فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
چرا وقتی حضرت علی علیه السلام به قدرت رسید: الف) در منبر گفت: «خَیرُ هَذِهِ اْلأُمَّة بَعْدَ نَبِیّهَا أَبُو بَکْر وَ عُمَر». ب) ازدواج موقت را رواج نداد. پ) فدک را باز نگرداند. ت) «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» را به اذان و اقامه اضافه نکرد. ث) «الصلاةُ
چرا وقتی حضرت علی علیه السلام به قدرت رسید: الف) در منبر گفت: «خَیرُ هَذِهِ اْلأُمَّة بَعْدَ نَبِیّهَا أَبُو بَکْر وَ عُمَر». ب) ازدواج موقت را رواج نداد. پ) فدک را باز نگرداند. ت) «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» را به اذان و اقامه اضافه نکرد. ث) «الصلاةُ خیرٌ مِنَ النَّوم» را از اذان حذف نکرد. ج) برای مردم قرآن دیگری نیاورد ...

پاسخ
به گردآورنده این پرسش‌ها (که مدعی هستند از سایت‌ها گرفته‌اند) یادآور می‌شویم که: شما مدعی امور شش‌گانه پیش‌گفته هستید و باید آن‌ها را ثابت کنید. شما ادعاهایی مطرح ساخته‌اید و هیچ مدرکی برای آن‌ها ارائه نکرده‌اید. آیا همین چند پرسش بی‌مدرک، مایه گمراهی شیعیان شده است؟!
1. حدیثی که از زبان امیر مؤمنان، علی علیه السلام درباره دو خلیفه نخست نقل شد، از احادیث جعلی و ساختگی است. این تنها حدیثی نیست که از زبان علی علیه السلام درباره خلفا جعل کرده‌اند. در این مورد، 36 حدیث در فضیلت خلفا از آن حضرت جعل گردیده که آثار جعل و وضع، از آن‌ها
پیداست. برای آگاهی از این احادیث و شیوه جعل، به کتاب شریف الغدیر مراجعه فرمایید. «1» از بررسی این احادیث چنین به دست می‌آید که گویی از نظر جاعلان، علی علیه السلام کاری جز مدّاحی خلفا و ستایش آنان نداشته است. اگر علی علیه السلام چنین مقام و موقعیتی برای خلفا می‌شناخت، چرا در بیعت با آنان شش ماه تأخیر کرد؟ و چرا برترین زنان جهان، دخت گرامی پیامبرصلی الله علیه و آله با آنان بیعت نکرد؟ و چرا با آنان سخن نگفت و در حالی که نسبت به آنان خشمگین بود، از این جهان رفت؟
چرا این حدیث مجعول را بپذیریم ولی آن خطبه غرّاء را که همه محقّقان برصحت انتساب آن به علی علیه السلام اتفاق دارند نپذیریم که فرمود:
«أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ أَبی قُحافة وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَی». «2»
«به خدا سوگند ابوبکر ردای خلافت را بر تن کرد، در حالی که خوب می‌دانست من نسبت به حکومت اسلامی چون محور سنگ آسیاب هستم ...».
و سخن دیگرِ امام را چه کنیم که فرمود:
«آنان خودسرانه بر مسند خلافت نشستند و ما را که از نظر نسب برتر و نزدیک‌ترین پیوند با رسول خدا داریم کنار زدند ...». «3» 2. کلام امیر مؤمنان در باره ازدواج موقت، و نکوهش کار عمر که آن را ممنوع ساخت، کافی است که گفت:
«اگر عمر از ازدواج موقت جلوگیری نمی‌کرد، جز افراد تیره بخت کسی به سراغ زنا نمی‌رفت.» «4»
یکی از مسلّمات تاریخ این است گروهی ازصحابه، همواره بر حلّیت ازدواج موقت تأکید می‌کردند، حتی طبق نقل ذهبی «ابن جریج» فقیه مکه، مکرر متعه کرده است. «5» 3. درباره فدک و این که چرا آن را بازپس نگرفت، روشن است؛ چون اگر در دوران قدرت، آن را از دست عاملان خلفا پس می‌گرفت، متهم به دنیاگرایی می‌شد و خود حضرت در نامه‌ای که به عثمان‌بن حنیف نوشته، می‌گوید:
«آری از میان آنچه که آسمان بر آن سایه افکنده، تنها فدک در اختیار ما بود که گروهی بر آن هم حسادت ورزیده و گروه دیگری آن را سخاوتمندانه رها کردند، بهترین حاکم خداست.
