welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار

نام کتاب : مناسك حج*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

مناسك حج

صفحه 85

فصل پنجم

محرمات احرام

محرمات احرام، چيزهايى است كه برا ى محرم، و احياناً براى غير محرم نيز حرام مى باشد. مثلاً شكار كردن در حرم، براى محرم و غير محرم، حرام است، و تعداد آنها 23 تا است. البته بسيارى از محرمات با حلق و يا تقصير حلال مى شوند مگر عطر كه در حج با سعى حلال مى شود. و زن و مرد نيز، پس از طواف نساء بر همديگر حلال مى شوند.

اوّل: شكار

مسأله 255 . كشتن حيوان صحرايى و وحشى حرام است، مگر اين كه از آزار آن بترسد كه در اين صورت كشتن آن اشكال ندارد.

مسأله 256 . خوردن گوشت شكار بر محرم، حرام است، چه خودش شكار كرده باشد چه ديگرى، خواه شكارچى محرم باشد يا غير محرم.

مسأله 257 . نشان دادن شكار به شكارچى، حرام مى باشد، بلكه هر نوع كمك به او براى محرم، حرام است.

مسأله 258 . اگر محرمى، شكار را سر ببرد، بر محرم و غير محرم خوردن آن، حرام است، ولى اگر با تير يا سگ هاى شكارى در غير حرم شكار كند، خوردن آن بر محرم حرام است ولى بر غير محرم حرام نمى باشد.


صفحه 86

مسأله 259 . محرم مى تواند حيوان دريايى را شكار كند، و مقصود از آن، حيوانى است كه زير آب زندگى مى كند، بنابراين، پرندگان دريايى كه گاهى در آب و گاهى در خشكى زندگى مى كنند، از گروه حيوانات دريايى به شمار نمى آيند.

مسأله 260 . محرم، مى تواند حيوانات اهلى را مانند مرغ و گاو و گوسفند و شتر، ذبح كند و از گوشت آنان بخورد.

مسأله 261 . پرندگان وحشى، شكار صحرايى هستند، و ملخ نيز از همين گروه است.

مسأله 262 . كشتن زنبورى كه احتمال دارد به انسان آسيب برساند، اشكالى ندارد، در غير اين صورت حرام است، و در هر حال كشتن زنبور كفاره دارد، كفاره آن دادن مقدارى آرد گندم به فقير است.

مسأله 263. گاهى دسته هاى ملخ در شهر مكه ظاهر مى شوند، محرم و غير محرم نبايد به قصد كشتن پا روى آن ها بگذارد و بايد در راه رفتن مواظب باشد حتى الامكان پاروى آنها نگذارد مگر اين كه اين كار موجب اختلال در حركت و رفت وآمد و حرجى گردد در اين صورت كفاره ندارد، ولى اگر بى مبالاتى و سهل انگارى نمود براى كشتن تعداد انگشت شمار آن ها مقدارى آرد گندم و اگر زياد بودند بايد يك گوسفند كفاره دهد.

مسأله 264. گرچه كشتن حيواناتى مثل مارمولك و مار و مورچه وموش و رتيل و عنكبوت و انواع سوسكها و جيرجيركها و امثال اينها از جانوران، از محرمات احرام نيست ليكن محرم اگر از ناحيه آن ها اذيتى نمى شود نبايد آن ها را بكشد و يا به آن ها اذيت برساند و چنانچه اين كار را انجام داد استغفار كند.


صفحه 87

مسأله 265. اگر مركب انسان كه امروزه معمولاً اتومبيل است با اختيار او و در حال رانندگى، حيوانى را در حرم ويا بيرون آن در حالت احرام زير گرفت و كشت، بايد به قيمت آن فديه دهد.

مسأله 266. هر شكارى كه حرام است، جوجه و تخم آن نيز حرام است.

مسأله 267. اگر كسى در حرم حيوانى را صيد نمود، بايد آن را دفن نمايد و اگر دفن نكرد بايد به قيمت آن فديه دهد.

دوم: التذاذ جنسى

مسأله 268 . نزديكى با زن و بوسيدن و لمس كردن با شهوت و يا نگاه همراه با آن و هر نوع رفتار شهوانى كه با لذت همراه باشد، براى محرم، حرام است، ولى بدون قصد لذت و بدون نگاه شهوت انگيز، زن و مرد مى توانند با هم زندگى كنند و در يك اتاق دربسته استراحت نمايند.

مسأله 269 . احتياط آن است كه اگر پيش از سعىِ صفا و مروه كه يكى از اعمال عمره تمتع است، با زن نزديكى كند، عمره را به پايان برساند، و دوباره عمره به جا آورد، ولى هرگاه پس از سعى و قبل از تقصير اين عمل را مرتكب شود، فقط كفاره بر او لازم است.

مسأله 270 .اگر در احرام حج، از روى عمد با زن نزديكى كند، و اين كار پس از احرام و قبل از وقوف در عرفات يا قبل از وقوف در مشعرالحرام انجام گيرد، احكام زير بر آن مترتب است:

1. حج او صحيح است(ولى به شرحى كه مى آيد هم عقوبت و هم كفاره دارد.)


صفحه 88

2. بايد اعمال حج را به پايان برساند. و بايد زن و مرد با هم خلوت نكنند تااعمال حج را تمام كنند.

3. در سال آينده دوباره حج را به عنوان عقوبت انجام دهد. و در صورتى كه از همان راه قبلى قصد حج كنند پس از رسيدن به محل معصيت از هم جدا شوند تا اتمام مناسك.

4. بايد يك شتر كفّاره بدهد. و در صورت عجز يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 271 . اگر محرم در حج، پس از وقوف در مشعر با زن نزديكى كند، هرگاه اين عمل پيش از نيمه اوّل طواف نساء، انجام بگيرد، حج او صحيح است، و فقط بايد كفاره بدهد و كفاره آن يك شتر است، واگر پس از نيمه دوم طواف نساء باشد،حج او صحيح است و كفاره هم ندارد.

مسأله 272 . اگر همسر خود را از روى شهوت ببوسد، كفاره آن يك شتر است، خواه منى از او خارج بشود يا نه و اگر بدون شهوت ببوسد، كفّاره آن يك گوسفند است.

مسأله 273 . اگر عمداً به غير همسر خود نگاه كند و منى از او خارج شود، در صورت توانايى مالى، كفّاره آن يك شتر است، واگر نمى تواند، يك گاو، و اگر به. آن هم توانايى ندارد، بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 274 . اگر به همسر خود از روى شهوت نگاه كند، و منى خارج شود، كفّاره آن، يك شتر است، و اگر به صورت عادى نگاه كند، كفاره ندارد، هر چند حالتى پيش بيايد كه منى از او خارج شود.

مسأله 275 . اگر با شهوت به بدن همسر خود، دست بزند، كفاره آن يك گوسفند است، خواه منى از او خارج شود يا نشود، و اگر بدون شهوت دست


صفحه 89

بزند، كفاره ندارد، هر چند حالتى پيش آيد كه منى از او خارج شود.

مسأله 276 . هرگاه دست زدن يا نگاه كردن از روى شهوت، به خاطر فراموشى حكم خدا يا ندانستن آن از انسان سر بزند، عمره و حج او صحيح است و كفاره ندارد، ولى آن كس كه اين كار را از روى ناآگاهى از حكم الهى انجام دهد، گناه كار است.

مسأله 277 . هرگاه مردى همسر خود را وادار به آميزش جنسى كند، بر مرد دو كفاره واجب مى شود، و بر زن چيزى نيست، مگر اين كه زن هم در آغاز كار يا در اثنا، راضى شود، در اين صورت كفّاره زن بر خود او واجب است.

