welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
ابن تیمیه، پایه گذار سلفی گری دینی
سوگند به غير خدا
سوگند به غير خدا

بحث پيشين مربوط به سوگنددادن خدا به مقام و منزلت و حقوق بندگان برگزيده خدا بود ولى بحثى كه الآن به آن اشاره مى كنيم سوگند به غير خداست كه معمولا در محاورات عرفى انسان به پيامبر و قرآن و كعبه و آنچه مقدس است قسم مى خورد، وهابيان اين نوع قسم ها را نيز تحريم كرده اند اكنون مسأله را بر قرآن عرضه مى كنيم.

سوگند به غير خدا در قرآن

در قرآن مجيد قريب به چهل سوگند وارد شده كه خدا در آن موارد به يك رشته مخلوقات خود قسم خورده است. در سوره شمس به يازده چيز سوگند خورده كه هشت تاى آن غير خداست. مانند: 1 . آفتاب; 2 . نور آفتاب; 3 . ماه; 4 . روز; 5 . شب; 6 . آسمان; 7 . زمين; 8 . نفس انسان.
و در سوره النازعات به سه چيز قسم خورده است و در سوره والمرسلات به دو چيز. و همچنين سوگند به غير خدا در سوره هاى الطارق، قلم، عصر، البلد، وارد شده است.
اينك ما به نمونه هايى از اين سوگندها كه در قرآن وارد شده است اشاره مى كنيم:
(وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ * وَ طُورِ سِينِينَ * وَ هَذَا الْبَلَدِ الأَمِينِ).272
«قسم به انجير و زيتون ]يا: قسم به سرزمين شام و بيت المقدس [* و سوگند به، طور سينين * و قسم به اين شهر امن ]مكه[».
(وَ اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَي * وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى).273
«قسم به شب در آن هنگام كه (جهان را) بپوشاند * و قسم به روز هنگامى كه تجلّى كند».
(وَ الْفَجْرِ * وَ لَيَال عَشْر * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ * وَ اللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ).274
«به سپيدم سوگند * و به شبهاى دهگانه * و به زوج و فرد * و به شب، هنگامى كه (به سوى روشنايى روز) حركت مى كند سوگند (كه پروردگارت در كمين ظالمان است)!».
(وَ الطُّورِ * وَ كِتَاب مَسْطُور * فِي رَقّ مَنْشُور * وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ * وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ * وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ).275
«سوگند به كوه طور * و كتابى كه نوشته شده * در صفحه اى گسترده * و سوگند به «بيت المعمور» * و سقف برافراشته * و درياى مملو و برافروخته * كه عذاب پروردگارت واقع مى شود».
با وجود اين آيات چگونه مى توان گفت سوگند به غير خدا حرام است.
ممكن است بگويند سوگند به غير خدا مخصوص خود خداست اما بر غير او حرام است.
پاسخ: آنان مى گويند: سوگند به غير خدا، شرك است. مى گوييم اگر سوگند به غير خدا واقعاً شرك باشد در اين مسأله نبايد بين خدا و مخلوق فرقى باشد. مثلا اگر ظلم و تعدى زشت و قبيح باشد بين خالق و مخلوق فرق نخواهد بود.
افزون بر اين قرآن، كتاب هدايت و راهنماست اگر سوگند به غير خدا شرك و حرام بود هرگز اين همه سوگند به غير او در قرآن وارد نمى شد. زيرا معنى آن اين است كه خدا مى تواند براى خود شريكى قرار دهد، اما ديگران را از اتخاذ شريك باز مى دارد.
البته سوگند خدا بر يك رشته امور كه جز ذات و اسماء و صفات اوست به يكى از دو جهت دارد:
1 . گاهى مورد قسم داراى اسرار و رموز عظيمى است، و هدف جلب توجه ما به شناخت اسرار اين موجودات است تا از طريق شناخت آنها به عظمت حق پى مى ببريم و يا در زندگى از اسرار آنها بهره بگيريم. و تمام سوگندها وارده در سوره «الشمس» از اين مقوله است.
2 . اشاره به قد است و برترى موجودى است كه به آن سوگند مى خورد تا ما را با مقام برتر او آشنا سازد. و لذا در برخى از آيات به جان پيامبر سوگند مى خورد چنانكه گذشت (لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ);276 به جان تو سوگند، اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده اند).

