welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار ریحانة الأدب

نام کتاب : مناسك حج*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

مناسك حج

صفحه 1

   

   مناسك حج


صفحه 2

صفحه 3

صفحه 4

فهرست نويسى پيش از انتشار توسط: مؤسسه امام صادق (عليه السلام)

حضرت آيت الله العظمى سبحانى، 1308 ـ

مناسك حج و احكام عُمره / جعفر سبحانى. ـ ] ويرايش 2[ . ـ قم: مؤسسه امام صادق (عليه السلام)1430 ق . = 1388.

ص 271.    ISBN :978 - 964 - 357 - 276 - 1

كتابنامه به صورت زيرنويس .

1. حج. 2. حج ـ ـ رساله عمليه. الف. مؤسسه امام صادق (عليه السلام). ب. عنوان.

1388 8 م 2 س / 8 / 188 BP    357 / 297

اسم كتاب:    …مناسك حج و احكام عمره

مطابق با فتاواى:    …آية الله العظمى سبحانى

استخراج وتطبيـق:    … اصغر رضوانى دهاقانى

چـــــــــاپ:    …دوم (ويرايش جديد)

تاريـــــــخ:    …1388 / 1430 هـ

چاپخانــه:    …مؤسسه امام صادق (عليه السلام)

ناشـــــر:    …مؤسسه امام صادق (عليه السلام)

شمارگــان:    …1000

صفحه آرايى:    …مؤسسه امام صادق (عليه السلام) ـ محسن بطاط

www.imamsadiq.org

www.shia.ir www.tohid.ir

Email: imamsadig@gmail.com

مركز پخش: قم ـ ميدان شهدا، انتشارات توحيد

?7745457 و 9271 151 0912


صفحه 5

مطابق بافتاواى


صفحه 6

(إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ * فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ)

سوره آل عمران: 96 ـ 97


صفحه 7

فهرست مطالب

اهميت و آثار سازنده فريضه حج   …13

فصل اول

وجوب حج   …19

حج مستحب   …21

شرايط وجوب حجة الاسلام   …23

   شرط اول و دوم: بلوغ و عقل   …23

   شرط سوم: حريّت   …25

   شرط چهارم: استطاعت   …25

خروج از استطاعت   …36

شرايط نايب و منوب عنه   …37

نيابت معذور   …41

احكام نيابت   …44

فصل دوم

اقسام حج    …47


صفحه 8

حج افراد و قران و كيفيت احرام بستن براى آن دو   …47

اقسام عمره و موارد آن   …52

   محل احرام عمره ى مفرده   …56

موارد عدول و يا تبدّل حج تمتع به اِفراد   …57

حج تمتع   …64

فصل سوم

احرام براى عمره تمتع   …67

فصل چهارم

واجبات احرام   …75

1. پوشيدن جامه هاى احرام   …75

2. نيّت احرام   …78

3. تلبيه   …80

فصل پنجم

محرمات احرام   …85

اوّل: شكار   …85

دوم: التذاذ جنسى   …87

سوم: عقد كردن   …90

چهارم: استمنا   …91

پنجم: عطر زدن   …91

ششم: پوشيدن لباس دوخته و يا شبيه آن   …93


صفحه 9

هفتم: سرمه كشيدن   …96

هشتم: نگاه كردن در آينه   …96

نهم: پوشيدن روى پا   …97

دهم: سخنان ناشايست(فسوق)   …98

يازدهم: جدال   …98

دوازدهم: كشتن جانوران   …100

سيزدهم: زينت نمودن   …100

چهاردهم: روغن ماليدن بر بدن   …102

پانزدهم: زدودن مو از بدن   …103

شانزدهم: پوشاندن سر براى مردان   …104

هفدهم: روبند زدن براى زنان   …107

هيجدهم: حركت زير سايبان براى مردان   …108

نوزدهم: بيرون آوردن خون از بدن   …110

بيستم: ناخن گرفتن   …111

بيست و يكم: كندن دندان   …112

بيست و دوم: كندن و بريدن گياه و درخت حرم   …113

بيست و سوم: بستن سلاح بر خود   …114

ملحقات محرمات احرام   …114

فصل ششم

الف:اعمال عمره ى تمتع   …117


صفحه 10

طواف كعبه   …117

   واجبات طواف   …122

   مقدمات طواف   …122

      اوّل: نيت   …122

      دوم: طهارت از حدث اكبر و اصغر   …124

         مسلوس ومبطون   …132

      سوم: طهارت بدن و لباس   …133

      چهارم: ختنه   …136

      پنجم: ستر عورت   …137

كيفيت طواف   …138

   1و2. ابتدا و ختم به حجر اسود   …138

   3. قرار گرفتن كعبه در سمت چپ   …139

   4. طواف از خارج حجر اسماعيل   …141

   5. طواف ميان بيت و مقام ابراهيم   …143

   6. خروج از كعبه و شاذروان   …147

   7. مراعات هفت شوط   …148

احكام بانوان در طواف   …159

نماز طواف واجب   …163

طواف مستحب   …168

سعى ميان صفا و مروه   …170


صفحه 11

تقصير يا كوتاه كردن مو   …180

احكام پس از فراغ از عمره تمتع   …184

ب: اعمال حج تمتع   …188

   1. احرام بستن براى حج تمتع   …189

   2. وقوف در عرفات   …192

   3. مشعرالحرام   …195

      صورت هاى وقوف در عرفات و مشعر   …200

   4. رمى جمره عقبه   …202

   5. قربانى كردن   …209

      1. سنّ قربانى   …210

      2. سالم بودن   …210

      3. كمال خلقت (نداشتن عيب بدنى)   …210

      4. لاغر نبودن   …211

      محلّ قربانى   …213

      شرايط و محل ذبح كفّارات   …220

   6.تراشيدن سر يا كوتاه كردن مو   …223

فصل هفتم

اعمال مسجدالحرام   …231

طواف نساء   …235


صفحه 12

فصل هشتم

گذراندن شب در منا (بيتوته)   …239

رمى جمرات سه گانه   …241

رمى جمرات ثلاث   …242

محصور و مصدود   …249

وظيفه ى مصدود در مراحل مختلف   …249

وظيفه ى محصور   …254

مسائل متفرقه   …260

احكام تقليد   …267

احكام مسجدالحرام و مسجدالنبى(صلى الله عليه وآله وسلم)   …269

چند مسأله    …269

فهرست مطالب    …7


صفحه 13

اهميت و آثار سازنده فريضه حج

فريضه حج، عمل عبادى و از اركان دين به شمار مى رود، و در تمام عمر يك بار بر انسان واجب مى شود، و وجوب آن از ضروريات دين و منكر آن مرتدّ و تارك آن مستحقّ عقاب و عذاب الهى است، و كافى است كه بدانيم اسلام عملى، بر پنج اصل اساسى استوار است: 1. نماز، 2. زكات، 3. حج، 4. صوم، 5. ولايت.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:زائران خانه خدا چه در حج و يا عمره مهمانان خدا هستند كه اگر چيزى را درخواست كنند به آنان داده مى شود، و اگر او را بخوانند اجابت مى كند. اگر درباره كسى شفاعت كنند، شفاعت آنان پذيرفته مى شود، و اگر چيزى از خدا نخواهند، خدا خود به آنان مى بخشد.

هدف از تشريع فريضه حج، دعوت به خضوع در برابر خداست و اين مطلب با توجه به اعمال حج كاملاً روشن و هويدا است.

عبادت و پرستش حق، و طرد پرستش غير او، از نخستين اعمال آن گرفته تا آخرين عمل آن آشكار است، و نيازى به تذكر ندارد بالأخص اگر اين


صفحه 14

اعمال با دعاهاى مستحب، و اذكارى كه پيرامون آنها وارد شده است توأم گردد، و از مجموع اين اعمال چنين نتيجه گرفته مى شود:

حج: عبادت و پرستش حق است، در بهترين و زيباترين صورت ممكن.

