welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب

نام کتاب : رساله توضيح المسائل*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

رساله توضيح المسائل

صفحه 281
(مسأله 1030) اگر صحرانشين براى زيارت يا حج يا تجارت و مانند اينها مسافرت كند، بايد نماز را تمام بخواند، خصوصاً اگر با همان چادر و اثاثيه سفر كند.

شرط هفتم: سفر براى شغل نباشد

شغل و كار او مسافرت نباشد كسانى كه داراى چنين شرطى نيستند به سه گروه تقسيم مى شوند:
1. راننده ها و خلبان ها و كشتيبان ها و ساربان ها و مانند آنها سفر شغل آنها است بايد نماز را تمام بخوانند.
2. كسى كه سفر شغل او نيست ولى سفر مقدّمه شغل او است يعنى براى انجام به طور مرتب سفر كند مانند معلمى كه بايد هر روز يا غالباً به مقدار مسافت شرعى سفر مى كند، و پس از تدريس به وطن بازمى گردد و همچنين است محصل و بيله ورى كه براى خريد و يا فروش بايد به مقدار مسافت شرعى سفر كند سپس برگردد آن گروه نيز بايد نماز خود را تمام بخواند.
3. كسى كه سفر شغل او و يا مقدمه شغل او نيست، ولى براى زيارت هر هفته مرتب سفر مى كند، اين گروه نيز بايد نماز را تمام و روزه را بگيرند خلاصه كسانى كه سفر براى آنان به صورت يك امر عادى درآيد، نماز آنان تمام و روزه را بايد بگيرند.
(مسأله 1031) اگر راننده اى براى كار ديگرى مثلاً براى زيارت يا حج هم مسافرت كند، بايد نماز را تمام بخواند و همچنين است اگر اتومبيل خود را براى زيارت كرايه بدهد و در ضمن خودش هم زيارت كند، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1032) كسانى كه راهنماى حج و مدير كاروان حجاج و مانند آنها مى باشند، چون سالى يك بار اتفاق مى افتد و در مدت كمى انجام مى گيرد، نماز آنها شكسته است و حكم آنها با حمله دارى كه سال هاى گذشته كه بخش عمده سال را در سفر بودند تفاوت دارد.
(مسأله 1033) كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى كه فقط در تابستان يا زمستان اتومبيل خود را كرايه مى دهد، بايد در سفرى كه مشغول به كارش هست نماز را تمام بخواند.

صفحه 282
(مسأله 1034) راننده و دوره گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى كند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1035) كسى كه به يكى از عناوين سه گانه بايد نماز خود را تمام بخواند اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود بماند يا در نقطه اى ده روز قصد اقامه كند بايد در سفر اولى كه بعد از ده روز مى رود، نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1036) اگر چنين گروهى شك كنند كه در وطن خود يا جاى ديگر ده روز مانده اند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1037) كسى كه در شهرها سياحت مى كند و براى خود وطنى اختيار نكرده، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1038) كسى كه شغلش مسافرت نيست، اگر مثلاً در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن در يك زمان معين مسافرت هاى پى در پى مى كند، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1039) كسى كه از وطنش صرف نظر كرده و مى خواهد وطن ديگرى براى خود اختيار كند اگر سفرش طولانى است بايد نماز را تمام بخواند.
نماز كارمندان هواپيما و قطار تمام و روزه را بايد بگيرند و اگر ده روز يا بيشتر در وطن خود يا جاى ديگر بمانند در غير سفر اول نمازشان تمام است.
كسى كه در سال دو يا سه سفر مى رود كه هر كدام سه يا چهار ماه طول مى كشد، و بقيه سال را در وطن است نماز او تمام است.
چوپانى كه در سال نه ماه همراه گوسفندان مى رود، بدون آنكه در جائى ده روز بماند، و سه ماه زمستان را در وطن خود به سر مى برد، نماز او تمام و بايد روزه را بگيرد.

شرط هشتم: رسيدن به حد ترخّص

شرط هشتم آن كه به حد ترخّص برسد يعنى از وطنش يا جائى كه قصد كرده بود ده روز

صفحه 283
در آنجا بماند، به قدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوار و شنيدن اذان جلوگيرى كند و لازم نيست به قدرى دور شود كه مناره ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملاً معلوم نباشد، كافى است.
(مسأله 1040) كسى كه به سفر مى رود اگر به جائى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.
(مسأله 1041) مسافرى كه به وطنش برمى گردد، وقتى ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود، بايد نماز را تمام بخواند ولى مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند. وقتى ديوار آنجا را ببيند و صداى اذانش را بشنود، بنابر احتياط واجب بايد نماز را تأخير بيندازد تا به منزل برسد. يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.
(مسأله 1042) اگر به قدرى دور شود كه نداند صدائى را كه مى شنود صداى اذان است يا صداى ديگر، و يا بفهمد اذان مى گويند ولى كلمات آن را تشخيص ندهد، احتياط جمع ميان تمام و شكسته است.
(مسأله 1043) اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص يعنى جائى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند، رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند. و در موقع برگشتن اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند. و چون در بعضى موارد اشكال پيدا مى كند بايد يا آنجا نماز نخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.

صفحه 284

 

چيزهائى كه سفر را قطع مى كند

چند چيز است كه سفر را قطع مى كند و بايد نماز را تمام خواند:

اول: رسيدن به وطن

(مسأله 1044) مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى كند، وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1045) مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا مقدارى برود و برگردد كه رفتن و برگشتن هشت فرسخ مى شود. وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1046) محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
(مسأله 1047) اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدّت يك سال يا بيشتر بماند و بعد به جاى ديگر رود، اين محل حكم وطن را دارد بنابر اين كارمندان دولت كه براى مدّت طولانى معيّن يا غير معيّن براى محلى اعزام مى شوند چون در آنجا مسافر نيستند، حكم وطن را دارد.
(مسأله 1048) كسى كه در دو محل زندگى مى كند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مى ماند، هر دو به حكم وطن اوست. و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها حكم وطن او حساب مى شود.
(مسأله 1049) در غير وطن اصلى و وطن غيراصلى كه ذكر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامه نكند نمازش شكسته است چه ملكى در آنجا داشته باشد يا نداشته باشد و چه در آنجا

صفحه 285
شش ماه مانده باشد يا نه.
(مسأله 1050) اگر به جائى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده نبايد نماز را تمام بخواند، اگر چه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.

دوم: قصد اقامت ده روز

(مسأله 1051) مسافرى كه قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلى بماند، يا مى داند كه بدون اختيار ده روز در محلى مى ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1052) مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يكجا بماند پس اگر بخواهد مثلاً ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و شميران بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1053) مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود; چنانچه جائى كه مى خواهد برود اگر به اندازه اى دور نيست كه مسافرت حساب شود، بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند و اگر به اندازه اى باشد كه عرفا مسافرت حساب شود بايد در تمام ده روز نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1054) اگر مسافر قصد كند ده روز در محلى بماند; چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود. يا مردّد شود كه در آنجا بماند يا به جاى ديگر برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود; يا مردّد شود، تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1055) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگيرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزه اش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و روزه ها را هم بگيرد و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاء آن را نيز بگيرد اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگيرد.

صفحه 286
(مسأله 1056) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن منصرف شود و شك كند پيش از آن كه از قصد ماندن برگردد، يك نماز چهار ركعتى خوانده يا نه، بايد نمازهاى خود را شكسته بخواند.
(مسأله 1057) اگر مسافر به نيّت اين كه نماز را شكسته بخواند; مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.
(مسأله 1058) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده، بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند. و اگر به ركوع ركعت سوم رفته نمازش باطل و تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1059) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و به محل اقامه خود به عنوان محل اقامت برگردد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر به عنوان منزلى كه در بين راه است عبور كند، نماز او شكسته است.
(مسأله 1060) مسافرى كه قصد كرده ده روز در جائى بماند، اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است، برود و ده روز در آنجا بماند، بايد در رفتن و در جائى كه قصد ماندن ده روز كرده، نمازهاى خود را تمام بخواند. ولى اگر جائى كه مى خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر است بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شكسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز كرد، نمازش را تمام بخواند.
(مسأله 1061) مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جائى كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه، يا به كلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، يا بخواهد برگردد ولى مردد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آن كه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، بايد از وقتى كه مى رود و برمى گردد و بعد از برگشتن; نمازهاى خودرا تمام بخواند.

صفحه 287

سوم: توقف يك ماه بدون قصد

(مسأله 1062) اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردد باشد، بعد از گذشتن سى روز اگرچه مقدار كمى در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر پيش از رسيدن به هشت فرسخ در رفتن بقيه راه مردد شود; اگر به مقدار چهار فرسخ نرفته باشد از وقتى كه مردد مى شود، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1063) مسافرى كه مى خواهد نه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نه روز ديگر يا كمتر بماند همين طور تا سى روز، روز سى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1064) مسافرى كه سى روز مردد بوده در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز در يكجا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جائى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند.