مسأله 278. كسى كه عمره اش بهوسيله ى جماع باطل شود و وقت ندارد آن را دو باره انجام دهد ، بايد به عنوان حج افراد محرم شود و بعد از
اعمال حج، عمره مفرده اى به جا بياورد در اين صورت از حجة الاسلام كفايت مى كند.

مسأله 279. اگر كسى در عمره ى مفرده قبل از سعى، جماع كرد بايد اين عمره را تمام كند و يك شتر كفاره بدهد و در ماه بعد نيز يك عمره مفرده از ادنى الحل به جا آورد. و اما اگر بعد از سعى جماع كرد تا قبل از نصف طواف نساء فقط بايد يك شتر كفاره بدهد.

مسأله 280. اگر كسى لباس احرام پوشيد و نيّت احرام را هم نمود، ولى قبل از تلبيه گفتن جماع كرد، چيزى بر او نيست وهنوز احرام او منعقد نشده است.

مسأله 281. در موردى كه حج با جماع اشكال پيدا مى كند، در صورتى كه زن مجبور شود، حجش صحيح است و چيزى بر زن نيست و اگر او نيز از ابتدا


صفحه 90

يا در اثناء راضى شد حجش مانند همسرش اشكال پيدا مى كند و بايد خودش كفاره را بدهد و سال آتى حج را بياورد.

سوم: عقد كردن

مسأله 282 . خواندن عقد نكاح بر محرم حرام است، خواه كسى را براى خود عقد كند، يا براى محرم ديگر يا براى كسى كه محرم نيست، همچنين حرام است در حال احرام در مجلس عقد به عنوان شاهد، حاضر شود(تحمل شهادت)، خواه براى محرم خوانده شود يا غير محرم.

مسأله 283 . شهادت دادن (اداى شهادت) بر عقد، چه در حال احرام شاهد آن شده باشد، يا در حال غير احرام، جايز است ، هر چند احتياط مستحب آن است كه، آن را ترك كند.

مسأله 284 . خواستگارى در حال احرام، مكروه است.

مسأله 285 . محرم مى تواند به همسر مطلّقه خود اگر طلاقش رجعى باشد، رجوع كند. و زن در عده طلاق خلعى مى تواند از بذل خود برگردد.

مسأله 286 . هرگاه محرم زنى را براى خود عقد كند، در صورت علم به حكم مسأله، و اين كه عقد زن در حال احرام، حرام است، آن زن تا ابد بر محرم حرام مى شود چه آن زن محرم باشد و چه نباشد، و خواه عالم به مسأله باشد يا نباشد.

مسأله 287 . اگر محرم، زنى را براى خود عقد كند در حالى كه آگاه از حكم شرعى آن نبود، عقد او باطل است، ولى زن براى ابد حرام نمى شود، و بعدها مى تواند او را عقد كند.

مسأله 288 . در مسائل گذشته فرقى بين عقد دائم و عقد موقت نيست.


صفحه 91

مسأله 289 . هرگاه مرد غير محرم، زن محرمى را براى خود عقد كند، اگر يكى از آنان از حكم مسأله آگاه باشد و بداند كه عقد در حال احرام، حرام است، چنين عقدى باطل و آن زن براى آن مرد تا ابد حرام مى شود.

مسأله 290 . هرگاه كسى براى محرمى عقد بخواند و او با همسرش نزديكى كند در صورتى كه زوج و زوجه و عاقد هر سه از حكم شرعى اين كار (حرام بودن) اطلاع داشته اند، بر هر يك جداگانه كفاره واجب است. و كفّاره آن يك شتر است، البته در مورد زنى كه غير محرم است علاوه بر آگاهى از حكم شرعى به موضوع يعنى محرم بودن زوج نيز آگاهى داشته باشد و اگر برخى از حكم شرعى آگاه بوده و برخى نبوده اند، كفاره تنها بر كسانى واجب است كه حكم شرعى را مى دانسته اند.

چهارم: استمنا

مسأله 291 . مقصود از استمنا اين است كه به هر وسيله اى خواه با دست، خواه با بازى با همسر يا با تخيل و مانند اينها كارى كند كه از او منى بيرون بيايد، در اين صورت كفاره آن يك شتر است، بنابر احتياط در مواردى كه نزديكى با زن موجب وجوب كفاره و اعاده مى شود، استمنا نيز همين حكم را دارد.

پنجم: عطر زدن

مسأله 292 . استعمال عطرها مانند مشك و عود و عنبر و زعفران و گلاب و مانند اينها در حال احرام ، جايز نيست چه به عنوان بوييدن و يا ماليدن به لباس و بدن و يا خوردن باشد، بنابراين استعمال صابون ها و شامپوهاى معطر


صفحه 92

و همچنين خوردن غذاهايى كه زعفران و چيزهاى خوشبو دارد جايز نيست.

از بوييدن نعنا و كليه سبزى هاى خوشبو خوددارى شود ولى استفاده از آنها براى خوراك اشكال ندارد.

مسأله 293 . اگر بدن و يا لباس محرمى در طواف و يا صف جماعت و يا غير آن، بر اثر تماس با ديگران بوى خوش گرفت، اشكال ندارد ولى اختياراً نبايد آن را ببويد.

مسأله 294 . اگر در حال احرام كسى به انسان عطر و يا گلاب پاشيد چون خارج از اختيار انسان است، مانع ندارد ولى نبايد اختياراً آن را ببويد.

مسأله 295 . رسيدن بوى خوش پرده كعبه، اشكال ندارد و اجتناب از آن لازم نيست.

مسأله 296 . هرگاه براى دفع سرما و گرما ناچار است از لباس و يا غذاى معطّر استفاده كند، در اين صورت بايد بينى خود را بگيرد و از بوييدن عطر آن خوددارى كند.

مسأله 297 . بايد از گل هايى كه براى عطرگيرى كاشته مى شوند، مانند گل محمدى و گل ياسمن و گل نيلوفر، پرهيز كرد، ولى در غير اين نوع گل ها، اجتناب لازم نيست.

مسأله 298 . از بوييدن و خوردن چيزهاى خوشبويى چون دارچين و زنجبيل خوددارى شود.

مسأله 299 . خوردن ميوه هاى خوشبو مانند سيب و به، مانعى ندارد، ولى بهتر است از بوييدن آنها خوددارى كند.

مسأله 300 . محرم نبايد از بوى بد، بينى خود را بگيرد، ولى تند رفتن و


صفحه 93

فرار از چنين محلّى اشكال ندارد.

مسأله 301 . خريد و فروش انواع عطر و خوشبو كننده ها در حال احرام جايز است، ولى نبايد آنها را حتى براى آزمايش ببويد.

مسأله 302 . كفّاره بوى خوش در صورت استفاده خوردنى، يك گوسفند است، و در استعمالات ديگر مانند ماليدن به لباس و بدن و بوييدن آنها احتياطاً يك گوسفند است.

مسأله 303 . اگر در يك وقت، چند بار از بوى خوش استفاده كرد، يك كفاره واجب است، و اگر در اوقات مختلف اين كار را انجام داد، كفاره، مكرّر مى شود و اگر غذاى خوشبويى را خورد و فوراً كفاره را داد، و سپس دوباره از آن استفاده كرد، كفاره تكرار مى شود، و اين حكم در بوييدن تنها بنابر احتياط است.

مسأله 304. كسى كه به علت مادرزادى يا اتفاقات ديگر حس بويايى خودرا كاملاً ازدست داده و يا به علت زكام وسرما خوردگى و يابيمارى ديگر در زمان احرام بويى را احساس نمى كند نمى تواند به بدن ولباس خود عطر بزند و يا غذاى معطر ميل كند و احتياطاً بينى خود را از بوى بد نگيرد.