سوگند به غير خدا در روايات

پيامبر گرامى در مواردى به غير خدا سوگند خورده است. مسلم در صحيح خود اين روايت را نقل مى كند:
«جاء رجل الى النبىّ فقال: يا رسول الله أيّ الصدقة أعظم اجراً؟ فقال: امّا ـ وأبيك ـ لَتُنَبِّئَنَّه أن تُصَدّق و أنت صحيح شحيح تخشى الفقر و تامل البقاء».277
«مردى به حضور پيامبر رسيد و گفت: اى پيامبر خدا كدام صدقه پاداش بزرگى دارد؟ پيامبر فرمود: سوگند به پدرت من تو را از اين موضوع آگاه مى سازم، چيزى را كه صحيح و سالم و مورد علاقه هست در راه خدا ببخشى در حالى كه تو از فقر مى ترسى و اميد به زندگى دارى».
پيامبر خدا در اينجا به پدر سائل سوگند مى خورد.
در حديثى ديگر در صحيح مسلم آمده است مردى از نجد حضور رسول خدا رسيد و از وظيفه يك مسلمان سؤال كرد. حضرت فرمود: خواندن پنج نماز در شبانه روز.
سائل بار ديگر گفت: چيز ديگرى هست؟ حضرت فرمود: روزه ماه رمضان.
افزود: چيز ديگرى هست؟ پيامبر گرامى فرمود: زكات.
بار ديگر سائل گفت چيز ديگرى هست؟ حضرت فرمود نه مگر اينكه بخواهد افزون بر واجبات امور مستحبى را بياورد آن مرد از محضر رسول خدا مرخص شد و گفت همين ها را به جا مى آورم، نه بيشتر و نه كمتر در اين موقع رسول گرامى فرمود:
افلح و ابيه ان صدق: سوگند به پدرش رستگار شد، اگر راست بگويد.
و باز فرمود: دخل الجنة و ابيه ان صدق.278
سوگند به پدرش، بهشت براى او قطعى شد اگر راست بگويد.
در مسند احمد وارد شده است كه پيامبر در پايان حديث گفت: فلعمرى لئن تكلّمَ بمعروف و تنهى عن منكر خير من ان تسكت.279 سوگند به جانم اگر زبان به بيان معروفى بگشايى و از كار بدى جلوگيرى كنى بهتر از آن است كه سكوت برگزينى.
اميرمؤمنان در بسيارى از خطبه هاى خود به غير خدا سوگند ياد مى كند.280
بنابراين تشكيك در جواز چنين سوگندى جز مغالطه چيز ديگرى نيست.
دلايل وهابيان بر تحريم چنين سوگندها
حديث نخست
«ان رسولَ الله سمع عمر و هو يقول، و ابى، فقال ان الله ينهاكم ان تحلفوا بآبائكم و من كان حالفا فليحلف بالله او يسكت»281.
«رسول خدا شنيد كه عمر بن خطاب به پدرش سوگند ياد مى كند فرمود: خدا شما را از اين كه به پدرانتان سوگند ياد كنيد باز داشته است كسى كه مى خواهد قسم ياد كند به خدا قسم بخورد يا سكوت كند».
پاسخ: علت اينكه پيامبر او را از سوگند به پدرش بازداشت اين بود كه پدر او بسان اكثريت پدران قريش بت پرست بودند و فرد بت پرست احترامى ندارد تا به او سوگند بخورند. و لذا مى فرمايد: به پدرانتان سوگند بخوريد و نمى فرمايد به غير خدا سوگند ياد نكنيد.
شاهد اين تفسير دو حديث ياد شده در زير است.
1 . «لا تحلفو بابائكم و لا بالطواغيت»;
«به پدرانتان و بتها سوگند نخوريد».
2 . «لا تحلفوا بابائكم و لا بامهاتكم و لا بالانداد;