مسائل متفرّقه

(مسأله 1065) مسافر مى تواند در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و مسجد كوفه نمازش را تمام بخواند و تمام افضل و شكسته احوط است. ولى اگر بخواهد در جائى كه اول، جزء اين مساجد نبوده و بعد از زمان ائمه(عليهم السلام) به اين مساجد اضافه شده نماز بخواند، بايد شكسته بخواند و نيز مسافر مى تواند در حرم حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)در شعاع 25 ذراع(تقريباً 11متر) از ضريح مقدس نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1066) كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر در غير چهار مكانى كه در مسأله پيش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.
(مسأله 1067) اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت يادش بيايد، بايد شكسته به جا آورد و اگر بعد از وقت يادش بيايد، قضاى آن نماز بر او واجب نيست. و اگر مى داند كه مسافر است ولى حكم نماز مسافر را فراموش كند احتياط واجب آن

صفحه 288
است كه در وقت و خارج آن قضاء كند.
(مسأله 1068) كسى كه مى داند مسافر است و بايد نماز را شكسته بخواند، اگر فراموش نكند، بلكه غفلت كند و بدون توجه و به طور عادت تمام بخواند نمازش باطل است. در داخل وقت بايد اعاده و در خارج از وقت احتياطاً قضاء نمايد.
(مسأله 1069) مسافرى كه نمى داند بايد نماز را شكسته بخواند، اگر تمام بخواند، نمازش صحيح است.
(مسأله 1070) كسى كه بايد نماز را تمام بخواند، اگر شكسته به جا آورد، در هر صورت نمازش باطل است.
(مسأله 1071) اگر مشغول نماز چهار ركعتى شود و در بين نماز يادش بيايد كه مسافر است، يا ملتفت شود كه سفر او هشت فرسخ است، چنانچه به ركوع ركعت سوم نرفته، بايد نماز را دو ركعتى تمام كند و اگر به ركوع ركعت سوم رفته، نمازش باطل است و بايد شكسته بخواند.
(مسأله 1072) مسافرى كه بايد نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نيت نماز دو ركعتى مشغول نماز شود و در بين نماز مسأله را بفهمد، بايد نماز را چهار ركعتى تمام كند و احتياط مستحب آن است كه بعد از تمام شدن نماز، دوباره آن نماز را چهار ركعتى بخواند.
(مسأله 1073) مسافرى كه نماز نخوانده، اگر پيش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، يا به جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند. و كسى كه مسافر نيست; اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت كند، در سفر بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1074) اگر از مسافرى كه بايد نماز را شكسته بخواند نماز ظهر يا عصر يا عشا قضا شود، بايد آن را دو ركعتى قضا نمايد اگرچه در غير سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد. و اگر از كسى كه مسافر نيست يكى از اين سه نماز قضا شود، بايد چهار ركعتى قضا نمايد اگرچه در سفر بخواهد آن را قضا نمايد.

صفحه 289

 

نماز قضا

(مسأله 1075) كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده بايد قضاى آن را به جا آورد، اگرچه در تمام وقت نماز، خواب مانده يا به واسطه بى هوشى كه به دست خود انجام گرفته و يا مستى نماز نخوانده باشد، ولى نمازهائى را كه كافر مسلمان شده و زن در حال حيض يا نفاس نخوانده قضا ندارد چه نمازهاى يوميّه باشد چه غير آن.
(مسأله 1076) اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده بايد قضاى آن را بخواند.
(مسأله 1077) كسى كه نماز قضا دارد. بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فوراً آن را به جا آورد.
(مسأله 1078) كسى كه نماز قضا دارد مى تواند نماز مستحبى بخواند.
(مسأله 1079) اگر انسان احتمال دهد كه نماز قضائى دارد يا نمازهائى را كه خوانده صحيح نبوده، خوب است قضاى آنهارا به جا آورد.
(مسأله 1080) در قضاى نمازهاى يوميّه ترتيب لازم نيست ـ مگر در نمازهائى كه در اداى آنها ترتيب هست مثل نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا از يك روز ـ اگرچه بهتر مراعات ترتيب است.
(مسأله 1081) كسى كه مثلاً چند نماز صبح يا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى داند يا فراموش كرده مثلاً نمى داند كه سه يا چهار يا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار كمتر را بخواند كافى است. ولى بهتر اين است كه به قدرى نماز بخواند كه يقين كند تمام آنها را خوانده است مثلاً اگر فراموش كرده كه چند نماز صبح از او قضا شده است و يقين دارد كه بيشتر از ده تا نبوده، احتياطاً ده نماز صبح بخواند.
(مسأله 1082) كسى كه فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد، احتياط واجب آن است اوّل آن را بخواند بعد مشغول نماز آن روز شود. و نيز اگر از روزهاى پيش نماز قضا ندارد ولى يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده است، احتياط واجب آن است كه نماز قضاى آن

صفحه 290
روز را پيش از نماز ادا بخواند مگر اينكه وقت تنگ باشد در اين صورت فقط نماز ادا بخواند.
(مسأله 1083) اگر در بين نماز يادش بيايد كه يك نماز يا بيشتر از همان روز از او قضا شده، يا فقط يك نماز قضا از روزهاى پيش دارد چنانچه وقت وسعت دارد و ممكن است نيّت را به نماز قضا برگرداند مثلاً اگر در نماز ظهر پيش از ركوع ركعت سوم يادش بيايد كه نماز صبح آن روز قضا شده در صورتى كه وقت نماز ظهر تنگ نباشد، نيّت را به نماز صبح برگرداند و آن را دو ركعتى تمام كند بعد ظهر را بخواند، ولى اگر وقت تنگ است يا نمى تواند نيّت را به نماز قضا برگرداند مثلاً در ركوع ركعت سوم نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبح را نخوانده، چون اگر بخواهد نيّت نماز صبح كند يك ركوع كه ركن است زياد مى شود، نبايد نيّت را به قضاى صبح برگرداند.
(مسأله 1084) نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، به شرط اين كه نماز قضاء بر ذمّه امام قطعى باشد چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد.
(مسأله 1085) مستحب است بچه مميز را يعنى بچه اى كه خوب و بد را مى فهمد به نماز خواندن و عبادت هاى ديگر عادت دهند.

نماز قضاى پدر و مادر

(مسأله 1086) اگر پدر و بنابر احتياط مادر نماز خود را به جا نياورده باشند، و مى توانسته اند قضا كنند، بر پسر بزرگترشان كه پس از فوت آنها در حال حيات است واجب است كه بعد از مرگشان به جا آورد، يا براى آنها اجير بگيرد.
(مسأله 1087) اگر پسر بزرگتر شك دارد كه پدر نماز و روزه قضا داشته يا نه; چيزى بر او واجب نيست.
(مسأله 1088) اگر پسر بزرگتر بداند كه پدرش نماز قضا داشته و شك كند كه به جا آورده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد قضا نمايد.

صفحه 291
(مسأله 1089) اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست. ولى احتياط مستحب آن است. كه نماز و روزه او را بين خودشان قسمت كنند، يا براى انجام آن قرعه بزنند.
(مسأله 1090) اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى نماز و روزه او اجير بگيرند بعد از آنكه اجير، نماز و روزه او را به طور صحيح به جا آورد; بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست.
(مسأله 1091) اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند، بايد به تكليف خود عمل كند. مثلاً قضاى نماز صبح و مغرب و عشاء مادرش بلند بخواند.
(مسأله 1092) كسى كه خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود; هر كدام را اول به جا آورد صحيح است.
(مسأله 1093) اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر نابالغ يا ديوانه باشد وقتى كه بالغ شد يا عاقل گرديد، بايد نماز و روزه پدر را قضا نمايد و چنانچه پيش از بالغ شدن يا عاقل شدن بميرد، پسر دوم بنابر احتياط واجب، بايد به جا آورد.
(مسأله 1094) اگر پسر بزرگتر پيش از آنكه نماز و روزه پدر را قضا كند بميرد; بر پسر دوم چيزى واجب نيست.