حج: خضوع در برابر خداى با عظمت است، در بهترين شكل.

حج: تضرع و زارى به درگاه حق است، در عميق ترين نوع آن.

حج: عبادتى است كه در آن همه نوع عناصر اظهار عبوديت و بندگى گرد آمده و خضوع و خشوع، تقوا و وارستگى از شهوات، و بريدگى از دنيا، كاملاً در آن به چشم مى خورد.

زائران خانه خدا، با پوشيدن دو قطعه لباس، وارستگى خود را از مظاهر مادى به نمايش گذارده و چنين وانمود مى كنند كه جز خدا، همه چيز حتى فرزند، خانواده و ميهن، همه و همه را به دست فراموشى سپرده اند و چيزى كه محيط فكر زائر خانه خدا را مشغول مى سازد، جز «لبيك گفتن به نداى خداى يگانه» چيزى ديگر نيست.

اين مسأله با توجه به اعمال فريضه حج و اماكنى كه اين اعمال در آنجاها انجام مى گيرد و مواقفى كه بايد زائر در آنجا توقف كند، كاملاً واضح و روشن است از اين جهت بايد حج را از بزرگ ترين اعمال عبادى و فرائض مذهبى شمرد.

فلسفه حج تنها در خودسازى منحصر نمى شود، هر چند خود آن، از ارزش والايى برخوردار است.

در انجام اين فريضه الهى، آثار سازنده و مصالح اجتماعى و دينى فراوانى است كه امام صادق(عليه السلام) در سخنان خود بدان اشاره نموده است.


صفحه 15

«وَجَعَلَ فِيهِ الإِجْتِماعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لِيَتَعارَفُوا وَلِتُعْرَفَ آثارُ رَسُولِ اللّهِ وَتُعْرَفَ أَخْبارُهُ وَلا تُنْسى وَلَوْ كانَ كُلُّ قَوْم إِنَّما يَتَّكِلُونَ عَلى بِلادِهِمْ وَما فِيها هَلَكُوا وَخَرِبَتِ الْبِلادُ وَسَقَطَ الْجَلْبُ وَالأَرْباحُ وَعَمِيَتِ الأَخْبارُ وَلَمْ يَقِفُوا عَلى ذلِكَ وَذلِكَ عِلَّةُ الْحَجِّ».(1)

«در سرزمين مكّه، اجتماعى از مردم مشرق و مغرب زمين پديد مى آيد تا يكديگر را بشناسند و با آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) (تعاليم و احاديث) آشنا شوند، و اگر هر گروهى به آنچه خود داشتند، اكتفا مى كردند، نابود مى شدند، و آبادى ها رو به ويرانى مى نهاد و تجارت و بازرگانى به تباهى مى گراييد. اخبار و گزارشها به دست مردم نمى رسيد».

امام در اين حديث، به برخى از آثار ارزشمند حج اشاره مى كند كه تنها به بيان رؤوس آنها اكتفا مى كنيم:

1. شناخت مسلمانان از يكديگر

2. شناخت آثار و تعاليم رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)

3. بهره گيرى از منافع اقتصادى حج ، زيرا اگر هر كسى به آنچه كه در اختيار دارد، اكتفا نمايد، چرخ زندگى از حركت مى ايستد، و تبادل كالا و خدمات در ميان اجتماعات مختلف، اساس زندگى است.

4. تبادل اخبار و آگاهى ها، زيرا هر گروهى از نقطه اى در آنجا جمع شده و مى توانند يكديگر را از نقاط قوت و ضعف خود آگاه سازند.

***


1 . بحارالأنوار، ج99، ص 33، نقل از علل الشرائع صدوق.


صفحه 16

فريضه حج، بسان فريضه نماز، از مسائل فراوانى برخوردار است، و احاطه بر مسائل آن، نياز به تلاش پيوسته اى دارد. زراره مى گويد: به امام صادق (عليه السلام)عرض كردم: فدايت شوم چهل سال است درباره حج از شما سؤال مى كنم، شما هم پاسخ مى دهيد و هنوز مسائل آن به پايان نرسيده است. امام در پاسخ گفت: آيا خانه اى كه پيش از آفرينش آدم، «مطاف ملائكه» بوده، مى تواند مسائل آن در مدت چهل سال به پايان برسد؟(1)

از روايات زيادى استفاده مى شود كه حضرت باقر(عليه السلام) و فرزند عزيزش حضرت صادق (عليه السلام) آموزگاران امّت در مسائل حج بوده اند، تا آنجا كه ابوحنيفه مى گويد: «لولا جعفرُ بن محمد ماعلِمَ النّاسُ مناسك حجّهم».(2)

صحيح مسلم كه يكى از صحاح شش گانه اهل سنّت است، پيرامون اعمال عمره و حجّ، حديثى از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند حضرت در آن حديث سرگذشت حج پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)را از آغاز حركت از مدينه تا نزول آن حضرت به مكه و اعمالى كه انجام داده به تفصيل يادآور مى شود.(3)

و اگر مسلمانان كار خود را در اعمال حج بر اين حديث كه خاندان پيامبر از جدّ بزرگوارشان نقل كرده اند ، استوار سازند، كمتر اختلافى رخ مى دهد.

در سال 1334 كه ملك سعود مهمان دولت ايران بود، مرحوم آية اللّه العظمى حاج آقا حسين بروجردى (1292ـ 1380) اين حديث را در پاسخ نامه اى كه از طرف ملك ارسال شده بود، براى او فرستاد، و همراه اين حديث


1 . وسائل الشيعه، ج8، باب1، از ابواب وجوب حج، حديث12.

2 . من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 519، كتاب حج، باب نوادر حج، شماره 3113.

3 . صحيح مسلم، ج4، باب حجة النبى، ص 39ـ 43.


صفحه 17

نامه اى نوشت و در آن تلويحاً يادآور شد كه عمل به اين حديث، مايه نزديكى مسلمانان به يكديگر مى باشد.

***

يادآور مى شويم، مسائل حج، به خودى خود مشكلاتى دارد، زيرا «حج» عملى است مركب از اجزاى مختلف در مكان هاى گوناگون كه براى نوع حجاج كه در عمر يك بار به اين سفر مى روند با غرابت و سختى هاى مختلفى همراه است.

از اين جهت، بايد روحانيان كاروان ها، مسائل را با بيانى روشن و ساده مطرح كنند و از پيچيده گويى بپرهيزند و به ويژه از بازگويى برخى از فروع نادر كه كمتر اتفاق مى افتد، خوددارى ورزند، مگر اين كه سؤال شود.

در اين رساله ، سعى شده است مسائل مورد ابتلا به زبان ساده و دور از اصطلاحات علمى بيان شود، مسلماً مسائلى هم هست كه در اين رساله نيامده ، و در صورت نياز، مى توان از طريق استفتا به دست آورد.

خداوند همگان را به اعمال نيك و پسنديده موفق گرداند

و خلوص در عمل را، به همگان عطا فرمايد.


صفحه 18

صفحه 19

فصل اول

وجوب حج

مسأله 1 . «حج» تحت شرايطى كه بعداً بيان مى شود، در عمر، يك بار واجب مى شود و آن را «حجّة الإسلام» مى گويند، و شرط آن استطاعت است.

مسأله 2 . بر شخص مستطيع لازم است در نخستين سال استطاعت، حج را به جاى آورد و تأخير آن جايز نيست و اگر سال اوّل نرفت، بايد سال دوم برود و اگر نرفت در سال بعد.

مسأله 3 . هرگاه انجام حجة الاسلام با ترك واجبى يا ارتكاب گناه همراه باشد، بايد به حج برود، مگر اين كه واجبى كه ترك مى كند يا گناهى كه انجام مى دهد، اهميت بالاترى داشته باشد.

