره و حج رابه پايان برساند و الاّ در احرام باقى مى ماند امّا مصدود ومحصور از اين حكم مستثنى مى باشند.

مسأله 1067. مصدود به كسى گفته مى شود كه دشمن و يا امثال آن او را از انجام عمره يا حج به تفصيلى كه مى آيد جلوگيرى كند ولى محصور به كسى مى گويند كه به واسطه بيمارى و يا امثال آن از انجام عمره يا حج باز ماند. شخص محرم در هر كجا كه مصدود شد بايد با ذبح گوسفند يا گاو يا شتر و تقصير از احرام خارج گردد، و محصور بايد يكى از حيوانات نامبرده يا قيمت آن را به مكه يا منا بفرستد و با شخصى قرار بگذارد كه در وقت مشخصى از طرف او ذبح كند و بعد از ذبح، تقصير كند تا از احرام خارج گردد .

وظيفه ى مصدود در مراحل مختلف

مسأله 1068. كسى كه در عمره ى مفرده بعد از احرام، مصدود شود چه داخل حرم شده باشد و يا نه، و به او اجازه ندهند هيچ يك از اعمال عمره را انجام دهد و يا او را از انجام طواف و يا سعى منع كنند، بايد در هر كجا كه هست گوسفند و يا گاو و يا شترى را ذبح كند و سپس تقصير نمايد، در اين صورت از احرام خارج شده و همه ى محرمات احرام حتى تمتعات از همسر براى او حلال مى گردد.


صفحه 250

مسأله 1069. كسى كه در عمره ى تمتع بعد از احرام مصدود شد، حكم او در تمام مراحل مانند كسى است كه در عمره مفرده مصدود شود و حكم آن مسأله ى قبل بيان گرديد.

مسأله 1070. كسى كه محرم به احرام حج گرديد، و از انجام مناسك بعد از احرام ممنوع شد، مصدود از حج ناميده مى شود كه براى آن صورى مى باشد كه به بيان اهم آن مى پردازيم:

الف. كسى كه بعد از احرام حج از درك وقوفين اختيارى و اضطرارى ممنوع گردد بايد به حكم مصدود عمل كند. يعنى بايد گوسفند و يا گاو و يا شترى را ذبح كند و بعد از تقصير از احرام خارج گردد كه در اين صورت همه ى محرمات احرام براى او حلال مى گردد.

ب. صورتى كه حج گزار وقوفين را انجام داده لكن از اعمال مِنى و مكه مصدود گرديده كه اين خود صورى دارد:

1. فقط از اعمال منا منع شود ولى بتواند اعمال مكه را انجام دهد.

2. بر عكس صورت قبل يعنى از اعمال مكه منع شود ولى بتواند اعمال مِنى را انجام دهد.

3. از هر دو منع شود.

و در هر يك از سه صورت يا مى تواند نايب بگيرد و يا نمى تواند بنابراين مجموعاً مى شود شش صورت كه در مسائل بعد توضيح داده مى شود:

1. اگر حج گزار بعد از وقوفين فقط از آمدن به منا ممنوع شد اگر بتواند براى رمى و ذبح نايب بگيرد و در بيرون منى حلق كند وموى خود را به منى بفرستد بايد اين كار راانجام دهد و اعمال مكه را خود بياورد و عوض بيتوته در


صفحه 251

منا نيز در مكه به عبادت بپردازد و گرنه براى هر شب يك گوسفند كفاره ذبح كند.

2. اگر حج گزار بعد از وقوفين فقط از آمدن به مِنى ممنوع شد و نايب هم نمى تواند بگيرد در اين صورت نيز حكم مصدود جارى نمى شود و بايد اعمال را به نحوى كه اكنون بيان مى شود انجام دهد;

الف. رمى از او ساقط مى شود زيرا آن فرع تمكن است و نهايتاً اين كه سال بعد خود و يا نايبش در ايام تشريق رمى را انجام دهند.

ب. در مورد قربانى اگر بتواند پول آن را به شخصى مطمئن بدهد تا از طرف او قربانى كند و الاّ بايد بدل آن را بياورد يعنى سه روز روزه در ايام حج و هفت روز پس از بازگشت به وطن.

ج. حلق را نيز در بيرون منى انجام مى دهد و موى خود را به منا مى فرستد. و سپس اعمال مكه را خود انجام دهد.

د. در مورد بيتوته در منى به نحوى كه گذشت در مكه به عبادت بپردازد يا براى هر شب گوسفندى را به عنوان كفاره ذبح كند.

3. اگر حج گزار از اعمال مكه منع شود(طواف و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن) و مى تواند نايب بگيرد دو فرع دارد: اوّل اين كه از دخول مكه منع شده اين شخص مشمول ادله ى نيابت نمى شود(و حكم مصدود را دارد و با همان قربانى و حلق و يا تقصير روز عيد به طور كامل از احرام خارج مى شود.

دوم اين كه وارد مكه شده ولى از اعمال مسجدالحرام منع گرديده كه در اين جا بايد براى اعمال خود نايب بگيرد، چنين شخصى نيز اگر نتواند استنابه كند از موارد مصدود است.