نماز جماعت

(مسأله 1095) مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا، خصوصاً براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى شنود بيشتر سفارش شده است.
(مسأله 1096) در روايتى وارد شده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا بده نفر برسند و عده آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمان ها كاغذ و درياها مركب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائكه

صفحه 292
نويسنده شوند; نمى توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.
(مسأله 1097) حاضر نشدن به نماز جماعت از روى بى اعتنائى جايز نيست و سزاوار نيست كه انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند.
(مسأله 1098) مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت كه فرادى يعنى تنها خوانده شود بهتر است. و نيز نماز جماعتى را كه مختصر بخوانند از نماز فرادى كه آن را طول بدهند بهتر مى باشد.
(مسأله 1099) وقتى كه جماعت بر پا مى شود مستحب است كسى كه نمازش را فرادى خوانده دوباره با جماعت بخواند. و اگر بعد بفهمد كه نماز اولش باطل بوده; نماز دوم او كافيست.
(مسأله 1100) نماز عيد فطر و قربان را در زمان غيبت امام(عليه السلام) مى توان با جماعت خواند و نمازهاى مستحبى را هم نمى شود به جماعت خواند، مگر نماز استسقاء كه براى آمدن باران مى خوانند.
(مسأله 1101) موقعى كه امام جماعت نماز يوميه مى خواند، هر كدام از نمازهاى يوميه را مى شود به او اقتدا كرد ولى اگر نماز يوميه اش را احتياطاً دوباره مى خواند، فقط در صورتى كه مأموم احتياطش با امام يكى باشد مى تواند به او اقتدا كند.
(مسأله 1102) اگر امام جماعت، قضاى نماز يوميه خود را مى خواند; مى شود به او اقتدا كرد و همچنين اگر نماز قضاى كسى را مى خواند كه نماز از او به طور قطعى فوت شده است.
(مسأله 1103) اگر انسان نداند نمازى را كه امام مى خواند نماز واجب يوميه است يا نماز مستحب، نمى تواند به او اقتدا كند.

صفحه 293

 

شرائط نماز جماعت

در نماز جماعت چند چيز بايد رعايت شود:

اول: نبودن حايل

ميان امام و مأموم و همچنين ميان مأمومين نسبت به يكديگر بايد
چيزى كه مانع است نباشد حتى مانند حايل شيشه اى. اگر مأموم زن باشد
حايل ميان او و مردم مانع ندارد.
(مسأله 1104) هر گاه محراب در درون ديوار مسجد باشد، و امام در آن قرار گيرد نماز كسانى كه پشت سر امام هستند و او را مى بينند صحيح است ولى نماز كسانى كه در دو طرف صف قرار دارند و امام را نمى بينند اشكال دارد. ولى صف هاى طولانى كه پشت سر فردى يا افرادى كه امام را مى بينند قرار دارد صحيح است، هر چند امام را نبينند.
(مسأله 1105) اگر صف هاى جماعت تا در مسجد برسد، كسى كه در صحن مسجد مقابل در پشت صف ايستاده نمازش صحيح است و نيز نماز كسانى كه پشت سر او اقتدا مى كنند صحيح مى باشد; ولى نماز كسانى كه دو طرف او ايستاده اند و صف جلو را نمى بينند اشكال دارد.
(مسأله 1106) كسى كه پشت ستون ايستاده، اگر از طرف راست يا چپ به واسطه مأموم ديگر به امام متصل باشد و صف جلوتر را مى بيند نماز او صحيح است.

دوم: بلند نبودن محل ايستادن امام

(مسأله 1107) جاى ايستادن امام نبايد از جاى مأموم از يك وجب بلندتر باشد.
(مسأله 1108) اگر جاى مأموم بلندتر از جاى امام باشد در صورتى كه بلندى به مقدار متعارف زمان قديم باشد مثل آنكه امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بايستد اشكال ندارد ولى اگر مثل ساختمان هاى چند طبقه اين زمان باشد كه از جماعت دور است اشكال دارد.

صفحه 294

سوم: نبودن فاصله ميان مأمومين

(مسأله 1109) اگر بين كسانى كه در يك صف ايستاده اند بچه اى باشد مى توانند اقتدا كنند.
(مسأله 1110) بعد از تكبير امام، اگر صف جلو آماده نماز و تكبير گفتن آنان نزديك باشد كسى كه در صف بعد ايستاده، مى تواند تكبير بگويد. ولى احتياط مستحب آن است كه صبر كند تا تكبير صف جلو تمام شود.
(مسأله 1111) اگر بداند نماز يك صف از صف هاى جلو باطل است، در صف هاى بعد نمى تواند اقتدا كند، ولى اگر نداند نماز آنان صحيح است يا نه، مى تواند اقتدا نمايد.
(مسأله 1112) اگر مأموم بعد از نماز بفهمد كه امام عادل نبوده، يا به جهتى نمازش باطل بوده، مثلاً بى وضو نماز خوانده، ولى مأموم كليه واجبات نماز جز قرائت را انجام داده باشد نمازش صحيح است.
(مسأله 1113) اگر در بين نماز شك كند كه اقتدا كرده يا نه، چنانچه خود را در حالى ديد و اطمينان پيدا كند كه اقتدا كرده است نماز را به جماعت تمام كند و در غير اين صورت احتياط آن است كه نماز به جماعت تمام و دو مرتبه به طور فرادى بخواند.
(مسأله 1114) انسان در بين نماز جماعت، بدون عذر نمى تواند نيت فرادى كند خواه از اول قصد فرادى داشته باشد يا نه.
(مسأله 1115) اگر مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام نيت فرادى كند لازم نيست حمد و سوره را بخواند، ولى اگر پيش از تمام شدن حمد و سوره نيت فرادى نمايد، بايد مقدارى را كه امام نخوانده، بخواند.
(مسأله 1116) اگر در بين نماز جماعت به خاطر عذرى نيت فرادى نمايد، بنابر احتياط واجب نبايد دوباره نيت جماعت كند. و اگر در ركعت اوّل يا دوم مردد شود كه نيّت فرادى كند يا نه و بعد تصميم بگيرد نماز را با جماعت تمام كند، نماز او اشكال دارد.
(مسأله 1117) اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به ركوع امام برسد، اگر چه ذكر

صفحه 295
امام تمام شده باشد; نمازش به طور جماعت صحيح است و يك ركعت حساب مى شود. اما اگر به مقدار ركوع خم شود و به ركوع امام نرسد نماز را به نيت فرادى تمام كند و احتياطاً دوباره بخواند.
(مسأله 1118) اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و به مقدار ركوع خم شود و شك كند كه به ركوع امام رسيده يا نه، نمازش را به نيّت فرادى تمام كند و دوباره بخواند.

چهارم: مأموم جلوتر از امام نايستد

(مسأله 1119) مأموم نبايد جلوتر از امام بايستد و احتياط اين است كه مساوى نباشد بلكه كمى عقب تر بايستد.
(مسأله 1120) در نماز جماعت بايد بين مأموم و امام پرده و مانند آن كه پشت آن ديده نمى شود فاصله نباشد و همچنين است بين انسان و مأموم ديگرى كه انسان به واسطه او به امام متصل شده است، ولى اگر امام مرد و مأموم زن باشد; چنانچه بين آن زن و امام يا بين آن زن و مأموم ديگرى كه مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشكال ندارد.
(مسأله 1121) اگر در نماز، بين مأموم و امام يا بين مأموم و كسى كه مأموم به واسطه او به امام متصل است بيشتر از يك قدم بلند فاصله پيدا شود نمازش قهراً فُرادى مى شود و صحيح است.
(مسأله 1122) اگر نماز همه كسانى كه در صف جلو هستند تمام شود; يا همه نيت فرادى نمايند، نماز صف بعد فرادى مى شود و بهتر است قصد فرادى نيز كنند.
(مسأله 1123) اگر در ركعت دوم اقتدا كند، قنوت و تشهد را با امام مى خواند و احتياط آن است كه موقع خواندن تشهد نيم خيز بنشيند يعنى انگشتان دست و سينه پا را بزمين بگذارد و زانوها را بلند كند، و بايد بعد از تشهد با امام برخيزد و حمد و سوره را بخواند، و اگر براى سوره وقت ندارد، حمد را تمام كند و در ركوع يا سجده خود را به امام برساند و اگر مى داند كه به امام در ركوع نمى رسد نيت فرادى كند و نمازش صحيح است.

صفحه 296
(مسأله 1124) اگر موقعى كه امام در ركعت دوم نماز چهار ركعتى است اقتدا كند; بايد در ركعت دوم نمازش كه ركعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشيند و تشهد را به مقدار واجب بخواند و برخيزد و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبيحات وقت ندارد، يك مرتبه بگويد و در ركوع خود را به امام برساند و اگر نرسيد نماز او فرادى مى شود.
(مسأله 1125) اگر امام در ركعت سوم يا چهارم باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى رسد، بنا بر احتياط واجب بايد صبر كند تا امام به ركوع رود; بعد اقتدا نمايد.
(مسأله 1126) اگر در ركعت سوم يا چهارم امام اقتدا كند، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، بايد حمد را تمام كند و در ركوع خود را به امام برساند، ولى اگر در ركوع به امام نرسيد نماز او فرادى مى شود.
(مسأله 1127) كسى كه مى داند اگر سوره را بخواند در ركوع به امام نمى رسد، بايد سوره را نخواند ولى اگر خواند و به ركوع امام نرسيد نماز را به صورت فرادى تمام كند و دوباره بخواند.
(مسأله 1128) كسى كه اطمينان دارد كه اگر سوره را شروع كند يا تمام نمايد به ركوع امام مى رسد; احتياط واجب آن است كه سوره را شروع كند، يا اگر شروع كرده تمام نمايد.
(مسأله 1129) كسى كه يقين دارد، اگر سوره را بخواند به ركوع امام مى رسد، چنانچه سوره را بخواند و به ركوع نرسد نماز را به صورت فرادى تمام كند و دوباره بخواند.
(مسأله 1130) اگر امام ايستاده باشد و مأموم نداند كه در كدام ركعت است مى تواند اقتدا كند، ولى بايد حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگرچه بعد بفهمد كه امام در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است.
(مسأله 1131) اگر به خيال اينكه امام در ركعت اول يا دوم است، حمد و سوره نخواند و بعد از ركوع بفهمد كه در ركعت سوم يا چهارم بوده، نمازش صحيح است. ولى اگر پيش از ركوع بفهمد; بايد حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد، فقط حمد را بخواند و در ركوع خود را به امام برساند و اگر در ركوع نرسيد قصد فرادى كند.

