welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
ابن تیمیه، پایه گذار سلفی گری دینی
عمل نيك و اهداء پاداش آن به والدين و دوستان
عمل نيك و اهداء پاداش آن به والدين و دوستان

شكى نيست كه مايه نجات انسان در دو جهان سعى، و تلاش اوست و قرآن مجيد در آيات متعددى مى فرمايد:(الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ); و قرآن انديشه يهودى گرى را كه خود را فرزندان خدا مى دانند و محبوبان درگاهى مى انديشند، كاملا رد مى كند و آيه مباركه (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقَاكُمْ); «در گوش همگان مى باشد ولى با اعتراف به اين اصل، ياد آور مى شويم، گاهى فضل و رحمت خدا، شامل حال بندگان شده و به بندگان اجازه مى دهد كه ثواب عمل نيك خويش را به والدين و بستگان، و دوستان مورد علاقه، اهداء كنند، البته اين اصل كاملا جنبه فرعى دارد، و نبايد در زندگى تكيه گاه انسان باشد.
اعمالى كه انسان انجام مى دهد و در عين حال ديگران نيز از آن بهره مى برند، بر دو نوع است.
1 . گاهى شخصى كه بهره مند است و از دنيا رفته در عمل انسان زنده، نقش داشته است.
2 . گاهى فاقد هر نوع نقش در عمل او بوده است جز اين كه برادر ايمانى است.
در مورد قسم نخست كوچك ترين گفتگويى نيست در اين مورد حديثى كه از پيامبر بزرگوار نقل شده است كافى مى باشد.
ابو هريره مى گويد رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «إذا مات الإنسانُ انقطعَ عنه عملُه إلاّ من ثلاث: صدقهٌ جاريةٌ، أو علم ينتفع به، أو ولد صالح يدعو له».226
آنگاه كه انسان بميرد سود و زيان اعمالى كه انجام داده پايان مى پذيرد، جز سه عمل كه سود آن حتى پس از مرگ نيز پايان پذير نيست.
1 . صدقه جاريه، مثلا مسجد يا پل يا درمانگاهى بسازد كه مردم از آن منتفع شوند.
2 . دانشى كه مردم از آن بهره مى گيرند.
3 . فرزند صالح كه براى او دعا كند.
در اين مورد انسانِ از دنيا رفته از اين اعمال بهره مى گيرد، زيرا او در حال حيات، در پديد آمدن اين سه مورد، نقش داشته، زيرا بنايى ساخته كه پس از مرگ او نيز در حال بهره دهى است يا كتابى نوشته كه مورد استفاده همگان مى باشد يا فرزند صالحى تربيت كرده كه در حق او دعا مى كند.
جرير بن عبدالله مى گويد، رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) چنين فرمود:
«من سنّ في الإسلامِ سنّة حسنّةً فعُمِلَ بها بعده كُتبَ له مثلُ اجر مَنْ عَمِل بها ولا يَنقصُ مِنْ أُجورِهم شيء، و من سنّ في الإسلام سنّة سيّئة فعُمِل بها بعدَه كُتب عليه مثلُ وزرِ مَنْ عَمِلَ بها ولا يُنقص من أوزارهم شيء».227
«هر كس در ميان مسلمانان كار خوبى را رواج دهد و پس از او ديگران نيز به آن عمل كنند مانند پاداش عاملان به آن سنت، درباره او نيز نوشته مى شود، در حالى كه از پاداش عاملان چيزى كاسته نمى شود.
و هر كس در ميان مسلمانان گناهى را رواج دهد و پس از او ديگران به آن عمل كنند مانند گناه عاملان، در ديوان اعمال او نيز نوشته مى شود در حالى كه از كيفر آنان چيزى كاسته نمى شود».
بهره گيرى در گذشتگان، از پاداش و يا كيفر ديگران، به خاطر آن است كه خود انسان در گذشته در آنها نقشى داشته و در طول حيات خود سنت نيكى را رواج داده و يا از سنّت بدى پشتيبانى كرده است و اگر او چنين كارى نمى كرد ديگران بر آن سنت ها عمل نمى كردند.
سخن در مورد دوم است يعنى انسان از عمل كسى بهره مى گيرد، در آن تأثيرگذار نبوده است، آيات قرآن بر صحت آن نيز گواهى مى دهند. اين مطلب به صورت پرسش و پاسخ روشن سازيم:
سؤال: اگر فرد در گذشته در عمل انسان زنده، نقشى نداشته باشد آيا انسان زنده مى تواند ثواب عمل خويش را به او اهدا كند.
پاسخ: قرآن و حديث پيامبر در اين مورد نيز مثبت است، و آن اينكه اگر افراد پاكدل، درباره گذشتگان استغفار كنند و يا كار نيكى را به نيابت از ميت انجام دهند پاداش آن عمل به ميت مى رسد، قرآن در موارد متعدّد سودمند بودن استغفار ديگران را يادآور شده است:
1 . استغفار فرشتگان و برادران ايمانى
1 . (الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيءْ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ).228
«كسانى كه عرش ]خدا[ را حمل مى كنند، و آنها كه پيرامون آنند، به سپاس پروردگارشان تسبيح مى گويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويده اند طلب آمرزش مى كنند (و مى گويند:) پروردگارا، رحمت و دانش ]تو بر[ هر چيز احاطه دارد، كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار».
2 . (تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلاَئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الأَرْضِ أَلاَ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ).229
«چيزى نمانده كه آسمانها بر فرازشان بشكافد و فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبيح مى گويند و براى كسانى كه در زمين هستند آمرزش مى طلبند. آگاه باش! كه در حقيقت خداست كه آمرزنده و رحيم است».
3 . (وَ الَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لاِِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَ لاَ تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ).230
«و ]نيز[ كسانى كه بعد از آنان ]مهاجران و انصار[ آمده اند و مى گويند: «پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان كه در ايمان آوردن بر ما پيشى گرفتند ببخشاى، و در دلهايمان نسبت به كسانى كه ايمان آورده اند ]هيچ گونه [كينه اى مگذار! پروردگارا، راستى كه تو رئوف و مهربانى».
اين آياتِ سه گانه حاكى از آن است كه اموات از عمل فرشتگان (دو آيه نخست) و عمل برادران ايمانى (آيه سوم) بهره مى گيرند، ولى شعاع بهره گيرى آنان منحصر به طلب آمرزش نيست بلكه گسترده تر از آن است كه روايات زير از آن پرده برداشته است:

عمل نيك و اهداء پاداش آن به درگذشتگان

در مورد انجام نيك به نيابت از اموات، روايات فراوانى در كتابهاى حديثى وارد شده كه همگى حاكى از اين است كه انسان هرگاه عملى را به نيابت از پدر و مادر و يا بستگان و دوستان بجا آورد ثواب آنها به «منوب عنه» مى رسد در اينجا مناسب است كه به اندكى از اين روايات اشاره كنيم:

1 . بهره گيرى ميت از روزه و حج نايب

الف : رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: هر كس بميرد و روزه بر ذمّه او باشد، ولىّ او (فرزندش) از جانب او روزه مى گيرد.231
ب : ابن عباس مى گويد: زنى حضور رسول خدا رسيد و گفت: مادرم مرده و روزه بر ذمه دارد.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: هرگاه بدهى به مردم داشت، تو پرداخت مى كردى؟
آن زن گفت: بلى!
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: پرداخت بدهى خدا لازمتر است.232
ج . زنى حضور رسول خدا رسيد و گفت: كنيزى را از جانب مادرم آزاد كردم.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: به اجر اين عمل مى رسى.
سپس آن زن افزود: بر ذمّة مادرم يك ماه روزه بود، آيا از جانب او روزه بگيرم؟
فرمود: روزه بگير.
آن زن افزود: مادرم حج نرفته بود آيا از جانب او حج بجا بياورم؟
پيامبر فرمود: انجام بده.233

2 . بهره گيرى ميت از تصدّق

همانطور كه يادآور شديم روايات و احاديث در اين مورد فزونتر از آن است كه به نقل آنها بپردازيم ولى در اين مورد دو حديث را نقل مى كنيم كه برخى از مشكلات را حل مى كند.
الف) عايشه مى گويد: مردى حضور رسول خدا رسيد و گفت: مادرم درگذشته و وصيت ننموده است، و چنين مى انديشم كه اگر توانايىِ سخن گفتن داشت، صدقه مى داد اگر از جانب مادرم صدقه دهم آيا براى او پاداشى هست؟
فرمود: چرا.234
ب) سعد بن عباده از ياران رسول خداست، وقتى مادر او درگذشت به حضور پيامبر رسيد و گفت: چه صدقه اى با فضيلت تر است؟
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: آب.
سعد بن عباده چاهى كند و گفت: اين براى مادر سعد.235
گاهى افراد يك رشته اعمال پاكى را انجام مى دهند و ثواب و پاداش آن را هديه گذشتگان مى كنند. مسلماً انسان هر عمل صالحى را براى خدا انجام مى دهد، و خدا از باب تفضل به او پاداش مى دهد و خدا نيز از طريق تفضل اجازه داده است كه اين نوع اعمال به نيابت از اموات انجام گيرد، و ثوابش به آنها هديه گردد.