مسأله 305. كسى كه در حال احرام و قبل از سعى در حج و قبل از تقصير در عمره تمتع و مفرده از دنيا برود نبايد او را با آب كافور غسل دهند و يا باآن حنوط نمايند ; بلكه فقط با آب قراح و سدر كافي مى باشد .

ششم: پوشيدن لباس دوخته و يا شبيه آن

مسأله 306 . پوشيدن لباس هاى دوختنى، مانند پيراهن و شلوار و قبا بر


صفحه 94

مردان محرم حرام است، و بنابر احتياط، از چيزهاى بافتنى يا آنچه كه به شكل پيراهن يا شلوار درآيد، نيز پرهيز كنند. ولى همراه داشتن هميان و كيف، و ساك دوخته و قمقمه آب و كيسه هايى كه براى حفاظت از دمپايى و وسايل همراه زائر است و امثال اينها مانند گهواره هاى كوچكى كه براى بچه ها روى دست مى گيرند اشكال ندارد واحتياط مستحب است از ماسك هاى بهداشتى كه بند آنها دوخته شده و عرفاً به آن پوشيدن گفته مى شود خوددارى شود.

مسأله 307 . دمپايى دوخته اگر تمام روى پا را تا آنجا كه مسح مى كنيم نپوشاند، اشكالى ندارد و همچنين كمربند اگر از حد معمول پهن تر نباشد و نوعى پوشش به حساب نيايد، بى اشكال است.

مسأله 308 . همراه داشتن فتق بند در صورت ضرورت مانعى ندارد، هر چند دوخته باشد، ولى اگر دوخته بود كفاره بدهد.

مسأله 309 . هرگاه براى ضرورتى ناچار به پوشيدن لباس دوخته شد، بايد كفاره بدهد، هر چند خلاف شرع انجام نداده است. و بنابر احتياط در صورت ضرورت قبا و پالتو وكت را مقلوب (پشت و رو) كرده بردوش بينداز و دست در آستين نكند .

مسأله 310 . كفاره پوشيدن لباس دوخته و نظير آن، يك گوسفند است.

مسأله 311 . احتياط آن است، لباس احرام را با سنجاق قفلى به هم وصل نكند ولى در حال ضرورت، كه گاهى در مشعرالحرام و غيره پيش مى آيد، مانعى ندارد.

مسأله 312 . زنان مى توانند از لباس دوخته بهره بگيرند، فقط نبايد دستكش در دست كنند خواه براى حفظ از سرما يا براى زينت باشد.


صفحه 95

مسأله 313 . اگر مرد محرم لباس دوخته و يا شبيه دوخته را پوشيد و كفاره آن را پرداخت و سپس لباس دوخته ديگرى را پوشيد يا همان لباس را به درآورد و دوباره پوشيد، بايد كفّاره ديگرى بدهد.

مسأله 314 . اگر مرد محرم چند لباس دوخته را در يك مجلس و يك زمان با هم پوشيد يك كفاره دارد ولى اگر چند لباس دوخته را در دو مجلس يا بيشتر بپوشد، كفاره آن متعدد خواهد بود.

مسأله 315. اگر كسى اضطراراً در قبا و امثال آن محرم شد بايد تكمه ها را باز كرده و لباس را بيرون آورد و اگر در پيراهن و مانند آن كه جلو بسته است محرم شد، بايد آن را بشكافد و از پايين پا بيرون آورد و احرام هر دو صحيح است، لكن براى پوشيدن لباس هر چند مضطر بوده بايد كفاره بدهد.

مسأله 316. بستن ساعت مچى به دست كه بند آن دوخته شده، اشكال ندارد.

مسأله 317. اگر تحمل سرما براى محرم در جاهايى مثل مشعرالحرام و يا طى مسافت با ماشين سرباز و امثال اينها حرجى بود مى تواند به دور بدن
خود پتو بپيچد ولو پتو حاشيه دوزى شده باشد و در اين صورت كفاره هم
ندارد.

مسأله 318. محرم مى تواند در وقت خوابيدن پتويى كه حاشيه دوزى شده باشد را روى بدن خود بيندازد ولى بايد مواظب باشد در حال اختيار و بيدارى سر خود را نپوشاند، لكن احتياط مستحب است ازپتويى استفاده كند كه حاشيه دوزى نشده باشد.


صفحه 96

هفتم: سرمه كشيدن

مسأله 319 . سرمه كشيدن با سرمه سياه كه جنبه زيبايى دارد، حرام است، خواه زينت با آن را قصد كند يا نكند، و احتياط واجب آن است كه از مطلق سرمه كه در آن جنبه زيبايى هست، اجتناب كند، و اگر سرمه، ماده خوشبويى داشته باشد، هر چند براى زيبايى نباشد، حرام است.

مسأله 320 . سرمه كشدن بر زنان نيز مانند مردان در حال احرام حرام است و در اين قسمت ميان مرد و زن تفاوتى نيست.

مسأله 321 . در كشيدن سرمه، كفاره نيست ولى اگر همراه با بوى خوشى باشد، كفّاره دارد.

مسأله 322 . اگر براى استعمال سرمه، ضرورتى باشد و چيزى جايگزين آن نباشد، مانعى ندارد.

هشتم: نگاه كردن در آينه

مسأله 323 . مقصود اين است كه انسان در آينه نگاه كند تا چهره خود را ببيند و يا خود را بيارايد ولى اگر براى رفع خون از بينى و صورت به آينه مى نگرد، مشكلى ندارد. و همچنين اگر راننده براى آگاهى از پشت سر به آينه مى نگرد اشكالى ندارد.

مسأله 324 . در اين حكم فرقى ميان زن و مرد نيست.

مسأله 325 . نگاه كردن در اجسام صيقلى مانند صفحه استيل يا شيشه هايى كه برخى اوقات جنبه آينه پيدا مى كنند يا نگاه كردن در آب صاف،


صفحه 97

اگر به قصد آرايش كردن باشد، حرام است.

مسأله 326 . عينك زدن براى محرم مادامى كه زينت حساب نشود اشكال ندارد.

مسأله 327 . نگاه كردن در آينه كفاره ندارد ولى مستحب است پس از آن، «لبيك» را تكرار كند.

مسأله 328 . هرگاه محرم در اتاقى زندگى مى كند كه در آن آينه هست، اگر به قصد زينت كردن در آن نگاه نكند، اشكالى ندارد، و براى جلوگيرى از احتمال حرام، پارچه اى روى آن بيفكند.

مسأله 329. عكس بردارى و فيلم بردارى با دوربين در حال احرام اشكال ندارد .

نهم: پوشيدن روى پا

مسأله 330 . پوشيدن چيزهايى مانند چكمه، گيوه و جوراب كه تمام روى پا را مى گرد، و به بدن مى چسبد، براى محرم حرام است.

مسأله 331 . پوشيدن تمام روى پا با آنچه ياد شد، براى مردان حرام است نه زنان .

مسأله 332 . اگر مرد به پوشيدن آنچه تمام روى پا را مى گيرد، نيازمند شود، احتياط آن است كه آن را شكاف دهد، و حالت يكپارچگى آن را از بين ببرد.

مسأله 333 . در پوشيدن تمام روى پا با آنچه ياد شد، كفاره نيست، ولى مستحب است يك گوسفند قربانى كند.


صفحه 98

مسأله 334. پوشيدن كفش بند دار در صورتى كه تمام روى پا را نگيرد اشكال ندارد.

مسأله 335. مردانى كه مجبور به استفاده از عضو مصنوعى مانند پا در حال احرام هستند و ناچار بايد از جوراب دوخته شده و تسمه دوخته شده براى نگه دارى آن استفاده كنند اگر صدق پوشش كند به خاطر پوشيدن مخيط، كفاره ثابت است مگر اين كه عدم استفاده از آن حرجى باشد اما اگر لباس دوخته شده فقط روى عضو مصنوعى را بپوشاند مثلاً براى زيبايى عضو مصنوعى استفاده شود كفاره ندارد، نه از جهت پوشش و نه از جهت زينت.