صفحه 297
(مسأله 1132) اگر به خيال اينكه امام در ركعت سوم يا چهارم است حمد و سوره بخواند و پيش از ركوع يا بعد از آن بفهمد كه در ركعت اول يا دوم بوده، نمازش صحيح است.
(مسأله 1133) اگر موقعى كه مشغول نماز مستحبى است جماعت بر پا شود، چنانچه اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت برسد، مستحب است نماز را رها كند و مشغول نماز جماعت شود. بلكه اگر اطمينان نداشته باشد كه به ركعت اول برسد مستحب است به همين دستور رفتار نمايد.
(مسأله 1134) اگر موقعى كه مشغول نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى است جماعت بر
پا شود. چنانچه وارد ركعت، شده و اطمينان ندارد كه اگر نماز را تمام كند به جماعت
برسد، مستحب است به نيت نماز مستحبى نماز را دو ركعتى تمام كند و خود را به جماعت برساند.
(مسأله 1135) اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد يا سلام اول باشد، لازم نيست فرادى كند.
(مسأله 1136) كسى كه يك ركعت از امام عقب مانده وقتى امام تشهد ركعت آخر را مى خواند نيم خيز بنشيند و صبر كند تا امام تشهد نماز را بگويد و بعد برخيزد.

شرائط امام جماعت

(مسأله 1137) امام جماعت بايد بالغ و عاقل و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحيح بخواند ونيز اگر مأموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد و اقتدا كردن بچه مميز كه خوب و بد را مى فهمد به بچه مميّز ديگر مانعى ندارد و احتياط مستحب آن است كه امام زن نيز مرد باشد.
(مسأله 1138) امامى را كه عادل مى دانسته، اگر شك كند به عدالت خود باقى است يا نه، مى تواند به او اقتدا نمايد.
(مسأله 1139) كسى كه ايستاده نماز مى خواند، نمى تواند به كسى كه نشسته يا خوابيده

صفحه 298
نماز مى خواند اقتدا كند. و كسى كه نشسته نماز مى خواند، نمى تواند به كسى كه خوابيده نماز مى خواند، اقتدا نمايد.
(مسأله 1140) هر كس نماز خود را به سبب عذرى، ناقص مى خواند نمى تواند امام جماعت براى ديگران باشد مگر در يك مورد و آن اگر امام جماعت به واسطه عذرى با تيمم يا وضوى جبيره اى نماز بخواند، مى شود به او اقتد كرد.
(مسأله 1141) اگر امام مرضى دارد كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند نمى شود به او اقتدا كرد.
(مسأله 1142) بنابر احتياط واجب كسى كه مرض خوره يا پيسى دارد، نبايد امام جماعت شود.

احكام جماعت

(مسأله 1143) موقعى كه مأموم نيت مى كند; بايد امام را معين نمايد. ولى دانستن اسم او لازم نيست، مثلاً اگر نيت كند اقتدا مى كنم به امام حاضر نمازش صحيح است.
(مسأله 1144) مأموم بايد غير از حمد و سوره همه چيز نماز را خودش بخواند، ولى اگر ركعت اول يا دوم او ركعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.
(مسأله 1145) اگر مأموم در ركعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صداى حمد و سوره امام را بشنود، اگرچه كلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند و اگر صداى امام را نشنود مستحب است حمد و سوره بخواند ولى بايد آهسته بخواند و چنانچه سهواً بلند بخواند اشكال ندارد.
(مسأله 1146) اگر مأموم سهواً حمد و سوره بخواند، يا خيال كند صدائى را كه مى شنود صداى امام نيست و حمد و سوره بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده، نمازش صحيح است.
(مسأله 1147) اگر شك كند كه صداى امام را مى شنود يا نه، يا صدائى بشنود و نداند صداى امام است يا صداى كس ديگر بنابر احتياط حمد و سوره نخواند.

صفحه 299
(مسأله 1148) مأموم بايد در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره نخواند و مستحب است به جاى آن ذكر بگويد.
(مسأله 1149) مأموم نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد بلكه احتياط واجب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.
(مسأله 1150) اگر مأموم پيش از امام عمداً هم سلام دهد بايد قصد فرادى كند و نمازش صحيح است.
(مسأله 1151) اگر مأموم غير از تكبيرة الاحرام و سلام، چيزهاى ديگر نماز را پيش از امام بگويد اشكال ندارد. ولى اگر آنها را بشنود، احتياط مستحب آن است كه پيش از امام نگويد.
(مسأله 1152) مأموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مى شود، كارهاى ديگر آن، مانند ركوع و سجود را با امام يا كمى بعد از امام به جا آورد. و اگر عمداً پيش از امام يا مدتى بعد از امام انجام دهد، نماز او فرادى مى شود.
(مسأله 1153) اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد، چنانچه امام در ركوع باشد، بايد به ركوع برگردد و با امام سر بردارد و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمى كند ولى اگر به ركوع برگردد و پيش از آنكه به ركوع برسد، امام سر بردارد احتياط آن است كه نماز را تمام كند سپس اعاده نمايد.
(مسأله 1154) اگر اشتباهاً سر بردارد و ببيند امام در سجده است بايد به سجده برگردد.
(مسأله 1155) اگر اشتباهاً سر از ركوع يا سجده بردارد و سهواً يا به خيال اينكه به امام نمى رسد، به ركوع يا سجده نرود، نمازش صحيح است.
(مسأله 1156) اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر سر بردارد به مقدارى از قرائت امام مى رسد، چنانچه سر بردارد و با امام به ركوع رود نمازش صحيح است.
(مسأله 1157) اگر سهواً پيش از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر برگردد به چيزى از قرائت امام نمى رسد، بهتر است قصد فرادى كند.
(مسأله 1158) اگر پيش از امام به سجده رود، بهتر است قصد فرادى كند و اگر در اين

صفحه 300
مسأله و مسأله پيش صبر كند تا امام به او برسد، يا سر بردارد و با امام به ركوع برود و يا سجده كند، دو مرتبه نماز خود را اعاده كند.
(مسأله 1159) اگر امام در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند، يا در ركعتى كه تشهد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهد شود مأموم نبايد قنوت و تشهد را بخواند ولى نمى تواند پيش از امام به ركوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد بلكه بايد صبر كند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.

نماز آيات

(مسأله 1160) نماز آيات كه كيفيت آن بعداً گفته خواهد شد به واسطه چهار چيز واجب مى شود:
اول: گرفتن خورشيد.
دوم: گرفتن ماه اگرچه مقدار كمى از آنها گرفته شود و كسى هم از آن نترسد.
سوم: زلزله اگر چه كسى هم نترسد.
چهارم: رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها در صورتى كه بيشتر مردم بترسند. بايد براى اينها هم نماز آيات بخوانند.
(مسأله 1161) اگر از چيزهائى كه نماز آيات براى آنها واجب است بيشتر از يكى اتفاق بيفتد، انسان بايد براى هر يك از آنها يك نماز آيات بخواند، مثلاً اگر خورشيد بگيرد و زلزله هم بشود، بايد دو نماز آيات بخواند.
(مسأله 1162) كسى كه چند نماز آيات بر او واجب است، اگر همه آنها براى يك چيز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است موقعى كه قضاى آنها را مى خواند، لازم نيست معين كند كه براى كدام دفعه آنها باشد و همچنين اگر چند نماز براى رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها بر او واجب شده باشد و امّا اگر نوع اسباب مختلف باشد براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله، يا براى دو تاى اينها نمازهائى بر او

