welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
خداشناسی
كمك خواهى از غير خدا
پرسش:آيا كمك خواهى از غير خدا، شرك است؟

پاسخ: دلايل عقلى گواهى مى دهند كه همه ى شئون ممكن از وجود و هستى و قدرت و نيروى آن، از جانب خدا است. همان طور كه ممكن در وجود خود به خدا نياز دارد، هم چنين در انجام عمل و كار خود از قدرت خدا بى نياز نيست.
درست است كه انسان در كار و كردار خود مختار و آزاد است، ولى او هركارى را انجام دهد، در پرتو قدرتى است كه هر لحظه از جانب خدا به وى مى رسد و اگر يك لحظه فيض الهى قطع گردد، او به انجام كارى قادر نخواهد بود.
اين تنها انسان نيست كه در اصل هستى و انجام كار بى نياز از خدا نيست، بلكه تمام اسباب و عوامل طبيعى در اصل هستى و انجام هر عملى به خدا نيازمند بوده. و اگر مدد حق و كمك هاى او يك لحظه قطع گردد، عوامل طبيعى قادر بر انجام كار خود نخواهند بود.
بنابر اين در صفحه ى هستى، يك مؤثر و بى نياز حقيقى بيش نداريم و آن ذات اقدس خدا است كه خود و مخلوقات خود را در قرآن چنين توصيف مى كند:
( يا أَيُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقراءُإِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَميد ).( [1])
«اى مردم! شما به سوى خدا محتاج هستيد و خداوند بى نياز و ستوده است».
يعنى جز خدا، همگى فقير و محتاج و نيازمند مى باشيد و هيچ عاملى در جهان هر چند هم قوى و نيرومند باشد و هزاران برابر خورشيدِ منظومه ى ما قدرت و نيرو داشته باشد، باز به خدا نيازمند بوده و بدون قدرت او نمى تواند كارى انجام دهد.
از اين بيان روشن مى گردد كه در صفحه ى وجود، يك معين و كمك كننده حقيقى بيش نداريم و اعانت و كمككننده به حكم اين كه فقير بالذات است بدون اتكا به وى ، نمى تواند كارى صورت دهد همچنانكه هيچ موجودى نمى تواند مانع از نفوذ اراده خداى قاهر گردد.
آيه ى زير و آيات مشابه آن بيان گر اين حقيقت مى باشد:
( قُلْ مَنْ ذَا الَّذِى يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلا نَصِيراً ).( [2])
«بگو: اگر خدا درباره ى شما اراده ى عذاب كند، كيست كه شما را از عذاب او حفظ كند و يا اگر اراده رحمت نمايد (كيست كه مانع گردد) در اين موقع براى خود جز خدا ولى و ناصرى نمى يابند».