دهم: سخنان ناشايست(فسوق)

مسأله 336 . يكى از محرمات براى محرم فسوق است كه مقصود از آن سه چيز است: دروغ گفتن، دشنام دادن، فخر فروشى بر يكديگر.

مسأله 337 . سخنان ناشايست، كفاره ندارد.

مسأله 338. گاهى ديده مى شود به زبان شوخى و يا جدّ انسانى مردم شهرى يا قبيله اى و يا ايل و عشيره ولهجه اى را با تمسخر ياد مى كند و يا بر آن ها مفاخره مى كند، اين عمل فى نفسه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكد است.

يازدهم: جدال

مسأله 339 . مقصود از جدال آن است كه براى اثبات سخنى يا ردّ سخنى به خدا سوگند بخورد، خواه با لفظ جلاله «اللّه» باشد يا معادل آن در زبان هاى ديگر.


صفحه 99

مسأله 340 . هرگاه به غير لفظ جلاله يا معادل آن سوگند ياد كند، مثلاً به رحمان و رحيم و خالق آسمان ها و زمين، قسم بخورد، آن نيز جدال محسوب مى شود.

مسأله 341 . هرگاه در حال احرام، براى اثبات حق مالى خود نيازمند سوگند شود، اين كار، اشكالى ندارد.

مسأله 342 . هرگاه كمتر از سه مرتبه سوگند راست ياد كند، كفاره آن، استغفار است، ولى در مرتبه سوم كفاره آن يك گوسفند است.

مسأله 343 . اگر در مقام جدال، سوگند دروغ ياد كند، در مرتبه نخست كفاره آن يك گوسفند، و در مرتبه دوم يك گاو و در مرتبه سوم، يك شتر است.

مسأله 344 . هرگاه، به هنگام جدال، سوگند دروغى ياد كرد و كفاره آن را پرداخت، ولى باز سوگند دروغ ياد كرد، كفاره آن يك گاو است، و همچنين اگر پس از قربانى گاو، بار ديگر جدال كرد، كفاره آن يك شتر است.

مسأله 345 .اگر در مقام جدال،سه مرتبه يا بيشتر سوگند راست ياد كرد، كفاره آن يك گوسفند است، مگر اين كه كفاره آن را بپردازد و بار ديگر سه مرتبه يا بيشتر سوگند راست ياد كند، در اين صورت نيز كفاره آن يك گوسفند است.

مسأله 346 . اگر به دروغ سه بار يا بيشتر سوگند ياد كند، كفاره آن يك شتر است، و اگر كفّاره آن را بپردازد براى مرتبه چهارم يك گوسفند، و مرتبه پنجم يك گاو و براى مرتبه ششم دوباره شتر است. و تمام موارد ياد شده در صورت علم به حكم شرعى و عمد است، ولى اگر از روى فراموشى و يا جهل قسم ياد كرد، و جدال نمود، چه دروغ و چه راست، كفاره ندارد.


صفحه 100

مسأله 347. براى اظهار و اثبات مودّت و دوستى بصورت عادى يكى دو بار قسم خوردن اشكالى ندارد ولى اگر مكرر و پى درپى شد جدال محسوب مى شود و احتياط مستحب است در حال احرام اصلا قسم نخورند.

مسأله 348. الفاظى مانند: خدا شاهد است و يا خدا وكيلى و امثال اينها كه برخى به هنگام سخن گفتن به آن عادت دارند، بعيد نيست كه جدال باشد لذا احتياط واجب در ترك اينگونه الفاظ است ولى سهواً مانعى ندارد.

دوازدهم: كشتن جانوران

مسأله 349 . كشتن حشراتى كه در بدن انسان پيدا مى شوند، مثل شپش و كك و كنه.

مسأله 350 . انداختن اين نوع حشرات از بدن جايز نيست و همچنين انتقال آنها از نقطه اى از بدن، به نقطه ديگر، مخصوصاً اگر اين انتقال او را در معرض افتادن از بدن قرار دهد.

مسأله 351. اگر كسى جانوران ساكن در بدن مثل شپش و يا تخم آن را كه به «رشك» معروف است بكشد مستحب است يك كف طعام (گندم) كفاره بدهد.

سيزدهم: زينت نمودن

زينت نمودن دو قسم است:

الف: قسمى كه مشترك بين زن و مرد است (مثل انگشتر براى زينت و يا حنابستن) در حال احرام .

ب: قسمى كه مخصوص بانوان است (مانند پوشيدن دستبند و گردنبند و


صفحه 101

گوشواره والنگوى طلا و يا آرايش سر وصورت به شكلى كه بين بانوان مرسوم است) در حال احرام .

مسأله 352 . مرد و زن محرم از هر چيزى كه زينت شمرده مى شود بايد اجتناب كنند خواه به قصد زينت باشد يا نباشد.

مسأله 353 . انگشتر به دست كردن، براى زينت، از محرّمات احرام است، ولى انگشترى كه جنبه زينت ندارد، مثلاً براى حرز يا ثواب از آن استفاده مى شود، اشكال ندارد.

مسأله 354 . استعمال حنا اگر در عرف، زينت حساب شود، براى محرم حرام است، هر چند قصد زينت نكند، به شرط اين كه بعد از حنا بستن، اثر آن در محلّ باقى بماند.

مسأله 355 . اگر قبل از احرام حنا ببندد، و اثرش تا زمان احرام بماند، اشكال ندارد، ولى احتياط مستحب آن است كه از آن استفاده نكند. و همچنين است رنگ كردن مو قبل از احرام و پاك كردن آن به هنگام احرام لازم نيست.

مسأله 356 . پوشيدن زيورهايى كه زن قبل از احرام عادت به پوشيدن آنها داشته اشكالى ندارد، ولى بايد آنها را از ديد نامحرم و حتى شوهر خود حفظ نمايد.

مسأله 357. زن نبايد در حال احرام سر و صورت خود را آرايش نمايد.

ـ ابروهايى كه بين خانمها به صورت خط خال كوبى رائج شده، در حال احرام و غير احرام نبايد نا محرم ببيند ولى به صحت احرام ضرر نمى زند.

مسأله 358. لباسى را كه زنان در آن محرم مى شوند بايد ساده وبى پيرايه باشد، لذا نبايد چادر و پيراهن و مقنعه وجوراب خود را با توردوزى و امثال آن


صفحه 102

به شكلى جلوه دهد كه از سادگى و بى پيرايگى خارج شود و شكل زينت به خود بگيرد امّا اگر در ميان بعضى از اقوام و كشورها، امورى عادى باشد وزينت قابل توجه نباشد به صحت احرام ضرر نمى زند.

مسأله 359. زينت نمودن در حال احرام حرمت دارد ولى كفاره ندارد.

چهاردهم: روغن ماليدن بر بدن

مسأله 360 . ماليدن روغن به بدن، اگر چه بوى خوشى در آن نباشد، حرام است.

مسأله 361 . استفاده از روغنى كه پيش از احرام از آن بهره مى گيرند و اثرش تا وقت احرام باقى مى ماند، جايز نيست.

مسأله 362 . خوردن روغن، اگر فاقد بوى خوش باشد، در حال احرام، اشكال ندارد.

مسأله 363 . ماليدن روغن به بدن اگر بوى خوش نداشته باشد، كفاره ندارد، ولى مستحب است گوسفندى قربانى كند.

مسأله 364 . كفاره استفاده از روغن خوشبو يك گوسفند است، هر چند از روى اضطرار باشد.

