welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار

نام کتاب : رساله توضيح المسائل*
نویسنده :آيت الله العظمي سبحاني*

رساله توضيح المسائل

صفحه 241
(مسأله 783) كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مى شنود مستحب است هر قسمتى را كه مى شنود بگويد ولى از (حى على الصلاة) تا (حى على خير العمل) را به اميد ثواب بگويد.
(مسأله 784) اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، اذان از مرد ساقط نمى شود، بلكه اگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد.
(مسأله 785) اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد كافى است.
(مسأله 786) اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويند صحيح نيست.
(مسأله 787) اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا حى على الفلاح را پيش از حى على الصلاة بگويد، بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده، دوباره بگويد.
(مسأله 788) بايد بين اذان و اقامه فاصله نيندازد و اگر بين آنها به قدرى فاصله بيفتد، كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله بيندازد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز، اذان و اقامه بگويد.
(مسأله 789) اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود، پس اگر به عربى غلط بگويد، يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويد صحيح نيست.
(مسأله 790) اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد باطل است.
(مسأله 791) اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد، ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه گفتن اذان لازم نيست.
(مسأله 792) اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد، ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن است گفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.
(مسأله 793) مستحب است انسان در موقع گفتن اذان، رو به قبله بايستد و با وضو يا

صفحه 242
غسل باشد و دست ها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جمله هاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.
(مسأله 794) مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته تر بگويد و جمله هاى آن را به هم نچسباند ولى به اندازه اى كه بين جمله هاى اذان فاصله مى دهد، بين جمله هاى اقامه فاصله ندهد.
(مسأله 795) مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد، يا قدرى بنشيند يا سجده كند، يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكت باشد، يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند.
(مسأله 796) مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مى كنند، عادل و وقت شناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد.

واجبات نماز

(مسأله 797) واجبات نماز يازده چيز است: اول، نيت. دوم، قيام يعنى (ايستادن). سوم، تَكْبِيرَةُ الإحْرامِ، يعنى گفتن اللّه اكبر در اول نماز. چهارم، ركوع. پنجم، سجود. ششم، قرائت. هفتم، ذكر. هشتم، تشهد. نهم، سلام. دهم، ترتيب. يازدهم، موالات يعنى پى در پى بودن اجزاى نماز.
(مسأله 798) بعضى از واجبات نماز ركن است، يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد، يا در نماز اضافه كند، عمداً باشد يا اشتباهاً، نماز باطل مى شود. و بعضى ديگر ركن نيست، يعنى اگر عمداً كم يا زياد شود، نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباهاً كم يا زياد گردد، نماز باطل نمى شود. و ركن نماز پنج چيز است: اول، نيت. دوم، تكبيرة الإحرام. سوم، قيام در موقع گفتن تكبيرة الإحرام و قيام متصل به ركوع، يعنى ايستادن پيش از ركوع. چهارم، ركوع. پنجم، دو سجده.

صفحه 243

 

نيت

(مسأله 799) انسان بايد نماز را به نيت قربت، يعنى براى انجام فرمان خداوندعالم به جا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مى خوانم قربةً الى اللّه.
(مسأله 800) اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم و معين نكند، ظهر است يا عصر، نماز او باطل است. و نيز كسى كه مثلا قضاى نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد نماز قضا يا نماز ظهر را بخواند، بايد نمازى را كه مى خواند، در نيت معين كند كه نماز قضا يا نماز ادا است.
(مسأله 801) انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند، پس كسى كه ريا كند، يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد، يا خدا و مردم هر دو را در نظر بگيرد.

تكبيرة الإحرام

(مسأله 802) گفتن اللّه اكبر در اول هر نماز واجب و ركن است و بايد حروف (الله) و حروف (اكبر) و دو كلمه (الله و اكبر) را پشت سر هم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود و اگر به عربى غلط بگويد، يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست.
(مسأله 803) احتياط واجب آن است كه تكبيرة الإحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مى خواند، مثلا به اقامه يا به دعائى كه پيش از تكبير مى خواند نچسباند.
(مسأله 804) اگر انسان بخواهد (الله اكبر) را به چيزى كه بعد از آن مى خواند مثلا به (بسم الله الرحمن الرحيم) بچسباند، بايد (ر) اكبر را پيش بدهد.
(مسأله 805) موقع گفتن تكبيرة الإحرام بايد بدن آرام باشد و اگر عمداً در حالى كه

صفحه 244
بدنش حركت دارد، تكبيرة الإحرام را بگويد باطل است و چنانچه سهواً حركت كند بنابر احتياط واجب بايد اول، عملى كه نماز را باطل مى كند انجام دهد و دوباره تكبير بگويد.
(مسأله 806) تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر به واسطه سنگينى يا كرى گوش يا سر و صداى زياد نمى شنود، بايد طورى بگويد، كه اگر مانعى نباشد بشنود.
(مسأله 807) اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه، چنانچه مشغول خواندن چيزى شده، به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده، بايد تكبير را بگويد.
(مسأله 808) اگر بعد از گفتن تكبيرة الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.

قيام (ايستادن)

(مسأله 809) قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند، ركن است ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع، ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند، نمازش صحيح است.
(مسأله 810) واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستادن تكبير گفته است.
(مسأله 811) اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اين كه بايستد، به حال خميدگى به ركوع برگردد، چون قيام متصل به ركوع را به جا نياورده، نماز او باطل است.
(مسأله 812) موقعى كه ايستاده است، بايد بدن را حركت ندهد و به طرفى خم نشود و به جايى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد، اشكال ندارد.
(مسأله 813) اگر موقعى كه ايستاده، از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا به طرفى خم شود، يا به جايى تكيه دهد، اشكال ندارد ولى در قيام براى گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل

صفحه 245
به ركوع اگر از روى فراموشى حركتى كرده باشد، بنابر احتياط واجب، بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند.
(مسأله 814) احتياط واجب آن است كه در موقع ايستادن، هر دو پا روى زمين باشد، ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد.
(مسأله 815) موقعى كه انسان در نماز مى خواهد كمى جلو يا عقب رود، يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد، بايد چيزى نگويد ولى بِحَوْلِ اللهِ و قُوَّتِهِ أقُومُ و أقْعُدُ را بايد در حال برخاستن بگويد و در موقع گفتن ذكرهاى واجب هم بدن بايد بى حركت باشد.
(مسأله 816) اگر موقع خواندن حمد و سوره، يا خواندن تسبيحات، بى اختيار، به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود، مثلا كسى به او تنه بزند و او را حركت دهد، احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند.
(مسأله 817) اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود، بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود، بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
(مسأله 818) تا انسان مى تواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند مثلا كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مى كند، يا مجبور است به چيزى تكيه دهد، يا بدنش را كج كند، يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد، بايد به هر طور كه مى تواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.
(مسأله 819) تا انسان مى تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور كه مى تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى تواند بنشيند، بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد، به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى تواند; به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد، به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
(مسأله 820) كسى كه نشسته نماز مى خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد، و ركوع را ايستاده به جا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند،

صفحه 246
بايد ركوع را هم نشسته به جا آورد.
(مسأله 821) كسى كه خوابيده نماز مى خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مى تواند نشسته بخواند، و نيز اگر مى تواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى تواند ايستاده بخواند. ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
(مسأله 822) كسى كه نشسته نماز مى خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى تواند، ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام، نگرفته، بايد چيزى نخواند.
(مسأله 823) كسى كه مى تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن، مريض شود يا ضررى به او برسد، مى تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مى تواند خوابيده نماز بخواند.
(مسأله 824) اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند، احتياط واجب آن است كه نماز را تأخير بيندازد.

قرائت

(مسأله 825) در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه، انسان بايد، اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند.
(مسأله 826) اگر وقت نماز تنگ باشد، يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلا بترسد كه اگر سوره را بخواند، دزد يا درنده، يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند و اگر براى كار مهمّى عجله داشته باشد مى تواند سوره را نخواند.
(مسأله 827) اگر عمداً سوره را پيش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.
(مسأله 828) اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.