نذر براى اولياى الهى

نذر كردن يك عمل عبادى است كه بايد به نام خدا و براى كسب رضاى او باشد انسان مريض و بيمار نذر مى كند كه اگر بهبودى پيدا كرد به يتيمان كمك و فقيران را اطعام نمايد و لازم است در صيغه نذر لفظ «للّه» گفته شود و بگويد للّه علىّ ان شفيتُ، كذا و كذا.
و گاهى روى علاقه اى كه به پيامبر و عترت او دارد، ذبح گوسفندى را نذر مى كند و مى گويد للّه على ان شفيت ان اذبحَ شاة للنبىّ أو للوصي، آيا چنين نذرى صحيح است يا نه.
با توجه به ضابطه اى گفته شده كه نذر بايد براى خدا باشد قطعاً صحيح خواهد بود زيرا نذر براى كسب رضاى خدا است به گواه اين كه مى گويد: للّه علىّ
درست است كه هر دو كلمه با «لام» مزين شده امّا مفاد اين حرف در لفظ جلاله، غير از مفاد آن در لفظ نبى است.
لام در لفظ «الله» به معنى تقرب و انجام كار براى خداست در حاليكه لازم در واژه دوم به معنى مصرف و محل انتفاع است. اتفاقاً در قرآن هر دو تعبير وارد شده است:
در اين آيه مى فرمايد:
(قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَة أَنْ تَقُومُوا لِلّهِ).236
«بگو من به شما اندرز مى دهم كه براى خدا بپاخيزيد».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ).237
«زكات از آنِ فقرا است».
بنابراين نبايد اين نوع تعبيرها را نشانه شرك و پرستش غير خدا دانست. اتفاقاً همين تعبير در حديث سعد بن عباده وارد شده است، همچنان كه در روايت خوانديم كه او آنگاه كه چاهى كند گفت: هذه لأُم سعد.

نظريه محقّقان اهل سنّت

در اينجا براى اكمال سخن نظريه دو محقق از نويسندگان اهل نست را مى آوريم:
1 . خالدى در كتاب «صلح الاخوان» مى نويسد: مسئله نذر، داير مدار نيت و انگيزه نذر كنندگان است، چرا كه «انّما الأعمال بالنيّات» چنانچه قصد نذر كننده، خود ميت و تقرب به او باشد قطعاً چنين نذرى جايز نيست، امّا اگر قصد او خداوند متعال باشد ولى نفع آن به شكلى به انسانها برسد و ثوابش به ميّت مورد نظر هديه شود، نه تنها جايز است بلكه وفا به اين نذر واجب مى باشد.238
2 . «عزّامى» نيز در كتاب «فرقان القرآن» مى نويسد: «... اگر كسى در مورد انگيزه مسلمانان از نذر و قربانى براى انبياء و صالحين تحقيق كند، به اين نتيجه خواهد رسيد كه انگيزه اى جز صدقه دادن از طرف آنها و اهداء ثواب آن به روح اموات ندارند. اجماع اهل سنّت بر آن است كه صدقه انسانهاى زنده به اموات مى رسد و به حال آنها مفيد است. رواياتى كه در اين زمينه وجود دارد، صحيحه و مشهوره است.239
ابو داود با سندى از ميمونه نقل مى كند كه: پدرم از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)پرسيد: يا رسول الله! من نذر كرده ام چنانچه خداوند به من پسرى عطا كرد، چند گوسفند در منطقه «بوانه» ذبح كنم.
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند: آيا در آن منطقه بُتى وجود دارد؟ پدر ميمونه گفت: خير.
حضرت فرمودند: به نذر خود براى خدا، وفا كن.240
همچنان كه ملاحظه مى شود پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بر سؤال خود در مورد وجود بت در جايى كه ذبح صورت مى گيرد تأكيد دارند و اين نشان مى دهد كه تنها نذرى حرام است كه براى بت ها و صنم ها باشد زيرا عادت مردم جاهل بر آن بود، چنانكه قرآن مى فرمايد:
(... وَ مَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ ... ذَلِكُمْ فِسْقُ).241
«... آنچه براى بت ها كشته مى شود... فسق و گناه است».
هر انسانى كه در احوال و رفتار زائران عتبات مقدسه و مرقد اولياى صالح خداوند دقت كند، درمى يابد كه نذر آنان براى خداوند و جلب رضايت اوست و ذبح خود را با نام خدا انجام مى دهند و هدف آنان بهره مندى صاحب قبر از ثواب قربانى و برخوردارى فقرا از گوشت آن است.