مسأله 365. استفاده از كرم هاى مختلف، نرم كننده، ضد آفتاب و برطرف كننده خشكى لب و ضد عرق سوز و به جهت تاول و نرم كننده دست وصورت در حال احرام به جهت مداوا وضرورت جايز است به شرط اين كه بوى خوش نداشته باشند. ولى بهتر است در حال احرام، اگر براى او حرجى نباشد تحمل كند.


صفحه 103

پانزدهم: زدودن مو از بدن

مسأله 366 . ازاله مو از بدن خود يا ديگرى، خواه محرم باشد، خواه غير محرم، حرام است. بنابراين شخص محرم تا محلّ نشده نمى تواند ديگرى را حلق يا تقصير نمايد.

مسأله 367 . زدودن مو، هر چند يك مو باشد، حرام است.

مسأله 368 . زدودن مو براى ضرورت، اشكال ندارد، ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله 369 . اگر به هنگام شستن صورت و يا وضو و غسل مويى از بدن خود به خود جدا شود، اشكال ندارد.

مسأله 370 . زدودن مو، مطلقاً حرام است خواه به وسيله تراشيدن يا ماليدن داروى نظافت باشد يا كندن و يا قيچى كردن باشد.

مسأله 371 . كفاره سر تراشيدن اگر براى ضرورت باشد، دوازده مُدّ آرد گندم است(مُدّ 750گرم است) كه بايد به شش فقير بدهد، و يا سه روز روزه بگيرد و يا گوسفندى را قربانى كند.

مسأله 372 . كفاره تراشيدن سر بدون ضرورت، يك گوسفند است.

مسأله 373 . اگر از زير بغل هاى خود، مو بزدايد، بايد گوسفندى قربانى كند، و اگر از يك بغل اين كار را انجام دهد، احتياط آن است كه گوسفندى را قربانى كند.

مسأله 374 . هرگاه موى سر را به وسيله اى غير از تراشيدن، بزدايد،حكم آن از نظر كفاره با تراشيدن يكى است.

مسأله 375 . اگر در حال التفات به احرام، عمداً دست خود را بر سر يا ريش


صفحه 104

خود بكشد و تار مويى، كنده شود، يك مشت آرد گندم كفاره بدهد.

مسأله 376. اگر در عمره تمتع محرم به اختيار خود حاضر شود كه شخص مُحلّ قبل از سعى او را تقصير يا سر او را بتراشد و يا در حج قبل از أعمال روز عيد، او را حلق يا تقصير كند، مرتكب حرام شده و بايد كفاره دهد.

شانزدهم: پوشاندن سر براى مردان

مسأله 377 . پوشاندن سر براى مردان، به هر وسيله اى باشد، در حال احرام، حرام است، بنابراين، پوشاندن سر به وسيله گِل و حنا و دارو و بار براى حمل جايز نيست.

مسأله 378 . محرم نمى تواند سر زير آب كند، حتى نمى تواند سر خود را در مايعات ديگرى مانند گلاب و غيره فرو برد.

مسأله 379 . در پوشاندن سر، فرقى ميان تمام سر يا بخشى از آن نيست، فقط در فرو بردن سر در آب و مايعات، اگر نيمى از سر را فرو برد، اشكالى ندارد.

مسأله 380 . مقصود از سر همان است كه عرفاً به آن سر گفته مى شود، بنابراين گوش ها از سر حساب نمى شوند، ولى بنابر احتياط واجب گوشها را نيز نپوشاند همچنان كه پوشاندن رو براى مردان مانعى ندارد، بنابراين به هنگام خوابيدن ، پوشانيدن صورت و گوش ها، اشكال ندارد.

مسأله 381 . استفاده از ماسك هاى بهداشتى، كه بند آن را به پشت سر مى اندازند، اگر بند آن پهن باشد و بخشى از سر را بپوشاند، در غير صورت ضرورت، جايز نيست، مشروط بر اين كه مقصود از زدن ماسك جلوگيرى از نفوذ ذرّات معلق در هوا و گازهاى سمى اتوموبيل ها باشد، نه جلوگيرى از بوى


صفحه 105

بد، و استفاده از اين ماسك ها براى زنان در غير ضرورت جايز نيست زيرا بخشى از صورت آنان را مى پوشاند ولى كفاره ندارد.

مسأله 382 . بستن دستمال كه براى سر درد ، جايز است و كفاره
ندارد.

مسأله 383 . گذاشتن سر روى بالش به هنگام خواب كه بخشى از سر را مى پوشاند، اشكال ندارد.

مسأله 384 . اگر پارچه اى را براى حفظ از پشه، روى چوب و مانند آن بيندازند و بالاى سر قرار گيرد، مانند پشه بند، اشكالى ندارد.

مسأله 385 . رفتن زير دوش حمام، براى محرم ، مانعى ندارد، ولى استفاده از آبشار گونه اى كه تمام سر را بپوشاند، جايز نيست.

مسأله 386 . استفاده از موى مصنوعى براى زنان اشكالى ندارد، و حكم مردان بعداً گفته مى شود.

مسأله 387 . خشك كردن سر با حوله و دستمال و مانند آن براى مردان جايز نيست. مگر اين كه به صورت تدريج انجام بگيرد، و بعضى از سر در حكم تمام سر حساب مى شود.

مسأله 388 . كفاره پوشاندن تمام سر، به هر نحو باشد بنابر احتياط يك گوسفند است. و كفاره پوشاندن برخى از سر نيز همين است.

مسأله 389 . اگر بعد از پوشاندن سر و پرداخت كفاره، مجدّداً سر را بپوشاند، بنابراحتياط بايد كفّاره مجدّد بدهد، و حتى اگر سر را در دو مجلس بپوشاند، هر چند در وسط كفاره نپرداخته باشد احتياط آن است كه دو كفاره بدهد.


صفحه 106

مسأله 390. به احتياط واجب مرد محرم سر خود را به وسيله اعضاء بدن مثل دست نپوشاند.

مسأله 391. موى مصنوعى انواعى دارد مثل كلاه گيس يا كاشتن پياز مو كه حالت طبيعى مو را پيدا مى كند و گره زدن دسته هايى از موى مصنوعى به ريشه مو. بنابراين مرد محرم نبايد سرخود را با كلاه گيس و يا گره زدن كه سر يا قسمتى از آن را دربرمى گيرد بپوشاند اما اگر پيوند و كاشتن به گونه اى باشد كه جزء بدن خود انسان شود و مانند موى خود انسان رشد و نمو داشته باشد اشكالى ندارد و در صورت ضرورت استفاده از موارد ممنوعه بايد كفاره بدهد.

مسأله 392. گذاشتن بند مشك آب بر سر در حال احرام مانعى ندارد.

مسأله 393. اگر محل مسح سر، تر بود و نمى تواند و يا نمى خواهد صبر كند تا آن خشك شود وسپس مسح كند در اين صورت محل مسح را تدريجاً با حوله و يا دستمال مى تواند خشك نمايد.

مسأله 394. مرد محرمى كه مى خواهد بخوابد نبايد ابتدائاً سر خود را با پتو و امثال آن بپوشاند ولى اگر در خواب بى اختيار سر او پوشيده شد مانعى ندارد و ديگران نيز تكليفى ندارند كه او را با خبر سازند ليكن وقتى بيدار و يا ملتفت شد بايد فوراً پتو و امثال آن را كنار بزند و احتياطاً تلبيه را تكرار كند.

مسأله 395. محرم نمى تواند به ديگرى بگويد وقتى من خوابم برد روى بدن و سر من را بپوشان، پوشاندن سر بر مرد محرم حرام است، چه از طريق خود چه با سفارش .

مسأله 396. هرگاه مرد محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند، به احتياط واجب بايد دو كفاره بدهد.


