welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی العربیة
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
مسائل متفرقه
چرا با معاويه كاتب وحي ناسازگاريد؟
از فضايل معاويه يكي اين است كه كاتب وحي بوده است، چرا با او ناسازگاري مي‌‌كنيد؟

پاسخ
معاويه در سال هشتم هجرت پس از آنکه اسلام، بر اكثر نقاط شبه جزيره حاكم شد، با پدرش تحت فشار عمومي به ظاهر اسلام را پذيرفتند و فتح مكه در اواخر سال هشتم هجرت بوده و پس از آن، پيامبر ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) دو سال و چند ماه زنده بوده است. بنابراين، اگر او بخواهد نويسنده وحي باشد بايد در آن دو سال و اندي باشد كه از مكه به مدينه هجرت كرده‌اند و پيامبر به او اعتماد كند تا وحي را بنويسد، ولي اميرمؤمنان علي ( عليه السلام ) از آغاز بعثت تا پايان هجرت، كاتب وحي بوده، آيا مي‌‌توان اين دو كاتب را يكسان دانست؟
فرض كنيد او چند آيه را هم در كنار ديگر كاتبان نوشته باشد، ولي آيا اين حسنه مي‌‌تواند مايه مغفرت آن گناهان بزرگ او باشد؟
بزرگ‌ترين گناه او اين است كه در مقابل خليفه برگزيده مردم علاوه بر تنصيص خدا و رسول، مقاومت كرد و جنگي را به راه انداخت كه در آن هفتاد هزار مسلمان كشته شدند و مسئله دستگيري قاتلان عثمان بهانه‌اي بود كه در مقابل علي ( عليه السلام ) بايستد درحالي‌که وظيفه او اين بود كه بيعت كند، آن‌گاه از علي بخواهد كه قاتلان عثمان مجازات شوند.
يكي از گناهان بزرگ او اين است كه حكومت شورايي اسلام را به حكومت سلطنتي و موروثي تبديل كرد و لذا ساليان درازي، خاندان ابي‌سفيان و مروانيان بر تخت خلافت اسلامي تكيه كرده و حكمراني نمودند و فساد و بي‌عدالتي، آن‌چنان جهان را فرا گرفت كه با يك خيزش عمومي، به سلطنت آل ابي‌سفيان ومروانيان خاتمه داده شد.
رشيد رضا در تفسير المنار مي‌‌نويسد: در آستانه (استانبول) يك نفر از انديشمندان آلمان به يكي از سران اسلامي گفت: ما بايد مجسمه معاويه را با طلا بسازيم و در ميدان برلين نصب كنيم؛ زيرا او حكومت شورايي اسلام را به شيوه سلطنتي تبديل كرد و از پيشروي مسلمانان به‌سوي غرب جلوگيري نمود و اگر او نبود هم اكنون مسلمانان در قلب اروپا حكومت مي‌‌كردند.(1)
البته سخن درباره معاويه فراوان است به همين مقدار بسنده مي‌‌شود. (2)

1. المنار، ج11، ص 26، تفسير سوره يونس.
2. جدال احسن (نقد و بررسی شبهات وهابیان)، آیت الله سبحانی، ص 319.