welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
انسان شناسی
مراحل آفرينش انسان
مراحل آفرينش انسان چگونه است؟


پاسخ: نخستين  چيزى كه درباره ى انسان مطرح مى شود، مسأله شناخت خلقت انسان است و اين كه او از چه و چگونه به وجود آمده است؟ قرآن كه صحيح ترين منبع براى بينش اسلامى است، هر دو موضوع را به طور مفصل بيان كرده است كه از مجموع  آيات وارده استفاده مى شود كه آفرينش انسان، در سه مرحله انجام شده است:

مرحله ى نخست: خاك متحوّل

1.خاك 2. گل 3. گل چسبنده 4. گل تيره رنگ قالب ريزى شده 5ـ چكيده ى  گل،6ـ از گل خشكيده كه به هنگام برخورد با چيزى،صدا مى كند مانند:سبو وسفال.

مجموع اين حالات ششگانه، حالات مختلف يك چيز هستند و ماده ى واقعى در همگى يكى است. براى آگاهى از متون آيات مربوط به اين امور ششگانه، از هر كدام به ذكر يك آيه اكتفا مى كنيم:

1. خاك

(إنّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُراب ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ).([1])

« آفرينش عيسى نزد خدا مانند آفرينش آدم است كه او را از خاك آفريد وسپس به او گفت: باش، پس او نيز هستى يافت».

2.گل

(الَّذى أحْسَنَ كُلَّ شَيء خَلَقَهُ وَ بَدَأَخَلْقَ الإنْسانِ مِنْ طين).([2])

«خدايى كه هر چيزى را به نيكوترين وجه آفريد وآفرينش انسان را از گل آغاز كرد».

نيز در اين موضوع، به سوره ى انعام: آيه ى 2، سوره ى اعراف: آيه ى 12، سوره ى اسراء: آيه 61 وسوره ى ص: آيه ى 71و76 مراجعه كنيد.

3. گل چسبنده

(...إنّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طين لازِب).([3])

«ما آنها را از گل چسبنده آفريديم».

4. گل تيره رنگ

(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسانَ مِنْ صَلْصال مِنْ حَمَإ مَسْنُون).([4])

«ما انسان را از گل خشكيده ى  ]گلى كه هنگام برخورد با چيزى، صدا مى كند[ لجن تيره رنگ، آفريديم».

و نيز در همان سوره به آيه هاى 28و33 مراجعه فرماييد.

5. چكيده ى گل

(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسانَ مِنْ سُلالَة مِنْ طين ).([5])

«ما انسان را از چكيده ى گل آفريديم».

6.  از گل خشكيده مانند سفال

(خَلَقَ الإنْسانَ مِنْ صَلْصال كَالفَخّارِ).([6])

«انسان را از گل خشكيده مانند سفال آفريديم».

به همين مضمون در سوره ى حجر: آيه هاى 26، 28 و33 وارد شده است. اين آيه بيانگر ماده ى نخستين آفرينش آدم وبه گونه اى آفرينش همه ى انسانهاست ومسلّماً اين امور ششگانه، مستقيماً مربوط به حالات ماده ى نخستين آدم ابوالبشر است وقرآن به نحوى، آن را به همه نسبت مى دهد ومى فرمايد:(خَلَقْناكُمْ مِنْ تُراب) ويا (خَلَقْناهُمْ مِنْ طين لازِب)وماده ى انسان در اين حالات ششگانه، تغييرات كيفى داشته وهرگز تغييرات جوهرى ودگرگونى نوعى به نوع ديگر، نداشته است.

البته قرآن كتاب علوم طبيعى نيست، ولى به خاطر اهداف تربيتى، تحوّلات ششگانه اى را كه روى ماده ى نخست، انجام گرفته متذكر مى گردد، تا انسان متكبّر وخود خواه بداند كه چگونه دست قدرت ورحمت حق او را از پست ترين حالات، به عاليترين مدارج رسانيده است.

مرحله ى دوم: مرحله ى تصوير

قرآن تصويرپردازى آدم را دومين مرحله ى آفرينش انسان مى داند، چنان كه مى فرمايد:

(وَلَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوّرناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إلاّ إبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السّاجِدينَ).([7])

«ما شما را آفريديم. آنگاه صورتگرى كرديم، سپس به فرشتگان گفتيم كه بر آدم سجده كنيد. جز ابليس همگى سجده كردند».

اكنون بايد ديد مقصود از تصويرپردازى پس از خلقت چيست؟ توضيح اين مطلب بستگى دارد به اينكه مقصود از خلقت در اين آيه بيان و روشن شود كه: لفظ «خلق» گاهى در ايجاد وآفرينش به كار مى رود وگاهى در تقدير واندازه گيرى، چنان كه عرب مى گويد:خلق الخيّاط الثوب: يعنى خيّاط پارچه را اندازه گرفت. معناى دوم اگر در جاى خود صحيح باشد، در مورد اين آيه صحيح نيست، زيرا مقصود از آن، ايجاد وآفريدن است; به گواه آنكه پس از جمله ى:(خَلَقْناكُمْ) جمله ى (ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ) را مى آورد وناگفته پيداست، تصوير با آفرينش ماده ى نخستين، مناسب است، نه با اندازه گيرى علمى كه با فقدان ماده نيز صدق مى كند.

اكنون بايد ديد مقصود از تصوير چيست؟ مفهوم تصوير  همان تسويه است كه در آيه ى ديگرى وارد شده چنان كه مى فرمايد:

(وَ إذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إنّى خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصال مِنْ حمإ مَسْنُون * فَإذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ).([8])

مرحله ى سوم: مرحله ى دميدن روح

مرحله سوم نفخ روح و يا دميدن روان، در كالبد انسان است. اگر او موجود برترى به شمار مى رود به خاطر همين مرحله است كه او را به صورت معجونى چند بعدى درآورده است; از يك نظر داراى عقل، فكر و انديشه است كه وى را به پايه ى فرشتگان مى رساند و از نظر ديگر، مجهز به غرايز نفسانى است كه اگر در تعديل آنها نكوشد، از اوج كمال به پرتگاه ذلّت سقوط مى كند.

قرآن اين مرحله از خلقت را چنين بيان مى كند:

(فإذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحى فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ).

«آنگاه كه او را پرداختم]اندام او را به صورتى متناسب آفريدم[ ودر او از روح خود دميدم بر او سجده كنيد.»

وبه همين مضمون آيه ى 72 سوره ى ص، است.

البته همگى مى دانيم خدا نه جسم است ونه روح، ولى خدا روح انسان را به خاطر عظمت آن، به خود اضافه مى كند; چنان كه كعبه را به خاطر عظمتش، به خود نسبت مى دهد ومى گويد:

(...أنْ طَهِّرا بَيْتِىَ للطَّائِفينَ...).([9]) 

«خانه ام را براى طواف كنندگان، از بتها پاك گردان».([10]) ( [11])


--------------------------------------------------------------------------------

[1] . آل عمران/59.

[2] . سجده/7.

[3] . صافات/11.

[4] . حجر/26.

[5] . مؤمنون/12.

[6] . الرّحمن/14.

[7] . اعراف/11.

[8] . حجر/28ـ29.

[9] . بقره/125.

[10] . منشور جاويد،،ج11، صص 18ـ 24 و ج4، ص 199ـ 203.
[11] اندیشه های جاوید، ج 2، ص 44.

Website Security Test