صفحه 107

مسأله 397. پوشاندن سر با علم و عمد كفاره دارد، ولى در حالت سهو و نسيان يا جهل به حكم كفاره ندارد و در صورت ضرورت احتياط واجب در كفاره است.

مسأله 398. گذاشتن سمعك يا پنبه در داخل سوراخ گوش اشكالى ندارد.

هفدهم: روبند زدن براى زنان

مسأله 399 . نقاب و روبند زدن براى زنان و همچنين ماسك هاى بهداشتى در غير ضرورت در حال احرام، حرام است.

مسأله 400 . برخى از صورت نيز، حكم تمام صورت را دارد، ولى
اگر دست هاى خود را روى صورت بگذارد، مانعى ندارد. و همين طور اگر صورت خود را در هنگام خواب روى بالش بگذارد، اشكالى ندارد. و خشك كردن صورت با حوله و دستمال براى زنان جايز نيست مگر به صورت تدريجى.

مسأله 401 . از آنجا كه زن براى نماز بايد سر را بپوشاند، براى آن بخشى از صورت پوشانده مى شود، اين مقدار اشكالى ندارد.

مسأله 402 . هرگاه زن محرم،براى اين كه صورت او از ديد نامحرم محفوظ بماند، گوشه چادر خود را پايين بيندازد اشكالى ندارد، به شرط آن كه كوشش كند به صورت نچسبد.

مسأله 403 . پوشيدن نقاب و روبند در حال احرام با اين كه حرام است، كفاره ندارد.

مسأله 404. زن محرم هنگام پوشيدن و يا درآوردن لباس و مقنعه بايد


صفحه 108

مواظبت كند صورتش پوشيده نشود و يا با بادبزن و امثال آن صورت خود را نپوشاند و در صورت سهو يا غفلت يا در حالت غير اختيارى مانعى ندارد.

مسأله 405. زن محرم هنگام خواب مى تواند با پتو و امثال آن بدن خود را بپوشاند ليكن بايد مواظبت كند در حالت ارادى و اختيار روى صورت او پوشيده نشود و اگر در خواب بى اختيار صورتش پوشيده شد وقتى ملتفت شد فوراً صورت خود را باز كند.

هيجدهم: حركت زير سايبان براى مردان

مسأله 406 . حركت در زير سايبان متحرك مانند اتومبيل سقف دار و يا هواپيما براى مرد محرم جايز نيست، هر چند براى كودكان و زنان اشكالى ندارد.

مسأله 407 . حركت زير سايبان هاى ثابت مانند ديوارها و تونل ها و درختان و كوه ها براى محرم، جايز است، خواه سواره باشد و يا پياده. بنابراين، هرگاه محرم در بين راه توقف كند، استراحت در قهوه خانه و يا رستوران هاى سرپوشيده مانعى ندارد، و همچنين زندگى در مكه ، عرفات و منى در خانه ها و خيمه ها بى اشكال است.

مسأله 408 . موقع رفتن به عرفات و منى بايد از وسائل نقليه بى سقف استفاده شود و بنابر احتياط واجب پس از ورود به مكه براى رفتن به مسجدالحرام و همچنين در منى براى حركت از نقطه اى به نقطه اى ديگر از سايبان هاى متحرك مانند چتر و اتومبيل سقف دار استفاده نكند.

مسأله 409 . در حركت زير سايبان هاى متحرك فرقى ميان سواره و پياده


صفحه 109

نيست و حتى كسانى كه به وسيله كشتى حركت مى كنند، در حال احرام بايد، زير سقف آن قرار نگيرند.

مسأله 410 .حركت با وسايط نقليه سرپوشيده، شب هنگام اشكال ندارد، مگر اين كه باد شديد يا باران در كار باشد. در اين صورت مى توانند وسيله را متوقف كنند و پس از برطرف شدن اين دو پديده جوّى حركت كنند، در غير اين صورت، كفاره دارد، ولى تا ممكن است در شب نيز از وسايل نقليه بدون سقف استفاده شود.

مسأله 411 . بين الطلوعين و همچنين پس از غروب خورشيد تا زوال حمره، جزء شب است وحركت در روز ابرى با ماشين مسقف مانع ندارد.

مسأله 412 . كفاره حركت با وسايط نقليه سرپوشيده هر چند براى ضرورت باشد يك گوسفند است.

مسأله 413 . هرگاه اين عمل، در فريضه عمره به طور مكرّر انجام گيرد، يك كفاره دارد، همچنين اگر در فريضه حج صورت پذيرد، يك كفاره بيشتر ندارد.

مسأله 414. حركت زير سايبانهاى ثابت مِنا در حال احرام ، اشكال ندارد.

مسأله 415. كسانى كه از تنعيم محرم مى شوند احتياط واجب آن است كه براى آمدن به مسجدالحرام از ماشين سقف دار استفاده نكنند.

مسأله 416. اگر كسى بدون توجه در حال احرام سوار ماشين سقف دار شد كه در حال حركت است بايد بلافاصله بعد از التفات پياده شود و اگر مسامحه و تأخير كند بايد كفاره بدهد ولى سوار و پياده شدن به ماشين مسقف ساكن و ايستاده در حال احرام در روز، مانع ندارد.


صفحه 110

مسأله 417. در وقت طى منزل استظلال به پهلوى محمل و كناره ى ماشين اشكال ندارد.

مسأله 418. اگر شخص پياده در سايه ماشين و يا حيوانات و يا هر وسيله ى متحرك ديگر حركت كند در حال احرام اشكال ندارد به شرطى كه مانع از تابش مستقيم خورشيد نشود بنابراين نمى توان زير سايه چتر ولو اين كه در دست ديگرى باشد حركت كرد.

مسأله 419. اگر سايه بر بدن بيفتد ولى سر و صورت در معرض تابش خورشيد باشند استظلال صدق نمى كند.

مسأله 420. احرام از جاهاى دور مثل شهرهاى ايران و يا عراق و... با نذر اگر مى داند كه ناچار مى شود با وسايط نقليه سرپوشيده حركت مى كند اشكال ندارد و احتياطاً اين شخص در ميقات و اگر نشد در ادنى الحلّ تجديد احرام كند.

مسأله 421. كسى كه از جاهاى دور با نذر محرم شد مى تواند در روز، زير سايه هاى ثابت مثل تونل ها و درختان و پل ها و امثال آن ها حركت كند.

مسأله 422. در صورت شدت گرما و يا بارندگى و يا سرما، استظلال در روز جايز است ولى كفاره دارد.

مسأله 423. اگر كسى به علت در اختيار نبودن وسائط غير مسقف مجبور باشد با وسائط مسقف حركت كند اين كار جايز است ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله 424. كسانى كه شب با ماشين مسقف حركت كنند ولى به عللى پس از طلوع آفتاب به مكه برسند بايد كفاره بپردازند.

نوزدهم: بيرون آوردن خون از بدن


صفحه 111

مسأله 425 . بيرون آوردن خون از بدن در حال احرام به هر وسيله ممكن، در غير حال ضرورت، جايز نيست، مانند خاراندن بدن و مسواك كردن دندان كه موجب خونريزى مى شود حتى گرفتن خون از بدن به وسيله سرنگ يا تزريق آمپول در حال احرام كه موجب بيرون آمدن خون مى شود، نيز همين حكم را دارد.

مسأله 426 . هرگاه بيرون آوردن چرك از دمل، ملازم با بيرون آمدن خون از بدن باشد، اشكالى ندارد.

مسأله 427 . محرم مى تواند ديگرى را كه محرم نيست، حجامت كند و يا دندان او را بكشد، هر چند خون بيرون بيايد.