صفحه 252

4. و اما اگر حج گزار از آمدن به مكه منع شده است و نمى تواند نايب هم بگيرد به طريق اولى حكم مصدود را دارد البته چنانچه اين شخص قربانى روز عيد را انجام داده، ديگر نياز به قربانى مجدد ندارد و با همان قربانى و حلق و يا تقصير روز عيد، از احرام به طور كامل بعد ازمصدود شدن و عدم توان در استنابه مُحِلّ مى گردد.

5و6. اگر حج گزار از ورود به منا و مكه هر دو منع شود در هر صورت چه بتواند نايب بگيرد يا نه حكم مصدود را دارد و بايد به حكم مصدود عمل كند.

مسأله 1071. اگر حج گزار اعمال مكه را انجام داد ولى از برگشتن به منا منع گرديد از موارد مصدود نيست. در اين صورت اگر بتواند براى رمى نايب بگيرد و الاّ رمى ساقط مى شود و به جاى بيتوته منا در مكه به عبادت بپردازد و يا گوسفندى را براى هر شب كفاره دهد.

مسأله 1072. كسى كه به خاطر بدهكارى در مراحلى كه نام برديم محبوس گردد حكم مصدود را دارد ولى مديون متمكن بايد دين خود را بپردازد و از حبس نجات پيدا كند و اعمال را به جا بياورد اگر نپرداخت حكم مصدود را ندارد.

مسأله 1073. اگر بعد از احرام براى رفتن به مكه و انجام اعمال، پولى مطالبه كنند، اگر داشته باشد بايد بپردازد مگر آنكه بيش از حد معمول و توان فرسا باشد در اين صورت حكم مصدود را دارد.

مسأله 1074. اگر از راهى مصدود شد و راه ديگرى وجود داشته باشد و مخارج رفتن از آن راه را دارا باشد بايد در احرام باقى بماند و از آن راه برود و اگر رفت و حج از او فوت شد، بايد عمره ى مفرده انجام دهد و از احرام خارج


صفحه 253

شود.

مسأله 1075. اگر مصدود خوف داشته باشد كه اگر از راه ديگر برود ممكن است به حج نرسد نمى تواند به وظيفه ى مصدود عمل كند و «مُحِلّ» شود بلكه بايد به راه ادامه دهد پس چنانچه فوت محقق شد با عمره ى مفرده از احرام خارج شود و اگر به اعمال حج رسيد اعمال حج را انجام مى دهد.

مسأله 1076. كسى كه در عمره ى تمتع و يا حج تمتع و قران و إفراد پس از احرام از تمام اعمال مصدود شود و يا از آمدن به مكه بعد از منا و يا از مكه و منا بعد از وقوفين منع شود چنانچه در سال اوّل استطاعت به حج آمده و مصدود شده حج از گردن او ساقط مى گردد مگر اين كه استطاعت او در سال ديگر باقى بماند و يا اين كه حج قبلاً بر او مستقر گرديده باشد.

مسأله 1077. اگر مصدود ظن عقلايى به عدم رفع منع داشته باشد مى تواند به احكام صدّ عمل كند و لازم نيست براى روشن شدن اوضاع صبر نمايد. و در غير اين صورت بايد براى روشن شدن وضعيت صبر كند.

مسأله 1078. كسى كه بعد از احرام عمره يا حج و يا در تمام مواردى كه مصداق صد است، مصدود شد و به خاطر جهل و يا عدم امكان، به وظيفه ى مصدود عمل نكرد، مثل شخصى كه او را دستگير و زندانى كرده باشند و پس از فوت عملى كه ترك عمدى و يا غير عمدى آن موجب بطلان حج است از او رفع منع شد مثلاً از زندان آزاد شد; اين شخص هنوز در حال احرام است و بايد به وظيفه مصدود عمل كند (يعنى قربانى و تقصير كند) و سپس احتياطاً عمره مفرده انجام دهد و اگر خود نمى تواند نايب بگيرد.

مسأله 1079. در مواردى كه مصدود مجبور شود به جاى هدى روزه بگيرد


صفحه 254

لازم نيست صبر كند و بعد از انجام روزه تقصير نمايد بلكه همين كه قصد كرد به جاى هدى روزه بگيرد مى تواند تقصير كند و از احرام خارج گردد.

مسأله 1080. مصدود در عمره و حج واجب و استحبابى و يا نيابى تبرعى و استيجارى و هم چنين در عمره ى مفرده استحبابى و يا نيابى تبرعى و يا استيجارى حكمش يكى است.

مسأله 1081. كسانى كه بعد از اعمال روز عيد در منا از آمدن به مكه مصدود شوند و يا كسانى كه به مكه آمده اند و از اعمال مسجدالحرام ممنوع گرديدند و نتوانند نايب بگيرند چنانكه گذشت ذبح روز عيد كافى است و نبايد به خاطر مصدود شدن از اعمال مكه مجدداً قربانى كنند، و همين طور اگر كسى بدل از قربانى روزه بگيرد وظيفه ى او همان ده روز روزه است كه بدل قربانى در روز عيد به گردن او آمده است پس وظيفه ى جديدى ندارد.

وظيفه ى محصور

محصور كسى است كه به واسطه ى بيمارى از انجام مناسك عمره يا حج ناتوان گردد و از طرفى ماندن در احرام نيز براى او تا انجام اعمال موجب مشقت باشد به همين خاطر شرع مقدس اين مشكل را در مراحل مختلف براى عمره و يا حج گزار به صورى كه مى آيد حلّ نموده است.