مسأله 4. هرگاه فردى نذر كند كه مثلاً در روز عرفه سال جارى در كربلاى معلاّ باشد، و سيدالشهدا 7 را زيارت كند، ولى پس از نذر مستطيع شود، بايد عمل به نذر را بر حج مقدم بدارد، ولى اگر مستطيع بود و بعداً نذر كرد، در اين صورت حج، بر نذر مقدم مى باشد.

و همچنين است اگر نذر كند كه چند سال متوالى روز عرفه در كربلا باشد، سپس مستطيع شود، در اين صورت نيز اگر پس از نذر مستطيع شده در آن سال بايد اول به نذر عمل كند ولى سال بعد به حج برود و سالهاى بعد هر ساله به نذر عمل كند.


صفحه 20

مسأله 5. اگر كسى احتمال مى دهد حجى كه در سال هاى قبل انجام داده صحيح نبوده يا احتمال مى دهد مستطيع نبوده است و فعلاً شرايط استطاعت را دارد و بخواهد احتياط كند، به عنوان امتثال امر فعلى در تمام مراحل نيّت كند.

مسأله 6. يادگيرى و دانستن اعمال حج و لو اجمالاً، براى مستطيع، قبل از سفر لازم نيست همين قدر كه در وقت عمل ياد بگيرد و عمل كند، كافى است و لو اين كار با كمك ديگران مثل روحانى كاروان باشد، البته شايسته است پيش از محرم شدن آگاهى اجمالى به اعمال عمره و حج داشته باشد.


صفحه 21

حج مستحب

مسأله 7. ترك حج در پنج سال متوالى مكروه است; همين طور هنگام خروج از مكّه مستحب است قصد بازگشت داشته باشد، و از خداوند بخواهد بار ديگر نصيب او نمايد و قصد باز نگشتن مكروه است.

انجام حج در موارد زير مستحب است:

ـ از طرف معصومين، خويشاوندان و سايرين;

ـ كسانى كه شرايط استطاعت را ندارند، ولى به نوعى رفتن حج براى آن ها ميسّر شده است و لو با زحمت و مشقت;

ـ كسى كه قبلاً حج واجب خود را انجام داده است;

ـ كسى كه با قرض كردن و وام گرفتن مى تواند به حج برود;

ـ كسى كه مى تواند به نيابت از ديگران به حج برود يا به عنوان هاى ديگر;

ـ تكرار حج در هر سال; خصوصاً براى متمولين;

مسأله 8. ثواب حج مستحبى را مى توان بعد از اتمام به ديگران، چه مرده و يا زنده، هديه كرد و نيز مى توان از اوّل چنين نيتى داشت.

مسأله 9 . كسانى كه شرعاً مستطيع نيستند ولى مى توانند با زحمت و مشقت، حج به جا بياورند، براى آنها مستحب است كه به حج بروند، و براى كسانى كه حج واجب را انجام داده اند، نيز مستحب است كه بار ديگر به حج بروند .

مسأله 10 . انسان مى تواند از طرف افراد زنده يا مرده حج استحبابى به


صفحه 22

جا آورد، و همچنين مى تواند از طرف آنان طواف كند، البته اين در صورتى است كه آنان در مكّه نباشند و يا در صورت بودن، معذور باشند.

مسأله 11 . كسى كه امكان مالى ندارد، مستحب است قرض كند و به حج برود، مشروط بر اين كه توانايى پرداخت آن را به موقع داشته باشد، البته اين نوع حج از «حَجّة الإسلام» كفايت نمى كند.

مسأله 12 . كسى كه استطاعت مالى دارد ولى دارايى او را اموال حرام تشكيل مى دهد، مستطيع نيست، ولى كسى كه احتمال مى دهد كه دارايى او آميخته به حرام باشد، مستطيع است و بايد به حج برود.

مسأله 13 . كسى كه امكان مالى ندارد مستحب است با پذيرفتن نيابت و يا به عنوان ديگر به حج برود.


صفحه 23

شرايط وجوب حجة الاسلام

حجة الاسلام با چند شرط واجب مى شود:

شرط اول و دوم: بلوغ و عقل

حج بر كودك و ديوانه هر چند استطاعت مالى داشته باشند واجب نيست .

مسأله 14. اگر غير بالغ مُحْرم شود حجّ او صحيح است، ولى از حجّة الإسلام كفايت نمى كند.

مسأله 15 . اگر كودك مميز براى حج محرم شود، ولى هنگامى كه براى وقوف به مشعرالحرام برسد، بالغ گردد حج او حَجّة الاسلام و مجزى است.

مسأله 16 . كسى كه گمان مى كرد بالغ نيست، و به نيّت حج مستحب محرم شد، بعد معلوم گشت كه به هنگام احرام، بالغ، و تكليف او حج واجب بوده است; چنين حجى كفايت نمى كند، مگر اينكه به هنگام احرام، تكليف واقعى خود را قصد كرده ولى تصور مى كرده كه تكليف واقعى او حج مستحب است، به گونه اى كه اگر توجه داشت، حج واجب را قصد مى كرد، در اين صورت حج او مجزى خواهد بود.

مسأله 17 . «ولىّ» كودك غير مميز، مى تواند او را محرم كند، يعنى لباس احرام به او بپوشاند و نيت كند كه اين طفل را براى حج يا براى عمره محرم مى كنم.

مسأله 18 . مقصود از «ولى» فردى است كه مى تواند در مال بچه، شرعاً


صفحه 24

تصرّف كند، مانند پدر و جدّ پدرى و وصىّ . علاوه بر «ولى»، مادر و همچنين كسى كه متكفل امور كودك غير مميز است مى تواند كودك را محرم نمايد در مورد اخير احتياطاً از ولىّ كودك اجازه بگيرد.

مسأله 19 . هرگاه كودك مميّز يا غير مميّز محرم شد، بايد ولىّ او يا مادر، او را از محرمات احرام باز دارد. و اگر محرمات احرام را انجام دهد و «ولىّ» از آن نهى نكند، كفّاره آن بر كسى واجب نيست. مگر آنكه صيد كند كه كفاره آن بر ولى است.

مسأله 20 . هزينه قربانى حج برعهده «ولى» است، و بر مال طفل اگر مالى داشته باشدـ تعلق نمى گيرد. واگر مادر طفل را محرم كند هزينه قربانى برعهده ولىّ است مگر اين كه خود مادر قبول كرده باشد.

مسأله 21 . بر ولىّ و مادر طفل لازم است مراقب باشد كه او اعمال عمره و حج را انجام دهد و اگر به خاطر كوچكى نتواند، به نيابت از او اعمال را انجام دهد.

مسأله 22 . اگر طفل پيش از حضور در ميقات يا پيش از محرم شدن، بالغ گردد، حج او «حجة الإسلام» است.

مسأله 23. اگر كسى بعد از احرام ديوانه شد، به نحوى كه براى انجام حج فاقد قدرت گشت و او را وارد حرم كردند، احتياطاً ولىّ يا متكفل امر او، اعمالش را به صورت عمره ى مفرده تمام كند. و نسبت به حج وظيفه اى ندارد و در مورد عمره اگر مستلزم مخارجى شد ولىّ او از اموالش بپردازد.

مسأله 24. اگر كسى بعد از عمره ى تمتع ديوانه شد لازم نيست او را براى حج تمتع محرم كنند، ليكن ولىّ يا متكفل امر او به نيابت از او طواف نساء و نماز آن بجا آورد و اگر مستلزم مخارجى شد ولىّ او از اموال مجنون بپردازد.


صفحه 25

مسأله 25. اگر كسى پس از استقرار حج بر او، ديوانه شد، اگر اميد زوال بود ولىّ او وظيفه اى نسبت به او ندارد و چنانچه مأيوس بودند، ولىّ او مى تواند از اموالش براى او حج نيابى بگيرد يا اين كار را به اميد برطرف شدن عذرتا هنگام مرگ تاخير اندازند.