مسأله 428 . بيرون آوردن خون از بدن كفاره ندارد، و احتياط مستحب آن است كه گوسفندى قربانى كند.

مسأله 429. اگر لازم شد محرم جهت نجات جان ديگرى خون اهداء نمايد و يا بر اثر بعضى بيمارى هاى پوستى مجبور به خاراندنى شد كه از بدن خون بيرون بيايد، مانعى ندارد، و كفاره هم ندارد اما در غير ضرورت نبايد بدن را جورى بخاراند كه خون بيايد يا مويى كنده شود .

بيستم: ناخن گرفتن

مسأله 430 . محرم نمى تواند ناخن بگيرد، و در اين قسمت فرقى بين آلات ناخن گيرى، مانند قيچى، چاقو يا ناخن گيرهاى رايج نيست و همچنين از طريق غير متعارف مثل كندن قسمتى از ناخن با دندان.

مسأله 431 . اگر انگشت اضافى داشته باشد، احتياط آن است كه ناخن آن


صفحه 112

را نيز نگيرد، و همچنين اگر دست اضافى داشته باشد.

مسأله 432 . اگر يك ناخن از دست يا پا بگيرد يك مد آرد گندم (750گرم)، به عنوان كفاره به فقير بدهد و براى ناخن دوم، يك مدّ ديگر و به همين ترتيب تا نه ناخن، ولى اگر ده ناخن دست خود را بگيرد بايد يك گوسفند كفاره بدهد، خواه آنها را در يك مجلس گرفته باشد يا چند مجلس. و گرفتن ناخن پاها نيز همين حكم را دارد.

مسأله 433 . اگر تمام ناخن هاى هر دو دست و هر دو پا را در يك مجلس بگيرد، يك گوسفند كفاره آن است، و اما اگر در دو مجلس بگيرد، دو گوسفند بايد بدهد.

مسأله 434 . كسى كه كمتر از ده ناخن دارد، اگر تمام آنها را بگيرد، احتياط آن است كه به تعداد هر ناخن يك مدّ آرد گندم به همراه يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 435 . اگر براى گرفتن ناخن ضرورتى پيدا كند، مى تواند ناخن بگيرد ولى بايد كفاره بدهد.

مسأله 436. محرم مى تواند از غير محرم ناخن بگيرد ولى شخص محرم نمى تواند موى محرم ديگر را به قصد تقصير بچيند. و هم چنين محرم مى تواند ناخن محرم ديگرى را به عنوان تقصير بگيرد. البته گرفتن ناخن براى تقصير كفايت نمى كند.

بيست و يكم: كندن دندان

مسأله 437 . كندن دندان در حال اختيار براى محرم حرام است، و در


صفحه 113

صورت ضرورت مانعى ندارد، ولى اگر خون بيرون آيد، بايد كفّاره بدهد.

مسأله 438. محرم مى تواند دندان ديگرى را بكشد هر چند او نيز محرم باشد و اگر خون آمد صاحب دندان بايد كفاره بدهد.

بيست و دوم: كندن و بريدن گياه و درخت حرم

مسأله 439 . كندن و بريدن گياه و درخت حرم، حرام است.

هرگاه پس از منزل گرفتن، درخت يا گياهى به طور خودرو، در آنجا برويد، يا خود وى و ديگرى آن را كاشته باشد، كندن و بريدن آنها اشكالى ندارد ولى هرگاه پيش از آن كه منزل بگيرد، درختى و گياهى در آنجا وجود داشته باشد، كندن و بريدن آنها جايز نيست.

مسأله 440 . بريدن درخت ميوه دار و خرما، خواه خودرو باشد يا ديگرى كاشته باشد، مانعى ندارد.

مسأله 441 . كندن گياه مخصوصى به نام «اذخر» كه در گذشته از آن براى پوشاندن بام ها، و يا روشن كردن كوره آهنگران استفاده مى شد، اشكال ندارد.

مسأله 442 . كفاره كندن و از ريشه درآوردن درخت ، اگر بزرگ باشد، يك گاو و اگر كوچك باشد يك گوسفند است.

مسأله 443 . اگر بخشى از يك درخت را ببرد، بايد قيمت آن را به عنوان كفّاره بدهد.

مسأله 444 . در كندن گياهان كوچك كفاره اى جز استغفار نيست.

مسأله 445 . هرگاه به هنگام راه رفتن، گياه يا گياهانى كنده شوند، اگر قصد اين كار را نداشته، مانعى ندارد، و همچنين مى تواند حيوانات اهلى را براى


صفحه 114

چريدن در حرم رها كند.

مسأله 446 . آنجا كه بريدن و كندن درخت و گياه حرم براى محرم جايز نيست، براى كسى هم كه محرم نيست، حكم يكسان دارد.

مسأله 447. اگر در شهر مكه منزلى را براى استفاده در ايام حج خريد يااجاره كرد، به احتياط واجب درخت و گياه خودروى آن را نكند و يا شاخه هاى درختان را نشكند.

مسأله 448. اگر شك دارد كه درختى خودروست كه قطع آن جائز نباشد يا آن را كاشته اند، كه قطع اشكال نداشته باشد نبايد آن را قطع يا شاخه اش را بشكند.

بيست و سوم: بستن سلاح بر خود

مسأله 449 . بستن سلاح گرم يا سرد بر خود در غير حال ضرورت، حرام است. ولى حمل سلاح، در بار و اثاث، مانعى ندارد.

ملحقات محرمات احرام

مسأله 450. مُحِلّ نمى تواند كبوتر يا صيد ديگرى كه در حرم است را برماند و آن را به بيرون حرم بفرستد و سپس آن را در حِلّ شكار كند و سپس به داخل حرم آورده و بخورد.

مسأله 451. اگر حيوانى در بيرون حرم توسط مُحِلّ صيد شد نبايد آن را داخل حرم سر ببرند و بخورند ولى آنچه در حِلّ صيد شده و در آن جا ذبح شده، مى توان در حرم از گوشت آن استفاده كرد، ولى محرم از گوشت آن به احتياط


صفحه 115

واجب پرهيز كند.

مسأله 452. محرم مى تواند بدون شهوت دست همسر خود را بگيرد و براى سوار و پياده شدن بر مركب به او كمك كند حتى با او در يك اتاق بخوابد لكن نبايد به زينت و زيبايى او مثل موهايش نگاه كند.

مسأله 453. مرد مى تواند در حال احرام براى خوابيدن صورت خود را بپوشاند لكن مكروه است كه پتو يا رواندازش از پايين صورت به طرف بالا بكشد و از دماغش تجاوز كند.

مسأله 454. محرم مى تواند حمام برود ولى اگر بداند با كشيدن كيسه، مويى از بدن جدا مى شود و يا از بدن خون بيرون مى آيد نبايد اين كار را بكند.

مسأله 455. در مرزهاى حرم درختى كه ريشه اش در حرم است لكن شاخه هاى آن در حلّ مى باشد خود و شاخه هايش حكم درخت حرم را دارند و هم چنين پرنده اى كه بر آن شاخه ها نشسته است حكم صيد حرم را دارد و هم چنين است درختى كه ريشه ى آن در حِلّ است و شاخه ى آن در حرم.

مسأله 456. محرم نبايد با محرم و يا محل ديگر دعوا و منازعه كند و هم چنين با شخص محرم يا محل ديگر كشتى بگيرد. زيرا در معرض وارد كردن جراحت به يك ديگر و كنده شدن مو و چه بسا جدال و فسوق و امثال آن قرار مى گيرند.


صفحه 116

صفحه 117

فصل ششم:

اعمال عمره ى تمتع

در گذشته يادآور شديم كه عمره تمتع از پنج عمل تشكيل مى شود:

1. احرام بستن، 2. طواف كعبه، 3. نماز طواف، 4. سعى بين صفا و مروه، 5. تقصير يعنى گرفتن قدرى از مو و يا ناخن.