صفحه 247
(مسأله 829) اگر پيش از آن كه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده، بايد بخواند. و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده; بايد اوّل حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند، و نيز اگر خم شود و پيش از آن كه به ركوع برسد، بفهمد حمد و سوره، يا سوره تنها، يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين شيوه عمل نمايد.
(مسأله 830) اگر در نماز يكى از چهار سوره اى(1) را كه آيه سجده دارد عمداً بخواند نمازش باطل است.
(مسأله 831) اگر در نماز، آيه سجده را بشنود، و به اشاره سجده كند نمازش صحيح است.
(مسأله 832) در نماز مستحبى، خواندن سوره لازم نيست; اگرچه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد مگر اين كه نماز متعارف را نذر كند. ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز ليلة الدفن، كه سوره مخصوصى دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد، بايد همان سوره را بخواند.
(مسأله 833) در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه، مستحب است در ركعت اول بعد از حمد، سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره منافقين بخواند و اگر مشغول يكى از اينها شود، بنابر احتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.
(مسأله 834) بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.
(مسأله 835) مرد بايد در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند.
(مسأله 836) زن مى تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند، ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود بنابر احتياط واجب بايد آهسته بخواند.

1. سوره هاى: الم سجده، فصّلت، نجم و علق.

صفحه 248
(مسأله 837) اگر در جايى كه بايد نماز را بلند بخواند عمداً آهسته بخواند، يا در جايى كه بايد آهسته خواند عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد صحيح است و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده; لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.
(مسأله 838) اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند كند، مثل آن كه آنها را با فرياد بخواند، نمازش باطل است.
(مسأله 839) انسان بايد نماز را ياد بگيرد كه غلط نخواند و كسى كه اصلاً نمى تواند صحيح آن را ياد بگيرد، بايد هر طور كه مى تواند بخواند و احتياط واجب آن است كه نماز را به جماعت به جا آورد.
(مسأله 840) كسى كه حمد و سوره و چيزهاى ديگر نماز را به خوبى نمى داند و مى تواند ياد بگيرد، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بايد ياد بگيرد و اگر وقت تنگ است، بنابر احتياط واجب در صورتى كه ممكن باشد، بايد نمازش را به جماعت بخواند.
(مسأله 841) احتياط واجب آن است كه براى ياددادن واجبات نماز مزد نگيرند ولى براى مستحبات آن اشكال ندارد.
(مسأله 842) اگر يكى از كلمات حمد و سوره را نداند، يا عمداً آن را نگويد يا به جاى حرفى، حرف ديگر بگويد مثلا به جاى (ض)، (ظ) بگويد يا جايى كه بايد بدون زير و زبر خوانده شود، زير و زبر بدهد، يا تشديد را نگويد نماز او باطل است.
(مسأله 843) اگر زير و زبر كلمه اى را نداند بايد ياد بگيرد ولى اگر كلمه اى كه وقف كردن آخر آن جايز است مى تواند هميشه وقف كند و ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلا كلمه اى با (س) است يا با (ص) بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند، مثل آن كه در اهدنا الصراط المستقيم، «مستقيم» را يك مرتبه با (س) و يك مرتبه با (ص) بخواند نمازش باطل است مگر آن كه هر دو جور قرائت شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند.

صفحه 249
(مسأله 844) احتياط مستحب آن است كه در نماز، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد و معنى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيشِ آخر كلمه اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه بعد، فاصله بيندازد، مثلا بگويد الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وميم الرّحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد مالك يوم الدّين. معنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيشِ كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگويد الرَّحمنِ الرَّحيمِ و ميم الرّحيم را زير ندهد و فوراً مالك يوم الدّين را بگويد.
(مسأله 845) در ركعت سوم و چهارم نماز مى تواند فقط يك حمد بخواند، يا سه مرتبه تسبيحات اربعه بگويد. يعنى سه مرتبه بگويد سُبْحانَ اللهِ و الحَمْدُ للّهِ و لا إلهَ إلاّ اللهُ و اللهُ أكْبَر و مى تواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بخواند و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند.
(مسأله 846) در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد.
(مسأله 847) بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند.
(مسأله 848) اگر در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند، بنابر احتياط واجب بايد بسم الله آن را هم آهسته بگويد.
(مسأله 849) كسى كه نمى تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند، بايد در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند.
(مسأله 850) اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اين كه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد، چنانچه پيش از ركوع بفهمد، بايد حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع بفهمد، نمازش صحيح است و براى ترك هر يك از حمد و سوره دو سجده سهو بعد از نماز انجام دهد.
(مسأله 851) اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اين كه در دو ركعت اول است حمد بخواند يا در دو ركعت اول نماز با اين كه گمان مى كرده در دو ركعت آخر است حمد بخواند، چه پيش از ركوع بفهمد و چه بعد از آن، نمازش صحيح است.

صفحه 250
(مسأله 852) اگر در ركعت سوم يا چهارم مى خواست حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد، يا مى خواست تسبيحات بخواند، حمد به زبانش آمد بايد آن را رها كند و دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند. ولى اگر عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده و در خزانه قلبش آن را قصد داشته مى تواند همان را تمام كند و نمازش صحيح است.
(مسأله 853) مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول، سوره توحيد و در ركعت دوم، سوره قدر را بخواند و عكس آن نيز وارد شده است و بهتر است به صورت نخست خوانده شود.

ركوع

(مسأله 854) در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند دست را به زانو برساند و اين عمل را ركوع مى گويند و احتياط واجب است كه دست ها را بر زانوان خود بگذارد.
(مسأله 855) هرگاه ركوع را به طور غير معمول به جا آورد، مثلا به چپ يا راست خم شود اگرچه دست هاى او به زانو برسد، صحيح نيست.
(مسأله 856) خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس اگر به قصد كار ديگرى مثلا براى كشتن جانور خم شود; نمى تواند آن را ركوع حساب كند، بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم شود و به واسطه اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نمى شود.
(مسأله 857) كسى كه نشسته ركوع مى كند، بايد به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدرى خم شود كه صورت; نزديك جاى سجده برسد.
(مسأله 858) ذكر ركوع، بنابر احتياط واجب آن است كه سه مرتبه سبحان الله يا يك مرتبه سُبْحانَ رَبِّىَ العَظِيمِ و بِحَمْدِهِ بگويد.
(مسأله 859) ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.
(مسأله 860) در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر

صفحه 251
آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده اند بگويد بنابر احتياط واجب، آرام بودن بدن لازم است.
(مسأله 861) اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد، عمداً ذكر ركوع را بگويد، احتياط آن است كه نماز را اعاده نمايد.
(مسأله 862) اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد، نمازش باطل است و اگر سهواً سر بردارد، چنانچه پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده بايد در حال آرامى بدن دوباره ذكر را بگويد و اگر بعد از آن كه از حال ركوع خارج شد يادش بيايد، نماز او صحيح است.
(مسأله 863) هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هر اندازه مى تواند، خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود، بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند و احتياط واجب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و براى ركوع آن با سر، در حال ايستاده، اشاره نمايد.
(مسأله 864) كسى كه مى تواند ايستاده نماز بخواند اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيّت ركوع چشم ها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيّت برخاستن از ركوع، چشم ها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.
(مسأله 865) اگر بعد از رسيدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن، سر بردارد و دو مرتبه به قصد ركوع به اندازه ركوع خم شود، نمازش باطل است و نيز اگر بعد از آنكه به اندازه ركوع خم شد و بدنش آرام گرفت، به قصد ركوع به قدرى خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دوباره به ركوع برگردد، بنابر احتياط واجب نماز را تمام كند و سپس اعاده كند.
(مسأله 866) بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد راست بايستد و بعد از آنكه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پيش از ايستادن، يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.

صفحه 252
(مسأله 867) اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آنكه به سجده برسد، يادش بيايد، بايد بايستد بعد به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد، نمازش باطل است.
(مسأله 868) اگر بعد از آنكه پيشانى به زمين برسد، يادش بيايد كه ركوع نكرده بنابر احتياط واجب بايد بايستد و ركوع كند و نماز را تمام كند و دو سجده سهو پس از نماز بجا آورد و سپس دوباره نماز را بخواند.

