welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
انسان شناسی
انسان و شكوفايى كمالات
در شكوفايى كمالات انسانى چه چيزهايى مؤثرند؟


شكوفايى شايستگى هاى درونى انسان، از مسايل مهم «انسان شناسى» است، زيرا هر انسانى با يك رشته استعدادها و لياقتها، ديده به جهان مى گشايد و برترى هاى او در آنجا نهفته است و هرچه از عمر اوبگذرد، اين نيروها تحت شرايطى به فعليت درآمده، وحالت «باز» به خود مى گيرند.

اكنون ببينيم چه بايد كرد، كه اين سرمايه هاى طبيعى طى شرايطى شكوفا شوند، و در نتيجه انسان به كمال وجودى و رشد واقعى خود برسد.

اكنون قرآن اين راهها را به گونه اى روشن مى نمايد.

1. اعمال فكر و انديشه در شناخت خود و جهان

يگانه امتياز انسان از ديگر جانداران، دستگاه عقلانى او است فكر و انديشه است كه او را از ديگر رده ها جدا مى سازد و امتياز بس بزرگى به او مى بخشد.به خاطر اهميتى كه فكر و انديشه در شكوفايى كمالات انسان دارد، قرآن 47 بار روى كلمه «عقل» 18 بار روى ماده «فكر» 16 بار روى واژه «لب» چهار بار روى لفظ «تدبر» تكيه كرده و لفظ «نهى» كه با «عقل» مترادف و هم معنى است دوبار نيز آمده است و «علم و دانش» كه محصول به كار گرفتن فكر و انديشه است 779 بار با تمام مشتقاتش در قرآن وارد شده است.

يكى از كمالات وجودى انسان آشنايى با راز گيتى، و اسرار آفرينش آن است، به گونه اى كه زبان خلقت را بفهمد، و آن را به نفع خود و انسان ها رام سازد، و اين كار جز در سايه اعمال فكر و انديشه امكان پذير نيست وبه خاطر اهميتى كه اين سير فكرى دارد، قرآن چنين يادآور مى شود:

روزى كه انسان ديده به جهان مى گشايد كوچكترين آگاهى ندارد، آنگاه كه از طريق ابزار شناختى مانند چشم وگوش و دل، با جهان خارج آشنا مى شود، با راز خلقت آشنا  مى گردد و انتظار اين است كه در مقابل اين نعمت بزرگ سپاسگزار باشد آنجا كه مى فرمايد:

(وَاللّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَوَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ).([1])

«خداوند شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى كه چيزى نمى دانستيد، و براى شما گوشها و چشمها و دلها (خرد) قرار داد تا بينديشيد وسپاسگزار شويد».

2. علم رشد آفرين

اگر قرآن دستور به تفكر و انديشيدن مى دهد، و معتقد است كه با به كار انداختن اين نيروى درونى، درهاى علم و دانش و راههاى خلقت به روى انسان باز مى شود ـ ولى ـ در آيات ديگر يادآور مى شود هر علم و دانشى مايه ى رشد و تكامل انسان وشكوفايى كمالات او نمى گردد وبايد علم و دانش را در چهارچوبه ى خاصى پى گيرى كند و اين كه مى گويند: «دانستن هر چيزى بهتر از ندانستن آن است» سخن صحيح و استوارى نيست، چه در مواردى جريان بر عكس است و علم مهار نشده ومحاسبه نگشته، سلاح برنده اى است كه بر كف زنگى قرار گيرد.

علومى رشد آفرين است كه انسان را در مسير توجه به خدا قرار دهد و به اصطلاح رنگ الهى به خود بگيرد و انسان را يك فرد الهى بسازد كه در تلاشها و جنبش خود، او را در نظر بگيرد و به دنبال كسب رضاى او گردد.

قرآن درباره ى ابراهيم مى گويد:

(وَلَقَدْ آتَيْنا إِبْراهيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنّا بِهِ عالِمينَ).([2])

«ما به ابراهيم مايه هاى رشد اورا عطا كرديم و از شايستگى او آگاه بوديم».

اين مايه هاى رشد و يا خود رشد، جز علم و آگاهى او از نظام جهان سپس راه يابى به ملكوت و عالم غيب چيز ديگرى نيست و اين خود مى رساند كه علم رشدآفرين، آن گونه از دانش است كه انسان در پرتو آن در مسير خدا و شناخت ذات و صفات و اوامر و دستورهاى او قرار گيرد، و شناخت طبيعت و آشنايى او با رازهاى آن، يكى از دستورهاى مؤكد او است مشروط بر اين كه مايه نفوذ در ملكوت جهان گردد و انسان رابه سوى خدا رهبرى كند و او را از خدا غافل نگرداند.

3. پرهيز از پيروى هاى نسنجيده

اسلام نه تنها به تفكر و انديشه، و كسب رازهاى جهان در حدود رشد انسان  دستور داده، بلكه او را از تقليد و پيروى هاى نسنجيده بازداشته است درست است كه يكى از غرايز انسان «حس محاكات» مى باشد و به تعبير صحيح «ميل به همرنگى» است.

اين ميل در تمام دوران حيات انسان بالأخص در دوران كودكى نقش مهمى در تربيت و تكامل انسان دارد و اگر كودكى فاقد چنين ميل گردد، نه سخن فرا مى گيرد و نه راه و روش مى آموزد.

ولى بهره گيرى از اين ميل بايد به صورت معقول ومنطقى باشد وهرگز نبايد به پايه اى برسد كه مايه تعطيل دستگاه تفكر انسان گردد.

گروهى بر اثر تعصب به راه و روش پدران و نياكان، به مبارزه با خرد برخاسته و كوركورانه برده ى اين ميل مى گردند.

قرآن درباره ى عرب جاهلى يادآور مى شود: وقتى به آنان گفته مى شود كه چرا بندگان ناتوان خدا را به جاى او پرستش مى كنيد، آنان در پاسخ مى گويند:

(...إِنّا وَجَدْنا آبائَنا عَلى أُمَّة وَإِنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ) .([3])

«ما نياكان خود را بر اين راه و روش يافته و از آنها پيروى خواهيم كرد».

و در آيه ى ديگر يادآور مى شود:

(وَإِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوا إِلى ما أَنْزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ) .([4])

«وقتى به آنان گفته مى شود كه به سوى آنچه كه خدا نازل كرده وسوى پيامبر او، بشتابيد مى گويند آيين، نياكان ما را كافى است(بگو) هر چند آنان چيزى را نمى دانستند وراهى را آشنا نبودند؟».

بقاى بسيارى از مكتبهاى غلط و پوچ كه هرگز نه علم آن را تصديق مى كند و نه عقل و خرد، معلول همان تعصب هاى ناروا است كه راه نياكان را بر همه چيزمقدم مى دارد و تعصب، سرپوشى است كه انسان آن را بر روى خرد خود گذارده و خود را از نور آن، محروم مى سازد.([5]) ( [6])


--------------------------------------------------------------------------------

[1] . نحل/78.

[2] . انبياء/51.

[3] . زخرف/23، به سوره هاى يونس آيه 78; انبياء/58; شعراء/74; لقمان/21 و زخرف/23 نيز مراجعه بفرماييد.

[4] . مائده/104، به سوره بقره آيه 170 نيز مراجعه بفرماييد.

[5] . منشور جاويد، ج4، ص 295 ـ 301.
[6] اندیشه های جاوید، ج 2، ص 57.

Website Security Test