درباره عمل نخست(احرام بستن) و محرمات و مستحبات آن سخن گفتيم، اكنون به توضيح چهار عمل باقيمانده مى پردازيم:

دوم: طواف كعبه

مسأله 457 . دومين واجب از اعمال عمره طواف كعبه ، يعنى «هفت بار دور آن گرديدن» است، و هر دورى را «شوط» مى نامند، طبعاً هر طواف از هفت شوط تشكيل مى شود.

مسأله 458 . «طواف كعبه» از اركان به شمار مى رود به اين معنى(1) كه اگر كسى آگاهانه آن را ترك كند، و وقت جبران آن بگذرد، عمره او باطل مى شود، خواه عالم به مسأله باشد يا نه.


1 . اشاره به يك نكته فقهى لازم است و آن اين كه: معنى ركن در نماز غير از ركن در حج است، ترك ركن در نماز عمداً و سهواً موجب بطلان نماز مى شود ولى ترك ركن در حج در صورت عمد مايه بطلان است نه در صورت سهو.


صفحه 118

مسأله 459 . هرگاه طواف را آگاهانه ترك كند، تا زمانى كه وقت براى بستن احرام حج و رفتن به عرفات باقى باشد، مى تواند جبران كند، و سعى و تقصير دو عمل پس از طواف را تجديد نمايد.

مسأله 460 . در صورت باطل شدن عمره، و نبودن فرصت براى اعاده، تكليف او نسبت به حج كه پس از عمره انجام مى داد، دگرگون مى گردد، ديگر نمى تواند نيت «حج تمتع» كند، بلكه بايد به نيت «حج افراد» احرام ببندد و معنى «حج افراد و اعمال آن» در فصل جداگانه اى خواهد آمد.

مسأله 461 . هرگاه طواف كعبه را سهواً به جا نياورد، عمل او درست، و هر موقع به خاطرش آمد، بايد آن را انجام دهد و اگر از مكه خارج شده و در نيمه راه يا پس از رسيدن به وطن، به خاطرش آيد، مى تواند نائب بگيرد، همچنان كه مى تواند زحمت بازگشت را تحمل كند و شخصاً طواف را انجام دهد.

مسأله 462 . شخص بيمار و يا پير فرتوت را كه توانايى طواف كردن
را ندارد، بايد طواف داد، يعنى به دوش گرفت يا بر تختى قرار داد، و هفت بار
بر دور خانه خدا گردانيد، و اگر اين كار امكان پذير نبود بايد براى او نائب
گرفت.

مسأله 463. اگر هر يك از سه طواف واجب (عمره، حج و نساء) را فراموش كرد و سپس با همسر نزديكى نمود اگر طواف عمره تمتع و نساء و عمره ى مفرده را فراموش كرده، بايد يك شتر در مكه قربانى كند و طواف را در صورت امكان، خودش انجام دهد و در صورت عدم امكان نايب بگيرد. و احتياطاً در غير طواف نساء سعى را هم اعاده كند.

مسأله 464. كسى كه از روى جهل به حكم، طواف حج تمتع را ترك كند و


صفحه 119

به محل خود برگردد بايد يك شتر در مكه قربانى كند و حج را اعاده كند .اما اگر طواف عمره تمتع را از روى جهل به حكم ترك كند بايد حج را در سال بعد اعاده كند ولى كفاره ندارد.

مسأله 465. كسى كه طواف نساء را از روى جهل و يا نسيان فراموش كند بايد آن را بياورد و اگر خود نمى تواند نايب بگيرد و تا خود و يا نايبش انجام ندهند همسر بر او حلال نمى شود و اگر با همسر خود مواقعه انجام داده است كفاره اش يك شتر است مگر اين كه بعد از نيمه اوّل طواف نساء مواقعه انجام شده باشد.

مسأله 466. اگر كسى هر يك از سه طوافش را ناقص انجام داده و تا برگشتن به وطن، متذكر نشده، اگر نصف طواف را انجام نداده بايد طواف خود را اعاده كند و اگر نيمه اول آن را انجام داده بنابر احتياط اتمام و اعاده كند. و اگر خود نمى تواند نايب بگيرد و علاوه برنماز نايب، جهت طواف خودش نيز (هر كجا هست) نماز طواف را بخواند.

مسأله 467. اگر حج گزار طواف عمره و يا بعضى از اشواط آن را فراموش كند و مثلاً در عرفات به يادآورد; نمى تواند بين ظهر عرفه تا غروب عرفه جهت تدارك از عرفات خارج شود و فوريت لازم نيست بلكه بعد از اعمال روز عيد در منا قبل از طواف حج، طواف فراموش شده را بياورد و يا نقصان آن را تكميل كند و اگر ناقص بيشتر ازسه شوط و نيم است، طواف را كامل اعاده كند و اگر كمتر از سه شوط و نيم است احتياط در اتمام و اعاده است و به احتياط واجب سعى را نيز اعاده كند سپس اعمال حج خود را انجام دهد.

مسأله 468. اگر كسى قبل از طواف سعى به جا آورد; علاوه بر طواف و


صفحه 120

نماز، سعى را نيز مجدداً به جاى آورد.

مسأله 469. اگر كسى هنگام سعى متذكر شود كه طواف را به جا نياورده، بايد هر كجاى سعى هست آن را رها كند و برگردد و طواف و نماز آن را به جاى آورد و سپس احتياطاً سعى را اتمام و اعاده كند.

مسأله 470. اگر كسى در سال قبل مثلاً ، طواف حج خود را فراموش كرده و سپس نايب شده است، نيابت او صحيح است و بايد قبل از طواف عمره ى مربوط به نيابت از طرف خود طواف كند و نماز طواف را بخواند و سپس اعمال نيابت را انجام دهد.

مسأله 471. در هنگام طواف سخن گفتن با ديگرى، خنديدن، خواندن شعر، خوردن و نوشيدن مانعى ندارد اما بهتر است به دعا و ذكر خدا و قرائت قرآن بپردازد و قرائت قرآن در حال طواف از ذكر گفتن بهتر است و اگر در طواف و قرائت قرآن به آيه اى رسيد كه سجده ى واجبه دارد با سر خود به خانه اشاره كند بدون اين كه بدن او رو به كعبه و يا پشت به كعبه بشود و به طواف ادامه دهد.

مسأله 472. اگر طواف كننده در حال طواف با علم و عمد به بدن نامحرمى تماس حاصل كند هر چند كار حرام مرتكب شده لكن طواف او باطل نيست و ليكن اگر اين كار موجب انزال شد بايد فوراً از مسجد بيرون رود و بعد از تحصيل طهارت طواف خود را تكميل و نماز آن را بخواند سپس طواف را اعاده كند و نماز آن را بخواند و چون انزال صورت گرفته يك شتر كفاره بدهد.

مسأله 473. و اگر تماس و انزال غير اختيارى شد بايد فوراً از مسجد بيرون رفته و تحصيل طهارت كند و اگر حدث او قبل از سه و نيم دور عارض


صفحه 121

شده طواف را اعاده كند و اگر بعد از سه و نيم دور بوده از همان جا تكميل و نماز آن را بخواند و احتياط مستحب در اين فرض علاوه بر اتمام و نماز، اعاده هم هست.

مسأله 474. در مطاف گاهى اشيائى زير دست و پا افتاده است، عمداً روى آن ها نبايد پا گذاشت و اگر گذاشت موجب بطلان طواف نمى شود و هم چنين اگر خوف اين هست كه اگر بخواهد بردارد و در جاى امنى مثلاً حجر اسماعيل بگذارد، طواف اشكال پيدا مى كند، نبايد اين كار را بكند.