فتواى فقيهان اهل سنت

از آنجا كه مسأله ما، يك مسأله فقهى است، آگاهى از فتاواى فقهاى اهل سنّت مى تواند راهگشا باشد، آنان مسأله را به دو صورت تقسيم كرده اند:
الف ) هرگاه ميّتى بر انجام عمل نيكى وصيت كند همه فقيهان چهارگانه در لزوم تنفيذ آن اتفاق نظر دارند، و مى گويند: ميت از عمل انسان زنده بهره مند مى شود.
ب ) هرگاه ميت چيزى را وصيت نكند ولى فرزندان و بستگان بخواهند كار نيكى در حق او انجام دهند، در اينجا همه فقها به استثناى مالك برصحت اين عمل اتفاق نظر دارند.
1 . فقيهان حنبلى مى گويند: هرگاه كسى قبل از انجام حج واجب بميرد خواه در اين مورد معذور باشد يا نباشد بايد از اموال او برايش حجى گرفت هر چند وصيت نكرده باشد.242
2 . فقيهان حنفى مى گويند: هرگاه وصيت نكند و از دنيا برود و يك نفر از ورثه حجى براى او انجام دهد. عمل او به خواست خدا پذيرفته مى شود.243
3 . فقيهان شافعى مى گويند: هرگاه شخصى از انجام عمل حج عاجز شد ديگرى مى تواند از جانب او پس از مرگش نيابت كند.244
ما اگر بخواهيم نظريات همه علماى اهل سنّت را در اين مورد نقل كنيم سخن به درازا مى كشد لذا به همين مقدار بسنده مى كنيم چيزى كه هست برخى در اين مورد شبهه اى را مطرح كرده اند كه به توضيح آنها مى پردازيم.

پاسخ به يك شبهه

قرآن مجيد در سوره مباركه «النجم» مى فرمايد: (وَ أَنْ لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى);245 براى هر انسانى بهره اى جز سعى و كوشش اونيست. بنابراين هر كس از عمل خويش بهره مى گيرد. نه از عمل ديگران در اين صورت چگونه گفته مى شود ديگران از اعمال فرزندان و بستگان بهره مند مى شوند.
پاسخ اوّلاً: آيه ياد شده ناظر به اعمال نيك نيست، بلكه مقصود، گناهان است و هر كس مسؤول گناه خويش مى باشد. گواه اين تفسير، آيه ما قبل است (أَلاَّ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى);246 هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى گيرند. و سپس مى فرمايد: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى».
اتفاقاً شأن نزول آيه تفسير ياد شده را تأييد مى كند.
1 . اين آيات ناظر بر ماجراى عثمان است، او اموال فراوانى داشت و از اموال خود انفاق مى كرد، يكى از بستگان او به نام «عبدالله بن سعد» گفت: اگر به اين وضع ادامه دهى چيزى براى تو باقى نمى ماند، عثمان گفت: من گناهانى دارم كه مى خواهم به اين وسيله رضا و عفو الهى را جلب كنم، «عبدالله» گفت: اگر شتر سواريت را با جهازش به من دهى من تمام گناهانت را به گردن مى گيرم! عثمان چنين كرد، و بر اين قرار داد گواه گرفت، و بعد از آن از انفاق خوددارى كرد (آيات فوق نازل شد و اين كار را شديداً نكوهش كرد، و اين حقيقت را روشن ساخت كه هيچ كس نمى تواند بار گناه ديگرى را بر دوش گيرد و نتيجه سعى و تلاش هر كس به خود او مى رسد).247
2 . آيه درباره «وليد بن مغيره» است، او به سوى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)آمد و به اسلام نزديك شد، بعضى از مشركان او را سرزنش كرده، گفتند: آئين بزرگان ما را رها كردى، آنها را گمراه شمردى، و گمان كردى آنها در آتش دوزخند!
او گفت: راستى من از عذاب خدا مى ترسم!، شخص سرزنش كننده گفت: اگر چيزى از اموالت را به من بدهى و به سوى شرك باز گردى من عذاب تو را بر گردن مى گيرم; وليد بن مغيره اين كار را كرد، ولى مالى را كه بنا بود بپردازد جز قسمت كمى از آن را نپرداخت! آيه فوق نازل شد و وليد را بر روى گرداندن از ايمان نكوهش كرد.248
بنابراين آيه ارتباطى به اعمال نيك ندارد.
ثانياً: فرض كنيم: آيه مربوط به اعمال نيك است ولى همان طور كه در آغاز فصل ياد آورى كرديم، اصل در سعادت اين است كه بر اعمال خويش تكيه كند، به اميد ديگران ننشيند، كه درباره او كارى صورت دهند زيرا نجات دهنده انسان اعمال او است.
ولى اين مانع از آن نيست كه به صورت جزئى و استثنائى از عمل ديگران نيز بهره ببرد.
فرض كنيد، پدرى به فرزند خود پند مى دهد و مى گويد: بايد كار كنى، و روى پاى خود بايستى به كمك ديگران دل نبندى، ولى اين مانع از آن نيست كه گاهى از طريق دوست عزيز او، هديه قابل توجهى به وى برسد، و او را در زندگى كمك كند، يا وارث مال يكى از بستگان گردد، اين نوع رخدادها كه انسان را كمك مى كند، جنبه استثنائى دارد و با آن اصل كلى كه پدر به فرزند گفت، كوچك ترين دوگانگى حتى به صورت كمرنگ ندارد.
قرآن در جائى مى فرمايد: «وَ أَنْ لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى» و در جاى ديگر از شفاعت شافعان در روز رستاخيز گزارش مى دهد، و از طلب مغفرت فرشتگان، ما را مطلع مى سازد، جمعى ميان اين نوع آيات، همان است كه گفته شد.
بنابراين بايد ضابطه كلى در زندگى در نظر گرفت و آن اين كه هر كسى از كار و كوشش خود بهره مى گيرد، ولى در عين حال، به صورت جزئى، از كوشش ديگران نيز بهره مند مى شود، و اين دو ضابطه كه يكى اساس است و ديگرى به صورت استثنائى، با هم منافاتى ندارند، و شافعت شافعان، استغفار فرشتگان در حق مؤمنان از مقوله دوم است.249

