welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
ابن تیمیه، پایه گذار سلفی گری دینی
گريه بر عزيزان پيش از خاكسپارى و پس از آن
گريه بر عزيزان پيش از خاكسپارى و پس از آن

مسلمانان دل باخته به رسول خدا، پس از سالهاى دراز، موفق مى شوند كه قبر رسول رحمت را زيارت كنند هنگامى كه ديدگان آنها بر ضريح شريف آن حضرت مى افتد نا خود آگاه، اشك شوق و مهر از ديدگان آنان فرو مى ريزد، قلبها مى تپد شادى و غم به هم آميخته مى شود اين يك امر طبيعى و فطرى است. جلوگيرى از آن نوعى مبارزه با خواسته فطرى انسان است.
هنگامى كه ابراهيم فرزند پيامبر در تب شديدى فرو رفته بود وى او را در بغل گرفت و چنين گفت: «چشم اشك مى ريزد، دل مى سوزد، و چيزى به زبان نمى آوريم، جز آنكه رضاى خدا در آن است و ما براى حال تو اى ابراهيم غمگينيم».220
سيره نويسان نيز مى گويند آنگاه براى ابراهيم حالت احتضار رخ داد پيامبر او را از آغوش مادرش گرفت و در آغوش خود نهاد و گفت: «ابراهيم عزيز! كارى از ما ساخته نيست» سپس ديدگانش پر از اشك شد «ما به حالت تو غمگينيم چشم گريه مى كند، قلب محزون مى شود، چيزى كه مايه خشم خداست به زبان نمى آوريم و اگر نبود كه مرگ حق و وعده راست خدا است و راهى است كه همه بايد رهرو آن راه باشند، بيش از اين بر تو غمگين مى شديم.
در اين موقع عبدالرحمن بن عوف رو به پيامبر كرد و گفت شما ما را از گريه باز مى داشتيد چطور براى فرزندت گريه مى كنى؟ پيامبر فرمود: من هرگز شما را از گريه بر عزيزان نهى نكرده ام من شما را از گفتن سخنانى كه خشم خدا برمى انگيزد باز داشتم و از كارهايى مانند داد و فرياد و سيلى به صورت زدن، پاره كردن يقه، نهى كردم نه گريه ساده بر عزيزان. بعد از اين، كلمه ملكوتى را فرمود: «فمن لم يَرحِم لم يُرحَم». آنكس كه بر كسى دلش نسوزد مورد رحمت خدا قرار نمى گيرد.

دستور گريه بر عمويش حمزه

حمزه عموى پيامبر در غزوه اُحد به وضع فجيعى گشته شد زنان انصار بر شهداى خود گريه مى كردند. و اشك مى ريختند اما در آن سرزمين غربت، كسى براى حمزه گريه نمى كرد. پيامبر به انصار دستور داد به زنان بگويند كه براى حمزه نيز سوگوارى كنند. از اين جهت آنان به موقع گريه برگشتگان به نام حمزه شروع كرده و اشك مى ريختند.
در جنگ موته عزيزانى به نامهاى جعفر بن ابى طالب و زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه شربت شهادت نوشيدند وقتى خبر شهادت آنان به مدينه رسيد حضرت براى آگاهى مردم در حالى كه اشك مى ريخت شهادت آنان را گزارش داد.221
بنابراين گريه بر عزيزان چه قبل از خاكسپارى و يا پس از آن يك امر طبيعى است و جلوگيرى از آن نوعى مبارزه با فطرت است و رسول خدا و اولياء الهى حتى صحابه پيامبر در موارد زيادى به فقدان عزيزان گريه كردند و آوردن شواهد آنها مايه گستردگى سخن مى شود.

بررسى يك حديث

عمر بن خطاب از رسول خدا حديثى را نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «ان الميت يُعذَّب بيكاء اهله; گريه بازماندگان ميت سبب عذاب او مى شود».
پاسخ: اولا: بايد حديث را بر قرآن عرضه كرد. اين حديث با آيات قرآن در تعارض است قرآن مى فرمايد: (أَلاَّ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى);222 كه هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى گيرد.
بنابراين چرا بايد ميت به وسيله بازماندگان عذاب ببيند در حالى كه كوچك ترين نقشى در گريه آنها ندارد، قرآن در آيه ديگر مى فريد: (لِتُجْزَى كُلُّ نَفْس بِمَا تَسْعَى);223 تا هر كس در برابر سعى و كوشش خود، جزا داده شود! بنابراين اگر حديث معنى صحيحى نداشته باشد مردود است.
ثانياً: حديث به صورت صحيح نقل نشده است. هنگامى كه اين حديث را بر عائشه خواندند گفت ناقل اين حديث دروغ نگفته است اما در نقل حديث خطا كرده پيامبر خدا اين حديث را در مورد ديگر گفت. زيرا او يهودى را ديد كه بر زن از دست رفته خود اشك مى ريزد.
فرمود: «إنّهم لَيبكُونَ عليها و إنّها لتُعذَّبُ في قَبْرها».224 آنان بر عزيز از دست رفته خود گريه مى كنند، در حالى كه او در قبر معذب است.
آنگاه عايشه اين آيه را خواند: أَلاَّ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى. بنابراين منع وهابيان از گريه برعزيزان برخلاف فطرت و بر خلاف عمل رسول خدا و ياران اوست.
ابن عباس مى گويد روزى كه زينب دخت گرامى رسول خدا رحلت كرد زنان بر او گريه كردند عمر بن خطاب با تازيانه خود آنان را از اين گريه بازداشت پيامبر فرمود: مهلا يا عمر دعهن ليبكين، آنها را رها كن گريه كنند. آنگاه رسول خدا در كنار قبر زينب نشست در حالى كه دخترش فاطمه در كنار او بود و گريه مى كرد، پيامبر با لباس فاطمه اشك ديدگان او را پاك مى كرد.225-226

220 . سنن ابى داود، ج3، ص58; سنن ابن ماجد، ج1، ص482 .
221 . صحيح بخارى، ج4، ص34 كتاب مناقب; سنن بيهقى، ج 4، ص70 .
222 . نجم: آيه 38 .
223 . طه: آيه 15ى .
224 . صحيح بخارى، ج2، ص80 .
225 . مسند احمد، ج1، ص235; مستدرك حاكم، ج5، ص191 .
226. ، آشنايى با عقايد وهابيان، آیت الله العظمی جعفر سبحانی، ص 228

Website Security Test