welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
شیعیان امامان خود را معصوم می‌دانند، ولی روایات زیادی درباره سهو و خطای ائمه رسیده است. علّامه مجلسی می‌گوید: مسأله خیلی مشکل است چون اخبار و نشانه‌های زیادی بر این دلالت می‌کند که سهو و فراموشی از آن‌ها سر می‌زده است!
شیعیان امامان خود را معصوم می‌دانند، ولی روایات زیادی درباره سهو و خطای ائمه رسیده است. علّامه مجلسی می‌گوید: مسأله خیلی مشکل است چون اخبار و نشانه‌های زیادی بر این دلالت می‌کند که سهو و فراموشی از آن‌ها سر می‌زده است!

پاسخ
مسأله سهو امامان، به‌سان سهو پیامبرصلی الله علیه و آله قرن‌هاست مورد بحث و گفتگو است. رأی مشهور در میان امامیه این است که فرد معصوم همان‌طور که از گناه مصون است، از خطا و اشتباه نیز به دور است؛ زیرا اشتباه و خطا در امور زندگی، کم کم سبب می‌شود که مردم به عصمت آنان در تبلیغ احکام نیز شک و تردید کنند.
اهل سنّت نقل می‌کنند که پیامبر نماز چهار رکعتی را دو رکعت خواند. پس از فراغ از نماز، یکی از اصحاب به نام ذوالیدین به حضرتش عرض کرد: آیا نماز را شکسته خواندی یا دچار فراموشی شدی؟ پیامبر در پاسخ گفت: هیچ یک از این دو در کار نبود.
از این جهت، گروهی از اهل سنت معتقدند که پیامبرصلی الله علیه و آله در غیر امور دینی سهو و اشتباه می‌کند عین این سؤال در مورد امامان، مطرح است.
بزرگان شیعه؛ مانند شیخ مفید، از شخصیت‌هایی است که هر نوع سهو و
خطا را از امامان نفی می‌کند و روایاتی را که در این مورد وارد شده، خبر واحد می‌داند که نمی‌توانند مدرک عقیده باشند و افرادی از امامیّه که درباره پیامبر و امام، معتقد به سهو هستند، به شدت مورد انتقاد قرار می‌گیرند. «1» مرحوم مجلسی نیز یادآور می‌شود که مشهور در میان امامیه این است که از آن حضرات سهویصادر نشده و دلایل آن‌ها را نقل می‌کند؛ به‌ویژه یادآور می‌شود که امام پیوسته به وسیله روح القدس یاری می‌شود و او بازدارنده از سهو و خطا است.
سپس در آخر می‌گوید: من در این مسأله چیزی نمی‌گویم؛ زیرا هر دو طرف برای خود دلایلی دارند.
در پایان یادآور می‌شویم که عصمت انبیا و اولیا در مسائل مربوط به تبلیغ رسالت و بیان احکام الهی و معارف، جای بحث و گفتگو نیست و اگر سخنی هست، درباره امور جزئی زندگی است که ارتباط به دین و تربیت ندارد. «2»

1- شرح عقاید صدوق، ص 66
2- پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 313