مسأله 1082. كسى كه در عمره ى مفرده و يا عمره ى تمتع بعد از احرام محصور گردد بايد به احتياط واجب، هدى يا پول آن را به شخص امينى بسپارد و وعده بگذارند كه در چه موقعى در مكه ذبح كند پس از سپرى شدن زمان مشخص تقصير مى كند و از احرام خارج مى شود، و همه ى محرمات احرام بر او


صفحه 255

حلال مى شود به جز تمتعات از همسر، اين حرمت باقى است تا زمانى كه خود او و يا در صورتى كه خود نتواند به هيچ وجه به مكه رود نايب وى اعمال عمره و بالطبع طواف نساء را انجام دهد و نماز آن را بخواند.

مسأله 1083. اگر بقا بر احرام تا زمان ذبح در مكه براى محصور حرجى باشد و مخصوصاً علاوه بر حرج در مواردى كه علاج بيمارى به حلق و تراشيدن موى سر باشد مى تواند در عمره ى مفرده و يا عمره ى تمتع در محل حصر قربانى كند و با تقصير از احرام خارج شود. ولى بايد خود يا نايبش بعداً عمره را بياورند و تا عمره را انجام ندهند لذت بردن از همسر حرام است.

مسأله 1084. هر كس هنگام عقد احرام در عمره ى مفرده و يا تمتع و يا حج شرط كند «بار پروردگارا محرم مى شوم به شرط اين كه هرگاه محصور شدم تو مرا مُحِلّ گردان» در اين صورت لازم نيست كه هدى را به مكه بفرستد پس همانجا قربانى مى كند و همه چيز و حتى لذت بردن از همسر بر او حلال مى شود و ديگر براى تحليل نيازى به آوردن عمره ى مفرده ندارد به عبارت ديگر: محصور در اين جا مانند مصدود عمل مى كند و اين نوع شرط را مى تواند در عمره ى مفرده و عمره ى تمتع و حج تمتع يا افراد و يا قِران شرط كند ولى در حج قران در هر صورت بايد قربانى را به منى بفرستد.

مسأله 1085. اگر حج گزار بعد از عمره ى تمتع و قبل از احرام حج چنان بيمار شد كه نتواند براى حج احرام ببندد، در اين صورت خود و يا نايبش طواف نساء و نماز آن را بياورند در اين جا عمره او به عمره مفرده تبديل مى شود و چنانچه حج بر او مستقر بوده و يا سال بعد استطاعتش باقى است حج را در سال بعد بياورد.


صفحه 256

مسأله 1086. اگر حج گزار بعد از احرام حج و قبل از وقوفين محصور شد هدى و يا ثمن آن را به منا بفرستد و جهت ذبح در منا وعده بگذارد و پس از رسيد موعد، از ذبح، تقصير كند در اين صورت همه چيز به جز تمتعات بر او حلال مى شود.

مسأله 1087. اگر كسى در عمره ى تمتع و يا حج تمتع و قران و افراد محصور گرديد و از ادامه ى اعمال و مناسك ناتوان شد مى تواند در مكانى كه محصور شده بماند و يا به محل زندگى خود برگردد و بعد از قرار رسيدن زمان انجام ذبح به وسيله كسى كه با او قرار گذارده بود از احرام خارج مى شود و همه چيز براى او حلال مى شود جيز تمتعات از همسر اما حلال شدن تمتعات از همسر به شرح زير ميسر مى شود :

1. اگر در عمره تمتع يا عمره مفرده محصور شده بايد پس از بهبودى عمره مفرده به حا آورد .

2. اگر در حج واجب محصور شد بايد تا سال آينده صبر كند و سال آپنده حج خود را اعاده كند تا همسر به او حلال شود.

3. اگرد در حج مستحب محصور شده است با انجام طواف نساء تمتعات از همسر بر او حلال مى شد در صورتى كه انجام اعمال فوق الذكر توسط خود او ممكن نيست يا حرجى آن بايد نايب بگيرد.

مسأله 1088. يادآور شديم براى فرد محصور در عمره مفرده يا عمره تمتع و يا حج تا قربانى انجام نشود از احرام بيرون نمى آيد، بنابراين در عمره مفرده بايد مقدارى صبر كند كه امين او به مكه برسد و زمان انجام ذبح به وسيله كسى كه با او قرار گذاشته شده برسد، و در عمره تمتع حداكثر زمان صبر اين است كه وقت بستن احرام براى حج به پايان برسد مثلاً يك ساعت قبل از


صفحه 257

ظهر روز نهم و در حج تمتع حداكثر صبر تا روز عيد قربان است.

مسأله 1089. اگر كسى بعد از وقوفين بيمار شد و نتوانست به منى برود بايد براى رمى جمره ى عقبه نايب بگيرد و براى ذبح هدى در روز عيد مواعده نمايد و هر كجا هست باتقصير و يا حلق از احرام خارج شود بنابراين هر چه از اعمال منا را خود مى تواند، بياورد و آنچه را كه نمى تواند، نايب بگيرد و در مورد بيتوته منى نيز اگر نتوانست انجام دهد و نتوانست بدل آن در مكه به عبادت بپردازد به احتياط واجب براى هر شب گوسفندى به عنوان كفاره قربانى كند.