226 . صحيح مسلم: 5/73، باب وصول ثواب الصدقات إلى الميت من كتاب الهبات.
227 . صحيح مسلم، 8/61، باب «من سنّه سنّة حسنة أو سيئة» من كتاب العلم.
228 . مؤمن: آيه 7 .
229 . شورى: آيه 5 .
230 . حشر: آيه 10 .
231 . انّ رسول الله قال: من مات و عليه صيام، صام عنه وليه. (صحيح مسلم، 3/155، باب قضاء الصيام عن الميت).
232 . انّ امرأة أتت رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) فقلت: انّ أُمّي ماتت و عليها صوم شهر، فقال: أرأيت لو كان عليها دين أكنت تقضينه، قالت: نعم، قال: فدين الله أحقّ بالقضاء. (صحيح مسلم، 3/155، همان باب).
233 . أنت امرأة فقال: انّي تصدقت على أُمي بجارية وانّها ماتت، قال: فقال وجب أجرك:... قالت يا رسول الله: انّه كان عليها صوم شهر أفصوم عنها، قال: صومي عنها، قالت لا انّها لم تحج قط أفأحج عنها، قال: حجي عنها. (صحيح مسلم، 3/155، همان باب).
234 . انّ رجلاّ أتى النبي(صلى الله عليه وآله وسلم) فقال: يا رسول الله أُمي اقتلعت نفسها ولم توص وأظنها لو تكلمت تصدقت، أفلها أجر ان تصدقت عنها، قال: نعم. (صحيح مسلم، 5/73، باب دخول ثواب الصدقات إلى الميت).
235 . عن سعد بن عبادة انّه قال: يا رسول الله انّ أُمّ سعد ماتت فأي الصدقة أفضل؟ قال: الماء: فحفر بئراً وقال: هذه لأُم سعد. (سنن ابى داود، 2/130، شماره 1681).
236 . سبا: آيه 46 .
237 . توبه: آيه 60 .
238 . صلح الاخوان: 102 .
239 . فرقان القرآن: 133 .
240 . سنن أبي داود: 2/81.
241 . مائده: آيه 3 .
1و2و244 . الفقه على المذاهب الأربعة، الجزري، 1/571، 567، 569 .
245 . نجم: آيه 39 .
246 . نجم: آيه 38 .
247 . اين شأن نزول را «طبرسى» در «مجمع البيان» آورده، و مفسران ديگر مانند «زمخشرى» در «كشاف» و «فخررازى» در «تفسير كبير» نيز آورده اند، «طبرسى» بعد از نقل آن مى افزايد: اين شأن نزول از ابن عاس و سدى و كلبى و جماعتى از مفسران نقل شده است.
248 . اين شأن نزول را نيز «مجمع البيان» و «قرطبى» و «روح البيان» و «روح المعانى» و بعضى ديگر از تفاسير نقل كرده اند.
249. ، آشنايى با عقايد وهابيان، آیت الله العظمی جعفر سبحانی، ص 235