welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
ابن تیمیه، پایه گذار سلفی گری دینی
نامگذارى به نام هاى عبدالرسول و عبدالحسين
نامگذارى به نام هاى عبدالرسول و عبدالحسين

علاقه مندان خاندان پاك رسالت، گاهى اسامى فرزندان خود را كه به نام پيامبر و امام است، با افزودن لفظ «عبد» مزين مى سازند و مى گويند عبدالرسول يا عبدالحسين و مانند اينها، اين نوع نام گذارى حاكى از پيوند استوار آنان با اين خاندان است. وهابيان اين نوع نام گذارى را دوست ندارند و در باطن آن را نوعى شرك مى پندارند به خاطر دارم در يكى از سالها كه توفيق زيارت قبور ذرارى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) را در دمشق داشتم يكى از دوستان اين جانب كه از اهل سنت است و علاقه خاصى به خاندان رسالت دارد از اين جانب دعوت كرد كه روزى در نهار خدمت ايشان باشيم در آن مجلس حديث شناس معروف اهل سنت آقاى ناصرالدين آلبانى حضور داشت و مجموعاً بيش از سه نفر نبوديم سخن از كتاب المراجعات آيت الله آقاى سيد عبدالحسين شرف الدين به ميان آمد و من احساس كردم كه او از بردن نام مؤلف خوددارى مى كند و تصور مى كرد كه بنده پيامبر و يا حسين بودن بوى شرك مى دهد، براى رفع شبهه سخنانى را تقديم حضورشان كردم كه به صورت روشن در اينجا منعكس مى شود.

عبوديت و كاربردهاى گوناگون

1 . عبوديت تكوينى و آفرينشى

1 . گاهى عبوديت در مقابل الوهيت قرار مى گيرد يعنى الله ذوالجلال خداى ماست و همگان بنده و مخلوق او هستيم. اين نوع عبوديت فراگير همه انسانها بلكه جهانيان است و منشأ آن مالكيت خداست كه از خالقيت او سر چشمه مى گيرد از آنجا كه خدا خالق است مالك نيز هست پس او مالك و ما مملوك هستيم. او سيّد است و همه انسان ها غلام او.
عبوديت به اين معنا ذاتى تمام موجودات امكانى است كه هرگز از هيچ موجودى جدا نمى شود و به قول شيخ محمود شبسترى در گلشن راز:
سيه روئى ز ممكن در دو عالم *** جدا هرگز نشد والله اعلم
در آيه هاى گوناگون از قرآن به اين نوع عبوديت اشاره شده است كه به دو آيه بسنده شود:
1 . (إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ إِلاَّ آتِى الرَّحْمَنِ عَبْداً);249 تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، بنده اويند!
2 . حضرت مسيح مى گويد: (إنِّي عَبْدُ اللّهِ آتَاني الْكِتَابَ وَ جَعَلَني نَبِيًّا);250 من بنده خدايم او كتاب (آسمانى) به من داده و مرا پيامبر قرار داده است؟

2 . عبوديت و طاعت

گاهى واژه عبد به معنى مطيع به كار مى رود:
در لسان العرب مى گويد: «العبادة: الطاعة».
در قاموس مى گويد: «العبادة: الطاعة».
بنابراين اگر كسى واژه عبد را به لفظ نبى يا نام يكى از امامان اضافه كند مقصود او همين معنى است و شكى نيست كه همه ما مطيع پيامبر هستيم و قرآن مجيد ما را به اطاعت از آن بزرگوار امر فرموده است:
(أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ).251
«اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول خدا را و اولو الأمر ]اوصياى پيامبر [را!».

3 . عبوديت وضعى و قانونى

گاهى اين واژه در بندگى وضعى و قانونى به كار مى رود و فقيهان اسلامى در كتابهاى فقهى بابى به نام «عبيد» و «اماء» دارند كسى كه در جنگ مسلمانان با كافران به اسارت در مى آيد. «عبد» ناميده مى شود. قرآن مجيد در اين مورد كلمه عبد را به كار مى برد و آنها را بندگان ما معرفى مى كند. و مى فرمايد:
(وَ أَنْكِحُوا الأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ).252
«مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى نياز مى سازد خداوند گشايش دهنده و آگاه است!».
دقت در اين آيه حاكى از آن است كه در محيط اسلامى گروهى بنده و برده، و گروهى سرور و مالك مى باشند.
با توجه به اين سه نوع كاربرد نبايد در اضافه لفظ عبد به لفظ نبى و اسم امام شك و ترديد كرد و بايد كوشش كرد: مقصود از اضافه لفظ را به اسامى معصومان را بدست آورد، مقصود از «عبد» در اين موارد يكى از دو معنى است:
1 . مطيع پيامبر و امام،
2 . ادعاء اين كه جايگاه او نسبت به پيامبر جايگاه عبد و غلام قانونى و وضعى مالكان آنها است.
اين بيان قلباً طرف را راضى كرد اما در ظاهر خواست دفاع كند اما دفاع او به جايى نرسيد چون بيان اين جانب آن چنان روشن و واضح بود كه جاى مناقشه نبود.
***

به كار بردن لفظ سيد در باره انسان

از محمد بن عبدالوهاب نقل شده كه او مى گويد اگر كسى به كسى بگويد «مولانا»، يا سيدنا، فهو كافر».253
اين گفتار با اين جرأت مايه شگفت است، قرآن در مواردى كلمه سيد را در انسان به كار برده است اينك موارد آن:
1 . درباره حضرت يحيى مى فرمايد: (مُصَدِّقاً بِكَلِمَة مِنَ اللّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً);254 كه كلمه خدا (مسيح) را تصديق مى كند و رهبر (سيد) خواهد بود و از هوسهاى سركش بر كنار.
2 . درباره عزيز مصر مى فرمايد: (وَ أَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ);255 و در اين هنگام آقاى زن را دم در، دريافتند.
3 . و در مورد اشراف كافران مى فرمايد: (وَ قَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَ كُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاَ);256 و مى گويند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم و ما را گمراه ساختند!
هنگامى كه سعد معاذ بر قوم خود وارد شد و رسول خدا نيز در آن مجلس حاضر بود به آنان امر كرد كه به احترام سيد برخيزند و چنين فرمود: «قوموا الى سيد كم».257
در حقيقت وهابيان امروز همان برادران خوارج ديروز هستند كه برخود و ديگران سخت گرفته اند در حالى كه اسلام آئين آسان و به تعبير پيامبر شريعت سهله و سمحه است.259

249 . مريم: آيه 93 .
250 . مريم: آيه 30 .
251 . نساء: آيه 59 .
252 . نور: آيه 32 .
253 . كشف الارتياب به نقل از كتاب خلاصة الكلام.
254 . آل عمران، آيه 39 .
255 . يوسف: آيه 25 .
256 . احزاب: آيه 67 .
257 . تاريخ طبرى، ج2، ص49 .
258 . آل عمران: آيه 17 .
258. ، آشنايى با عقايد وهابيان، آیت الله العظمی جعفر سبحانی، ص 250