welcome to official website of Grand Ayatollah Sobhani
فارسی عربی
صفحه اصلی مقالات دروس خارج مجله کلام اسلامی گالری تصویر استفتائات اخبار قاموس المعارف ریحانة الأدب
مقالات برگزیده
دسترسی سریع به مقاله
امامت نزد شیعه
امامت در قرآن
اگر امامت از اصول است، چرا قرآن در اين مورد سخن نگفته است؟

پاسخ: در اين كه مديريت جامعه پس از پيامبر گرامي (ص) به شخصيت والايي نيازمند است، جاي گفتگو نيست و خرد هر انسان منصفي بر اين اصل داوري مي‌كند و اتفاقاً قرآن ـ بر خلاف نظر پرسشگر ـ رهبري امّت(امامت) را به صورت كلي مطرح مي‌كند.

آياتي كه امامت را مطرح مي‌كنند:

1. آيه ولايت

1. «إِنّما وَلِيُّكُمُ اللّه وَرَسُولهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاة وَهُمْ راكِعُون».[1]

«وليّ شما تنها خدا و پيامبر اوست و كساني كه ايمان آورده‌اند؛ همان كساني كه نماز برپا مي‌دارند و در حال ركوع زكات مي‌دهند».

شأن نزول آيه را بسياري از مفسران و اهل حديث چنين نقل كرده‌اند: «سائلي وارد مسجد شد و درخواست كمك كرد. كسي به او چيزي نداد، امام علي(ع) در حالي كه در ركوع بود، با انگشت خود كه انگشتري در آن بود به فقير اشاره كرد كه انگشتري را از دست او درآورد و رفع احتياج نمايد. او نيز جلو آمد و انگشتر را از دست امام درآورد و دنبال كار خود رفت».

در اين هنگام خبر به پيامبر (ص) رسيد. وي از خدا چنين درخواست نمود: «پروردگارا! همان طور كه براي موسي از خاندانش وزيري معين نمودي، براي من نيز از اهل بيتم وزيري معين فرما». در اين لحظه فرشتة وحي فرود آمد و آية ياد شده را براي پيامبر خواند.

اين شأن نزول را علاوه بر علماي شيعه، 66 تن از محدثان و متكلمان بزرگ اهل سنت با مختصر تفاوتي، در كتاب‌هاي خود آورده‌اند. محقق فرزانه علاّمه اميني مصادر آن را در كتاب شريف «الغدير» آورده است.[2]

اكنون بايد ديد چگونه اين آيه مسأله امامت را مطرح مي‌كند:

توضيح اين كه: «ولي» در آيه ياد شده به معني سرپرست و كسي است كه زمام امور را به دست گيرد، لذا پدر و حاكم را ولي مي‌خوانند و مي‌گويند: «الأب وليّ الطفل»، و «الحاكم وليّ القاصر». از آنجا كه محور سخن «ولي مؤمنان» است، طبعاً، مقصود از «وليكم اللّه» امام و حاكم آنها خواهد بود، حتي قرائن موجود در آيه و شأن نزول آن، روشن‌ترين گواه است كه مراد از «ولي»، امامت و سرپرستي است.

اينك قرائن:

1. اگر مقصود از «ولي» در «وليّكم» غير از ولايت و زعامت ديني و مقام سرپرستي باشد، مثلاً گفته شود مقصود از آن «محبّ» و «ناصر» است، در اين صـورت منحصـر كردن مقـام به سه فـرد، بي‌جهـت خواهد بود، زيرا همه افراد با ايمـان، محب و دوست و ناصـر و يار يكديگـرند و اختصاص به اين سه نفر ندارد.

2. ظاهر آيه اين است كه تنها اين سه تن بر جامعه مسلمانان ولايت دارند، در اين صورت بايد گروهي كه ولايت دارند، غير از گروهي باشند كه تحت ولايت هستند. اگر ولي را به معني رهبر و سرپرست امور مسلمانان بگيريم، طبعاً اين دو گروه از هم جدا و متمايز مي‌شوند، امّا اگر آن را به معني دوست و ياور بگيريم، اين دو گروه، يكي مي‌شوند؛ زيرا همه افراد، محب و دوست يكديگر و ناصر و ياور هم هستند.