سجود

(مسأله 869) نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب; بعد از ركوع دو سجده كند و سجده آن است كه پيشانى را بر زمين بگذارد و گذاردن كف دو دست، و سر دو زانو، و سر دو انگشت بزرگ پاها، بر زمين از واجبات سجده است.
(مسأله 870) دو سجده روى هم در يك ركعت يك ركن است كه اگر كسى در نماز واجب عمداً يا از روى فراموشى هر دو را ترك كند، يا دو سجده ديگر به آنها اضافه نمايد، نمازش باطل است.
(مسأله 871) اگر عمداً يك سجده كم يا زياد كند، نماز باطل مى شود. و اگر سهواً يك سجده كم كند حكم آن بعداً گفته خواهد شد.
(مسأله 872) اگر پيشانى را عمداً يا سهواً به زمين نگذارد، سجده نكرده است. اگرچه جاهاى ديگر به زمين برسد. ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهواً جاهاى ديگر را به زمين نرساند، يا سهواً ذكر نگويد سجده صحيح است.
(مسأله 873) احتياط واجب آن است كه مقدار ذكر از سه مرتبه سبحان الله يا يك مرتبه سُبْحانَ رَبِّىَ الأَعْلى وَ بِحَمْدِهِ كمتر نباشد و مستحب است سبحان ربى الأعلى و بحمده را سه يا پنج يا هفت مرتبه بگويد.
(مسأله 874) در سجود بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و موقع گفتن ذكر مستحب هم، اگر آن را به قصد ذكرى كه براى سجده دستور داده اند بگويد، آرام بودن بدن

صفحه 253
لازم است. ولى در گفتن ذكر به قصد قربت مطلقه، آرام بودن بدن لازم نيست.
(مسأله 875) اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمداً ذكر سجده را بگويد، يا پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بردارد، نماز باطل است.
(مسأله 876) اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام گيرد، سهواً ذكر سجده را بگويد و پيش از آنكه سر از سجده بردارد، بفهمد اشتباه كرده بايد دوباره در حال آرام بودن، ذكر را بگويد.
(مسأله 877) اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده سهواً پيشانى را از زمين بردارد نمى تواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند. ولى اگر جاهاى ديگر را سهواً از زمين بردارد، بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.
(مسأله 878) بعد از تمام شدن ذكر سجده اول بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود.
(مسأله 879) در سجده بايد كف دست را بر زمين بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد. و اگر پشت دست ممكن نباشد; بايد مچ دست را بگذارد و چنانچه آن را هم نتواند، بايد تا آرنج هر جا كه مى تواند بر زمين بگذارد و اگر آن هم ممكن نيست، گذاشتن بازو كافى است.
(مسأله 880) در سجده بايد سر دو انگشت بزرگ پاها را به زمين بگذارد. و اگر انگشت هاى ديگر پا، يا روى پا را به زمين بگذارد، يا به واسطه بلند بودن ناخن، سر شست به زمين نرسد نماز باطل است. و كسى كه به واسطه ندانستن مسأله نمازهاى خود را اينطور خوانده بنابر احتياط مستحب; بايد دوباره بخواند.
(مسأله 881) كسى كه نمى تواند پيشانى را به زمين برساند بايد به قدرى كه مى تواند خم شود و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است روى چيز بلندى گذاشته و طورى پيشانى را بر آن بگذارد كه بگويند سجده كرده است; ولى بايد كف دست ها و زانوها و انگشتان پا را به طور معمول بر زمين بگذارد.

صفحه 254
(مسأله 882) كسى كه هيچ نمى تواند خم شود بايد براى سجده بنشيندو با سر اشاره كند و اگر نتواند بايد با چشم ها اشاره نمايد يعنى چشم ها را به قصد سجده ببندد و به نيت سربرداشتن باز كند و در هر دو صورت احتياط واجب آن است كه اگر مى تواند به قدرى مهر را بلند كند كه پيشانى را بر آن بگذارد و اگر نمى تواند احتياط مستحب آن است كه مهر را بلند كند و به پيشانى بگذارد، و اگر با سر يا چشم ها هم نمى تواند اشاره كند، بايد در قلب نيت سجده كند و بنابر احتياط واجب با دست و مانند آن براى سجده اشاره نمايد.
(مسأله 883) جايى كه انسان بايد تقيه كند مى تواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و اگر بدون زحمت مى تواند در جاى ديگر نماز بخواند براى نماز به جاى ديگر برود.
(مسأله 884) در ركعت اول و ركعت سومى كه تشهد ندارد، مثل ركعت سوم نماز ظهر و عصر و عشا بايد بعد از سجده دوم قدرى بى حركت بنشيند و بعد برخيزد.

چيزهايى كه سجده بر آنها صحيح است

(مسأله 885) بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى كه از زمين مى رويد، مانند چوب و برگ درخت سجده كرد و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى صحيح نيست و نيز سجده كردن بر چيزهاى معدنى مانند طلا و نقره و عقيق و فيروزه باطل است اما سجده كردن بر سنگ هاى معدنى مانند سنگ مرمر و سنگ هاى سياه اشكال ندارد.
(مسأله 886) احتياط واجب آن است كه بر برگ درخت مو اگر تازه باشد سجده نكنند.
(مسأله 887) سجده بر چيزهايى كه از زمين مى رويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه صحيح است.
(مسأله 888) اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد، يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى تواند بر آن سجده كند; بايد به لباسش اگر از كتان يا پنبه است، سجده كند و اگر از چيز ديگر است (مثلا از پشم است) بر همان چيز و يا فرش سجده كند و اگر آن هم نيست بر اشياى معدنى مانند عقيق و فيروزه سجده كند و اگر آن هم نيست بايد بر

صفحه 255
پشت دست سجده كند.
(مسأله 889) اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى كند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد چنانچه وقت وسعت دارد; بايد نماز را تمام كند و دوباره بخواند و اگر وقت تنگ است، بايد به ترتيبى كه اكنون گفته شد عمل كند.
(مسأله 890) مهر يا چيزى كه بر آن سجده مى كند بايد پاك باشد ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد، يا يك طرف مهر نجس باشد، و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد، اشكال ندارد.

مكروهات سجده

قرآن خواندن در سجده مكروه است. و نيز مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار، جاى سجده را فوت كند. و اگر در اثر فوت كردن، دو حرف از دهان بيرون آيد; نماز باطل است. و غير از اينها مكروهات ديگرى هم در كتاب هاى مفصل گفته شده است.

سجده واجب قرآن

(مسأله 891) اگر انسان موقعى كه آيه سجده را مى خواند و از ديگرى هم بشنود يك سجده كافى است.
(مسأله 892) در غير نماز، اگر در حال سجده آيه سجده را بخواند يا به آن گوش بدهد بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند.
(مسأله 893) اگر آيه سجده را از نوار و يا راديو بشنود لازم است سجده نمايد.
(مسأله 894) در سجده واجب قرآن نمى شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد ولى ساير شرايط سجده را كه در نماز است لازم نيست مراعات كنند.
(مسأله 895) در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل كند كه بگويند سجده كرد.
(مسأله 896) هر گاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده بر زمين بگذارد; اگر

صفحه 256
چه ذكر نگويد كافيست و گفتن ذكر، مستحب است و بهتر است بگويد:
«لا اِلَهَ اِلاَّ اللهُ حَقّاً حَقّاً لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ اِيماناً وَ تَصْدِيقاً لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقاً سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً لا مُسْتَنْكِفاً وَ لا مُسْتَكْبِراً بَلْ اَنَا عَبْدٌ ذَلِيلٌ ضَعِيفٌ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ».

 

تشهّد

(مسأله 897) در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن تشهّد بخواند يعنى بگويد: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
(مسأله 898) كلمات تشهّد بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است پشت سر هم گفته شود.
(مسأله 899) اگر تشهّد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهّد را نخوانده، بايد بنشيند و تشهد را بخواند و دوباره بايستد و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند و بنابر احتياط واجب براى ايستادن بى جا دو سجده سهو به جا آورد و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد; بايد نماز را تمام كند و بعد از سلام نماز، تشهد را قضا كند و بنابر احتياط واجب براى تشهّد فراموش شده دو سجده سهو به جا آورد.

سلام نماز

(مسأله 900) بعد از تشهّد ركعت آخر نماز; مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بگويد: اَلْسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ و بعد از آن بايد بگويد:
اَلْسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ يا بگويد اَلسَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلى عِبَادِ اللهِ
الصَّالِحينَ
.

صفحه 257
(مسأله 901) هر گاه سلام را فراموش كند، اين مسأله سه صورت دارد:
1. موقعى يادش بيايد كه نه صورت نماز به هم خورده، و نه كارى كه نماز را در هر دو حالت (عمد و سهو) باطل مى كند (مانند پشت به قبله كردن) انجام داده است در اين صورت سلام را مى گويد و نمازش صحيح است.
2. موقعى يادش بيايد كه صورت نماز به هم خورده و پيش از به هم خوردن صورت نماز، چيزى كه نماز را در هر دو حالت باطل مى كند، انجام نداده است در اين صورت سلام را نيز بگويد و نماز او صحيح است.
3. به همين صورت ولى قبل از به هم خوردن صورت نماز، چيزى كه نماز را در هر دو حالت باطل مى كند، انجام داده باشد، در اين صورت سلام بگويد و دو مرتبه آن نماز را اعاده كند.