مسأله 1090. اگر محصور در عمره ى تمتع بعد از فرستادن هدى يا پول آن حالش خوب شد به نحوى كه مى تواند به مكه برود و اعمال را انجام دهد چند صورت دارد:

الف. قبل از ذبح هدى به مكه مى رسد و عمره ى تمتع را انجام مى دهد و سپس براى حج محرم مى شود و مثل ديگران، اعمال را انجام مى دهد.

ب. از آن جايى كه محل ذبح هدى محصور در عمره ى تمتع، مكه و قبل از احرام حج است اگر زمانى به مكه رسد كه قربانى ذبح شده و او تقصير نكرده مثل فرع اوّل عمره ى تمتع را انجام مى دهد و سپس براى حج محرم مى شود و اين قربانى به احتياط واجب كفايت از قربانى روز عيد نمى كند و در روز عيد بايد قربانى كند.

امّا اگر هدى او ذبح شده و خود او نيز تقصير كرده است بايد عمره ى مفرده انجام دهد و از احرام خارج گردد ليكن اگر زمان براى حج افراد ولو با درك وقوف اختيارى مشعر باقى باشد محرم به حج افراد مى شود و آن را انجام مى دهد و از حجة الاسلام كفايت مى كند.


صفحه 258

ج. چنين شخصى اگر به مكه رسيد و هنوز تقصير نكرده و هدى او نيز ذبح نشده است ولى اگر بخواهد عمره ى تمتع انجام دهد به وقوف اختيارى عرفات نمى رسد بايد عدول به قِران كند و هدى را با خود به عرفات وسپس به مشعر و بعد به منا ببرد و در آن جا ذبح كند و اين حج نيز از حجة الاسلام كفايت مى كند.

مسأله 1091. اگر محصور بعد از احرام حج و فرستادن هدى يا ثمن آن بهبودى پيدا كرد چنانچه بتواند خود را به وقوف اختيارى مشعر برساند ولو آن قدر كه درك مسمى وقوف در مشعر را داشته باشد بايد حركت كند و پس از درك وقوف اختيارى مشعر اعمال حج را انجام دهد و در روز عيد خود قربانى كند و حج او صحيح است گرچه وقوف در عرفات را درك نكرده باشد.

مسأله 1092. اگر محصور در حج زمانى بهبودى پيدا كند كه هيچ يك از دو وقوف را درك ننمايد چه قربانى او ذبح شده باشد و چه نشده باشد بايد عدول به عمره ى مفرده كند و اگر حج بر او مستقر بوده و يا استطاعت براى سال بعد باقى بماند بايد حج را انجام دهد و اگر هدى او ذبح شده باشد حكم قربانى مستحب را پيدا مى كند.

مسأله 1093. كسانى كه بعد از احرام پا يا كمر آن ها بشكند و يا سكته كنند و يا تصادف نمايند و به گونه اى زخمى شوند كه از انجام اعمال منع گردند و كلاً هر چيزى كه در بدن عارضه اى ايجاد كند كه آن عارضه مانع از ادامه اعمال شود حكم محصور را دارد

مسأله 1094. اگر حج گزار قبل از ميقات و يا بعد از انجام عمره ى تمتع و قبل از احرام حج مصدوم شد ولى وضعيت او به شكلى بود كه مى تواند اعمال


صفحه 259

عمره و حج را ولو با نايب گرفتن در طواف وسعى و رمى انجام دهد; مى تواند محرم شود و حج او صحيح است، و چنانچه بعد از احرام كلاً ناتوان شد حكم محصور را دارد كه در مراحل مختلف احكام آن گذشت.

مسأله 1095. اگر كسى در عمره ى مفرده و يا عمره ى تمتع محصور گرديد و براى ذبح با كسى قرار گذاشت و سپس معلوم شد كه در روز موعود امين او ذبح نكرده است، اگر محرمات احرام را مرتكب گرديده كفاره ندارد و بايد از زمانى كه علم به عدم ذبح پيدا كرد از ارتكاب محرمات احرام خوددارى كند و كس ديگر را جهت ذبح تعيين وقرار بگذارد. چنين فردى پس از بهبودى بايد عمره مفرده به جا آورد.


صفحه 260

مسائل متفرقه

مسأله 1096 . اگر چيزى در منطقه حرم پيدا شد، احتياط آن است كه آن را برندارد.

مسأله 1097 . هرگاه چيز گمشده اى را در حرم برداشت، اگر قيمت آن كمتر از يك درهم (معادل 6/12نخود نقره مسكوك) باشد، بايد آن را از طرف صاحبش به فقير مؤمن صدقه دهد، و هر وقت صاحبش پيدا شد اگر راضى به صدقه دادن نشد، بايد عوض آن را به او بپردازد.

مسأله 1098 . اگر گمشده اى را كه برداشته، بيش از يك درهم ارزش داشته باشد، بايد يك سال آن را به صورت هاى مختلف، اعلام كند، و اگر پس از يك سال پيدا نشد، از طرف صاحبش صدقه دهد، و بهتر اين است كه آن را به حاكم شرع تحويل دهد.