شرط سوم: حريّت

مسأله 26. بر بنده و كنيز حج واجب نيست، ولى پس از آزادى اگر مستطيع شدند حكم آن ها مانند ديگران است.

شرط چهارم: استطاعت

استطاعت به معنى توانايى انجام حج است و شاخه هايى دارد كه عبارتند از: توانايى مالى و بدنى، باز بودن راه و امن بودن آن و نيز داشتن فرصت كافى براى رسيدن به انجام اعمال حج.

مسأله 27 . يكى از شاخه هاى استطاعت اين است كه ضروريات و نيازمندى هاى زندگى را در حدّ شأن خود داشته باشد، مانند خانه مسكونى، و وسيله نقليه و... و مسلّماً شؤون افراد و محيط زندگى در تعيين حدود ضروريات، مؤثر است .

مسأله 28 . كسى كه امكان مالى براى حج دارد، ولى ازدواج نكرده و به آن نيازمند است، براى او ازدواج مقدّم بر حجّ است، خواه زندگى بدون ازدواج براى او سخت باشد يا نباشد.

مسأله 29 . هرگاه ، تمام شرايط استطاعت، را داشته باشد، و فقط از نظر


صفحه 26

توانايى مالى، از كسى طلب دارد كه وقت آن رسيده است، و گرفتن آن چندان مشكل نيست، در اين صورت بايد طلب خود را مطالبه كند و به حجّ برود، مگر اين كه بدهكار، طلب او را نپردازد.

مسأله 30 . اگر از فردى طلبى دارد و وقت آن نرسيده است، ولى بدهكار آمادگى دارد كه بدهى خود را بپردازد، بايد طلب خود را دريافت كند و به حج برود.

مسأله 31 . هرگاه فرد غير مستطيع براى هزينه هاى حج، وام بگيرد، مستطيع نمى شود، هر چند بتواند به تدريج وام خود را بپردازد.

مسأله 32 . هرگاه فرد مستطيع، به شخصى بدهكار است، ولى وقت آن نرسيده است، اگر مطمئن باشد كه اگر به حج برود بدهى خود را در وقت خود مى تواند بپردازد، بر چنين فردى، حج واجب مى شود.

مسأله 33 . كسى كه خمس يا زكات بدهكار است، در صورتى مستطيع مى شود كه علاوه بر قدرت بر پرداخت آنها، هزينه هاى حج را نيز داشته باشد.

مسأله 34 . كسى كه استطاعت مالى دارد، ولى استطاعت بدنى ندارد، و يا راه براى او بسته است مى تواند هزينه حج را در جاى ديگر مصرف كند، ولى احتياط مستحب آن است كه در صورت بسته بودن راه، استطاعت مالى خود را حفظ كند، و اگر استطاعت خود را حفظ كرد و سال هاى بعد، استطاعت بدنى پيدا كرد و يا راه باز شد، بايد به حج برود.

مسأله 35 . فردى مستطيع است كه علاوه بر تأمين هزينه هاى رفت و آمد و اقامت در مكه و مشاعر، قدرت مالى بر مقدّمات حج نيز داشته باشد، مانند هزينه هاى گذرنامه و عوارض خروج و غيره....


صفحه 27

مسأله 36 . هرگاه رفتن به حج از راه هاى عادى هزينه كمترى دارد ولى فعلاً مقدور نيست و از راه هاى ديگر هزينه بالاترى دارد، در صورت توانايى، بايد راه دوم را انتخاب كند، مگر اين كه نوعى اجحاف و خسارت غير قابل تحمّل براى او باشد. و يا حاكم شرع رفتن از اين راه ها را براى مصالح مردم تحريم كند.

مسأله 37 . هرگاه فردى ملكى دارد كه زائد بر مؤونه زندگى است، بايد آن را بفروشد و به حج برود، و هرگاه شرايط به گونه اى است كه آن را به قيمت كمتر از معمول مى خرند، بايد بفروشد و به حج برود، مگر اين كه تفاوت قيمت به قدرى زياد باشد كه عرفاً تحمّل آن براى او حرجى به شمار آيد.

مسأله 38 . هرگاه فردى، كتابخانه ارزشمندى دارد كه از آن استفاده نمى كند و اگر بفروشد با پول آن مى تواند هزينه حج خود را تأمين كند، چنين فردى مستطيع است، و بايد به حج برود.

مسأله 39 . اگر در استطاعت مالى خود شك كند، در صورتى كه احراز استطاعت آسان باشد بايد در اين مورد تحقيق كند تا وضع خود را روشن سازد.

مسأله 40 . كسى كه توانايى مالى براى رفتن به حج ندارد، ولى فردى اعلام آمادگى مى كند كه در طول مدت حجّ، هزينه سفر او و هزينه زندگى خانواده اش را بپردازد.هرگاه چنين فردى مورد وثوق باشد، و از قول خود برنگردد، چنين فردى بايد به حج برود و به آن «حج بذلى» مى گويند و در اين مورد لازم نيست كه پس از برگشتن، تمكن مالى بر اداره امور زندگى خود داشته باشد. تنها شرط اين است كه پذيرفتن چنين حجى پس از بازگشت، مايه گسستن رشته زندگى او نگردد.


صفحه 28

مسأله 41 . فردى كه تعهد مى كند هزينه سفر حج ديگرى را بپردازد، نمى تواند بعد از شروع سفر او، از تعهد خود بازگردد.

مسأله 42 . كسى كه امكان مالى ندارد، ولى فردى حاضر است هزينه حج و هزينه خانواده او را يكجا به او ببخشد، تا او به حج برود، لازم است آن را قبول كند و به حج برود، و همچنين است اگر مالى را به او ببخشد ولى اسمى از حج به ميان نياورد، بايد بپذيرد و به حج برود.

مسأله 43 . قربانى در «حج بذلى» برعهده كسى است كه «متعهد» شده است هزينه را بپردازد، و اگر نپرداخت، و فرد، قادر بر قربانى باشد، بايد قربانى كند، و در غير اين صورت، حكم او، حكم كسانى خواهد بود كه قادر بر قربانى نيستند، ولى اگر يكى از محرمات احرام را انجام داد و كفاره اى بر آن مترتب شد، برعهده متعهد نيست.

مسأله 44 . هرگاه فردى در مقابل مبلغى اجير شود كه در سفر حج خدمت كند، در صورتى كه آن مبلغ، براى اداره زندگى او و خانواده اش در مدت حج كافى باشد، حج براى او واجب مى شود.و همچنين است كسانى كه حج بر آنها در برابر خدمتشان عرضه مى شود مانند طبيب كاروان، خدمه، مدير و روحانى و ساير عوامل، حج چنين افرادى از حجة الاسلام كفايت مى كند هر چند قبول بر آنها واجب نيست.

مسأله 45 . كسى كه براى انجام حج از طرف كسى «نايب» شود، و مبلغ به حدّى باشد كه او را مستطيع سازد، در صورتى كه براى سال نخست اجير شده باشد، حج نيابتى را مقدم بدارد، و در سال بعد اگر استطاعت او باقى باشد، براى خودش حج انجام دهد.


صفحه 29

مسأله 46 . يكى از شرايط استطاعت مالى اين است كه در طول حج، هزينه افراد تحت تكفّل خود را تا بازگشت از حج داشته باشد، هر چند اين افراد شرعاً واجب النفقه نباشند، ولى عرفاً و اخلاقاً هزينه آنها بر دوش اوست.

مسأله 47 . يكى از شرايط استطاعت مالى اين است كه فرد مستطيع گذشته از داشتن هزينه هاى سفر حج، پس از بازگشت از حج آبرومندانه زندگى كند، مثلاً از طريق تجارت يا كشاورزى و يا صنعت و يا مستغلاّت و يا كسب و كار، درآمدى براى زندگى خود داشته باشد و در اصطلاح فقها به آن «رجوع به كفايت» مى گويند، و اگر پس از بازگشت با عسرت و سختى زندگى كند، چنين فردى مستطيع نمى باشد.