صفحه 301
واجب شده باشد بنابر احتياط واجب; بايد موقع نيت، معين كند; نماز آياتى را كه مى خواند براى كدام يك آنها است.
(مسأله 1163) چيزهائى كه نماز آيات براى آنها واجب است، در هر شهرى اتفاق بيفتد، فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست، ولى اگر مكان آنها به قدرى نزديك باشد كه با آن شهر يكى حساب شود، نماز آيات بر آنها هم واجب است.
(مسأله 1164) از وقتى كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مى كند، انسان بايد نماز آيات را بخواند و وقت نماز تا باز شدن كامل باقى است.
(مسأله 1165) موقعى كه زلزله و رعد و برق و مانند اينها اتفاق مى افتد، انسان بايد فوراً نماز آيات را بخواند و اگر نخواند معصيت كرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقت بخواند ادا است.
(مسأله 1166) اگر بعد از باز شدن آفتاب يا ماه بفهمد كه تمام آن گرفته بوده، بايد قضاى نماز آيات را بخواند. ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نيست.
(مسأله 1167) اگر عده اى بگويند كه خورشيد يا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفته آنان يقين پيدا نكند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته اند، در صورتى كه تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد، بايد نماز آيات را بخواند.
(مسأله 1168) اگر انسان به گفته كسانى كه از روى قاعده علمى وقت گرفتن خورشيد و ماه را مى دانند، اطمينان پيدا كند كه خورشيد يا ماه گرفته، بايد نماز آيات را بخواند و نيز اگر بگويند فلان وقت خورشيد يا ماه مى گيرد و فلان مقدار طول مى كشد و انسان به گفته آنان اطمينان پيدا كند; بايد به حرف آنان عمل نمايد، مثلاً اگر بگويند آفتاب فلان ساعت شروع به باز شدن مى كند; بايد نماز را تا آن وقت تأخير نيندازد.
(مسأله 1169) اگر بفهمد نماز آياتى كه خوانده باطل بوده، بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

صفحه 302
(مسأله 1170) اگر در وقت نماز يوميه نماز آيات هم بر انسان واجب شود، چنانچه براى هر دو نماز وقت دارد، هر كدام را اول بخواند اشكال ندارد. و اگر وقت يكى از آن دو تنگ باشد; بايد اول آن را بخواند. و اگر وقت هر دو تنگ باشد، بايد اول نماز يوميه را بخواند.
(مسأله 1171) اگر در بين نماز يوميه بفهمد كه وقت نماز آيات تنگ است، چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد، بايد آن را تمام كند بعد نماز آيات را بخواند. و اگر وقت نماز يوميه تنگ نباشد، بايد آن را بشكند و اول نماز آيات، بعد نماز يوميه را به جا آورد.
(مسأله 1172) اگر در بين نماز آيات بفهمد كه وقت نماز يوميه تنگ است، بايد نماز آيات را رها كند و مشغول نماز يوميه شود و بعد از آنكه نماز را تمام كرد پيش از انجام كارى كه نماز را به هم بزند، بقيّه نماز آيات را از همانجا كه رها كرده بخواند.
(مسأله 1173) اگر در حال حيض يا نفاس زن آفتاب يا ماه بگيرد و تا آخر مدتى كه خورشيد يا ماه باز مى شوند در حال حيض يا نفاس باشد; نماز آيات بر او واجب نيست و قضا هم ندارد.

كيفيت نماز آيات

(مسأله 1174) نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد و دستور آن اين است كه انسان بعد از نيت، تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و يك سوره بخواند، باز به ركوع رود تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نمايدو برخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
(مسأله 1175) در نماز آيات ممكن است انسان بعد از نيت و تكبير و خواندن حمد، آيه هاى يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند و به ركوع رود و سر بردارد و بدون اينكه حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد، مثلاً به قصد سوره قل هو الله احد، بِسْمِ

صفحه 303
اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم بگويد و به ركوع رود; بعد بايستد و بگويد: قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد: اَللهُ الصَّمَدُ باز به ركوع رود و بايستد و بگويد: لَمْ يَلِدْ و لَمْ يوُلَدْ و برود به ركوع باز هم سر بردارد و بگويد: وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَد و بعد از آن به ركوع پنجم رود و بعد از سر برداشتن، دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به جا آورد و بعداز سجده دوم تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
(مسأله 1176) اگر در يك ركعت از نماز آيات، پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در ركعت ديگر يك حمد بخواند و سوره را پنج قسمت كند مانعى ندارد.
(مسأله 1177) چيزهائى كه در نماز يوميه واجب و مستحب است، در نماز آيات هم واجب و مستحب مى باشد ولى در نماز آيات مستحب است به جاى اذان و اقامه سه مرتبه به قصد اميد ثواب بگويند الصلاة.
(مسأله 1178) مستحب است بعد از ركوع پنجم و دهم بگويد: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَه و نيز پيش از هر ركوع و بعد از آن تكبير بگويد ولى بعد از ركوع پنجم و دهم گفتن تكبير مستحب نيست ولى براى رفتن به ركوع تكبير مستحب است.
(مسأله 1179) مستحب است پيش از ركوع دوم و چهارم و ششم و هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط يك قنوت پيش از ركوع دهم بخواند كافيست.
(مسأله 1180) اگر در نماز آيات شك كند كه چند ركعت خوانده و فكرش به جائى نرسد نماز باطل است.
(مسأله 1181) اگر شك كند كه در ركوع آخر ركعت اول است يا در ركوع اول ركعت دوم و فكرش به جائى نرسد، نماز باطل است. ولى اگر مثلاً شك كند كه چهار ركوع كرده يا پنج ركوع، چنانچه به سجده نرسيده، بايد ركوعى را كه شك دارد به جا آورده يا نه; به جا آورد. و اگر به سجده رسيده است، بايد به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 1182) هر يك از ركوع هاى نماز آيات ركن است كه اگر عمداً يا اشتباهاً كم يا زياد شود نماز باطل است.

صفحه 304

 

احكام نماز جمعه

نماز جمعه عبادتى است كه در شرايط خاصى انجام مى گيرد وداراى فضيلت زيادى مى باشد و در قرآن مجيد مى فرمايد:«مؤمنان هر موقع صداى مؤذن را شنيدند كارهاى ديگر را ترك كنندو به سوى نمازجمعه حركت كنند.(1)
(مسأله 1183) در صورتى كه نمازجمعه با شرايطى كه دارد اقامه شود احتياط واجب آن است كه در آن شركت كنند و خواندن نماز ظهر در وقت امكان حضور در نماز جمعه بر خلاف احتياط است.
(مسأله 1184) در يك نقطه نمى توان دو نماز جمعه خواند بلكه بايد بين دو نماز جمعه يك فرسخ يا بيشتر فاصله باشد.
(مسأله 1185) كمترين عدد براى انعقاد نمازجمعه پنج نفر است كه يكى از آنها امام مى باشد.
(مسأله 1186) مسافر مى تواند در نمازجمعه شركت كند و اگر نماز جمعه خواند نماز ظهر ازاو ساقط است ولى هرگاه مجموع پنج نفر مسافر باشند نمى توانند نمازجمعه تشكيل دهند بلكه بايد نمازظهر بخوانند، مگر اين كه قصد اقامه كنند در اين صورت مى توانند نمازجمعه بخوانند.
(مسأله 1187) زنان مى توانند در نمازجمعه شركت كنند و نمازشان صحيح است امّا به تنهايى نمى توانند تشكيل نمازجمعه دهند، همچنان كه زن نمى تواند مكمل پنج نفر باشد.
(مسأله 1188) وقت نماز جمعه از اوّل ظهر است به مقدارى كه اذان و خطبه ها و نماز مطابق معمول انجام گيرد. از اين جهت نبايد خطبه ها را به قدرى طول داد كه از حدّ متعارف بيشتر باشد.
(مسأله 1189) احتياط واجب آن است كه خطبه ها پس از زوال آفتاب شروع شود.

1 . سوره جمعه آيه 9 .

صفحه 305
(مسأله 1190) هرگاه قدرى از زوال بگذرد و شك كند آيا اين مقدار از وقت كه باقى است مى تواند جمعه با شرايطش انجام دهد يا نه احتياط آن است ظهر را انتخاب كند.
(مسأله 1191) هرگاه قبل از ركوع ركعت دوم به امام برسد، اقتدا كند و ركعت دوم را خود بخواند به شرط اينكه بداند وقت به اندازه اى هست كه مى تواند ركعت دوم آن را هم در وقت بخواند.
(مسأله 1192) نماز جمعه دو ركعت است و كيفيت آن مانند نماز صبح است ومستحب است كه حمد و سوره با صداى بلند خوانده شود و در ركعت اوّل بعد از حمد سوره جمعه و در ركعت دوم سوره منافقين را قرائت نمايد.
(مسأله 1193) نماز جمعه داراى دو قنوت است، قنوت اوّل قبل از ركوع ركعت اوّل و قنوت دوم بعد از ركوع ركعت دوم است.
(مسأله 1194) نماز جمعه داراى دو خطبه است كه مانند اصل نماز واجب است، و بايد هر دو خطبه توسط امام جمعه ايراد شود.
(مسأله 1195) واجب است امام پس از خطبه اوّل كمى بنشيند و سپس به خطبه دوم بپردازد.
(مسأله 1196) امام و مستمعان بايد در حال خطبه داراى طهارتى باشند كه براى نماز معتبر است.
(مسأله 1197) لازم است مؤمنان به خطبه ها گوش دهند و سكوت را انتخاب كنند و اگر گوش نكنند يا حرف بزنند كار خلافى انجام داده اند.
(مسأله 1198) لازم است خطبه ها به زبانى باشد كه مستمعان آن را بفهمند و اگر دو نوع مستمع داشته باشد برخى از مطالب را به دو زبان تكرار كند.
(مسأله 1199) شرايط وجوب نماز جمعه بر نمازگزاران:
نماز جمعه به كسى كه واجد شرايط ذيل است واجب مى شود:

صفحه 306
1. بالغ، 2. عاقل، 3. مرد، 4. حاضر (نه مسافر)، 5. بينا، 6. سالم (نه بيمار)، 7. لنگ و شل نبوده، 8. پير و ناتوان نباشد.
ولى در عين حال گروهى كه نماز بر آنها واجب نيست اگر تحمل زحمت كنند و نمازجمعه بخوانند نماز جمعه آنها صحيح است.
(مسأله 1200) كليه شرايطى كه در امام جماعت معتبر است در امام جمعه نيز معتبر مى باشد.

