فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی تصاویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
آنگاه که پیامبرصلی الله علیه و آله (قبل از وفاتش) خواست نامه‌ای بنویسد و عمر با آن مخالفت کرد، چرا علی علیه السلام چیزی نگفت با این‌که او مرد شجاعی بود؟
آنگاه که پیامبرصلی الله علیه و آله (قبل از وفاتش) خواست نامه‌ای بنویسد و عمر با آن مخالفت کرد، چرا علی علیه السلام چیزی نگفت با این‌که او مرد شجاعی بود؟

پاسخ
در اینجا با ابن عباس هم‌صدا می‌شویم که گفت:
پیامبر خداصلی الله علیه و آله، روز پنج‌شنبه، که چیزی به وفاتش نمانده بود، فرمود: قلم و دواتی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید «1» ولی از میان حاضران برخی با این کار مخالفت کردند و عمر بن خطاب گفت: بیماری بر پیامبر چیره شده است! و در نقل دیگر گفت:
پیامبر هذیان می‌گوید! و اصحاب به مشاجره با یکدیگر پرداختند. این سخنان به‌گوش پیامبرصلی الله علیه و آله رسید و فرمود: برخیزید و از این‌جا بروید.
شایسته نیست در محضر پیامبر به اختلاف و کشمکش بپردازید. آنگاه ابن عباس می‌گوید: بزرگ‌ترین فاجعه و مصیبت همان بود که میان پیامبرصلی الله علیه و آله و خواسته او که نوشتن نامه بود، مانع شدند تا آنجا کهصدای زنان پشت پرده بلند شد و مخالفان را نکوهش کردند. در این جا دو پرسش مطرح می‌شود:
1. چرا خلیفه دوم با دستور اکید پیامبرصلی الله علیه و آله مخالفت کرد؟ آیا این مخالفت عصیان علیه پیامبرصلی الله علیه و آله نیست؟ قرآن می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَاتُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. «2»
«ای افراد با ایمان بر خدا و پیامبر پیشی نگیرید ...»،
آیا جلوگیری از نوشتن، پیشی گرفتن بر خدا و پیامبر نبود؟
2. چرا پیامبر نامه را ننوشت؟ علت آن روشن است؛ زیرا وقتی سخن پیامبرصلی الله علیه و آله زیر سؤال رفت و آن معلول بیماری و نعوذ باللَّه هذیان گویی پیامبرصلی الله علیه و آله معرفی شد، اگر می‌نوشت نامه‌اش نیز به همین تهمت مردود شمرده می‌شد و آنچه نباید بشود، می‌شد. در نتیجه تمام مکتب زیر سؤال می‌رفت.
از این بیان روشن می‌شود که چرا علی علیه السلام جانب پیامبرصلی الله علیه و آله را نگرفت؛ معلوم است که وقتی پیامبرصلی الله علیه و آله، از نگارش نامه منصرف می‌شود، علی علیه السلام جز اطاعت پیامبرصلی الله علیه و آله کاری نمی‌تواند بکند.
از قضا سرکنگبین صفرا فزود.
طرح کننده این پرسش خواسته است نقطه ضعفی برای شیعه دست و پا کند، ولی می‌بینیم که این حدیث، که بخاری آن را در 6 جایصحیح خود نقل کرده، مایه بی پایگی مکتب اموی و ضربه محکمی بر عدالت جمعی ازصحابه است. پیامبر خداصلی الله علیه و آله هر چند نامه را ننوشت، ولی خوشبختانه آن را به نحو دیگری جبران کرد؛ آنگاه که به مسجد رفت و حدیث ثقلین را مطرح کرد، فرمود:
«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ؛ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً». «3»
درست همان کلمه ضلالت و گمراهی را که در حدیث پیشین به کار برده بود، در اینجا نیز به کار برد. «4»

1- .« ... ائْتُونِی بِکِتَابٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ. قَالَ عُمَرُ: إِنَّ النَّبِیَّ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَ عِنْدَنَا کِتَابُ‌اللَّهِ، حَسْبُنَا، فَاخْتَلَفُوا وَ کَثُرَ اللَّغَطُ، فَقَالَ صلی الله علیه و آله قُومُوا عَنِّی وَ لَا یَنْبَغِی عِنْدِیَ التَّنَازُعُ». صحیح بخاری، شماره‌های 114، 3053، 3186، 4432، 5669، 7366
2- حجرات: 1
3- مرحوم میرحامد حسین مؤلف« عبقات الأنوار»، بخشی از کتاب خود را به بیان اسانید و تبیین متن این حدیث اختصاص‌داده وهمگی در 6 جلد، چاپ شده است. به عنوان نمونه: سنن ترمذی، ج 2، ص 207؛ مسند احمد، ج 3، ص 17 و 26 و 59 و ح 4، ص 366 و 371؛ مستدرک حاکم، ج 3، صص 109- 101 و کتاب السنة ابن أبی عاصم: 629، حدیث 1553
4. پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 46