مسأله 48 . فردى كه استطاعت مالى داشته، و حج بر او مستقر شده، ولى فعلاً استطاعت بدنى ندارد، مثلاً مريض است، يا رفتن به حج براى او حرجى و مشقت زاست بر چنين فردى لازم است نايب بگيرد.

مسأله 49. كسى كه حج بر او مستقر شده و الآن به خاطر اعتياد نمى تواند به حج برود بايد ترك كند و عازم گردد و چنانچه مأيوس از ترك باشد بايد نايب بگيرد .

مسأله 50 . فردى كه شرايط استطاعت در او جمع است، نبايد حج را به تأخير بيندازد، و اگر بدون عذر، به تأخير انداخت، و استطاعت او از بين رفت بعداً بايد به هر نحوى شد به حج برود، هر چند مشقت زا و حرجى باشد.

مسأله 51 . فرد مستطيع بايد خود، فريضه حج را انجام دهد، واگر ديگرى را نايب بگيرد كافى نيست، مگر اين كه بيمارى داشته باشد كه از بهبودى آن مأيوس باشد و يا ناقص العضوى كه انجام اعمال و مناسك براى او حرجى


صفحه 30

باشد و يا پير باشد كه انجام حج براى او غير ممكن يا مشقت زا به شمار آيد.

مسأله 52 . كسى كه استطاعت شرعى دارد، و به حج نرفته و همچنين كسى كه حج بر او مستقر گرديده و به حج نرفته است; نمى تواند از ديگرى نيابت بپذيرد.

مسأله 53 . كسى كه حج بر او واجب شود و در رفتن كوتاهى كند و از دنيا برود، بايد هزينه حج او را از تركه، قبل از تقسيم بردارند، و كافى است در اين مورد به هزينه حج ميقاتى اكتفا كنند، مگر اين كه وصيت كرده باشد كه براى او حج بلدى بگيرند، و بر وارث و يا وارثان لازم است كه در همان سال نخست، براى او حج نيابى بگيرند.و هزينه مازاد بر حج ميقاتى را، از ثلث ميت بردارند.

مسأله 54 . اگر به حج بردن همسر، مهريه يا جزء مهريه زن باشد، زوج بايد به آن عمل كند، ولى اگر تنها وعده اى باشد، در اين صورت نيز بنابر احتياط به آن عمل كند.

مسأله 55 . هرگاه زن هزينه حج را داشته باشد و با درآمد خود، هزينه زندگى خود و عائله را تأمين مى كند، ولى اگر به حج برود، شوهرش از نظر هزينه زندگى به زحمت مى افتد، بايد به حج برود، و به زحمت افتادن شوهر مانع از حج نمى شود.

مسأله 56 . بانوان مستطيع بايد به حج بروند و اذن شوهر شرط نيست، ولى شايسته است رضايت او را جلب كند.

مسأله 57 . هرگاه زنى بر اثر ارثيه شوهرش مستطيع گردد، و شرايط او به گونه اى باشد كه پس از رفت و برگشت از حج بتواند آبرومندانه زندگى كند، بر چنين فردى، حج واجب است، واگر مريض و ناتوان و از بهبودى خود نااميد


صفحه 31

باشد، و بيمارى او در همان سالى كه ارث به او رسيده به وجود نيامده باشد بايد نايب بگيرد.

مسأله 58 . هرگاه مهريه آن به اندازه اى باشد كه هزينه حج او را فراهم سازد و شوهر نيز متمكن از اداى آن باشد، در اين صورت، لازم است مهريه خود را از شوهر مطالبه كرده و در راه حج مصرف كند، مگر اين كه شوهر توانايى بر پرداخت نداشته باشد و يا درخواست مهر، مشكلاتى در زندگى زناشويى پديد آورد، كه در اين صورت مستطيع نمى باشد.

مسأله 59 . افرادى كه سهم امام و سهم سادات از ديگران نزد آنها هست، بايد اين نوع اموال را به مصرف خود برسانند و نمى توانند هزينه حج را با آنها تأمين كنند.

مسأله 60 . اگر كسى خانه گران قيمتى دارد كه اگر آن را بفروشد مى تواند خانه مناسب شأن خود تهيه كند و با باقى مانده پول به حج برود،بهتر است چنين فردى اين كار را انجام دهد، هر چند حج بر او واجب نمى شود، مگر اين كه اقدام به فروش كند، و خانه مناسب شأن تهيه كند، در اين صورت بايد با باقيمانده پول، به حج برود.

مسأله 61 . كسى كه قسمتى از زندگى خود را از طريق كار و كسب، تأمين مى كند، و قسمتى را از طريق حقوق شرعى مانند زكات، سهم امام و سهم سادات،در صورتى تصرف او در وجوه شرعيه به وجه صحيح صورت گرفته باشد با تحقق سائر شرايط مستطيع مى شود و اگر حج برود از حجة الاسلام كفايت مى كند.

مسأله 62 . كسى كه خانه مسكونى ندارد و با فروش زمينى مى خواهد


صفحه 32

خانه اى براى خود تهيه كند بر چنين فردى حج واجب نيست، هر چند بهاى آن زمين براى هزينه رفتن به حج كافى باشد.

مسأله 63 . كسى كه مستطيع بوده و به حج نرفته است، و اكنون به خاطر بيمارى خاصى نمى تواند با هواپيما مسافرت كند، ووسيله ديگرى براى رفتن نيست، چنين فردى بايد نايب بگيرد.

مسأله 64 . كسى كه در وطن خويش مستطيع نيست، حج براى او واجب نمى شود، ولى هرگاه در ايام حج در ميقات حضور يافت اگر توانايى انجام حج را داشته باشد، حج براى او واجب مى شود، به شرط اين كه ديگر شرايط وجوب حج را دارا باشد.

مسأله 65 . هرگاه كسى از طرف فردى حج نيابتى را پذيرفت، و بعداً در همان سال بادر آمد ديگرى مستطيع شد، بايد حج نيابتى را مقدم بدارد و اگر استطاعت او براى سال بعد باقى ماند، در اين صورت مستطيع خواهد بود، و بايد به حج برود.

مسأله 66 . در استطاعت مالى، ماه معينى شرط نيست، هرگاه در طول يك سال، فردى مستطيع شد، نمى تواند خود را از استطاعت خارج كند، خواه اين استطاعت مالى در اوّل سال باشد، يا در ماه هاى نزديك به حج.

و همچنين اگر فردى در ماه هاى اوّل سال مستطيع نباشد، ولى در ماه هاى پايانى مستطيع شود، به گونه اى كه بتواند به حج برود، حج بر او واجب مى شود.

مسأله 67. اگر شخصى بتواند بدون مشقت، به جاى قربانى روزه بگيرد، پول قربانى جزء استطاعت نيست، ولى در غير اين صورت بايد پول قربانى را داشته باشد.


صفحه 33

مسأله 68. اگر كسى با تصوّر مستطيع بودن به نيّت حجة الاسلام محرم شد و بعد از اتمام اعمال فهميد كه مستطيع نبوده است، حج او حج مستحبى است و چنانچه بعداً مستطيع شد بايد حجة الاسلام به جا آورد.

مسأله 69. اگر كسى با تصور عدم استطاعت و يا نيّت حج مستحبى، محرم شود و بعد از اتمام اعمال معلوم شود كه مستطيع بوده، هرگاه به نيت امتثال امر فعلى انجام داده كه معمولاً به اين نحو است از حجة الاسلام كفايت مى كند .

شايسته است انسان هميشه در حالت شك، اعمال خود را به قصد امر فعلى انجام دهد تا بعداً دچار محذور نشود.