نماز عيد فطر و قربان

(مسأله 1201) نماز عيد فطر و قربان در زمان حضور امام(عليه السلام) واجب است و بايد به جماعت خوانده شود و در زمان ما كه امام(عليه السلام) غائب است; مستحب مى باشد و مى شود به جماعت و فرادى خواند.
(مسأله 1202) وقت نماز عيد فطر و قربان از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.
(مسأله 1203) مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است، بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطره را هم بدهند و يا كنار بگذارند بعد نماز عيد را بخوانند.
(مسأله 1204) نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد و سوره; بايد پنج تكبير بگويد; و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تكبير ديگرى بگويد و به ركوع رود و دو سجده به جا آورد و برخيزد و در ركعت دوم چهار تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و بركوع رود و بعد از ركوع دو سجده كند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
(مسأله 1205) در قنوت نماز عيد فطر و قربان هر دعا و ذكرى بخوانند كافيست ولى بهتر است اين دعا را به قصد اميد ثواب بخوانند:

صفحه 307
«اَللَّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرياء وَالْعَظَمَةِ وَ اَهْلَ الْجُودِ والْجَبَروتِ وَ اَهْلَ الْعَفوِ وَالرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَوْمِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً وَ لِمُحَمَّد صَّلى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ كَرامَةً وَ مَزِيداً اَن تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد و آلِ محمّد وَ اَنْ تُدْخِلَنِى فى كُلِّ خَيْر اَدْخَلْتَ فيه مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ اَن تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ خَيْرَ ما سَئَلكَ بِه عِبادُكَ الصّالِحُونَ وَ اَعُوذُبِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الْمُخْلَصُونَ.
(مسأله 1206) مستحب است در نماز عيد فطر و قربان قرائت را بلند بخواند.
(مسأله 1207) نماز عيد سوره مخصوصى ندارد ولى بهتر است كه در ركعت اول آن سوره شمس (سوره 91) و در ركعت دوم سوره غاشيه (سوره 88) را بخوانند يا در ركعت اول سوره سبح اسم (سوره 87) و در ركعت دوم سوره شمس را بخوانند.
(مسأله 1208) مستحب است روز عيد فطر قبل از نماز عيد، به خرما افطار كند و در عيد قربان از گوشت قربانى بعد از نماز قدرى بخورد.
(مسأله 1209) مستحب است پيش از نماز عيد غسل كند و دعاهائى كه پيش از نماز و بعد از آن در كتاب هاى دعا ذكر شده به اميد ثواب بخواند.
(مسأله 1210) مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها دستها را بلند كنند و نماز را بلند بخوانند.
(مسأله 1211) بعداز نماز مغرب و عشاء شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين تكبيرها را بگويد: اَللهُ اَكْبَر اللهُ اَكْبَرُ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَكْبَرُ اَللهُ اَكْبَرُ وَ للهِ الْحَمْدُ اَللهُ اَكْبَرُ عَلى ما هَدانا.
(مسأله 1212) مستحب است انسان در عيد قربان بعد از ده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است تكبيرهائى را كه در مسأله پيش گفته شد بگويد و بعد از آن بگويد: اَللهُ اَكْبَرُ عَلى ما رزَقَنا مِنْ بَهِيمَةِ الأنْعامِ وَالْحَمْدُ للهِ عَلى ما اَبْلانا ولى اگر

صفحه 308
عيد قربان را در منى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد و آخر آنها نماز صبح روز سيزدهم ذى حجه است; اين تكبيرها را بگويد.
(مسأله 1213) مكروه است نماز عيد را زير سقف بخواند.
(مسأله 1214) اگر در تكبيرهاى نماز و قنوت هاى آن شك كند و از محل آن تجاوز نكرده باشد بنابر اقل بگذارد و اگر بعد معلوم شد كه گفته بوده اشكال ندارد.
(مسأله 1215) اگر قرائت يا تكبيرات يا قنوت ها را فراموش كند و بعد از رفتن به ركوع بفهمد نمازش صحيح است.
(مسأله 1216) اگر ركوع يا دو سجده يا تكبيرة الاحرام را فراموش كند نمازش باطل مى شود.
(مسأله 1217) اگر در نماز عيد يك سجده ياتشهد را فراموش كند، احتياط واجب آن است كه بعد از نماز آن را به جا آورد. و اگر كارى كند كه براى آن سجده سهو در نمازهاى يوميه لازم است احتياط واجب آن است كه بعد از نماز رجاءاً دو سجده سهو براى آن بنمايد.

اجير گرفتن براى نماز

(مسأله 1218) بعد از مرگ انسان، مى شود براى نماز و عبادت هاى ديگر او كه در زندگى به جا نياورده، ديگرى را اجير كنند يعنى به او مزد دهند كه آنها را به جا آورد. و اگر كسى بدون مزد هم آنها را انجام دهد صحيح است.
(مسأله 1219) انسان مى تواند براى بعضى از كارهاى مستحبى مثل زيارت قبر پيغمبر و امامان(عليهم السلام) از طرف زندگان اجير شود، و نيز مى تواند كار مستحبى را انجام دهد و ثواب آن را براى مردگان يا زندگان هديه نمايد.
(مسأله 1220) كسى كه براى نماز قضاى ميت اجير شده، بايد مسائل نماز را بداند.
(مسأله 1221) اجير بايد موقع نيّت، ميّت را معين نمايد. و لازم نيست اسم او را بداند،

صفحه 309
پس اگر نيت كند از طرف كسى نماز مى خوانم كه براى او اجير شده ام كافيست.
(مسأله 1222) اجير بايد واجبات ميت را نيابتاً انجام دهد و عبادت هاى او را قضا نمايد.
(مسأله 1223) بايد كسى را اجير كنند كه اطمينان داشته باشند كه عمل را به طور صحيح انجام مى دهد.
(مسأله 1224) كسى كه ديگرى را براى نمازهاى ميّت اجير كرده; اگر بفهمد كه عمل را به جا نياورده. يا باطل انجام داده، بايد دوباره اجير بگيرد.
(مسأله 1225) هر گاه شك كند كه اجير عمل را انجام داده يا نه اگر بگويد انجام
داده ام، و مورد وثوق باشد، كافى است و اگر شك كند كه عمل او صحيح بوده يا نه، گرفتن اجير لازم
نيست.
(مسأله 1226) كسى را كه عذرى دارد و مثلاً نشسته نماز مى خواند نمى شود; براى نمازهاى ميّت اجير كرد، بلكه بنابر احتياط واجب بايد كسى را هم كه با تيمّم يا جبيره نماز مى خواند اجير نكنند.
(مسأله 1227) مرد براى زن و زن براى مرد مى تواند اجير شود و در بلند خواندن و آهسته خواندن نماز بايد به تكليف خود عمل نمايد.
(مسأله 1228) در قضاى نمازهاى ميّت آنجا كه در اداء آنها ترتيب شرط است مانند نماز ظهر و عصر يك روز به ترتيب خوانده شود.
(مسأله 1229) اگر با اجير شرط كنند كه عمل را به طور مخصوصى انجام دهد، بايد همانطور به جا آورد. و اگر شرط نكنند، بايد در آن عمل به تكليف خود رفتار نمايد و احتياط مستحب آن است كه از وظيفه خودش و ميّت هر كدام كه به احتياط نزديكتر است به آن عمل كند مثلاً اگر وظيفه ميّت گفتن سه مرتبه تسبيحات اربعه بوده و تكليف او يك مرتبه است، سه مرتبه بگويد.
(مسأله 1230) اگر با اجير شرط نكنند كه نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، بايد

صفحه 310
مقدارى از مستحبات نماز را كه معمول است به جا آورد.
(مسأله 1231) هر گاه اشخاص متعددى را براى نمازها اجير بگيرد بهتر است براى هر كدام آنها وقتى را معين نمايد مثلاً اگر با يكى از آنها قرار گذاشت كه از صبح تا ظهر نماز قضا بخواند، با ديگرى قرار بگذارد كه از ظهر تا شب بخواند.
(مسأله 1232) اگر كسى اجير شود كه مثلاً در مدت يكسال نمازهاى ميت را بخواند و پيش از تمام شدن سال بميرد، بايد براى نمازهائى كه مى دانند به جا نياورده ديگرى را اجير نمايند بلكه براى نمازهائى هم كه احتمال مى دهند به جا نياورده بايد بنابر احتياط واجب اجير بگيرند.
(مسأله 1233) كسى را كه براى نمازهاى ميّت اجير كرده اند، اگر پيش از تمام كردن نمازها بميرد و اجرت همه آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط كرده باشند كه تمام نمازها را خودش بخواند; بايد اجرت مقدارى را كه نخوانده از مال او به ولى ميّت بدهند مثلاً اگر نصف آنها را نخوانده، بايد نصف پولى را كه گرفته از مال او به ولىّ ميّت بدهند و اگر شرط نكرده باشند; بايد ورثه نائب از مال او اجير بگيرند. اما اگر مال نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.

