welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری صوت گالری تصویر گالری فیلم اخبار ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
خداشناسی
عجز وقدرت و مسأله توحيد و شرك
آيا عجز وقدرت، مرز توحيد و شرك است؟

پاسخ: از كتاب هاى وهابيان استفاده مى شود كه براى توحيد و شرك در عبادت، مقياس ديگرى است و آن، قدرت و عجز طرف مسئول نسبت به حاجتى است كه از او درخواست مى شود. آنان مى گويند: درخواست چيزى از مخلوقى كه بر آن كار، جز خدا قادر و توانا نيست، شرك وعبادت محسوب مى شود.
ابن تيميه در اين باره مى نويسد:
«من يأتى إلى قبر نبى أو صالح و يسأله حاجته و يستنجده مثل أن يسأله أن يزيل مرضه أو يقضى دينه أو نحو ذلك مما لا يقدر عليه إلاّاللّه عزّوجلّ فهذا شرك صريح يجب أن يستتاب صاحبه فإن تاب و إلاّ قتل;( [1])
اگر كسى به سر قبر پيامبر و يا فرد صالحى بيايد و از او حاجت بخواهد; مثل اين كه از او بخواهد بيمارى او را شفا بخشد و قرض او را ادا كند و مانند اين ها كه جز خدا كسى بر آن قادر نيست، اين شرك است و بايد دارنده ى چنين عقيده هرچه زودتر توبه داده شود. اگر توبه كرد چه بهتر و الاّ كشته مى شود».
در اين عبارت ميزان شرك، عجز و ناتوانى معرفى گرديده است و اين كه خواستن امورى كه تنها در قدرت خداست از غير خدا، مايه ى شرك مى باشد، بر خلاف تفصيل گذشته كه ميزان در آن، موت وحيات طرف بود. از اين جهت شايسته بود كه ابن تيميه پس ازجمله ى «إلى قبر نبي أو صالح»، لفظ «أو ولي حيّ» مى افزود تا روشن گردد كه ميزان، موت و حيات طرف سؤال نيست، بلكه ميزان قدرت و عجز او است. هم چنان كه «صنعانى»كه يكى از نويسندگان وهابى است اين كار را كرده است و گفته است «من الأموات أو من الأحياء». اينك متن عبارت او:
«الاستغاثة بالمخلوقين الاحياء فيما يقدرون عليه ممّا لا ينكرها أحد... و إنّما الكلام في استغاثة القبوريين و غيرهم بأوليائهم وطلبهم منهم أُموراً لا يقدر عليها إلاّ اللّه تعالى من عافية المريض و غيرها...وقد قالت أُم سليم يا رسول اللّه: خادمك أنس ادع اللّه له و قد كانت الصحابة يطلبون الدعاء منه و هو حيّ و هذا أمر متّفق على جوازه و الكلام في طلب القبوريين من الأموات أو من الأحياء أن يشفعوا مرضاهم و يردوا غائبهم...ونحو ذلك من المطالب التي لا يقدر عليها إلاّ اللّه;( [2])
كمك خواهى از زندگان جاى انكار نيست، سخن در كمك خواهى از اوليا پس از مردن است، آن هم درخواست امورى كه جز خدا كسى بر آن قادر نيست; مانند شفا دادن مريض.
«اُمّ سليم» از پيامبر درخواست كرد كه درباره ى «انس» دعا كند. و ياران پيامبر از او درخواست دعا مى كردند و اين مطلب مورد بحث نيست، سخن در درخواست حاجت از مردگان و يا زندگان است كه بيماران آنان را شفا بخشند و گمشده آنان را باز گردانند و يا انجام امور ديگرى كه جز خدا كسى بر آن قادر نيست».
در بحث پيش مسئله ى موت و حيات مسئول مطرح بود و درخواست حاجت از زنده شرك نبود، در حالى كه درخواست آن از مرده، قرين شرك بود. ولى در اين بحث، ميزان شرك در عبادت، درخواست چيزى است كه تنها خدا به آن قادر است، نه بنده. در اين صورت زنده و مرده بودن مسئول، تفاوتى در مسئله نخواهد داشت.
اين نظريه بى پايه تر از آن است كه احتياج به پاسخ داشته باشد، زيرا عجز و ناتوانى و يا قدرت و توانايى شخص مسئول، ميزان عقلايى يا غير عقلايى بودن سؤال و درخواست است، نه ميزان شرك و توحيد.آدمى كه در قعر چاه قرار گرفته است اگر از سنگ هاى اطراف استمداد كند، آدمى است احمق و كار او احمقانه است، و اگر از ره گذرى كه توانايى نجات او را دارد چنين درخواستى بنمايد، كارش عقلايى و درخور ستايش است.
ازاين جهت در انتقاد از اين قسمت نبايد بيش از اين معطل شد، وبايد سخن را در تفصيل هاى ديگر متمركز ساخت.( [3])

[1] . زيارة القبور، و الاستنجاد بالمقبور، ص 156 و در رسائل « الهدية السنية» ، ص 40 نيز مطلبى قريب به اين به چشم مى خورد.
[2] . كشف الارتياب، ص 272.
[3] . منشور جاويد، ج 2، ص 435 ـ 437.

Website Security Test