مسأله 70. اگر كسى با تصور عدم استطاعت، به نيت حج استحبابى، محرم شود و بعد از اعمال عمره ى تمتع معلوم شود كه مستطيع بوده است، هرگاه به نيّت امر فعلى محرم شده باشد از عمره ى تمتع حجة الاسلام كفايت مى كند ودر غير اين صورت ، احتياط كند; به اين صورت كه طواف نساء و نماز آن را به جا آورد و آن را عمره ى مفرده قرار دهد و سپس به يكى از ميقات ها و اگر نشد به ادنى الحل رفته و براى عمره ى تمتع واجب، محرم شود و اعمال آن را انجام دهد سپس اعمال حج تمتع را به جا آورد.

مسأله 71. شخص مستطيع اگر از استطاعت خود آگاه است، نمى تواند از كسى نيابت كند و در صورت نيابت، نيابت او باطل است و ذمه ى منوبٌ عنه فارغ نمى شود. ولى در صورت جهل به استطاعت ذمه منوب عنه فارغ شده و در مورد اجرت با مستأجر مصالحه كند.

مسأله 72. اگر انجام حج منوط به پرداختن مال به حكومت ها باشد;


صفحه 34

چنانچه موجب ضرر مالى معتد به و خسارت غير قابل تحمل نباشد و هم چنين حاكم شرع آن را تحريم نكرده باشد، پرداخت مال مانع ندارد و اين امر موجب سقوط حج نمى شود.

مسأله 73. كسى كه سرمايه ى زايد يا ابزار كار زايدى دارد كه با فروش آن مى تواند بدون زحمت زندگى كند و به حج هم برود و اين كار مخالف شأن او نيست، چنين شخصى با داشتن ساير شرايط مستطيع است.

مسأله 74. افراد متمكنى هستند كه به هر دليل در خانه ى استيجارى زندگى مى كنند و به اصطلاح سرمايه ى خود را صرف خريد خانه نمى كنند و مستأجر بودن آن ها از بابت ناتوانى براى خريد خانه نيست، اين گونه افراد چنانچه بقيه ى شرايط را داشته باشند مستطيع هستند.

مسأله 75. افرادى از يك خانواده كه با هم زندگى مى كنند و دخل و خرجشان يكى است، چنانچه بعضى از اين افراد استطاعت حج را دارند و بعد از برگشت، زندگى لايق به شأن خود را دارند، ولى بعضى نه. آن هايى كه توانايى دارند، مستطيع مى باشند و شركت آن ها با افرادى كه توانايى ندارند ، موجب عدم استطاعت آن ها نمى شود.

مسأله 76. اگر استطاعت شخصى با ازدواج نوه ى او تزاحم دارد در صورتى كه شأن و زندگى او اين گونه است كه ازدواج نوه از مخارج عرفى او حساب شود، مستطيع نيست; خصوصاً اگر نوه پسرى و پدر از دست داده باشد.

مسأله 77. بسيار ديده شده كه افرادى به عنوان نيابت از پدر يا ديگران اجير شده و به حج آمده اند و در مدينه و يا ميقات ملتفت شده اند كه خود مستطيع هستند، اگر بقيه ى وارث يا اجير كننده موافقت كنند، بايد اين افراد


صفحه 35

براى خود حج انجام دهند وبراى پدر يا منوب عنه نايب بگيرند.

مسأله 78. در فرض قبل اگر منوبٌ عنه يا پدر، به حج بلدى وصيت كرده باشد، چنانچه نايب هرگاه پس از اجير شدن استطاعت مالى پيدا كرده ويا قبل از اجير شدن استطاعت مالى داشته ولى امكان رفتن به حج براى او نبوده در دو صورت بايد حج را از طرف منوب عنه انجام دهد.

مسأله 79. اگر فرزند يا شخص ديگرى با فيش منوبٌ عنه به حج نيابى برود به نحوى كه در برابر عمل خود هيچ مزدى دريافت نكند(تبرعى) و قبل از ميقات متوجه شد كه خود مستطيع بوده و طريق براى او مهيا شده است، او بايد حج را براى خود انجام دهد و براى پدر حج نيابى خريدارى نمايد و تفاضل قيمت فيش را نسبت به حج نيابى ميقاتى به ورثه بپردازد، ولى اگر قيمت نيابت زيادتر از قيمت فيش بود، بايد خود بپردازد; مگر اين كه ورثه قبول كنند.

مسأله 80. شخصى كه مى تواند با فيش ميّت براى خود حج به جا آورد و براى ميّت نايب بگيرد، بايد استجازه كند و اين مانند ساير مقدماتى است كه بايد در هر صورت فراهم كند، ولى اگر اجازه نگرفت و حج انجام داد و براى ميّت نايب گرفت، بدهكار ورثه است و آن ها مى توانند پول فيش را پس بگيرند; هر چند ميّت برئ الذمّه شده است.

مسأله 81. اگر كسى براى حج ثبت نام نمود و قبل از رسيدن ذى الحجه مرد و در همان سال، استطاعت مالى پيدا كرده بود، حج بر او مستقر نشده است و فيش ثبت نام از تركه ى ميّت به حساب مى آيد و اگر ورثه توافق كردند و فيش را به يكى از وراث مجاناً و يا به عنوان سهم الارث و يا با فروختن به او واگذار نمودند و او ساير شرايط استطاعت به جز استطاعت طريقى را داشت،


صفحه 36

مستطيع مى شود و چنانچه همه ى وراث در شرايط مساوى بودند، بايد قرعه بكشند و انجام حج را براى يك نفر از بين خود ميسر كنند و اگر ورثه نزاع كردند و بر اين مسأله توافق ننمودند، فيش فروخته مى شود يا برگردانده شده و بهاى آن بين آن ها تقسيم مى شود.

مسأله 82. اگر كسى بعد از احرام; مثلاً در بين راه و يا در مسجد شجره دچار بيمارى شديد شد با اين حال محرم شد و داخل حرم گشت، بايد با گرفتن نايب براى تمام يا قسمتى از اعمال، عمره و حج را تمام كند. چنانچه تمكن مالى براى نايب گرفتن ندارد، از استطاعت خارج شده و حج بر او مستقر نيست، در اين صورت بنابر احتياط با گرفتن نايب اعمال خود را به صورت عمره مفرده به پايان برساند .

مسأله 83. اگر كسى قبل از ميقات; مثلاً در مدينه چنان مريض شد كه نمى تواند هيچ يك از اعمال عمره و حج را به جا بياورد و معمولاً چنين افرادى را به وطنشان عودت مى دهند، اگر تمكن مالى براى استنابه ندارد از استطاعت خارج شده، ليكن اگر متمكن است و اميد به بهبودى او نيست، بايد استنابه كند.

مسأله 84. اگر كسى سال اوّل استطاعتش بود و ثبت نام كرد و اتفاقاً در قرعه كشى در همان سال نوبت حج وى رسيد، ولى پزشكى حج به علت كهولت و يا بيمارى مانع از حج وى شد و يا اين كه نمى تواند با هواپيما مسافرت كند و راه ديگرى هم نمى تواند برود و مأيوس از خوب شدن باشد، بايد نايب بگيرد.


صفحه 37

خروج از استطاعت

مسأله 85. كسى در اولين سال استطاعت براى حج ثبت نام نمود، ولى قبل از ذى الحجه براى مؤونه به آن پول محتاج شد، از استطاعت خارج شده و مى تواند پول خود را پس بگيرد هرچند كه همان سال نوبت اعزام او برسد.

مسأله 86. شخص مستطيع نمى تواند پول حج خود را در جاى ديگر مثل امور خيريه هر چند لازم باشد خرج كند و يا به ديگرى ولو پدر و مادر ببخشد و خود را از استطاعت خارج كند و اگر اين كار را كرد، حج از او ساقط نشده، ولى دريافت كنندگان پول، مالك آن مى شوند.

مسأله 87. كسى كه نوبت حج او رسيده نمى تواند نوبت خود را به ديگرى واگذار كند، هر چند از نزديكان و ارحام او باشند. در صورت واگذار كردن، حج آن شخص صحيح است، ولى واگذار كننده معصيت كار بوده و بايد در نخستين فرصت به حج برود.