مرا با فدک و غیر فدک چه کار؟ در حالی که جایگاه فردای هرکس قبر اوست که در تاریکی آن، آثارش محو و اخبارش ناپدید می‌شود،» «5»
پرسش کننده برگی از تاریخ فدک را نخوانده است که فدک در طول تاریخ خلفا تا عصر مأمون، بارها باز پس گرفته و باز به آل مروان سپرده شد. از آنجا که هدف خلاصه‌گویی است، علاقه‌مندان می‌توانند درباره تاریخ فدک به کتاب «فروغ ولایت» مراجعه کنند.
4. درباره «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» کافی است یادآور شویم که یکی از متکلّمان اشعری می‌گوید: خلیفه دوم بالای منبر قرار گرفت و گفت: من سه چیز را بر شما تحریم می‌کنم و اگر کسی مرتکب شد او را به مجازات می‌رسانم:
1. عقد موقت 2. حج تمتع 3. «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ». «7» حلبی می‌نویسد: ابن عمر و امام زین العابدین در اذان، بعد از جمله «حَیَّ عَلَی الْفَلَاح»، «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» می‌گفتند. «8» در طول تاریخ گفتن «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» در مئذنه‌ها نشانه گرایش به اهل بیت علیهم السلام بوده است.
ابوالفرج اصفهانی (284- 356) می‌نویسد: وقتی یکی از حسنی‌ها بر مدینه فرمانروا شد، عبداللَّه بن حسن افطس بالای مناره مسجد رفت و به مؤذن دستور داد در اذان «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» بگوید. «9» و امّا چرا امیر مؤمنان به اشاعه آن نپرداخت! روشن است که وی در روزگار خود، با سه گروه در داخل نبرد کرد: 1. پیمان شکنان 2.
ستمکاران، 3. خوارج و نافرمانان. با این مشکلات، آن حضرت باید جبهه چهارمی هم می‌گشود و این، در چنان وضعیتی بهصلاح نبود ولی در عین حال در موارد مناسب از بدعت‌های خلفا نکوهش می‌کرد. یکی از آن‌ها «نماز تراویح» است؛ یعنی خواندن نوافل ماه رمضان با جماعت که از بدعت‌های خلیفه دوم است و در عصر پیامبر خداصلی الله علیه و آله به این شیوه که اکنون در مساجد می‌خوانند، اصلًا وجود نداشت. «10» وقتی امام علی علیه السلام زمام حکومت را به دست گرفت، مردم کوفه از آن حضرت خواستند برای آنان امامی برای نماز تراویح معین کند.
حضرت از تعیین امام خودداری نمود و آن را بدعت شمرد. در این هنگام، عمل علی علیه السلام را نوعی مقابله با سیره عمر دانستند و ناله «واعمراه!» از مسجد بلند شد. در این هنگام امیر مؤمنان علی علیه السلام گفت: من امامی تعیین نمی‌کنم، خودتان تعیین کنید. «11» شگفت آن‌که عمر چنین نمازی را «بدعت حسنه!» شمرد. آیا «بدعت در دین» می‌تواند حسن و زیبا باشد؟
در پایان یادآور می‌شویم که باید نوافل ماه رمضان در خانه‌ها بهصورت فرادی اقامه شود نه در مساجد. در این مورد کافی است به حدیثی که مسلم درصحیح خود نقل کرده توجه کنیم که پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود:
«عَلَیْکُمْ بِالصَّلَاةِ فِی بُیُوتِکُمْ، فَإِنَّ خَیْرَصَلَاةِ الْمَرْءِ فِی بَیْتِهِ إِلَّا الصَّلَاةَ الْمَکْتُوبَةَ». «12»
«بر شماست که نمازها را در خانه‌هایتان بخوانید؛ زیرا بهترین نماز، نمازی است که در خانه خوانده شود، مگر نماز واجب که جایگاه آن مسجد است.» برای تفصیل به کتاب «الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف» مراجعه کنید. «13» 5. «الصلاة خیر من النوم» از نظر محققان بعداً به اذان اضافه شده است. در این مورد کافی است بدانیم مالک در موطأ نقل می‌کند: مؤذن عمر سراغ او آمد تا او را برای نماز ببرد، او را در خواب یافت، برای بیدار کردن او گفت: «الصَلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّومِ» «14»
عمر از این جمله خوشش آمد و گفت آن را در ندای اذانصبح قرار دهید.