ترتيب

(مسأله 902) اگر عمداً ترتيب نماز را به هم بزند، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند، يا سجود را پيش از ركوع به جا آورد; نماز باطل مى شود.
(مسأله 903) اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد، مثلاً پيش از آنكه ركوع كند دو سجده نمايد; نماز باطل است.
(مسأله 904) اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست به جا آورد، مثلاً پيش از آنكه دو سجده كند تشهّد بخواند، بايد ركن را به جا آورد و آنچه را اشتباهاً پيش از آن خوانده دوباره بخواند.
(مسأله 905) اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را به جا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و مشغول ركوع شود، نمازش صحيح است.
(مسأله 906) اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و چيزى را كه بعد از آنست و آن هم ركن نيست به جا آورد، مثلاً حمد را فراموش كند و سوره را بخواند چنانچه مشغول ركن بعد

صفحه 258
شده باشد، مثلاً در ركوع يادش بيايد كه حمد را نخوانده، بايد بگذرد و نماز او صحيح است، و اگر مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آنچه را فراموش كرده به جا آورد و بعد از آن، چيزى را كه اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند.
(مسأله 907) اگر سجده اول را به خيال اينكه سجده دوم است، يا سجده دوم را به خيال اينكه سجده اول است به جا آورد، نماز صحيح است و سجده اول او سجده اول و سجده دوم او سجده دوم حساب مى شود.

موالات

(مسأله 908) انسان بايد نماز را با موالات بخواند، يعنى كارهاى نماز مانند ركوع و سجود و تشهد را پشت سر هم به جا آورد و چيزهائى را كه در نماز مى خواند به طورى كه معمول است پشت سر هم بخواند و اگر به قدرى بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مى خواند; نمازش باطل است.
(مسأله 909) اگر در نماز سهواً بين حرف ها يا كلمات فاصله بيندازد و فاصله به قدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد، بايد آن حرف ها يا كلمات را به طور معمول بخواند و اگر مشغول ركن بعد شده باشد، نمازش صحيح است. مگر اينكه بين كلمات تكبيرة الاحرام آن قدر فاصله دهد كه از صورت تكبيرة الاحرام خارج شود در اين صورت نمازش باطل است.
(مسأله 910) طول دادن ركوع و سجود و خواندن سوره هاى بزرگ، موالات را به هم نمى زند.

قنوت

(مسأله 911) در تمام نمازهاى واجب و مستحب. پيش از ركوع ركعت دوم مستحب است قنوت بخواند و در نماز «وتر» با آنكه يك ركعت مى باشد. خواندن قنوت پيش از ركوع

صفحه 259
مستحب است و نماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد و نماز آيات پنج قنوت و نماز عيد فطر و قربان در ركعت اول پنج قنوت و در ركعت دوم چهار قنوت دارد.
(مسأله 912) در قنوت هر ذكرى بگويد، اگر چه يك سبحان الله باشد، كافيست و بهتر است بگويد: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلِيمُ الْكَريمُ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَوَاتِ السَّبْع وَ رَبِّ اْلأرَضِينَ السَّبْع وَ ما فِيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ العْالَمِينَ.

مبطلات نماز

(مسأله 913) دوازده چيز نماز را باطل مى كند و آنها را مبطلات مى گويند:
اول آنكه در بين نماز يكى از شرط هاى آن از بين برود; مثلاً در بين نماز بفهمد مكانش غصبى است. و امكان خواندن در وقت در مكان مباح ممكن است.
دوم آنكه در بين نماز عمداً يا سهواً يا از روى ناچارى، چيزى كه وضو يا غسل را باطل مى كند پيش آيد; مثلاً بول از او بيرون آيد ولى كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، اگر در بين نماز بول يا غائط از او خارج شود چنانچه به شيوه اى كه در احكام وضو گفته شد، رفتار نمايد نمازش باطل نمى شود و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى كه به شيوه استحاضه رفتار كرده باشد، نمازش صحيح است.
سوم از مبطلات نماز آن است كه دست ها را روى هم بگذارد.
(مسأله 914) هر گاه براى ادب دست ها را به عنوان جزء نمازش روى هم بگذارد، بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى يا ناچارى يا براى كار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دست ها را روى هم بگذارد اشكال ندارد.
چهارم از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواندن حمد، «آمين» بگويد. ولى اگر اشتباهاً يا از روى ناچارى بگويد، نمازش باطل نمى شود.
پنجم از مبطلات نماز آن است كه عمداً يا از روى فراموشى پشت به قبله كند، يا به

صفحه 260
طرف راست يا چپ قبله برگردد، بلكه اگر عمداً به قدرى برگردد كه نگويند رو به قبله است، اگر چه به طرف راست يا چپ نرسد، نمازش باطل است.
(مسأله 915) اگر عمداً و يا سهواً همه صورت را به طرف راست يا چپ قبله برگرداند به نحوى كه «استقبال به صورت گفته نشود» نمازش باطل است ولى اگر سر را كمى بگرداند عمداً باشد; يا اشتباهاً نمازش باطل نمى شود.
ششم از مبطلات نماز، سخن گفتن است.
(مسأله 916) اگر كلمه اى بگويد كه دو حرف دارد; مثل «من» و «ما» نماز او باطل مى شود و هر گاه كلمه اى بگويد كه يك حرف بيشتر نباشد مانند «ق» كه در زبان عرب به معنى نگهدارى كن، چنانچه معنى آن را قصد كند نيز نماز او باطل مى شود اگر قصد معناى آن را نكند ولى ملتفت معناى آن باشد، احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند.
(مسأله 917) اگر چيزى از حمد و سوره و ذكرهاى نماز را عمداً يا احتياطاً چند مرتبه بگويد اشكال ندارد مشروط بر اين كه از روى وسواس نباشد.
(مسأله 918) در حال نماز، انسان نبايد به ديگرى سلام كند و اگر ديگرى به او سلام كند، بايد طورى جواب دهد كه سلام مقدم باشد مثلاً بگويد «سلام عليكم» و نبايد «عليكم السلام» بگويد.
(مسأله 919) انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فوراً بگويد، و اگر عمداً يا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد، كه اگر جواب بگويد جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نيست.
(مسأله 920) بايد نمازگزار جواب سلام را به قصد جواب بگويد نه به قصد دعا.
(مسأله 921) اگر زن يا مرد نامحرم يا بچه مميز يعنى بچه اى كه خوب و بد را مى فهمد به نمازگزار سلام كند، نمازگزار بايد جواب او را بدهد.
(مسأله 922) اگر كسى به عده اى سلام كند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است ولى

صفحه 261
اگر يكى از آنان جواب دهد، كافى است.
(مسأله 923) اگر به عده اى سلام كند و كسى كه بين آنها مشغول نماز است شك كند كه سلام كننده قصد سلام كردن به او را هم داشته يا نه، نبايد جواب بدهد. و همچنين است اگر بداند كه قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب سلام را بدهد. اما اگر بداند كه قصد او را هم داشته ولى ديگرى جواب ندهد، بايد جواب او را بگويد.
(مسأله 924) سلام كردن مستحب است و خيلى سفارش شده است كه سواره به پياده و ايستاده به نشسته و كوچكتر به بزرگتر سلام كند.
(مسأله 925) اگر دو نفر همزمان به يكديگر سلام كنند، بر هر يك واجب است جواب سلام ديگرى را بدهد.
(مسأله 926) در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد، مثلاً اگر كسى گفت سلام عليكم در جواب بگويد سلام عليكم و رحمة الله.
هفتم از مبطلات نماز خنده با صدا و عمدى است و چنانچه سهواً با صدا بخندد يا لبخند بزند نمازش باطل نمى شود.
(مسأله 927) اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير كند; مثلاً رنگش سرخ شود، چنانچه از صورت نمازگزار بيرون رود; بايد نمازش را دوباره بخواند.
هشتم از مبطلات نماز آن است كه براى كار دنيا عمداً با صدا و يا بى صدا گريه كند، و اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه كند، آهسته باشد يا بلند اشكال ندارد; بلكه از بهترين اعمال است.
نهم از مبطلات نماز كاريست كه صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پريدن و مانند اينها كم باشد يا زياد; عمداً باشد يا از روى فراموشى. ولى كارى كه صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره كردن با دست اشكال ندارد.
(مسأله 928) اگر در بين نماز به قدرى ساكت بماند كه نگويند نماز مى خواند نمازش باطل مى شود و در اين قسمت بين عمد و سهو فرقى ندارد.