شرايط نايب و منوب عنه

در نايب ، امور ياد شده در زير شرط است:

1. بالغ بودن، 2. عاقل بودن، 3. ايمان، 4. وثوق به اين كه اعمال حج را به نحو صحيح انجام مى دهد، 5. آشنايى با اعمال حج و يا لااقل به وسيله كسى كه راهنماى اوست. 6. ذمّه او در آن سال مشغول به حج واجب نباشد، 7. كليه اعمال را (به جز مباشرت در ذبح) خودش بتواند انجام دهد.

مسأله 88 . شرايط كسى كه از طرف او حج انجام مى گيرد(منوب عنه)، عبارتند از:

1. مسلمان بودن،


صفحه 38

2. زنده نبودن، و يا ناتوانى از انجام اعمال به دليل پيرى يا بيمارى شديد كه اميدى به بهبودى آن نباشد، هر چند در حج استحبابى از طرف ديگرى، اين شرط معتبر نيست.

3. منوب عنه در زمان بلوغ مستطيع شده باشد، و يا در زمان كودكى مستطيع بوده، تا زمان بلوغ ادامه داشته وبعداً استطاعت خود را از دست بدهد، هر چند در حج استحبابى نيابت از صبىّ صحيح است.

مسأله 89 . نايب بايد به هنگام عمل، شخصى را كه از طرف او حج انجام مى دهد، در نظر بگيرد واعمال را از طرف او انجام دهد و مستحب است نام او را ذكر كند.

مسأله 90 . هرگاه نايب عمل را به صورت صحيح انجام داد، در اين صورت ذمّه كسى كه از طرف او نيابت پذيرفته است، برى مى شود، و اگر نايب پس از بستن احرام، و دخول در حرم بميرد، همين قدر از عمل كفايت مى كند و ديگر لازم نيست براى بقيه اعمال، نايب بگيرند.

مسأله 91 . هزينه لباس احرام و هزينه قربانى برعهده نايب است، مگر اين كه در عقد نيابت، شرط كند كه طرف بپردازد، و همچنين اگر نايب، يكى از محرمات احرام را كه كفاره دارد، انجام بدهد، كفاره آن برعهده خود نايب است.

مسأله 92 . در طواف نساء ، كه پس از اعمال حج انجام مى گيرد، نايب بايد از طرف كسى كه نايب شده، انجام دهد، نه از طرف خودش، و اگر به هنگام طواف نساء، قصد «مافى الذمه» كند، آن نيز صحيح است.

مسأله 93 . هرگاه نايب، طواف نسا را به صورت صحيح انجام ندهد، همسر وى بر او حلال نمى شود، ولى براى كسى كه از طرف او نيابت را پذيرفته


صفحه 39

اگر در قيد حيات باشد، مشكلى پيش نمى آيد.

مسأله 94 . اگر كسى از نظر زمانى فرصت كافى براى حج تمتع نداشته باشد، نمى توان او را از طرف كسى كه حج تمتع بر ذمّه اوست، براى حج تمتع اجير نمود، ولى اگر هنگام نيابت دادن به او ، فرصت كافى بود ولى بعداً روى حوادث پيش بينى نشده اى فرصت براى حج تمتع باقى نماند، و ناچار شد از حج تمتع به حج اِفراد(1) عدول كند، چنين حجّى صحيح و كافى است، مگر اين كه بدون عذر «فرصت سوزى» كند در اين حالت كفايت چنين حجى از منوب عنه، اشكال دارد.

مسأله 95 . فرد نايب، فقط مى تواند از يك نفر نيابت بپذيرد و پذيرش نيابت از چند نفر در يك سال، جايز نيست، ولى مى تواند در برخى از اعمال مانند طواف ، يا قربانى و يا رمى، به صورت جداگانه از ديگران نيز نيابت كند.

مسأله 96 .اگر دو نفر نذر كرده باشند كه اگر در انجام كارى موفق شدند، فردى را به هزينه خويش مشتركاً براى حج اجير كنند. در اين صورت نيابت يك فرد از دو نفر صحيح است.

مسأله 97 . كسى كه استطاعت مالى و بدنى داشته ولى در رفتن به حج، كوتاهى كرده و بعداً هم پيرى و بيمارى مانع از آن است كه بتواند به حج برود، بر چنين فردى لازم است كه كسى را نايب بگيرد، مشروط بر اين كه اميد به بهبودى نداشته باشد.

مسأله 98 . هرگاه، فردى استطاعت مالى پيدا كرد، ولى در همان سال به خاطر پيرى و بيمارى موفق به رفتن نگشت، و اميدى به بهبودى خود، نداشته


1 . در فصل دوازدهم، حج افراد، توضيح داده خواهد شد.


صفحه 40

باشد، بايد نايب بگيرد.

مسأله 99 . هرگاه در شرايطى كه فرد بايد نايب بگيرد، نايب گرفت و عمل را به صورت صحيح انجام داد، سپس عذر فردى كه نايب گرفته برطرف شد، ديگر لازم نيست خود به حج برود، امّا اگر عذر او موقعى برطرف شد، كه نايب هنوز در نيمه راه است، در چنين صورتى احتياط مستحب آن است كه خود شخص نيز به حج برود.

مسأله 100 . كسى كه حج بر او واجب شده، خواه در همان سال يا در سال هاى پيش، نبايد از كسى نيابت بپذيرد. و اگر نيابت كرد ذمه منوب عنه برى نمى شود .

مسأله 101 . هرگاه نايب، پس از احرام و دخول در حرم بميرد، حج او صحيح است و ذمّه كسى كه از طرف او نيابت پذيرفته، برى مى شود ولى اگر پس از احرام و قبل از دخول در حرم بميرد، بايد براى آن شخص دوباره نايب بگيرند.

مسأله 102 . كسى كه براى انجام حج نيابتى اجير شود و در نيمه راه پيش از عمل بميرد، براى دريافت اجرت سه حالت دارد:

الف. اگر مبلغ در مقابل عمل حج قرار گرفته، چيزى به او تعلق نمى گيرد.

ب. اگر مبلغ در مقابل «برئ الذمه» شدن منوب عنه پرداخت شده، و نائب پس از دخول در حرم فوت كند، همه مبلغ به او تعلق مى گيرد.

ج. هرگاه مبلغ در مقابل رفت و برگشت و عمل معين شده، به مقدارى كه كار انجام گرفته، به او تعلق مى گيرد.

مسأله 103 . مستحب است كه نايب پس از انجام حج نيابى، براى خود


صفحه 41

نيزعمره مفرده انجام دهد.

مسأله 104 . افرادى كه معذورند و نمى توانند برخى از اعمال حج را خود، انجام دهند، نمى توان آنها را براى انجام حج، اجير كرد.

مسأله 105. نايب بايد اعمال حج را بر طبق فتواى مرجع تقليد خود انجام دهد و فرق نمى كند كه منوبٌ عنه زنده باشد يامرده; مگر اين كه در عقد اجاره كيفيت خاصى شرط شده باشد، لذا فحص از مرجع تقليد منوبٌ عنه لازم نيست.

مسأله 106. اگر كسى نايب شد و بعد از اعمال حج و يا بعد از وقوفين فهميد كه خودش مستطيع بوده، نيابتش صحيح است وذمه ى منوبٌ عنه فارغ گرديده است.

مسأله 107. اگر پدرى فرزندش را بدون استيجار، نايب قرار داد و مرد، و پس از مرگ پدر، پسر با ارثيه و يا غير آن مستطيع شد، اگر پسر وصيت پدر را قبل از استطاعت خود پذيرفته باشد حج نيابى مقدم است و در غير اين صورت بايد حج خود را مقدم دارد و چنانچه حج پدر مقيد به همان سال است، كسى را براى او نايب بگيرد، وهمچنين اگر پدر او را اجير كرده است و پسر بعداً مستطيع شد، حج نيابى مقدم است، مشروط بر اين كه پدر مقيد كرده باشد كه در همان سال براى او حج انجام دهد.