مسأله 1099 . هرگاه پولى در مكّه و مدينه پيدا شد، در صورتى كه از پيدا كردن صاحب آن نااميد باشد، بايد آن را به فقير مؤمن صدقه دهد.

مسأله 1100. اگر كسى ده رأس گوسفند خريده بعداً بفهمد كه پول 9 رأس را پرداخت نموده است به صحت ذبح ضرر نمى زند و پول باقيمانده را با يأس از شناسايى صاحبش از طرف او به فقير صدقه دهد در اين موارد بهتر است به اذن حاكم شرع اين كار انجام شود.

مسأله 1101 .بايد از برادشتن سنگ و ريگ، از صفا و مروه، و مسجد خيف،


صفحه 261

خوددارى كند، و احتياط آن است كه از آوردن خاك و ريگ حرم، مطلقا خوددارى شود.

مسأله 1102. اگر كسى از منطقه ى حرم (مكه مخصوصاً صفا و مروه) مشعر و منا سنگ يا خاكى برداشته و به وطن خود برده است بايد آن را به حرم برگرداند.

مسأله 1103 . هنگامى كه نماز جماعت در مسجدالحرام و يا مسجدالنبى برگزار مى شود، بيرون رفتن از مسجد كار صحيحى نيست، و لازم است در نماز حاضر شود، و نماز واجب را برگزار كند، و بنابر احتياط واجب آن را اعاده نمايد.

مسأله 1104 . تا آنجا كه امكان دارد، در مسجدالحرام يا مسجدالنبى در نقاطى نماز بگزارد كه بتواند بر سنگ هاى مسجد سجده كند، و از خواندن نماز واجب در نقاط مفروش خوددارى شود، مگر اين كه نماز خواندن در نقاط ديگر، مايه انگشت نما شدن گردد.

مسأله 1105 . كسانى كه در مدينه قصد اقامه شرعى مى كنند، بيرون رفتن آنان از مدينه، براى زيارت مساجد، مانند مسجد قبا و احد و ديگر نقاط نزديك، زيانى به اقامت نمى زند.

مسأله 1106 . روزه گرفتن در سفر، حرام است، مگر اين كه نذر كند كه در سفر روزه بگيرد، و حتى هنگامى كه مسافر است، مى تواند نذر كند كه در همين سفر روزه بگيرد.

مسأله 1107. در نماز صبح فرقى بين ليالى مهتاب و غير مهتاب نيست و در وقت اذان صبح معيار پهن شدن نور شفق در افق است هر چند بر اثر مهتاب يا عوامل ديگر نمايان نباشد و وقت نماز صبح از اوّل طلوع فجر صادق


صفحه 262

تا طلوع آفتاب است و فجر صادق سپيده ى صبح است كه در افق پهن مى شود.

مسأله 1108 . نماز استداره اى فقط در مسجدالحرام امكان پذير است كه كعبه در وسط آن قرار دارد، و هر چهار طرف قبله است، و نماز در صورتى درست كه در تمام دور از امام، عقب تر باشد، و اين در صورتى ممكن مى شود كه فاصله او تا كعبه بيش از فاصله امام با كعبه باشد ولى نماز كسانى كه روبروى امام قرار دارند، صحيح نيست. در هر حال بايد نماز را احتياطا اعاده نمود .

مسأله 1109. سجده كردن بر طلا و نقره و فيروزه و عقيق باطل است اما سجده كردن بر سنگ هاى معدنى مانند مرمر سفيد و سياه جايز است بنابراين سجده بر سنگ فرش هاى مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)اشكال ندارد.

مسأله 1110. هنگام شستشوى مسجدالحرام ومسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)علم به سرايت پيدا نمى شود و با فرض شك سجده بر سنگ هاى آن مانع ندارد و نبايد به شك اعتنا كرد. ليكن از عين نجاست بايد پرهيز كرد.

مسأله 1111. نمازهايى كه بر پشت دست سجده شده است چه جاهل قاصر و چه مقصر بايد اعاده كند.

مسأله 1112. كسانى كه مقدارى از يك يا دو دست آن ها قطع است تا هر مقدار از دست كه باقى است مثلاً اگر بازو باقى مانده است همان را بر زمين بگذارند.

مسأله 1113. در مسائل گذشته نماز تحيت و يا نوافل و يا نمازهاى مستحبى ديگر مثل جعفر طيار و غيره نيز مثل نماز واجب است.

مسأله 1114. سجده بر حصيرهايى كه بعضاً همراه حجاج و عمره گزاران است صحيح است اگر چه مقدارى با نخ مخلوط باشد.


صفحه 263

مسأله 1115. در مسجدالحرام و مسجدالنبى، انسان ميان قصر و اتمام مخير است، حتى قسمت هاى جديدالاحداث و تمام افضل است و شكسته احوط و در مسجد كوفه تمام مسجد و در حرم حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) تا شعاع 25ذراع يعنى تقريباً11 متر از ضريح مقدس.

مسأله 1116. در اماكن تخيير مثل مسجدالحرام ومسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم) نوافل يوميه يعنى ظهر و عصر از مسافر ساقط است و ليكن نوافل ليليه يعنى مغرب و عشا و نافله ى شب و صبح را مى تواند به نيّت اين كه شايد مطلوب باشد به جا آورد و خواه نماز چهار ركعتى خود را قصر خوانده باشد يا تمام .