صفحه 311
(4)

احكام روزه

روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم، از اذان صبح تا مغرب از چيزهائى كه روزه را باطل مى كند و شرح آنها بعداً گفته مى شود، خوددارى نمايد.

نيّت

(مسأله 1234) لازم نيست انسان نيّت روزه را از قلب خود بگذراند; يا مثلاً بگويد فردا را روزه مى گيرم، بلكه همين قدر كه براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد، كافى است و براى آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى كند، خوددارى نمايد.
(مسأله 1235) بايد در هر شب از ماه رمضان داعى بر امساك فردا را داشته باشد و بهتر است كه شب اول ماه هم نيت روزه همه ماه را بنمايد.
(مسأله 1236) از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح هر وقت نيّت روزه فردا را بكند، اشكال ندارد.
(مسأله 1237) وقت نيّت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى كه به اندازه نيّت كردن به مغرب وقت مانده باشد كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد و نيّت روزه مستحبى كند روزه او صحيح است.
(مسأله 1238) كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيّت روزه، خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود ونيّت كند، روزه او صحيح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب. و اگر بعد

صفحه 312
از ظهر بيدار شود، نمى تواند نيّت روزه واجب نمايد ولى لازم است تا مغرب از كارى كه روزه را باطل مى كند، اجتناب نمايد.
(مسأله 1239) اگر بخواهد غير روزه رمضان روزه ديگرى بگيرد، بايد آن را معين نمايد، مثلاً نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر مى گيرم مگر آنجا كه روزش معيّن باشد مانند روزه اول ماه، از اين جهت در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان مى گيرم، بلكه اگر نداند ماه رمضان است يا فراموش نمايد، و روزه ديگرى را نيت كند، روزه ماه رمضان حساب مى شود.
(مسأله 1240) اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بيهوش شود و قبل از زوال به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و احتياط مستحب آن است روزه آن روز را قضا نمايد.
(مسأله 1241) اگر پيش از اذان صبح نيّت كند و بخوابد و بعداز مغرب بيدار شود، روزه اش صحيح است.
(مسأله 1242) اگر بچّه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، بايد روزه بگيرد و اگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نيست.
(مسأله 1243) كسى كه براى به جا آوردن روزه ميّتى اجير شده، اگر روزه مستحبى بگيرد اشكال ندارد. ولى كسى كه روزه قضا ـ بنابر احتياط ـ يا واجب ديگرى دارد، نمى تواند روزه مستحبى بگيرد و چنانچه فراموش كند و روزه مستحبى بگيرد، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبى او به هم مى خورد و مى تواند نيّت خودرا به روزه واجب برگرداند. و اگر بعد از ظهر ملتفت شود، روزه او باطل است و اگر بعداز مغرب يادش بيايد، روزه اش بى اشكال نيست.
(مسأله 1244) اگر غير از روزه ماه رمضان روزه معيّن ديگرى بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر كرده باشد كه روز معينى را روزه بگيرد، چنانچه عمداً تا اذان صبح نيت نكند، روزه اش باطل است و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند، انجام نداده باشد و فوراً نيت كند روزه او صحيح وگرنه باطل مى باشد.

صفحه 313
(مسأله 1245) اگر براى روزه واجب غيرمعيّنى مثل روزه كفّاره عمداً تا نزديك ظهر نيّت نكند اشكال ندارد، بلكه اگر پيش از نيّت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد، يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه; چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند، انجام نداده باشد و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.
(مسأله 1246) اگر در ماه رمضان پيش از ظهر كافر مسلمان شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد، خوب است تا مغرب امساك كند، و اگر نكرد قضا ندارد.
(مسأله 1247) اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد احتياط مستحب آن است نيت روزه كند و بعداً قضاى آن را به جا آورد.
(مسأله 1248) روزى را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، واجب نيست روزه بگيرد، و اگر بخواهد روزه بگيرد، نمى تواند نيت روزه رمضان كند ولى اگر نيت روزه قضا و مانند آن بنمايد و چنانچه بعداً معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب مى شود.
(مسأله 1249) اگر روزى را كه شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، به نيّت روزه قضا يا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است، بايد نيت روزه رمضان كند.
(مسأله 1250) اگر در روزه واجب معيّنى مثل روزه رمضان از نيت روزه گرفتن برگردد روزه اش باطل است و همچنين است اگر نيت كند كه چيزى را كه روزه را باطل مى كند به جا آورد، خواه آن را انجام بدهد يا ندهد، روزه اش باطل مى شود.
(مسأله 1251) در روزه واجبى كه وقت آن معين نيست مثل روزه كفّاره، اگر قصد كند كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، يا مردّد شود كه به جا آورد يا نه، چنانچه به جا نياورد و پيش از ظهر دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است و در روزه مستحب اگر تا غروب كارى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد، نيت كند، روزه او صحيح است.

صفحه 314

 

چيزهائى كه روزه را باطل مى كند

(مسأله 1252) نُه چيز روزه را باطل مى كند: اول: خوردن و آشاميدن. دوم: جماع، سوم: استمناء آن است كه انسان از غير طريق نزديكى كارى كند كه منى از او بيرون آيد. چهارم: دروغ بستن به خدا و پيغمبر و جانشينان پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، پنجم: رساندن غبار غليظ به حلق، ششم: فرو بردن تمام سر در آب، هفتم: باقيماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح، هشتم: اماله كردن با چيزهاى روان، نهم: قى كردن و احكام اينها در مسائل آينده گفته مى شود.

1. خوردن و آشاميدن

(مسأله 1253) اگر روزه دار عمداً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه او باطل مى شود، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت و چه كم باشد يا زياد، حتى اگر مسواك را از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد روزه او باطل مى شود. مگر آنكه رطوبت مسواك در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت خارج به آن گفته نشود.
(مسأله 1254) اگر روزه دار سهواً چيزى بخورد يا بياشامد، روزه اش باطل نمى شود.
(مسأله 1255) احتياط واجب آن است كه روزه دار از استعمال آمپولى كه به جاى غذا به كار مى رود، خوددارى كند. ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى كند يا به جاى دوا استعمال مى شود، اشكال ندارد.
(مسأله 1256) اگر روزه دار به قدرى تشنه شود كه براى او تحمل تشنگى موجب عُسر و حَرَج بسيار سخت و بالاتر از حرج باشد به گونه اى كه با خوف تلف همراه باشد در اين صورت براى حفظ جان به مقدار ضرورت آب بياشامد و تا آخر روز امساك كند و احتياطاً بعداً قضا كند.

صفحه 315
(مسأله 1257) انسان نمى تواند براى ضعف، روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است كه معمولاً نمى شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.
(مسأله 1258) ترياك كشيدن حرام است و اشخاصى كه معتاد به كشيدن ترياك هستند بايد كوشش كنند در روز ماه رمضان ترياك نكشند و اگر ترك آن سبب خوف تلف باشد به مقدار ضرورت مصرف مى كند و امساك را ادامه مى دهد و در صورت امكان قضا مى كند.

2. جماع

(مسأله 1259) جماع روزه را باطل مى كند، اگرچه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.
(مسأله 1260) اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد، روزه باطل نمى شود.
(مسأله 1261) اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد، يا او را به جماع مجبور نمايند، به گونه اى كه در جماع اختيار نداشته باشد مثل اين كه دست و پاى او را ببندند و با او نزديكى كنند، روزه او باطل نمى شود ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد، يا ديگر مجبور نباشد، بايد فوراً از حال جماع خارج شود و اگر خارج نشود، روزه او باطل است.
(مسأله 1262) اگر كسى را به اكراه وادار به جماع كنند، به گونه اى كه به خاطر ترس تن به عمل دهد، روزه او باطل و بايد قضا كند، هر چند گناه نكرده باشد.