در کتاب «الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف» در باره این جمله بهصورت گسترده سخن گفته شده. «15» در این‌جا از بازگویی نکته‌ای ناگزیریم و آن این‌که: هر فصلی از فصول اذان، یکی از معارف الهی را دربردارد و یا دعوت به یکی از فرایض است. جمله «حَیَّ عَلَی خَیْرِ الْعَمَلِ» چنانکه گفتیم جزو اذان است و نماز را بهترین عمل و برترین کارها می‌شمارد ولی جمله دیگر؛ یعنی «الصّلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّوم» فقط نماز را از خوابیدن بهتر معرفی می‌کند. معلوم است که این، جز پایین آوردن شأن نماز نیست.
از این گذشته، آیا هیچ خردمندی در جهان شک دارد که نماز بهتر از خواب است تا بالای مئذنه اعلام کنیم: هان! ای مردم، بدانید نماز بهتر از خواب است؟!
6. چرا وقتی علی‌بن ابی‌طالب خلیفه شد، قرآن دیگری نیاورد؟ این پرسش به قدری بی‌پایه و اساس است که نیاز به پاسخ ندارد.
قرآنی‌که اکنون در اختیار همه مسلمانان است، همان قرآن به قرائت علی علیه السلام است؛ زیرا عاصم به یک واسطه قرائت را از علی علیه السلام گرفته است.
با این وصف، قرآن دیگری در کار نبود که بیاورد.
آری، در برخی از روایات آمده است که امیر مؤمنان، قرآن را بر حسب نزول آیات و سور تنظیم کرده بود، که آن را نزد خود محفوظ داشت و کوچک‌ترین اختلافی با قرآن فعلی جز در تنظیم و ترتیب نداشت. «16» «17»

1- . الغدیر، ج 8، ص 54- 62؛ تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 77
2- نهج البلاغه، خطبه سوم. ابن خشاب این خطبه را پیش از تولد رضی، در سال 306 برای مصدق بن شبیب واسطی نقل کرده است، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 1، ص 205
3- نهج البلاغه، 162
4- . تفسیر طبری، ج 5، ص 9؛ الدر المنثور، ج 2، ص 140
5- صحیح مسلم، ج 4، ص 131، باب نکاح المتعة؛ مسند احمد، ج 2، ص 95 و 4، ص 436؛ میزان الاعتدال، ج 2، ترجمه عبدالملک بن خریج.
6- نهج البلاغه، نامه شماره 45 که به عثمان بن حنیف نوشته است.
6- شرح تجرید قوشچی، ص 484
7- سیره حلبی، ص 305
8- مقاتل الطالبیین، ص 277
9- فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 4، ص 250، حدیث 2009 و 2010
10- تهذیب، ج 3، باب فضل شهر رمضان، حدیث 30؛ کافی، ج 4، ص 154
11- فتح الباری، ج 4، ص 250، حدیث 2010
12- الانصاف، صص 383- 422
13- موطأ، ص 78 به شماره 8
13- الانصاف، ج 1، صص 151- 162
14- الانصاف، صص 383- 422
15- موطأ، ص 78 به شماره 8
16- الانصاف، ج 1، صص 151- 162
17. پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 86