مسأله 1117. مسافر و كسى كه خواندن نافله ى شب براى او بعد از نصف شب سخت باشد مى تواند آن را قبل از نصف شب بخواند.

مسأله 1118. نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن و سوارى خواند و در اين دو حال لازم نيست رو به قبله باشد.

مسأله 1119. اگر به تصور اين كه از آغاز ورود او به مكه يا به مدينه تا خروج از آن ده روز است قصد اقامت نمود و يك نماز چهار ركعتى خواند و سپس خلاف آن ثابت شد مثل اين كه او ماه را سى روز حساب مى كرد ولى بعد معلوم شد كه ماه بيست ونه روز است بايد نمازها را تمام بخواند ولى آن جايى كه خيال مى كرد ده روز است ولى در محاسبه و شمارش روزها اشتباه كرده. نماز او قصر است و آنچه را به صورت تمام خوانده است بايد به صورت قصر قضاء كند .

مسأله 1120. قصد عشره بايد بدون احتساب روزهايى كه در عرفات و مشعر و منا به سر مى برد صورت پذيرد، البته با تحقق قصد عشره درخود شهر


صفحه 264

مكه نمازشان در عرفات و مشعر تمام است.

مسأله 1121. نماز در هواپيما حتى با علم و يا ظنّ به اين كه قبل از سپرى شدن وقت، هواپيما بر زمين مى نشيند مجزى است و كافى است هر چند تمام شرايط مثل قيام و قبله و ركوع وسجود مراعات نشود ليكن در اين صورت به احتياط واجب وقتى هواپيما بر زمين نشست و وقت باقى است اعاده كنند. اما اگر در هواپيما شرايط را رعايت كرد مثل اين كه به جهت قبله و رعايت قيام و قعود و ركوع و سجود نماز را خواند حتى اگر وقت باقى باشد نيازى به اعاده ندارد.

مسأله 1122. كسانى كه قصد اعتكاف در مسجدالحرام را دارند مى توانند قبل از سفر و يا در حين حضور در مكه نذر كنند كه در سفر روزه بگيرند و با اين نذر اعتكاف كنند.

مسأله 1123. اگر شخصى قبل از طلوع صبح در مسجد تنعيم محرم به احرام عمره مفرده شود و به شكلى خود را به مسجدالحرام برساند كه هنگام اذان صبح جهت شروع اعتكاف و روزه داخل مسجد باشد و اعمال عمره را در حين اعتكاف انجام دهد اشكالى ندارد و خارج شدن از مسجد به اندازه ى انجام سعى بين صفا ومروه به اعتكاف ضرر نمى زند ليكن شتاب كند كه سعى را زودتر به پايان ببرد و به مسجد برگردد.

مسأله 1124 . از گرفتن كتابچه هايى كه اخيراً در مكه و مدينه توزيع مى شود، خوددارى شود و اگر هم در اختيار قرار گرفت، آن را به روحانى كاروان تحويل دهند.


صفحه 265

مسأله 1125 . پولى كه به حساب سازمان حج و زيارت براى ثبت نام واريز مى شود، هرگاه از درآمد همان سال باشد كه نام نويسى كرده، خمس ندارد، هر چند سفر او به خاطر نرسيدن نوبت به تأخير بيفتد، ولى اگر درآمد، سال هاى قبل باشد كه خمس آن را نپرداخته است، بايد خمس آن را بپردازد.

مسأله 1126 . گاهى به سپرده هاى حج و عمره، سودى تعلق مى گيرد، اگر اين سود، به وسيله يكى از عقود شرعى به صاحب سپرده تعلق گيرد، سود مذكور از درآمدهاى سال وصول سود محسوب مى شود، اگر در همان سال صرف مؤونه شد، خمس ندارد، و در غير اين صورت بايد خمس آن را بدهد.

مسأله 1127. اگر كسى سال خمسى ندارد چنانچه به حج يا عمره مشرف شود بايد اموال خود را تخميس كند و لااقل خمس تمام هزينه ى حج و يا عمره را تخميس نمايد و يا از حاكم شرع اجازه بگيرد ليكن اگر خمس مبالغ مذكور را به ذمّه بگيرد و سپس مبالغ ياد شده را خرج كند و توان پرداخت خمس را داشته باشد از حجة الاسلام كفايت مى كند و طواف و قربانى او هم صحيح است.

مسأله 1128. اگر لباس احرام و قربانى از پولى باشد كه مشمول خمس نيست ولى خمس بقيه اموال را نپردازد عمل او اشكال ندارد مشروط بر اين كه حداقل تمام خمس مخارج حج و ياعمره را به ذمّه بگيرد و توان پرداخت آن را داشته باشد.

مسأله 1129. اگر كسى براى حج ثبت نام كند اموال خود را تخميس نكند و حج انجام دهد در صورتى از حجة الاسلام او كفايت مى كند كه توان پرداخت خمس مال خود را به ذمّه داشته باشد به عبارت ديگر با فرض تخميس اموال


صفحه 266

مستطيع شده باشد و الاّ حج او از حجة الاسلام كفايت نمى كند.