3. استمناء

(مسأله 1263) اگر روزه دار استمناء كند و منى از او بيرون آيد، روزه اش باطل مى شود.
(مسأله 1264) اگر بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه اش باطل نيست. ولى اگر كارى كند كه بى اختيار منى از او بيرون آيد، روزه اش باطل مى شود.
(مسأله 1265) هر گاه روزه دار بداند كه اگر در روز بخوابد محتلم مى شوديعنى در خواب

صفحه 316
منى از او بيرون مى آيد، مى تواند در روز بخوابد و چنانچه بخوابد و محتلم هم بشود، روزه اش صحيح است.
(مسأله 1266) اگر روزه دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود، واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند.
(مسأله 1267) روزه دارى كه محتلم شده، مى تواند بول كند و به شيوه اى كه قبلاً گفته شد، استبراء نمايد، اگر چه بداند به واسطه بول يا استبراء كردن باقى مانده منى از مجرا بيرون مى آيد.
(مسأله 1268) روزه دارى كه محتلم شده اگر بداند منى در مجرا مانده بهتر است كه پيش از غسل بول كند، و اگر نكرد بعد از غسل منى از او بيرون آيد، روزه او باطل مى شود.
(مسأله 1269) اگر به قصد بيرون آمدن منى كارى بكند در صورتى كه منى هم از او بيرون نيايد، روزه اش باطل مى شود.
(مسأله 1270) اگر روزه دار بدون قصد بيرون آمدن منى با كسى بازى و شوخى كند اگر مطمئن باشد كه بعد از بازى و شوخى منى از او خارج نمى شود اگرچه اتفاقاً منى بيرون آيد روزه او صحيح است و در غير اين صورت روزه او باطل است.

4. دروغ بستن به خدا و پيغمبر

(مسأله 1271) اگر روزه دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها به خدا و پيغمبر و جانشينان آن حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد. اگرچه فوراً بگويد دروغ گفتم يا توبه كند; بنابر احتياط واجب روزه او باطل است. و احتياط واجب آن است كه اگر دروغ بر حضرت زهرا(عليها السلام) و ساير پيغمبران و جانشينان آنان بازگشت به دروغ بر خدا و رسول و ائمه(عليهم السلام)باشد، در اين حكم با آنها فرقى ندارند.
(مسأله 1272) اگر بخواهد خبرى را كه نمى داند راست است يا دروغ نقل كند، بنابر احتياط واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته يا از كتابى كه آن خبر در آن نوشته شده نقل نمايد.

صفحه 317
(مسأله 1273) اگر چيزى را به اعتقاد اين كه راست است از قول خدا يا پيغمبر نقل كند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه اش باطل نمى شود.
(مسأله 1274) اگر بداند دروغ بستن به خدا و پيغمبر روزه را باطل مى كند و چيزى را كه مى داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعداً بفهمد آنچه را كه گفته راست بوده، روزه اش باطل است.
(مسأله 1275) اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمداً به خدا و پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و جانشينان پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت دهد روزه اش باطل مى شود، ولى اگر از قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند اشكال ندارد.
5. رساندن غبار غليظ به حلق
(مسأله 1276) رساندن غبار غليظ به حلق، بنابر احتياط واجب روزه را باطل مى كند، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است مثل آرد، يا غبار چيزى باشد كه خوردن آن حرام است.
(مسأله 1277) اگر به واسطه باد، غبار غليظى پيدا شود و انسان با اين كه متوجه است، مواظبت نكند و به حلق برسد، بنابر احتياط واجب روزه اش باطل مى شود.
(مسأله 1278) احتياط واجب آن است كه روزه دار بخار غليظ و دود غليظ به حلق نرساند و از استعمال دخانيات مطلقا خوددارى كند.
(مسأله 1279) اگر مواظبت نكند و غبار يا بخار يا دود و مانند اينها داخل حلق شود، چنانچه يقين داشته كه به حلق نمى رسد، روزه اش صحيح است.
(مسأله 1280) اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند، يا بى اختيار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزه اش باطل نمى شود. و چنانچه ممكن است بايد آن را بيرون آورد.

6. فرو بردن سر در آب

(مسأله 1281) اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد، اگرچه باقى بدن او از آب

صفحه 318
بيرون باشد، بايد قضاى آن روزه را بگيرد. ولى اگر تمام بدن را آب بگيرد و مقدارى از سر بيرون باشد، روزه باطل نمى شود.
(مسأله 1282) اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد، روزه اش باطل نمى شود.
(مسأله 1283) اگر قصد فرو بردن سر در آب نداشته ولى اتفاقاً تمام سر زير آب رفته، روزه اش صحيح است. ولى اگر قصد آن را داشته گرچه تمام سر هم زير آب فرو نرود، روزه اش باطل مى شود.
(مسأله 1284) اگر تمام سر زير آب برود ولى مقدارى از موها بيرون بماند روزه باطل مى شود.
(مسأله 1285) اگر فراموش كند كه روزه است و به نيت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحيح است.
(مسأله 1286) اگر بداند كه روزه است و عمداً براى غسل سر را در آب فرو برد، چنانچه روزه او مثل روزه رمضان واجب معين باشد، بنابر احتياط واجب بايد دوباره غسل كند و روزه را هم قضا نمايد و اگر روزه مستحب، يا روزه واجبى باشد كه مثل روزه كفّاره، وقت معينى ندارد، غسل صحيح و روزه باطل مى باشد مگر در قضاء ماه رمضان آن هم بعدازظهر در اين صورت روزه و غسل هر دو باطل مى شود.

7. باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح

(مسأله 1287) اگر جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است، عمداً تيمم ننمايد، روزه اش باطل است.
(مسأله 1288) اگر در روزه واجبى كه مثل روزه ماه رمضان وقت آن معين است، تا اذان غسل نكند و تيمم هم ننمايد ولى از روى عمد نباشد، مثل آن كه ديگرى نگذارد غسل و تيمم كند روزه اش صحيح است. ولى اگر غسل يا تيمم را فراموش كند روزه او باطل است.

صفحه 319
(مسأله 1289) كسى كه جنب است و مى خواهد روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه رمضان وقت آن معين است، چنانچه عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود، مى تواند با تيمم روزه بگيرد و روزه او صحيح ولى معصيت كرده است.
(مسأله 1290) اگر جنب يا حائض يا نفساء در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد، بايد روزه آن روز را قضا نمايد و اگر بعد از چند روز يادش بيايد، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب يا حائض و يا نفساء بوده، قضا نمايد. مثلاً اگر نمى داند سه روز جنب بوده يا چهار روز، بايد روزه سه روز را قضا كند.
(مسأله 1291) كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت ندارد، اگر خود را جنب كند، روزه اش باطل است و قضا و كفاره بر او واجب مى شود ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند، با تيمم روزه او صحيح ولى گناهكار است.
(مسأله 1292) اگر گمان كند به اندازه غسل وقت دارد و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده، چنانچه تيمم كند، روزه اش صحيح است.
(مسأله 1293) كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند كه اگر بخوابد تا اذان صبح بيدار نمى شود، نبايد بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بيدار نشود، روزه اش باطل است و قضا و كفّاره بر او واجب مى شود.
(مسأله 1294) هر گاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود. اگر عادت و اطمينان دارد كه اگر دوباره بخوابد براى غسل بيدار مى شود، مى تواند بخوابد.
(مسأله 1295) كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى داند يا اطمينان دارد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان، خواب بماند، روزه اش صحيح است.
(مسأله 1296) اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا اطمينان دارد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود و تصميم هم داشته باشد كه بعداز بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بيدار نشود، بايد روزه آن روز را قضا كند و كفّاره بر او

صفحه 320
واجب نمى شود ولى اگر از خواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد، احتياطاً كفّاره بر او واجب مى شود.
(مسأله 1297) خوابى را كه در آن محتلم شده، نبايد خواب اول حساب كرد، بلكه اگر از آن خواب بيدار شود و دوباره بخوابد خواب اول حساب مى شود.
(مسأله 1298) اگر روزه دار در روز محتلم شود، واجب نيست فوراً غسل كند.
(مسأله 1299) هر گاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده، اگرچه بداند پيش از اذان محتلم شده. روزه او صحيح است.
(مسأله 1300) كسى كه مى خواهد قضاى روزه رمضان را بگيرد، اگر بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت قضاى روزه تنگ است، مثلاً پنج روز روزه قضاى رمضان دارد و پنج روز هم به رمضان مانده است، احتياطاً آن روز را روزه بگيرد و بعد از رمضان قضاى آن را به جا آورد و اگر وقت قضاى روزه تنگ نيست بايد روز ديگر روزه بگيرد.
(مسأله 1301) اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و عمداً غسل نكند، يا اگر وظيفه او تيمم است عمداً تيمم نكند، روزه اش باطل است.
(مسأله 1302) اگر زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه رمضان وقت آن معين است، با تيمم روزه اش صحيح است و لازم نيست تا صبح بيدار بماند و اگر بخواهد روزه مستحب يا روزه واجبى بگيرد كه مثل روزه كفّاره وقت آن معين نيست، نمى تواند با تيمم روزه بگيرد.
(مسأله 1303) اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچ كدام از غسل و تيمم وقت نداشته باشد، يا بعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده، روزه او صحيح است .
(مسأله 1304) اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند اگرچه نزديك مغرب باشد، روزه او باطل است.
Website Security Test