welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان
در روایات شیعه آمده است که باید در مصیبت صبر کرد و از بی‌قراری و بی‌تابی پرهیز نمود و از سیلی برچهره زدن و مانند آن خودداری کرد. با این وصف، چرا شیعه در ایام سوگواری بر خلاف این احادیث گام عمل می‌کند؟
در روایات شیعه آمده است که باید در مصیبت صبر کرد و از بی‌قراری و بی‌تابی پرهیز نمود و از سیلی برچهره زدن و مانند آن خودداری کرد. با این وصف، چرا شیعه در ایام سوگواری بر خلاف این احادیث گام عمل می‌کند؟

پاسخ
تفاوت است میان گریه برای از دست رفتگان، که در خصوصیات فطری است و چاک کردن گریبان و خراشیدنصورت.
راه نخست، راه پیامبر و یاران اوست؛ آنگاه که فرزندش ابراهیم درگذشت، چنین فرمود: «چشم گریان است و اشک ریزان و قلب سوزان». «1» در جنگ احد، آنگاه که حمزه شهید شد،صفیه دختر عبد المطّلب در دامنه احد به دنبال پیامبر می‌گشت. وقتی حضرت او را دید، میان انصار و او فاصله انداخت و فرمود: او را به حال خود واگذارید.صفیه کنار جنازه حمزه نشست و گریست. هرگاهصدایش به گریه بلند می‌شد،صدای گریه پیامبرصلی الله علیه و آله نیز بلند می‌شد و اگر او آهسته می‌گریست پیامبر هم آهسته گریه می‌کرد. فاطمه، دختر رسول اللَّهصلی الله علیه و آله نیز می‌گریست. پیامبرصلی الله علیه و آله به دخترش فاطمه می‌فرمود: «هیچ کس مانند تو مصیبت نخواهد دید.» «2»
حضرت زهرا علیها السلام پس از رحلت پیامبر پیویسته می‌گریست و می‌فرمود: ای پدر، تو به پروردگارت نزدیک شدی و دعوتش را اجابت کردی، اکنون بهشتِ برین جایگاه تو است. «3» در طول تاریخ اسلام، گریه برگذشتگان ونزدیکان درمیان مسلمانان؛ اعم ازصحابه و تابعان، بیش از آن است که ما در اینجا منعکس کنیم حتی گریه‌های شیخین (ابوبکر و عمر) در موارد زیادی، هنگام درگذشت دوستانشان در تاریخ ثبت شده است. «4» عایشه می‌گوید: پس از آن که رسول خدا قبض روح شد، سر او را بر بالش نهادم و برخاسته با زنان دیگر، بر سر وصورت زدم. «5» سوگواری برای عزیزان، که از فطرت انسان سرچشمه می‌گیرد، نه تنها مطلوب و خواستنی است، حتی تاریخ می‌گوید: در جنگ احد، زنان انصار بر کشتگان خویش سوگواری می‌کردند. ناگاه پیامبرصلی الله علیه و آله به خاطرش آمد که عمویش حمزه، که شربت شهادت نوشیده است، سوگوار ندارد، از زنان انصار خواست همچنان که بر نزدیکان خود اشک عاطفه می‌ریزند بر حمزه نیز گریه کنند. «6» وقتی پیامبر بر مرگ یکی از دخترانش می‌گریست، عبادةبنصامت از علت گریه پرسید. حضرت پاسخ دادند: گریه، رحمتی است که خداوند در نهاد فرزندان آدم قرار داده است و خداوند فقط بر بندگان عطوف خود رحم خواهد کرد. «7» ولی درگذشت شخصیت‌های اسلامی و رهبران دینی حساب دیگری دارند. سوگواری در ایّام درگذشت آنان، نه تنها به معنای بی‌صبری شخصی نیست، بلکه به معنای نوعی حمایت از آنان و دعوت به راه آنان است.
آنان جهادگران واقعی اسلام بودند که هرگز با ظالمان اموی و عباسی نساختند و شربت شهادت نوشیدند. راهپیمایی و به اصطلاح مردم، هیئت‌های عزاداری، برای احیای مکتب آن‌هاست و هر نوع سینه‌زنی و نوحه سرایی، همه و همه به منظور زنده کردن راه و رسم آن‌هاست که بار دیگر امت اسلامی در دام منافقان ستمگر نیفتند که «مرگ سرخ به از زندگی ننگین است».

نتیجه‌گیری‌

1. از این بیان نتیجه می‌گیریم که سوگواری، گریه و اشک ریختن در فراق عزیزان، رحمتی الهی است و حاکی از کمال انسانی است که در مقابل سنگدلی که از هیچ چیز اثر نمی‌پذیرد و به هیچ کسی رحم نمی‌کند قرار دارد.
2. راه پیمایی و عزاداری و نوحه سرایی دسته جمعی برای احیای مکتب، امری مطلوب است و نه تنها مورد نهی نیست بلکه مورد ستایش است.
3. نوحه سرایی‌ها و راهپیمایی‌های شیعه در تاسوعا و عاشورا و در مناسبت‌های دیگر، جنبه سیاسی دارد و هدف این است که بنی امیه را محکوم کنند و همه کسانی را که لب فرو بسته و مؤید آن‌ها بوده‌اند از خود طرد کنند تا مظلومیت اهل بیت و ستمگری اموی‌ها، زنده نگاه دارند.
4. مخالفان عزاداری از آن می‌ترسند که مظلومیت اهل بیت و ستمگری اموی‌ها بار دیگر مطرح گردد و به دنبال مستمسک‌هایی هستند که شیعه را از این کار باز دارند. در این راستا روایاتی را مطرح می‌کنند که ما نیز منکر آن‌ها نیستیم، ولی هدف آنان سرپوش نهادن بر اعمال بنی‌امیه و منزوی ساختن خاندان رسالت است.
اگر در این عزاداری‌ها، کاری بر خلاف دستور الهیصورت گیرد، هیچ عالمی آن را تجویز نمی‌کند و حساب مکتب را باید از کار برخی از افراطی‌ها جدا کرد. «8»

1- مجمع الزوائد، ج 3، ص 8
2- امتاع الأسماع، مقریزی، ص 154
3- صحیح بخاری، باب مرض النبی و وفاته؛ مسند أبی داود، ج 2، ص 197؛ سنن نسائی، ج 4، ص 13؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 163؛ تاریخ الخطیب، ج 3، ص 262
4- به کتاب مرزهای توحید و شرک، صص 195- 201 مراجعه فرمایید.
5- تاریخ طبری، ج 2، ص 441
6- مجمع الزوائد، ج 6، ص 120. این رویداد گویا پیش از سوگواری« صفیه» برای حمزه بوده است.
7- سنن ابی داود، ج 2، ص 58؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 481
8. پاسخ جوان شیعی به پرسشهای وهابیان، محمد طبری، ص 69

Website Security Test