صفحه 262
(مسأله 929) اگر در بين نماز كارى انجام دهد; يا مدتى ساكت شود و شك كند كه نماز به هم خورده يا نه; نمازش صحيح است.
دهم از مبطلات نماز، خوردن و آشاميدن است; اگر در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مى خواند. نمازش باطل است.
(مسأله 930) احتياط واجب آن است كه در نماز هيچ چيز نخورد و نياشامد چه موالات نماز به هم بخورد يا نخورد و چه بگويند نماز مى خواند يا نگويند.
(مسأله 931) اگر در بين نماز، غذائى را كه لاى دندانهامانده فرو ببرد، نمازش باطل نمى شود. و اگر قند يا شكر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود نمازش اشكال پيدا مى كند.
يازدهم از مبطلات نماز شك در ركعت هاى نماز دو ركعتى يا سه ركعتى، يا در دو ركعت اول نمازهاى چهار ركعتى است.
دوازدهم از مبطلات نماز آن است كه ركن نماز را عمداً يا سهواً كم يا زياد كند، يا چيزى را كه ركن نيست عمداً كم يا زياد نمايد.
(مسأله 932) اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز كارى كه نماز را باطل مى كند انجام داده يا نه نمازش صحيح است.

 

چيزهائى كه در نماز مكروه است

(مسأله 933) مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راست يا چپ بگرداند و چشم ها را هم بگذارد، يا به طرف راست و چپ بگرداند و با ريش و دست خود بازى كند و انگشت ها را داخل هم نمايد و آب دهان بيندازد و به خط قرآن يا كتاب يا خط انگشتر نگاه كند و نيز مكروه است، موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر; براى شنيدن حرف كسى ساكت شود، بلكه هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد مكروه مى باشد.
(مسأله 934) موقعى كه انسان خوابش مى آيد و نيز موقع خوددارى كردن از بول و غائط; مكروه است نماز بخواند. و همچنين پوشيدن جوراب تنگ كه پا را فشار دهد در نماز مكروه

صفحه 263
مى باشد و غير اينها مكروهات ديگرى هم در كتاب هاى مفصل گفته شده است.

مواردى كه مى شود نماز واجب را شكست

(مسأله 935) شكستن نماز واجب از روى اختيار حرام است، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.
(مسأله 936) اگر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى باشد، بدون شكستن نماز ممكن نباشد بايد نماز را بشكند ولى شكستن نماز براى مالى كه اهميت ندارد مكروه است.
(مسأله 937) اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را از او مطالبه كند، چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد، بايد در همان حال بپردازد و اگر بدون شكستن نماز، دادن طلب او ممكن نيست، طلب كار بايد صبر كند تا نماز تمام شود، مگر صبر كردن براى او مايه زحمت باشد.
(مسأله 938) اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، بايد نماز را تمام كند و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد، نماز را به هم نمى زند بايد در بين نماز تطهير كند، بعد بقيه نماز را بخواند و اگر نماز را به هم مى زند، بايد نماز را به سرعت بخواند و مسجد را تطهير نمايد.
(مسأله 939) كسى كه بايد نماز را بشكند، اگر نماز را تمام كند معصيت كرده ولى نماز او اشكال ندارد.
(مسأله 940) اگر پيش از آنكه به اندازه ركوع خم شود، يادش بيايد كه اذان يا اقامه را فراموش كرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، بهتر است براى گفتن آنها نماز را بشكند.

صفحه 264

 

شكيات

شكيات نماز 23 قسم است:
1. شكهائى است كه نماز را باطل مى كند و آن 8 قسم است.
2. شك هايى كه به آن نبايد اعتنا كرد و آن 6 قسم است.
3. شكهاى صحيح و آن 9 قسم است:

شك هاى باطل

(مسأله 941) شك هائى كه نماز را باطل مى كند از اين قرار است:
اول: شك در شماره ركعت هاى نماز دو ركعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر ولى شك در شماره ركعت هاى نماز مستحب دو ركعتى و بعضى از نمازهاى احتياط نماز را باطل نمى كند.
دوم: شك در شماره ركعت هاى نماز سه ركعتى.
سوم: آنكه در نماز چهار ركعتى هر گاه طرف شك يك باشد مثل اين كه شك كند كه يك ركعت خوانده يا بيشتر.
چهارم: شك در نماز چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم، يعنى طرف شك دو باشد مثل اين كه شك كند كه دو ركعت خوانده يا بيشتر.
پنجم: شك بين دو و پنج يا دو و بيشتر از پنج.
ششم: شك بين سه و شش يا سه و بيشتر از شش.
هفتم: شك بين چهار و شش يا چهار و بيشتر از شش .
هشتم: شك در ركعت هاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده است.
(مسأله 942) اگر يكى از شك هاى باطل كننده براى انسان پيش آيد، نمى تواند نماز را به هم بزند، ولى اگر به قدرى فكر كند كه شك پا بر جا شود در اين صورت به هم زدن نماز مانعى ندارد.

صفحه 265

 

شك هائى كه نبايد به آنها اعتنا كرد

(مسأله 943) شك هائى كه نبايد به آن ها اعتنا كرد از اين قرار است:
اول: شك در چيزى كه محل به جا آوردن آن گذشته است: مثل آنكه در ركوع شك كند كه حمد را خوانده يا نه.
دوم: شك بعد از سلام نماز.
سوم: شك بعد از گذشتن وقت نماز.
چهارم: شك كثيرالشك يعنى كسى كه زياد شك مى كند.
پنجم: شك امام در شماره ركعت هاى نماز، در صورتى كه مأموم شماره آنها را بداند و همچنين شك مأموم در صورتى كه امام شماره ركعت هاى نماز را بداند.
ششم: شك در نماز مستحبى.
1. شك در چيزى كه محل آن گذشته است
(مسأله 944) اگر در بين نماز شك كند كه يكى از كارهاى واجب آن را انجام داده يا نه، مثلاً شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد نشده، بايد آنچه را كه در انجام آن شك كرده به جا آورد و اگر مشغول كارى كه بايد بعد از آن انجام دهد شده; به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 945) اگر در بين خواندن آيه اى شك كند كه آيه پيش را خوانده يا نه، يا وقتى آخر آيه را مى خواند شك كند كه اول آن را خوانده يا نه، بنابر احتياط واجب بايد برگردد و به قصد قربت انجام دهد.
(مسأله 946) اگر بعد از ركوع يا سجود شك كند كه كارهاى واجب آن، مانند ذكر و آرام بودن بدن را انجام داده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 947) اگر در حالى كه به سجده مى رود شك كند كه ركوع كرده يا نه; برگردد ركوع

صفحه 266
كند، و سپس نماز را اعاده كند.
(مسأله 948) اگر در حال برخاستن شك كند كه تشهد را به جا آورده يا نه; يا شك كند كه سجده را به جا آورده يا نه بايد برگردد و به جا آورد.
(مسأله 949) كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مى خواند; اگر موقعى كه حمد يا تسبيحات مى خواند، شك كند كه سجده يا تشهد را به جا آورده يا نه، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از آنكه مشغول حمد يا تسبيحات شود، شك كند كه سجده يا تشهد را به جا آورده يا نه، بايد به جا آورد.
(مسأله 950) اگر شك كند كه يكى از ركن هاى نماز را به جا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را به جا آورد مثلاً اگر چنانچه مشغول تشهد باشد به شك اعتنا نكند و اگر پيش از خواندن تشهد شك كند كه دو سجده را به جا آورده يا نه، بايد به جا آورد و چنانچه بعد يادش بيايد كه آن ركن را به جا آورده بوده، چون ركن زياد شده نمازش باطل است.
(مسأله 951) اگر شك كند عملى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه، چنانچه مشغول كارى كه بعد از آن است نشده، بايد آن را به جا آورد، مثلاً اگر پيش از خواندن سوره شك كند كه حمد را خوانده يا نه، بايد حمد را بخواند و اگر بعد از انجام آن يادش بيايد كه آن را به جا آورده بوده چون ركن زياد نشده نماز صحيح است.
(مسأله 952) اگر شك كند كه سلام نماز را گفته يا نه، يا شك كند درست گفته يا نه، چنانچه مشغول تعقيب نماز يا مشغول نماز ديگر شده; يا به واسطه انجام كارى كه نماز را به هم مى زند; از حال نمازگزار بيرون رفته، بايد به شك خود اعتنا نكند و اگر پيش از اينها شك كند، بايد سلام را بگويد.
2. شك بعد از سلام
(مسأله 953) اگر بعد از سلام نماز شك كند كه نمازش صحيح بوده يا نه، مثلاً شك كند ركوع كرده يا نه، يا بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت;