مسأله 1130. كسى كه در حج يا عمره نايب مى باشد چنانچه نداند پولى را كه به او داده اند مشمول خمس است يا نه و يا حتى بداند از پول غيرمخمس به او داده اند عمل اجاره صحيح است و مى تواند با آن پول هزينه حج و عمره و از جمله پول قربانى و احرام را بپردازد ولى دهنده ى پول به اندازه ى خمس بدهكار است.

مسأله 1131. لباس احرامى كه معلوم نيست از درآمد سال است يا نه پرداخت خمس آن لازم نيست مگر اين كه بخواهد احتياط كند. هم چنين با پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه اگر لباس احرام بخرد لازم نيست خمس آن را بدهد و طواف صحيح است هر چند احتياط مطلوب است امّا اگر در هر دو مورد با مقدارى تفحص وضع آن پول مشخّص مى شود بايد تفحص كند.

مسأله 1132. اگر قربانى را با پول غير مخمس بخرد كفايت نمى كند مگر اين كه پرداخت آن را به ذمه بگيرد و نيت پرداخت آن را داشته باشد هم چنين اگر كسى در حال طواف و نماز پول غير مخمّس همراه خود داشته باشد چنانچه ذمّه ى خود را بدهكار اهل خمس نداند، همراه داشتن و بردن مال غيرمخمّس تصرف در مال غير مخمس مى شود و طواف را دچار مشكل مى كند مگر اين كه ذمّه ى خود را مشغول اهل خمس بداند.


صفحه 267

احكام تقليد

مسأله 1133. تقليد در احكام، عمل كردن به فتواى مجتهد است ولى در بقاء بر تقليد ميّت، فرا گرفتن مسائل كفايت مى كند .

مسأله 1134. اگر مجتهدى كه انسان از او تقليد مى كند، از دنيا برود بايد از مجتهد زنده تقليد كند ولى در مسائلى كه آن ها را ياد گرفته است مى تواند بر تقليد قبلى باقى بماند امّا تقليد از ميّت ابتداءً جايز نيست.

مسأله 1135. شخصى كه مقلد هيچ يك از فقها نبوده وحج و عبادت هاى ديگر را بدون تقليد انجام داده، اگر اعمال سابق او مطابق با فتواى مجتهدى باشد كه اكنون از او تقليد مى كند صحيح است و گرنه بايد اعاده كند.

مسأله 1136. اگر اعلم در مسأله اى احتياط واجب كرد مقلد مى تواند بر فردى كه پس از وى «اعلم» است مراجعه نمايد و كافى است عمل او هر چند نداند مطابق فتواى «فالاعلم» باشد.

مسأله 1137 . نائب در اعمال حج، بايد به وظيفه خود عمل كند، و اگر مقلّد است بايد طبق فتواى مرجع تقليد خود، عمل حج را انجام دهد ولى اگر از طرف فرد زنده اى اجير شده و يا كيفيت خاصى را با او در عقد نيابت شرط كرده اند، بايد احتياط كند يعنى علاوه بر مراعات وظيفه خود، عمل را مطابق وظيفه منوب عنه زنده و با شرط مذكور، انجام دهد.

مسأله 1138 . هرگاه اوّل ماه در عربستان نزد مفتيان ثابت شود مادامى كه


صفحه 268

علم قاطع به خلاف نباشد تبعيت صحيح و حج مجزى است، و به خاطر اختلاف افق، علم قطعى به خلاف مشكل است و اگر فردى بتواند احتياط كند مثلاً روز دهم مقدارى از بعد از ظهر را ولو كم در عرفات حضور داشته و مقدارى از شب يازدهم پس از طلوع فجر در مشعرالحرام باشد، خوب است ولى اين احتياط براى جمع امكان پذير نيست بلكه مايه مشكلات است.

مسأله 1139 . اگر علم قطعى بر خلاف فتوا حاصل شود مثلاً روز نهم به حكم مفتى عربستان روز هشتم واقعى باشد، و نتواند به نحوى احتياط كند، احرام حج او به عمره مفرده تبديل مى شود و از اين طريق از احرام خارج مى گردد و اگر او در همان سال مستطيع شده، و استطاعت براى سالهاى بعد باقى نماند، حج از او ساقط مگر اين كه مجدداً مستطيع شود.

مسأله 1140 . كسى كه مى خواهد مكه معظمه را ترك كند، مستحب است طواف وداع انجام دهد و كيفييت آن، مانند طواف واجب است، و در اثناى طواف و يا پس از آن اين دعا را بخواند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَاَمِينِكَ وَحَبِيبِكَ وَنَجِيِّكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، اَللَّهُمَّ كَما بَلَّغَ رِسالاتِكَ وَجاهَدَ في سَبِيلِكَ وَصَدَعَ بِأَمْرِكَ وَاُوذِي في جَنْبِكَ وَعَبَدَكَ حَتّى أتاهُ الْيَقِينُ، اَللّهُمَّ أقْلِبْني مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِأفْضَلِ ما يَرْجِعُ بِهِ أحَدٌ مِنْ وَفْدِكَ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالْعافِيَةِ».