استعانت از غير خدا

استعانت از غير خدا به دو صورت ممكن است:
1. از عاملى خواه طبيعى و خواه غير طبيعى، از اين نظر كمك مى خواهيم كه ذات و فعل او متعلق به خدا بوده و او اين اثر را به آن داده است كه در مواردى مشكلات بندگان را مرتفع سازد. و در حقيقت يك چنين كمك خواهى از غير خدا منفك و جدا از استعانت از خدا نيست، زيرا او است كه آن قدرت را به آن بخشيده است و هر لحظه اى بخواهد آن را باز مى ستاند.
اگر كشاورز موحد و خداشناس، از آفتاب و آب و شخم زمين و كودشيميايى كمك مى گيرد، در حقيقت از خدا استمداد مى كند، زيرا اوست كه به اين عوامل قدرت و نيرو بخشيده است كه مى توانند دانه ها را پرورش دهند و به حد كمال برسانند.
2. از انسان و يا عامل طبيعى كمك بطلبيم و او را در وجود و هستى و يا لا اقل در ايجاد و كمك كردن، مستقل انديشيده و بى نياز از خدا بدانيم و معتقد گرديم كه او بدون استمداد از قدرت خداوند و بدون اتكا به او و بدون اذن و اجازه وى، مى تواند ما را يارى كند و سرنوشت ما در دست اوست و كار ما به او سپرده شده است. يك چنين استعانت، شرك بوده و با آياتى كه استعانت را به ذات اقدس خدا منحصر مى سازند، مخالف است.
مؤلف «المنار» در بيان اين حقيقت دچار اشتباه شده وتصور كرده است كه مرز توحيد  اين است كه در تحصيل مقاصد( [3]) خود، در درجه ى نخست ،از قوه و قدرت خود، و از مساعدت يكديگر استفاده كنيم و باقى مانده ى كار را به خداوند قادر واگذار نماييم و از او بخواهيم كه كار ما را به ثمر برساند.نه از ديگرى،  زيرا درست است كه ما بايد از قوه و قدرت خود و به اصطلاح از عوامل طبيعى و مادى حداكثر بهره بردارى را بكنيم، ولى بايد در كيفيت بهره بردارى متوجه باشيم كه اين عوامل از خود استقلال و اصالتى ندارند، زيرا در غير اين صورت گام از مرز توحيد فراتر خواهيم نهاد.
حالا اگر كسى معتقد گردد كه علاوه بر اين قوا و نيرو كه در اختيار ما هست، يك رشته علل غير طبيعى داريم كه به اذن خدا مى توانند ما را يارى كنند و هرگز در وجود و ايجاد و اصل هستى و يارى كردن استقلال نداشته و اصالتى ندارند، يك چنين فرد با چنين اعتقاد اگر ازاين اسباب غير طبيعى كمك بطلبد، نه تنها استعانت او صحيح است، بلكه كمك خواهى او به گونه اى كمك خواهى از خدا است. و كوچك ترين تفاوتى ميان اين دو نوع استعانت (استعانت از عوامل طبيعى و استعانت از بندگان پاك خدا) نيست. اگر چنين استعانتى شرك شمرده شود، بايد استعانت نخست نيز در جرگه ى شرك قرار گيرد.
از اين بيان، هدفِ دو نوع از آيات كه يكى استعانت را به خدا منحصر كرده، و ناصر و معينى جز خدا معرفى نمى كند، در حالى كه گروه دوم ما را به يك رشته معين هاى ديگرى دعوت مى كنند و آن ها را نيز معين و ناصر مى دانند، روشن مى گردد كه ميان اين دو گروه از آيات تعارض نيست.
گروهى كه از معارف عقلى قرآن آگاهى صحيح ندارند، به دسته ى نخست مى چسبند و هر نوع استعانت از غير خدا را غلط و نادرست مى خوانند سپس ناچار مى شوند كه مسأله ى استعانت از نيروى انسانى و اسباب مادى را به دليل اين كه شرع اجازه داده است (تخصيص) از تحت آيات بيرون سازند; يعنى تنها بايد از خدا استعانت جست، مگر در مواردى كه خدا اجازه داده باشد از غير او كمك بگيريم. در منطق اين گروه، كمك گيرى از نيروى انسانى و عوامل طبيعى در حالى كه كمك گيرى از غير خداست، ولى جايز و مشروع مى باشد، در حالى كه هدف آيات غير از اين است.
مجموع آيات ما را به يك مطلب دعوت مى كند و آن اين كه از غير خدا نبايد استعانت جست، واستعانت از عوامل ديگر بايد به گونه اى باشد كه با حصر استعانت از خدا منافاتى نداشته باشد و كمك خواهى از آن ها، استعانت از خدا محسوب گردد نه خارج از آن; به عبارت ديگر معين و ناصر اصيل و مستقل كه نصرت واعانت معين وناصرهاى ديگر از او سرچشمه مى گيرد، جز خدا كسى نيست; ولى در عين حال در جهان آفرينش علل واسبابى داريم كه به اذن و فرمان خدا و قدرت خدا دادى، افراد بشر را يارى مى كنند. و كمك خواهى از فرع، كمك خواهى از اصل است.
اينك به برخى از آيات هر دو گروه اشاره مى كنيم:
( ...وَمَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ الْعَزِيز الحَكيم ).( [4])
«نصرت فقط از جانب خداى توانا و حكيم است».
( إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعين ).( [5])
«فقط تو را مى پرستيم و از تو يارى مى جوييم».
آيات ذكر شده نمونه هايى از گروه نخست بود. اينك به آيات گروه دوم كه
به ما دستور مى دهد از عواملى غير خدا نيز استمداد كنيم اشاره مى نماييم:
1.( وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِوَالصَّلوةِ ).( [6])
«از صبر و بردبارى ونماز كمك بگيريد».
2.( ...وَتَعاوَنُوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقْوى... ).( [7])
«در كارهاى نيك و پرهيزگارى به همديگر كمك كنيد».
3. ( ...ما مَكَّنّى فِيهِ رَبِّى خَيرٌ فَأَعِينُونى... ).( [8])
«آن چه را پروردگارم به من تمكن داده است بهتر است شما مرا (در ساختن سد) يارى كنيد».
4. ( ...وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِى الدِّين فَعَلْيكُمُ النَّصْرُ... ).( [9])
«اگر مسلمانان غير مهاجر از شما مسلمانان مهاجر كمك طلبيدند، آنان را يارى كنيد».
كليد حل اين گونه از آيات آشكار است و آن اين كه: درجهان آفرينش يك فاعل مستقل و مؤثر تام داريم كه در وجود و ايجاد به جايى متكى نيست و عوامل ديگر در وجود و ايجاد به او احتياج دارند و همگى به اذن و قدرت او انجام وظيفه مى كنند و اگر او به عوامل ديگر قدرت و نيرو نمى داد به كوچك ترين كارى، قدرت نداشتند.
در سوره ى توحيد جريان نيز از اين قرار است. كمك كننده ى واقعى در تمام مراحل خداست و از هيچ كس نمى توان به عنوان معين مستقل كمك خواست. از اين جهت يك چنين استعانت منحصر به ذات اقدس اوست، ولى اين مانع از آن نيست كه از ديگران به عنوان عامل غير مستقل كه در پرتو عنايات خدا ما را كمك مى كنند كمك بطلبيم. و يك چنين استعانت، با حصر كمك خواهى از خدا منافات ندارد، زيرا:
اوّلاً: استعانتى كه مخصوص ذات اقدس خداست، غير استعانتى است كه در باره ى عوامل ديگر انجام مى گيرد; كمك خواهى از فردى به عنوان اين كه بالذات و بدون اتكا به جايى كارى صورت مى دهد و ما را كمك مى كند، مخصوص ذات الهى است، در حالى كه درخواست كمك از عوامل ديگر به گونه ى ديگر است و آن اين كه به اتكاى قدرت خدا ما را يارى مى كنند، نه بالذات و مستقلاً. اگر استعانت به صورت نخست مخصوص ذات اقدس الهى گرديد، دليل نمى شود كه دومى نيز مخصوص ذات او باشد.
ثانياً: يك چنين كمك خواهى از مخلوق خدا، منفك از كمك خواهى از خدا نيست، بلكه عين كمك خواهى از اوست. و در جهان بينى يك فرد موحد كه همه ى جهان را فعل خدا و مستند به وى مى داند، چاره اى جز اين نيست. در پايان يادآور مى شويم كه:
مؤلف «المنار»  در ج1، ص59 چون استعانت از ارواح مقدسه را يك نوع بيش تصور نكرده است، آن را ملازم با شرك دانسته است و مى گويد:
«ومن هنا تعلمون انّ الّذين يستعينون بأصحاب الأضرحة والقبور على قضاء حوائجهم وتيسر أُمورهم و شفاء أمراضهم و نماء حرثهم و زرعهم و هلاك أعدائهم وغير ذلك من المصالح، هم عن صراط التوحيد ناكبون وعن ذكر اللّه معرضون;
آنان كه از صاحبان ضريح و قبور براى اداى حاجت هاى خويش و آسانى كارهاى خود و بهبودى بيمارانشان و نمو زراعت ونابودى دشمنانشان كمك مى طلبند، از جاده توحيد، منحرف و از ياد خدا رو گردانند».
اشكال اين سخن روشن است، زيرا درخواست كمك از غير خدا بسان كمك خواهى از عوامل طبيعى، بر دو نوع است: يكى عين توحيد و ديگرى مايه ى شرك است; يكى ملازم با ياد خدا و آن ديگرى موجب فراموشى خداست.
مرز توحيد و شرك، اسباب ظاهرى و غير ظاهرى نيست، بلكه مرز آن همان استقلال و عدم استقلال، غنا و فقر، اصالت و عدم اصالت است.
فعاليت عوامل غير مستقل و وابسته به خدا، به اذن اوست و كمك خواهى از آن، نه تنها مايه ى غفلت نيست، بلكه مايه ى توجه به خداست، مع الوصف چگونه مى گويد: «عن ذكر اللّه معرضون». و اگر اين نوع استعانت ها مايه ى فراموشى خدا باشند، بايد توسل به اسباب مادى و نيروهاى انسانى نيز مايه ى فراموشى گردند.
شگفت است از نويسنده ى ديگرى مانند شيخ محمود شلتوت كه در تفسير خود عين جمله هاى (عبده) را بى كم و زياد آورده و مسئله را خاتمه داده است و ظاهر حصر را ( إِيّاكَ نَسْتَعِين )گرفته و از حقيقت آيه و آيات ديگر غفلت كرده است.( [10]) ( [11])

[1] . فاطر/ 15.
[2] . احزاب/ 17.
[3] . شيخ محمد عبده در تفسير ( إِيّاكَ نَسْتَعين ) اين چنين مى گويد: يجب علينا أن نقوم بما في استطاعتنا من ذلك و نبذل من اتقان أعمالنا كلّ ما نستطيع من حول وقوّة و أن نتعاون و يساعد بعضنا بعضاً على ذلك و نفوض الأمر فيما وراء كسبنا إلى القادر على كلّ شيء ونلجأ إليه وحده و نطلب المعونة للعمل و الموصل لثمرته منه سبحانه دون سواه(المنار، ج1، ص 58).
[4] . آل عمران/ 126.
[5] . حمد/5.
[6] . بقره/45.
[7] . مائده/2.
[8] . كهف/ 95.
[9] . انفال/72.
[10] . منشور جاويد، ج 2، ص 465 ـ 471 .
[11] اندیشه های جاوید، ج 1، ص 81.

Website Security Test