صفحه 267
به شك خود اعتنا نكند ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد، مثلاً بعد از سلام نماز چهار ركعتى شك كند كه سه ركعت خوانده يا پنج ركعت، نمازش باطل است.
3. شك بعد از وقت
(مسأله 954) اگر بعد از گذشتن وقت نماز شك كند كه نماز خوانده يا نه; يا گمان كند كه نخوانده، خواندن آن لازم نيست، ولى اگر پيش از گذشتن وقت، شك كند كه نماز خوانده يا نه، يا گمان كند كه نخوانده، بايد آن نماز را بخواند بلكه اگر گمان كند كه خوانده، بايد آن را به جا آورد.
(مسأله 955) اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر بداند يك نماز چهار ركعتى خوانده ولى نداند به نيت ظهر خوانده يا به نيت عصر بايد چهار ركعت نماز قضا به نيت نمازى كه بر او واجب است بخواند.
(مسأله 956) اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا، بداند يك نماز خوانده ولى نداند سه ركعتى خوانده يا چهار ركعتى بايد قضاى نماز مغرب و عشا را بخواند.
4. كثيرالشك (كسى كه زياد شك مى كند)
(مسأله 957) اگر كسى در يك نماز سه مرتبه شك كند، يا در سه نماز پشت سر هم مثلاً در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند، كثيرالشك است. و چنانچه زياد شك كردن او از غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد، به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 958) كثيرالشك اگر در به جا آوردن چيزى شك كند، بايد آن طرف را بگيرد كه به سود او است چنانچه به جا آوردن آن نماز را باطل نمى كند، بايد بنا بگذارد كه آن را به جا آورده، مثلاً اگر شك كند كه ركوع كرده يا نه; بايد بنا بگذارد كه ركوع كرده است، و اگر به جا آوردن آن نماز را باطل مى كند بايد بنا بگذارد كه آن را انجام نداده، مثلاً اگر شك كند كه يك ركوع كرده يا بيشتر، چون زياد شدن ركوع نماز را باطل مى كند بايد، بنا بگذارد كه بيشتر از يك ركوع نكرده است.
(مسأله 959) كسى كه در نماز مخصوصى مثلاً در نماز ظهر زياد شك مى كند اگر در نماز

صفحه 268
ديگر مثلاً در نماز عصر شك كند، بايد به حكم شك رفتار نمايد.
(مسأله 960) كسى كه زياد شك مى كند، اگر شك كند ركنى را به جا آورده يا نه، و اعتنا نكند بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده، چنانچه مشغول ركن بعد نشده، بايد آن را به جا آورد و اگر مشغول ركن بعد شده نمازش باطل است، مثلاً اگر شك كند ركوع كرده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه پيش از سجده يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد ركوع كند و اگر در سجده يادش بيايد، نمازش باطل است.
(مسأله 961) كسى كه زياد شك مى كند، اگر شك كند چيزى را كه ركن نيست به جا آورده يا نه و اعتنا نكند و بعد يادش بيايد كه آن را به جا نياورده; چنانچه از محل به جا آوردن آن نگذشته، بايد آن را به جا آورد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحيح است، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه و اعتنا نكند، چنانچه در قنوت يادش بيايد كه حمد نخوانده، بايد بخواند و اگر در ركوع يادش بيايد. نماز او صحيح است.
5. شك امام و مأموم
(مسأله 962) اگر امام جماعت در شماره ركعت هاى نماز شك كند; مثلاً شك كند كه سه ركعت خوانده يا چهار ركعت، چنانچه مأموم يقين داشته باشد كه چهار ركعت خوانده و به امام بفهماند كه چهار ركعت خوانده است، امام بايد نماز را تمام كند و خواندن نماز احتياط لازم نيست. و نيز اگر امام يقين داشته باشد كه چند ركعت خوانده است و مأموم در شماره ركعت هاى نماز شك كند، بايد به شك خود اعتنا ننمايد.
6. شك در نماز مستحبى
(مسأله 963) اگر در شماره ركعت هاى نماز مستحبى شك كند، چنانچه طرف بيشتر شك، نماز را باطل مى كند، بايد بنا را بر كمتر بگذارد مثلاً اگر در نافله صبح شك كند كه دو ركعت خوانده يا سه ركعت، بايد بنا بگذارد كه دو ركعت خوانده است و اگر طرف بيشتر شك نماز را باطل نمى كند، مثلا شك كند كه دو ركعت خوانده يا يك ركعت به هر طرف شك عمل كند; نمازش صحيح است.

صفحه 269
(مسأله 964) كم شدن ركن، نافله را باطل مى كند ولى زياد شدن ركن، آن را باطل نمى كند، پس اگر يكى از كارهاى نافله را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه مشغول ركن بعد از آن شده بايد آن كار را انجام دهد و دوباره آن ركن را به جا آورد مثلاً اگر در بين ركوع يادش بيايد كه سوره را نخوانده، بايد برگردد و سوره را بخواند و دوباره بركوع رود.

شك هاى صحيح

(مسأله 965) در نه صورت اگر در شماره ركعت هاى نماز چهار ركعتى شك كند; بايد فوراً فكر نمايد پس اگر يقين يا گمان به يك طرف شك پيدا كرد. همان طرف را بگيرد و نماز را تمام كند وگرنه به نحوى كه گفته مى شود عمل نمايد و آن «نه» صورت از اين قرار است:
اول: آنكه بعد از سر برداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت، كه بايد بنا بگذارد سه ركعت خوانده و يك ركعت ديگر بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز، يك ركعت نماز احتياط ايستاده به شيوه اى كه بعداً گفته مى شود به جا آورد.
دوم: شك بين دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنا بگذارد چهار ركعت خوانده و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده بخواند.
سوم: شك بين دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنابر چهار بگذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد.
چهارم: شك بين چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجده دوم كه بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد. ولى اگر بعد از سجده اول; يا پيش از سر برداشتن از سجده دوم، اين شك براى او پيش آيد، بنا را به چهار بگذارد و نماز را هم دوباره بخواند.
پنجم: شك بين سه و چهار; كه در هر جاى نماز باشد، بايد بنابر چهار بگذارد و نماز را تمام كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.
ششم: شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را

صفحه 270
سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.
هفتم: شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده به جا آورد.
هشتم: شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده; كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و بعد از سلام نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد.
نهم: شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو به جا آورد و بنابر احتياط واجب نماز را اعاده كند.

طريقه نماز احتياط

(مسأله 966) كسى كه نماز احتياط بر او واجب است بعد از سلام نماز بايد فوراً نيت نماز احتياط كند و تكبير بگويد و حمد را بخواند و به ركوع رود و دو سجده نمايد پس اگر يك ركعت نماز احتياط بر او واجب است، بعد از دو سجده تشهد بخواند و سلام دهد و اگر دو ركعت نماز احتياط بر او واجب است بعد از دو سجده، يك ركعت ديگر مثل ركعت اول به جا آورد و بعد از تشهد سلام دهد.
(مسأله 967) نماز احتياط سوره و قنوت ندارد، و بايد آن را آهسته بخوانند و نيت آن را به زبان نياورند و احتياط واجب آن است كه بسم الله آن را هم آهسته بگويند.
(مسأله 968) اگر پيش از خواندن نماز احتياط بفهمد كه ركعت هاى نمازش كم بوده، چنانچه كارى كه نماز را باطل مى كند انجام نداده، بايد آنچه از نماز نخوانده بخواند و براى سلام بيجا دو سجده سهو بنمايد. و اگر كارى كه نماز را باطل مى كند; انجام داده، مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره به جا آورد.
(مسأله 969) اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز كمتر از نماز احتياط بوده، مثلاً در شك بين دو و چهار، دو ركعت نماز احتياط بخواند بعد بفهمد نماز را سه ركعت خوانده، بنابر احتياط واجب بايد كسرى نماز را بلافاصله انجام دهد و اصل نماز را هم دوباره بخواند.