مسأله 1141 . فاصله مكه قديم با عرفات، در گذشته مسافت شرعى بوده و لازم بود كه مردم مكه و يا افراد مقيم در مكه، در عرفات تا بازگشت به مكه نماز را شكسته بخوانند ولى اكنون بر اثر توسعه مكه، مسافت كمتر از حد


صفحه 269

شرعى است، طبعاً افراد مقيم در مكه بايد نماز را در عرفات تمام بخوانند و ميزان در مسافت شرعى، آخرين نقطه شهر است.

***

احكام مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)

مسأله 1142. حائض و جنب نمى توانند از مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)ولو از مقدار توسعه يافته عبور كنند، ولى مسعى حكم مسجد را ندارد.

مسأله 1143. اگر فرضاً كسى در مسجدين جنب يا حائض شود بايد فوراً براى خروج از مسجد تيمم بدل از غسل جنابت يا حيض نمايد و خارج شود مگر اين كه اگر تيمم نكند زودتر خارج مى شود.

مسأله 1144. برداشتن و بيرون بردن قرآن هاى مسجدين بدون اجازه از متصدى ذى ربط جايز نيست; و اگر كسى برداشته و يا از مسجد به داخل هتل و يا وطن خود برده است بايد برگرداند.

چند مسأله

مسأله 1145. اگر حكمى دائرمدار حرج و مشقت باشد، مراد حرج ومشقت شخصى است.

مسأله 1146. اگر در هر يك از اعمال عمره و حج بعد از ورود به عمل بعدى، شك كند، به شك خود اعتنا نكند.

مسأله 1147. در اعمال حج و عمره مانند ساير عبادات نبايد به وسوسه


صفحه 270

اعتنا شود، ولى انجام عمل احتياطى بدون وسوسه مانع ندارد مگر آن كه تكرار و احتياط، موجب بطلان باشد.

مسأله 1148. مسّ نام و القاب ائمه(عليهم السلام)مثل رضا و جواد و هادى، اگر به عنوان اسامى ائمه باشد احتياط آن است كه بدون طهارت مس نكنند و اگر به نام اشخاص ديگر بوده باشد، اشكالى ندارد.

مسأله 1149. كسى كه ماهى را صيد مى كند لازم نيست مسلمان باشد و يا در موقع گرفتن نام خدا را ببرد ولى مسلمان بايد بداند كه:

الف. آن را زنده گرفته اند.

ب. در خارج آب جان داده.

ج. آن ماهى فلس دار باشد.

با اين شرط كنسروهاى ماهى كه در بازار مسلمانان به فروش مى رسد اگر ندانند از كجا وارد شده يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد و اگر بدانند از بلاد كفر وارد شده و آن سه شرط را دارد محكوم به حليّت است.

مسأله 1150. تمام بدن كافر حتى مو و ناخن و رطوبت هاى او نجس است بنابراين اگر ثابت شود كه كنسروهاى ماهى با تماس مستقيم بدن كافر تهيه مى شود وهر چند شرايط ديگر را داشته باشد نجس است، و خوردن آن حرام است.

مسأله 1151. مصرف كنسروهاى گوشت خارجى كه در بازار مسلمين به فروش مى رسد اگر ندانند از كجا وارد شده و يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد و اگر بدانند كه از بلاد كفر است، در صورتى محكوم به حليّت است كه وارد كننده مسلمان باشد و احتمال بدهند كه تزكيه آن را احراز كرده و در


صفحه 271

دسترس مسلمين قرار داده است.

مسأله 1152. در روايات، استلام حجرالاسود از خانمها برداشته شده و آن ها با اشاره به حجرالاسود و ان شاءالله با خواندن ذكر و دعا از پاداش استلام بهره مند مى شوند بنابراين چنانچه استلام حجر براى خانمها موجب تماس با بدن نامحرم باشد و احياناً بر اثر كثرت جمعيت چادر و روسرى آن ها كنار رفته و موهايشان ظاهر مى شود از استلام خوددارى كنند، مگر محذور نامبرده نباشد و اطراف حجرالاسود خالى باشد استلام آن براى خانمها نيز مزيد شرف است.

مسأله 1153. اگر كسى از اهل سنت به روحانيون مراجعه كرد و تكليف حج و يا عمره ى خود را از آن ها سؤال نمود چنانچه سؤال مطلق باشد بر وفق مذهب خود پاسخ بدهد و در غير اين صورت بر طبق مذهب سؤال كننده پاسخ بگويد.

مسأله 1154. حاكم شرع و ولى فقيه مى تواند براى مصالح برتر و بالاتر مردم را از رفتن به حج و ياعمره در شرايط خاص مثل ناامنى و شيوع بيمارى هاى خطرناك و امثال آن منع كند.

مسأله 1155. كسانى كه حج واجب خود را در سال هاى گذشته انجام داده و مجدداً براى تشرف ثبت نام كرده اند و الآن به عنوان حج استيجارى يا مستحبى و يا اعاده ى حج افسادى قصد تشرف دارند و سازمان حج هم از آن ها ثبت نام كرده است، سازمان نمى تواند از اعزام آن ها خوددارى كند .

والحمدلله ربّ العالمين

وصلّى الله على محمد وآله أجمعين.

14 شوال المكرم 1430 هـ ق


صفحه 272
Website Security Test