«به پدرانتان و مادرانتان و بتها سوگند نخوريد».
از اين كه در حديث نخست كلمه «طواغيت» و در حديث دوم كلمه «انداد» همراه «آباء» وارد شده است گواه بر آن است كه پدران نيز با اين دو، همگون بودند زيرا بت پرست و بتها در يك مجرا قرار مى گيرند بنابراين نهى از سوگند به بت و بت پرست دليل بر تحريم سوگند به كعبه و قرآن و اولياء الله نمى شود.
حديث دوم:
«جاء ابنَ عُمر رجلٌ فقال: أحلف بالكعبة؟ قال له: ولكن إحلف برب الكعبه فان عمر كان يحلف بابيك».282
پاسخ: اين حديث از دو چيز تركيب شده است.
1 . گفتار پيامبر به عمر كه به پدرش سوگند ياد نكند.
2 . استنباط فرزند عمر از حديث ياد شده: اين كه به كعبه نيز نبايد سوگند ياد كرد.
آنچه كه براى ما حجت است همان گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است كه نبايد به پدران بت پرست سوگند ياد كرد، امّا عطف كعبه بر پدر اجتهاد فرزند عمر است كه فقط براى او حجت است زيرا اجتهاد وى پايه صحيحى ندارد زيرا نهى از سوگند خوردن به انسانهاى بت پرست دليل نمى شود كه انسان به كعبه توحيد هم سوگند ياد نكند. استنتاج حكم دومى از حكم نخست كاملا بى جاست.
حديث سوم:
رسول گرامى فرموده است:
«من حلف بغير الله فقد اشرك»;
«هر كس به غير خدا سوگند ياد كند، شرك ورزيده است».
اين حديث ناظر به سوگندهاى رايج در عصر بت پرستى بود كه آنها به بت هاى خود سوگند ياد مى كردند حضرت اين نوع سوگندها را نشانه شرك خواند.
شاهد براين مطلب روايت نسائى است كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مى كند:
«من حلف فقال فى حلفه: باللات و العزى فليقل: لا اله الا الله».283
«هر كس به لات و عزى سوگند بخورد فوراً پشت سرش بگويد لا اله الا الله».
اين روايات حاكى از آن است كه هنوز رسوم جاهليت در قلوب صحابه رسوخ كرده بود كه حتى پس از تشرف به اسلام و پذيرش آئين توحيد هنوز ناخود آگاه به رسم جاهليت از سوگند ياد مى كردند.
در پايان يادآور مى شويم در مورد قضاوت و داورى كه منكر در صورت نبودن بنيه مدعى بايد سوگند ياد كند حتماً بايد به خدا قسم بخورد نه صفات او و نه ساير مقدسات و مورد سخن، غير مقام قضاوت و داورى است.
44
272 . تين: آيات 1-3 .
273 . ليل: آيه 1-2 .
274 . فجر: آيات 1-4 .
275 . طور: آيات 1-6 .
276 . حجر: آيه 72 .
277 . صحيح مسلم، 3/94، كتاب الزكات باب افضل الصدقه.
278 . صحيح مسلم، ج1، ص31، باب ماهو الاسلام.
279 . مسند احمد، 5/225 .
280 . نهج البلاغه، خطبه هاى، 23-25، 56، 85، 161-168، 182-187.
281 . سنن ابى ماجه، 1/277; سنن الترمذى، 4/109.
282 . سنن النسائى، 7/8 .
283 . سنن نسائى: 7/8 .
284. ، آشنايى با عقايد وهابيان، آیت الله العظمی جعفر سبحانی، ص 263