صفحه 271
(مسأله 970) اگر بعد از خواندن نماز احتياط بفهمد كسرى نماز بيشتر از نماز احتياط بوده مثلاً در شك بين سه و چهار يك ركعت نماز احتياط بخواند، بعد بفهمد نماز را دو ركعت خوانده، چنانچه بعد از نماز احتياط كارى كه نماز را باطل مى كند انجام داده; مثلاً پشت به قبله كرده، بايد نماز را دوباره بخواند و اگر كارى كه نماز را باطل مى كند انجام نداده بايد يك ركعت كسرى نمازش را به طور متصل به جا آورد.
(مسأله 971) اگر بين دو و سه و چهار شك كند و موقعى كه دو ركعت نماز احتياط ايستاده را مى خواند پيش از ركوع ركعت دوم يادش بيايد كه نماز را سه ركعت خوانده، بايد بنشيند و نماز احتياط را يك ركعتى تمام كند و دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 972) اگر در بين نماز احتياط بفهمد كسرى نمازش بيشتر يا كمتر از نماز احتياط بوده، چنانچه نتواند نماز احتياط را مطابق كسرى نمازش تمام كند، بايد آن را رها كند و كسرى نماز را به جا آورد و مثلاً در شك بين سه و چهار اگر موقعى كه دو ركعت نماز احتياط نشسته را مى خواند، يادش بيايد كه نماز را دو ركعت خوانده; چون نمى تواند دو ركعت نشسته را به جاى دو ركعت ايستاده حساب كند، بايد نماز احتياط نشسته را رها كند و دو ركعت كسرى نمازش را بخواند و دو سجده سهو براى زيادى سلام به جا آورد.
(مسأله 973) اگر در نماز احتياط، ركنى را زياد كند، يا مثلاً به جاى يك ركعت دو ركعت بخواند، نماز احتياط باطل مى شود، بايد اصل نماز را بخواند.
(مسأله 974) موقعى كه مشغول نماز احتياط است اگر در يكى از كارهاى آن شك كند، چنانچه محل آن نگذشته، بايد به جا آورد و اگر محلش گذشته، بايد به شك خود اعتنا نكند، مثلاً اگر شك كند كه حمد خوانده يا نه، چنانچه بركوع نرفته بايد بخواند; و اگر بركوع رفته بايد به شك خود اعتنا نكند.
(مسأله 975) اگر در شماره ركعت هاى نماز احتياط شك كند، بايد بنا را بر بيشتر بگذارد ولى چنانچه طرف بيشتر شك نماز را باطل مى كند بنا را بر كمتر مى گذارد. و بنابر احتياط نماز را اعاده كند.
(مسأله 976) حكم گمان در ركعت هاى نماز حكم يقين است، مثلاً اگر در نماز چهار

صفحه 272
ركعتى انسان گمان دارد كه نماز را چهار ركعت خوانده، نبايد نماز احتياط بخواند.
(مسأله 977) حكم شك و سهو در نمازهاى واجب يوميه و نمازهاى واجب ديگر فرق ندارد، مثلاً اگر در نماز آيات شك كند كه يك ركعت خوانده يا دو ركعت، چون شك او در نماز دو ركعتى است، نمازش باطل مى شود.

سجده سهو

(مسأله 978) براى هفت چيز بعد از سلام نماز، انسان بايد دو سجده سهو به نحوى كه بعداً گفته مى شود به جا آورد:
اول: آنكه در بين نماز، سهواً حرف بزند.
دوم: سلام بى جا، مانند سلام در ركعت اول.
سوم: آنكه يك سجده را فراموش كند.
چهارم: تشهد را فراموش كند.
پنجم: آنكه در نماز چهار ركعتى بعد از سجده دوم شك كند كه چهار ركعت خوانده يا پنج ركعت.
ششم: ايستادن بى جا.
هفتم: نشستن بى جا.
(مسأله 979) اگر انسان اشتباهاً يا به خيال اينكه نمازش تمام شده حرف بزند بايد دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 980) براى حرفى كه از آه كشيدن و سرفه پيدا مى شود، سجده سهو واجب نيست ولى اگر مثلاً سهواً آخ يا آه بگويد، بايد سجده سهو نمايد.
(مسأله 981) اگر چيزى را كه غلط خوانده دوباره به طور صحيح بخواند براى دوباره خواندن آن سجده سهو واجب نيست.

صفحه 273
(مسأله 982) اگر در نماز سهواً مدتى حرف بزند و تمام آنها يك مرتبه حساب شود، دو سجده سهو بعد از سلام نماز كافيست.
(مسأله 983) اگر سهواً تسبيحات اربعه را نگويد يا بيشتر يا كمتر از سه مرتبه بگويد، احتياط واجب آن است كه بعد از نماز دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 984) اگر در جائى كه نبايد سلام نماز را بگويد سهواً بگويد: «السَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِاللهِ الصّالِحينَ» يا بگويد: «السّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ» بايد دو سجده سهو بنمايد، ولى اگر اشتباهاً مقدارى از اين دو سلام را بگويد، يا بگويد «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُه» احتياط آن است كه دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 985) اگر در جائى كه نبايد سلام دهد اشتباهاً هر سه سلام را بگويد دو سجده سهو كافى است.
(مسأله 986) اگر يك سجده يا تشهد را فراموش كند و پيش از ركوع ركعت بعد يادش بيايد; بايد برگردد و به جا آورد. و براى ايستادن بى جا دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 987) اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد كه يك سجده يا تشهد را از ركعت پيش فراموش كرده، بايد بعد از سلام نماز سجده يا تشهد را قضا نمايد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 988) اگر سجده سهو را بعد از سلام نماز عمداً به جا نياورد، معصيت كرده و واجب است هر چه زودتر آن را انجام دهد و چنانچه سهواً به جا نياورد، هر وقت يادش آمد بايد فوراً انجام دهد و لازم نيست نماز را دوباره بخواند.
(مسأله 989) اگر شك دارد كه سجده سهو بر او واجب شده يا نه، لازم نيست به جا آورد.
(مسأله 990) كسى كه شك دارد مثلاً دو سجده سهو بر او واجب شده يا چهار تا، اگر دو سجده بنمايد كافى است.
(مسأله 991) اگر بداند يكى از دو سجده سهو را به جا نياورده، بايد دو سجده سهو به جا آورد و اگر بداند سهواً سه سجده كرده، احتياط مستحب آن است كه دوباره دو سجده سهو بنمايد.

صفحه 274
ـ كسى كه سجده سهو به عهده اش آمده و فراموش كرده تا وارد نماز شده و در بين نماز متذكر شده اگر نماز فريضه است لازم است نماز را تمام كند بعد از آن بلافاصله سجده را به جا آورد.

كيفيت سجده سهو

(مسأله 992) دستور سجده سهو اين است كه بعد از سلام نماز فوراً نيّت سجده سهو كند و پيشانى را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بگويد:
«بِسْمِ اللهِ و باللهِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلهِ يا بگويد: بِسْمِ الله وَ بِاللهِ اَللَّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد» ولى بهتر است بگويد: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَة الله وَ بَرَكاتُه»، بعد بايد بنشيند و دوباره به سجده رود و يكى از ذكرهائى را كه گفته شد بگويد و بنشيند و بعد از خواندن تشهد سلام دهد.

قضاى سجده و تشهد فراموش شده

(مسأله 993) سجده و تشهدى را كه انسان فراموش كرده و بعد از نماز قضاى آن را به جا مى آورد; بايد تمام شرائط نماز: مانند پاك بودن بدن و لباس و رو به قبله بودن و شرط هاى ديگر را داشته باشد.
(مسأله 994) اگر سجده يا تشهد را چند دفعه فراموش كند، مثلاً يك سجده از ركعت اول و يك سجده از ركعت دوم فراموش نمايد، بايد بعد از نماز، قضاى هر دو را با سجده هاى سهوى كه براى آنها لازم است به جا آورد و لازم نيست معين كند كه قضاى كدام يك آنها است.
(مسأله 995) اگر يك سجده و تشهد را فراموش كند، احتياط واجب آن است كه هر كدام را اول فراموش كرده، اول قضا نمايد. و اگر نداند كدام اول فراموش شده، بايد احتياطاً يك سجده و تشهد و بعد يك سجده ديگر به جا آورد، يا يك تشهد و يك سجده و بعد يك تشهد

صفحه 275
ديگر به جا آورد تا يقين كند سجده و تشهد را به ترتيبى كه فراموش كرده قضا نمايد.
(مسأله 996) اگر به خيال اينكه اول سجده را فراموش كرده، اول قضاى آن را به جا آورد و بعد از خواندن تشهد يادش بيايد كه اول تشهد را فراموش كرده احتياط مستحب آن است كه دوباره سجده را قضا نمايد. و نيز اگر به خيال اينكه اول تشهد را فراموش كرده، اول قضاى آن را به جا آورد، و بعد از سجده يادش بيايد كه اول سجده را فراموش كرده، بنابر احتياط مستحب بايد دوباره تشهد را بخواند.
(مسأله 997) اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد فراموش شده كارى كند كه اگر عمداً يا سهواً در نماز اتفاق بيفتد نماز باطل مى شود، مثلاً پشت به قبله نمايد، بايد قضاى سجده و تشهد را به جا آورد و نمازش صحيح است .
(مسأله 998) اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك سجده از ركعت آخر را فراموش كرده; بايد قضاى سجده اى را كه فراموش كرده به جا آورد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد چه كارى كه نماز را باطل مى كند كرده باشد يا نه. و اگر تشهد ركعت آخر را فراموش كرده باشد، بايد قضاى تشهد را به جا آورد و بعد از آن دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 999) اگر بين سلام نماز و قضاى سجده يا تشهد فراموش شده كارى كند كه براى آن سجده سهو واجب مى شود، مثل آنكه سهواً حرف بزند، بايد سجده يا تشهد را قضا كند. ولى سجده سهو براى حرف زدن واجب نيست.
(مسأله 1000) اگر نداند كه سجده را فراموش كرده يا تشهد را، بايد هر دو را قضا نمايد و بهتر است اول سجده را قضا كند.
(مسأله 1001) اگر شك دارد كه سجده يا تشهد را فراموش كرده يا نه، واجب نيست قضا نمايد.
(مسأله 1002) كسى كه بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، اگر براى كار ديگرى هم سجده سهو بر او واجب شود، بايد بعد از نماز، سجده يا تشهد را قضا نمايد، بعد سجده سهو را به جا آورد.