نيابت معذور

مسأله 108. كسى كه از انجام عمل اختيارى حج در اعمالى كه ترك عمدى آن ها موجب بطلان حج است، معذور مى باشد، او نمى تواند نيابت از


صفحه 42

حجة الاسلام را بپذيرد، ولى مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزومى ندارد.

مسأله 109. شخص معذور در رمى روز يازدهم و دوازدهم و طواف نساء و بيتوته هاى منا، مى تواند براى اداء حج نايب شود. در اين صورت بايد رمى را در شب انجام دهد و به جاى بيتوته ها، در مكه به عبادت بپردازد و در طواف نساء ديگرى را نايب بگيرد.

نيابت زنان كه معمولاً در مشعر، وقوف اختيارى نمى كنند و رمى در شب براى آن ها پس از نيمه شب جايز است و يا ممكن است در طواف و نماز، به علت عادت ماهانه به استنابه نياز داشته باشند يا ممكن است حج آن ها بدل به اِفراد شود، نيابت آنان اشكالى ندارد.

مسأله 110. نيابت معلولى كه نقص در مواضع سجده دارد مثلاً يك پا يا يك دست ندارد به احتياط واجب كفايت نمى كند ولى كسى كه از دو چشم نابينا است و مى تواند اعمال اختيارى را ولو با راهنمايى ديگران انجام دهد اشكال ندارد.

مسأله 111. كسى كه قرائتش صحيح نيست به احتياط واجب نيابتش صحيح نيست مگر اين كه قرائت خود را قبل از عمل تصيح كند و اگر گمان مى كرد مى تواند تصحيح كند ولى موفق نشد ولو با تلاش زياد، علاوه بر نماز خود، استنابه نيز بنمايد هر چند نبايد از اوّل نايب مى شد ولى مستحق اجرة المثل است.

مسأله 112. اگر نايب هنگام قبول نيابت معذور نبود، ولى در اثناى اعمال عمره و حج براى او عذرى پيش آمد كه در اصطلاح به آن عذر «طارى» مى گويند، هرگاه به وظيفه ى معذور عمل كند، حج او مقبول است.


صفحه 43

مسأله 113. مردى كه قبل از شروع عمل، احتمال جدّى مى دهد كه حجش به «افراد» تبديل مى شود نبايد براى حج تمتع اجير شود، و اگر اجير شد از حج منوبٌ عنه كفايت نمى كند; مگر اين كه از اوّل احتمال جدّى نمى داد كه چنين عذرى پيش آيد.

مسأله 114. كسانى كه در مشعر همراه افراد نا توان وقوف اضطرارى دارند، مى توانند نايب باشند; ولى احتياط مستحب اين است كه وقتى آن ها را به منا بردند برگردند و وقوف اختيارى مشعر را از طلوع فجر درك كنند .

مسأله 115. كسى كه در حج، نايب است، اگر بين عمره ى تمتع و حج، از مكه خارج شود، ضررى به عمل او وارد نمى شود مشروط بر اين كه به احرام حج و رفتن به عرفات و وقوف آن لطمه اى وارد نشود، هر چند كه خروج از مكه جز در حالت ضرورت جائز نيست .

مسأله 116. نايب نمى تواند در ايام حج براى دو حجة الاسلام از طرف دو نفر نيابت كند. البته اگر غير از حجة الاسلام به نحو شركت براى دو يا چند نفر واجب شده باشد و يا كسانى نذر كرده باشند مشتركاً يك نفر را به نيابت بفرستند، نيابت از آنها اشكال ندارد.

مسأله 117. انجام حج و عمره و طواف به نيابت از حضرت ولى عصرارواحنا لتراب مقدمه الفداءـ اشكال ندارد.

مسأله 118. مماثله بين نايب و منوبٌ عنه در مرد يا زن بودن شرط نيست.

مسأله 119. در منوبٌ عنه اسلام شرط است.

مسأله 120. نايب بايد اعمال را خود به پايان برساند بنابراين اگر ناچار باشد بعد از انجام عمره ى تمتع به كشورش باز گردد، نمى تواند اعمال حج را به


صفحه 44

ديگرى واگذار كند. در اين صورت بايد عمره را عمره ى مفرده قرار دهد و طواف نساء انجام دهد و حج از گردن منوبٌ عنه ساقط نمى شود.

احكام نيابت

مسأله 121. نايب شدن بدون اجازه منوب عنه زنده يا وكالت از طرف او، كفايت نمى كند; هر چند فرد اختياردار اموال او باشد.

مسأله 122. نيابت تبرعى از مجنونى كه قبل از جنون، حج بر او مستقر شده و اميدى به بهبودى او نيست، اشكال ندارد و در صورت نيابت استيجارى، ولىّ او بايد از اموالش هزينه حج را بپردازد.

مسأله 123. اگر كسى نداند براى چه نوع حجى (حج واجب يا مستحب) اجير شده، نيّت اجمالى كافى است; بدين صورت كه نيّت كند براى آن حجى كه در واقع اجير شده ام، محرم مى شوم و يا طواف مى كنم الى آخر.

مسأله 124. اگر كسى در ميقات از نيابت غافل شد و براى خود مُحرِم گرديد، در صورتى نيابت صحيح است كه انگيزه ى او براى رفتن به ميقات انجام نيابت باشد و در حقيقت، انگيزه ى او ارتكازاً نيابت از منوبٌ عنه بوده و در نيّت، نوعى سَبق لسان پيش آمده و يا سهو ومسامحه در گذراندن نيت از قلب صورت گرفته باشد، و اين مخل به نيابت نيست، ولى اگر به شكلى فراموش كرده كه اگر از او مى پرسيدند براى چه كسى محرم شده، مى گفت براى خودم. در اين صورت پس از توجه به اشتباه خود، آن را به عمره ى مفرده تبديل كند و مجدداً از ميقات و در صورت عدم امكان از «ادنى الحل» براى منوبٌ عنه محرم شود .


صفحه 45

مسأله 125. كسى شك كند آيا نيّت نيابت كرده يا نه، به شك خود اعتنا نكند; و حمل بر صحّت نمايد و خود را از زمان احرام تا آخر نايب بداند.

مسأله 126. كسى كه اجير شده تا از شهر منوب عنه به حج برود، بايد بر طبق قرارداد عمل كند و اگر عمل نكرد يا فراموش كرد، حج او صحيح است، ولى از اجرت بالنسبه كم مى شود . اگر به نيت نيابت، حتى چند ماه قبل به آن بلد رفته باشد و بعداً از غير آن بلد به حج برود، كافى است و در برگشت لزومى ندارد كه به شهر منوبٌ عنه برود، مگر اين كه در عقد اجاره شرط شده باشد; در اين صورت نيز اگر تخلف كرد، به حج نيابى او لطمه وارد نمى شود.

مسأله 127. كسى كه اجير شده است در مورد مستحبات مكه و مدينه مثل زيارت قبرستان ابوطالب و يا مرقد نورانى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه ى بقيع(عليهم السلام) و فاطمه زهرا(عليها السلام) و شهداى احد به هر ميزان كه در قرارداد ذكر شده است، بايد عمل كند، ليكن اگر در قرارداد چيزى بيان نشده است،بايد مستحباتى كه معمولاً در اعمال حج نيابتى به جا آورده مى شود ترك نشود شايسته است كه او را هم در مشاهد مشرفه ياد كند.

مسأله 128. كسى كه براى حج ولو حج بلدى اجير شده است، مى تواند در مستحبات مذكور در مسأله ى پيش و يا تلاوت قرآن براى ديگران تبرعاً و يا استيجارى نيابت كند.


صفحه 46
Website Security Test