3. هرگاه مقصود دوستي و نصرت باشد، مي‌بايست تنها به «الّذينَ آمَنُوا» اكتفا شود و ديگر به آوردن اين جمله كه «در حال ركوع زكات مي‌دهند»، نيازي نباشد، زيرا در جامعة با ايمان، همه افراد با يكديگر دوست و ياور هستند؛ خواه در حالت ركوع زكات بدهند يا نه.

از اين رو مفاد آيه، همان است كه پيامبر گرامي(ص)، در يكي از سخنانش فرموده است:

«اي علي! تو پس از من وليّ هر فرد با ايمان هستي».[3]

لفظ «بعدي» گواه بر اين است كه مقصود از «ولي» همان مقام رهبري و حكومت و سرپرستي در امور ديني و دنيوي است، نه محبت و دوستي؛ زيرا اگر دوستي بود، به زمان درگذشت پيامبر(ص) اختصاص نداشت.

2. آيه «أولوا الامر»

آيه پيشين تنها آيه‌اي نيست كه امامت و ولايت را به صورت يك اصل مطرح مي‌كند، بلكه آيه اطاعت «اولو الامر» نيز نمونه‌اي ديگر است، چنان كه مي‌فرمايد:

«يا أَيُّها الّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُول وَأُولي الأمْرِ مِنْكُمْ...».[4]

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر و اولياي امر خود فرمان بريد...».

«اولو الامر» در آيه كه به معناي «فرمانروايان» است، حاكي از فرمانروايي گروهي است كه اطاعت آنان در كنار اطاعت خدا و رسول ، قرار گرفته است. فخررازي در تفسير خود، بيان شيوايي دارد و مي‌گويد: از اين كه اولوالامر در كنار خدا و رسول، قرار گرفته، بايد گفت كه صاحبان اين منصب، معصوم از گناه و پيراسته از خطا بودند؛ زيرا (گذشته از اين كه در كنار دو فرد معصوم (خدا و پيامبر)واقع شده‌اند و بايد با آن دو همگون باشند)، از اين كه اطاعت «اولو الأمر» بدون قيد و شرط لازم شمرده شده، بايد گفت اين فرمانروايان، انسان‌هاي معصومي هستند كه پيراسته از گناه و خطا مي‌باشند و اگر غير آن بود، حتماً بايد حدود اطاعت آنها محدود گردد، در حالي كه قرآن، بدون حدّ و مرز اطاعت آنها را لازم شمرده است.[5]

اين دو آيه (آيه‌هاي ولايت و اولو الامر ) مسأله امامت را به طور مستقل مطرح مي‌كند، در حالي كه برخي از آيات هر چند مسأله امامت را مطرح نمي‌كند ولي شأن نزول آن حاكي است كه در اين مورد نازل شده است، مانند آيه «اكمال».

3. آيه اكمال

«اَلْيَومَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الإسْلامَ دِيناً...».[6]

«امروز دين شما را براي شما كامل ساختم و نعمت خويش را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين براي شما پسنديدم...».

مفسران و گروهي از محدّثان ، نزول اين آيه را در حجة الوداع در
ـ روز غدير خم ـ روزي كه علي(ع) به مقام امامت منصوب گشت، يادآور شده‌اند.[7]

با توجه به اين سه آيه، پاسخ سؤال روشن مي‌شود كه مسأله امامت و ولايت در قرآن مطرح است، و هرگز قرآن آن را ناگفته نگذاشته است.[8]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .  مائده/55.

[2] .  الغدير، ج3، صص 156 تا 162.

[3] .  مستدرك حاكم، ج3، ص 111; مسند احمد، ج4، ص 437.

[4] .  نساء/59.

[5] .  مفاتيح الغيب معروف به تفسير رازي:10/144.

[6] .  مائده/3.

[7] .  الدرالمنثور، ج2، ص 298; فتح القدير، ج2، ص 57; ينابيع الموده، ص 120; تفسير المنار، ج6، ص 463; مرحوم علامه اميني در كتاب الغدير، نزول اين آيه را در روز غدير از مدارك بسياري نقل كرده است (الغدر، ج1، ص 447ـ 458 از 16 منبع نقل كرده است.

[8] گزیده راهنمای حقیقت، آیت الله سبحانی، ص 121.

Website Security Test