صفحه 276
(مسأله 1003) اگر شك دارد كه بعد از نماز، قضاى سجده يا تشهد فراموش شده را به جا آورده يا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته، بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد، و اگر وقت نماز هم گذشته، بنابر احتياط بايد سجده يا تشهد را قضا نمايد.

 

كم و زياد كردن اجزاء و شرائط نماز

(مسأله 1004) هر گاه چيزى از واجبات نماز را عمداً كم يا زياد كند، اگرچه يك حرف آن باشد، نماز باطل است.
(مسأله 1005) اگر به واسطه ندانستن مسأله، چيزى از اجزاء نماز را كم يا زياد كند اگر آن جزء ركن نباشد و جاهل قاصر باشد نمازش صحيح است و الا بنابر احتياط واجب، نماز را دوباره بخواند.
(مسأله 1006) اگر در بين نماز بفهمد وضو يا غسلش باطل بوده; يا بدون وضو يا غسل مشغول نماز شده، بايد نماز را به هم بزند و دوباره با وضو يا غسل بخواند و اگر بعد از نماز بفهمد بايد دوباره نماز را با وضو يا غسل به جا آورد و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
(مسأله 1007) اگر بعد از رسيدن بركوع يادش بيايد كه دو سجده از ركعت پيش فراموش كرده، نمازش باطل است. و اگر پيش از رسيدن بركوع يادش بيايد، بايد برگردد و دو سجده را به جا و برخيزد و حمد و سوره يا تسبيحات را بخواند و نماز را تمام كند و بعد از نماز بنابر احتياط واجب، براى ايستادن بيجا دو سجده سهو بنمايد.
(مسأله 1008) اگر پيش از گفتن «السّلام علينا» و «السّلام عليكم» يادش بيايد كه دو سجده ركعت آخر را به جا نياورده. بايد دو سجده را به جا آورد و دوباره تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد و براى زيادى تشهّد دو سجده سهو به جا آورد.
(مسأله 1009) اگر پيش از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز نخوانده، بايد مقدارى را كه فراموش كرده به جا آورد.
(مسأله 1010) اگر بعد از سلام نماز يادش بيايد كه يك ركعت يا بيشتر از آخر نماز را نخوانده، چنانچه كارى انجام داده كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى كند،

صفحه 277
مثلاً پشت به قبله كرده، نمازش باطل است. و اگر كارى كه عمدى و سهوى آن، نماز را باطل مى كند انجام نداده بايد فوراً مقدارى را كه فراموش كرده به جا آورد و دو سجده سهو جهت سلام بى جا انجام دهد.
(مسأله 1011) هر گاه بعد از سلام نماز عملى انجام دهد كه اگر در نماز عمداً يا سهواً اتفاق بيفتد نماز را باطل مى كند، مثلاً پشت به قبله نمايد و بعد يادش بيايد كه دو سجده آخر را به جا نياورده، نمازش باطل است. و اگر پيش از انجام كارى كه نماز را باطل مى كند، يادش بيايد، بايد دو سجده اى را كه فراموش كرده به جا آورد و دوباره تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجده سهو براى سلامى كه اول گفته است بنمايد.
(مسأله 1012) اگر بفهمد نماز را پيش از وقت خوانده، يا پشت به قبله يا سمت راست و يا چپ خوانده بايد دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.

احكام نماز مسافر

مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشاء را با هشت شرط شكسته به جا آورد يعنى دو ركعت بخواند:

شرط اول: آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد

(مسأله 1013) كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، خواه رفتن او كمتر از چهار فرسخ باشد خواه نباشد، بايد نماز را شكسته بخواند. بنابر اين اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد يا بالعكس، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1014) اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد بايد نماز را شكسته بخواند خواه همان روز و شب برگردد يا شب را در محل بماند و فردا و يا پس فرداى آن برگردد.
(مسأله 1015) اگر سفر از هشت فرسخ كمتر باشد، يا انسان نداند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه; بايد نماز را تمام بخواند و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است يا نه، در

صفحه 278
صورتى كه تحقيق كردن برايش مشقّت دارد، بايد نمازش را تمام بخواند و اگر مشقّت ندارد، بايد تحقيق كند كه اگر يك عادل بگويد يا بين مردم معروف باشد كه سفر او هشت فرسخ است، نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1016) اگر محلى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راهى كه هشت فرسخ نيست برود، بايد تمام بخواند.
(مسأله 1017) اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى هشت فرسخ را از ديوار شهر حساب كند و اگر ديوار ندارد، بايد از خانه هاى آخر شهر حساب نمايد ولى انتهاى هشت فرسخ را همان نقطه اى حساب كند كه مى خواهد برود خواه آن نقطه اول شهر يا وسط و يا آخر آن باشد.

شرط دوم: قصد هشت فرسخ از آغاز سفر

شرط دوم اين است كه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جائى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند جائى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا به مقدار هشت فرسخ مسافرت كند بايد نماز را شكسته بخواند و همچنين است حكم برگشت به وطن اگر هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1018) كسى كه نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پيدا كردن گمشده اى مسافرت مى كند و نمى داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند; بايد نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن، چنانچه تا وطنش يا جائى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

صفحه 279

شرط سوم: تصميم بر ادامه سفر

شرط سوم آن است كه در بين راه از قصد خود برنگردد. پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردّد شود، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1019) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصميم داشته باشد كه همانجا بماند يا بعد از ده روز برگردد، يا در برگشتن و ماندن مردّد باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله 1020) اگر بعد از رسيدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصميم داشته باشد كه برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1021) اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جائى كه مى خواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

شرط چهارم: از وطن عبور نكند

شرط چهارم اين است كه نخواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، يا ده روز يا بيشتر در جائى بماند در اين صورت سفر او قطع مى شود. پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، بايد نماز را تمام بخواند.

شرط پنجم: سفر براى كار حرام نباشد

شرط پنجم آن كه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر كه از روى دلسوزى باشد براى منافع شخصى خود سفرى بروند كه بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخوانند.

صفحه 280
(مسأله 1022) سفرى كه اسباب اذيت پدر و مادر باشد حرام است و انسان بايد در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگيرد.
(مسأله 1023) اگر كسى با ماشين غصبى سفر كند، نماز او شكسته است و احتياط مستحب آن است كه هم تمام و هم شكسته بخواند.
(مسأله 1024) اگر به قصد تفريح و گردش مسافرت كند حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.
(مسأله 1025) اگر براى لهو و خوش گذرانى به شكار رود، مسافرت حرام و نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش و يا براى كسب و زياد كردن مال به شكار برود، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه نگيرد.
(مسأله 1026) كسى كه براى معصيت سفر كرده، موقعى كه از سفر به وطن برمى گردد بايد نماز را شكسته بخواند خصوصاً اگر توبه كرده باشد.
(مسأله 1027) شخصى كه از سفر معصيت برمى گردد، چنانچه انگيزه رجوعش مقصد مستقلى غير از رجوع به وطن باشد، نماز او نيز شكسته است.
(مسأله 1028) كسى كه سفر او سفر معصيت است، اگر در بين راه از قصد معصيت برگردد، چنانچه باقيمانده راه و يا مسافتى را كه بعد از پشيمان شدن از معصيت، مى رود و برمى گردد هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.

شرط ششم: خانه به دوش نباشد

شرط ششم آن كه از صحرانشين هائى نباشد كه در بيابان ها گردش مى كنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند، و صحرا نشين ها در اين مسافرت ها بايد نماز را تمام بخوانند.
(مسأله 1029) اگر يكى از صحرا نشين ها براى پيدا كردن منزل و چراگاه حيواناتش سفر كند بايد نمازش را تمام بخواند هر چند سفر او هشت فرسخ باشد.